درباره نویسنده
علی اکبر رهدار
متولد سیستان .ازسال 68 به استخدام آموزش و پرورشدرآمده ام از سال81 کار خبری را رسما آغاز کردم
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • علی اکبر رهدار
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • زمان طلایی آموزش خلاقیت به کودکان
  • گز روغن» درختچه‌ای با ارزش تولید «طلای چرب» در بوته فراموشی
  • 20معجزه عسل و دارچین
  • 20معجزه عسل و دارچین
  • علل اصلی کوتاهی قد
  • سیستان و بلوچستان با تولید سالانه 115 هزارتن، قطب تولید موز کشور است
  • ۱۳٩۱/٦/٢٠
  • سوختن هزاران نفر درکوله سنگی زاهدان-خبر آینده درصورت عدم توجه مسئولان راه و پلیس
  • زیبا شهر زاهدان ومشکلات
  • خواص درمانی شکوفه های نارنج
  • چگونه خواب آرام داشته باشیم خواب آرام مانند تغذیه و ورزش، ضامن سلامت هر فردی
  • شیوه گفتمان صحیح همسران
  • مادران جوان بخوانند
  • ۶ گام تا رسیدن به شادکامی
  • افراط و تفریط در شیوه های تربیتی
  • زیبایی، به چه قیمت
  • متن و ترجمه حدیث شریف کساء
  • بهترین زمان خوردن میوه چه زمانی است؟
  • گام به گام در مسیر شکوفایی استعداد کودکان
  • درمان های خانگی با خوراکی های طبیعی
  • لبخندبزنیدتا ۷ سال بیشتر عمرکنید
  • شیوه آموزش و پرورش در مهدکودک ها روشمند نیست
  • آب درمانی-مزایای نوشیدن آب با معده خالی (آب درمانی)
  • استخراج سنگ در سیستان و بلوچستان، فرآوری در استان های دیگر!
  • تولید عسل در سیستان و بلوچستان یک درصد ظرفیت واقعی است
  • سیستان و بلوچستان دارای رتبه اول صید ماهی تن و میگو در کشور
  • بادهای ۱۲۰روزه سیستان؛ از تهدید تا فرصت
  • جریمه های جدید راهنمایی ورانندگی وچند سوال
  • حمایت از کودک به قوانین پیشگیرانه نیازدارد
  • نکات بهداشتی برای نگهداری مواد غذایی در یخچال
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • آبان ٩۱
  • مهر ٩۱
  • شهریور ٩۱
  • تیر ٩۱
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • طراحی وب قالب
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



سمالی
شیوه صحیح تشویق و تنبیه کودکان
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۳٠

 

در میان اصول تربیتی تشویق و تنبیه جایگاه ویژه ای دارد. همه ما چه به عنوان والدین و چه به عنوان فرزند، تشویق و تنبیه را تجربه کرده ایم و باید اذعان کرد که این ۲ شیوه از رایج ترین اصول تربیتی است که به کار گرفته می شود. بیشتر والدین این ۲ ابزار تربیتی را طبق آن چه از بزرگ ترها تجربه کرده یا دیده اند، برای فرزندان خود به کار می گیرند و تصور می کنند به کسب اطلاعات و افزایش آگاهی در این باره نیازی ندارند، غافل از این که نادیده گرفتن اصول این دو شیوه تربیتی تبعاتی دارد و باعث می شود والدین در موارد بسیاری سرخورده و ناامید شوند. آن ها اغلب شکایت می کنند که بچه های این دوره و زمانه فرق کرده اند غافل از این که بچه ها فرق نکرده اند و این والدین هستند که باید شیوه های برخورد صحیح با کودکان را بیاموزند.

محرک خوشایند، محرک ناخوشایند

تنبیه یا تشویق از جمله الگوهای تربیتی است که برای آگاه کردن فرد نسبت به کارهای منفی یا مثبت اش انجام می شود و در شکل گیری هنجارها نقش مهمی دارد. حامد سیامکی خبوشان کارشناس ارشد روان شناسی بالینی و عضو سازمان نظام مشاوره و روان شناسی با بیان این مطلب به خراسان می گوید: هدف از تنبیه، کاهش رفتار منفی و در مقابل هدف از تشویق تکرار رفتار مثبت است. ارائه محرک ناخوشایند یا حذف محرک خوشایند رایج ترین شیوه تنبیه و تشویق است این ۲ راهکار لازمه رشد شخصیت فرد است و حذف تنبیه و افراط در تشویق یا افراط در تنبیه و حذف تشویق شخصیت فرد را به شدت متزلزل می کند.

آن چه بسیاری از والدین نمی دانند این است که تنبیه و تشویق باید طبق اصول انجام شود تا اثر بخش باشد.

متأسفانه والدین تنبیه را به عنوان یک شیوه تربیتی دم دست، راحت و آسان تلقی می کنند غافل از این که بی اعتنایی به ظرافت های تنبیه و تشویق کل نظام تربیتی خانواده را تحت تأثیر قرار می دهد. بسیاری از والدین به علت ناآشنایی با مهارت های فرزند پروری و الگوهای تربیتی بیش از حد بر اجرای برخی شیوه های تنبیهی و یا تشویق های افراطی اصرار می ورزند و متأسفانه اطلاعات چندانی درباره شیوه های صحیح تنبیه و تشویق ندارند و با آزمون و خطا این شیوه ها را اجرا می کنند.

بعضی والدین حاضر نیستند ساختار فکری خود را به نفع کودک تغییر دهند و تغییر رفتار برای آن ها کار بسیار دشواری قلمداد می شود. بنابراین پس از مدتی به بی اثر بودن شیوه های تنبیهی و تشویقی خود پی می برند و به جای این که درصدد علت این موضوع برآیند کودک را مقصر جلوه می دهند و می گویند فرزندشان با بقیه فرق دارد. در صورتی که علت اصلی مشکل از عملکرد آن ها ناشی می شود.

اصول اساسی تنبیه و تشویق

رعایت اصول تنبیه و تشویق در افزایش اثربخشی آن موثر است. هر گونه تنبیه و تشویقی که اعمال می شود باید هدفمند باشد. سیامکی خبوشان ادامه می دهد: تشویق و تنبیه باید بلافاصله انجام شود و مشروط نباشد. باید متناسب با سن، جنس و کاری که کودک انجام داده است، باشد. موقعیت شناسی در اثر بخشی تنبیه نقش مهمی دارد. مهم تر از همه این که تنبیه نباید جسمی و تشویق نباید مادی باشد. هماهنگی والدین در تشویق و تنبیه با یکدیگر، قاطعیت داشتن و انجام آن پس از عمل از دیگر اصولی است که حتما باید رعایت شود. والدین باید در نظر داشته باشند تنبیه و تشویق باید بر اساس مطلوب بودن یا نبودن رفتارها و نه احساسات، عواطف و هیجانات مقطعی انجام شود. از طرف دیگر استفاده مکرر از تنبیه و تشویق آن ها را بی اثر می کند و حتی به پرتوقعی و جهت گیری منفی در کودک منجر می شود. کودک به این ترتیب در طول زمان می تواند اعمال والدین را پیش بینی کند و برای دریافت پاداش یا باج گیری والدین را تحت فشار قرار دهد.

خاموشی

بسیاری از والدین تصور می کنند فقط با گفتار یا کردار می توانند شیوه های تربیتی را اعمال کنند در صورتی که گاه با خاموشی می توان پیام های زیادی را به کودک داد. این کارشناس ارشد روان شناسی بالینی با اشاره به این موضوع می گوید: خاموشی یعنی پس از بروز رفتار، اتفاقی در محیط نمی افتد و ارائه نکردن یک تقویت کننده مثبت خود به خود باعث تغییر رفتار می شود.

به عنوان مثال برای کاهش گریه های کودک به هنگام خواب، بهترین کار خاموشی و بی اعتنایی است. خاموشی باعث می شود کودک دریابد که با روشی که برای تغییر رفتار والدین در پیش گرفته است به نتیجه نمی رسد بنابراین پس از اندکی مقاومت، تسلیم می شود. البته گاه این والدین هستند که با رفتارهای خود باعث بروز رفتارهای نادرست کودک می شوند. آن ها در واقع با سکوت و خاموشی در مقابل رفتارهای مثبت باعث می شوند که کودک سرخورده و ناامید شود. به عنوان مثال وقتی رفتار مثبتی از کودک سر می زند باید گاه و بیگاه آن را یادآوری کرد و تشویق کلامی انجام داد. در غیر این صورت کودک در طول زمان، رفتار مثبت را کنار می گذارد زیرا می بیند با رفتارهای منفی بیشتر قادر به جلب توجه والدین است. بنابراین باید در مجموعه رفتارهایی که کودک انجام می دهد رفتارهای مثبت را شناسایی و آن ها را تقویت کرد و در مقابل رفتارهای منفی را اگر لازم است با خاموشی وگرنه با شیوه صحیح تنبیهی تذکر و هشدار داد.

دیگر شیوه های تنبیهی

باید دانست که الگوگیری نیز یکی دیگر از شیوه های اساسی مواجهه کودک با رفتارهاست. تعامل و تماس مستقیم با افرادی که رفتارهای مطلوب زیادی دارند، در شاکله رفتاری کودک تاثیر چشم گیری دارد، به ویژه این که به طور غیرمستقیم ارائه می شود. وی از تاثیر محیط پیرامون در شکل  گیری رفتارهای نامطلوب در کودک به عنوان یکی از شاخص های اصلی یاد می کند و می گوید: در بسیاری از مواقع والدین از پرخاشگری فرزندشان، در مراجعه به مراکز مشاوره شکایت می کنند در حالی که در بررسی بیشتر معلوم می شود والدین پرخاشگر هستند و این الگو در محیط منزل وجود داشته است. بنابراین پرخاشگر شدن کودک در این شرایط امری طبیعی است و تغییر این الگو می تواند حلال مشکل باشد. گاهی تغییر شرایط محیطی در رفع یک رفتار نادرست تاثیر دارد به عنوان مثال کودکی که دایم در یخچال را باز می کند که شکلات بخورد با گفتن شکلات نخور دست از کارش بر نمی دارد. در این موارد بهتر است شکلاتی در یخچال نباشد که نیازی به تذکر هم وجود نداشته باشد. یادآوری می شود که اعمال کردن صحیح این اصول نیاز به مداومت و صبر و حوصله فراوان و تمرین و تکرار دارد اما متاسفانه خانواده ها همواره به دنبال آسان ترین، راحت ترین و ارزان ترین شیوه های تربیتی هستند و ایجاد تغییر و تفاوت در رفتارها را دشوار می بینند. کودکان این دسته از خانواده ها هم در طول زمان دقیقا همین گونه رفتار می کنند و برای رسیدن به هدف کوتاه ترین راه را انتخاب می کنند یعنی آن چه که در خانواده یاد گرفته اند، قهر کردن، گریه کردن، داد زدن و تنبیه بدنی معمول ترین شیوه های تنبیهی در بسیاری از خانواده هاست که هم والدین و هم کودکان علیه یکدیگر به کار می برند. سیامکی خبوشان با تایید این نکته که تغییر در رفتار و کنار گذاشتن شیوه های تنبیهی غلط از سوی والدین بسیار دشوار است، می گوید: برای کودکان این تغییر رفتار چندان دشوار نیست در حالی که برای والدین دشوار است زیرا روحیات و شخصیت آن ها شکل گرفته و هرگونه تغییری در آن زمان بر است اما در مورد کودکان این اصل رایج است که هر چیزی را که تکرار کنند، تبدیل به عادت می شود. به علاوه کودکان در دست والدین موم هستند و به هر شکلی که بخواهند تغییر می کنند. اطلاع داشتن کودک از دلیل تشویق یا تنبیهی که برایش در نظر گرفته ایم، حذف تشویق های افراطی مادی، کنار گذاشتن رفتارهای مستبدگونه، احترام گذاشتن به استقلال کودک و شخصیت وی، هدیه دادن به کودک بدون دلیل و ابراز محبت به وی بدون پیش شرط از دیگر راهکارهای موثر اثربخشی تشویق یا تنبیه است.

تشویق و تنبیه روانی در کودکان زیر ۷ سال بیشترین اثربخشی را دارد

تنبیه و تشویق باید بر اساس شخصیت کودک تنظیم شود و بر اساس سن، جنس و موقعیت می تواند اجتماعی، مادی و روانی باشد. اجتماعی بودن تنبیه یا تشویق به این معناست که محرک مثبت یا منفی از سوی گروه اعمال شود. تنبیه و تشویق روانی که به ۲ دسته کلامی و غیرکلامی تقسیم می شود، می تواند بسیار موثر باشد. تشویق کلامی می تواند گفتن احسنت، آفرین و غیرکلامی می تواند حرکات چهره یا تماس لمسی با کودک باشد. این موارد در کودکان زیر ۷سال بسیار موثر است زیرا اثربخشی فراوانی روی شخصیت کودک می گذارد. برخلاف تصور عموم تنبیه و تشویق روانی حتی بیش از نوع مادی تاثیرگذار است و به طور کلی شاکله شخصیت کودک را دستخوش تغییر می کند.

 

نظرات ()



گز روغن» گیاهی منحصربه فرد اما فراموش شده درسیستان وبلوچستان
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/٢٩

 

گز روغن» گیاهی منحصربه فرد اما فراموش شده درسیستان  وبلوچستان

صفحه 06 ایران ، شماره سریال 17086 ، تاریخ انتشار 870630

 

سیستان وبلوچستان به دلیل شرایط اقلیمی و موقعیت جغرافیایی خاص خود، دارای گیاهان و منابع طبیعی منحصربه فردی از جمله درختچه گزروغن است که با بی توجهی مواجه می باشد؛ درختچه ای کاملا اقتصادی که در استان های سیستان وبلوچستان و هرمزگان می روید و کاربردهای اقتصادی و دارویی فراوانی دارد. با این که در استان قابلیت بسیار بالایی برای تولید این درختچه وجود دارد اما متاسفانه از این ظرفیت به خوبی استفاده نمی شود و طرحی که دکتر «جوانشیر» چند سال پیش برای توسعه این درختچه در نزدیکی نیک شهر آغاز کرد، همچنان بلاتکلیف مانده است؛ به طوری که می توان گفت فراموش شده است. گز روغن یا گز رخ ( مارینگا)گیاهی است که روغن حاصل از آن درصنایع مهمی نظیر هواپیماسازی و ساعت سازی کاربرد دارد. جدا از این، قسمت های دیگر این گیاه از جمله پوست، برگ، گل، ریشه و بذر آن دارای کاربردهای متعدد درحوزه صنعتی، درمانی، خوراکی و بهداشتی است. گز روغن، منبع درآمد مناسبی برای بسیاری از روستاییان و بهره برداران به ویژه دام داران و کپرنشینانی است که در دل کوه ها زندگی می کنند و در بعضی موارد از کمترین امکانات محروم هستند. بذرهای این گیاه، پس ازجمع آوری و پوست گیری، جوشانده و چند مرحله آبگیری می شود تا مزه تلخ آن ها از بین برود. سپس تفت داده و به آجیل خشک تبدیل می شود که یا همراه گندم تفت داده می شود، یا پس از مخلوط شدن با خرما مصرف می شود. این محصول بسیار خوش خوراک و مقوی است و مورد توجه عرب نشینان حاشیه خلیج فارس است؛ از این رو می توان آن را منبع درآمد مناسبی برای روستاییان محروم این منطقه تلقی کرد؛ درواقع اشتغال زایی یکی دیگر از مزیت هایی است که با توسعه تولید این گونه گیاهی در منطقه تحقق می یابد. درختچه گز روغن، علاوه بر ارزش های بالای اقتصادی، گیاهی و صنعتی از ارزش های بالای زیست محیطی نیز برخوردار است؛ به طوری که توسعه کشت آن، به حفظ منابع طبیعی کمک می کند و مانع از تخریب بیش از اندازه عرصه های طبیعی توسط دام ها می شود.این گیاه با ارزش درحال حاضر در مناطقی از استان- بلوچستان غربی- نیک شهر و بشاگرد در استان هرمزگان تولید می شود. رئیس اداره مرتع اداره کل منابع طبیعی سیستان وبلوچستان در این رابطه می گوید: از ٣ گونه این گیاه که در دنیا شناخته شده است، یک گونه آن در استان سیستان وبلوچستان شناسایی شده است. «میرشکار» می افزاید: این درخت از نظر ویژگی های گیاه شناسی و اکولوژیکی، درخت بی نظیری است و گاه در شرایط بسیار سختی رشد می کند که می توان آن را یک معجزه در عالم گیاهی دانست. وی خاطرنشان می سازد: گل های این درختچه از نیمه دوم بهمن تا اواسط اردیبهشت ماه می روید و میوه های آن به شکل لوبیاست که اغلب ٨ تا ١۵ دانه را در کنار هم دربردارد. وی می گوید: این درختچه از دو جنبه حایز اهمیت است؛ اول این که چنین قابلیتی دارد که در مناطق کوهستانی و حتی صخره سنگی رشد کند و دوم این که روغن صنعتی با ارزش اقتصادی بالا از آن تولید می شود که در صنعت هواپیماسازی و ساعت سازی کاربرد دارد. وی ارزش اقتصادی این روغن را حدود لیتری یک هزار و ۵٠٠ دلار اعلام می کند و می افزاید: این درحالی است که میزان تولید روغن در این درختچه بسیار بالاست و ٢١ درصد هر دانه را روغن تشکیل می دهد. «میرشکار» تصریح می کند: دانه های میوه این درختچه علاوه بر ارزش خوراکی، دارای روغن تلخی است که بر اثر جوشاندن، تلخی آن از بین می رود و روغن خوراکی به دست می آید که بسیار مرغوب و مورد توجه ساکنان بومی منطقه است.

«سابک زهی» یکی از ساکنان منطقه کوچنیک شهرستان نیک شهر در این باره می گوید: از میوه این درخت، آجیل تهیه می شود و هر کیلو بذر برشته شده گز روغن، حدود ٣٠ هزار ریال در بازار به عنوان یک ماده غذایی مناسب و مقوی خرید و فروش می شود. کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهان اداره کل منابع طبیعی سیستان و بلوچستان هم در این خصوص می گوید: روغنی که در حال حاضر ساعت سازان کشور با نام تجاری «نووستار» استفاده می کنند از سوئیس وارد می شود و هر لیتر آن حدود یک میلیون و ٨٠٠ هزار ریال هزینه دربردارد که با این حال معلوم نیست این روغن وارداتی، منشاء گیاهی داشته باشد. «حسین علی نارویی خندان» می افزاید: از هر کیلوگرم بذر درختچه گز روغن، ٢١٢ گرم روغن استحصال می شود. وی می گوید: این درخت از طریق دانه و قلمه تکثیر می شود که قلمه زدن موثرترین روش برای توسعه تولید آن است. به گزارش خبرنگار ما در سال ١٣٧٢ طرح مطالعاتی توسعه تولید درختچه گز روغن، توسط زنده یاد دکتر جوانشیر در مناطق کوچنیک و نسفوران شهرستان نیک شهر انجام شد و چگونگی تکثیر و دامنه های رشد آن مورد مطالعه قرار گرفت و در این خصوص ساختمانی نیز احداث شد که در حال حاضر بدون استفاده مانده است. نتیجه حاصل از این طرح مطالعاتی، تکثیر به روش قلمه زدن و رشد در دامنه جنوبی کو ه ها و صخره های این منطقه بود که این طرح در حال حاضر تقریبا به حالت تعطیل درآمده است. رئیس اداره منابع طبیعی شهرستان نیک شهر نیز می گوید: تمامی قسمت های این درخت از قبیل پوست، برگ، گل، صمغ، ریشه، چوب و به ویژه بذر آن کاربرد دارد، که برخی درمانی و برخی خوراکی است. «ملازهی» می افزاید: از روغن این  گیاه علاوه بر مصرف خوراکی، برای درمان بیماری هایی از قبیل دردهای رماتیسمی، جذام، زخم معده و حتی به عنوان پادزهر استفاده می شود؛ ضمن این که در تولید لوازم بهداشتی و آرایشی کاربرد دارد.وی تهیه طرح ذخیره گاه گز روغن در منطقه فنوج به مساحت ۴۵٠ هکتار و احداث هلالی ها در محدوده طرح به مساحت ۵٠ هکتار را از اقدامات انجام شده در این زمینه بر می شمارد و خاطر نشان می سازد: تولید سالانه یک هزار و ۵٠٠ اصله نهال و توزیع در بین مردم منطقه، شهرستان، استان های همجوار و احداث بندخشکه چین توام با بذرکاری با گز روغن در محدوده طرح به مساحت ۴٠٠ هکتار از دیگر اقدامات انجام شده توسط این اداره است.اگر چه حرکت آرام و تلاش های انجام شده برای توسعه و تولید این درختچه با ارزش، نباید از نظرها دور بماند اما به این اقدامات مختصر هم نمی توان اکتفا کرد و باتوجه به آثار مفید و مصارف این گونه گیاهی و اشتغال زایی فراوان آن باید با بیش از این به توسعه چنین گیاه با ارزشی در مناطق محروم جنوب کشور اندیشید

 

نظرات ()



توصیه های تغذیه ای برای فصل سرما
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/٢٩

 

افراد در پاییز از مصرف گوشت گوساله و سوسیس و کالباس اجتناب کنند.

افراد در فصل پاییز از مصرف مواد سوداساز مانند گوشت گاو، گوشت گوساله، گوشت‌های یخی و سوسیس و کالباس پرهیز کنند. مژگان تن‌ساز پژوهشگر طب سنتی در این باره به فارس گفت: در فصل پاییز افراد باید از غذاهای گرم و تر مانند گوشت بره، گوشت گوسفند و شیرینی‌هاو بادام و میوه‌هایی مانند به، سیب و گلابی استفاده کنند.

وی گفت:هم چنین استحمام روزدرمیان می‌تواند خشکی بدن افراد را از بین ببرد همچنین بودن زیر دوش آب نیم‌گرم برای افراد مفید است. وی اضافه کرد: مالیدن روغن‌هایی مانند گل بنفشه و بادام می‌تواند از خشکی پوست بدن پیش گیری کند هم چنین استفاده از بوهای خوش مانند عطر گل سرخ باعث تقویت روحیه افراد می‌شود. وی ادامه داد: در این فصل، هنگام خارج شدن از خانه و در هوای آزاد پوشاندن سر بسیار مهم است و از بروز بیماری‌های ناشی از سرما پیش گیری می‌کند در فصل پاییز باید از غم و ناراحتی پرهیز و به کارهای مفرح و شاد پرداخته شود

نظرات ()



کمتر غذای خوشمزه بخورید
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/٢٩

 

 

 

با این که اخباری نظیر افزایش آمار مبتلایان به بیماری های قلبی و عروقی در کشور به اخباری تکراری تبدیل شده اما ابعاد گسترده این دسته از بیماری ها و پیامدهای اقتصادی، روانی و اجتماعی آن چنان است که امر اطلاع رسانی و آموزش مردم در این حوزه را ضروری می سازد. اختصاص ۷۰ درصد هزینه های درمان کشور به بیماری های قلبی و عوارض آن، ابتلای ۵۰ درصدی زنان ایرانی به چاقی و اضافه وزن، افزایش عوامل خطرزا در رژیم غذایی مانند مصرف قند و نمک و چربی، رواج نوشابه های صنعتی، ابتلای ۳۰ درصدی ایرانی ها به دیابت و در پیش گرفتن سبک زندگی ناسالم توسط اکثر مردم خبرهای خوشی در حوزه سلامت نیست و با توجه بر گستردگی این مشکلات هرگز نباید امر آموزش و اطلاع رسانی را متوقف کرد. به ویژه این که یکی از عادت‌های غذایی ما ایرانیان خوردن غذاهای شور، شیرین ویا چرب است. در واقع ما غذایی را خوشمزه می دانیم که علاوه بر چربی زیاد شور یا شیرین هم باشد. در صورتی که اگر هر یک از ما فقط چند توصیه کارشناسان مثل حذف نوشابه  های صنعتی، کم کردن نمک و چربی های اشباع شده را در رژیم غذایی خود به کار بندیم، چندین گام به سمت حفظ سلامت قلب خود و خانواده برداشته ایم. نکته این جاست که همان طور که بیماری های قلبی - عروقی یک شبه بروز پیدا نمی کند، پیشگیری از آن نیز یک شبه رخ نمی دهد و باید طی سالیان متمادی برای حفظ سلامت قلب تلاش کرد. در این گزارش به یکی از مهم ترین مباحث این حوزه یعنی نقش تغذیه در ابتلا یا پیشگیری از بیماری های قلبی پرداخته ایم.

پیشگیری از دوران کودکی

زمینه ابتلا به بیماری نظیر آترواسکلروز یا تصلب شرایین معمولا از دهه های اول زندگی شروع می شود. به همین علت اگر بخواهیم درباره پیشگیری از ابتلا به این دسته از بیماری ها سخن بگوییم، لازم است از دهه های اول زندگی و گروه های جوان شروع کنیم. دکتر محمدجواد حسین زاده متخصص تغذیه و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با بیان این مطلب به خراسان می گوید: علاوه بر تغذیه، سبک زندگی نیز در ابتلا به این بیماری ها تأثیرگذار است و به همین دلیل است که نگرانی زیادی بابت افزایش چاقی در کودکان وجود دارد؛ زیرا این دسته از کودکان بیش از همسالان خود در معرض ابتلا به بیماری های قلبی قرار دارند. در دهه های اول زندگی افراد باید علاوه بر تنظیم مواد غذایی دریافتی، به ورزش توجه ویژه ای داشته باشند. زیرا زمینه ژنتیک و دیگر عوامل خطر از دهه های اول زندگی در بروز آترواسکلروز نقش دارد.

توجه به دریافت درشت مغذی ها یعنی کربوهیدرات، پروتئین و چربی و توجه ویژه به دریافت چربی در افرادی که در معرض بیماری های قلبی هستند یکی از کلیدی ترین توصیه های تغذیه ای برای پیشگیری از ابتلا به این دسته از بیماری هاست. دریافت چربی روزانه از کل انرژی باید فقط ۲۵ تا ۳۰ درصد باشد. برای افرادی که در معرض بیماری های قلبی هستند، مهم تر از رعایت میزان دریافت چربی، نوع چربی دریافتی است. چربی های اشباع صددرصد در بروز این بیماری ها نقش دارد. اسیدهای چرب ترانس در فرآیند هیدروژنیزاسیون روغن های نباتی و تبدیل به روغن جامد تشکیل می شود که اگر از حد استاندارد بالاتر باشد، زمینه ابتلا به بیماری های قلبی و حتی مقاومت نسبت به انسولین در بدن ایجاد می شود. هم اکنون بسیاری از تنقلات و غذاهای آماده حاوی اسیدهای چرب ترانس است و حتی در دهه های اول زندگی مصرف آن ها توصیه نمی شود. علاوه بر لزوم اطلاع رسانی به مردم، سیستم های نظارتی و بهداشتی نیز باید بر استفاده از روغن و اسیدهای چرب ترانس در کارخانه های تولید کننده انواع مواد غذایی نظارت دقیق داشته باشند. همچنین دکتر محمدجواد زیبایی نژاد رئیس ششمین کنگره خاورمیانه ای قلب و عروق درباره مصرف چربی ها به ایسنا می گوید: چربی ها به چند دسته تقسیم می شود چربی های مفید (HDL) که باید در بدن افزایش پیدا کند و در نتیجه مصرف ماهی ها و داشتن تحرک محقق می شود. LDL چربی های مضری است که سطح آن ها در بدن باید کاهش پیدا کند. تری گلیسیرید نیز نوعی چربی است که به ویژه در زنان نباید افزایش پیدا کند زیرا موجب ابتلا به بیماری های قلبی می شود.

دکتر زیبایی نژاد با بیان این که فریز کردن گوشت باعث افزایش LDL می شود، گفت: بر اثر فریز شدن تغییرات متابولیسم در گوشت رخ می دهد که به افزایش LDL منجر می شود. غذاهای فوری و آماده هم همین تأثیر را دارد و یکی از نشانه های افزایش این نوع چربی، افزایش چربی دور شکم است.

چربی های مفید

افرادی که در معرض ابتلا به امراض قلبی هستند، باید علاوه بر کاهش دریافت چربی های مضر، چربی های مفید مثل مشتقات امگا ۳ را در برنامه غذایی خود وارد کنند. دکتر حسین زاده ادامه می دهد: افزایش مصرف امگا ۳ بدون افزایش کالری دریافتی از طریق سایر چربی ها به حفظ سلامت قلب کمک می کند زیرا این دسته از چربی ها نقش حفاظتی از سیستم قلبی و عروقی را دارد.همچنین روغن زیتون به شرط رعایت میزان مصرف و نحوه استفاده بسیار مفید است.

در مجموع مصرف چربی ها در رژیم غذایی باید به گونه ای تنظیم شود که میزان مصرف چربی های اشباع از ۷درصد کل انرژی دریافتی بدن افزایش پیدا نکند. خوب است بدانید به ازای هر یک گرم چربی، ۹ کیلو کالری انرژی تولید می شود، در صورتی که این میزان درصورت مصرف یک گرم کربوهیدرات یا پروتئین فقط ۴کیلو کالری است. به همین علت است که میزان مصرف چربی باید بسیار کمتر از دریافت کربوهیدرات ها یا پروتئین ها در بدن باشد.

بنا به توصیه انجمن قلب آمریکا مصرف چربی های اشباع که بیشتر در منابعی با منشاء حیوانی وجود دارد، مثل گوشت یا لبنیات باید به حداقل برسد. استفاده از لبنیات کم چرب در افرادی که در معرض ابتلا به این دسته از بیماری ها هستند یک اصل مهم است؛ مصرف گوشت باید محدودیت داشته باشد و مصرف روغن های حیوانی به هیچ عنوان توصیه نمی شود.

همچنین دریافت کلسترول که منشاء حیوانی دارد، با محدودیت دریافت ۲۰۰میلی گرم در روز توصیه می شود. به این ترتیب مواد غذایی با منشاء حیوانی در رژیم غذایی مبتلایان به امراض قلبی محدودیت دارد. مصرف ماهی و دریافت پروتئین از طرق دیگر مثل استفاده از حبوبات استفاده کمتر از موادغذایی سرخ کردنی و تدابیر لازم برای دریافت پروتئین کافی از دیگر توصیه ها در این زمینه است.

حذف غذاهای خوشمزه

به طور کلی حذف غذاهای خوشمزه در رژیم غذایی مردم به کاهش آمار مبتلایان به بیماری های قلبی منجر می شود. دکتر فریدون نوحی رئیس انجمن قلب و عروق ایران با بیان این که مصرف نمک در کشور چند برابر استاندارد جهانی است به ایسنا می گوید:مردم باید غذاهای خوشمزه کمتر بخورند. غذای خوشمزه غذایی است که شور، شیرین و چرب است. اگر این مورد رعایت شود، حجم کالری که وارد بدن می شود، کاهش می یابد. نوع دریافت کالری در رژیم غذایی مردم حائز اهمیت است و باید در این زمینه اطلاع رسانی شود. متاسفانه کودکان و نوجوانان به مصرف تنقلاتی مثل چیپس، پفک و پیتزا که حاوی روغن و نمک فراوان است روی آورده اند که صد درصد بیماری زاست و درآینده برای سیستم قلبی و عروقی آنها مضر است. همچنین دکتر زیبایی نژاد با بیان این که روزانه حدود ۶گرم نمک فقط از طریق نان وارد بدن ما می شود، می گوید: میزان مجاز مصرف نمک در رژیم غذایی روزانه ۴ تا ۵ گرم است این درحالی است که از طریق نان حدود ۶گرم نمک وارد بدن ما می شود و مقدار زیادی نمک هم در غذا، تنقلات شور و ترشی مصرف می کنیم.

وی با اشاره به نتایج مطالعه ای که حدود ۵سال اخیر در شیراز انجام شد،ادامه می دهد: ۵سال قبل بیش از ۷۰درصد نانوایی های شیراز بیش از حد مجاز از نمک استفاده می کردند اما در حال حاضر این آمار به ۳۰درصد کاهش یافته است. با این حال هنوز نمک زیادی از طریق مصرف تنقلات، پسته و تخمه، ترشی و خیارشور وارد بدن ما می شود. هم چنین مردم باید روزانه ۵بار میوه و سبزی بخورند زیرا بدن قادر به ساخت ویتامین های A و C نیست بنابراین باید مواد حاوی این ویتامین ها را مصرف کنند. از طرف دیگر همه افراد باید عادت کنند روزانه نیم ساعت فعالیت بدنی داشته باشند. زیبایی نژاد درباره وضعیت ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی در مقایسه با دیگر کشورهای خاورمیانه گفت: وضعیت چربی خون در ایران از این کشورها بالاتر نیست البته ایران در زمینه پیشگیری وضعیت بهتری دارد هرچند اطلاعات و ارقام این کشورها به ۸سال قبل برمی گردد. وی افزود: ایران در برخی زمینه ها با کشورهای پیشرفته ای مثل فرانسه قابل مقایسه است اما در برخی زمینه ها مانند مرگ و میر ناشی از ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی، آمار بیشتری از کشورهای عربی خاورمیانه دارد یا با آن ها برابر است. در زمینه ابتلا به فشار خون و دیابت، ایران وضعیت بهتری نسبت به کشورهای عربی خاورمیانه دارد اما در زمینه چاقی به ویژه در زنان آمار کشورمان یا با کشورهای عربی خاورمیانه برابر یا از آنان بیشتر است.

نظرات ()



عجایب هفت گانه طبیعی جهان
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/٢۸

 

بنیاد عجایب هفت گانه جدید اسامی عجایب هفت گانه طبیعی جهان را به تازگی منتشر کرده است که جنگل‌های باران زای آمازون و خلیج هالونگ ویتنام از جمله این عجایب است. به گزارش مهر، این 7مکان طبیعی بر اساس رای گیری جهانی توسط بنیاد عجایب هفت گانه جدید انتخاب شده است.اسامی عجایب هفت گانه طبیعی جدید جهان به این ترتیب اعلام شد: جنگل‌های آمازون، خلیج "هالونگ" در ویتنام، آبشار "ایگازو" در آرژانتین و برزیل، جزیره "ججو" در کره جنوبی، پارک ملی کومودو در اندونزی، رودخانه پورتو پرنس در فیلیپین و کوهستان تیبل در آفریقای جنوبی.این رای گیری توجه تعداد زیادی از افراد را به خود جلب کرده است و افراد مشهور زیادی از قبیل "لیونل مسی" فوتبالیست مشهور آرژانتینی که برای انتخاب آبشار "ایگازو" در آرژانتین تبلیغات بسیاری کرد، برای برگزیده شدن بخشی از کشور خود به عنوان یکی از عجایب هفت گانه تلاش زیادی انجام دادند.در ادامه با ویژگی های عجایب هفت گانه طبیعی جهان آشنا می شوید.

آبشار ایگازو: این آبشار زیبا و هلالی‌شکل که در مرز برزیل و آرژانتین در آمریکای‌ جنوبی واقع شده یکی از بزرگ‌ترین آبشارهای جهان است که از لحاظ جاذبه گردشگری چیزی مانند آبشار نیاگارا یا تاج‌محل توصیف می‌شود. تونی گیلز جهانگرد نابینایی که به بسیاری از کشورها سفر کرده، در باره این آبشار می‌گوید: کافی است به کنار آبشار بروید و به سمفونی آن گوش کنید.

خلیج هالونگ: این خلیج بسیار زیبا و دسترسی به آن بسیار آسان است. به همین دلیل مشکل جمعیت زیاد جهانگردان ، آلودگی منطقه و توسعه بی‌رویه آن باعث شده است محیط‌زیست هالونگ در معرض خطر جدی قرار بگیرد.

کوه تیبل:این کوه بخشی از زندگی و تفریح مردم محلی است. هر 10 تا 20 دقیقه یک تله‌کابین به سمت بالا حرکت می‌کند و بازدید از این کوه اولین چیزی است که مردم شهر به جهانگردان پیشنهاد می‌کنند.

جنگل‌های بارانی آمازون:جنگل‌های بارانی آمازون، در منطقه‌ای به وسعت بیش از 14میلیون کیلومترمربع کشیده شده است و بیش از نیمی از جنگل‌های بارانی باقی مانده روی زمین را تشکیل می‌دهد. کارشناسان می‌گویند بسیاری از مردمی که از آمازون بازدید می‌کنند، شگفت‌زده می‌شوند. آن ها انتظار دارند حیوانات وحشی را در گوشه و کنار ببینند، اما تجربه سفر به آمازون و گذر از گذرگاه‌های باریک آن یا جنگل‌های گل‌آلود و رودخانه وسیع با آن‌چه در کارتون‌ها و فیلم‌ها دیده اند، بسیار متفاوت است.

پارک ملی کومودو : این پارک ملی در سال 1980 برای حفاظت از اژدهای کومودو تأسیس ‌شد اما در حال حاضر منطقه حفاظتی آن آبزیان و گونه‌های در خطر دیگری را نیز در برمی‌گیرد.

پورتو پرنس:این رودخانه زیرزمینی چندین کانال گوناگون دارد که توسط استالاکتیت‌ها و استالاگمیت‌ها احاطه شده‌ است و در نهایت به دریای چین جنوبی خواهد ریخت.

نظرات ()



کتاب از سبد خانوار پر کشیده است
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/٢۸

 

موضوع کتاب و کتابخوانی در کشور ما سال هاست با هشدار کارشناسان و صاحبنظران درباره سرانه مطالعه ناامیدکننده مردم همراه بوده است.

کتاب در سبد خانوار ایرانی گم شده است و با وجود مشکلات اقتصادی که بیشتر خانواده های ایرانی درگیر آن هستند در بعضی موارد کم کم به فراموشی سپرده می شود.

اما آیا فقط هزینه اقتصادی است که باعث شده خانواده ایرانی با کتاب قهر کند؟ چگونه است که در مصرف کالاهای لوکس و تجملی کار به رقابت و چشم و هم چشمی کشیده می شود اما پای کتاب و کتابخوانی که به میان می آید هیچکس علاقه چندانی به کتابخوانی ندارد. این سوال درباره خانم های خانه دار هم مطرح است. چگونه است که خانم های ایرانی که بیشتر آن ها خانه دار هستند در خرید لوازم آرایشی و بهداشتی در دنیا گوی سبقت را از همگان ربوده اند اما وقتی صحبت از هزینه کتاب است همه گرانی کتاب را دلیل حذف آن از سبد خانوار ذکر می کنند.

برای پیگیری این موضوع پای صحبت چند خانم خانه دار نشستیم تا عقاید آن ها را درباره کتاب و کتابخوانی جویا شویم.

خانم ها چه می گویند

یک خانم بازنشسته فرهنگی با اشاره به این که به مطالعه علاقمند است به ما می گوید: روزانه ۱۰ تا ۱۵دقیقه قرآن می خوانم اما کتب متفرقه را بیشتر در حوزه های عرفانی، روان شناسی و یا خودشناسی مطالعه می کنم.

گاهی حافظ و سعدی می خوانم و اگر کتاب جالبی دستم برسد ممکن است یادداشت برداری کنم.

به طور کلی به ندرت مطالعه می کنم مگر این که کتاب جذابیت داشته باشد و یا تعریف آن را از کسی شنیده باشم. وی تاکید می کند بیشتر وقتم را رسیدگی به امور منزل و تماشای تلویزیون پر می کند اما مجاورت با کتابخانه مهم است زیرا اگر کتابخانه خوبی در دسترس باشد وقت بیشتری را به مطالعه اختصاص خواهم داد. این خانم بازنشسته فرهنگی درباره هزینه کتاب چنین اظهارنظر می کند که اگر قیمت کتاب مناسب باشد می خرم اما گاهی پیش آمده که به علت گران بودن قیمت کتاب از خریدن آن صرف نظر کرده ام.

علاقه خانم های خانه دار به کتب روان شناسی در تمام سنین مشترک است زیرا یک خانم خانه دار ۲۹ ساله هم از علاقه به کتب روان شناسی سخن می گوید و تاکید می کند اگر کتاب هایی مربوط به تربیت کودک دستم برسد حتما مطالعه می کنم اما بیشتر کتاب ها را همسرم در اختیارم می گذارد. وی به مطالعه روزنامه علاقه ای ندارد و مجلات را اگر مجله خاصی باشد ورق می زند. بیشتر تمایل دارد به صورت امانت کتاب تهیه کند زیرا هزینه کردن برای خرید کتاب برایش دشوار است.

یک خانم خانه دار ۵۰ ساله در علاقه به مطالعه با ۲ نفر قبلی مشابهت دارد با این تفاوت که بیشتر به کتاب های مذهبی و رمان های پلیسی علاقه مند است. وی صفحه حوادث روزنامه ها را مطالعه می کند و کتاب هایی را که فرزندان دانشجویش به خانه می آورند ورق می زند و اگر مورد علاقه اش باشد، مطالعه می کند.

در گفت وگوی بیشتر با خانم های خانه دار اظهارات مشترک بیشتری وجود دارد که عمده آن حول محور در دسترس نبودن کتاب خوب، دوری از کتابخانه، بالا بودن هزینه کتاب، نداشتن وقت و مسائلی از این قبیل می چرخد. در عین حال نمی توان زنان خانه دار را منفک از جامعه و دلایل پایین بودن سرانه مطالعه در آنان را جدای از دیگران بررسی کرد. زیرا به طور کلی خانواده ایرانی به کتابخوانی عادت ندارد و کتاب نیاز درجه هفتم یا هشتم خانواده است.

نگرش آموزش و پرورش به کتاب

دکتر علیرضا شریفی یزدی جامعه شناس خانواده و عضو پژوهشگاه تعلیم و تربیت با ذکر این مطلب به خراسان می گوید: شکی نیست که مطالعه و علاقه به کتاب از درون خانواده شروع می شود اما منشاء اصلی کتابخوان کردن افراد بیش از خانواده، آموزش و پرورش است، در نظام فعلی آموزش و پرورش کتاب های متعدد و متنوع در طول سال تحصیلی در اختیار دانش آموز قرار می گیرد و او موظف است در انتهای سال تحصیلی به هدف اصلی یعنی حفظ کردن محتویات کتاب به عنوان وظیفه اصلی اش به خوبی عمل کند و قبول شود. این برداشت باعث می شود دانش آموز طی سال های تحصیلی کتاب بخواند اما به اجبار تحصیل و همواره کتاب را به عنوان تکلیف و تنبیه در نظر بگیرد. او پس از اتمام تحصیل کتاب را به معنای کامل می بوسد و کنار می گذارد. مطالعات نشان می دهد علت اصلی قهر با کتب غیردرسی در کشور ما کتاب خواندن یا نخواندن والدین نیست بلکه نگرش نادرست آموزش و پرورش به کتاب است. دکتر شریفی با اشاره به این که چندین عامل در بحث فرهنگ کتابخوانی در عموم مردم ازجمله زنان خانه دار تاثیرگذار است توضیح می دهد: مهم ترین عامل نظام آموزشی کشور است که به آن اشاره شد. سپس خانواده است که اگر فرهنگ کتابخوانی در آن وجود داشته باشد، اعضا به کتابخوانی علاقه مند می شوند در عین حال شرایط اقتصادی خانواده را نمی توان درنظر نگرفت زیرا در حالی که بسیاری از خانواده ها درگیر مسائل اقتصادی هستند، نمی توان توقع داشت هزینه سنگین دیگری را به دوش بکشند.

بی سوادی مطلق و نسبی

شرایط فرهنگی و سیاسی نیز در این امر تاثیرگذار است اما به نظر می رسد یک نکته را نباید از نظر دور داشت که آن سطح سواد جامعه است، سواد به طور کلی ۲ معنا دارد. بی سوادی مطلق که طی آن فرد قادر به خواندن یا نوشتن نیست و داشتن سواد نسبی که فرد سواد دارد اما معلوماتش به روز نشده است. مثل پزشکی که حکم طبابت دارد اما پس از سال ها کار طبابت مطالعه را کنار گذاشته و از علم روز پزشکی فاصله گرفته است. طبق اعلام یونسکو مجموعه علوم انسانی هر 3.5 سال یکبار ۲ برابر می شود بنابراین فردی که در این رشته تخصص دارد دایم باید مطالعه کند تا علوم روز را در اختیار داشته باشد. به این ترتیب بسیاری از تحصیل کردگان جامعه ما به شدت کم سواد یا بی سواد هستند. فقط در صورت تداوم مطالعه است که وی خواهد توانست سواد روز را در اختیار داشته باشد. به گفته دکتر شریفی متاسفانه بسیاری از کتابخانه های ما که باید دایم نو شوند و کتب جدید به ذخیره آن ها اضافه شود تبدیل به موزه کتاب شده اند و تاسف بار تر این که در قشر دانشگاهی و تحصیل کرده نیز معضل کمبود مطالعه و ارجاع به کتب به وفور دیده می شود. چنان که بسیاری از اساتید در کشور ما برای ارتقای درجه علمی به نگارش مقاله می پردازند و تمایلی به نگارش کتاب ندارند زیرا بازدهی آن به مراتب کمتر از چاپ مقاله است. به این ترتیب می بینید که معضل کمبود مطالعه و بی توجهی به کتاب فقط به قشر زنان خانه دار معطوف نمی شود و تمامی اقشار جامعه به نحوی نسبت به کتاب بی اعتنا هستند. تولید کتب مفید و ارزان برای اقشار مختلف ازجمله زنان خانه دار، غنی کردن کتابخانه ها و وسعت دادن به آن ها، تلاش برای کاهش قیمت کتاب، بازگشت به فرهنگ کتاب خوانی که در گذشته در خانواده ها رواج داشت بعضی از راهکارهای عملی گسترش فرهنگ کتابخوانی در کشور است.

 

نظرات ()



اختلالات روان پزشکی از جمله شایع ترین اختلالات عصر ماست.
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/٢۸

 

اختلالات روان پزشکی از جمله شایع ترین اختلالات عصر ماست.

پیچیدگی جوامع و مشکلات انسان امروزی همراه با پیشرفت علوم روان پزشکی در تشخیص و افتراق این اختلالات از یکدیگر از مهم ترین دلایل شیوع و افزایش آمار مبتلایان این دسته از بیماری هاست. به همین دلیل است که بهداشت روان یکی از شاه کلیدهای سلامت انسان قلمداد می شود. بهداشت روان بنا به گفته کارشناسان علمی است برای بهتر زیستن، رفاه اجتماعی و سازش منطقی با پیش آمدهای زندگی و کلیه تدابیری که بتواند از شیوع و بروز بیماری های روانی کم کند و با آموزش بهداشت روان به افراد کمک می کند که به شخصیت خود و دیگران احترام بگذارند، از محدودیت های خود و دیگران شناخت پیدا کنند و به علل رفتارهای خود و دیگران پی ببرند. این ۳ اصل عمده بهداشت روان است که در صورت رعایت کردن آن مشکلات روان پزشکی کم می شود. به نوشته ایسنا در روان پزشکی به پیشگیری در ۳سطح اهمیت داده می شود پیشگیری نوع اول که به کلیه فعالیت هایی اطلاق می شود که باعث کاهش بروز و شیوع اختلالات روان پزشکی می شود. در پیشگیری نوع دوم باید افراد مبتلا به بیماری شناسایی شوند تا سریع تحت درمان قرار بگیرند و در پیشگیری نوع سوم باید از عوارض جانبی که به معلولیت فرد بیمار منجر می شود، جلوگیری کرد. افسردگی فصلی به عنوان یکی از اختلالات روان پزشکی رایج در میان زنان نیاز به اطلاع رسانی و آموزش دارد تا مبتلایان و اطرافیان بیمار بتوانند نسبت به عارضه و پیامدهای آن آمادگی کافی داشته باشند.

افسردگی فصلی

افسردگی یکی از اختلالات روان پزشکی است که با علایمی همچون خلق افسرده، لذت نبردن از فعالیت های روزمره، از دست دادن تمرکز، پرخوابی یا کم خوابی شدید، افزایش یا کاهش اشتها و در موارد شدیدتر افکار خودکشی و احساس گناه شدید تشخیص داده می شود. دکتر رضا مهدوی روان پزشک با اشاره به این مطلب به خراسان می گوید: این بیماری برحسب سن و سال و جنس تفاوت شیوع دارد و به طور کلی در جنس زن شایع تر است، گاهی این علایم به صورت فصلی بروز پیدا می کند و در فصول سرد سال تشدید و با شروع فصول گرم قطع می شود. این اختلال که به افسردگی فصلی مشهور است باید ۲سال پی در پی تکرار شود تا به طور قطعی تشخیص داده شود.

علت این عارضه به طور دقیق شناسایی نشده اما فرضیه هایی مطرح شده که در نوع خود جالب است. اختلال در ساعت بیولوژیکی بدن یکی از این فرضیه هاست. این ساعت عملکرد بدن را طی ساعت های روشن در روز و ساعت های تاریک و شب متعادل می کند.

به هم خوردن تنظیم این ساعت در طی روزهای کوتاه و شب های بلند زمستان و پاییز یکی از دلایل بروز افسردگی فصلی است. از سوی دیگر یکی دیگر از دلایل بروز این اختلال به ترشح هورمون «ملاتونین» از غده «پینه آل» در مغز مربوط می شود. این هورمون میزان خواب را تنظیم می کند و ترشح آن به نور بستگی دارد.

در فصول سرد سال کمبود نور و کوتاه بودن روزها و در مقابل بلندبودن شب ها باعث افزایش ترشح ملاتونین می شود و زمینه افسردگی را به وجود می آورد. همچنین ترشح هورمون سروتونین بر اثر تغییر فصول می تواند زمینه ساز بروز افسردگی شود.

دکتر مهدوی جنس مونث را اولین عامل خطر بروز این عارضه ذکر می کند و ادامه می دهد: البته در آقایان نیز این عارضه بروز پیدا می کند اما شیوع آن کمتر و شدت علایم بیشتر است. سابقه فامیلی ابتلا به افسردگی ، سابقه افسردگی فردی و منطقه جغرافیایی سکونت از سایر عوامل خطر است. محققان می گویند افرادی که در فاصله زیادی از خط استوا زندگی می کنند بیشتر به افسردگی مبتلا می شوند و مجاورت با خط استوا احتمال ابتلا به عارضه را کم می کند.

پیامدهای اختلال

اختلال در روابط اجتماعی و خانوادگی، تحریک پذیری، پرخاشگری، بی حوصلگی و گریز از جمع از جمله پیامدهای این بیماری است و در موارد شدید فرد ممکن است به مصرف مواد یا الکل گرایش پیدا کند. به همین دلیل است که تشخیص به موقع اختلال می تواند بسیار کمک کننده باشد. در مواردی علایم آن به صورت کمبود انرژی و تمایل به مصرف مواد قندی و نشاسته ای و در نتیجه افزایش وزن بروز پیدا می کند و خود افزایش وزن می تواند افسردگی را تشدید کند و در فرد احساس گناه زیادی به وجود آورد.

درمان اختلال

این روان پزشک با بیان این مطلب که مصرف خودسرانه داروهای اعصاب و روان در کشور ما بسیار شایع است توضیح می دهد: متاسفانه این امر باعث شده بسیاری از افراد به داروها وابسته شوند به این علت که به صورت خودسرانه مصرف دارو را شروع کرده اند و نه تحت نظر پزشک متخصص. بسیاری از افراد از ترس انگ بیماری روانی از مراجعه به روان پزشک سرباز می زنند اما به سفارش دوست و آشنا اقدام به مصرف خودسرانه داروهای خواب آور یا نشاط آور می کنند و دچار مشکلات جدیدتری می شوند.

نکته این جاست که بسیاری از مبتلایان نمی دانند که داروهای ضد افسردگی که هم اکنون وجود دارد و تحت نظر پزشک تجویز می شود اعتیادآور نیست و عوارض بسیار کمی حتی کمتر از قرص استامینوفن دارد.

در صورتی که خوددرمانی در زمینه داروهای اعصاب و روان باعث اعتیاد به دارو می شود و سلامت جسمی و روانی فرد را به خطر می اندازد. از طرف دیگر وقتی صحبت از مراجعه به روان پزشک می شود بسیاری با تلقین و بیان این که چیز مهمی نیست و رفع می شود آن را رد می کنند در صورتی که اختلالات روان پزشکی مانند بیماری های جسمانی علت دارند و همان طور که نمی شود کم کاری یا پرکاری تیروئید را با تلقین رفع کرد، افسردگی هم قابل رفع نیست.

در همین باره دکتر پرویز مظاهری دبیر انجمن علمی روان پزشکان ایران به ایسنا می گوید: تمام اختلالات روان پزشکی قابل پیشگیری و قابل درمان است و بهداشت روان درصدد رفع افکار نادرست و خرافی و اثبات قابل درمان و پیشگیری بودن این اختلالات است.به گفته مظاهری قبول مسئولیت و پذیرش بیماری، درگیرکردن بیمار و اطرافیان وی در روند درمان، کوتاه کردن مدت اقامت بیمار در بیمارستان و مسئولیت پذیری اجتماعی بیمار از دیگر اهداف بهداشت روان است . متاسفانه مردم وقتی به روان پزشک مراجعه می کنند توقع معجزه دارند درحالی که کلیه اختلالات روان پزشکی زمینه زیستی، روانی و اجتماعی دارد.

به گفته دکتر مهدوی به جز دارو در درمان افسردگی فصلی، نور درمانی یک روش موثر در درمان اختلال محسوب می شود که بیمار در معرض نور قرار می گیرد تا مشکل کمبود نور وی برطرف شود.

پیشنهادها

به طور کلی روش های زیر به فرد کمک می کند که در صورت ابتلا، علایم بیماری را تا حد زیادی کاهش دهد و درمان سریع تر انجام شود.

همچنین این اقدامات برگشت پذیری بیماری را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد.

- طی ماه های زمستان حتما با یک متخصص، مشاوره داشته باشید.

- خود را از فعالیت های اجتماعی دور نکنید چرا که حضور در اجتماع در مقابله با افسردگی فصلی نقش موثری دارد.

- سعی کنید نگاه مثبت به نعمت های این فصل بی نظیر داشته باشید و زمانی را به لذت بردن از زیبایی های آن اختصاص دهید.

- سعی کنید هر روز حتی هنگامی که هوا ابری است، زمانی را در خارج از خانه بگذرانید.

- رژیم غذایی مناسبی داشته باشید که از مقادیر کافی ویتامین ها و موادمعدنی برخوردار باشد. این کار به حفظ انرژی بیشتر در بدن شما کمک می کند.

- حداقل هفته ای سه نوبت و هر نوبت ۳۰دقیقه ورزش کنی

نظرات ()



رنگ در قرآن
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/٢٥

زندگی بشر از بدو خلقت تحت تاثیر دو عامل مهم شب و روز بوده است. مشاهده علامت شب (تاریکی) به سر پناه خود روی می‌آورد و با آشکار شدن صبح و روشنایی به سوی تلاش و فعالیت می‌شتابد.

خدای متعال از دو عامل فوق به عنوان نعمتی بزرگ یاد می‌کند و در کنار سایر نعمتهایش می‌فرماید:"و جعلنا اللیل لباسا و جعلنا النهار معاشا" (یعنی شب را برای شما پوششی قرار دادیم و روز را برای معاش شما قرار دادیم.) این عملکرد فطری در انسان بیانگر این است که انسان ناخودآگاه تحت تاثیر رنگها قرار می‌گیرد و با کشیده شدن پرده آبی تیره بر آسمان احساس نیاز به استراحت و آرامش در او به وجود می‌آید؛ و با طلوع صبح و آشکار شدن نور و روشنایی زرد رنگ به انسان نیروی تکاپو و فعالیت دست می‌دهد. بنابراین پیشینه شناخت رنگها و احساس نیاز به آنها به صورت تکوینی در خلقت وجود داشته است.

از این رو خداوند رنگها را صفت مشترک بین موجودات اعم از زنده و غیر زنده قرار داده و می‌فرماید: "آیا ندیدی که خدا باران را از آسمان فرود آورد و با آن انواع میوه‌های گوناگون و رنگارنگ پدید آورد و در زمین کوهها و طرق زیاد و اصناف و رنگهای مختلف سفید، سرخ، سیاه خلق فرمود و از اصناف انسان (مرد و زن) و اجناس حیوانات نیز به همین گونه مختلف آفرید".

خداوند متعادل در آیه مذکور به وسیله رنگها و تنواع موجودات جاندار و بی‌جان توجه انسان را به مساله توحید جلب می‌کند تا نشانگر این باشد که چگونه از آب بی‌رنگ صدها هزاران رنگ پدید آورده و از عناصر محدود و معین موجودات کاملا متنوع و زیبا را آفریده است. جهت تبیین شگفتی رنگها، به خواص آنها از منظر آیات و روایات اشاره می‌کنیم.

خواص رنگ سبز

در قرآن کریم، از میان همه رنگها به رنگ سبز به عنوان رنگ لباس بهشتیان معرفی شده است: "ویلبسون شباباًَ خضراً من سندس و استبرق" لباسهای سبز حریر و دیبا بپوشند.

  • مسرّت بخشی و شادآورد بودن

اگر آب مایه حیات است، رنگ سبز نشانگر طراوت و زندگی می‌باشد چرا که طبیعت با این رنگ لباس حیات به تن می‌کند. خداوند متعال این شگفتی را به صورت زیبا ترسیم کرده و می‌فرماید:
"و جعلنا من الماء کل شیء حی"یعنی به وسیله آب هر چیزی را زنده قرار دادیم.
"فاخرجنا به نبات کل شیء فاخرجنا منه حقیراء" ‌به وسیله آب هر گونه گیاه برآوردیم و از آن گیاه جوانه سبزی خارج ساختیم.

رنگ سبز، رنگ گیاهان وطبیعت است و خداوند آنها را مظهر مسرت و شادی معرفی می‌کند: "فأنبتنا به حدائق ذات بهجة" پس به وسیله آب باغهای بهجت انگیز رویانیدیم. در تعریف بهجت آورده که البهجة حسن اللون و ظهور السرور فیه" بهجت بهترین رنگ است و شادی و نشاط در آن ظهور دارد.
امام صادق علیه السلام در بیان خاصیت رنگ سبز می‌فرماید:"سه چیز غم و غصه را از بین می برد 1- آب 2- رنگ سبز 3- خوشرویی.
* تقویت تحمل پذیری و صبر
امروزه علم با گذشت قرنهای متمادی خاصیت تقویت تحمل پذیری این رنگ را اثبات کرده است. دانشمندان جهت اثبات این امر آزمایشی را به شرح زیر بر روی کارگران انجام دادند.

کارگران را به دو گروه تقسیم کردند، به گروه اول صندوقهای سبز و به گروه دوم صندوقهای سیاه رنگ جهت حمل دادند. کسانی که صندوقهای سبز را حمل می‌کردند بدون هیچ گونه شکایتی با صبر و حوصله کار خود را به اتمام رسانند، ولی حمل کنندگان صندوقهای سیاه هموزن با صندوقهای سبز از خستگی زیاد، کمردرد، ناراحتی کلیه و ... شکایت می‌کردند. علاوه بر اینکه این رنگ بر سلامتی روح انسان تاثیر دارد، بر رشد و سلامتی جسم نیز موثر است.

یافته‌های دانشمندان

با توجه به یافته‌های دانشمندان می‌توان به موارد زیر به عنوان فواید دیگر سبز اشاره کرد.
تسکین درد میگرن، از بین بردن بی‌خوابی، پایین آوردن فشار خون، درمان یا تسکین بعضی از بیماریهای عصبی، بالابردن ادراک.
خواص مثبت این رنگ تا زمانی است که از 200 لوکس تجاوز نکند، بنابراین رنگ سبز گیاهان بهترین و معتدل ترین نوع این رنگ است، و تمام خواص فوق را دارد.

 


زندگی بشر از بدو خلقت تحت تاثیر دو عامل مهم شب و روز بوده است. انسان با مشاهده علامت شب (تاریکی) به سر پناه خود روی می‌آورد و با آشکار شدن صبح و روشنایی به سوی تلاش و فعالیت می‌شتابد.

خدای متعال از دو عامل فوق به عنوان نعمتی بزرگ یاد می‌کند و در کنار سایر نعمتهایش می‌فرماید:"و جعلنا اللیل لباسا و جعلنا النهار معاشا" (یعنی شب را برای شما پوششی قرار دادیم و روز را برای معاش شما قرار دادیم.) این عملکرد فطری در انسان بیانگر این است که انسان ناخودآگاه تحت تاثیر رنگها قرار می‌گیرد و با کشیده شدن پرده آبی تیره بر آسمان احساس نیاز به استراحت و آرامش در او به وجود می‌آید؛ و با طلوع صبح و آشکار شدن نور و روشنایی زرد رنگ به انسان نیروی تکاپو و فعالیت دست می‌دهد. بنابراین پیشینه شناخت رنگها و احساس نیاز به آنها به صورت تکوینی در خلقت وجود داشته است.

از این رو خداوند رنگها را صفت مشترک بین موجودات اعم از زنده و غیر زنده قرار داده و می‌فرماید: "آیا ندیدی که خدا باران را از آسمان فرود آورد و با آن انواع میوه‌های گوناگون و رنگارنگ پدید آورد و در زمین کوهها و طرق زیاد و اصناف و رنگهای مختلف سفید، سرخ، سیاه خلق فرمود و از اصناف انسان (مرد و زن) و اجناس حیوانات نیز به همین گونه مختلف آفرید".

خداوند متعادل در آیه مذکور به وسیله رنگها و تنواع موجودات جاندار و بی‌جان توجه انسان را به مساله توحید جلب می‌کند تا نشانگر این باشد که چگونه از آب بی‌رنگ صدها هزاران رنگ پدید آورده و از عناصر محدود و معین موجودات کاملا متنوع و زیبا را آفریده است. جهت تبیین شگفتی رنگها، به خواص آنها از منظر آیات و روایات اشاره می‌کنیم.

خواص رنگ سبز

در قرآن کریم، از میان همه رنگها به رنگ سبز به عنوان رنگ لباس بهشتیان معرفی شده است: "ویلبسون شباباًَ خضراً من سندس و استبرق" لباسهای سبز حریر و دیبا بپوشند.

  • مسرّت بخشی و شادآورد بودن

اگر آب مایه حیات است، رنگ سبز نشانگر طراوت و زندگی می‌باشد چرا که طبیعت با این رنگ لباس حیات به تن می‌کند. خداوند متعال این شگفتی را به صورت زیبا ترسیم کرده و می‌فرماید:
"و جعلنا من الماء کل شیء حی"یعنی به وسیله آب هر چیزی را زنده قرار دادیم.
"فاخرجنا به نبات کل شیء فاخرجنا منه حقیراء" ‌به وسیله آب هر گونه گیاه برآوردیم و از آن گیاه جوانه سبزی خارج ساختیم.

رنگ سبز، رنگ گیاهان وطبیعت است و خداوند آنها را مظهر مسرت و شادی معرفی می‌کند: "فأنبتنا به حدائق ذات بهجة" پس به وسیله آب باغهای بهجت انگیز رویانیدیم. در تعریف بهجت آورده که البهجة حسن اللون و ظهور السرور فیه" بهجت بهترین رنگ است و شادی و نشاط در آن ظهور دارد.
امام صادق علیه السلام در بیان خاصیت رنگ سبز می‌فرماید:"سه چیز غم و غصه را از بین می برد 1- آب 2- رنگ سبز 3- خوشرویی.
* تقویت تحمل پذیری و صبر
امروزه علم با گذشت قرنهای متمادی خاصیت تقویت تحمل پذیری این رنگ را اثبات کرده است. دانشمندان جهت اثبات این امر آزمایشی را به شرح زیر بر روی کارگران انجام دادند.

کارگران را به دو گروه تقسیم کردند، به گروه اول صندوقهای سبز و به گروه دوم صندوقهای سیاه رنگ جهت حمل دادند. کسانی که صندوقهای سبز را حمل می‌کردند بدون هیچ گونه شکایتی با صبر و حوصله کار خود را به اتمام رسانند، ولی حمل کنندگان صندوقهای سیاه هموزن با صندوقهای سبز از خستگی زیاد، کمردرد، ناراحتی کلیه و ... شکایت می‌کردند. علاوه بر اینکه این رنگ بر سلامتی روح انسان تاثیر دارد، بر رشد و سلامتی جسم نیز موثر است.

یافته‌های دانشمندان

با توجه به یافته‌های دانشمندان می‌توان به موارد زیر به عنوان فواید دیگر سبز اشاره کرد.
تسکین درد میگرن، از بین بردن بی‌خوابی، پایین آوردن فشار خون، درمان یا تسکین بعضی از بیماریهای عصبی، بالابردن ادراک.
خواص مثبت این رنگ تا زمانی است که از 200 لوکس تجاوز نکند، بنابراین رنگ سبز گیاهان بهترین و معتدل ترین نوع این رنگ است، و تمام خواص فوق را دارد.


خوانندگان جوان که با قرآن کریم مأنوس هستند، اطلاع دارند سوره بقره (گاو ماده) در بردارنده داستانی است که یکی از ارکان آن پیدا کردن گاوی با ویژگیهای خاص و رنگ مخصوص است. سپس کشتن آن گاو و زدن بخشی از آن را به بدن کسی که به ناحق کشته شده بود تا زنده شود و قاتل را معرفی کند.

همچنین می‌دانند که اصطلاحی به نام بهانه های بنی‌اسراییلی داریم. این اصطلاح به همین داستان ربط دارد که علاوه بر قرآن کریم در کتاب مقدس هم در دو سه جا آمده است. نگارنده این سطور در یکی از «نکات قرآنی» که در نشریه «بینات» نوشته است، اشارات مفصل‌تری به آن دارد. داستان گاو در میان قوم بنی اسراییل یعنی یهودیان قدیم در حدود عصر حضرت موسی (ع) رخ داده است. خداوند به پیامبر بنی اسراییل که وحی صریح و قاطع می فرستد که باید گاوی ذبح کنند. بنی اسراییل، شاید تحت تأثیر فشارهای پنهانی قاتل و همدستانش زیر بار ذبح گاو، که می‌توانست هر گاوی باشد، نمی‌رفتند و می‌پرسیدند: این گاو باید پیر باشد یا جوان؟ کاری باشد یا از کار افتاده؟ چه رنگی باشد؟ و غیره.

پیامبر هم از طریق دریافت وحی به آنان جواب می داد تا اینکه سرانجام وصف کاملی از آن به دست داد و به این بهانه‌های بنی‌اسراییلی خاتمه داد.

آنچه به بحث حاضر ارتباط دارد آیه 69 سوره‌بقره است که در میانه‌گیرو دار پاسخ دهی به بهانه‌های بنی‌اسراییلی است:‌« قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ یبَینْ لَنا ما لَوْنُها قالَ اِنَّهُ یقُولُ اِنَّها بَقَرَة صَفْراءُ فاقِع لَوْنُها تَسُرُّ النّاظِرِینَ؛ گفتند از پروردگارت بخواه برای ما روشن کند که رنگ آن چیست؛ گفت: او می‌فرماید آن گاوی زرد است که رنگش زرد روشن است [و] بینندگان را شاد می‌کند.»

بحث ما در عبارت «صَفْراءُ فاقِع لَوْنُها تَسُرُّ النّاظِرِینَ؛ گاوی است زرد، که رنگش زرد روشن است[و] بینندگان را شاد می‌کند.» است.

همه ما به حس و عیان، بعضی گاوها یا آهوها یا اشیاء زرد خوشرنگ را دیده‌ایم که دیدن آنه حال و حالت خوشی در انسان ایجاد می کند. اینکه رنگها هر کدام معنای خاص و اثر خاص دارند از مسلّمات فرهنگی و یافته‌های علمی است. در قدیم و از قدیم فی المثل رنگ سفید را نشانه‌صلح و صفا و تسلیم می‌شمردند و سیاه را نشانه عزا یا وقار چنانکه رنگ سیاه شعار عباسیان بود. یا سبز را نشانه‌معصومیت می‌انگاشتند (چنانکه شعار بنی هاشم یا سادات بود)، یا سرخ که نشانه انقلابی‌گری و خونخواهی بود.

این مسأله در ذیل دو مقوله بررسی می‌شود یکی سمبولیسم رنگها (نماد پردازی و معنای کنایی رنگها) و دیگری روانشناسی رنگ. بحث ما مربوط به روانشناسی رنگ است. از زمانی که قرآن مجید رنگ زرد روشن را شاد کننده بینندگان شمرد تا زمانی که روانشناسی رنگها در روانشناسی (و حتی نقاشی) مورد بحث و فحص علمی قرار گرفت، بیش از 12 ـ 13 قرن گذشته است.

امروزه روانشناسان به ارزش روانی گوناگون رنگها توجه و در آنها تحقیق دارند. مثلاً رنگ اتاق و اثاثیه آسایشگاههای روانی را زرد روشن می‌گیرند؛ زیرا این رنگ را شاد و شادکننده یافته‌اند که اثر آرامش دهنده و تسکین دهنده بر اعصاب و روان بیماران حسّاس و نازک طبع و زود رنج دارد. البته تأثیر این رنگ فقط بر بیماران روانی نیست، بلکه بر همه انسانهاست.

چیزی که مسلّم است این بینش و برداشت راجع به رنگها و این رنگ خاص در فرهنگ زمانه‌وحی و نزول قرآن نمی گنجد و فقط وحی الهی می‌توانسته است بیش از یک هزار سال بر پژوهش علمی رنگها سبقت بگیرد.

 

 

تأثیر رنگ‌ها در طراحی، از دیدگاه قرآن

رنگ‌ها آنچنان در روح و روان آدمی اثر می‌گذارند که موجب تغییر رفتار وی می‌شوند و این نوع تغییر به تحول در خصوصیات و شخصیت افراد منجر می‌گردد.

انسان و رنگ زیر مجموعه‌ای از نظام کل و جهان می‌باشند، لذا انسان و رنگ و طبیعت دائما در تعامل با هم بوده و در نهایت انسان محصور در چهاردیواری طبیعت را تحت تأثیر کلی و محسوس قرار می‌دهند.

با عدم جایگزینی صحیح رنگ در مکان خاص خود و به‌کارگیری نادرست آن در محیط‌های انسانی، صدمات روحی شدیدی بر انسان وارد خواهد آمد.

یک رنگ بخش میانی مغز را تحریک می‌کند و در نتیجه بر اعصاب و روان انسان اثر می‌گذارد.

دین مبین اسلام به طور ظریفی اثرات حداقل و ضعیف را در نظر دارد و اینکه این اثرات ضعیف چه مثبت و چه منفی، در صورت تکرار، می‌توانند منجر به تأثیر کلی و محسوس گردند. لذا در همین رابطه دستورات خاصی در مورد انتخاب رنگ داده است، که در ادامه خواهد آمد.

 

تأثیر رنگ زرد:

حالت تحریک کننده ذهنی و هوشی دارد و شدیدا موجب تقویت فکر انسان می‌شود، موجب آرامش و خوشحالی در روحیه انسان می‌شود به طوریکه در قرآن به آن اشاره شده است:

«صفراء فاقع لونها تسر الناظرین»  اثر تحریک کنندگی آن بر فشار خون و تنفس کمتر از  قرمز است، این رنگ بیشتر اثر تلقینی دارد.

این رنگ، رنگ روحانی، ایده‌آل و فیلسوفی و تحریک کننده فکر و آرام کننده برخی حالات عصبی می‌باشد.

در آیات قرآن 5 مورد از رنگ زرد استفاده شده که یک مورد آن اشاره به تأثیر شادی‌بخش رنگ زرد دارد: «انها بقره صفراء لونها تسر الناظرین» (سوره بقره آیه 69)

تأثیر رنگ قرمز:

نبض را سریع می‌کند، فشار خون را بالا می‌برد، تنفس را افزایش می‌دهد، خاصیت اشتها آوری دارد، نیروبخش، محرک، تسکین دهنده برخی بیماری‌های پوستی، در کوتاه مدت روان شخص را تحریک می‌کند؛ رنگ قرمز می‌تواند زمینه‌ساز و یا محرک شهوت و آشفتگی در انسان باشد.

توجه به این نکته در استفاده از رنگ قرمز در طراحی‌ها ضروریست که: رنگ قرمز برای مدت کوتاهی برای انسان خوشایند است ولی پس از مدتی آزاردهنده شده و باعث اذیت روانی و ایجاد خستگی می‌شود.

تأثیر رنگ آبی:

این رنگ موجب افزایش فعالیت‌های حیاتی سلول‌ها می‌گردد، انسان در مواجهه با این رنگ احساس آرامش مطبوعی می‌کند، تأکید به نگاه کردن به آب و آسمان در اسلام، مؤید این امر است. تماس مداوم با این رنگ حتی در سطح وسیع ایجاد خستگی یا اثر سوء ندارد، لذا می‌تواند در محیط کار و زندگی مورد استفاده قرار گیرد، حرارت اضافی بدن را کاهش می‌دهد، آرام کننده و طراوت بخش سیستم اعصاب است، این رنگ درهای رحم و شفقت و فهم را باز می کند.

تأثیر رنگ سبز:

برای محیط کار و زندگی بسیار مناسب است. و اثر مفرح و ملایمی دارد که تماس مداوم با آن اشکالی ایجاد نمی‌کند.

در آیات قرآن زیباترین رنگی که معرفی شده، رنگ سبز است که بساط بهشتیان و جامه‌های حریر و ابریشم آن‌ها به رنگ سبز می‌باشد.

«و یلبسون ثیاباً خضراً من سندسٍ و استبرق» ( و جامه‌هایی سبز از پرنیان نازک و حریر ستبر می‌پوشند.) (کهف، آیه 31)

«متکئین علی رَفرَفٍ خضر و عبقری حسان» (بر بالش سبز و فرش نیکو تکیه زده‌اند) (الرحمن، آیه 76)

«عالیهم ثیابُ سندسٍ خضر و استبرق» (بهشتیان را جامه‌های ابریشمی سبز و دیبای ستبر در بر است) (انسان، آیه 21)

علاوه بر این‌که بساط بهشتیان در قرآن به رنگ سبز توصیف شده، آیات دیگر که اشاره به روییدن گیاهان در سطح زمین دارد، دلالت بر تأثیر مفرح و ملایم رنگ سبز می‌نماید.

تأثیر رنگ سفید:

رنگی ملیح و براق، گریزاننده میکروب‌ها و علامت پاکی است. لباس سفید باعث می‌شود انسان آنگونه که هست جلوه‌گر شود و از طرفی نوعی اثر دلگشا و روحانی دارد.

در اسلام استفاده از رنگ سفید در لباس فراوان توصیه شده است.

پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند:

«البسوا البیاضَ فانّه الطّیب و اَطهر و اَکفِنوا فیه موتاکُم»

«جامه سفید بپوشید که آن نیکوترین و پاکیزه‌ترین رنگ هاست و مردگان خود را در آن کفن کنید»

در قرآن کریم آنجا که سخن از بهشتیان و بندگان جاوید، رحمت الهی، باده‌های لذیذ بهشتی و از معجزه موسی است، از رنگ سفید استفاده شده است.

«یوم تبیّض وجوه تسوّد وُجوه» (روزی که چهره‌هایی سپید و چهره‌هایی سیاه گردد) (آل عمران، آیه 10)

«بیضاء لذّه للشّاربین» (باده‌ای سخت سپید که نوشندگان را لذتی خاص می‌دهد) (صافات، آیه 46)

«وَاضمُم یَدَکَ الی جَناحِک تخرج بیضاء من غَیر سُوء» (دست خود را به پهلویت ببر، دستت سپید بی‌گزند بر می‌آید) (طه، آیه 22)

گاهی اوقات استفاده از رنگ سفید در پیش‌زمینه طرح و استفاده  از یک رنگ دیگر در وسط طرح، تأثیر بسیار زیادی در بیننده می‌گذارد.

تأثیر رنگ سیاه:

برخلاف رنگ‌سفید، سیاه، رنگی بی‌تحرک و ساکت و ساکن و غیر متحرک است و ضمن عدم ایجاد هر گونه تحریک روانی و جسمانی باعث کاهش سایر فعالیت‌ها می‌گردد و سستی و کندی را حاصل می‌شود، تسخیرکننده و متأثر کننده است، لذا توصیه شده که از پوشیدن لباس سیاه مگر در مواقع لزوم خودداری شود.

حضرت علی (ع) می‌فرمایند:

«لا یَلبِسُوا السّواد فانّه لِباسُ فِرعون» (لباس سیاه نپوشید که آن، لباس فرعون است)

در قرآن نیز چهره‌های زشت و کریه و جهنمی به رنگ سیاه توصیف شده است:

«یوم القیامه تری الذینَ کذّبوا علی الله وجوههم مسوّده» (روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ بسته‌اند، سیاه می‌بینی) (زمر، آیه 60)

تأثیر رنگ خاکستری:

خاکستری، رنگی‌ست آزاد از هرگونه محرک یا گرایش درونی، نه اضطراب آفرین است و نه آرام بخش.

این رنگ موجب می‌گردد که چشم و اعصاب دچار خستگی و ملامت نگردد، زیرا اعصاب چشم نه اجباری دارند که مانند موجهه با سفیدی، با شدت آن مقابله کنند و نه مجبورند که مانند مواجهه با سیاهی فشاری را متحمل شوند.

اولدهرینگ، فیزیولوژیست مشهور چنین گفته است:

«چشم و اعصاب همیشه تمایل بیشتری به رنگ خاکستری دارند و موقعی که این رنگ وجود نداشته باشد، فقدانش ناراحتی ایجاد می‌کند، زیرا آرامشی که در اثر رنگ خاکستری به وجود می‌آید از بین می‌رود. اثر آرام‌بخشی را که در اثر رنگ‌های هارمونی روی اعصاب انسان می‌گذارد همان اثر را رنگ خاکستری نیز دارد. اثرات روانی رنگ خاکستری باعث شده است که از دید روانشناس رنگ‌های اصلی شامل زرد، آبی، قرمز، سبز به اضافه دو رنگ خنثی یعنی سفید و سیاه باشند. در حالی که رنگ های اصلی از نظر نقاش زرد، قرمز، آبی و از نظر فیزیکدان قرمز، آبی و سبز است.»

رنگ‌های آبی، سبز و خاکستری تعدیل کننده نیازهای روحی و روانی انسان بوده در نهایت تأمین‌کننده سلامت چشم و تعادل جسم و روح انسان است، لذا پروردگار یکتا در خلقت طبیعت، حکمتی داشته است که بیشترین رنگ در طبیعت را سه رنگ سبز و آبی و خاکستری قرار داده است و دعوت به سیر در روی زمین علاوه بر جنبه تنبّه و توجه به آیات الهی تأثیر آرام‌بخش و حفظ تعادل روحی و عصبی در انسان است در نتیجه تماس با طبیعت که در آن انسان یا با رنگ مفرّح و نشاط آور سبز و یا با رنگ آرام‌بخش آبی و یا رنگ متعادل و بی‌تفاوت خاکستری سروکار دارد به طور طبیعی تحریک می‌شود و کسل و ملول و خسته نمی‌گردد.

امیدوارم توانسته باشم تأثیر رنگ‌ها بر روی بیننده طرح شما را از دیدگاه قرآن و اسلام، به خوبی شرح داده باشم. و شما در کارهایتان، با استفاده از این نکات الهی، طرح‌های موفقی داشته باشید.

 

منابع: قرآن و مجله قرآنی بشارت شماره 45

                                                  اعجاز "رنگ" ها در قرآن

 

 گروه دین و اندیشه: رنگ از مهمترین و زیباترین پدیده‌های طبیعی است که نقش خاصی در بازتاب هنری قرآن دارد، بی‌تردید تصاویر هنری قرآنی بر قدرت الهی و ربانی خداوند دلالت می‌کنند و در قرآن نیز به کار رفته‌اند.

 

 

رنگ از مهمترین و زیباترین پدیده های طبیعی و از مهمترین عناصری است که در هنر، دین، روح و روان انسان تأثیر به سزایی دارد. رنگها نقش خاصی در بازتاب هنری قرآن دارند، زیرا رنگ زیباییها، نشانه ها و تصاویر هنری قرآنی را بیان و برقدرت الهی و ربانی و زیبایی الهی دلالت می کنند. در واقع رنگها انعکاس طبیعت هستند که زندگی، مرگ، آرزو، کفر، ایمان، هدایت، ضلالت، نشاط و اندوه را نشان می دهند.

 

دلالت رنگ: هر انسانی برخی از رنگها را بر برخی دیگر ترجیح می دهد و برخی از رنگها را دوست ندارد. این مسئله به ابعاد مختلف و متنوع روانی، اجتماعی، دینی و فیزیولوژیکی فرد باز می گردد . هر رنگی معنی خاص روانی دارد که تأثیر فیزیولوژیکی بر انسان دارد. گفته می شود که برخی از رنگها به سرعت از زیر اشعه ها عبور می کنند و برخی دیگر به کندی. این حرکت در ایجاد آرامش در انسان تأثیر به سزایی دارد. در آن صورت انسان احساس آرامش، نگرانی، تخیل، شادی، هیجان، اندوه و یا تشویش می کند. این مسئله با توجه به عوامل اجتماعی چون ادبیات، آداب و سنتها تغییر می یابد. به طوریکه همیشه سفید رنگ شادی و سرور و سیاه، رنگ حزن و اندوه نیست.

بنابراین می توان گفت که محیط جغرافیایی و منطقه ای در انتخاب رنگها تأثیرگذار هستند، زیرا هر ملتی ممکن است رنگی را دوست داشته باشد که در محیط آنها بیشتر است. به طور مثال در دوران پیش از اسلام مردم عاشق رنگ سبز بودند زیرا سبز رنگ مراتع، کشتزارها، درختان بود و رنگ قرمز را که رنگ خشکسالی، گرما، آتش و حرارت بود دوست نداشتند. از این رو نقش تمدنها در این میان بسیار مهم است.

 

رنگها در قرآن کریم: شکی نیست که بلاغت قرآن به قدری است که از بلاغت همه بلیغان نیز برتر و والاتر است. قرآن دارای موسیقی، مفردات، تصاویر هنری زیبایی دقیقی است که در آن رنگها به عنوان پدیده های طبیعی به شمار می روند. آنها در تصاویر هنری قرآن که بسیار نیز آمده نقش مهمی دارند. کلمه "رنگ" در قرآن 9 بار آمده که هدف از آن مشخص کردن ماهیت رنگ است.

 

با کلماتی که به معنای رنگ در قرآن آمده کلمات دیگری نیز همراه شده است. به طور مثال آیه 22 سوره روم به نشانه های او در آفرینش آسمانها و زمین، تفاوت زبانها و رنگها اشاره می کند و آن را نشانه ای برای عالمان می داند. آیه 21 سوره زمر قدرت مطلق الهی را نشان دهد تا انسان را به تفکر در حقایق عالم هستی واردارد. 

 

سبز، زرد، سفید، سیاه، قرمز و آبی رنگهای شش گانه ای هستند که در آیات قران کریم آمده اند و همانگونه که مطرح شد بر شب و روز، نور و ظلمت دلالت دارند.  

 

رنگ سبز: رنگ زندگی، حرکت و شادی است. زیرا به انسان آرامش می دهد و تعبیری از زندگی، شادابی، صلح، امنیت و آرزو است. همچنین رنگ بهار، طبیعت زنده، درختان، گیاهان، شاخ و برگها است. سبز در اندیشه دینی نشانه خیر و ایمان است که در قبه های مساجد، بناهای اسلامی، عمامه علمای اسلام و پوشش کعبه نیز وجود دارد. لفظ سبز 8 بار در قرآن آمده که برای بیان ماهیت و زیبایی لباسهای اهل بهشت به کار برده شده است. سوره کهف آیه 31 و سوره انسان آیه 21، به لباس فاخر سبزرنگ بهشتیان اشاره می کند. در دیگر آیات از رنگ سبز و مشتقاتش برای زیباییهای هستی و بیان قدرت و رحمت مطلق الهی استفاده شده است.

 

قدرتی که خداوند در درختان سبز قرار داده تا آن را آتش زده و برای زندگی از آن بهره مند شود، در سوره یس آیه 80 به آن اشاره شده است. قدرتی که از خاک، گیاهی سبز را خارج می کند؛ نزول آب از آسمان و و رویش گیاهان مختلف و ساقه ها و شاخه های سرسبز در سوره انعام آیه 99 اشاره شده است، زمین را با بارانهای زیاد سبز کرد در سوره حج آیه 63 آمده است. داستان حضرت یوسف دوبار از کلمه سبز استفاده کرده که یکی از آنها خواب هفت خوشه سبز در آیه 43 که نشانه زندگی و طراوت است، بوده و دیگری در آیه 46 با همین تعبیر استفاده شده است. 

 

رنگ زرد: از رنگهایی است که بسیار منشأ شادی و نهایت سرور است. این رنگ رنگ طلوع، نور و روشنایی است. زیرا رنگ خورشید و منبع حرارت، زندگی و نشاط است که مصریان باستان آن را سمبل الهه خورشید و پیشگیری از بیماریها می دانستند. از سوی دیگر رنگ زرد بر حزن و اندوه، کسالت، فنا و مرگ نیز دلالت می کند که با پاییز و مرگ طبیعت و صحرای خشک و زردی چهره انسان همراه است.

آشنایی با مفاهیم رنگ در قرآن کریم نگاهی به مفاهیم رنگ در قرآن مجید در قرآن اشاره به رنگ «ابیض» نشانه‌ی رستگاری است. (آل‌عمران 104) «آنانکه سفید شد رویشان، پس باشند در رحمت خدا ایشان در آن جاودانند.» سفید علامت پاکی است، در آیه‌های دیگری هم به کلمه ابیض اشاره شده است. (شعراء آیه 32- طه آیه 12)، (قصص آیه 32) در این آیات ابیض به معنای نورانی است

گروه فعالیت‌های قرآنی: انسان از زمانی که گام در عرصه وجود می‌نهد، با تشعشی از رنگ‌ها مواجه است. برای بیان مقصود و حالات درونی خویش در مراسم مختلف اعم از جشن و شادی، غم وجنگ و صلح از رنگ بهره گرفته است. در این مقاله با نگاهی اجمالی، به معرفی برخی از رنگ‌های ذکر شده در قرآن کریم می‌پردازیم‌.

 

به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) شعبه کرمان، در فرهنگ عامه کنونی ما لباس مشکی سمبل عزا و لباس‌هایی با رنگ گرم، سمبل شادی و بیان حرارت درونی ما هستند.

زندگی، سرشار از رنگ و جلوه‌های رنگ است، رنگ مفاهیم متفاوت و متنوعی را در ذهن ما زنده می‌کند و در همه ابعاد زندگی جاری است. بنابراین مفهوم آن به همان گستردگی مفهوم زندگی است. یا به قول ایتن «رنگ، خود زندگی است.»

جهان بدون رنگ در نظر ما مرده و بدون روح است. شاید رنگ‌ها اثر یکسانی بر تمام افراد ندارند. رنگی که برای یک شخص دلپذیر است، شاید بر دیگری اثر چندان مطلوبی نداشته باشد. رنگها، نیروها و انرژی‌های درخشنده‌ای هستند که بر ما اثرات منفی و مثبت خواهند داشت.

رنگ، مواهب خود را به همه تقدیم می‌کند، ولی رموز نهان خود را فقط برای شیفتگان واقعی آشکار می‌سازد.

روان‌شناس بزرگ (گرانت آلن) می‌گوید: در طبیعت ما، عاملی قوی‌تر و متنوع‌تر از رنگ‌ها وجود ندارد. قرآن کریم، چهارده قرن قبل به این نکته توجه داشته و اختلاف رنگ‌های تمامی موجودات زمینی را به طور عموم از نشانه‌های تدبیر و از آیات خداوند محسوب کرده است، از جمله درباره آفرینش می‌فرماید: آفرینش آسمان‌ها و زمین و اختلاف رنگ‌های شما و تمام موجودات از آیات و نشانه های اوست، مسلماً دانشمندان این حقایق را درک می‌کنند. بشر پس از قرن‌ها مطالعه و بررسی به این واقعیت پی‌برده است.

در اینجا در خصوص هر رنگ، نخست به ویژگی روانی رنگ‌ها و سپس به آیات قرآنی اشاره می‌شود. باید توجه داشت که آیات قرآن پیرامون رنگ‌ها به 2 دسته تقسیم می‌شوند: یک دسته به صورت کلی به رنگ‌ها، بدون نم بردن از رنگ خاص به عنوان نشانه‌های الهی اشاره دارد. دسته دوم آیاتی که به رنگ و یا رنگ‌های خاصی اشاره دارد.

در آیات دسته اول به رنگ خدایی (در سوره نمل)، رنگ‌های مختلف موجودات زمینی (در سوره فاطر)، رنگ‌های مختلف آدمیان، جانوران و چهارپایان (سوره فاطر)، رنگ‌های مختلف کشت وزرع (در سوره زمر) و رنگ‌های مختلف عسل (در سوره نحل

رنگ چهره گناهکاران در آیات متعددی از قرآن به سیاهی وصف شده است، مانند اینکه می‌فرماید: «در روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ بستند می‌بینی که صورت‌هایشان سیاه شده است) اشاره شده است.

 

در قرآن علاوه بر واژه «لون» در آیاتی از قرآن به رنگ‌های زرد، سبز، سفید ، سیاه، قرمز، کبود و آبی اشاره شده است. در اینجا مختصراً به خصوصیات هر رنگ در روانشناسی اشاره می‌شود و سپس به اشاره آن رنگ در قرآن می‌پردازیم.

رنگ سفید مجموعه تمام رنگ‌هاست و در برگیرنده آرامش و سکوت است. این رنگ حاوی امکانات بی‌نهایت و نهفته و رنگی است که نماد جوانی (نوزادی)، سمبل صلح، درستکاری،کمال و بی‌گناهی است.

در قرآن اشاره به رنگ «ابیض» نشانه‌ی رستگاری است. (آل‌عمران 104) «آنانکه سفید شد رویشان، پس باشند در رحمت خدا ایشان در آن جاودانند.» سفید علامت پاکی است، در آیه‌های دیگری هم به کلمه ابیض اشاره شده است. (شعراء آیه 32- طه آیه 12)، (قصص آیه 32) در این آیات ابیض به معنای نورانی است.

سیاه یا اسود، حالت حزن و افسردگی ایجاد می‌کند و در عزاداری از این رنگ استفاده می‌شود. هر رنگیکه بر روی سفید قرار گیرد، ضعیف و درهم و هر رنگی که بر روی سیاه قرار گیرد، برجسته و مشخص‌تر می‌شود.

رنگ چهره گناهکاران در آیات متعددی از قرآن به سیاهی وصف شده است، مانند اینکه می‌فرماید: «در روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ بستند می‌بینی که صورت‌هایشان سیاه شده است.

در سوره آل عمران آیه 103، رنگ سیاه چهره، نشانه نابودی و هلاکت است. «آنانکه رویشان سیاه شد آیا کافر شدند؟ پس بچشند عذاب را به سبب آنچه بودید.»

قرمز سمبل آتش و خون است. علاقه به رنگ سرخ معرف انسان‌های با‌اراده، متحرک، با نفوذ و هیجان‌آور است. انسان‌های پرقدرت به این رنگ علاقه دارند. زیرا این رنگ،رنگ زندگی، حیات، استحکام، عشق و غلبه بر مشکلاتی مانند فقر و گرسنگی است.

در قرآن احمر در کنار رنگ سفید و سیاه در مورد کوه‌ها به کار رفته است. (سوره فاطر آیه 27 ) «از کوه‌ها نیز به لطف پروردگار جاده‌هایی به رنگ سفید و سرخ با الوان مختلف و گاه به رنگ کامل آفریده شده است.»

قرآن کریم، چهارده قرن قبل به این نکته توجه داشته و اختلاف رنگ‌های تمامی موجودات زمینی را به طور عموم از نشانه‌های تدبیر و از آیات خداوند محسوب کرده است، از جمله درباره آفرینش می‌فرماید: آفرینش آسمان‌ها و زمین و اختلاف رنگ‌های شما و تمام موجودات از آیات و نشانه‌های اوست، مسلماً دانشمندان این حقایق را درک می‌کنند. بشر پس از قرن‌ها مطالعه و بررسی به این واقعیت پی‌برده است

آبی سمبل آب و آسمان است و ابزار صمیمیت، وفاداری، عفت، اعتماد، حساسیت، تفکر و رضایت خاطر است، این رنگ معرف عشق به خانوداه، معرفت، دلبستگی عمومی و اتحاد است. افرادی که این رنگ را دوست دارند، محافظه‌کار هستند. این افراد، انسان‌های موفقی هستند و ارتباطات صمیمی برقرار کرده و به ندرت کارهای احساسی می‌کنند. سیاست‌مدارند. افرادی دوست‌داشتنی هستند، این رنگ همچنین نشانه تحصیلات عالی و تمدد اعصاب است.

در قرآن رنگ «ارزق» شادی‌آور است و بدان اشاره شده است. امام صادق(ع) می‌فرمایند: «ای مفضل در رنگ آسمان بیندیش که خدا آن‌را این چنین آبی آفرید که موافق‌ترین رنگ‌ها برای چشم است.»

چکیده: این نوشتار به اهمیت رنگ از نگاه قرآن می پردازد. نویسنده پس از مقدمه ای راجع به اهمیت رنگ در زندگی، چگونگی نگاه قرآن به انواع رنگ را بررسی کرده و در این راستا نخست از یاد کرد کلی رنگ در تعبیرهای «لون» و «صبغه» سخن می گوند و به راز و رمز مفهومی این دو اشاره می کند، آنگاه به انواع رنگها پرداخته از رنگ سیاه، سفید، زرد، سرخ، سبز به تفصیل بحث می کند.

کلید واژه‏ها: قرآن، رنگ، سیاه، سفید، سرخ، زرد، سبز.

رنگ و زندگى

از مقوله‏هاى با اهمیّت جوامع بشرى که تأثیر آن بر بسیارى پوشیده مانده، مقوله رنگ است. شاید بسیارى از افراد با شنیدن چنین جمله‏اى آن را مورد تمسخر یا بى اعتنایى قرار دهند، اما وقتى ظرافت‏هاى درباره رنگ، آشکار مى‏گردد، بینش مخاطب نیز تغییر خواهد یافت. بى تردید رنگ‏ها در زندگى انسان و همچنین جامعه، نقش پیش برنده اهداف و متوقف کننده برخى فعالیت‏ها را دارند. این مسئله به دوران کنونى محدود نمى‏شود، زیرا تا آنجا که تاریخ از بشر سخن مى‏گوید، رنگ، همواره جزو معیارهاى او بوده است؛ البته براى بشر اولیه دو رنگ آشناى کارساز، آبى متمایل به تیره آسمان در هنگام شب، و زرد روشن و متمایل به سفید نور آفتاب بود. او تاریکى و روشنى را ملاک فعالیت‏هاى خود مى‏دانست؛ از این رو رنگ خورشید و نور آن حکایت از تلاش داشت و رنگ شب، رنگ استراحت و توقف کار بود.1
اما امروزه شرایط کار و زندگى و در نتیجه دیدگاه انسان نسبت به رنگ تغییر کرده است. براى درک تأثیر رنگ در محیطهاى اشتغال فعلى، کافى است دو کارخانه یا اداره، با رنگ‏هاى مختلف، مورد مقایسه قرار گیرند. آزمایش‏هاى روان‏شناسى و حتّى تجربیات شخصى، نشان مى‏دهند که کارکرد افراد در شرایط مختلف رنگى در این مکان‏ها، متفاوت است. اصولاً دنیایى که در آن زندگى مى‏کنیم به گونه‏اى رنگ بندى شده است که حضور در آن را براى ما تحمل‏پذیر مى‏کند. اگر لحظه‏اى چشمانمان را ببندیم و با خود فکر کنیم که تمام آسمان قرمز است، به راستى تحمل چنین آسمانى براى مدتى طولانى تا چه اندازه امکان خواهد داشت؟
یا بر عکس اگر تصور کنیم که تمام خاکهاى روى زمین و کوه‏ها آبى هستند، چه احساسى به ما دست خواهد داد؟ گرچه عادت انسان در تحمل پذیرى او نقش دارد، اما خصلت‏هاى وجودى از یک سو، و ویژگى‏هاى مختلف رنگ‏ها، از سوى دیگر، یک تعادل رنگى و در نتیجه یک تعادل روانى را مى‏طلبد. امروزه، نه تنها طبیعت رنگى در اطراف ما خود نمایى مى‏نماید، بلکه مصنوعات بشرى، شاید حتّى در بعضى از موارد، بیش از رنگ‏هاى طبیعت، در قالب اجناس پر نقش و نگار، رنگ را به ما عرضه مى‏کنند.
در طول زندگى، وسایل نقلیه‏اى که هر روز با آنها مسافتى را طى مى‏کنیم، دیوارخانه‏اى که در آن زندگى مى‏نماییم، لباس‏هایى که مى‏پوشیم، غذایى که مى‏خوریم، ابزارى که با آنها کار مى‏کنیم، همه، داراى رنگ‏هایى ویژه هستند؛ بعضى از این رنگ‏ها با خصوصیات روانى ما سازگار، و بعضى در تضادند، گاهى نیز تأثیرات، به سمت خنثى بودن گرایش دارند.
به هر حال، رنگ، براى انسان مقوله‏اى کاملاً مأنوس و آشناست. البته بسیارى از افراد به آن فکر نمى‏کنند ولى مى‏توان ادعا کرد که در بیشتر مواقع زندگى، به رنگ و تأثیرات آن وابسته‏اند. بشر، از اولین ماه‏هاى زندگى خود، رنگ را مى‏شناسد و نسبت به آن واکنش نشان مى‏دهد، هر چند نمى‏تواند به طور دقیق، آنها را تشخیص دهد و به همین دلیل، ممکن است رنگ‏ها را به جاى هم نام ببرد. انسان، در سنین پایین، حتى گاهى رنگ را بر شکل مقدم مى‏دارد. این گونه احساسات، تا زمان بزرگسالى ادامه مى‏یابند، و از آن به بعد، پیروى از خانواده و جامعه آغاز مى‏شود.
بدین ترتیب مى‏توان ادعا کرد که با توجه به حضور همه جانبه رنگ در زندگى، دانش‏هاى بیشمارى متصدى پرداختن به این مقوله شده‏اند که در بین آنها شیمى، فیزیک، طب، هنر و... به چشم مى‏خورند. اهمیت رنگ در بین انسان‏ها نه تنها در احساسات فردى بلکه در مناسبات اجتماعى و ابراز هویت حقوقى نیز وجود دارد. در این مورد مى‏توان به فلسفه رنگ بندیهاى گوناگون پرچم‏ها در کشورهاى مختلف از جمله کشور جمهورى اسلامى ایران اشاره نمود.2
اکنون این سؤال مطرح مى‏شود که با توجه به حضور گسترده رنگ در زندگى آیا ممکن است چنین مسئله مهمى مورد عنایت قرآن کریم واقع نشده باشد؟ کتاب جامعى که سر لوحه‏اى بى نظیر است و معارف غنى آن در سرتاسر زندگى انسان جریان دارد؟! مرورى بر فهرست آیات شریفه مرتبط با رنگ به سؤال مذکور پاسخ خواهد داد.

رنگ در قرآن

قرآن کریم در بسیارى از آیات خود با عنوان کلى رنگ، و یا به تفکیک، رنگ‏هاى مختلف را ذکر مى‏نماید. بى تردید تمامى موارد استفاده از این واژه‏ها با دلیل و حکمت خاصى است که برخى از آنها در تفاسیر بیان شده‏اند و بعضى دیگر پوشیده مانده‏اند. در این بخش ما تنها فهرستى از آیات بکار برنده رنگ را ارائه مى‏نمائیم و آن‏گاه در بخش‏هاى بعد به بررسى جزئى مقوله رنگ خواهیم پرداخت. آیات مذکور در بر گیرنده رنگ را مى‏توان دو دسته کلى دانست: یک دسته آنهایى که از واژه «لون» یا «صبغة» استفاده کرده‏اند. یعنى بحث کلى رنگ. و دسته دیگر آنها که رنگ‏هاى مختلف را در خود جاى داده‏اند. در این جا فهرستى که از آیات مورد بحث ارائه مى‏شود به ترتیب قرارگیرى رنگ‏ها در سوره‏هاى مبارکه است. البته در ابتدا آیات مربوط به لون و صبغة بیان مى‏شوند و سپس به رنگ‏هاى بیان شده در قرآن مى‏پردازیم.

لون و صبغه در آیات

واژه «لون»، و جمع آن «الوان»، 9 بار تکرار در هفت آیه از قرآن مجید آمده است. از این تعداد، 7 مورد به صورت جمع، یعنى «الوان»، و دو مورد مربوط به »لون» است؛ و اما کلمه «صبغة» دو مرتبه و تنها در یک آیه وجود دارد. آیات مربوط به «لون» و «صبغة» به ترتیب قرارگیرى در سوره هاى قرآن کریم چنین مى‏باشند:
1 - سوره مبارکه بقره آیه 69
«قالوا ادع لنا ربّک یبیّن لنا مالونها قال إنّه یقولُ إنّها بقرة صفراءُ فاقعٌ لونها تسرُّ النّاظرینَ»
2 - سوره مبارکه بقره آیه 138
«صبغة اللَّه و من أحسن من اللَّه صبغة و نحن له عابدون»
3 - سوره مبارکه روم آیه 22
«و من آیاته خلق السّموات و الأرض و اختلاف ألسنتکم و ألوانکم إنّ فى ذلک لآیات للعالِمین»
4 - سوره مبارکه نحل آیه 13
«و ما ذرألکم فى الأرض مختلفاً الوانه إنّ فى ذلک لآیة لقومٍ یذّکّرون»
5 - سوره مبارکه نحل آیه 69
«ثمَّ کلى من کلّ الثّمرات فاسلکى سُبُل ربّک ذللاًیخرج من بطونها شرابٌ مختلفٌ ألوانه فیه شفاء للنّاس إنّ فى ذلک لآیة لقوم یتفکّرون»
6 - سوره مبارکه فاطر آیه 27
«ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السّماء ماء فأخرجنا به ثمرات مختلفاً الوانهاو من الجبال جددٌ بیضٌ و حمرٌ مختلفٌ الوانهاو غرابیبُ سودٌ»
7 - سوره مبارکه فاطر آیه 28
«و من الناس و الدّوابٌ و الانعام مختلف ألوانه کذلک إنّما یخشى اللَّه من عباده العلماء إنّ اللَّه عزیز غفورٌ»
8 - سوره مبارکه زمر آیه 21
«ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السماء ماءً فسلکه ینابیع فى الأرض ثمّ یخرج به زرعاً مختلفاً ألوانه ثمّ یهیجُ فتریه مصفرّاً ثمّ یجعله حطاماً إنّ فى ذلک لذکرى لاولى الألباب»

رنگ زرد در آیات

رنگ زرد با واژه‏هاى صفر، صفراء و مصفرّاً، 5 بار در آیات قرآن کریم معرفى شده است. این آیات عبارتند از:
1 - سوره مبارکه بقره آیه 69
«قالوا ادع لنا ربّک یبیّن لنا ما لونها قال إنّه یقول إنّها بقرة صفراء فاقع لونها تسرّ الناظرین»
2 - سوره مبارکه روم آیه 51
«و لئن أرسلنا ریحاً فرأوه مصفرّاً لظلّوا من بعده یکفرون»
3 - سوره مبارکه زمر آیه 21
«ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السّماء ماءً فسلکه ینابیع فى الأرض ثمَّ یخرج به زرعاً مختلفاً ألوانه ثمّ یهیجُ فتریه مصفرّاً ثمّ یجعله حطاماً إنّ فى ذلک لذکرى لأولى الألباب»
4 - سوره مبارکه حدید آیه 20
«إعلموا انّما الحیوة الدنیا لعب و لهو و زینة و تفاخر بینکم و تکاثر فى الأموال و الأولاد کمثل غیث أعجب الکفّار نباته ثمّ یهیج فتریه مصفرّاً ثمّ یکون حطاماً و فى الآخرة عذاب شدید و مغفرة من اللَّه و رضوان و ما الحیوة الدنیا الا متاع الغرور»
5 - سوره مبارکه مرسلات آیه 33
«کانّه جمالت صفرٌ»

رنگ‏هاى سفید و سیاه در آیات

رنگ سفید در 12 آیه قرآن کریم آمده است. کلمات قرآنى مربوط به این رنگ، ابیضّت، تبیضّ، ابیض، بیضاء و بیض مى‏باشند. اولین کلمه مربوط به این رنگ، ابیض است که در سوره مبارکه بقره قرار دارد. اما رنگ سیاه 7 بار و در 6 آیه قرآن کریم وجود دارد. در این بین 3 مرتبه به صورت مشترک با رنگ سفید و 3 مرتبه به طور مستقل، مورد استفاده قرار گرفته است. واژه سیاه در قرآن، شامل کلمات اسود، اسودّت، مسودّاً، مسودّة و سود مى‏باشد. در این بخش، ما سفید و سیاه را تفکیک نمى‏کنیم بلکه برخى آیات را به ترتیب سوره‏هاى مبارکه، به طور متوالى، ذکر مى‏نماییم. با این حساب، آیات به کار برنده رنگ‏هاى سفید و سیاه عبارتند از:
1 - سوره مبارکه بقره آیه 187
«أحلّ لکم لیلة الصیام الرّفث إلى نسائکم هنّ لباس لکم و أنتم لباس لهنّ علم اللَّه أنّکم کنتم تختانون أنفسکم فتاب علیکم و عفا عنکم فالآن باشروهنّ و ابتغوا ما کتب اللَّه لکم و کلوا و اشربوا حتّى یتبیّن لکم الخیط الأبیض من الخیط الأسود من الفجر ثمّ أتمّوا الصیام إلى اللیل و لا تباشروهنّ و أنتم عاکفون فى المساجد تلک حدود اللَّه فلا تقربوها کذلک یبیّن اللَّه آیاته للنّاس لعلّهم یتّقون».
2 - سوره مبارکه آل عمران آیه106
«یوم تبیّضُ وجوهٌ و تسودّ وجوهٌ فأمّا الذین اسودّت وجوههم أکفرتم بعد ایمانکم فذوقوا العذاب بما کنتم تکفرون».
3 - سوره مبارکه آل عمران آیه 107
«و امّا الذین ابیضّت وجوههم ففى رحمة اللَّه هم فیها خالدون».
4 - سوره مبارکه اعراف آیه 108
«و نزع یده فإذا هى بیضاء للناظرین».
5 - سوره مبارکه یوسف آیه 84
«و تولّى عنهم و قال یا أسفى على یوسف و ابیضّت عیناه من الحزن فهو کظیم».
6 - سوره مبارکه نحل آیه 58
«و إذا بشّر أحدهم بالانثى ظلّ وجهه مسودّاً و هو کظیم».
7 - سوره مبارکه طه آیه 22
«و اضمم یدک إلى جناحک تخرج بیضاء من غیر سوء آیة أخرى».
8 - سوره بمارکه شعراء آیه 33
«و نزع یده فإذا هى بیضاء للنّاظرین».
9 - سوره مبارکه نمل آیه 12
«و أدخل یدک فى جیبک تخرج بیضاء من غیر سوء فى تسع آیات إلى فرعون و قومه إنّهم کانوا قوماً فاسقین».
10 - سوره مبارکه قصص آیه 32
«اسلک یدک فى جیبک تخرج بیضاء من غیر سوء و اضمم الیک جناحک من الرّهب فذانک برهانان من ربّک الى فرعون و ملإه إنّهم کانوا قوماً فاسقین».
11 - سوره مبارکه فاطر آیه 27
«ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السّماء ماء فأخرجنا به ثمرات مختلفاً ألوانها و من الجبال جددٌ بیضٌ و حمرٌ مختلفٌ ألوانها و غرابیبُ سودٌ».
12 - سوره مبارکه صافات آیه 46
«بیضاء لذة للشّاربین».
13 - سوره مبارکه صافات آیه 49
«کأنّهنّ بیضٌ مکنون».
14 - سوره مبارکه زمر آیه 60
«و یوم القیامة ترى الذین کذبوا على اللَّه وجوههم مسودّة ألیس فى جهنّم مثوى للمتکبّرین».
15 - سوره مبارکه زخرف آیه 17
و إذا بشّر أحدهم بما ضرب للرّحمن مثلاً ظلّ وجهه مسودّاً و هو کظیم.

رنگ سبز در آیات

در قرآن کریم کلمات خضر خضراً أخضر و مخضرّة به معنى سبز آمده‏اند. البته دو کلمه دیگر نیز وجود دارد که از آنها نیز به سبزى تعبیر مى‏شود. یکى کلمه مدهامّتان در سوره مبارکه الرّحمن، و دیگرى کلمه أحوى در سوره أعلى. به این ترتیب، مجموعه دفعات کاربرد رنگ سبز در قرآن کریم، 10 مورد است. آیات شامل رنگ سبز، به ترتیب چنین مى‏باشند:
1 - سوره مبارکه انعام آیه 99
«و هو الّذى أنزل من السّماء ماءً فأخرجنا به نبات کلّ شى‏ء فأخرجنا منه خضراً نخرج منه حبّاً متراکباً و من النّخل من طلعها قنوانٌ دانیة و جنّات من أعناب و الزّیتون و الرّمّان مشتبهاً و غیر متشابه انظروا إلى ثمره إذا أثمر و ینعه إنّ فى ذلکم لآیات لقوم یؤمنون».
2 - سوره مبارکه یوسف آیه 43
«و قال الملک انّى أرى سبع بقراتٍ سمانٍ یأکلهنّ سبع عجافٌ و سبع سنبلاتٍ خضر و أخر یابساتٍ یا أیّها الملأ أفتونى فى رؤیاى إن کنتم للرّؤیا تعبرون».
3 - سوره مبارکه یوسف آیه 46
«یوسف أیّها الصّدّیق أفتنا فى سبع بقرات سمان یأکلهنّ سبع عجافٌ و سبع سنبلات خضر و أخر یابسات لعلّى أرجع إلى النّاس لعلّهم یعلمون».
4 - سوره مبارکه یس آیه 80
«الّذى جعل لکم من الشّجر الاخضر ناراً فإذا أنتم منه توقدون».
5 - سوره مبارکه کهف آیه 31
«اولئک لهم جنّات عدنٍ من تحتهم الانهار یحلّون فیها من أساور من ذهب و یلبسون ثیاباً خضراً من سندسٍ و إستبرق متّکئین فیها على الأرائک نعم الثواب و حسنت مرتفقاً».
6 - سوره مبارکه حج آیه 63
«ألم تر أن اللَّه أنزل من السّماء ماءً فتصبح الأرض مخضرّة إنّ اللَّه لطیف خبیرٌ».
7 - سوره مبارکه الرحمن آیه 76
«متّکئین على رفرفٍ خضرٍ و عبقرىٍّ حسان».
8 - سوره مبارکه انسان آیه 21
«عالیهم ثیاب سندس خضر و استبرق و حلّوا أساور من فضّة و سقاهم ربّهم شراباً طهوراً».

رنگ قرمز در آیات

قرمز با واژه «حمر» در قرآن کریم، تنها یکبار و آن هم در آیه 27 سوره مبارکه فاطر با همراهى رنگ‏هاى دیگر آمده است. این آیه در فهرست مربوط به لون و رنگ‏هاى سفید و سیاه ذکر شد.

شرح لون در آیات

چنان که در کتاب لغت آمده، لون کلمه‏اى معروف است و بر سفید و سیاه و آنچه از این دو ترکیب مى‏شود اطلاق مى‏گردد.3 لسان العرب، لون را هیئتى مانند سیاهى و قرمزى و نیز آنچه عامل تمایز و جدایى دو چیز است، بیان مى‏کند،4 البته از نظر علمى این تعریف‏ها واقعاً کامل نیست و دلیل این مدعا در بررسى‏هاى انجام شده علمى آشکار است. براساس علوم بشرى، رنگ وابسته به نور است و بر اساس ظرفیت بینایى انسان دیده مى‏شود. از آنجا که نور به صورت امواج مى‏باشد، نوع رنگ نیز با میزان طول موج نور تغییر خواهد کرد و بدین ترتیب در محدوده مشخصى از امواج وسیع نورانى، رنگ‏ها بسته به میزان طول موج در مقابل دیدگان انسان ظاهر خواهند شد. متوسط این میزان در کتب فیزیکى بین 400 تا 700 نانومتر است (هر نانومتر یک میلیونیم میلیمتر است) بدیهى است که در این محدوده رنگ‏هایى مختلف به صورت مستقل یا ترکیبى دیده مى‏شوند.5 البته جزئیات این بحث مفصل است و ما قصد پرداختن به آنها را نداریم و این میزان نیز براى روشن نمودن پیچیدگى‏هاى ماهیت رنگ بیان شد. به هر حال آیاتى را که در این رابطه مورد بررسى قرار مى‏دهیم، عبارتند از:
1 - سوره مبارکه نحل آیه 13
«و ما ذرألکم فى الارض مختلفاً ألوانه إنّ فى ذلک لایة لقوم یذّکّرون».
«(علاوه بر این) مخلوقاتى را که در زمین آفریده نیز مسخّر (فرمان شما) ساخت، مخلوقاتى با رنگ‏هاى مختلف؛ در این، نشانه روشنى است براى گروهى که متذکر مى‏شوند.»
در آیات قبل این سوره مبارکه، نعمت‏هایى مختلف به عنوان نشانه براى متفکران و عاقلان ذکر مى‏شود ولى درباره ألوان، قوم متذّکر، مطرح‏ند. در تفسیر نمونه آمده است که دلیل ذکر گروه‏هاى مختلف درباره هر کدام از نعمت‏ها مرتبط با آن نعمت خاص است، مثلاً درباره زراعت و زیتون و نخل و انگور و به طور کلى میوه‏ها باید بیشتر اندیشه کرد ولى درباره رنگ‏هاى نعمت‏هاى موجود آنقدر مسئله روشن است که تنها تذکر و یادآورى کافى است.6 هر چند این بیان تفسیرى در یک نگاه عام، بسیار معقول است اما با توجه به مسایل بیان شده به نظر مى‏رسد توجه به الوان در آیه شریفه به تأمل و موشکافى نیاز دارد.
و اما تفسیر المیزان، مورد دیگرى را درباره این آیه مطرح مى‏کند که بیانش خالى از لطف نیست. در این تفسیر آمده است:
«اختلاف الوان آنچه که در زمین خلق کرده از گیاهان و درختها و میوه‏ها، امرى است که با آن مى‏توان بر وحدانیت و یکتایى خدا، در ربوبیت استدلال کرد، چون امر واحدى است لذا فرمود: لآیة و نفرمود: لآیات».7
مسئله قابل ذکر دیگر اینکه ممکن است منظور از الوان، انواع نعمتها باشد.8 در لسان العرب نیز یکى از معانى لون، نوع ذکر شده است.9
2 - سوره مبارکه نحل آیه 69
«ثمّ کلى من کلّ الثّمرات فاسلکى سبل ربّک ذللاً یخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فیه شفاء للنّاس إنّ فى ذلک لآیة لقوم یتفکّرون».
سپس از تمام ثمرات تناول کن، و راه‏هایى را که پروردگارت براى تو تعیین کرده به راحتى بپیما؛ از درون شکم آنها نوشیدنى خاص، به رنگ‏هاى مختلف که در آن شفاى مردم است بیرون مى‏آید. در این، نشانه روشنى است براى جمعیتى که اهل فکرند.
در این آیه سخن از وحى به زنبور عسل است که چه مسیرى را طى مى‏کند و سپس ماده‏اى رنگارنگ تولید مى‏نماید که براى مردم شفاء است. «رنگ‏هاى مختلف عسل از رنگ‏هاى مختلف گلها ناشى مى‏شود. رنگ گلها را چند ماده قندى درست مى‏کند و چون این دو مسئله یعنى رنگ عسل با رنگ گلها بستگى مستقیم دارد پس هر عسل با رنگ مخصوص خود، ماده قندى خاصى دارد و نتیجه فعل و انفعالات آنهاست. فاصله‏اى که بین شراب و خاصیت شفاء دهندگى آن است یعنى «مختلف الوانه» از نکات زیباى قرآن است که کتابهاى گیاه‏شناسى نیز خواص درمانى گیاهان را مربوط به عناصر قندى موجود در آنها مى‏داند».10
از طرفى تنوع رنگ‏ها براى سلیقه‏هاى مختلف نیز رضایت بخش است. «امروزه ثابت شده است که رنگ غذا در تحریک اشتهاى انسان بسیار مؤثر است. قدیمى‏ها نیز گویا این مسئله روانى را شناخته بودند که غذاهاى خود را با زعفران و زردچوبه و رنگ‏هاى دیگر رنگین مى‏ساختند تا از طریق بصرى نیز میهمانان‏شان را به خوردن غذا تشویق نمایند.»11
3 - سور مبارکه روم آیه 22
«و من آیاته خلق السّموات و الأرض و اختلاف ألسنتکم و الوانکم إنّ فى ذلک لآیات للعالمین».
و از آیات او آفرینش آسمانها و زمین و تفاوت زبان‏ها و رنگ‏هاى شماست. در این، نشانه‏هایى است براى عالمان رنگ‏شناسى یکى از راه‏هاى خداشناسى است. وقتى انسان به اختلاف رنگ‏ها نگاه مى‏کند، قدرت خداوند را بیشتر مى‏فهمد. انسان‏ها به اندازه‏اى زیادند که اگر عامل تمایزى وجود نداشت، براى ارتباط با یکدیگر مشکلى جدى به وجود مى‏آمد، ولى حکمت خداوندى بر این تعلق گرفته است که تفاوت زبان و رنگ، شناخت را آسان کند و البته در این شناخت، راهى براى معرفت کردگار نیز وجود دارد. چنین حکمتى از الطاف خداوندى است که شامل حال بندگان شده است و گرنه تعداد زیاد انسان‏ها که جاى خود دارد، ممکن بود براى دو انسان کاملاً شبیه به یکدیگر و یا افراد مرتبط با آنها مشکلاتى بروز کند، چنان که درباره افراد دو قلوى یکسان چنین مواردى اتفاق مى‏افتد. «فخر رازى ذیل آیه مورد بحث مى‏نویسد:
«شناسایى انسان نسبت به انسان یا باید از طریق چشم حاصل شود یا به وسیله گوش، خداوند براى تشخیص چشم، رنگ‏ها و صورت‏ها و شکل‏ها را مختلف آفریده و براى تشخیص گوش، اختلاف آوازها و آهنگ‏هاى صدا را ایجاد کرده است، به طورى که در تمام جهان نمى‏توان دو انسان را پیدا کرد که از نظر چهره و آهنگ صدا از تمام جهات، یکسان باشند»12
بعضى از مفسّران معتقدند که منظور از اختلاف رنگ‏ها، اختلاف نژادهاست و هر نژادى رنگى دارد. آگاهى بر اسرار این تنوع و گوناگونى، از عهده عالمان و اندیشمندان بر مى‏آید.13
4 - سوره مبارکه فاطر آیات 27 و 28
«ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السّماء ماءً فأخرجنا به ثمرات مختلفاً الوانها و من الجبال جدد بیض و حمر مختلف الوانها و غرابیب سود. و من الناس و الدّوابّ و الأنعام مختلف الوانه کذلک إنّما یخشى اللَّهَ من عباده العلماء إنّ اللَّه عزیز غفور».
آیا ندیدى خداوند از آسمان آبى فرو فرستاد که به وسیله آن میوه‏هایى رنگارنگ (از زمین) بیرون آوردیم و از کوه‏ها نیز (به لطف پروردگار) جاده‏هایى آفریده شده سفید و سرخ و به رنگ‏هاى مختلف و گاه به رنگ کاملاً سیاه. و از انسان‏ها و جنبندگان و چهارپایان انواعى با رنگ‏هاى مختلف؛ (آرى) حقیقت چنین است. از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او مى‏ترسند؛ خداوند توانا و آمرزنده است.
در این آیه شریفه، هم از موضوع رنگ صحبت شده و هم رنگ‏هایى گوناگون بیان گردیده است. اینجا نیز سخن از اختلاف الوان است که سرانجام سبب معرفت، مخصوصاً براى دانشمندان خداترس مى‏شود. البته درباره اختلاف رنگ‏ها تفسیرهاى گوناگون وجود دارد، از جمله اینکه مقصود، نعمت‏هاى مختلف با رنگ‏هاى گوناگون ظاهرى است؛ و شاید هم منظور، اختلاف در نوع رنگ‏ها، اعم از طعم و ساختمان و خواص گوناگون آنها باشد.
رنگ‏هاى مختلف کوه‏ها نیز خود مسئله‏اى شگفت است که بر قدرت خداوند گواهى مى‏دهد. رنگ‏هاى گوناگون کوه‏ها علاوه بر زیبایى، براى پیدا کردن راه‏ها در پیچ و خمهاى کوهستان است. این رنگ‏ها که در آیه شریفه بیان شده، «بیض» و «حمر» و «غرابیب سود» مى‏باشند. در این بین، «بیض» جمع «ابیض» به معنى سفید، «حمر»، جمع «احمر» به معنى قرمز، «غرابیب» جمع «غربیب» به معنى سیاه پر رنگ، و «سود» جمع «اسود» به معنى سیاه است. پشت سر هم قرار گرفتن غرابیب و سود، تأکیدى بر سیاهى شدید بعضى از جاده‏هاى کوهستانى است. البته احتمال دیگرى نیز در بحث مربوط به اختلاف رنگ‏هاى کوه‏ها وجود دارد. شاید مقصود، خود کوه‏ها باشد که مانند خطوط و جاده‏هایى بر روى زمین قرار گرفته‏اند.14
به جز این مسایل، خواص ویژه سنگ و خاک کوه‏هاى مختلف که رنگشان نیز متفاوت است در زمین‏شناسى جایگاهى خاص دارد. در آیه مورد بحث، سه بار کلمه الوان تکرار مى‏شود و در این سه مرتبه، سه گروه از موجودات نیز مطرح مى‏گردند. در آغاز سخن از ثمرات و میوه‏هاست، سپس کوه‏ها، و بالاخره انسان‏ها، جنبندگان و حیوانات بیان مى‏شوند. درباره انسان‏ها و اختلاف رنگ‏شان توجه به یک نکته جالب است و آن، اینکه «گذشته از چهره ظاهرى، رنگ‏هاى باطنى، و خلق و خوى آنها و صفات و ویژگى‏هاى آنان و استعداد و ذوق‏هاى‏شان، کاملاً متنوع و مختلف است، تا مجموعاً یک واحد منسجم با تمام نیازمندى‏ها را به وجود آورد.»15
درباره اختلاف تفسیر پیرامون اختلاف الوان، «المیزان»، به دلیل وجود رنگ‏هاى بیض و حمر، در بحث کوه‏ها، اختلاف رنگ‏هاى ظاهرى را تأیید مى‏کند نه تفاوت طعم و خاصیت و نوع آنها؛ در آنجا آمده است: «در کوه‏ها، اختلاف انواع نیست، تنها اختلاف الوان است».16 البته به نظر مى‏رسد این بیان تفسیرى در برگیرنده تمام وجوه حکمت‏هاى آفرینش کوه‏ها نیست زیرا آنها نیز همگام با تفاوت رنگ‏هایشان خواصى مختلف از خود بروز مى‏دهند.
«الدّر المنثور» نیز با بیان روایات به اختلافات پیرامون تفسیر کوه‏هاى رنگارنگ مى‏پردازد. در آنجا علاوه بر بحث‏هاى مطرح شده، اختلاف و گوناگونى مردم در ترس از خدا نیز بیان مى‏گردد و پس از تفسیرهاى گوناگون درباره رنگ‏ها چنین آمده است: «یختلف النّاس فى خشیة اللَّه کذلک»17 یعنى بحث خشیت از خداوند به نوعى با معانى رنگ و اختلاف آن گره مى‏خورد.

شرح و تفسیر «صبغة» در آیات:

آیه 138 سوره مبارکه بقره به صبغة مى‏پردازد.
«صبغة اللَّه و من أحسن من اللَّه صبغة و نحن له عابدون»
«رنگ خدایى (بپذیرید: رنگ ایمان و توحید و اسلام) و چه رنگى از رنگ خدایى بهتر است؟ و ما تنها او را عبادت مى‏کنیم.»
به راستى چرا خداوند رنگ را به خود نسبت مى‏دهد؟ چنان که در آیه 35 سوره مبارکه نور نیز نور به خدا نسبت داده مى‏شود. آیا ممکن است در این آیات نیز بتوان به ارتباط بین نور و رنگ پرداخت؟
پاسخ به این سؤال دقت و اظهار نظر مفسّران را مى‏طلبد.
در معناى «صبغة» از نظر عقلى و غیر حسى اختلاف نظر است، گرچه دیدگاه‏هاى گوناگون، قابل جمع‏اند؛ چنان که در ترجمه، ایمان، توحید و اسلام که هر کدام جداگانه مى‏توانند مصداقى مستقل براى صبغة باشند، همراه هم و پیوسته به یکدیگر آمده‏اند.
براى فهمیدن معناى دقیق‏تر صبغة سراغ کتاب لغت مى‏رویم. در مفردات آمده است: «الصّبغ: المصبوغ»18 صبغ به عنوان اسم مفعول، یعنى رنگ شده، است؛ آن‏گاه، راغب، صبغة را عاملى متمایز کننده بین انسان و حیوان مى‏شمارد و آن را فطرتى الهى مى‏داند.19 لسان العرب نیز مانند این معنى و همچنین مواردى دیگر را بیان مى‏کند، از جمله مى‏گوید صبغة اللَّه به معنى دین خدا و فطرت خدایى است و نیز الصبغ یعنى فرو رفتن در چیزى سیال مانند آب؛ از طرفى در کلام عرب به تغییر نیز صبغ گفته مى‏شود مثلاً صبغ الثوب به معنى تغییر حالت لباس به دلیل تغییر رنگ آن مى‏باشد.20
درباره «صبغة» ماجرایى در بعضى تفاسیر نقل شده است از جمله «فرّاء مى‏گوید:
«این تعبیر به این جهت است که بعضى از نصارى، نوزادان خود را در آب مخصوص که معمودیه نامیده مى‏شد، فرو مى‏بردند و این عمل را تطهیر آن نوزاد مى‏دانستند. در این آیه نظر به این نکته است که رنگ‏آمیزى خدا که همان فطرت پاک است، تطهیر شماست نه آن تطهیرى که آنها گمان مى‏کنند.»21
امام صادق‏علیه السلام نیز مى‏فرمایند: «اتبعوا صبغة اللَّه یعنى از اسلام که مقتضاى فطرت الهى است پیروى کنید.»22 براى تفسیر صبغة در این آیه شریفه مواردى از قبیل رنگ، وحدت، عظمت، پاکى، پرهیزکارى، عدالت و مساوات، برادرى و برابرى، توحید، اخلاص و بالاخره رنگ بى رنگى و حذف همه رنگ‏ها به عنوان رنگ نهایى نیز بیان شده است.23
در روایات اهل سنّت نمونه‏هایى وجود دارد که تعبیر صبغة تا اندازه‏اى، مادى و فیزیکى مى‏شود. مثلاً از ابن عباس نقل شده است که «رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم فرمود: بنى اسرائیل به موسى‏علیه السلام گفتند آیا خدا تو را رنگ مى‏کند؟ گفت: پروا کنید از خداوند، پس پروردگارش به او نداد داد؛ اى موسى! از تو مى‏پرسند که آیا پروردگارت تو را رنگ مى‏کند؟ بگو: آرى، من با رنگ‏هاى قرمز، سفید و سیاه رنگ مى‏شوم و همه رنگ‏ها در رنگ من است. و خداوند بر پیامبرش نازل کرد: صبغة اللَّه و من أحسن من اللَّه صبغة»24
و یا ابن ابى نجّار در تاریخ بغداد از ابن عباس نقل مى‏کند که منظور از صبغة اللَّه رنگ سفید است.25 این روایت مى‏تواند با قوانین علمى بیان شده درباره نور و رنگ تطبیق یابد هر چند اطمینان یافتن درباره صحت روایت بحث دیگرى است.
در کافى معناى دیگرى براى صبغة بیان شده است. بنا به روایتى، رنگ خدایى، رنگ ولایت است که به مؤمنین داده مى‏شود. علامه طباطبائى‏رحمه الله این معنى را به دست آمده از باطن آیه مى‏داند.26
همان‏طور که از مجموع بحث‏ها برمى‏آید موضوع بحث در قرآن هم جنبه‏هاى حسى دارد و هم مفاهیم معنوى را القاء مى‏نماید که البته در این صورت نیز دست‏کم در مقام تشبیه، علم به خواص ظاهرى و محسوس رنگ‏ها، درک معانى باطنى را هموارتر مى‏نماید. تاکنون رنگ در شکل کلى خود با واژه‏هاى لون و صبغة مورد بررسى قرار گرفت. به یارى خداوند در مجالى دیگر رنگ‏ها را به صورت تفکیکى مورد دقت قرار مى‏دهیم.

پی نوشت ها

چکیده: این نوشتار به اهمیت رنگ از نگاه قرآن می پردازد. نویسنده پس از مقدمه ای راجع به اهمیت رنگ در زندگی، چگونگی نگاه قرآن به انواع رنگ را بررسی کرده و در این راستا نخست از یاد کرد کلی رنگ در تعبیرهای «لون» و «صبغه» سخن می گوند و به راز و رمز مفهومی این دو اشاره می کند، آنگاه به انواع رنگها پرداخته از رنگ سیاه، سفید، زرد، سرخ، سبز به تفصیل بحث می کند. کلید واژه‏ها: قرآن، رنگ، سیاه، سفید، سرخ، زرد، سبز.

 

رنگ و زندگى

از مقوله‏هاى با اهمیّت جوامع بشرى که تأثیر آن بر بسیارى پوشیده مانده، مقوله رنگ است. شاید بسیارى از افراد با شنیدن چنین جمله‏اى آن را مورد تمسخر یا بى اعتنایى قرار دهند، اما وقتى ظرافت‏هاى درباره رنگ، آشکار مى‏گردد، بینش مخاطب نیز تغییر خواهد یافت. بى تردید رنگ‏ها در زندگى انسان و همچنین جامعه، نقش پیش برنده اهداف و متوقف کننده برخى فعالیت‏ها را دارند. این مسئله به دوران کنونى محدود نمى‏شود، زیرا تا آنجا که تاریخ از بشر سخن مى‏گوید، رنگ، همواره جزو معیارهاى او بوده است؛ البته براى بشر اولیه دو رنگ آشناى کارساز، آبى متمایل به تیره آسمان در هنگام شب، و زرد روشن و متمایل به سفید نور آفتاب بود. او تاریکى و روشنى را ملاک فعالیت‏هاى خود مى‏دانست؛ از این رو رنگ خورشید و نور آن حکایت از تلاش داشت و رنگ شب، رنگ استراحت و توقف کار بود.۱ اما امروزه شرایط کار و زندگى و در نتیجه دیدگاه انسان نسبت به رنگ تغییر کرده است. براى درک تأثیر رنگ در محیطهاى اشتغال فعلى، کافى است دو کارخانه یا اداره، با رنگ‏هاى مختلف، مورد مقایسه قرار گیرند. آزمایش‏هاى روان‏شناسى و حتّى تجربیات شخصى، نشان مى‏دهند که کارکرد افراد در شرایط مختلف رنگى در این مکان‏ها، متفاوت است. اصولاً دنیایى که در آن زندگى مى‏کنیم به گونه‏اى رنگ بندى شده است که حضور در آن را براى ما تحمل‏پذیر مى‏کند. اگر لحظه‏اى چشمانمان را ببندیم و با خود فکر کنیم که تمام آسمان قرمز است، به راستى تحمل چنین آسمانى براى مدتى طولانى تا چه اندازه امکان خواهد داشت؟ یا بر عکس اگر تصور کنیم که تمام خاکهاى روى زمین و کوه‏ها آبى هستند، چه احساسى به ما دست خواهد داد؟ گرچه عادت انسان در تحمل پذیرى او نقش دارد، اما خصلت‏هاى وجودى از یک سو، و ویژگى‏هاى مختلف رنگ‏ها، از سوى دیگر، یک تعادل رنگى و در نتیجه یک تعادل روانى را مى‏طلبد. امروزه، نه تنها طبیعت رنگى در اطراف ما خود نمایى مى‏نماید، بلکه مصنوعات بشرى، شاید حتّى در بعضى از موارد، بیش از رنگ‏هاى طبیعت، در قالب اجناس پر نقش و نگار، رنگ را به ما عرضه مى‏کنند. در طول زندگى، وسایل نقلیه‏اى که هر روز با آنها مسافتى را طى مى‏کنیم، دیوارخانه‏اى که در آن زندگى مى‏نماییم، لباس‏هایى که مى‏پوشیم، غذایى که مى‏خوریم، ابزارى که با آنها کار مى‏کنیم، همه، داراى رنگ‏هایى ویژه هستند؛ بعضى از این رنگ‏ها با خصوصیات روانى ما سازگار، و بعضى در تضادند، گاهى نیز تأثیرات، به سمت خنثى بودن گرایش دارند. به هر حال، رنگ، براى انسان مقوله‏اى کاملاً مأنوس و آشناست. البته بسیارى از افراد به آن فکر نمى‏کنند ولى مى‏توان ادعا کرد که در بیشتر مواقع زندگى، به رنگ و تأثیرات آن وابسته‏اند. بشر، از اولین ماه‏هاى زندگى خود، رنگ را مى‏شناسد و نسبت به آن واکنش نشان مى‏دهد، هر چند نمى‏تواند به طور دقیق، آنها را تشخیص دهد و به همین دلیل، ممکن است رنگ‏ها را به جاى هم نام ببرد. انسان، در سنین پایین، حتى گاهى رنگ را بر شکل مقدم مى‏دارد. این گونه احساسات، تا زمان بزرگسالى ادامه مى‏یابند، و از آن به بعد، پیروى از خانواده و جامعه آغاز مى‏شود. بدین ترتیب مى‏توان ادعا کرد که با توجه به حضور همه جانبه رنگ در زندگى، دانش‏هاى بیشمارى متصدى پرداختن به این مقوله شده‏اند که در بین آنها شیمى، فیزیک، طب، هنر و... به چشم مى‏خورند. اهمیت رنگ در بین انسان‏ها نه تنها در احساسات فردى بلکه در مناسبات اجتماعى و ابراز هویت حقوقى نیز وجود دارد. در این مورد مى‏توان به فلسفه رنگ بندیهاى گوناگون پرچم‏ها در کشورهاى مختلف از جمله کشور جمهورى اسلامى ایران اشاره نمود.۲ اکنون این سؤال مطرح مى‏شود که با توجه به حضور گسترده رنگ در زندگى آیا ممکن است چنین مسئله مهمى مورد عنایت قرآن کریم واقع نشده باشد؟ کتاب جامعى که سر لوحه‏اى بى نظیر است و معارف غنى آن در سرتاسر زندگى انسان جریان دارد؟! مرورى بر فهرست آیات شریفه مرتبط با رنگ به سؤال مذکور پاسخ خواهد داد.

رنگ در قرآن

قرآن کریم در بسیارى از آیات خود با عنوان کلى رنگ، و یا به تفکیک، رنگ‏هاى مختلف را ذکر مى‏نماید. بى تردید تمامى موارد استفاده از این واژه‏ها با دلیل و حکمت خاصى است که برخى از آنها در تفاسیر بیان شده‏اند و بعضى دیگر پوشیده مانده‏اند. در این بخش ما تنها فهرستى از آیات بکار برنده رنگ را ارائه مى‏نمائیم و آن‏گاه در بخش‏هاى بعد به بررسى جزئى مقوله رنگ خواهیم پرداخت. آیات مذکور در بر گیرنده رنگ را مى‏توان دو دسته کلى دانست: یک دسته آنهایى که از واژه «لون» یا «صبغه» استفاده کرده‏اند. یعنى بحث کلى رنگ. و دسته دیگر آنها که رنگ‏هاى مختلف را در خود جاى داده‏اند. در این جا فهرستى که از آیات مورد بحث ارائه مى‏شود به ترتیب قرارگیرى رنگ‏ها در سوره‏هاى مبارکه است. البته در ابتدا آیات مربوط به لون و صبغه بیان مى‏شوند و سپس به رنگ‏هاى بیان شده در قرآن مى‏پردازیم.

لون و صبغه در آیات

واژه «لون»، و جمع آن «الوان»، ۹ بار تکرار در هفت آیه از قرآن مجید آمده است. از این تعداد، ۷ مورد به صورت جمع، یعنى «الوان»، و دو مورد مربوط به »لون» است؛ و اما کلمه «صبغه» دو مرتبه و تنها در یک آیه وجود دارد. آیات مربوط به «لون» و «صبغه» به ترتیب قرارگیرى در سوره هاى قرآن کریم چنین مى‏باشند: ۱ - سوره مبارکه بقره آیه ۶۹ «قالوا ادع لنا ربّک یبیّن لنا مالونها قال إنّه یقولُ إنّها بقره صفراءُ فاقعٌ لونها تسرُّ النّاظرینَ» ۲ - سوره مبارکه بقره آیه ۱۳۸ «صبغه اللَّه و من أحسن من اللَّه صبغه و نحن له عابدون» ۳ - سوره مبارکه روم آیه ۲۲ «و من آیاته خلق السّموات و الأرض و اختلاف ألسنتکم و ألوانکم إنّ فى ذلک لآیات للعالِمین» ۴ - سوره مبارکه نحل آیه ۱۳ «و ما ذرألکم فى الأرض مختلفاً الوانه إنّ فى ذلک لآیه لقومٍ یذّکّرون» ۵ - سوره مبارکه نحل آیه ۶۹ «ثمَّ کلى من کلّ الثّمرات فاسلکى سُبُل ربّک ذللاًیخرج من بطونها شرابٌ مختلفٌ ألوانه فیه شفاء للنّاس إنّ فى ذلک لآیه لقوم یتفکّرون» ۶ - سوره مبارکه فاطر آیه ۲۷ «ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السّماء ماء فأخرجنا به ثمرات مختلفاً الوانهاو من الجبال جددٌ بیضٌ و حمرٌ مختلفٌ الوانهاو غرابیبُ سودٌ» ۷ - سوره مبارکه فاطر آیه ۲۸ «و من الناس و الدّوابٌ و الانعام مختلف ألوانه کذلک إنّما یخشى اللَّه من عباده العلماء إنّ اللَّه عزیز غفورٌ» ۸ - سوره مبارکه زمر آیه ۲۱ «ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السماء ماءً فسلکه ینابیع فى الأرض ثمّ یخرج به زرعاً مختلفاً ألوانه ثمّ یهیجُ فتریه مصفرّاً ثمّ یجعله حطاماً إنّ فى ذلک لذکرى لاولى الألباب»

رنگ زرد در آیات

رنگ زرد با واژه‏هاى صفر، صفراء و مصفرّاً، ۵ بار در آیات قرآن کریم معرفى شده است. این آیات عبارتند از: ۱ - سوره مبارکه بقره آیه ۶۹ «قالوا ادع لنا ربّک یبیّن لنا ما لونها قال إنّه یقول إنّها بقره صفراء فاقع لونها تسرّ الناظرین» ۲ - سوره مبارکه روم آیه ۵۱ «و لئن أرسلنا ریحاً فرأوه مصفرّاً لظلّوا من بعده یکفرون» ۳ - سوره مبارکه زمر آیه ۲۱ «ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السّماء ماءً فسلکه ینابیع فى الأرض ثمَّ یخرج به زرعاً مختلفاً ألوانه ثمّ یهیجُ فتریه مصفرّاً ثمّ یجعله حطاماً إنّ فى ذلک لذکرى لأولى الألباب» ۴ - سوره مبارکه حدید آیه ۲۰ «إعلموا انّما الحیوه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم و تکاثر فى الأموال و الأولاد کمثل غیث أعجب الکفّار نباته ثمّ یهیج فتریه مصفرّاً ثمّ یکون حطاماً و فى الآخره عذاب شدید و مغفره من اللَّه و رضوان و ما الحیوه الدنیا الا متاع الغرور» ۵ - سوره مبارکه مرسلات آیه ۳۳ «کانّه جمالت صفرٌ»

رنگ‏هاى سفید و سیاه در آیات

رنگ سفید در ۱۲ آیه قرآن کریم آمده است. کلمات قرآنى مربوط به این رنگ، ابیضّت، تبیضّ، ابیض، بیضاء و بیض مى‏باشند. اولین کلمه مربوط به این رنگ، ابیض است که در سوره مبارکه بقره قرار دارد. اما رنگ سیاه ۷ بار و در ۶ آیه قرآن کریم وجود دارد. در این بین ۳ مرتبه به صورت مشترک با رنگ سفید و ۳ مرتبه به طور مستقل، مورد استفاده قرار گرفته است. واژه سیاه در قرآن، شامل کلمات اسود، اسودّت، مسودّاً، مسودّه و سود مى‏باشد. در این بخش، ما سفید و سیاه را تفکیک نمى‏کنیم بلکه برخى آیات را به ترتیب سوره‏هاى مبارکه، به طور متوالى، ذکر مى‏نماییم. با این حساب، آیات به کار برنده رنگ‏هاى سفید و سیاه عبارتند از: ۱ - سوره مبارکه بقره آیه ۱۸۷ «أحلّ لکم لیله الصیام الرّفث إلى نسائکم هنّ لباس لکم و أنتم لباس لهنّ علم اللَّه أنّکم کنتم تختانون أنفسکم فتاب علیکم و عفا عنکم فالآن باشروهنّ و ابتغوا ما کتب اللَّه لکم و کلوا و اشربوا حتّى یتبیّن لکم الخیط الأبیض من الخیط الأسود من الفجر ثمّ أتمّوا الصیام إلى اللیل و لا تباشروهنّ و أنتم عاکفون فى المساجد تلک حدود اللَّه فلا تقربوها کذلک یبیّن اللَّه آیاته للنّاس لعلّهم یتّقون». ۲ - سوره مبارکه آل عمران آیه۱۰۶ «یوم تبیّضُ وجوهٌ و تسودّ وجوهٌ فأمّا الذین اسودّت وجوههم أکفرتم بعد ایمانکم فذوقوا العذاب بما کنتم تکفرون». ۳ - سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۰۷ «و امّا الذین ابیضّت وجوههم ففى رحمه اللَّه هم فیها خالدون». ۴ - سوره مبارکه اعراف آیه ۱۰۸ «و نزع یده فإذا هى بیضاء للناظرین». ۵ - سوره مبارکه یوسف آیه ۸۴ «و تولّى عنهم و قال یا أسفى على یوسف و ابیضّت عیناه من الحزن فهو کظیم». ۶ - سوره مبارکه نحل آیه ۵۸ «و إذا بشّر أحدهم بالانثى ظلّ وجهه مسودّاً و هو کظیم». ۷ - سوره مبارکه طه آیه ۲۲ «و اضمم یدک إلى جناحک تخرج بیضاء من غیر سوء آیه أخرى». ۸ - سوره بمارکه شعراء آیه ۳۳ «و نزع یده فإذا هى بیضاء للنّاظرین». ۹ - سوره مبارکه نمل آیه ۱۲ «و أدخل یدک فى جیبک تخرج بیضاء من غیر سوء فى تسع آیات إلى فرعون و قومه إنّهم کانوا قوماً فاسقین». ۱۰ - سوره مبارکه قصص آیه ۳۲ «اسلک یدک فى جیبک تخرج بیضاء من غیر سوء و اضمم الیک جناحک من الرّهب فذانک برهانان من ربّک الى فرعون و ملإه إنّهم کانوا قوماً فاسقین». ۱۱ - سوره مبارکه فاطر آیه ۲۷ «ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السّماء ماء فأخرجنا به ثمرات مختلفاً ألوانها و من الجبال جددٌ بیضٌ و حمرٌ مختلفٌ ألوانها و غرابیبُ سودٌ». ۱۲ - سوره مبارکه صافات آیه ۴۶ «بیضاء لذه للشّاربین». ۱۳ - سوره مبارکه صافات آیه ۴۹ «کأنّهنّ بیضٌ مکنون». ۱۴ - سوره مبارکه زمر آیه ۶۰ «و یوم القیامه ترى الذین کذبوا على اللَّه وجوههم مسودّه ألیس فى جهنّم مثوى للمتکبّرین». ۱۵ - سوره مبارکه زخرف آیه ۱۷ و إذا بشّر أحدهم بما ضرب للرّحمن مثلاً ظلّ وجهه مسودّاً و هو کظیم.

رنگ سبز در آیات

در قرآن کریم کلمات خضر خضراً أخضر و مخضرّه به معنى سبز آمده‏اند. البته دو کلمه دیگر نیز وجود دارد که از آنها نیز به سبزى تعبیر مى‏شود. یکى کلمه مدهامّتان در سوره مبارکه الرّحمن، و دیگرى کلمه أحوى در سوره أعلى. به این ترتیب، مجموعه دفعات کاربرد رنگ سبز در قرآن کریم، ۱۰ مورد است. آیات شامل رنگ سبز، به ترتیب چنین مى‏باشند: ۱ - سوره مبارکه انعام آیه ۹۹ «و هو الّذى أنزل من السّماء ماءً فأخرجنا به نبات کلّ شى‏ء فأخرجنا منه خضراً نخرج منه حبّاً متراکباً و من النّخل من طلعها قنوانٌ دانیه و جنّات من أعناب و الزّیتون و الرّمّان مشتبهاً و غیر متشابه انظروا إلى ثمره إذا أثمر و ینعه إنّ فى ذلکم لآیات لقوم یؤمنون». ۲ - سوره مبارکه یوسف آیه ۴۳ «و قال الملک انّى أرى سبع بقراتٍ سمانٍ یأکلهنّ سبع عجافٌ و سبع سنبلاتٍ خضر و أخر یابساتٍ یا أیّها الملأ أفتونى فى رؤیاى إن کنتم للرّؤیا تعبرون». ۳ - سوره مبارکه یوسف آیه ۴۶ «یوسف أیّها الصّدّیق أفتنا فى سبع بقرات سمان یأکلهنّ سبع عجافٌ و سبع سنبلات خضر و أخر یابسات لعلّى أرجع إلى النّاس لعلّهم یعلمون». ۴ - سوره مبارکه یس آیه ۸۰ «الّذى جعل لکم من الشّجر الاخضر ناراً فإذا أنتم منه توقدون». ۵ - سوره مبارکه کهف آیه ۳۱ «اولئک لهم جنّات عدنٍ من تحتهم الانهار یحلّون فیها من أساور من ذهب و یلبسون ثیاباً خضراً من سندسٍ و إستبرق متّکئین فیها على الأرائک نعم الثواب و حسنت مرتفقاً». ۶ - سوره مبارکه حج آیه ۶۳ «ألم تر أن اللَّه أنزل من السّماء ماءً فتصبح الأرض مخضرّه إنّ اللَّه لطیف خبیرٌ». ۷ - سوره مبارکه الرحمن آیه ۷۶ «متّکئین على رفرفٍ خضرٍ و عبقرىٍّ حسان». ۸ - سوره مبارکه انسان آیه ۲۱ «عالیهم ثیاب سندس خضر و استبرق و حلّوا أساور من فضّه و سقاهم ربّهم شراباً طهوراً».

رنگ قرمز در آیات

قرمز با واژه «حمر» در قرآن کریم، تنها یکبار و آن هم در آیه ۲۷ سوره مبارکه فاطر با همراهى رنگ‏هاى دیگر آمده است. این آیه در فهرست مربوط به لون و رنگ‏هاى سفید و سیاه ذکر شد.

شرح لون در آیات

چنان که در کتاب لغت آمده، لون کلمه‏اى معروف است و بر سفید و سیاه و آنچه از این دو ترکیب مى‏شود اطلاق مى‏گردد.۳ لسان العرب، لون را هیئتى مانند سیاهى و قرمزى و نیز آنچه عامل تمایز و جدایى دو چیز است، بیان مى‏کند،۴ البته از نظر علمى این تعریف‏ها واقعاً کامل نیست و دلیل این مدعا در بررسى‏هاى انجام شده علمى آشکار است. براساس علوم بشرى، رنگ وابسته به نور است و بر اساس ظرفیت بینایى انسان دیده مى‏شود. از آنجا که نور به صورت امواج مى‏باشد، نوع رنگ نیز با میزان طول موج نور تغییر خواهد کرد و بدین ترتیب در محدوده مشخصى از امواج وسیع نورانى، رنگ‏ها بسته به میزان طول موج در مقابل دیدگان انسان ظاهر خواهند شد. متوسط این میزان در کتب فیزیکى بین ۴۰۰ تا ۷۰۰ نانومتر است (هر نانومتر یک میلیونیم میلیمتر است) بدیهى است که در این محدوده رنگ‏هایى مختلف به صورت مستقل یا ترکیبى دیده مى‏شوند.۵ البته جزئیات این بحث مفصل است و ما قصد پرداختن به آنها را نداریم و این میزان نیز براى روشن نمودن پیچیدگى‏هاى ماهیت رنگ بیان شد. به هر حال آیاتى را که در این رابطه مورد بررسى قرار مى‏دهیم، عبارتند از: ۱ - سوره مبارکه نحل آیه ۱۳ «و ما ذرألکم فى الارض مختلفاً ألوانه إنّ فى ذلک لایه لقوم یذّکّرون». «(علاوه بر این) مخلوقاتى را که در زمین آفریده نیز مسخّر (فرمان شما) ساخت، مخلوقاتى با رنگ‏هاى مختلف؛ در این، نشانه روشنى است براى گروهى که متذکر مى‏شوند.» در آیات قبل این سوره مبارکه، نعمت‏هایى مختلف به عنوان نشانه براى متفکران و عاقلان ذکر مى‏شود ولى درباره ألوان، قوم متذّکر، مطرح‏ند. در تفسیر نمونه آمده است که دلیل ذکر گروه‏هاى مختلف درباره هر کدام از نعمت‏ها مرتبط با آن نعمت خاص است، مثلاً درباره زراعت و زیتون و نخل و انگور و به طور کلى میوه‏ها باید بیشتر اندیشه کرد ولى درباره رنگ‏هاى نعمت‏هاى موجود آنقدر مسئله روشن است که تنها تذکر و یادآورى کافى است.۶ هر چند این بیان تفسیرى در یک نگاه عام، بسیار معقول است اما با توجه به مسایل بیان شده به نظر مى‏رسد توجه به الوان در آیه شریفه به تأمل و موشکافى نیاز دارد. و اما تفسیر المیزان، مورد دیگرى را درباره این آیه مطرح مى‏کند که بیانش خالى از لطف نیست. در این تفسیر آمده است: «اختلاف الوان آنچه که در زمین خلق کرده از گیاهان و درختها و میوه‏ها، امرى است که با آن مى‏توان بر وحدانیت و یکتایى خدا، در ربوبیت استدلال کرد، چون امر واحدى است لذا فرمود: لآیه و نفرمود: لآیات».۷ مسئله قابل ذکر دیگر اینکه ممکن است منظور از الوان، انواع نعمتها باشد.۸ در لسان العرب نیز یکى از معانى لون، نوع ذکر شده است.۹ ۲ - سوره مبارکه نحل آیه ۶۹ «ثمّ کلى من کلّ الثّمرات فاسلکى سبل ربّک ذللاً یخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فیه شفاء للنّاس إنّ فى ذلک لآیه لقوم یتفکّرون». سپس از تمام ثمرات تناول کن، و راه‏هایى را که پروردگارت براى تو تعیین کرده به راحتى بپیما؛ از درون شکم آنها نوشیدنى خاص، به رنگ‏هاى مختلف که در آن شفاى مردم است بیرون مى‏آید. در این، نشانه روشنى است براى جمعیتى که اهل فکرند. در این آیه سخن از وحى به زنبور عسل است که چه مسیرى را طى مى‏کند و سپس ماده‏اى رنگارنگ تولید مى‏نماید که براى مردم شفاء است. «رنگ‏هاى مختلف عسل از رنگ‏هاى مختلف گلها ناشى مى‏شود. رنگ گلها را چند ماده قندى درست مى‏کند و چون این دو مسئله یعنى رنگ عسل با رنگ گلها بستگى مستقیم دارد پس هر عسل با رنگ مخصوص خود، ماده قندى خاصى دارد و نتیجه فعل و انفعالات آنهاست. فاصله‏اى که بین شراب و خاصیت شفاء دهندگى آن است یعنى «مختلف الوانه» از نکات زیباى قرآن است که کتابهاى گیاه‏شناسى نیز خواص درمانى گیاهان را مربوط به عناصر قندى موجود در آنها مى‏داند».۱۰ از طرفى تنوع رنگ‏ها براى سلیقه‏هاى مختلف نیز رضایت بخش است. «امروزه ثابت شده است که رنگ غذا در تحریک اشتهاى انسان بسیار مؤثر است. قدیمى‏ها نیز گویا این مسئله روانى را شناخته بودند که غذاهاى خود را با زعفران و زردچوبه و رنگ‏هاى دیگر رنگین مى‏ساختند تا از طریق بصرى نیز میهمانان‏شان را به خوردن غذا تشویق نمایند.»۱۱ ۳ - سور مبارکه روم آیه ۲۲ «و من آیاته خلق السّموات و الأرض و اختلاف ألسنتکم و الوانکم إنّ فى ذلک لآیات للعالمین». و از آیات او آفرینش آسمانها و زمین و تفاوت زبان‏ها و رنگ‏هاى شماست. در این، نشانه‏هایى است براى عالمان رنگ‏شناسى یکى از راه‏هاى خداشناسى است. وقتى انسان به اختلاف رنگ‏ها نگاه مى‏کند، قدرت خداوند را بیشتر مى‏فهمد. انسان‏ها به اندازه‏اى زیادند که اگر عامل تمایزى وجود نداشت، براى ارتباط با یکدیگر مشکلى جدى به وجود مى‏آمد، ولى حکمت خداوندى بر این تعلق گرفته است که تفاوت زبان و رنگ، شناخت را آسان کند و البته در این شناخت، راهى براى معرفت کردگار نیز وجود دارد. چنین حکمتى از الطاف خداوندى است که شامل حال بندگان شده است و گرنه تعداد زیاد انسان‏ها که جاى خود دارد، ممکن بود براى دو انسان کاملاً شبیه به یکدیگر و یا افراد مرتبط با آنها مشکلاتى بروز کند، چنان که درباره افراد دو قلوى یکسان چنین مواردى اتفاق مى‏افتد. «فخر رازى ذیل آیه مورد بحث مى‏نویسد: «شناسایى انسان نسبت به انسان یا باید از طریق چشم حاصل شود یا به وسیله گوش، خداوند براى تشخیص چشم، رنگ‏ها و صورت‏ها و شکل‏ها را مختلف آفریده و براى تشخیص گوش، اختلاف آوازها و آهنگ‏هاى صدا را ایجاد کرده است، به طورى که در تمام جهان نمى‏توان دو انسان را پیدا کرد که از نظر چهره و آهنگ صدا از تمام جهات، یکسان باشند»۱۲ بعضى از مفسّران معتقدند که منظور از اختلاف رنگ‏ها، اختلاف نژادهاست و هر نژادى رنگى دارد. آگاهى بر اسرار این تنوع و گوناگونى، از عهده عالمان و اندیشمندان بر مى‏آید.۱۳ ۴ - سوره مبارکه فاطر آیات ۲۷ و ۲۸ «ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السّماء ماءً فأخرجنا به ثمرات مختلفاً الوانها و من الجبال جدد بیض و حمر مختلف الوانها و غرابیب سود. و من الناس و الدّوابّ و الأنعام مختلف الوانه کذلک إنّما یخشى اللَّهَ من عباده العلماء إنّ اللَّه عزیز غفور». آیا ندیدى خداوند از آسمان آبى فرو فرستاد که به وسیله آن میوه‏هایى رنگارنگ (از زمین) بیرون آوردیم و از کوه‏ها نیز (به لطف پروردگار) جاده‏هایى آفریده شده سفید و سرخ و به رنگ‏هاى مختلف و گاه به رنگ کاملاً سیاه. و از انسان‏ها و جنبندگان و چهارپایان انواعى با رنگ‏هاى مختلف؛ (آرى) حقیقت چنین است. از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او مى‏ترسند؛ خداوند توانا و آمرزنده است. در این آیه شریفه، هم از موضوع رنگ صحبت شده و هم رنگ‏هایى گوناگون بیان گردیده است. اینجا نیز سخن از اختلاف الوان است که سرانجام سبب معرفت، مخصوصاً براى دانشمندان خداترس مى‏شود. البته درباره اختلاف رنگ‏ها تفسیرهاى گوناگون وجود دارد، از جمله اینکه مقصود، نعمت‏هاى مختلف با رنگ‏هاى گوناگون ظاهرى است؛ و شاید هم منظور، اختلاف در نوع رنگ‏ها، اعم از طعم و ساختمان و خواص گوناگون آنها باشد. رنگ‏هاى مختلف کوه‏ها نیز خود مسئله‏اى شگفت است که بر قدرت خداوند گواهى مى‏دهد. رنگ‏هاى گوناگون کوه‏ها علاوه بر زیبایى، براى پیدا کردن راه‏ها در پیچ و خمهاى کوهستان است. این رنگ‏ها که در آیه شریفه بیان شده، «بیض» و «حمر» و «غرابیب سود» مى‏باشند. در این بین، «بیض» جمع «ابیض» به معنى سفید، «حمر»، جمع «احمر» به معنى قرمز، «غرابیب» جمع «غربیب» به معنى سیاه پر رنگ، و «سود» جمع «اسود» به معنى سیاه است. پشت سر هم قرار گرفتن غرابیب و سود، تأکیدى بر سیاهى شدید بعضى از جاده‏هاى کوهستانى است. البته احتمال دیگرى نیز در بحث مربوط به اختلاف رنگ‏هاى کوه‏ها وجود دارد. شاید مقصود، خود کوه‏ها باشد که مانند خطوط و جاده‏هایى بر روى زمین قرار گرفته‏اند.۱۴ به جز این مسایل، خواص ویژه سنگ و خاک کوه‏هاى مختلف که رنگشان نیز متفاوت است در زمین‏شناسى جایگاهى خاص دارد. در آیه مورد بحث، سه بار کلمه الوان تکرار مى‏شود و در این سه مرتبه، سه گروه از موجودات نیز مطرح مى‏گردند. در آغاز سخن از ثمرات و میوه‏هاست، سپس کوه‏ها، و بالاخره انسان‏ها، جنبندگان و حیوانات بیان مى‏شوند. درباره انسان‏ها و اختلاف رنگ‏شان توجه به یک نکته جالب است و آن، اینکه «گذشته از چهره ظاهرى، رنگ‏هاى باطنى، و خلق و خوى آنها و صفات و ویژگى‏هاى آنان و استعداد و ذوق‏هاى‏شان، کاملاً متنوع و مختلف است، تا مجموعاً یک واحد منسجم با تمام نیازمندى‏ها را به وجود آورد.»۱۵ درباره اختلاف تفسیر پیرامون اختلاف الوان، «المیزان»، به دلیل وجود رنگ‏هاى بیض و حمر، در بحث کوه‏ها، اختلاف رنگ‏هاى ظاهرى را تأیید مى‏کند نه تفاوت طعم و خاصیت و نوع آنها؛ در آنجا آمده است: «در کوه‏ها، اختلاف انواع نیست، تنها اختلاف الوان است».۱۶ البته به نظر مى‏رسد این بیان تفسیرى در برگیرنده تمام وجوه حکمت‏هاى آفرینش کوه‏ها نیست زیرا آنها نیز همگام با تفاوت رنگ‏هایشان خواصى مختلف از خود بروز مى‏دهند. «الدّر المنثور» نیز با بیان روایات به اختلافات پیرامون تفسیر کوه‏هاى رنگارنگ مى‏پردازد. در آنجا علاوه بر بحث‏هاى مطرح شده، اختلاف و گوناگونى مردم در ترس از خدا نیز بیان مى‏گردد و پس از تفسیرهاى گوناگون درباره رنگ‏ها چنین آمده است: «یختلف النّاس فى خشیه اللَّه کذلک»۱۷ یعنى بحث خشیت از خداوند به نوعى با معانى رنگ و اختلاف آن گره مى‏خورد.

شرح و تفسیر «صبغه» در آیات:

آیه ۱۳۸ سوره مبارکه بقره به صبغه مى‏پردازد. «صبغه اللَّه و من أحسن من اللَّه صبغه و نحن له عابدون» «رنگ خدایى (بپذیرید: رنگ ایمان و توحید و اسلام) و چه رنگى از رنگ خدایى بهتر است؟ و ما تنها او را عبادت مى‏کنیم.» به راستى چرا خداوند رنگ را به خود نسبت مى‏دهد؟ چنان که در آیه ۳۵ سوره مبارکه نور نیز نور به خدا نسبت داده مى‏شود. آیا ممکن است در این آیات نیز بتوان به ارتباط بین نور و رنگ پرداخت؟ پاسخ به این سؤال دقت و اظهار نظر مفسّران را مى‏طلبد. در معناى «صبغه» از نظر عقلى و غیر حسى اختلاف نظر است، گرچه دیدگاه‏هاى گوناگون، قابل جمع‏اند؛ چنان که در ترجمه، ایمان، توحید و اسلام که هر کدام جداگانه مى‏توانند مصداقى مستقل براى صبغه باشند، همراه هم و پیوسته به یکدیگر آمده‏اند. براى فهمیدن معناى دقیق‏تر صبغه سراغ کتاب لغت مى‏رویم. در مفردات آمده است: «الصّبغ: المصبوغ»۱۸ صبغ به عنوان اسم مفعول، یعنى رنگ شده، است؛ آن‏گاه، راغب، صبغه را عاملى متمایز کننده بین انسان و حیوان مى‏شمارد و آن را فطرتى الهى مى‏داند.۱۹ لسان العرب نیز مانند این معنى و همچنین مواردى دیگر را بیان مى‏کند، از جمله مى‏گوید صبغه اللَّه به معنى دین خدا و فطرت خدایى است و نیز الصبغ یعنى فرو رفتن در چیزى سیال مانند آب؛ از طرفى در کلام عرب به تغییر نیز صبغ گفته مى‏شود مثلاً صبغ الثوب به معنى تغییر حالت لباس به دلیل تغییر رنگ آن مى‏باشد.۲۰ درباره «صبغه» ماجرایى در بعضى تفاسیر نقل شده است از جمله «فرّاء مى‏گوید: «این تعبیر به این جهت است که بعضى از نصارى، نوزادان خود را در آب مخصوص که معمودیه نامیده مى‏شد، فرو مى‏بردند و این عمل را تطهیر آن نوزاد مى‏دانستند. در این آیه نظر به این نکته است که رنگ‏آمیزى خدا که همان فطرت پاک است، تطهیر شماست نه آن تطهیرى که آنها گمان مى‏کنند.»۲۱ امام صادق‏علیه السلام نیز مى‏فرمایند: «اتبعوا صبغه اللَّه یعنى از اسلام که مقتضاى فطرت الهى است پیروى کنید.»۲۲ براى تفسیر صبغه در این آیه شریفه مواردى از قبیل رنگ، وحدت، عظمت، پاکى، پرهیزکارى، عدالت و مساوات، برادرى و برابرى، توحید، اخلاص و بالاخره رنگ بى رنگى و حذف همه رنگ‏ها به عنوان رنگ نهایى نیز بیان شده است.۲۳ در روایات اهل سنّت نمونه‏هایى وجود دارد که تعبیر صبغه تا اندازه‏اى، مادى و فیزیکى مى‏شود. مثلاً از ابن عباس نقل شده است که «رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم فرمود: بنى اسرائیل به موسى‏علیه السلام گفتند آیا خدا تو را رنگ مى‏کند؟ گفت: پروا کنید از خداوند، پس پروردگارش به او نداد داد؛ اى موسى! از تو مى‏پرسند که آیا پروردگارت تو را رنگ مى‏کند؟ بگو: آرى، من با رنگ‏هاى قرمز، سفید و سیاه رنگ مى‏شوم و همه رنگ‏ها در رنگ من است. و خداوند بر پیامبرش نازل کرد: صبغه اللَّه و من أحسن من اللَّه صبغه»۲۴ و یا ابن ابى نجّار در تاریخ بغداد از ابن عباس نقل مى‏کند که منظور از صبغه اللَّه رنگ سفید است.۲۵ این روایت مى‏تواند با قوانین علمى بیان شده درباره نور و رنگ تطبیق یابد هر چند اطمینان یافتن درباره صحت روایت بحث دیگرى است. در کافى معناى دیگرى براى صبغه بیان شده است. بنا به روایتى، رنگ خدایى، رنگ ولایت است که به مؤمنین داده مى‏شود. علامه طباطبائى‏رحمه الله این معنى را به دست آمده از باطن آیه مى‏داند.۲۶ همان‏طور که از مجموع بحث‏ها برمى‏آید موضوع بحث در قرآن هم جنبه‏هاى حسى دارد و هم مفاهیم معنوى را القاء مى‏نماید که البته در این صورت نیز دست‏کم در مقام تشبیه، علم به خواص ظاهرى و محسوس رنگ‏ها، درک معانى باطنى را هموارتر مى‏نماید. تاکنون رنگ در شکل کلى خود با واژه‏هاى لون و صبغه مورد بررسى قرار گرفت. به یارى خداوند در مجالى دیگر رنگ‏ها را به صورت تفکیکى مورد دقت قرار مى‏دهیم.

دانستنی های قرآنی - رنگ ها در قرآن

 

 

 

رنگ در قرآن کریم‌

   

 چکیده‌
قرآن کریم‌، کتابی هنری است و در آن جلوه‌های هنری بسیاری وجود دارد. یکی از جلوه‌های هنری قرآن کریم که به عنوان یکی از آیات الهی معرفی می‌شود، رنگهاست‌. آیتی که تنها خردمندان و اهل تفکّر و تدبّر در آن می‌اندیشند. قرآن کریم در آیات مختلفی به اختلاف رنگ‌ها و رنگ‌هایی همچون سفید، سیاه‌، زرد، سبز، قرمز و… می‌پردازد.
رنگ‌ها در زندگی ما نقش مهمی را ایفا می‌کنند.از جمله آثار رنگ‌ها اثر روانی آنها بر روح انسانی است.قرآن کریم با توجه به جنبهٔ روانشناختی رنگ‌ها از آنها استفاده می‌کند و تابلوهای نقاشی زیبایی ارائه می‌دهد.
توجه قرآن به نور و تاریکی‌، اختلاف رنگ‌ها،همنشینی رنگ‌ها و اختلاف شب و روز قابل تأمّل و دقت است.این نوشتار با مطالعهٔ پدیدهٔ رنگ و اثرات روانی آن بر انسان به بررسی آیاتی از قرآن کریم می‌پردازد که در رابطه با رنگ‌ها است.
هـر کـو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
                                                              نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
کلید واژه‌ها:آیه،صبغه،لون،‌بیضأ،خضرأ،حمرأ،سودأ،صفرأ ،نور،ظلمات، ‌لیل‌ و نهار.
 
هنر در قرآن
یکی از ابعاد فطری انسانی بعد زیبایی‌شناسی و زیبایی دوستی اوست‌. انسان ذاتاً زیبایی را دوست دارد؛زیرا هنر و زیبایی از درون فطرت او نشات می‌گیرد. خداوند متعال در قرآن کریم به این نیاز انسانی توجه داشته است.هنر ابزاری نیرومند، مؤثر،نافذ و ماندگار است،به گزاف نیست اگر بگوییم قرآن کریم در شاکله و ساختار و در محتوا و معنا کتابی تماماً هنری است و اگر غیر از این می‌بود،چنین تأثیری بر جامعهٔ بشری نمی‌گذاشت و این چنین ماندگار نمی‌ماند.سید قطب،اندیشمند معاصر مصری راز جاذبهٔ قرآن را هنری بودن آن می‌داند.1 او از دل قرآن کریم تابلوهای هنری مختلفی بیرون می‌کشد.به عنوان مثال در مورد آیهٔ بیست و هفتم سورهٔ مبارکه یونس که چهرهٔ گنهکاران را همانند شب تاریک می‌داند، می‌نویسد:
قرآن به اشیاء حجم می‌دهد.آنها را زنده می‌کند وبه آنها رنگ می‌بخشد،گویی چهره‌هایشان را پاره‌ای از شب تار فرو پوشانید.2
قرآن کریم علاوه بر جنبهٔ فصاحت و بلاغت،در فونتیک و آواشناسی در خط و نقش‌، دیرینه‌شناسی و زیباشناسی‌، داستان نویسی و رنگ‌ها و… کتابی کاملاً هنری است‌.
نکتهٔ بسیار مهمی که ذکر آن از باب مقدمه لازم است،روش برداشت از قرآن کریم در امور علمی و هنری است.مسئله قرآن و علوم تجربی و انسانی و تفسیر علمی قرآن کریم در طول تاریخ فراز و نشیب‌های بسیاری داشته است.متأسفانه در طول تاریخ تفسیر علمی‌، برخی از مفسران خواسته‌اند تا با تحمیل نظریات خود به قرآن کریم،به تفسیر علمی بپردازند که حاصل آن چیزی جز تفسیر به رأی نبوده است.گروهی دیگر تلاشی کرده‌اند تا علوم مختلف را از آیات استخراج کنند و بدون توجه به معیارهای تفسیری،آیات را تفسیر به رأی کرده‌اند.3
مفسران و دانشمندان علوم قرآنی شرایط خاصی را برای تفسیر و مفسر بیان کرده‌اند که باید در تفسیر قرآن لحاظ شود.4
یکی از روش‌هایی که می‌توان در تفسیر علمی قرآن از آن بهره برد،استخدام علوم برای فهم قرآن است.مفسر در این روش سعی دارد با استفاده از مطالب قطعی علوم به تفسیر بپردازد و دریچهٔ تازه‌ای برای فهم آیات بگشاید و البته این نه بدین معناست که قرآن نیازمند به علوم دیگر است بلکه بدین معناست که مفسر برای فهم بهتر آیات به علوم دیگر مراجعه می‌کند، همانند مفسری که به علم لغت مراجعه می‌کند.
در این نوشتار در پی آنیم تا با استفاده از مطالب علمی و هنری،به تبیین یکی از ابعاد هنری قرآن کریم که بحث رنگ‌ها است بپردازیم و با تفکر و تدبر زوایای جدیدی را از این آیات الهی روشن سازیم.و من الله التوفیق 
 
جایگاه رنگ در علم وهنر
شناخت جایگاه رنگ در علوم،ما را در فهم بهتر آن یاری می‌کند.رنگ‌ها نیروها و انرژی‌های تابناکی هستند که چه بخواهیم و چه نخواهیم به صورت مثبت یا منفی بر ما اثر گذاشته و در ابعاد مختلف زندگی ما نمود دارند لذا بشر از ابتدا خواسته یا ناخواسته به این مقوله توجه داشته است‌.
اگر بخواهیم بگوییم مسئله رنگ‌ها به کدام یک از علوم مربوط می‌شود باید بگوییم حوزه علمی رنگ‌ها بسیار گسترده است.در علوم مختلفی همانند فیزیک،شیمی، زیست‌شناسی، پزشکی، روانشناسی، عرفان و… و فراتر از علوم،در صنعت و هنر به رنگ‌ها از زاویهٔ خاص خود نگاه می‌شود.
فیزیک به منشأ رنگ‌ها که نور است می‌پردازد. خصلت ذرات موجود در پدیدهٔ نور، فوتونها، امواج‌، فرکانس‌ها، طول موج‌ها و طیف‌های رنگی نور و نیز اندازه و طبقه‌بندی و تمایز میان رنگ‌ها،در حوزه علم فیزیک است.5
در شیمی به ساختمان مولکولی رنگدانه‌ها پرداخته می‌شود و با مطالعهٔ علمی رنگ اشیأ،مسائل مربوط به ثبات رنگ‌ها و ساخت آنها برای مصارف مختلف مورد توجه قرار می‌گیرد.6
در زیست‌شناسی آثار متفاوت نور و رنگ بر روی اعضا و جوارح موجودات زنده و وظایفشان مطالعه می‌شود.مثلاً رنگ پوست حیوانات و انسان‌ها بستگی به سازش آنها با نور آفتاب و آب و هوای محیط خود دارد.میزان تیره یا روشن بودن پوست نیاز حیوان یا انسان را به اشعهٔ ماوراء بنفش نشان می‌دهد. تابش نور آفتاب سبب تحریک رنگ دانة ملانین در پوست شده و سبب تولید ویتامین D می‌شود.در واقع پوست با تغییر رنگ میزان ویتامین D بدن را متعادل می‌کند. لذا موجودات زنده در منطقه قطب به سبب کمبود نور خورشید و نیاز بیشتر به نور،به رنگ سفید،و موجودات مناطق استوایی که تحت نور شدید آفتاب قرار دارند، به رنگ تیره‌اند.7
تحقیق دربارهٔ سازگاری موجودات و مخصوصاً چشم با روشنایی و تاریکی اگر چه مربوط به زیست‌شناسی است اما با علم پزشکی نیز در ارتباط است‌.
از گذشته رنگ درمانی در کشورهای مثل هند و چین متداول بوده است.امروزه در کشورهای پیشرفته بیمارستان‌های مخصوصی برای این امر وجود دارد.علاوه بر اثرات روانی رنگ‌ها،در درمان بیماری‌های عصبی،اشعهٔ لیزر در درمان بیماری‌ها و اشعهٔ ماوراء بنفش در عفونت زدایی و به طور کلی پرتو درمانی کاربرد فراوان در علم پزشکی دارد.8
علاوه بر روان پزشکان‌، روانشناسان نیز به صورت گسترده‌ای به مسئله رنگ‌ها و تأثیرات روانی آنها بر انسانها می‌پردازند.هر رنگی بر روان انسان تأثیر خاصی دارد و بازخورد آن توسط انسان متفاوت است،لذا امروزه روانشناسان از رنگ انتخابی افراد به عقاید، روحیّات و بیماری‌های آنها پی می‌برند.9
رنگ علاوه بر علوم در تمامی ابعاد زندگی بشر کاربرد دارد. هنرمندان در ساختارهای مختلف هنری همانند خط، نقاشی‌، مینیاتور، گرافیک‌، معرق‌، کاشی و… به نمودهای رنگی از لحاظ زیباشناسی علاقمندند و تلاش می‌کنند هماهنگ‌ترین رنگ‌ها را در آثار خود ارائه دهند تا مفهوم ذهنی خود را با استفاده از رنگ‌ها به بهترین شیوه بیان کنند.
با توجه به دستاوردهای علوم و هنر دربارهٔ رنگ‌ها، در صنعت توجه ویژه‌ای به رنگ‌ها می‌شود.در امریکا انجمنی با نام اختصاری Caus وجود دارد که در آن متخصصان با مطالعهٔ رنگ‌ها و فرهنگ خریداران،به طراحی رنگ لباس‌ها، اشیاء،مکان‌ها و مصنوعات بشری بر اساس مدرنیته می‌پردازند.10
بر این اساس اشیاء و مکان‌ها به رنگی،رنگ‌آمیزی می‌شوند که بالاترین میزان کارایی و بهره‌وری را برای انسان داشته باشند.استفاده از رنگ‌هایی همچون سفید آبی و سبز در بیمارستان‌ها به آرامش بیماران و کارکنان کمک می‌کند. در کارخانه‌ها و کارگاه‌ها با استفاده از رنگ‌های محرکی مثل قرمز و دیگر رنگ‌های گرم میزان بازدهی کارگران را بالا می‌برند.
در نماد و پرچم کشورها، در علائم رانندگی، در ورزش، در بسته‌بندی مواد غذایی و به طور کلی در تمام ابعاد زندگی رنگ نقش مهمی را ایفا می‌کند.چیستی رنگ برخی از مفاهیم اگرچه پیچیده‌اند، اما برای ما معنای روشنی دارند.رنگ‌ها نیز از این مقوله‌اند. همة ما تصویر روشنی از رنگ‌ها در ذهنمان داریم؛با این وجود برای درک بهتر رنگ باید ماهیت آن را مورد بررسی قرار داد.
امروزه از لحاظ علمی ثابت شده است که عامل ایجاد رنگ نوری است که از اشیاء به چشم ما بازتاب می‌شود.11ادراک ما از رنگ‌ها به سه عامل مهم بستگی دارد.نور،قابلیت اشیأ و دستگاه بینایی.البته نقش اساسی را در این مسئله نور بازی می‌کند.فیزیک دانان نور خورشید را نور سفید می‌نامند.12 اشعهٔ سفید و نورانی خورشید از طول موج‌های مختلفی تشکیل شده است.در سال 1376 اسحاق نیوتن،با استفاده از یک منشور بلورین مثلث القاعده نور سفید خورشید را به طیفی از رنگ تجزیه کرد. نوار پیوسته‌ای از قرمز، نارنجی‌، زرد، سبز، آبی نیلی و بنفش که در رنگین کمان نیز مشهود است،حاصل انکسار نور سفید است.13
بالاترین طول موجی که توسط انسان رؤیت می‌شود مربوط به رنگ قرمز است که از 650 تا 800 میلی میکرون (هر میلی میکرون معادل با یک ملیونم متر) متغیر است و پایین‌ترین طیف مرئی مربوط به رنگ بنفش است که 390 تا 430 میلی میکرن‌ است.14
هنگامی که نور سفید به شئی‌ای می‌تابد،آن جسم براساس خصوصیات فیزیکی و شیمیایی مقادیری از امواج را جذب کرده و طیف خاصی را منعکس می‌سازد.به عبارت دیگر نور در برخورد با اشیاء تجزیه شده،هر شئی‌ طول موج‌هایی را جذب و طول موجی(یک رنگ خاص‌) را منعکس می‌کند و چشم ما به علت رؤیت آن طیف خاص،رنگ آن را درک می‌کند.15
از طرفی خداوند متعال در دستگاه بینایی ما که شامل چشم‌ها، اعصاب و مغز است‌، این استعداد را نهاده تا سلول‌های خاصی در شبکیه با ارسال پیام‌هایی به مغز میان رنگ‌ها و درک آنها تمایز بگذارند.16
چشم حیوانات مختلف در این مسئله متفاوت است‌. مثلاً چشم انسان از دیدن اشیایی که در طیف ما ورأ بنفش یعنی کمتر از 390 میلی میکرون و یا مادون قرمز یعنی فراتر از 800 میلی میکرون عاجز است و البته انسان می‌تواند با دوربین‌های مخصوصی به توانایی چشم خود بیفزاید و در شب تاریک اشیاء را ببیند.این درحالی است که برخی از حیوانات طول موج‌های ماورأ بنفش را درک می‌کنند لذا در شب تاریک چشمانی تیزبین دارند. برخی از حیوانات نیز در درک رنگ‌ها از انسان با هوش ترند و برخی از درک رنگ‌ها عاجزند و تمامی اجسام را به رنگ سفید و یا سیاه می‌بینند. نظیر این مسئله در شنوایی نیز صادق است که با درک امواج سر وکار دارد.17با بیان این مطالب روشن شد که ما طی چه فرایندی رنگ‌ها را می‌بینیم اگرچه جزئیات ادراک رنگ‌ها توسط آدمی ناشناخته است‌.18
 
فهم تأثیرات رنگ‌ها
تنوع رنگ‌ها در گیتی به اندازه‌ای است که نمی‌توان برای آن حدودی تعیین کرد.با ترکیب سه رنگ اصلی قرمز، زرد و آبی که در دائرهٔ علم شیمی است رنگ‌ها نامحدودی می‌توان ساخت که هرکدام از آنها اثر متفاوتی بر انسان می‌گذارند.برخی از رنگ‌ها مانند قرمز، زرد،نارنجی و صورتی رنگ‌های گرم هستند و تأثیر گرمی همچون آتش دارند.این رنگ‌ها مهاجم و توجه برانگیزند و موجب تحریک اعصاب سمپاتیک و حرکت سریعتر خون در بدن و فعالیت بیشتر اعضا و جوارح می‌شوند.19
در مقابل این دسته رنگ‌های سرد قرار دارند.طیف سبز تا بنفش که شامل آبی و سایه‌های خاکستری است،رنگ‌های سردند.اثر این رنگ‌ها،نقطهٔ مقابل رنگ‌های گرم است.رنگ‌های سرد فعالیت و متابولیسم بدن را کند می‌کنند.20
آنچه در مسئله رنگ‌ها از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار است تأثیراتی است که رنگ‌ها در کنار هم ایجاد می‌کنند که از آنها به کنتراست یا همنشینی رنگ‌ها تعبیر می‌شود.21 به عنوان مثال زمانی که قرمز با زرد همنشین می‌شود اثر متفاوتی با همنشینی قرمز با سبز دارد،به این مسئله در طبیعت بسیار توجه شده است‌.در گل‌ها خداوند متعال با کنار هم قرار دادن رنگ‌های متناسب و رنگ‌های مکملی همچون سبز و قرمز و یا زرد و بنفش زیبایی را به اوج خود می‌رساند و یک هماهنگی روحی برای بیننده ایجاد می‌کند.آسمان آبی هنگامی که در کنار رنگ سبز گیاهان و خاکستری خاک قرار می‌گیرد کنتراستی را در منظر آدمی به وجود می‌آورد که از دیدن آن خسته نمی‌شود و آرامش می‌یابد.
برای زیباشناسی رنگ‌ها باید به نمودهای کنتراستی و دسته‌بندی آنها توجه کرد. با شناخت این مسئله فهم آیاتی که دربارهٔ اختلاف رنگ‌ها است برای ما آسان‌تر می‌شود. به عنوان مثال قرآن کریم در آیاتی رنگ زرد را نماد شادی می‌داند و در آیاتی نماد افسردگی و پژمردگی‌؟ پاسخ این به ظاهر پارادوکس را می‌توان با شناخت مراتب رنگ و همنشینی آنها داد.
در نقاشی ترکیب‌های مختلف رنگی وجود دارد. رنگ‌های زنده‌، رنگ‌های مرده‌، رنگ‌های آرام‌، رنگ‌های مهاجم‌، کنتراست‌های تیره و روشن‌، سرد و گرم‌،مکمل و… که اساس خلق آثار هنری را تشکیل می‌دهند و همه بر گرفته از طبیعتی است که نقاش آن خداوند متعال است.22

جایگاه اختلاف رنگ‌ها در قرآن کریم
پیش‌تر گفتیم که رنگها یک ارگانیسم فیزیکی شیمیایی است که بر جان انسان تأثیر می‌گذارد.نقاش آفرینش تمامی هستی را مطابق با فطرت و جان آدمی رنگ‌آمیزی کرده است.وجود چنین تناسبی در عالم طبیعت تصادف نیست بلکه حکایت از تدبیر حکیمانه الهی دارد،لذا خداوند متعال در قرآن کریم اختلاف رنگ‌ها را نشانه‌ای برای اهل تفکر و تدبر و خرد می‌داند.23
اگرچه نگاه اول ما به رنگ فیزیکی و نگاه دوم روحی و رونی است اما سومین نگاه ما ژرف‌تر، خردمندانه و هنری است.در افرادی که روحیهٔ حساس‌تری دارند دسترسی به روح ساده‌تر است.لذا رنگ‌ها برای افراد حساسی همانند هنرمندان از عمق بیشتری برخوردار است.24
یوهانس ایتن نظریه پرداز عرصهٔ رنگ معتقد است:
تنها کسانی که عاشق رنگند زیبایی و حضور دائمی آن را می‌پذیرند.رنگ در اختیار همه هست ولی رموز عمیق‌تر آن فقط برای عاشقانش گشوده می‌شود.25
این مطالب به خوبی روشن می‌کند که چرا خداوند متعال در قرآن کریم اختلاف رنگ‌ها را تنها برای اهل تفکر، تدبّر و خرد آیه و نشانه می‌داند.و من آیاته خلق السموات و الارض و إختلاف ألسنتکم و ألوانکم إن فی ذلک لأیات للعالمین؛(روم،30/22) و از جمله آیات او آفرینش آسمانها و زمین است و اختلاف زبان‌ها و رنگ‌های شما، همانا در این امر برای دانشمندان نشانه‌هایی است.
در این آیه شریفه اختلاف رنگ انسان‌ها در کنار اختلاف زبان‌های آنها به عنوان نشانه معرفی شده است.انسان‌ها با این که در خلقت واحدند اما دارای زبان‌های مختلفی هستند. اختلاف رنگ انسان‌ها همان گونه که قبلاً بیان شد مربوط به میزان ملانین در پوست انسان است.26
سفید پوستان‌، سرخ پوستان‌، سیاه پوستان و زرد پوستان و انسان‌های دو رگه‌ای که به صورت مشترک از این انسان‌ها متولد می‌شوند،همه مصداق‌های اختلاف رنگ‌ها در این آیه شریفه است.از طرف دیگر رنگ هر انسانی با انسان دیگر از آن نوع متفاوت است‌. یعنی حتی سفید پوستان نیز در میان خود رنگ‌های متفاوتی دارند تا بدانجا که حتی دوقلوهایی که در شکم یک مادر هستند از لحاظ رنگ پوست از یکدیگر متمایزند.27البته به طور کلی می‌توان گفت اختلاف رنگ‌ها به اختلاف سفید و سیاه و قرمز نیست،بلکه اختلاف در خود رنگ سفید و سیاه و قرمز نیز مطرح است.28این مسئله درخصوص زبان‌ها نیز به همین منوال جاری است یعنی علاوه بر اختلاف نوع زبان‌ها، لهجه‌ها و گویش‌های مردم‌، صداهایشان نیز کاملاً متفاوت است‌.اختلاف رنگ در عسل نیز یکی از مواردی است که قرآن کریم به آن اشاره می‌کند:
ثم کلی من کلّ الثمرات فاسلکی سبل ربک ذللاً یخرج من بطونها شراب مختلف ألوانه فیه شفاء للناس إن فی ذلک لآیة لقوم یتفکرون؛(نحل،16‌/ 69) سپس از تمام ثمرات بخور و راههایی که پروردگارت برای تو تعیین کرده است را به راحتی بپیما.از درون شکم آنها نوشیدنی با رنگ‌های مختلف خارج می‌شود که در آن شفا برای مردم است به یقین در این امر نشانه روشنی است برای گروهی که می‌اندیشند.
عسل در طبیعت به رنگ‌های زرد، سفید، قرمز سیر و قرمز مایل به سیاه موجود است که هرکدام جنبهٔ شفابخشی خاصی دارد.29
به عنوان مثال حکما عسل سفید را در درمان دستگاه هاضمه و عسل سیاه را برای درمان فشار خون استفاده می‌کنند.30
این رنگ‌های متنوع در عسل به ویژگی‌های ثمراتی بستگی دارد که زنبورها از شهد آنها می‌مکند شاید بتوان در آیه شریفه از رابطه کل الثمرات و شراب مختلف الوانه نتیجه گرفت که رنگ‌های مختلف در نتیجه بهره‌برداری از گل‌ها و ثمرات مختلف است.
اختلاف رنگ میوه‌ها، رگه‌های کوه‌ها و مردم و جنبندگان و چهارپایان از دیگر مواردی است که قرآن کریم به آنها اشاره می‌کند.
ألم‌تر أن اللّه أنزل من السماء ماءً فاخرجنا به ثمرات مختلفاً ألوآنها و من الجبال جدد بیض و حمر مختلف ألوانهاو غرابیب سود.و من‌النّاس و الدّواب والأنعام مختلف ألوانه کذلک إنما یخشی اللّه من عباده العلماء إن اللّه عزیز غفور؛(فاطر،35/ 28 ـ 27) آیا ندیدی که خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد که به وسیله آن میوه‌های رنگارنگ خارج ساختیم و از کوه‌ها نیز به لطف پروردگار، جاده‌هایی آفریده شده سفید و سرخ و به رنگ‌های مختلف و گاه به رنگ کاملاً سیاه‌.و از انسان‌ها و جنبندگان و چهارپایان انواعی با رنگ‌های مختلف،آری حقیقت چنین است از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او می‌ترسند. خداوند توانا و آمرزنده است.
با اینکه همهٔ انواع میوه‌ها از یک آب و خاک عنصری تولید می‌شوند اما رنگ‌ها و طعم‌های مختلفی دارند.رنگ میوه‌ها نقش بیولوژیکی در انسان وحیوانات دارد.تنوع رنگ‌های مطبوع انسان و حیوانات در انتخاب خوراک و میزان اشتها و لذت بردن از آنها بسیار مؤثر است‌.
تنوع رنگی جمادات مانند رگه‌های کوه‌ها که در معماری استفاده می‌شود و تنوع رنگی چهارپایان که به بیان قرآن کریم زینت هستند.31 و اختلاف رنگ اشیای پیرامون ما،خستگی را از انسان می‌زداید و بستری مناسب را برای زندگی فراهم می‌کند.در سوره مبارکه فاطر در پایان آیاتی که خداوند به آیات طبیعت اشاره می‌کند می‌فرماید:از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او می‌ترسند. روشن است کسانی به آیات الهی توجه می‌کنند که اهل علم و تفکر باشند لذا از سیاق این آیات می‌توان فهمید که گسترهٔ علم و علما بسیار وسیع است و تمامی علومی که به وحدانیت الهی ختم می‌شود می‌تواند انسان را به خشوع برساند.
قرآن کریم اگرچه در آیاتی که بیان شد مصادیقی از اختلاف رنگها را بیان می‌کند، اما آنها را محدود به عسل و میوه‌ها و جنبندگان نمی‌داند:
وما ذرأ لکم فی الأرض مختلفاً ألوانه ان فی ذلک لأیة لقوم‌یذّکرون؛(نحل،16/13) و در زمین آنچه برای شما آفرید را به انواع گوناگون و اشکال رنگارنگ در آورد.در این کار نشانه‌ای برای مردمی است که متذکر شوند!
تکرار مسئله اختلاف رنگ در قرآن کریم نشان از تأکید موضوع مهمی دارد که آیت بودن آن روشن می‌سازد و آن سرّی است که در این اختلاف نهفته است و تنها با تفکر، تدبر و خردمندی می‌توان بدان دست یافت‌. در فهم این آیات باید توجه داشت نقاش چیره دست هستی،پدیده‌ها را متناسب با روح و روان آدمی نقاشی کرده است،لذا تنوع رنگ‌ها انسانها را از کسالت خارج و فضایی دلپذیر را برای زندگی فراهم می‌سازد.
دانستن تأثیرات روانشناختی رنگ‌ها بر انسان و موجودات زندهٔ دیگر و علم به تطابق طبیعت با فطرت و غریزه انسانها و حیوانات‌، این دسته از آیات قرآن کریم را برای ما روشن‌تر می‌سازد. لذا اختلاف رنگ‌ها راه روشنی برای دست‌یابی دانشمندان و اهل تفکر به صفات جمال الهی و تدبیر، حکمت‌، علم‌، لطف و قدرت اوست.
 
رنگ سفید و سیاه در قرآن کریم
همان طور که بیان شد دائره رنگ‌ها بسیار گسترده است،ما در این نوشتار تنها به رنگ‌هایی می‌پردازیم که با قرآن کریم در رابطه‌اند.
سفید،رنگ اولیه نور و بازتاب تمامی نور توسط اشیاست.سفید،روشنایی و بی رنگی است در مقابل سیاه که تاریکی و عدم رنگ است.به عبارت دیگر سفید،نقطه آغاز و سیاه،نقطهٔ فرجام رنگ‌هاست.لذا هنرمندان سفید و سیاه را از رنگ‌های اصلی نمی‌دانند.32
سفید سمبل شادی و پاکی است.رنگی همراه با امید،آرامش‌،مهربانی‌، دوستی‌، ایمان‌، خوش‌بینی،اطمینان و علاقه به زندگی است.هرآنچه در طبیعت با رنگ سفید جلوه می‌کند مانند سپیده دم‌،برف، شیر، ابر، نمک و برخی از گلها و جانوران حکایت از پاکی و پاکیزگی و زیبایی و دوستی و حیات بخشی دارد.33
در تابلوهای نقاشی فرشتگان را که مظهر نزول رحمت و عطوفت الهی هستند، با رنگ سفید نقاشی می‌کنند. مردم مردگان خود را در لباس سفید می‌پیچند تا از لحاظ جسمی نیز پاک و بی آلایش از این دنیا سفر کنند.در اغلب نقاط دنیا لباس عروس را از رنگ سفید انتخاب می‌کنند تا خوشبختی و دوستی و مهربانی و پاکی در آغاز زندگی مشترک نموده پیدا کند. در عرف مردم‌، رنگ سفید تا اندازه‌ای نماد خوش بختی است که مردم واژه سفید بخت را به جای خوش بخت به کار می‌برند.سیاه در نقطه مقابل سفید قرار داد.هرآنچه نقطهٔ مثبتش در سفید است نقطهٔ منفی‌اش در سیاه است.بدبینی، خشونت‌، لجاجت‌، ظلمت‌، گناه‌، شیطان،مرگ،عزا، نادانی و بدبختی در رنگ سیاه کاملاً مشهود است.34
در فرهنگ مردم رنگ سیاه‌، نماد شومی و بدبختی و عزا و اندوه است.کلاغ با رنگ سیاهش نزد مردم نماد شومی و مرگ است و در مقابل کبوتر سفید،نماد زندگی و خوشبختی است.35
از ویژگی‌های دیگر رنگ سیاه،وقار، هیبت و عظمت آن است.36 اگر خانهٔ کعبه را با لباس سیاه می‌پوشانند و یا ردا و عبای سیاه مورد استفادهٔ بزرگان دینی قرار می‌گیرد، به سبب وجود هیبت و عظمت این رنگ است.
قرآن کریم صراحتاً به رنگ سفید(مادهٔ بیض‌) دوازده مرتبه و به رنگ سیاه (ماده سود) ده مرتبه اشاره کرده است.کاربرد این دو رنگ متقابل در قرآن کریم با توجه به جنبهٔ روانشناسی آنها است.سیاهی و سفیدی چهرهٔ انسان‌ها در قیامت یکی از این کابردهاست‌.
یوم تبیض وجوه و تسود وجوه…؛(آل عمران،3/ 106 ـ 107) این عذاب روزی خواهد بود که چهره‌هایی سفید و چهره‌هایی سیاه می‌گردد.اما به آنهایی که صورت‌هایشان سیاه شده گفته می‌شود آیا بعد از ایمان کافر شده‌اید.پس بچشید عذاب را با خاطر آنچه کفر ورزیده‌اید و اما آنان که چهره‌هایشان سفید شده در رحمت خداوند خواهند بود و جاودانه می‌مانند.
سفید، نماد ایمان و سعادت،و سیاه نماد جهل و شقاوت است.قرآن کریم برای بیان سعادت مؤمنان چهره آنان را با سفید رنگ‌آمیزی می‌کند و شقاوت و بدبختی کافران را با رنگ سیاه به نمایش می‌گذارد.مرحوم علامه طباطبایی ذیل این آیه شریفه می‌نویسند:
سفیدی کنایه از خشنودی اهل ایمان و سیاهی کنایه از انفعال و خجالت و سرافکندگی کافران دارد.37
حوریان و شراب بهشتی نیز در قرآن کریم به رنگ سفید نقاشی شده‌اند.یطاف علیهم بکأس من معین. بیضاء لذة لشّاربین(صافات،37/ 45 ـ 46) فطرت انسان متمایل به پاکی است و سفیدی نماد آن است.نوشیدنی زلال لذت بسیاری برای آشامندهٔ آن دارد.شیره سفید کافور که گیاهی زیبا و معطر است و با رنگ سفید شناخته می‌شود معنای خنکی را به ذهن متبادر می‌کند که شاید این تلقی با رنگ سفید بی‌ارتباط نباشد.
إن الأبرار یشربون من کأس کان مزاجها کافورا؛(دهر،76/ 5) همانا نیکان از جامی می‌نوشند که با عطر کافور آمیخته است‌.
حوریان بهشتی در قرآن کریم به تخم مرغ و لؤلؤ تشبیه شده‌اند که رنگ سفید آنها نیاز به توصیف ندارد. اصل واژهٔ حور به معنای بیضا و سفیدی است.38
و عندهم قاصرات الطرف عین.کأنهن بیض مکنون؛(صافات‌/ 48 ـ 49) و نزد آنان همسرانی زیبا چشم است که جز به شوهران خود عشق نمی‌ورزند،گویی از لطافت و سفیدی همچون تخم‌مرغ‌هایی پنهان هستند.
و حور عین کأمثال الؤلؤ المکنون؛(واقعه،56/22 ـ23) و همسرانی از حور العین دارند همچون مروارید در صدف پنهان‌.
سفید،نماد نظافت و پاکی است و زنان بهشتی را از این جهت حور می‌گویند که پاک و دست نخورده‌اند39 در این آیات شکوه هنری قرآن نمایان می‌شود که حوریان بهشتی را در پاکی و دست نخوردگی به تخم مرغ‌هایی تشبیه می‌کند که در زیر بال و پر مرغ مادر پنهان هستند و یا همچون مرواریدهای سفید و درخشانی هستند که در صدف پنهانند و دست کسی به آنها نمی‌رسد.40
در پنج آیه از قرآن کریم به سفید و درخشان شدن دست حضرت موسی‌(ع‌) به عنوان معجزه‌ای الهی اشاره شده است‌:
واضمم یدک إلی جناحک تخرج بیضاء من غیر سوء آیة أخری؛(سوره طه،20 / 22) دستت را در گریبان فرو بر تا سفید و بدون عیب بیرون آید این نشانهٔ دیگری از سوی خداوند است.
در برخی از روایات آمده است که دست حضرت موسی‌(ع‌) چون خورشید می‌درخشیده است‌.
اما آیه شریفه و آیات مشابه تنها از سفیدی سخن می‌گویند که به نحو خارق العاده‌ای بوده است.41 به هر صورت درخشندگی برای انسان جذابیت دارد و درخشان شدن دست حضرت موسی‌(ع‌)، برای مردم غیر متعارف و جذاب بوده و در عین حال چون بر خلاف تناسب انسانی بوده،عیبی محسوب نمی‌شده است.
تصور کنید چرا خداوند متعال به جای واژهٔ بیضا واژهٔ سودا یعنی سیاهی را به کار نبرده است.زیرا نقاش هستی علیم و حکیم به جایگاه رنگ سیاه است.مثلاً قرآن کریم رنگ سیاه را برای چهرهٔ غضبناک افرادی می‌آورد که بر خلاف میلشان دختر دار شده‌اند.
و اذا بشر احدهم بالانثی ظل وجهه مسوداً و هو کظیم‌؛(نحل،16/58) درحالی که به یکی از آنها بشارت دهند که دختر نصیبش شده است.صورتش سیاه و به شدت خشمگین می‌گردد.
همان‌گونه که بیان شد سیاهی نماد جهالت،گمراهی و خشونت است.قرآن کریم صورت چنین افرادی را با رنگ سیاه رنگ‌آمیزی می‌کند.با وجودی که می‌توانست برای بیان این مطلب از واژگانی دیگری استفاده کند.
علاوه بر مواردی که واژه سیاه و سفید در قرآن کریم به صراحت استفاده شده است می‌توان از معانی واژگان و آیات قرآن که در این زمینه است به این دو رنگ پی برد.مثلاً ماه که نماد سفیدی و زیبایی است در قرآن با لفظ قمر آمده است که در اصل واژه به معنای سفید می‌باشد.42
در آیه 26 و27 سورهٔ مبارکه یونس خداوند متعال درباره نیکوکاران بیان می‌کند که تاریکی و ذلت چهره‌هایشان را نمی‌پوشاند و از واژه قتر بر وزن فَرَس استفاده می‌کند به دودی می‌گویند که از سوزاندن چوب و امثال آن بلند می‌شود و کنایه از سیاهی دارد.43
در آیه بیست و هفتم سوره یونس چهرهٔ گنهکاران به پاره‌های شب تاریک تشبیه شده است‌:کأنما أغشیت وجوههم قطعاً من اللیل مظلما؛چهره‌هایشان آن چنان تاریک است که گویا با پاره‌هایی از شب تاریک پوشیده شده است.
نماد بدبختی یعنی رنگ سیاه بار دیگر در این آیه جلوه می‌کند و چهرهٔ گنهکاران را در مقابل دیگران سیاه نقاشی می‌کنند. 
 
اختلاف شب و روز در قرآن کریم
بود و نبود نور بر هر دقیقه زندگی ما اثر می‌گذارد.نحوه رشد، تکامل،تندرستی‌، خوابیدن غذا خوردن‌، خلق و خو، عادات و بالاخره طول عمر ما زیر نفوذ مقدار نوری است که دریافت می‌کنیم.44
موضوع نور و تاریکی از ابتدا مورد توجه بشر بوده است و قرآن کریم به این مسئله حیاتی نگاه ژرفی دارد. سفیدی روز و سیاهی شب و اختلاف شب و روز در آیات مختلف قرآن به چشم می‌خورد و خداوند آن را آیتی برای اهل تقوی‌، تفکر و تعقل می‌داند.45
در آیه 187سوره بقره خداوند رشتهٔ سفید را استعاره از سفیدی افق در فجر صادق می‌آورد.گویی در افق خطی سفید آمدن صبح را مژده می‌دهد و خط سیاه شب را کنار می‌زند.
وکلوا واشربوا حتی یتبین لکم الخیط الأبیض من الخیط الأسود من الفجر… وبخورید و بیاشامید تا رشتهٔ صبح سفید از رشتهٔ سیاه شب برای شما آشکار شود.
سید قطب این مسئله را ذیل آیه:والصبح اذا تنفّس(تکویر،81/ 18) یکی از جلوه‌های هنری قرآن معرفی می‌کند و می‌نویسد.
اینک صبح دم می‌زند با انفاس خوش.گویی زندگی به آرامی بر سطح زمین تپیدن آغاز می‌کند گویی دندان‌های صبح با نخستین تبسم او آشکار می‌شود.46
با برآمدن خورشید و طلوع اشعهٔ نورانی آن که قرآن کریم از آن به رشتهٔ سفید تعبیر می‌کند،روز آغاز می‌شود تأثیر اشعه طلایی خورشید که مربوط به تأثیر رنگ سفید و زرد است موجودات خفته را بیدار می‌کند و به کار و فعالیت وا می‌دارد.لذا قرآن کریم روز را نشور، مبصر و ظرف فعالیت و کار می‌داند.نور، نه تنها انسان‌ها را به تلاش و فعالیت وا می‌دارد که موجب رشد و نمو گیاهان و فعالیت حیوانات و دیگر موجودات زنده می‌شود.47 و هو الذی جعل لکم اللیل لباسا والنوم سباتاً و جعل النهار نشورا؛(فرقان،25‌/ 47)و اوست که شب را برای شما پوشش و خواب را آرامش و روز را وسیلهٔ فعالیت قرار داد.
و جعلنا اللیل لباسا.و جعلنا النهار معاشا؛ (نبأ،78/ 10ـ11) و شب را لباس و روز را معاش قرار دادیم.
هو الذی جعل لکم اللیل لتسکنوا فیه و النهار مبصرا إن فی ذلک لآیات لقوم یسمعون؛ (یونس،10/ 67) او کسی است که شب را برای شما آفریده است تا در آرامش باشید و روز نیاز نیاز را روشنی بخش قرار داده تا به تلاش بپردازید.در این نشانه‌هایی است که برای کسانی که گوش شنوا دارند.
قرآن کریم در موارد مختلفی شب را به عنوان لباس و پوشش برای آرامش معرفی می‌کند فخر رازی معتقد است همان گونه که انسان با لباس زیبایی پیدا می‌کند و خود را می‌پوشاند و گرما و سرما را از خود دفع می‌کند،لباس شب نیز به خاطر ویژگی‌هایش بر زیبایی انسان می‌افزاید،اعضایش را می‌پوشاند و تاریکی شب او را پنهان می‌سازد.48
در هنگام شب به علت عدم وجود نور خورشید بر گسترهٔ زمین و درخشش زیبای ستارگان و ماه آسمان رنگی کبود (آبی تیره متمایل به سیاه‌) به خود می‌گیرد.وجود این رنگ سرد و آرام بخش موجودات را به خواب فرو می‌برد و باعث همان آرامشی می‌شود،که قرآن کریم از آن در آیات مختلفی یاد می‌کند.تأثیر این رنگ به حدی است که موجودات را از کار و فعالیت باز داشته و بستر مناسبی را برای استراحت آنان آماده می‌کند.تاریکی شب با اینکه بوی مرگ و فنا می‌دهد،از نظر تعدیل نور آفتاب و تأثیر عمیق آن در آرامش جسم و جان موجودات امری حیاتی است.همچنین شب از خطرات ناشی از تابش یکنواخت نور خورشید جلوگیری می‌کند.این امر از آیات شگفت الهی است که نشان از تدبیر و احاطهٔ علم و قدرت الهی دارد.بیان مسائل مربوط به علم هیئت و زیست‌شناسی آن از عهده این نوشتار خارج است‌.
حضرت امام جعفر صادق‌(ع‌) به مفضل می‌فرماید:
تأمل کن در منافع غروب آفتاب که اگر نبود مردم را قرار و آرامش نبود، علی رغم شدت احتیاجی که به خواب و استراحت دارند تا آن که در اثر استراحت شب بدن‌هایشان از خستگی برآید و حواسشان قوت یابد و قوهٔ هاضمه برانگیخته شود. برای هضم غذا و رسانیدن آن به اعضا اگر همیشه روز می‌بود حرص و طمع مردم باعث می‌شد که آنها همیشه کار کنند و بدن‌های خود را رنجور سازند.
اگر شب نمی‌آمد زمین از حرارت آفتاب چنان تفیده می‌شد که حیوانات و نباتات نابود می‌شدند،پس قادر خبیر،به حکمت و تقدیر خود چنین مقدر کرده که آفتاب گاهی غروب کند….
پس خداوند نور و ظلمت که ضد یکدیگر هستند را برای نظام عالم و انتظام احوال انسان آفریده است.49
 
رنگ زرد در قرآن کریم
زرد از گروه رنگ‌های گرم است.لذا رنگ فعالیت و حرارت و تحرک است،البته نه مثل قرمز. زرد رنگ روشنایی آفتاب و رنگ تحقق واقعیت است و دومین رنگ محرک آتش است که در کنار قرمز قرار می‌گیرد.
زرد بر خلاف آبی که رنگی درون گراست‌، برون گرا و هشدار دهنده است و انسان را به خردورزی و دانایی بر می‌انگیزد. اکثر رنگ شناسان معتقدند که رنگ زرد، رنگ شاد و فرح بخش است.50
زرد در عین حال که نور بخش و رنگ فعالیت و از سرگیری زندگی است احساس دلتنگی را از انسان می‌زداید و نشاط و شادی را برای او به ارمغان می‌آورد.51
پرتو افکنی شدید رنگ زرد همچنان که بیننده را از تماشای مستمر خود دفع می‌کند، سبب شده تا به عنوان رنگ اخطار مورد توجه قرار گیرد.
کاندینسکی در این باره می‌نویسد:
اگر به سبک و شکل هندسی‌، رنگ زرد (مثلث‌) خیره شوید ویژگی گستاخ و مهاجمش آشکار می‌شود و در ما تأثیری شگرف می‌گذارد.52
قرآن کریم با توجه به اثر روانی رنگ زرد در آیاتی به این رنگ می‌پردازد.در آیه 69 سوره مبارکه بقره خداوند متعال دربارهٔ گاو بنی اسرائیل مستقیماً به اثر مسرت بخش رنگ زرد اشاره می‌کند.
قال ادع لنا ربک یبین لنا ما لونها قال إنّه یقول إنّها بقرة صفراء فاقع لونها تسرّ الناظرین؛ گفتند از پروردگار خود بخواه تا برای ما روشن کند که رنگ آن گاو چگونه باشد.گفت خداوند گوید گاوی زرد پر رنگ که بینندگان را شاد و مسرور سازد.
قرآن کریم چهارده قرن پیش در این آیهٔ شریفه به اثر شادی بخش رنگ زرد اشاره می‌کند و جلوه‌ای از ابعاد هنری خود را به نمایش می‌گذارد.این نکته‌ای است که دانشمندان در قرون اخیر به آن اشاره کرده‌اند در حالی که در قرون متمادی تاریخ اسلام مورد توجه جمهور مفسرین بوده است.53 در فهم این آیه باید توجه داشت که کلمه صفراء به معنای زرد همراه با کلمه فاقع آمده است.بدون شک این کلمه در چگونگی فهم رنگ زرد (صفراء) تأثیر دارد.کلمه فاقع به معنای شدت رنگ است و بیشتر دربارهٔ رنگ زرد و قرمز به کار می‌رود و البته گفته می‌شود که تمامی رنگ‌ها فاقع و در مقابل ناصح دارند، و لذا حضرت علی‌(ع‌) اشتیاق داشت که کفش زرد بپوشد و می‌فرمود:کسی که کفش زرد بپوشد ناراحتی‌اش کم می‌شود و این سری است که رنگ زرد برای دفع افسردگی دارد.54
با وجودی که گاو بنی اسرائیل گاوی منحصر به فرد بوده‌، اما بسیار دور از ذهن است که گاوی به رنگ زرد مطلق باشد.کلمه فاقع نشان از پر رنگ بودن رنگ زرد دارد.شاید رنگی شبیه طلایی یا رنگی دیگر را بتوان در نظر گرفت.رنگ طلایی از طیف زرد،رنگی جذاب و مسرت بخش است و سنبل آخرت و ایمان است.گنبدهای طلایی اماکن مقدس روحیه ایمان و تفکر به معاد را برای انسان یادآور می‌شود.55
یکی دیگر از استعمالات قرآنی رنگ زرد دربارهٔ آتش جهنم است که به شتران زرد مو تشبیه شده است‌:
إنها ترمی بشرر کالقصر. کأنه جمالت صفر؛(مرسلات‌،77/ 32 ـ 33) شراره‌هایی از خود پرتاب می‌کند همانند قصر گویی همچون شتران زرد رنگی هستند.
در این آیات بار دیگر قرآن کریم تابلویی ارائه می‌کند.خداوند متعال شراره‌های آتش جهنم را به شتران زرد مو تشبیه می‌کند.وجه شبه در تشبیه شراره‌های آتش به شتران زرد مو چیزهای مختلفی می‌تواند باشد مانند سرعت و کثرت که در ترجمه‌های قرآن آمده است.
اما باید در ترجمه قرآن به بار معنایی الفاظ توجه داشت.رنگ زرد رنگ حرارت و گرمی است همراه با درخشش نور خیره کننده آن.این تشبیه در واقع حکایت از گرما و درخشندگی شراره‌های آتش نیز دارد همانند شتران زرد مویی که عرب آن روز در زندگی روزانه‌اش با آنها محشور بود و رنگ روشن و زیبایی آن را می‌دید و از پشم آن برای لباس و نیازهای دیگر بهره می‌برد.
قرآن کریم به رنگ زرد در خصوص پژمردگی و زردی گیاهان نیز اشاره می‌کند:
ألم‌تر أن الله أنزل من السماء ماءً فسلکه ینابیع فی الارض ثم یخرج به زرعاً مختلفاً الوانه ثم یهیج فتراه مصفراً ثم یجعله حطاماً إن فی ذلک لذکری لأولی الألباب؛(زمر ،39/ 21) آیا ندیدی که خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد و آن را به صورت چشمه‌هایی در زمین وارد نمود سپس با آن زراعتی را خارج می‌سازد که رنگ‌های مختلف دارد پس از آن گیاه خشک می‌شود به گونه‌ای که آن را زرد و بی روح می‌بینی سپس آن را در هم می‌شکند و خرد می‌کند.در این مثال تذکری است برای خردمندان.
سؤالی که با مطالعهٔ این آیه به ذهن می‌رسد این است که اگر قرآن کریم رنگ زرد را مسرت بخش معرفی می‌کند،چرا آن را برای پژمردگی و مرگ استعمال می‌کند که در نقطه مقابل مسرت بخشی است؟آیا این تناقضی از جانب قرآن نیست‌؟پاسخ این شبهه تفسیری را می‌توان با فهم مقوله رنگ دریافت.باید توجه داشت که گیاهان سبز در پائیز به زردی و پژمردگی می‌گرایند و این آیتی است که انسان را به یاد قیامت می‌اندازد.رنگ سبز نماد حیات است و در این آیه رنگ زرد نماد زوال.
در بحث همنشینی و کنتراست‌های رنگی هنگامی که رنگ سبز و زرد در کنار هم قرار می‌گیرند،حرکت از سمت سبز به زرد حرکت از زندگی به سمت افول و زوال است.
رنگ‌های متنوع گیاهان که آیهٔ شریفه به آن اشاره می‌کند نیز نشان از طراوت و تازگی و زندگی گیاهان دارد که با از دست دادن حیات خود به پژمردگی و زردی می‌گرایند.از طرفی رنگ زرد دارای مراتب مختلفی است،به عنوان مثال هنگامی که زرد به قهوه‌ای می‌گراید حالت مسرت بخشی خود را از دست می‌دهد.
تنوع رنگ‌ها در گیاهان نشان از کنتراست زنده دارد لذا خداوند در این آیه ابتدا به اختلاف رنگ گیاهان اشاره می‌کند و سپس رنگ زرد را ذکر می‌کند که نماد پژمردگی و مرگ است‌. 
 
رنگ سبز در قرآن کریم
اگر رنگ زرد و آبی را به هم بیامیزیم رنگ سبز به دست می‌آید. رنگ سبز درمیان طیف‌های رنگی‌، رنگ وسط و متعادل است نه مانند زرد اثر محرک و هیجان‌آور دارد و نه مانند آبی،مسکن و غیر فعال است.رنگ سبز از ثبات عقیده و خودشناسی حکایت می‌کند.56
سبز رنگ آرامش و روستا و رنگ درختان و چمنزار است و سبز روشن بهار و باروری را تداعی می‌کند57 سبز رنگ آرامش همراه با تفکر است بر خلاف رنگ آبی که رنگ آرامش صرف است.رفتن به پهنه طبیعت قرار گرفتن،تحت تأثیر این رنگ شگرف است.58
اگر رنگ زرد را نماد خرد و دانش و رنگ آبی را نماد معنویت و ایمان بدانیم،سبز مظهر عقل و ایمان و رنگ تعالی و کمال است.59
سبز نماد ایمان و کمال و رنگ بهشتی است و از آنجا که در سبز ایمان و اطمینان مشهود است،نزد مسلمانان رنگ مقدس محسوب شده و مردم میان این رنگ و پیامبر اکرم‌(ص‌) و اهل بیت طاهرین و اولادشان ارتباط برقرار می‌کنند.60
مهم‌ترین جلوه رنگ سبز که به خاطر آن نزد ادیان جایگاه خاصی دارد این است که سبز، نماد حیات و فناناپذیری و جاودانگی است.61
قرآن کریم به این رنگ متعادل عنایت ویژه‌ای دارد در آیاتی به سبزی گیاهان و روئیدنی‌های سطح زمین اشاره شده و این مسئله آیتی برای اهل ایمان دانسته شده است.62
ألم‌تر أن اللّه أنزل من السماء ماء فتصبح الأرض مخضرة إنّ اللّه لطیف خبیر؛(حج،22‌/ 63) آیا ندیدی خداوند از آسمان آبی فرستاد و زمین بر اثر آن سر سبز و خرم گردید همانا خداوند لطیف و آگاه است.
گیاهان منافع و خواص بسیاری برای زندگی انسان و حیوانات دارند،اما اغلب از تأثیر رنگ آنها بر زندگی‌مان غافل هستیم.قسمت مهمی از سطح کره خاکی ما را جنگل‌ها، مراتع،کشتزارها، مزارع‌، چمنزارها و باغ‌ها تشکیل می‌دهند که همگی به رنگ سبز هستند. این رنگ اثر شگفتی در آرامش روان انسان و حیوانات دارد.تصور کنید اگر خداوند به جای رنگ سبز گیاهان را به رنگ دیگری همانند قرمز می‌آفرید چه اثری بر روان انسان می‌گذاشت.با توجه به این تدبیر الهی پیامبر اکرم‌(ص‌) می‌فرماید:
سه چیز غم و اندوه را می‌زداید، نگریستن به آب،سبزه و روی نیکو.63
رنگ سبز در فرهنگ قرآن کریم، رنگ بهشتی است.سبزی لباس‌ها و فرش‌های بهشتی از دیگر مواردی است که قرآن کریم ذکر می‌کند.
…ویلبسون ثیابا خضرا من سندس و استبرق…؛(کهف،18‌/ 31)… ولباس‌های فاخر به رنگ سبز از حریر نازک و ضخیم در بر می‌کنند.
متکین علی رفرف خضر و عبقری حسان؛(رحمن،55/76) این در حالی است که بهشتیان بر تخت‌هایی تکیه زده‌اند که با بهترین و زیباترین پارچه‌های سبز پوشیده شده است.
رنگ سبز نماد حیات و جاودانگی ایمان و کمال است و این مسئله در بهشت به اوج خود می‌رسد.در سوره مبارکه رحمن کوچکترین آیه قرآن(آیه 64) «مدهامتان» به معنای دو برگ سبز است که از ویژگی‌های بهشت عنوان شده است.علامه طباطبایی(ره‌) درباره این آیه می‌فرماید:
الادهیام من الدهمه به معنای شدت رنگ سبز است به صورتی که به سیاهی می‌زند و آن اوج طراوت و شادمانی است.64
 شاید بتوان رنگ یشمی را مطابق آن دانست.
در آیه هشتاد سورهٔ مبارکه یس یک اثر هنری در زمینهٔ رنگ می‌بینیم:الذی جعل لکم من الشجر الأخضر نارا فإذا أنتم منه توقدون‌؛(یس،36/80) همان کسی که از درخت سبز برای شما آتش آفرید و شما به وسیلهٔ آن آتش می‌افروزید.
آنچه این آیه شریفه در ذهن می‌آفریند رنگ قرمزِ آتش و سبزی درخت است که در کنار یکدیگر قرار می‌گیرد.رنگ قرمز و سبز دو رنگ مکمل هستند و کنتراست مکمل را ایجاد می‌کنند.اگر این تابلوی نقاشی به تصویر در آید اثری هنری را مقابل چشم بینندگان قرار می‌دهد.65
رنگ سبز در داستان سنبله‌های سبز حضرت یوسف(ع‌) و خواب ملک آمده است که نماد برکت و فراوانی است66 در کتاب‌های تعبیر خواب رنگ‌ها جایگاه خاصی دارند و هرکدام نمادی برای یک تأویل خارجی هستند.
 
رنگ آبی در قرآن کریم
آبی نقطه مقابل قرمز و مادر رنگ‌های سرد است.آبی،رنگی درون گرا و رنگی غیر فعال است که خاصیت آرام بخشی دارد.67
آبی همان قدر به آب وابسته است که سبز به سبزه.این رنگ آرامش نهفته در آسمان را به زمین منتقل می‌کند.پرتو زرد خورشید در طول روز، آبی را از حالت تسکینی حادّش خارج می‌سازد و این حالت در شب که آبی رو به تیرگی می‌گذارد به اوج خود می‌رسد.68 رنگ آبی آسمان اثر تسکینی شگرفی بر وجود انسان می‌گذارد لذا خداوند رنگ آسمان و رنگ اکثر کره زمین که اقیانوس‌ها و دریاهاست را به رنگ آبی مزین ساخته است.به این ترتیب خداوند حکیم چشم انداز انسان و بستر زندگی او را براساس فطرت و نیاز روحی او رنگ‌آمیزی کرده است.انسان وقتی به آسمان می‌نگرد رنگ آبی را می‌بیند که رنگی آرام بخش است و وقتی به زمین می‌نگرد،رنگ سبز گیاهان و خاکستری خاک حالت متعادلی را به روح و روان او می‌بخشد.
استفاده از ترکیبات رنگ آبی همانند آبی کبود و فیروزه‌ای در اماکن زیارتی و در محراب‌ها و کاشی کاری‌های مساجد و زیارتگاه‌ها فضای آرام بخش و معنوی را برای انسان به وجود می‌آورد و در انسان احساس بی نهایت را ایجاد می‌کند.69 لذا هنرمندان کاشی کار و مهندسان مساجد این رنگ را مناسب‌ترین رنگ برای فضاهای معنوی همچون مساجد می‌دانند.70
رنگ آبی،به صورت مستقیم در قرآن کریم نیامده است اما در آیات مختلفی شب بستر آرامش اهل زمین خوانده شده است.پهنه زیبای لاجوردی شب را تصور کنید که ستارگان همچون نقاط روشنی در آن می‌درخشند نقاش چیره دست هستی تابلوی زیبای آرامش در شب را به انسانها هدیه می‌دهد:
إنا زینا السماء الدنیا بزینة الکواکب؛(صافات،37‌/6) ما آسمان دنیا را به زینت ستارگان آراستیم.
حضرت امام جعفر صادق‌(ع‌) به مفضل می‌فرمایند:
پس تفکر کن که چگونه رنگ آسمان را کبود مایل به سیاه گردانیده که مکرر نظر کردن به آسمان به دیده ضرر نرساند،چون در خلقت حکیم علیم نظر می‌کنی.پس آنکه حکما و دانایان بعد از تجارب بسیاری به آن دست پیدا کرده‌اند را موافق حکمت بالغهٔ الهی می‌یابی که در همه چیز ظاهر است.باید که عبرت گیرندگان از آن عبرت گیرند.
همان گونه که امام صادق‌(ع‌) می‌فرمایند بسیارند حقایقی که دین مبین اسلام چهارده قرن پیش آنها را بیان کرده است.درحالی که دانشمندان در قرون اخیر به برخی از آنها دست پیدا کرده‌اند.
یوهانس ایتن نظریه پرداز رنگ می‌گوید:
آبی نیرویی نظیر نیروی طبیعت در زمستان دارد.زمستان زمانی است که رویش و رشد در تاریکی و سکوت پنهان می‌شود.جو زمین آبی‌های مختلفی دارد.از روز گرفته تا آبی سیاه شب.آبی روح‌ها را به کمک اهتزار ایمان به لایتناهی فرا می‌خواهند.71
 
رنگ قرمز در قرآن کریم
در مقابل رنگ آبی،رنگ قرمز مادر رنگ‌های گرم شناخته می‌شود.قرمز از نظر روانی، اثری محرک و هیجان‌آور دارد و با تحریک اعصاب سمپاتیک میزان حرکت نبض را بالا برده و موجب افزایش فشار خون می‌شود و حتی می‌تواند انسان را عصبی کند.72 قرمز رنگ حرکت و تلاش برای پیروزی است و از لحاظ نمادین شبیه خونی است که در هنگام پیروزی ریخته می‌شود. رنگ شورش‌، انقلاب‌، هیجان جنگ و جریان زندگی است‌، قرمز رنگ قلب و رنگ زبانه‌های آتش است و نگاه‌ها را به سوی خود می‌کشاند و به گردش خون سرعت می‌بخشد.73 به واژه حمر به معنای قرمز یک مرتبه در قرآن کریم اشاره شده است‌:
ألم‌تر أن الله أنزل من السماء ماءً فأخرجنا به ثمرات مختلفاً ألوانها و من الجبال جدد بیض و حمر مختلف ألوانهاو غرابیب سود و من‌الناس و الدواب و الأنعام مختلف ألوانه کذلک إنما یخشی اللّه من عباده العلماء إن الله عزیز غفور؛(فاطر،35/ 27 ـ 28)آیا ندیدی که خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد که به وسیله آن میوه‌های رنگارنگ خارج ساختیم و از کوه‌ها نیز به لطف پروردگار، جاده‌هایی آفریده شده سفید و سرخ و به رنگ‌های مختلف و گاه به رنگ کاملاً سیاه‌.
در این آیه شریفه خداوند در کنار تنوع رنگ‌ها در میوه‌جات و ثمرات به اختلاف رنگ جاده‌ها در کوه‌ها اشاره می‌کند.اما منظور از جدد در آیه چیست‌؟ در میان لغت شناسان در این مسئله اختلاف نظر است.برخی آن را جمع «جدید» می‌دانند که به معنای راه‌ها و خطوط است و برخی آن را جمع «جده»،به معنای طریق ظاهر گفته‌اند.اما در هر صورت تدبر در آیه نشان می‌دهد که جدد به معنی تکه‌ها و قسمت‌ها است.74
مرحوم علامه طباطبایی در این باره دو احتمال را بیان می‌کنند.
مراد یا راههایی است که در کوه‌ها قرار دارد و دارای الوان مختلفی است و یا مراد خود کوهها است که به صورت خطوطی کشیده شده در روی کره زمین قرار دارد.بعضی از این سلسله جبال سفیدند برخی سرخ و بعضی سیاه و بعضی به چند رنگ.75 آنچه ما اکنون در طبیعت کوه‌ها می‌بینیم رگه‌های رنگی است که از جنس خود کوه‌ها است و به صورت سنگ‌های زینتی سفید و سیاه و سرخ و سبز برای معماری مورد استفاده قرار می‌گیرد.لذا جدد در آیه شریفه نمی‌تواند تنها به معنای راه‌ها و یا رشته کوه‌ها باشد و مراد رگه‌های رنگی کوه‌ها نیز هست که در طبیعت نمایان است‌.
با تفسیر این آیه شریفه می‌توان بهتر به مفهوم آیه پنجم سوره قارعه پی برد:و تکون الجبال کالعهن المنفوش؛و کوه‌ها مانند پشم رنگین حلاجی شده‌اند.
در آستانه قیامت که اوضاع جهان ماده دگرگون می‌شود، کوه‌ها مانند پشم حلاجی شده متلاشی می‌شوند.کلمه عهن به معنای پشم رنگین است76 تشبیه به پشم رنگین حلاجی شده ارتباط کامل با رگه‌های رنگارنگ کوه‌ها دارد که در آیه 27 سوره فاطر آمده است‌.
از دیگر آیاتی که تابلوی زیبای رنگینی در آن خلق شده است آیه 37 سورهٔ الرحمن است‌:
فإذا إنشقت السماء فکانت وردة کالدّهان‌؛(الرحمن،55/37) در آن هنگام که آسمان شکافته شود و همچون روغن مذاب گلگون گردد.
قرمز نماد خطر و قرار گرفتن در آستانهٔ حادثه و آتش است.قرمز شدن آسمان و شکافته شدن آن در آستانهٔ قیامت حکایت از اوج گرما و هیجان و ترسی دارد که انسانها را فرا می‌گیرد. در این آیه شریفه مراد از ورده گل سرخ و مراد از دهان ته ماندهٔ روغن جوشان است که ارتباط تنگاتنگی با سرخی دارد.77
آسمان در آستانه قیامت در اثر شکافته شدن و تخلیه نیروها همانند گل سرخ و ته ماندة روغن جوشان گلگون می‌گردد. این مسئله ارتباط مستقیم با رنگ قرمز دارد که خداوند آن را به گل قرمز تشبیه می‌کند. حتی اگر به سبب بادهای سرخ و یا عاملی دیگر آسمان بیش از حد قرمز شود و ترس را برای انسان به دنبال داشته باشد نماز آیات بر انسان واجب می‌شود.
نکته دیگری که در این آیه شریفه وجود دارد،توجه به رنگ سیاه است.سؤال در اینجا است که چرا غرابیب سود،«سیاه کامل‌» در آیه از بیض و حمر و رنگ‌های دیگر جدا ذکر شده است.فخر رازی معتقد است که خداوند سیاه را به این سبب جدا ساخته که در رنگ سیاه اختلاف نیست،لذا آن را از بحث مختلفاً ألوانهاجدا ساخته است.78
اما باید توجه داشت که در رنگ سیاه نیز اختلاف وجود دارد.غرابیب جمع غربیب به معنای سیاه است.کلاغ را نیز به خاطر رنگ سیاهش غراب می‌گویند.79 اما هنگامی که واژه سود پس از غرابیب آمده است و بر سیاهی تأکید می‌کند در واقع سیاه مطلق را بیان می‌کند. در این صورت در رنگ سیاه مطلق اختلافی وجود ندارد لذا خداوند متعال آن را مختلفاً الوانهاجدا ساخته است.به نظر یوهانس ایتن:
تنها یک سیاه مطلق و یک سفید مطلق وجود دارد ولی تعداد نامحدودی از خاکستری‌های تیره و روشن بین سفید و سیاه قرار می‌گیرند که طیفی پیوسته را تشکیل می‌دهند.80

 خاتمه
با آنچه در این نوشتار مختصر بیان شد،روشن گردید،که چرا رنگ‌ها و تنوع و اختلافشان از آیات الهی محسوب می‌شوند.اسرار بسیاری در دنیای رنگها نهفته است که اگر در آنها تأمل و تفکر شود،انسان را با علم و حکمت و قدرت الهی آشنا می‌سازد.
به علاوه از رنگ‌ها و دیگر آیات ال هی می‌توان به حرکت توحیدی رسید و به آن حرکت سرعت بخشید.خداوند نور آسمان‌ها و زمین است.و نور الهی منشأ رنگ الهی است.
صبغة اللّه و من احسن من اللّه الصبغة ونحن له عابدون‌؛(بقره،2/ 138) رنگ خدایی (بپذیرید) وچه رنگی از رنگ خدایی بهتر است و ما تنها او را عبادت می‌کنیم.
رنگ خدا، رنگ ایمان و توحید و اسلام است‌. این تعبیر زیبا و لطیف و هنری قرآن کریم است که ایمان و توحید و اسلام را به رنگ خدایی معرفی می‌کند. خداوند متعال در این آیه می‌فرماید: به جای رنگ‌های ظاهری و خرافی که ادیان دیگر برای تطهیر به آنها متوسل می‌شدند با رنگ خدا که همان ایمان حقیقی است خود را تطهیر کنید.81
نگاه عرفانی به رنگ،فراتر از رنگ ظاهری اجسام است که قرآن کریم در آیه مذکور بدان توجه دارد.
در درون خــود بـــیـــفـــزا درد را             تـا بـبـیـنـی ســرخ و ســبـز و زرد را
کـی بـبینـی سـبـز و سـرخ و فـور را              تـا نـبـیـنـی پـیـش ایـن سـه نـور را
لیـک چـون در رنگ کم شد هوش تو             شــد زنـور آن رنـگ‌ها روپـوش تـو
چونکه شب‌ها آن رنگ‌ها مستور بود              پـس بـدیـدی دیـد رنـگ از نور بود
نـیـست دیـد رنـگ بـی نـور بـرون‌                هـمـچـنـیـن رنـگ خـیـال انـدرون
ایـن بـرون از آفـتـاب و از سهاست‌              وان درون از عـکـس انـوار علاست
نـور نـور چـشـم خـود نور دل است             ‌نور چشم از نور دل‌ها حاصل است
بــاز نـورِ نـورِ دل‌، نـور خـداسـت                 ‌کوز نور عقل و حس پاک و جداست82
 مسئله رنگ‌ها در حوزه دین جایگاه بسیار وسیعی دارد.در روایات پیامبر اکرم‌(ص) و ائمه معصومین(ع) رنگها و تأثیرات آنها بسیار به چشم می‌خورد،که ما در این نوشتار به علت محدود بودن بحث به قرآن کریم‌،به آن نپرداختیم،اما این مسئله موضوعی است که برای محققان و دانش پژوهان می‌تواند چشم انداز گسترده‌ای داشته باشد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

نام پنج رنگ در قرآن

نام پنج نوع رنگ در قرآن آمده است:
رنگ زرد در 5 سوره بقره، روم، زمرومرسلات آمده است.
رنگ سبز در6 آیه از سوره های یوسف، یس، رحمان و انسان.
رنگ سفید در آیه 187 سوره بقره و27 سوره فاطر .
رنگ قرمز در آیه 27 سوره فاطر آمده است.
همچنین از یک رنگ معنوی در آیه 138 سوره بقره یاد شده است،که آن رنگ(صبغة الله) الهی یا اخلاص می باشد.
و بهترین رنگ، رنگ خداست رنگ ایمان به خدا و توحید .
رنگ آمیزی خدا است که به ما مسلمانان رنگ فطرت،ایمان و سیرت توحید بخشیده،هیچ رنگی خوشتر از ایمان به خدای یکتا نیست.
وما او را بی هیچ شائبه شرک پرستش می کنیم

 

نظرات ()



سرماخوردگی
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/٢۳

سرماخوردگی بیماری اصلی این فصل است،پس باید راه های مقابله با آن را بدانید.در اینجا سعی داریم تعدادی از این راه ها را که برای فرار از سرماخوردگی کمتر شنیده یا خوانده اید به شما بگوییم. این روزها هوای شهر ما رو به سرما رفته است و دیگر نشانی از روزهای گرم تابستان دیده نمیشود.حتی در ماه مهر هم ما هوای نسبتا معتدلی داشتیم. همیشه سرد شدن هوا با یک بیماری رابطه مستقیم دارد و آن سرما خوردگی است.همیشه و در همه جا ما راههایی برای فرار از این بیماری شنیده یا خوانده ایم.در اینجا ما نیز سعی در گردآوری تعدادی از راه هایی که کمتر دیده شده داشته ایم.امیدواریم شما با خواندن و رعایت این نکات بتوانید از این مبتلا شدن به این بیماری بگریزید. *سعی کنید در این فصل از افرادی که حال ناخوشی دارند و مبتلا به سرماخوردگی هستند دوری نمایید.علائم این بیماری را میتوان در افرادی که مدام عطسه میکنند یا تغییراتی در صدایشان ایجاد شده است دید.اگر همکار شما مبتلا به این بیماری شده است از او درخواست کنید تا محل کارش را ترک و در خانه استراحت کند. * دستان خود را همیشه با صابون و آب گرم بشویید.سعی کنید تمام وسایل خانه که احتمال دارد ویروس در آن ها وجود داشته باشد با اسپری های مخصوص ضدعفونی نمایید.همچنین همیشه از دوستان یا مهمان هایتان خواهش کنید تا دستان خود را به صورت گفته شده بشویند.به یاد داشته باشید یکی از محل های اصلی وجود ویروس،دستگیره های درب است،پس حتما آن ها را ضد عفونی کنید. *سعی کنید غذاهای سالم مصرف کنید.در این فصل رژیم غذایی خود را طوری تغییر دهید که در آن به مقدار لازم پروتئین وجود داشته باشد.این پروتئین را میتوانید از طریق ماهی یا لبنیات یا حبوبات بدست آورید.همچنین تغذیه کردن از میوه های که دارای آنتی اکسیدان فراوان هستند را نیز فراموش نکنید. *یک خواب خوب به مدت هشت ساعت میتواند بسیار به سیستم بدنی شما برای مقابله با بیماری کمک کند.برای داشتن یک خواب خوب حتما سعی کنید تا در دیر وقت غذا نخورید و همچنین از خوردن کافیین زیاد نیز پرهیز نمایید. *ورزش را فراموش نکنید.حتما برای خود یک برنامه ورزشی که حداقل سه بار در طول هفته باشد تعیین کنید.این ورزش باید به نوعی باشد که باعث عرق کردن شما بشود.ورزش باعث میشود در مقابل سرماخوردگی مقاوم شوید و در صورت ابتلا دوره درمان را کاهش میدهد.

نظرات ()



جغرافیای منطقه سیستان و بلوچستان سوزن دوزی
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/٢۳

 

همانطور که قبلا گفته شد دو گونه دوخت در این استان رایج است که با نام «خامه دوزی – بلوچی دوزی مشهور میباشد که انواع نقوش خامه دوزی سیستان شامل حصیر دوزی – تور دوزی – خامه کش- نرگس – بته جغه است [1]» محصولات خامه دوزی بیشتر برای دوخت و تزئین عرقچین – رومیزی – شنل – روتختی و دستمال سفره کاربرد دارد و بلحاظ نوع نقش اندازی تفاوت چندانی با بلوچی دوزی ندارد فقط در خامه دوزی از نخ های ابریشمی یک تا دو رنگ استفاده می کنند و زمینه پارچه در برخی از نقاط خالی از دوخت است این نوع دوخت مانند شماره دوزی میباشد در سیستان و بلوچستان دوخت هر منطقه با مناطق دیگر متفاوت است و در هر جا نام خود را دارد از انواع دوختهای بلوچی دوزی می توان به دوخت « چوطل دوزی – آسان تانکه – بالمدک – کپ وجلت – محسم سندکی – چکن و پرکار لاهاری و پرکار و.. اشاره کرد چوطل دوزی بیشتر در سراوان و گشت رایج است و دوختی بخیه ایی با ظرافت بالا است و در ردیفهای مختلف دوخته میشود که کمترین آن 6 ردیف است و ردیف ها باید جفت و بسته به نظر فرد انتخاب شود در این نوع دوخت نقش های حاشیه ایی هم استفاده می کنند که در این صورت با توجه به حواشی بکار رفته اسم و قیمت آن هم مشخص میشود از دیگر دوختهای بلوچی دوخت ( آسان تانکه و پیت ) است که در سراوان رواج دارد و برای تزئین جامه زنان بکار می رود و شبیه شماره دوزی است همچنین دوخت ( بال مدک ) در روستایی از سروان بنام ناهوک دوخته میشود که دوختی دشوار است و غالبا قیمتی گزاف دارد دوخت ( کپ و جلت ) در منطقه سراوان  دوخته میشود و جذابیت خاصی داشته و از کنار هم قرار گرفتن خطوط موازی که از وسط دو نیم شده بوجود آمده و برای دوخت آن از رنگهای قرمز و قهوه ایی استفاده میشود بطوری که چند خط موازی با یک رنگ و به همان اندازه با رنگ دیگری دوخته میشود خطوط موازی در هر رنگ 3 الی 5 عدد است که اگر ( جلت ) را بصورت 7 و 8 های منظم در آورند به آن ( دوخت کپ و جلت ) می گویند که بیشتر در پائین لباس یا دامن استفاده میشود که حتی برای جذابیت بیشتر به آن آئینه هم اضافه می کنند ( جلت ) در بخش پیش سینه بصورت لوزی دوخته میشود دوخت بلوچی دوزی برای تزئین بسیاری از تولیدات هنری این منطقه کاربرد دارد که اصلی ترین آن تزئین البسه زنان بلوچ است و در کنار آن برای آرایش انواع سجاده – سفره – پرده – کوسن استفاده میشود انواع فرآورده های بلوچی دوزی در قطعات تزئینی جامه زنان – کریشی – محصولات جدید – نوارهای سوزندوزی شده می باشد این نوع دوخت برای البسه زنان با اسامی محلی نامگذاری شده است مانند ( زین ) یا ( زیگ –جیگ ) به معنی پیش سینه است – ( گوامتان ga am tan    ) در زیر پیش سینه تا جلوی دامن قرار می گیرد و بطول 65 سانتی متر است و شکل مستطیل و مثلث را دارد – سر آستین یا (آستینگ –asting ) که همان آستین است که در دو قطعه دوخته میشود – پاچک یا پانچک که آن هم برای تزئین سر آستین میباشد سوزن دوزی کریشی یا قریشی برای تزئین روسری – کناره چادر بکار میرود و نخ مورد استفاده آن از جنس کاموا – ابریشم می باشد که البته با قلاب بافته میشود در کار تهیه سوزن دوزی بلوچ دو نوع کار وجود دارد که بنام ( خرد کار – پرکار ) مشهور است پرکار همان ظریف دوزی است که سخت بوده و زمان زیادی صرف آن میشود و نقوش در آن بسیار ریز و ظریف است اما خرد کار از بخیه های درشتی تشکیل شده و به نسبت ارزان تر است[2] ».

 

 


 

 

 منطقه سیستان وبلوچستان در جنوب شرق ایران قرار دارد و بنا به مساحت موجود یکی از استانهای نسبتاً وسیع ایران است که از شمال به افغانستان از شرق به پاکستان و از جنوب به دریای عمان  محدود است منطقه بلوچستان خاستگاه هنر بلوچی دوزی است که در عصر ساسانی بنام کوسون در دوره هخامنشی ماکا یا مکیا و یونانی ها بنام گدروزیا خوانده میشود و مسلمین به آن مکران می گفتند نام بلوچ در بیشتر آثار محققین با کوچ آمده و ابتدا در سده 4 ه.ق مردمی با این مشخصات را در دشتهای جنوب کرمان که در دامان بشاگرد یافت شدند نام برده اند زبان آنها جزو زبانهای ایرانی است و آغاز مهاجرت آنها به کرمان و نواحی سیستان را از زمان جنگهای هیاطله یا هونهای سفید می دانند این مردم از نژاد آریا هستند که در قرن 4 ه.ق توسط عضدالدوله دیلمی و سلطان مسعود غزنوی مطیع حکومت شده است .

 

شناختی بر سوزن دوزی سیستان و بلوچستان

 

سوزن دوزی از هنرهای سنتی و کاربردی زنان بلوچ است که بلحاظ نوع دوخت و رنگ و نقش با دیگر مناطق ایران متفاوت است و به ان بلوچی دوزی می گویند این هنر جزو هنرهای شاخص این استان است که از زندگی و سنت قوم بلوچ ریشه گرفته و توسط زنان به دختران آموزش داده میشود بهترین نوع سوزن دوزی کار زنانی است که بین 18 تا 30 سال سن دارند و به اشکال متفاوتی برای نصب بر البسه زنان دوخته میشود پیراهن زنان بلوچ با 4 قطعه تزئین میشود که شامل پیش سینه – دو سر آستین – زیر پیش سینه – جیب یا به اصطلاح محلی ( گرمتان ) یا ( پندول ) است همچنین پائین لباس و پاچه شلوار راهم سوزن دوزی می کنند در تمام کارهای دوخت آنها نقش های هندسی و طبیعی استفاده میشود و نقوش غیر هندسی آن برای تزئین پرده – پشتی – سفره – دستمال استفاده میشود که طرح قرینه دارد در منطقه سیستان و بلوچستان دو نوع دوخت بنام خامه دوزی و بلوچی دوزی بکار میرود که خامه دوزی خاص سیستان و بلوچی خاص منطقه بلوچستان است و به این لحاظ بنا به نوع رنگ و شکل تزئین روی پارچه با هم متفاوتند .

 

الف- سابقه بلوچی دوزی

 

 اصیل ترین صنایع دستی ایران است که حاصل خلاقیت و ذوق زنان بلوچ می باشد طرحهای سنتی آن بیانگر ویژگی منطقه های این استان بوده و با اینکه درباره پیشینه این هنر در بلوچستان خبری نیست اما هنری است که سینه به سینه منتقل شده است در کتاب ( اووفاژدوسه اثر ترزا دیلومنت ) تاریخ ورود این نوع دوخت را اینگونه  بیان کرده است « در حدود 100 یا 200 سال پیش از ظهور اسلام قومی که گروهی اسلاو بودند به بلوچستان آمدند و ساکن شدند و احتمال دارد این گروه از جاده ابریشم آمده باشند این منطقه در حال حاضر از خاک پاکستان است که به آنها کافرستان می گفتند کار آنها پرورش کرم ابریشم بود و سوزن دوزی آن را به زنان بلوچ آموختند که شواهد تاریخی نشان میدهد در بلوچستان پرورش کرم ابریشم مرسوم بوده و بعدها منسوخ شده [1]» البته پذیرش این نظریه قابل تامل است زیرا نوع نقش و طرح های بکاررفته در این نوع دوخت دقیقا بر گرفته از نقش سفالینه های تاریخی و باستانی این منطقه بویژه شهر سوخته میباشد و نمیتواند از منطقه دیگری وارد شده باشد برای مطالعه سابقه این دوخت در ایران هیچگونه اطلاعاتی را از جانب مردم محلی نمیتوان دریافت کرد زیرا همگی اعتقاد داردند که این هنری است که از گذشته وجود داشته تا جاییکه فردریک جان گلد اسمیت محقق انگلیسی در سفر نامه خود در توصیف شهر بلوچستان گفته است « چیزی که خیلی ما را تحت تاثیر قرار داد کار سوزندوزی ابریشمی بود که در محلی بنام ( کاشده ) انجام می گرفت و با طرح های زیبا بود[2] » در استفاده ابریشم در منطقه بلوچستان گزارش های مختلفی در تاریخ درج شده مثلا رزم آرا در کتاب جغرافیای نظامی خود به این مسئله اشاره می کند « در قراء چانف , شکم , ایرانشهر , مقداری ابریشم بعمل می آورند و بمصرف گلدوزی و کلاه عرقچین و سرمه دان و... می رسانند[3] »در کتاب صوره الارض نوشته ابن حوقل به مسئله بافندگی پارچه توسط بلوچ اشاره شده و به صراحت گفته است « مردم سراوان اغلب بافنده اند[4] » در نتیجه با توجه به آثار بدست آمده از شهر سوخته در 67 کیلومتری زابل و نقوش بدست آمده نظر دیلمونت درخصوص انتساب هنر دوخت بلوچ به اسلاوها غیر قابل قبول است .

 

 


 

مقدمه

 

     دوخت سنتی – رودوزی محلی و یا سوزن دوزی سنتی ایرانی اسامی است که برای گونه های مختلف دوخت و دوزهای تزئینی روی پارچه بکار میرود که هر کدام بنا به نوع نقش و طرح های خاص منطقه ایی ان واجد ارزشهای خاصی هستند بررسی و مطالعه بر این نوع دست ساخته های هنری به بخشی از فرهنگ و هنر ایرانیان از گذشته تا کنون باز می گردد که هر کدام به دلیل پیشینه های تاریخی و باستانی نوع  نقوش و طرح های آن ارزشمند هستند زیرا تمام نقوش و طرح های بکار رفته در دوختهای سنتی ایرانی حاوی بار فرهنگی و تاریخی است و در هر مقطعی توسط هنرمندان زن از یک منطقه جغرافیایی ایران خلق شده اند و براحتی با استناد به یافته های باستان شناسی مناطق مختلف جغرافیایی می توانند به عنوان اسناد و مدارکی برای اثبات اصالت های نهفته فرهنگی مورد استفاده قرار گیرند وجود نمونه های خاص اینگونه نقوش از هندسی تا انسانی بر بسیاری از محصولات تولیدی صنایع دستی از دوره های گذشته تا کنون بکا ررفته است که به نوعی بخش اعظمی از این نوع نقش ها به دلیل وجود ریشه های تاریخی و فرهنگی آن به ایران منسوب  میشوند و با توجه به گسترش های فرهنگی و تبادلات ان در مقاطع مختلف زمانی برخی از نقشها و طرحهای سنتی ایران توسط همسایگان ایران مورد بهره برداری و تقلید قرار گرفته اند که یکی از این نوع نقوش نقش بته ترمه یا همان بته جغه و یا نقش های گلدانی و گل و مرغ سازی ایرانی است که سابقه چند هزارساله در تاریخ فرهنگ و هنر ایران دارد زیبایی و هماهنگی و ظرافتی که در سوزن دوزی سیستان و بلوچستان بچشم می خورد هنری است که زائیده خلاقیت و هنر زنان هنرمندی است که به عنوان یک صنعت و هنر دیرپا میان زنان و دختران جوان این استان بکار رمی رفته و توجه به نوع کار و دقت و پیچیدگی که در اجرای نقش اندازی ان وجود دارد آن را هنر نور چشمان زنان بلوچ نام گذاری کرده اند استفاده از رنگهای دلپذیر و خاص هر منطقه بهمراه نوع نقشهای هندسی تماما با استناد به تحقیقات و اسناد باستان شناسی این منطقه تاریخی قابلیت تطابق داشته و هنری چند هزارساله است که بنا به جذابیتهای آشکار خود از دیر باز زینت بخش البسه زنان اروپایی بوده است  الگویی یکسان که نه تنها بر دوختهای این منطقه بلکه از سفالینه های دست ساز گرفته تا تزئینات زیور آلات سنتی و قالی و گلیم بلوچ هم به وضوح مشاهده میشود که حاکی از غنای فرهنگی و سنتی آن میباشد نتیجتاً  الزاماً   هدف بر این است تا  ابتدا به منظور آشنایی با هنر سوزن دوزی بلوچ به سئوالات متداول زیر پاسخ داد تا به مطالعه و اشنایی این نوع دوخت دست یابیم   :

 

1-    اهمیت ترویج و نگهداری هنر بلوچی دوزی ایران بلحاظ فرهنگی چیست ؟ آیا نوع نقش و طرح ان است یا ارتباط ریشه ایی بین نقش و طرح سوزن دوزی بلوچ با دیگر دست ساخته های هنری و باستانی این منطقه است که به ان بار فرهنگی و اصالت داده است ؟

 

در این راستا سعی میشود با مطالعه ایی بر نوع نقش و طرح های سوزن دوزی بلوچ تطابق نوع نقش و طرح سوزن دوزی بلوچ را با سفالینه های شهر سوخته و کلپورگان بویژه سفالینه های رنگین و منقوش منطقه سیستان و بلوچستان را بدست اورد تا به فرضیه خود که همان اثبات اصالت فرهنگی و سابقه باستانی این نوع نقوش است دست یابیم .

 

 بگفته جی گلاک در کتاب سیری در صنایع دستی ایران « سوزندوزی یا گلدوزی یا نخ دوزی یکی از روشهای دیرینه آرایش جامه است ولی بعنوان شیوه ایی در پارچه بافی استحکامی ندارد و در غرب ایران قطعاتی از منسوجات سوزندوزی با نقوش پیچیده که تاریخ ساخت آن به شش هزار سال پیش از م میرسد پیدا شده است [1]» بنا به این سخن  بنظر میرسد این هنر سابقه بسیار طولانی در ایران  دارد که تا قبل از ورود آریایی ها هم برای زینت البسه بکار میرفته است بیشترین اسناد و مدارک باقیمانده از گذشته وجود کتیبه ها و نقش برجسته و همچنین نقاشی های دیواری رنگینی است که در بیشتر مناطق باستانی و تاریخی ایران قبل از اسلام بدست امده و همچنین دست نوشته های مورخان یونانی که از ایران دیدن کرده اند می تواند به شناسایی و معرفی وجود هنر سوزن دوزی ایران یاری کند مثلاً « قدیمی ترین سند سابقه رودوزی ایران مربوط به سالهای 550 تا 330 ق.م است و بسیاری از کارشناسان با بررسی بقایای تخت جمشید و کاوشهای شوش لباس درباریان و محافظین را که بر سنگ نگاره ها بطور برجسته مشخص گردیده سوزندوزی دانسته اند علاوه بران تعداد زیادی مجسمه سنگی با نقش انسان هایی با لباس فاخر و تزئین شده نشان می دهد که تا حدی موید وجود نوعی رودوزی ایران عصر هخامنشی است [2]» علاقمندی ایرانیان به البسه های مزین به زیور الات و دوختهای ظریف و زیبا تا دوره های بعدی تاریخی هم ادامه یافت تا جاییکه « در دوره سلوکی و اشکانی از سالهای 312 تا 226 ق.م سوزندوزی ایران رایج بود و دلیل آن را کشف مقداری رودوزی مربوط به قرن 3 ق.م جنوب روسیه می دانند زیرا در این آثار نخ زرینی که به ظرافت تابیده و به پارچه پشمی دوخته شده و تصویر برگهای مو و پیچک را بوجود اورده است دیده میشود[3] » تبادل تجاری البسه و پارچه های سوزندوزی در ایران همواره از علایق شاهان ایرانی بوده است تا جاییکه «در 1500 سال ق.م یکی از دودمانهای چین بنابر سنت برای سر مهر آوردن همسایه خود ایران نمایندگان را با قطعات پارچه زربافت و زردوزی به دربار اشکانی می فرستاد که نشانه علاقمندی ایرانیان و رواج این هنر بوده است[4] » از دیگر نمونه دوختها و تزئینات سنتی پارچه در ایران هنر ملیله دوزی است بنحوی که بگفته علی سامی « در ناحیه لولان در منتهی الیه شرق ایران تکه های ملیله دوزی و قلابدوزی بدست آمده که احتمالاً متعلق به دوره اشکانی است [5]»لولان احتمالاً ناحیه لولکلان در استان سیستان و بلوچستان است همچنین فلوروس شاعر و مورخ رومی اشاره دارد « اشکانیان در جنگ از درفش های سوزندوزی شده استفاده میکردند و در سال 53 ق.م سپاهیان خسته روم در واپسین نبرد خود با ایرانیان هنگامی که از نبرد دست کشیدند که ایرانیان درفش های خود را که از پارچه زربفت با رنگهای درخشان و نقوش برجسته دوخته شده بود گشودند[6] » از نمونه سوزن دوزی های دوره ساسانی نمونه هایی مشاهده شده  اما بگفته مورخان « تئوفیلاکت مورخ قرن 7 م ضمن توصیف جامه هرمز چهارم ساسانی نوشته شاهنشاه شلواری زربفت می پوشید که ان را با دست گلابتون دوزی کرده بودند و بهایی گزاف داشت [7]» از دیگر دست بافته ها و دوختهای سنتی دوره ساسانی را از حفاری های آسیای مرکزی بدست آمده که طی کاوش های اورل اشتاین گلیم وگلدوزی های فاخری است که در آن هنر ساسانی دیده میشود « در قرن های بعدی سوزندوزی بیزانس همسایه ایران تقلیدی از فرآورده های ایران بود[8] » در بعد از ورود اسلام به ایران خصوصاً دوره سلجوقی آثار و کتب ادبی یافت شد که در آن از هنر گلدوزی و قلابدوزی نام برده اند در دوره مغولان خصوصا تیموری ابعاد تاثیر هنر چین گسترش یافت و تیمور آن را تداوم بخشید و با بکار گیری سوزندوزان دربار نقوش از سمرقند موجب بسط آن شد و حتی عده ایی از محققین سوزندوزی را از این دوره می دانند در کتاب سیری در صنایع دستی ایران بانو دکتر فیلیس اکرمن با مطالعه نگارگری این عصر هنر سوزندوزی عصر تیموری را بخوبی توصیف کرده است تا جائیکه نشان می دهد «هنر قلابدوزی روی چادر و پرچم ها ی دوره تیموری ارزش بسیاری داشته و به ان توجه ویژه ایی داشتند از نمونه گلدوزی های سنتی دوره صفوی در موزه ویکتوریا آلبرت لندن نگهداری میشود که نفیس ترین آن قطعه رودوزی قرن 11 ه.ق با اشکال انسانی – حیوانی و گیاهی با رنگهای مختلف بر زمینه سیاه است که بیشتر بر ای شلوار زنان استفاده میشد[9]» یکی از زیبا ترین نمونه دوخت سنتی ایران در موزه فنون و صنایع شهر بوداپست نگهداری میشود که مربوط به قرن 11 دوره صفویه است که منظره مجلس بزم را نشان میدهد که در آن 40 نفر شرکت داشته و امیری در صدر مجلس نشسته و حواشی آن فرشتگان بالدار را قلابدوزی کرده اند « اهمیت این حرفه در دوره صفویه بقدری بالا بود که بعنوان صاحب حرفه و شغل شهرت داشت تا جاییکه انواع حرفه های دوخت مانند جماعت : گلابتون دوز – لندره دوز – نقش دوز – ده یک دوز – پولک دوز و... دیده میشد[10] » حتی در سفرنامه های اصفهان یکی از خیابانهای شهر اصفهان بنام ( مطرزکاران ) یعنی قلابدوزان معروف بوده است در دوره افشارو زندیه هنر دوره صفوی ادامه داشت و بقول «ویلیام فرانکلین از سیاحان زندیه هنر ملیله دوزی در شیراز رواج خوبی داشته است[11] »در دوره قاجار در مناطق مختلف ایران هنر دوخت سنتی رایج بوده بشکلی که هنرهای قلابدوزی رشت – پته دوزی کرمان و گلابتون دوزی از شهرت بسزایی برخوردار بود « ساموئل گرین ولز بنجامین سفیر آمریکایی در ایران عصر قجر می نویسد : از انصاف دور است که اشاره به گلدوزی با شکوهی که از سیم و طلا و نقره است نکنیم این گلدوزی با بهترین های فرنگ رقابت می کند و آن را بر مخمل سیاه و قرمز و ابریشم آبی یا قرمز میساختند[12] ».

نظرات ()



انواع سوزندوزی سنتی سیستان و بلوچستان
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/٢۳

همانطور که قبلا گفته شد دو گونه دوخت در این استان رایج است که با نام «خامه دوزی – بلوچی دوزی مشهور میباشد که انواع نقوش خامه دوزی سیستان شامل حصیر دوزی – تور دوزی – خامه کش- نرگس – بته جغه است [1]» محصولات خامه دوزی بیشتر برای دوخت و تزئین عرقچین – رومیزی – شنل – روتختی و دستمال سفره کاربرد دارد و بلحاظ نوع نقش اندازی تفاوت چندانی با بلوچی دوزی ندارد فقط در خامه دوزی از نخ های ابریشمی یک تا دو رنگ استفاده می کنند و زمینه پارچه در برخی از نقاط خالی از دوخت است این نوع دوخت مانند شماره دوزی میباشد در سیستان و بلوچستان دوخت هر منطقه با مناطق دیگر متفاوت است و در هر جا نام خود را دارد از انواع دوختهای بلوچی دوزی می توان به دوخت « چوطل دوزی – آسان تانکه – بالمدک – کپ وجلت – محسم سندکی – چکن و پرکار لاهاری و پرکار و.. اشاره کرد چوطل دوزی بیشتر در سراوان و گشت رایج است و دوختی بخیه ایی با ظرافت بالا است و در ردیفهای مختلف دوخته میشود که کمترین آن 6 ردیف است و ردیف ها باید جفت و بسته به نظر فرد انتخاب شود در این نوع دوخت نقش های حاشیه ایی هم استفاده می کنند که در این صورت با توجه به حواشی بکار رفته اسم و قیمت آن هم مشخص میشود از دیگر دوختهای بلوچی دوخت ( آسان تانکه و پیت ) است که در سراوان رواج دارد و برای تزئین جامه زنان بکار می رود و شبیه شماره دوزی است همچنین دوخت ( بال مدک ) در روستایی از سروان بنام ناهوک دوخته میشود که دوختی دشوار است و غالبا قیمتی گزاف دارد دوخت ( کپ و جلت ) در منطقه سراوان  دوخته میشود و جذابیت خاصی داشته و از کنار هم قرار گرفتن خطوط موازی که از وسط دو نیم شده بوجود آمده و برای دوخت آن از رنگهای قرمز و قهوه ایی استفاده میشود بطوری که چند خط موازی با یک رنگ و به همان اندازه با رنگ دیگری دوخته میشود خطوط موازی در هر رنگ 3 الی 5 عدد است که اگر ( جلت ) را بصورت 7 و 8 های منظم در آورند به آن ( دوخت کپ و جلت ) می گویند که بیشتر در پائین لباس یا دامن استفاده میشود که حتی برای جذابیت بیشتر به آن آئینه هم اضافه می کنند ( جلت ) در بخش پیش سینه بصورت لوزی دوخته میشود دوخت بلوچی دوزی برای تزئین بسیاری از تولیدات هنری این منطقه کاربرد دارد که اصلی ترین آن تزئین البسه زنان بلوچ است و در کنار آن برای آرایش انواع سجاده – سفره – پرده – کوسن استفاده میشود انواع فرآورده های بلوچی دوزی در قطعات تزئینی جامه زنان – کریشی – محصولات جدید – نوارهای سوزندوزی شده می باشد این نوع دوخت برای البسه زنان با اسامی محلی نامگذاری شده است مانند ( زین ) یا ( زیگ –جیگ ) به معنی پیش سینه است – ( گوامتان ga am tan    ) در زیر پیش سینه تا جلوی دامن قرار می گیرد و بطول 65 سانتی متر است و شکل مستطیل و مثلث را دارد – سر آستین یا (آستینگ –asting ) که همان آستین است که در دو قطعه دوخته میشود – پاچک یا پانچک که آن هم برای تزئین سر آستین میباشد سوزن دوزی کریشی یا قریشی برای تزئین روسری – کناره چادر بکار میرود و نخ مورد استفاده آن از جنس کاموا – ابریشم می باشد که البته با قلاب بافته میشود در کار تهیه سوزن دوزی بلوچ دو نوع کار وجود دارد که بنام ( خرد کار – پرکار ) مشهور است پرکار همان ظریف دوزی است که سخت بوده و زمان زیادی صرف آن میشود و نقوش در آن بسیار ریز و ظریف است اما خرد کار از بخیه های درشتی تشکیل شده و به نسبت ارزان تر است[2] ».

نظرات ()



موسیقی مقامی سیستان و بلوچستان
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/٢۳

موسیقی در بلوچستان بخش جدایی ناپذیر زندگی مردم بلوچ است . از تولد تا مرگ، از اندوه تا شادی و درمان بیماری های جسمی و روانی و ...
نفوذ و تاثیر متقابل فرهنگ های بلوچی و هندی باعث شده است که طی چند قرن اخیر موسیقی بلوچی ازتاثیرات موسیقی هندی دور نماند . علت این تاثیر پذیری را شاید بتوان در انزوا و دور افتادگی بلوچستان، فقدان راه های ارتباطی و نیز عدم توجه دولت مرکزی به این منطقه و مجاورت آن با پاکستان جست و جو کرد . طی سالیان دراز بلوچستان بیش از آنکه زیر نفوذ فرهنگی ایران قرار داشته باشد، با جلوه های مادی و معنوی فرهنگ هند مواجه بوده است.
همچنین با توجه به کوچ های مداوم قوم بلوچ و اسکان در مناطق بغایت متفاوت در طول تاریخ، موسیقی بلوچی از تاثیرات فرهنگی مناطق مختلف دور نمانده است . با وجود این، مردم بلوچ توانسته اند بخش مهمی از فر هنگ اصیل و پویای خود را کماکان حفظ کنند.
موسیقی بلوچی در انواع مختلف وجود دارد که هر کدام به بخشی از زندگی بلوچ مربوط می شود:
-1 سپت(صفت)
به معنی ستایش و تمجید است . آهنگی است که از بدو تولد نوزاد به مدت 14 شبانه روز توسط زنان و به شکل گروهی خوانده می شود . هدف آن سرگرم کردن زائو است . در اجرای سپت مهارت در خواندن ملاک اصلی نیست . در متن اشعار از خدا و رسول و بزرگان دین ستایش شده، سلامتی نوزاد و زائو آرزو می شود.
-2 وزبت
« سپت » این آهنگ نیز مربوط به پس از زایمان است که باز توسط زن ها و به شکل گروهی خوانده می شود . در وزبت بر خلاف مهارت در خواندن لازم است.
-3 شَپتاگی
آهنگ شپتاگی نیز به بعد از زایمان زائو مربوط است و توسط بستگان زائو خوانده می شود . این مراسم بسته به استطاعت خانواده از 6 تا 14 شب و گاه تا 40 شب برگزار می شود.
در هیچ کدام از این مراسم سازی شرکت ندارد . اما گاه از دهل یا دایره استفاده می شود .آوا شپتاگی معمولا به شکل دسته جمعی و میان دو گروه از خوانندگان متناوباً تعویض می شود.
-4 لارو شَشِگانی
لارو از جمله ترانه هایی است که به مراسم عروسی مربوط است، اما لارو ششگانی به شب ششم تولد نوزاد مربوط است که مراسم نامگذاری و ختنه سوران نوزاد نیز در همین شب انجام می گیرد.
-5 لیلو
لیلو همان لالایی است که آهنگی کشیده و ملایم دارد. متن لیلو برای دختر یا پسر متفاوت است.
-6 سوت (صوت)
صوت عبارت از آهنگ های شادی است که با آواز خوانده می شوند .محتوای آهنگ های صورت شامل مسا یل عاشقانه و زیبایی های طبیعت است . صوت معمولا با همراهی تعدادی ساز اجرا می شود .ترانه های صوت بسیار متنوع است . شاید بتوان گفت که در صوت متن بیش از موسیقی اهمیت دارد. آهنگ های صوت اغلب ریتمیک است.
یعنی خوا ننده اشعار حماسی و تاریخی حقیرتر محسوب می شود . « پهلوان » می گویند که نسبت به « صوتی » ، به خواننده صوت در مجالس عروسی و ختنه سوران و نامزدی و ... شرکت می کند و این مراسم معمولا با رقص و پایکوبی همراه است. « صوتی »
-7 نازینک
نازینک به ترانه های 6 شب اول مراسم عروسی اطلاق می شود .متن اشعار نازینک برای عروس و داماد مت فاوت است .نازینک از به معنی ستایش کردن مشتق شده است. Nazenag کلمه نازینگ
-8 لارو
لارو به آخرین روز مراسم عروسی مربوط است، روز هفتم که داماد را برای استحمام می برند . این آهنگ هم چنین در روز ششم زایمان نیز اجرا می شود که به آن لارو ششگانی گویند.
-9 هالو
هالو نیز هنگام استحمام داماد خوانده می شود . این موسیقی فقط به مراسم عروسی مربوط است و در هیچ زمان دیگری اجرا نمی شود .به غیر از آهنگ هایی که به مراسم مختلف عروسی، ختنه سوری، زایمان و ... مربوط است، در بلوچستان با انواع دیگری از موسیقی نیز مواجه می شویم که عبارتند از:
-10 شَئر
شعر، شئر آوازی است که متن آن را داستان های حماسی، عشقی، وقایع تاریخی، رویدادهای اجتماعی، پند و اندرز و ... تشکیل می دهد و در واقع نوعی داستانسرایی همراه با موسیقی است . شائر به کسی اطلاق می شودکه شئر را با ساز و آواز اجرا کند و نه به کسی که شع ر را می سراید . در بلوچستان به سراینده شعر شَرء پِر بندوک گفته می شود . شائری که به درجه کمال برسد، به معنی شجاع و دلاور و تواناست و « پهلو » . است « وان » و « پهلو » ترکیبی از دو کلمه « پهلوان » . می گویند « پهلوان » آن به معنی خواننده است (وانگ در زبان بلو چی به معنی خواندن است ).بنابراین،پهلوان یعنی خواننده یا ارائه دهنده شجاعت « وان »
ها و دلاوری ها.
در بلوچستان را شاید بشود با عاشق های آذربایجان، بخشی های ترکمن صحرا و شمال خراسان « پهلوان » جایگاه و کارکرد مقایسه کرد . پهلوان های بلوچ در گذشته نه تنها راوی واقعیات تا ریخی، حماسی و عشقی بوده اند، بلکه گاه در خود رویدادها نیز تاثیر می گذاشتند . شئر معمولا در مجالس بزرگ یا محافل خوانین و گاه در عروسی ها ارائه می شود . سازهای همراهی کننده شئر سرود و تمبورک است. پهلوان خود تمبورک می نوازد. حضور هر ساز دیگری در این موسیقی، از اصالت به دور است.
شئر در سه شکل اجرائی مختلف اجرا می شود:
حالت اول دپگال است . در این شکل، خواننده با زبان محاوره به بیان داستان می پردازد . در این مرحله پهلوان دیگر تمبورک نمی نوازد، اما گفتار او توسط همکارانش، به آرامی همراهی می شود.
حالت دوم سازینک نام دارد که موسیقی ریتمیک است. پهلوان تمبورک را به صدا در می آورد و هم می نوازد و هم می خواند.
حالت یا شکل سوم الحان نام دارد و آن زمانی است که پهلوان مضامین اندوهگین را می خواند . در این شکل، آواز توام با صداهای کشیده و موسیقی دارای متر آزاد است . در اجرای شئر دو تمبورک (که یکی را پهلوان می نوازد ) و یک سرود (قیچک)شرکت دارند.
-11 زهیروک
قیچک) و امروزه گاه با ) « سرود » زهیروک موسیقی بیان غم ها، هجران ها و غریبی هاست . زهیروک در قدیم همیشه با نواخته می شود . زهیروک متر آزاد دارد و دارای انواع و اقسام مختلف اس ت. زهیروک هم با ساز، هم با آواز و هم تواما « بینجو » اجرا می شود. اجرای زهیروک با نَل (نِی) نیز رایج است.
زهیروک بدواً فقط توسط زنان و حین کار روزانه خوانده می شد که این نحوه امروزه متداول نیست . امروزه اغلب زهیروک توسط خوانندگان مرد و به همراهی سرود، نل یا بینجو اجرا می شود.
-12 لیکو
لیکو به آهنگ هایی گفته می شود که درمناطق سرحدی مانند زاهدان، خاش، میرجاوه و سیستان خوانده می شود .لیکو مترادف زهیروک است، اما از نرمش و ملایمت بیش تری برخوردار است. لیکو نیز دارای متر آزاد است.
اصولا برخی از خصایص متفاوت ملودی در سرحد زمی ن نسبت به سایر نقاط بلوچستان موجب شده است که موسیقی این منطقه متمایز شود.
-13 کردی
مضمون اشعار کردی نیز مانند زهیروک و لیکو مبین تالمات ناشی از هجران و فراق است . این آواز بیش تر در ا یرانشهر و بمپور رایج است . عنوان این آهنگ احتمالا تعلق آن را به شاخه ای از اکراد بلوچستان مشخص می کند که بیشتر در اطراف کوه تفتان سکونت دارند. آواز کردی نیز دارای متر آزاد است.
-14 موتک
موتک یا مودگ مخصوص مرثیه و مراسم عزاداری و ترحیم است و در حقیقت نوعی ع زاداری است . موتک همان مویه فارسی است. این آواز توسط زنان و به شکل گروهی و بدون همراهی ساز اجرا می شده است . این نحوه اجرا امروزه کم تر مشاهده می شود. از میان سازها تنها سرود (قیچک) است که قادر است با نوای محزون خود آن را اجرا کند. موتک نیز دارای متر آزاد است.
-15 اَمبا
امبا ویژه ماهیگیران است و به شکل گروهی خوانده می شود و متن آن در بر گیرنده مراحل مختلف صید است . اجرای امبا به شکل سوال و جواب میان تکخوان (ناخدا) و گروه صیادان است.
موسیقی درمانی در بلوچستان شامل مراسم گوات، دمال و مالد (پیرپتر) است.
-16 گوات
معنی تحت الفظی گوات، باد یا هوا است . گواتی به بیماری گفته می شود که گوات درجسم او حلول کرده، تعادل روحی، روانی و جسمی او را بر هم زده است.
بیماری گوات در بلوچستان نوعی بیماری روانی است که پیش تر در زنان بروز می کند . مردم بلوچ به وجود ارواح مرموز و پلیدی معتقدند که در جسم افراد حلول کرده، امراض مختلف را موجب می شوند.
اعتقاد به وجود امراض مرموز و پلید، نه تنها در بلوچستان، که در کل مناطق ساحلی جنوب کشور وجود دارد و از تنوع فراوانی نیز برخوردار است . هر یک از گوات ها یا ارواح مرموز به علت چگونگی تاثیرشان بر شخ ص، تحت عناوین به خصوصی گروه بندی می شوند .تمایز آنها نه فقط تحت عناوین به خصوص، که بر اساس مذکر یا مونث بودنشان، کافر یا مسلمان بودن و ... نیز مشخص می شود.تنها موسیقی است که قادر است ارواح مرموز و پلید را از وجود بیمار طرد کند.
رقص و تحرکات یکنواخت بدن در مراسم گوات بخش جدایی ناپذیر این مراسم است . تکرار مداوم یک فیگور یا موتیف در موسیقی موجب تحرکات یکنواخت جسمانی می شود که بیمار را در جهت محدودیت خود آگاهی سوق می دهد و محدودیت خودآگاهی می تواند تا حدود خلسه به اوج خود برسد و در نهایت، فرد را به مرحله ناخودآگاه سوق دهد.
این مراسم توسط گواتیء مات یا مادر گوات رهبری می شود .از آنجا که بیماری گوات بیش تر به زنان معطوف است، رهبری گوات نیز به عهده زن است . وظیفه گواتیء مات تشخیص وجود گوات در بیمار و تعیین درجه حدت یا بهبودی گوات طی مراحل مختلف است.
مخصوصی اجرا می شود . مقام های گواتی، مختلف است و هر کدام برای مرحله خاصی از نظر « مقام گواتی » ، برای هر گوات شدت و ضعف بیماری است . واکنش بیمار در مقابل هر یک از این مقام هاست ک باعث تکرار مداوم آن آهنگ در طول مراسم می شود.
متن آوازهای گوات در درجه اول حاوی مدح لعل شهباز قلن در و شیخ عبدالقادر گیلانی است . این مراسم از سه تا هفت شب و هر شب از یک تا چهار ساعت بسته به نوع بیماری می تواند ادامه یابد.
اگر بیمار در پایان مرحله نهایی بهبود نیافت، مرگ او حتمی است...
-17 دمال
دمال نیز در مردان بلوچ همان جنبه اعتقادی حلول ارواح مرموز و پلید را در جسم دارد که گوات در زنان بلوچ داست . رهبر دمال را خلیفه گویند.این مراسم نیز با موسیقی و تحرکات شدید جسمانی و دعا ونیایش همراه است.
در گوات و دمال تقریب از کلیه سازهای بلوچی به خصوص سرود، تمبورک و دهلک استفاده می شود.
-18 مالِد
را می توان از جهاتی شبیه مراسم خانقاه قادریه کردستان دانست . این مراسم بیشتر در Pir e pattar مراسم مالد یا پیر پتر مناطق ساحلی بلوچستان رایج است . در این مراسم تنها از سما (دف) استفاده می شود . گاه عنوان سما به کل مراسم مالد نیز
اتلاق می شود . تحرکات جسمانی و انجام اعمال خارق ا لعاده در این مراسم همانند مراسم خانقاه قادریه در کردستان است . به کسانی که دست به اعماق خارق العاده می زنند، مستان می گویند . از مراسم مالد نیز گاه برای درمان بیماری های روانی استفاده می شود.
رقص
در بلوچستان رقص های متفاوتی از قبیل دوچاپی، سه چاپی، لُتکی، کوپگو و ... وجود دارد.
موسیقی این رقص ها بخش مهمی از مراسم عروسی را در بر می گیرد . به غیر از رقص های ذکر شده، در بلوچستان با مراسمی مواجه می شویم که لیوا نام دارد که بیشتر در مناطق ساحلی بلوچستان رایج است . لیوا بیشتر به یکنوع رقص دسته جمعی سواحل افریقا شباه ت دارد تا به مراسم و رقص های بلوچی . این مراسم به جشن ها و مراسم اشد مربوط است و توسط سورنا، دهل لیوا و یک دهل کوچک تر دیگر، اجرا می شود . از دهل لیوا تنها در این مراسم استفاده می شود . آهنگ های لیوا متنوع و متفاوت است. مراسم لیوا ابتدا با ریتمی ملایم شروع می شود و موسیقی سیستان و بلوچستان، یادگاری از ادوار مختلف تاریخی است که فرهنگ و تمدن ایران باستان را در این گوشه از سرزمین، تداعی می کند. طنین موسیقی سنتی و مذهبی سیستان و بلوچستان از شمال گرفته تا جنوب، یادآور خاطره های خوش و تلخی است که برگرفته از احساسات پاک و دلنشین مردم غیور و مرزدار کشورمان در این منطقه از ایران است.

موسیقی سیستان و بلوچستان، یادگاری از ادوار مختلف تاریخی است که فرهنگ و تمدن ایران باستان را در این گوشه از سرزمین، تداعی می کند. طنین موسیقی سنتی و مذهبی سیستان و بلوچستان از شمال گرفته تا جنوب، یادآور خاطره های خوش و تلخی است که برگرفته از احساسات پاک و دلنشین مردم غیور و مرزدار کشورمان در این منطقه از ایران است.
موسیقی مقامی بلوچستان در میان تمام موسیقی هایی که در نواحی مختلف ایران وجود دارند از ماهیت و کیفیت ویژه ای برخوردار است. تنوع ملودیک و ریتمیک آثار و نوازندگان صاحب نام و وجود سازهای با بافت و ساخت متفاوت با سازهای دیگر مناطق ایران جلوه ای خاص به موسیقی این خطه از کشورمان داده است.
موسیقی بلوچستان به علت همجوار بودن با کشور پاکستان تحت نفوذ و تاثیر متقابل فرهنگ های بلوچی و هنری قرار گرفته و باعث شده که طی چند قرن اخیر از تاثیرات موسیقی هنری دور نماند و در اجرای ترانه ها و نواهای موسیقی محلی مان نوازندگان بلو£ با ادوات موسیقی خود تاثیرات این اختلاط هنری را عینا به گوش ما برسانند.
مقام های موسیقی در بلوچستان شامل:
۱) مقام سرگوری که صدای بم دارد
۲) مقام زیر کنکی که صدای زیر دارد
۳) مقام رباب رباب که به وسیله ای به نام رباب نواخته می شود.
موسیقی در بلوچستان انواع مختلفی دارد: نعت و غزل که همان موسیقی عرفانی بلوچستان است و سازهای به کار رفته در این موسیقی، رباب و تنبورک می باشد. صوت و نازیک، با ترانه و آواز همراه است. آهنگ های صوت متنوع نیست و یکنواختی آشکاری در آن مشاهده می شود اما ترانه های صوت کاملا متفاوت می باشد. در آهنگ های نازیک تنوع زیادی دیده می شود که در مراسم عروسی نواخته می شود. موسیقی حماسی و پهلوانی، وقایع تاریخی و حماسی بلوچستان را بیان می کند و در مجالس بزرگان توسط پهلوانان و همراهانش اجرا می شود. موسیقی درمانی که به این موسیقی به اصطلاح گواتی می گویند که برای درمان بیماری های روحی به کار می رود. موسیقی سپت، این نوع موسیقی توسط زیورآلات زنان نواخته می شود.
هر چند تلفیق موسیقی بلوچستان با مراسم و سنن قومی باعث شده که تا این حدحفظ شود اما با پهنای گسترده ای که دارد تقسیمات فراوان و نام ها و واژه های بسیاری پدید آورده و همانند موسیقی سایر اقوام ایرانی نشانه های زیادی از فرهنگ اصیل ایرانی و باورهای اسلامی دارد.
ترانه های عامیانه بلوچستان در مراسمات و اعیاد، جایگاه ویژه ای دارد که در مراسمات عروسی و ختنه سوران و بویژه اعیاد خوانده می شود.
۱) سپت (صفت) به معنای پرستش و تمجید آهنگی که هنگام تولد نوزاد به مدت۱۴ روز زنان آن منطقه به صورت دسته جمعی این ترانه را می خوانند. موضوع متن این اشعار، خدا، رسول و بزرگان دین می باشد.
۲) وربت پس از زایمان به صورت گروهی توسط زنان خوانده می شود.
۳) شپتاکی اجرای این ترانه پس از وضع حمل توسط بستگان خوانده می شود، معمولا دسته جمعی و میان دو گروه از خوانندگان متناوبا به صورت سوال و جواب تعویض می گردد.
۴) لار و ششگانی در شب ششم تولد نوزاد خوانده می شود.
۵) لیلو در حقیقت همان لالایی است با آهنگی کشیده و ملایم
۶) سوت (صوت) آهنگ های شاد همراه با ترانه هایی در مورد زیبایی های طبیعت می باشد.
۷) نازیک به معنی ستایش است برای شش شب مراسم عروسی اجرا می شود.
۸) لارو و هالو در آخرین روز مراسم عروسی اجرا می گردد
۹) شعر آوازی است که متن آن داستان های حماسی، عشقی، وقایع تاریخی، رویدادهای اجتماعی و پند و اندرز است و در واقع نوعی داستان سرایی همراه با اجرای موسیقی است.
۱۰) زهیرک در قدیم در هنگام کار روزانه توسط زنان خوانده می شده است.
۱۱) موتک یا مودک ویژه مرثیه و مراسم عزاداری وترحیم است
۱۲) امبا ویژه ماهیگیران است و به شکل گروهی خوانده می شود
۱۳) گواتی، گواتی نوعی بیماری روحی است بیشتر در زنان مشاهده می شود که با اجرای ترانه گواتی این بیماری از بین می رود.
۱۴) دمال
۱۵) مالد یا پیرپتر از دیگر ترانه هاست.
همچنین در موسیقی بلوچستان سازهای منحصر به فردی استفاده می شود از جمله آلات زهی؛ این ساز اساسا سازی محلی است و در نواحی خراسان وسیستان و بلوچستان نواخته می شود. آلات ضربی؛ دهل و دایره از سازهای ضربی هستند. قیچک؛ یکه تاز میدان بلوچی است. این ساز شبیه به کمانچه بوده با این تفاوت که کاسه ای به بزرگی کاسه تار و دسته ای کوتاه دارد. رباب؛ این سازدرنوع موسیقی عرفانی از ابزار اصلی به شمار می رود و نواختن این ساز در مراسم مولودی و موسیقی عرفانی در منطقه بلوچستان مخصوصا در منطقه پیرآباد قدمتی۷۰۰ ساله دارد. تنبورک؛ این ساز شباهت زیادی به سه تار دارد. در نوع موسیقی حماسی، تنبورک نواز را پهلوان و در موسیقی عرفانی و صوت، تنبورک نواز به تنبورکی مشهور است. سرنا؛ مخصوص مراسمات عروسی است. دهل بزرگ؛ همراه با سرنا بوده و بدنه آن چوبی است. تیمبوک دهلک دهل مگرمان دهل بزرگ لیوا سیمرغ بنجو دونلی (ساز محلی بمپور) طشت وکوزه و دوکر از دیگر سازهای بلوچستان است.
همچنین موسیقی سیستان بر گرفته از حکمت معنوی ومولود فرهنگ اصیل این دیار و دارای قدمتی کهن است. در موسیقی سازی انواع سازهای محلی از جمله قیچک نی دایره سرنا و ساز و دهل استفاده می گردد که توسط هنرمندان بومی در خور منطقه ساخته می شد و در کنار موسیقی آوازی و مقامی که بر گرفته از احساسات مردم است و ردیف ها و آوازها به صورت دوبیتی ها رباعی ها و لالایی ها به مناسبت های مختلف اجرا می گردد.
آیین ها و مراسمات بسیاری در بین مردم سیستان رواج دارد، از جمله مراسم حشر که آیین کهن لایروبی بستر رودخانه هیرمند است و در حال حاضر نیز این عمل در سیستان انجام می گیرد. در این مراسم هیچ سازی شرکت ندارد به جزصدای افرادی که در حین انجام کار ترانه هایی را با خود زمزمه می کنند. مراسم جشن گندم؛ برگزاری جشن به مناسبت برداشت گندم و شکرگزاری برگزار می شود. آیین های مذهبی؛ اعیاد و مراسم سحرخوانی و رمضان و مراسم عزاداری در ماه محرم. آیین های ملی؛ جشن عید نوروز و سیزده به در که مردم به زیارت کوه خواجه می روند.
موسیقی مذهبی در سیستان شامل سحر خوانی به همراه ساز کوبی آوازهای نیمه رمضان اجرا می شود.

نظرات ()



صنایع دستی سیستان و بلوچستان
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/٢۳

مردم سیستان و بلوچستان به دو دسته ساکن و عشایر که ایلات بلوچ را تشکیل می دهند و غیر ساکن هستند، تقسیم می شوند. اصولاً منبع اصلی درآمد برای بلوچ های ساکن، کشاورزی و برای بلوچ های متحرک، دام پروری است که متأسفانه در سالهای اخیر به علت خشکی فراوان، کشاورزی و دامپروری تا حد بسیار زیادی افت کرده است. در نتیجه عوامل مذکور، مردم استان سیستان و بلوچستان، به ناچار به فعالیت های غیر کشاورزی روی آورده اند و سعی کرده اند با توسل به فرآورده های مذکور، زندگی خود را سرو سامان بخشند، بجز ترانه ها و نغمه ها، صنایع دستی نیز بیانگر چهره ای از زندگی مردمان بلوچ است که در رنگها و نقش های سوزندوزی بلوچ یا گلیم و قالی مفهوم می یابند.
جالب اینجاست که فعالیت های صنایع دستی به طور سنتی در استان مذکور توسط زنان انجام می شود زیرا زنان بلوچ به علت زندگی بسیار محقرانه خود چندان فعالیت خانه داری ندارند. به واسطه سنت ها و عقاید مردان، در خارج از خانه هم نمی توانند کار کنند، در نتیجه هر زن و دختر بلونچ از هفت سالگی و به بهانه تزئین لباس خود، سوزندوزی بلوچ را می آموزد و بدین ترتیب به معاش خانوانده کمک می کند، سفالسازی، قالی و گلیم بافی و حتی نمد مالی که کاری سخت و مردانه است، توسط زنان سیستان و بلوچستان انجام می شود.
مهمترین رشته های صنایع دستی رایج در استان عبارتست از
قالی بافی، گلیم بافی، سفالگری، حصیر بافی، پرده بافی، چادر بافی، نمدمالی، خراطی و سوزندوزی بلوچ، سکه دوزی و آیینه دوزی، پریوار دوزی، توردوزی، خامه دوزی و سیاه دوزی.
قالی بافی
شروع قالیبافی در سیستان به دو هزارسال پیش برمی گردد که اقوام سکایی در دشت زرخیز سیستان ساکن شده و به کشاورزی پرداختند و بافندگی خود را همچنان حفظ کردند. قوم مذکور در قرن پنجم ق.م. قالی و گلیم می بافتند و نمد تولید می کردند و از گورهای آنان در شمال آلتایی واقع در سیبری، قالی، گلیم و نمد به دست آمده است. در نوشته های اوایل دوره اسلامی، سیستان دارای بهترین بافته های ابریشمی و پشمی بوده است. شهرت بافته های سیستان در آغاز دوره اسلام نشان از سابقه طولانی و درخشان قالی بافی در منطقه دارد. کشف "قالی پازیریک" نشان می دهد که این قالی توسط اقوام سکایی بافته شده است و به جرأت می توان گفت سکاها نخستین کسانی بودند که بافته هایی بسیار زیبا از خود به جای گذاشته اند. طرحهای قالی سیستان شبیه به نقش های ترکمن است و نقش های اصیلی چون بلوچی، مددخانی، فتح اللهی و غیره که در اکثر نقاط ایران شناخته شده و در استان های کرمان، خراسان و مازندران مشتری های قدیمی دارند. طرحهای مذکور بدون داشتن طراح و نقاش، به صورت ذهنی از نسلی به نسلی دیگر منتقل شده اند.
قالی بافان سیستانی به واسطه زندگی غیر ساکن از دارهای افقی استفاده می کردند ولی در حال حاضر دارهای آنان به دارهای عمودی تغییر یافته است.

گلیم بافی
از دیگر رشته های مهم صنایع دستی که هم در سیستان و هم در بلوچستان رایج است، گلیم بافی است. گلیم بیشتر توسط زنان چادرنشین که دامدارند، بافته می شود که از پشم دامهای خود برای مواد اولیه گلیم بهره می برند.
نقشهای گلیم اکثراً سنتی و بدون طرح و الگو است و بیشتر از نقش های سوزندوزی بلوچ استفاده می شود، رنگهای مورد مصرف در مایه تیره است و رنگهای مشکی، زرشکی و قرمز و اندکی رنگ سفید یا زرد به کار می رود.
سوزندوزی
بدون تردید سوزندوزی بلوچ را باید در زمره یکی از اصیل ترین و جالب ترین رشته های صنایع دستی کشور به حساب آورد که آوازه شهرتش به فرسنگها دورتر از این خاک نیز رسیده و مردم بسیاری از نقاط مختلف جهان، بلوچستان را به پشتوانه آن می شناسند. هنر ظریف و پر سابقه ای که هیچکس به درستی نمی داند از چه زمانی در ایران شروع شده است. آنچه مسلم است تقریباً تمامی زنان و دختران بلوچ که در فاصله سنی چهار تا چهل سالگی (و حتی گاه تا شصت سالگی)، دست اندر کار آن به حساب می آیند.
در زندگی ساده و به دور از تجمل زنان بلوچ، شاید مهمترین وسیله تزئین لباس همین سوزندوزی است. اگر از آنان بپرسید از چه زمانی پیراهن خود را سوزن دوزی می کنند، آن را وصیت پدران خود می دانند و مانند هر هنر قومی نمی توانند منشأ آنرا تعیین کنند.
سوزندوزان بلوچ با نقش گل ها و بوته ها و ترکیب رنگ ها، طبیعت رنگین و زیبایی آفریده و جهانی ساخته اند که در اندیشه و خیالشان شکل می گرفته است. طبیعت را آن چنان که دوست داشته و می خواسته اند ترسیم کرده اند، نه به آن شیوه و شمایلی که وجود دارد.
پیراهن بلوچ با چهار قطعه تزئین یافته است که عبارتست از یک قطعه پیش سینه، دو قطعه سرآستین و قطعه دیگر که در زیر پیش سینه به طور عمودی تا پایین پیراهن دوخته می شود و جیب یا در اصطلاح محلی "گوپتان" نامیده می شود. سوزندوزی بلوچ به صورت پیش سینه، جیب، سرآستین، پادامنی، سجاده، نوار، کراوات، کمربند، کوسن، دستمال، رومیزی، پرده، سفره، اشارپ و پارچه کلهمک آباژور ارائه می شود.
از طرحهای اصیل مورد استفاده در سوزندوزی بلوچ می توان از طرحهای گل سرخ، چشم ماهی و مروارید نام برد. پریوار دوزی و توردوزی نیز از دیگر انواع رودوزیهای بلوچستان است.
خامه دوزی
خامه دوزی بسیار شبیه سوزندوزی بلوچ است با این تفاوت که در آن فقط از نخ سفید یک رنگ استفاده می شود. این هنر تنها در روستاهای سیستان رواج دارد.
محصولات خامه دوزی شامل عرقچین، لباس، پیش سینه، جانماز، رومیزی و ... است، که اکثراً برای افراد مسن خاص تهیه می شود.
سیاه دوزی
نوع دیگر سوزندوزی در سیستان، سیاه دوزی است که در آن از نخ سیاه ابریشم استفاده می شود و روی لباس مورد استفاده قرار می گیرد. خامه دوزی و سیاه دوزی تنها جنبه خود مصرفی داشته و فقط بین اهالی سیستان خرید و فروش می شود.
سکه دوزی
تنها مورد دیگر تزئین منازل بلوچ و خانواده های بلوچ پس از سوزندوزی، سکه دوزی بلوچ است. سکه دوزی را یا به دیوار می آویزند و یا جهت تزیین روی رختخواب می اندازند و یا در عروسی ها به گردن شتر می آویزند. به جهت وجوه اشتراک فراوانی که بین اهالی بلوچستان ایران با اقوام ساکن در کشورهای مجاور منطقه از نظر قومی، نژاد، زبان و فرهنگ وجود دارد، مشابهت هایی هم در هنرهای دستی ساکنین این مناطق وجود دارد که امری کاملاً طبیعی است. بهمین دلیل تشابهاتی بین سکه دوزی بلوچ ایران با محصولات هند و پاکستان وجود دارد.
سفالگری
کلپورگان مرکز تولید نوعی سفال در بلوچستان است که در 30 کیلومتری شهرستان سراوان واقع شده و نوع خاص سفال کلپورگان در ایران کاملاً مشخص است و شباهتی از نظر تولید و رنگ به سفالهای دیگر مناطق ایران ندارد. سفال کلپورگان توسط زنان بلوچ و به صورت کاملاً ابتدایی تولید می شود. در ساخت سفال، مردان فقط وظیفه حمل خاک از تپه تا محل سفالگری و آماده کردن گل را به عهده دارند و تمامی مراحل ساخت همانطور که گفته شد توسط زنان انجام می گیرد. گل با دست زنان سفال ساز شکل می گیرد و تراش داده می شود و با سیاه قلم تزیین می شود. نقش ها ساده و هندسی است. مصنوعات ساخته شده شامل: دیگ، سینی، کوزه، قلیان، گلدان، لیوان، قوری، مجسمه حیوانات و ... است.

نظرات ()



تاریخچه زیورآلات بلوچستان
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/٢۳

عصر فلز، دوره مهمی در تاریخ زیورآلات در جهان است. در عصر ماقبل تاریخ برحسب اتفاق سنگهائیکه دارای مس بودند در مجاورت آتش قرار گرفته و انسان ماقبل تاریخ تکه‌های براق فلز را که براثر ذوب ار سنگ جدا شده بود، مشاهده کرد و بعد فهمید که این فلز را می‌توان کوبید و به اشکال مختلف درآورد و نیز متوجه شد که استفاده از آن در بسیاری از جهات برای ساختن اسلحه و ادوات به مراتب بهتر از سنگ است. مس برای آلات زینتی به کار رفت و همچنین لوازم جادو و طلسم که انسان ماقبل تاریخ بدان اعتقاد داشته و بدین وسیله خود را ارواح خبیثه محافظت می‌کرد از آن ساخت.

در منطقه بلوچستان و سیستان و دشت قزوین، آثار کوره‌های ذوب فلز که شاید قدیمی‌ترین کوره‌های ذوب فلز در جهان باشند دیده شده است. پیدایش عصر مس در ناحیه بین‌النهرین به واسطه معادن موجود در بلوچستان بوده، زیرا در سرتاسر بین‌النهرین ناحیه‌ای یافت نمی‌شود که دارای معدن مس باشد، ولی عصر مس در بین‌النهرین پدید آمده است و اما سرتاسر بلوچستان از نصرت‌آباد تا چابهار معادن خیلی قدیمی که مس از آنها استخراج می‌شده وجود دارد. مس از طریق دریا به سومر حمل شده و به شهرهایی از قبیل اور و غیره برده می شد.

به مرز و ذوب مس و ریخته‌گری و صنعت قالب‌سازی و ساخت مجسمه سفالین توسعه یافت. این فن در طول جاده جنوبی تا سیستان کشیده شد و از آنجا به سرزمین بلوچستان و دره سند سرایت کرد. عهده مفرغ در ایران سابقه‌ای تا حدود دو هزار سال پیش از میلاد دارد. از بررسیهای باستانشناسی در دره‌ی سند و غرب آن در بلوچستان، ویرانه‌های تعداد زیادی از قرارگاهها را متعلق به عصر مفرغ پیشین، نشان می‌دهد که می‌توان برای توصیفشان واژه‌ی شهر را به کار برد. در واقع بیشتر این شهرها می‌بایست چون مراکز حوزه‌های کشاورزی بنیانگذاری شده باشند. گرچه در یکی دو مورد هم می‌توان استنباط کرد که برخی از عوامل یا ملاحظات تجاری، در انتخاب محل و خصوصیت شهری مؤثر بوده است.

ویل دورانت می‌نویسد:
«دکتره. فرانکفورت در سال 1932 میلادی (1311 هـ . ش) در ویرانه‌های یک دهکده بابلی ـ ایلامی در تل اسمار کنونی، مهره‌ها و مهرها سفالی را از زیر خاک درآورد که به نظر او آنها را در حدود 2000 سال قبل از میلاد، از موهنجودار و به آنجا برده‌اند. دکتر هال معتقد است که سومریان فرهنگشان را از هند گرفته‌اند، ولی هم سومریها و هم هندیان آغازین را از یک اصل و فرهنگ مشترکی می‌داند که در بلوچستان بوده است. بنابراین می‌توان گفت که هندیان و سومریان فرهنگ خود را از بلوچستان گرفته‌اند، و نه تنها این سرزمین با تمدن نواحی باستان واقع در غرب در ارتباط بوده بلکه با تمدن پیش از تاریخ نواحی شرقی نیز هماهنگی داشت و در حقیقت بلوچستان واسطه‌ی تمدن قدیم شرق و غرب نیز بوده است.

تا اینجا به این نتیجه می‌رسیم که بلوچستان به علت دارا بودن معادن و. پیشینه‌ی فرهنگی می‌توانسته از قدیم‌الایام محل ساخت زیورآلات باشد حال می‌پردازیم به اینکه چه دلایلی در این منطقه باعث استفاده از زیورآلات شده است.
زینت‌آلات در شرق همیشه هم زیبنده‌ی اندام و جامه بوده و هم نشانه حشمت و آبرو به راستی نیز درخشش فلزهای گرانبها، صدای النگو و لرزش گوشواره، به خصوص اگر مکمل جامه‌های سنتی باشد، بسیار دلفریب است. زینت‌آلات مهم‌ترین تملک زنان ازدواج کرده بوده و هست که به عنوان بخشی از بهای عروسی
آنها توسط خانواده داماد به عرو.س داده می‌شود.

زیورآلات این نواحی همیشه به سفارش ساخته می‌شود و به دلیل اقتصادی، آنها را در روستاها کمتر به صورت آماده می‌توان یافت. در ساخته‌ها و سفارشات روستایی، نقره بیشتر بکار می‌رود، حال آنکه در شهرها طلا رایج‌ترین است و وسیله‌ی بهتری برای سرمایه‌گذاری به شمار می‌رود. گذشته از طلا و نقره، آمیزه (آلیاژ)‌های فلزی و مهره‌های پلاستیک به رنگ طلایی و فیروزه‌ایی نیز اغلب به کار می‌رود. یاقوتهایی مصنوعی هم از رنگ صورتی روشن تا سیر، خواستاران بسیار دارند، همین گونه مرواریدهای مصنوعی و سنگ سفید در جاهایی که مروارید در دسترس نباشد معمول است. گاهی اوقات کهربا نیز مشاهده می‌شود. از میان سنگهای ویژه زینت‌آلات، فیرونزه مصرف بیشتری دارد چون در خراسان معدن آن یافت می‌شود.

منظور از زیورآلات سنتی در بلوچستان، زینت‌آلات سنتی شهری، روستایی و مردم چادرنشین بلوچستان می‌باشد که به عنوان یک منطقه فرهنگی در نظر گرفته شده است. (بلوچستانی که محدود به مرزهای ملی کنونی نیست) زیرا از لحاظ فرهنگی خصوصاً استفاده زینت‌آلات آنچنان رابطه تنگاتنگی مابین ساکنان مناطق بلوچستان ایران و پاکستان وجود دارد که کشیدن هرگونه مرزی را غیرممکن می‌سازد. دلیل دیگری که وجود مرز را در این منطقه کمرنگ می‌کند این است که بسیاری از سازندگان طلا در این منطقه سفارشات خود را از روی کاتالوگ و کتابهای منتشر شده در پاکستان می‌پذیرند به طوری که پیدا کردن نقوش خاص منطقه را با شکل روبرو می‌سازد به هر طلافروشی و جواهر سازی که در منطقه بلوچستان سری بزنید و قصد داشته باشید سفارشی بدهید یکی از این کاتالوگها را در برابر شما می‌گشایند که به گفته‌ی خود زرگران حدوداً از 25 تا 30 سال قبل استفاده از آنها مرسوم شده و دیگر به ندرت اتفاق افتاده است که طلاساز یا نقره کار سوای بازار، دست به آفرینش و خلق اثر هنری بزند که منشاء آن تمام خواسته‌ها و اندیشه‌های خاص منطقه خودش باشد.

در حال حاضر برای تهیه زیورآلات سنتی که در کارگاههای کوچک محلی ساخته می‌شوند، طلا با عیار 24 مورد استفاده قرار می‌گیرد. اکنون تولید جواهرات نقره‌ای در بلوچستان متوقف شده است و نقره‌کارانی که امروزه به کار مشغول هستند، کارشان اساساً به کارهای مرمت (تعمیر) مختص می‌شود.

همچنین باید یادآور شد که برخی از زینت‌آلاتی که در سیستان و بلوچستان و هرمزگان به دست آمده از دیدگاه نگاره و نقش همانند یکدیگرند اگرچه شاید به نامهای گوناگونی خوانده می‌شوند. این همانندی با توجه به همسایگی این نواحی و مهاجرت عشایر، طبیعی است. بنابراین کشیدن مرز مشخصی بین زینت‌آلات عامیانه و محلی بلوچستان از زینت‌آلات دیگر مناطق ایران نیز بی‌نهایت مشکل است. بازوبندها، مچ‌بندها، پاآور نجنها و سربندها را به راحتی می‌توان در زینت‌آلات مناطق دیگر ایران یافت. زیورآلات و جواهرات را در این منطقه نمی‌توان دقیقاً طبقه‌بندی کرد. حتی مروری بر سفرنامه‌های گذشته دریافتن طبقات مختلف به ما کمکی نمی‌کند.

تاکنون روشن شده که طبقه‌بندی جواهرات در هر منطقه از جهان برطبق قبیله‌ی مخصوص یا گروهمحلی است و این کار اگرچه ممکن است، خیلی مشکل می‌باشد.
آنچه از کتابهای تاریخی دریافت می‌شود این است که نقره‌کاران زیادی در این منطقه وجود داشته‌اند و جوهرات به طور عمومی استفاده می‌شده است. محدود بودن اطلاعات در این زمینه بدین علت است که جهانگردان فرصتی برای دین زینت‌آلات زنان به دلیل پنهان بودن در زیر لباسهایشان، نداشتند.

 

 

 

 

زیورآلات مربوط به سر:

1) کید:

معنی واژه‌ی کید در زبا بلوچی یعنی مهار (کید کردن: مهار کردن) از آنجائیکه گوشواره‌های زنان بلوچ منطقه‌ی مکران به جهت سنگین بودن آنها و جلوگیری از پاره شدن لاله‌ی گوش اقدام به استفاده از کید می‌نمایند که این کید هم از جنس طلا، نقره، پارچه و نخ هم می‌تواند باشد و امّا کیدی که در هنر زیورآلات سنتی مرسوم است عبارت است از: نواری طلایی که در قسمت فوقانی سر قرار می‌گیرد و از دو طرف به گوشواره‌ها متصل می‌شود. کید در فواصل معینی دارای چنگهایی است که در موی سر فرو می‌روند و باعث ثابت شدنش بر روی سر می‌شوند. کید انواع مختلف دارد از جمله کید زنجیری، کید صدی، کید دور گوش و غیره.

کید تشکیل شده از دو ردیف زنجیر و دایره‌های نیمه محدب (شمس) که به یکدیگر متصل می‌باشند و در مرکز به یکدیگر متصل می‌شوند قطعه دایره‌ای شکل مرکزی توسط نگینهای یاقوت یا فیروزه تزئین گردیده که بدان نیز بلوچی شمس گویند.

2- شمس:

محل استفاده‌ی شمس روی پیشانی می‌باشد. شمسه به گروهی از زیورآلات طلایی گفته می‌شود که از روی سر آویخته گردد. نوعی از آن به وسط کید متصل شده و روی پیشانی قرار می‌گیرد. نوع دیگر شمس از یک طرف سرآویخته میشود (تقریباً روی گیج‌گاه قرار می‌گیرد) این شمس از نوع شمس در منطقه سرباز و ایرانشهر مورد استفاده بیشتری دارد. شمس یا شمسه از قطعات بسیاری تشکیل شده و شاید به دلیل آویزهای متعدد آن و شباهت به خورشید به شمس اطلاق می‌شود که برای تزئین آن از نگین‌های فیروزه و یاقوت استفاده می‌شود.

3- سربند:

دور پیشانی و سر قرار می‌گیرد و تشکیل شده از قطعات دایره‌ای شکل از جنس نقره به صورت قالبی (به تعداد 7 عدد) که کنار هم به ترتیب روی پارچه تیره‌ای (مشکی، زرشکی) دوخته می‌شود. لبه پایینی سربند از تعدادی (20 عدد حدوداً) تاک (برگ) تشکیل شده که در میان تاکها در مرکز سربند یک شمسه نقره‌ای دوخته می‌شود که برای تزئین آن از نگین (فیروزه، عقیق) استفاده می‌کنند. در بعضی موارد و شمسه مثلث شکل نقره‌ای که در دو طرف قرار می‌گیرند نیز دوخته می‌شود. سربند بر روی پیشانی قرار گرفته و دوسر پارچه در پشت سر به یکدیگر گره می‌خورند.

زیورآلات مربوط به گوش:

1- باری:

محل استفاده‌ی آن در غضروف گوش می‌باشد. زیوری طلایی است که از یک مفتول به طول تقریبی 7 سانتی‌متر که بعد از عبور از دستگاه نورد چکش‌کاری شده تا آن که قطر یک طرف آن به حدود 4 میلیمتر و طرف باریکتر آن به حدود 2 میلیمتر برسد که این زیور به لاله گوش متصل می‌شود.

در بعضی موارد برای زیبایی بیشتر زنجیری به آن متصل می‌کنند که اصطلاحاً به آن بند باری گفته می‌شود و طرف دیگر آن توسط حلقه‌ای به کید متصل می‌شود. سطح مقطع باری دایره‌ای شکل است.

2- چلمب:

مربوط به بغل سر، کنار پیشانی می‌باشد. این زیور از کید آویخته و در کنار گونه قرار می‌گیرد. برای تزئین این زیور از مروارید، یاقوت، فیروزه (که اصطلاحاً به آن سبز یا سبزه نیز می‌گویند) گلها دانه استفاده می‌شود. شکل قسمت اصلی چلمب به شکل نیمکره‌ای است که در کتاب زیورهای زنان ایران به این فرم اصطلاح کلاه خود را اطلاق کرده‌اند. در وسط این نیمکره یک یاقوت درشت قرار دارد. همچنین از قسمت انتهای لبه نیمکره آویزهایی از برگهای طلایی، مروارید، فیروزه به وسیله حلقه‌هایی به آن متصل است.

3- دُر:

در لاله گوش قرار می‌گیرد. یک نوع گوشواره سنتی منطقه بلوچستان می‌باشد که در قسمت نرمه گوش آویخته می‌گردد که فرم اصلی آن شامل یک نیم‌کره توخالی بوده که از مرز درونی مفتول ضخیم که بدان جوش داده‌اند بیرون آمده است که این مفتول به طول 2 سانتیمتر می‌رسد که هر چه به انتها بیرونی آن می‌رسد باریکتر می‌گردد که در هنگام استعمال آن مفتول به صورت مارپیچ در پشت گوش پیچیده می‌شود که در این مفتول برای زیبایی بیشتر از دیگر زیورآلات بلوچی استفاده می‌گردد مانند گلهادانه، لپو، سبزه.

قراردادن در بر روی گوش و یا به اصطلاح محلی (پیچیدن دُر) توسط زرگر و یا زنان باتجربه در این کار انجام می‌شود.

4- گلها دانه:

یکی از تزئینات مورد استفاده در دُر می‌باشد که برای زیبایی بیشتر گوش استفاده می‌گردد. فرم آن به صورت دو مخروط چسبیده به هم می‌باشد که رئوس آنها قطع شده‌اند. که این فرم براساس اتصال حلقه‌هایی که اندازه‌های مختلف دارند به دست آمده است. گلها از یک جداره توری مانند که بر اثر چیدن دانه‌های طلا بر روی حلقه‌های متصل شده می‌باشد تشکیل شده است. بزرگی و کوچکی گلها نیز بستگی به بزرگی و کوچکی دُر دارد که هرچه دُر بزرگتر باشد تعداد حلقه‌های تشکیل دهنده در ساخت گلها نیز بیشتر می‌شود.

5- لپو:

یکی از ملحقات دُر می‌باشد که برای تزئین بیشتر دُر استفاده می‌گردد و موجب زیبایی برش می‌گردد لپو تشکیل شده از یک مکعب چند وجهی توخالی که برای ساخت آن از طلای عیار نسبتاً پایین‌تر از طلای دُر استفاده می‌گردد برای تزیین لپو از یک بتی (نوعی فرم در ساخت زیورآلات بلوچی) که به صورت برگ بریده شده و بانگینهای (یاقوت و فیروزه) تزیین شده است استفاده می‌کنند اندازه لپو می‌تواند برحسب اندازه دُر متغیر باشد هرچه دُر بزرگتر باشد لپو نیز بزرگتر می‌گردد و بالعکس.

6- والی:

محل استفاده‌ی آن غضروف گوش می‌باشد، زیوری است از جنس طلا که طول تقریبی آن مانند باری می‌باشد این مفتول بعد از ورود از دستگاه نورد چکش کاری شده تا ذآنکه قطر آن به حدود 4 میلی‌متر برسد. سطح مقطع این زیور مربع می‌باشد.

بعد از به دست آمدن ضخامت مورد نظر آن را به شکل حلقه‌ای در می‌آوردند و مفتول ظریفی را از میان حلقه والی می‌گذرانند. لازم به ذکر است که قسمتی از زیور که از لاله گوش عبور می‌کند به صورت مفتول ظریفی درآمده که بعد از عبور از گوش در طرف ضخیم آن قلاب و در جای خود محکم می‌شود.

7- تائیدوک (قاب قرآن):

زیوری است از جنس طلا به شکل مکعب مستطیل در اندازه‌ی حدوداًmm30 * 27 که بر روی آن به وسیله حلقه (کد) و دانه‌های طلایی تزئین می‌کنند. این زیور در ابتدا برای قراردادن آیات و دعا به کار می‌رفته، ولی امروزه تنها به عنوان یک زیور و معمولاً با دُر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

نظرات ()



نقش صنایع دستی در زندگی مردمان بلوچ
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/٢۳

 

استان سیستان و بلوچستان دارای آب و هوای خشک و گرم است و مردم آن به دو دسته ساکن و عشایر که ایلات بلوچ را تشکیل می دهند و غیر ساکن هستند، تقسیم می شوند.

اصولاً منبع اصلی درآمد برای بلوچ های ساکن، کشاورزی و برای بلوچ های متحرک، دام پروری است که متأسفانه در سالهای اخیر به علت خشکی فراوان، کشاورزی و دامپروری تا حد بسیار زیادی افت کرده است. در نتیجه عوامل مذکور، مردم استان سیستان و بلوچستان، به ناچار به فعالیت های غیر کشاورزی روی آورده اند و سعی کرده اند با توسل به فرآورده های مذکور، زندگی خود را سرو سامان بخشند، بجز ترانه ها و نغمه ها، صنایع دستی نیز بیانگر چهره ای از زندگی مردمان بلوچ است که در رنگها و نقش های سوزندوزی بلوچ یا گلیم و قالی مفهوم می یابند.

جالب اینجاست که فعالیت های صنایع دستی به طور سنتی در استان مذکور توسط زنان انجام می شود زیرا زنان بلوچ به علت زندگی بسیار محقرانه خود چندان فعالیت خانه داری ندارند. به واسطه سنت ها و عقاید مردان، در خارج از خانه هم نمی توانند کار کنند، در نتیجه هر زن و دختر بلوچ از هفت سالگی و به بهانه تزئین لباس خود، سوزندوزی بلوچ را می آموزد و بدین ترتیب به معاش خانواده کمک می کند، سفالسازی، قالی و گلیم بافی و حتی نمد مالی که کاری سخت و مردانه  است، توسط زنان سیستان و بلوچستان انجام می شود.

مهمترین رشته های صنایع دستی رایج در استان عبارتست از:

 

قالی بافی، گلیم بافی، سفالگری، حصیر بافی، پرده بافی، چادر بافی، نمدمالی، خراطی و سوزندوزی ، سکه دوزی و آیینه دوزی، پریوار دوزی، توردوزی، خامه دوزی و سیاه دوزی.

 

قالی بافی:

 

شروع قالیبافی در سیستان به دو هزارسال پیش برمی گردد که اقوام سکایی در دشت زرخیز سیستان ساکن شده و به کشاورزی پرداختند و بافندگی خود را همچنان حفظ کردند. قوم مذکور در قرن پنجم ق.م. قالی و گلیم می بافتند و نمد تولید می کردند و از گورهای آنان در شمال آلتایی واقع در سیبری، قالی، گلیم و نمد به دست آمده است.

در نوشته های اوایل دوره اسلامی، سیستان دارای بهترین بافته های ابریشمی و پشمی بوده است. شهرت بافته های سیستان در آغاز دوره اسلام نشان از سابقه طولانی و درخشان قالی بافی در منطقه دارد. کشف "قالی پازیریک" نشان می دهد که این قالی توسط اقوام سکایی بافته شده است و به جرأت می توان گفت سکاها نخستین کسانی بودند که بافته هایی بسیار زیبا از خود به جای گذاشته اند.

طرحهای قالی سیستان شبیه به نقش های ترکمن است و نقش های اصیلی چون بلوچی، مددخانی، فتح اللهی و غیره که در اکثر نقاط ایران شناخته شده و در استان های کرمان، خراسان و مازندران مشتری های قدیمی دارند. طرحهای مذکور بدون داشتن طراح و نقاش، به صورت ذهنی از نسلی به نسلی دیگر منتقل شده اند.

قالی بافان سیستانی به واسطه زندگی غیر ساکن از دارهای افقی استفاده می کردند ولی در حال حاضر دارهای آنان به دارهای عمودی تغییر یافته است.

 

گلیم بافی:

 

از دیگر رشته های مهم صنایع دستی که هم در سیستان و هم در بلوچستان رایج است، گلیم بافی است. گلیم بیشتر توسط زنان چادرنشین که دامدارند، بافته می شود که از پشم دامهای خود برای مواد اولیه گلیم بهره می برند.

نقشهای گلیم اکثراً سنتی و بدون طرح و الگو است و بیشتر از نقش های سوزندوزی بلوچ استفاده می شود، رنگهای مورد مصرف در مایه تیره است و رنگهای مشکی، زرشکی و قرمز و اندکی رنگ سفید یا زرد به کار می رود.

 

سوزندوزی:  

 

بدون تردید سوزندوزی بلوچ را باید در زمره یکی از اصیل ترین و جالب ترین رشته های صنایع دستی کشور به حساب آورد که آوازه شهرتش به فرسنگها دورتر از این خاک نیز رسیده و مردم بسیاری از نقاط مختلف جهان، بلوچستان را به پشتوانه آن می شناسند. هنر ظریف و پر سابقه ای که هیچکس به درستی نمی داند از چه زمانی در ایران شروع شده است. آنچه مسلم است تقریباً تمامی زنان و دختران بلوچ که در فاصله سنی چهار تا چهل سالگی (و حتی گاه تا شصت سالگی)، دست اندر کار آن به حساب می آیند.

در زندگی ساده و به دور از تجمل زنان بلوچ، شاید مهمترین وسیله تزئین لباس همین سوزندوزی است. اگر از آنان بپرسید از چه زمانی پیراهن خود را سوزن دوزی می کنند، آن را وصیت پدران خود می دانند و مانند هر هنر قومی   نمی توانند منشأ آنرا تعیین کنند.

سوزندوزان بلوچ با نقش گل ها و بوته ها و ترکیب رنگ ها، طبیعت رنگین و زیبایی آفریده و جهانی ساخته اند که در اندیشه و خیالشان شکل می گرفته است. طبیعت را آن چنان که دوست داشته و می خواسته اند ترسیم کرده اند، نه  به آن شیوه و شمایلی که وجود دارد.

پیراهن بلوچ با چهار قطعه تزئین یافته است که عبارتست از یک قطعه پیش سینه، دو قطعه سرآستین و قطعه دیگر که در زیر پیش سینه به طور عمودی تا پایین پیراهن دوخته می شود و جیب یا در اصطلاح محلی "گوپتان" نامیده می شود.

سوزندوزی بلوچ به صورت پیش سینه، جیب، سرآستین، پادامنی، سجاده، نوار، کراوات، کمربند، کوسن، دستمال، رومیزی، پرده، سفره، اشارپ و پارچه کلهمک آباژور ارائه می شود.

از طرحهای اصیل مورد استفاده در سوزندوزی بلوچ می توان از طرحهای گل سرخ، چشم ماهی و مروارید نام برد.

پریوار دوزی و توردوزی نیز از دیگر انواع رودوزیهای بلوچستان است.

 

خامه دوزی:

 

خامه دوزی بسیار شبیه سوزندوزی بلوچ است با این تفاوت که در آن فقط از نخ سفید یک رنگ استفاده می شود. این هنر تنها در روستاهای سیستان رواج دارد.

محصولات خامه دوزی شامل عرقچین، لباس، پیش سینه، جانماز، رومیزی و ... است، که اکثراً برای افراد مسن خاص تهیه می شود.

سیاه دوزی:

 

نوع دیگر سوزندوزی در سیستان، سیاه دوزی است که در آن از نخ سیاه ابریشم استفاده می شود و روی لباس مورد استفاده قرار می گیرد.

خامه دوزی و سیاه دوزی تنها جنبه خود مصرفی داشته و فقط بین اهالی سیستان خرید و  فروش می شود.

 

سکه دوزی:

 

تنها مورد دیگر تزئین منازل بلوچ و  خانواده های بلوچ پس از سوزندوزی، سکه دوزی بلوچ است. سکه دوزی را یا به دیوار می آویزند و یا جهت تزیین روی رختخواب می اندازند و یا در عروسی ها به گردن شتر می آویزند.

به جهت وجوه اشتراک فراوانی که بین اهالی بلوچستان ایران با اقوام ساکن در کشورهای مجاور منطقه از نظر قومی، نژاد، زبان و فرهنگ وجود دارد، مشابهت هایی هم در هنرهای دستی ساکنین این مناطق وجود دارد که امری کاملاً طبیعی است. بهمین دلیل تشابهاتی بین سکه دوزی بلوچ ایران با محصولات هند و پاکستان وجود دارد.

 

سفالگری:

 

کلپورگان مرکز تولید نوعی سفال در بلوچستان است که در  30 کیلومتری شهرستان سراوان واقع شده و نوع خاص سفال کلپورگان در ایران کاملاً مشخص است و شباهتی از نظر تولید و رنگ به سفالهای دیگر مناطق ایران ندارد.

سفال کلپورگان توسط زنان بلوچ و به صورت کاملاً ابتدایی تولید می شود.

در ساخت سفال، مردان فقط وظیفه حمل خاک از تپه تا محل سفالگری و آماده کردن گل را به عهده دارند و تمامی مراحل ساخت همانطور که گفته شد توسط زنان انجام می گیرد. گل با دست زنان سفال ساز شکل می گیرد و تراش داده می شود و  با سیاه قلم تزیین می شود. نقش ها ساده و هندسی است.

مصنوعات ساخته شده شامل: دیگ، سینی، کوزه، قلیان، گلدان، لیوان، قوری، مجسمه حیوانات و ... است.

نظرات ()



سـوزن‌دوزی هـنـر اصیل سیستان و بلوچستان است
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/٢۳

بوده و از نسلی به نسلی دیگر انتقال یافته است. صنایع دستی و سنتی سیستان و بلوچستان با ویژگی‌های بارز خود شیفتگان بی‌شماری دارد و به اقصی نقاط جهان صادر می‌شود. اشکال هندسی به‌کار رفته با رنگ‌های متنوع روی پوشاک زنان بومی سیستانی و بلوچ خود نمایانگر هنری خلاق زاییده ذهن پویای مردمان این دیار و بویژه زنان است. جدای از این، مردان و زنان این دیار با پوشش محلی و سنتی نشان داده‌اند که همچنان بر صیانت از میراث فرهنگی پایبند هستند. مردم این دیار در طول تاریخ با خلق آثار سنتی و دستی ضمن معرفی بیش از پیش استان، گامی مهم برای امرار معاش نیز برداشته‌اند. صنایع دستی رایج در این دیار هم تامین‌کننده نیازهای خانواده و هم‌راهی برای امرار معاش به شمار می‌آیند. دراین میان هستند هنرهای سنتی که نسبت به دیگر صنایع راه خود را در بازار گشوده و خریداران زیادی دارند و سوزن‌دوزی از آن جمله است.

در سیستان و بلوچستان از سوزن‌دوزی به بلوچ‌دوزی نیز یاد می‌کنند. این هنر نزد ساکنان این دیار و به‌ویژه زنان از اهمیت زیادی برخوردار است.

این هنر زیبا به یاری دستان هنرمند و ماهر زنان و دختران بر پارچه شکل می‌گیرد و بعضا به فراخور اوضاع اقتصادی خانواده، تنها راه امرار معاش برخی زنان این استان است.

هنر سوزن‌دوزی را دختران در سنین پایین از مادران خود فرا می‌گیرند. سوزن‌دوزی هنری است که در قالب اشکال مختلف هندسی برگرفته از ذوق و تخیل مردان و زنان این سامان برای تزیین و آراستن خانه نیز به کار می‌رود. هم‌اکنون در جامه‌های مردم محلی سیستان و بلوچستان اشکال هندسی مختلفی به چشم می‌خورد که بسیار زیبا و جالب توجه است. ذوق و هنر زنان سیستان و بلوچستان در رشته سوزن‌دوزی را می‌توان روی پیش سینه و سر آستین پیراهن مشاهده کرد. زنان این دیار معمولا یک پیراهن بلند و شلوار گشاد به تن می‌کنند که روی این لباس‌ها سوزن‌دوزی شده است.کارشناسان می‌گویند: عوامل مختلفی سبب شده تا متأسفانه این رشته شاخص دستخوش مشکلات شود. به گفته آنان، امروزه ماشینی شدن، بلای جان طرح‌های سنتی شده و نگرانی‌های زیادی را به وجود آورده است که باید چاره‌ای اساسی اندیشیده شود. طرح‌های سوزن‌دوزی ماشینی معمولاً شبیه کارهای سنتی بوده و با رنگ‌های مختلف و با قیمت ارزان در بازار عرصه می‌شود.

 

سوزن‌دوزی را‌یانه‌ای

این روزها برخی طرح‌های صنعتی سوزن‌دوزی شده از کشورهای پاکستان، هند و افغانستان به‌صورت بی‌رویه وارد استان می‌شود که مشکلاتی را برای سوزن‌دوزان ایجاد کرده است. یکی از سوزن‌دوزان بلوچ می‌گوید که سوزن‌دوزی تنها راه امرار معاش خود و خانواده‌اش است و بیش از پیش باید مورد حمایت قرار گیرد. به گفته وی، نبود برخی امکانات از جمله پارچه مناسب، نخ و تار و پود و مشتری از جمله مشکلات موجود است. کارشناسان می‌گویند: سوزن‌دوزی رایانه‌ای موجود در بازار، هنر اصیل زنان سیستان و بلوچستان را تهدید می‌کند.

به گفته آنان، متأسفانه برخی کارگاه‌ها با تولید انبوه از هنر سوزن‌دوزی، این هنر و رشته را که ویژه زنان سیستان و بلوچستان است، در معرض تهدید جدی قرار داده‌اند. این تولیدات با کیفیت پایین و قیمت بسیار ارزان در بازار به فروش می‌رسد. هم‌اکنون بیش از 50 کارگاه سوزن‌دوزی در سطح استان سیستان و بلوچستان فعالیت دارند.

البته در ماه‌های اخیر اقدام‌های خوبی برای حمایت از صنعتگران سیستان و بلوچستان انجام شده است که پیگیری بیمه و نیز تامین امکانات بسته‌بندی برخی از این فعالیت‌ها را شامل می‌شود.

نظرات ()



غدیر
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/٢۱

نظرات ()



غدیر
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/٢۱

 

1-      ازقدرتاغدیرراقدربدانید         یعنی که نکته پرگارعلی است

 

2- نام علی: هدایت . 

          درس علی:عدالت.

                     راه علی: سعادت .

                                  حب علی:لیاقت.

                                              کار علی:شفاعت.

                                                              عشق علی : شهادت

                                                                                   ذکر علی: عبادت .

                                                                                              عید علی: مبارک

 

3-     ازآن خورشید ازمشرق رودهرروزدرمغرب

        که بوسدخاک درگاه علی ابن ابیطالب

 

4-  هوش کنیدمست را ، آب زنیددست را ، سجده کنیدهست را ، عفوکنید برده را ، ارج نهیدزنده را ، یادکنید رفته را ، سیرکنید کشنه را ، آب دهیدتشنه را ، دورکنیدغصه را ، نو کنیدجامه را ، باک کنیدخانه را ، کل بدهید زوجه را ، بازکنیدفال را ، ختم کنیدقال را ، شوردهیدحال را ، خمس دهیدمال را ، سبزکنیدشال را ، فرش کنیدهال را ، بیشه کنیدنظم را ، جزم کنیدعزم را ، دورکنیدخصم را ، زنده کنیداصل را ، بیش کنید نسل را ، وصل کنید فصل را ، بازکنیدبخت را ، سهل کنیدسخت را ، خانه برید بخت را ، کار زنید عقل را ، ضرب زنیدطبل را ، بیشه کنید عدل را ، جارزنیدشهررا ، سیرکنیددهررا ، بیشه کنیدصبررا ، توبه کنیدازکناه ، شرم کنیدازجفا ، اخت شویدبا وفا ، عید غدیر می رسد

 

5-   هرکس به ولایت علی(ع)قایل شد

      تاریکی کفر ازدلش زایل شد

      معراج کمال علوی امروز است

       کز دولت او دین خداکامل شد

 

6-         تاراج دل به طاق دو ابروی دلبر است.

            بختش بلند هر که گرفتار حیدر است :-( یا علی مدد ;-) غدیر مبارک

 

7-   میسرنگردد به کس این سعاد ت

      به کعبه ولادت به مسجد شهادت

                               به روزش سخاوت  به شامش عبادت

                               به صلحش عدالت  به جنگش رشادت

 عیدسعیدغدیرخم برشمامبارک باد ازامیرالمومنین ع عیدی بگیرید انشاا...‎

 

8-   آب زنیدراه رامژده دهیدباغ را   بوی بهارمیرسد   عیدسعیدغدیرمبارک باد

 

9-             تاراج دل بتیغ دو ابروی دلبراست

       مستی قلب عاشقم از جام کوثراست

        برسر دربهشت خدا حک نموده اند

       بختش بلند هرکه گرفتار حیدراست       *عید غدیر مبارک*

 

 

 

 

10-  نه فقط بنده به ذات ازلی مینازد

 ناشرحکم ولایت به ولی مینازد،

کر بنازد به علی شیعه نداردعجبی ،

 عجب اینجاست خداهم به علی مینازد،

                                    عیدولایت عیدغدیرخم برشما وخانواده محترم مبارکباد.

   

11-  خورشید چراغکی ز رخسار علیست          

      مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست٠

      هرکس که فرستد به محمد صلوات٠

       همسایه دیوار به دیوارعلیست.              عیدغدیرخم  مبارک.

 

12-            فریاد غدیر  متمم  اسلام است

      تفسیر رضیت لکم الاسلام است

      روزی که نبی دست علی بالا برد

      یعنی که ولایت علی الزام است@  :

      سلام عید غدیر بر شما و خانواده محترم مبارک باد .

13-  باسلام.عیدغدیر.عیدامامت وولایت برشماوخانواده محترم مبارک.

 

14-  الحمدلله الذی جعلنامن المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب عیدغدیرمبارکباد

 

15-  برخیزببین جوشش فیض علوی را             برختم رسل مرحمت لم یزلی را

     می خواست نبی دست خدا را بفشارد           دردست نبی داد خدادست علی را

 

16-  ازروزازل که حق خدایی میکرد

       بانام علی گرہ گشایی میکرد

                  این عید مسعود وفرخندہ برشماوخانوادہ محترمتان مبارکباد.

 

17-  عیدبزرگ الهی روزاکمال دین واتمام نعمت وخلعت برقامت مولای متقیان بررهروان هدایت وپیروان ولایت مبارکباد  

    

18-  پیامبر ص ـ به على (ع)ـ: تو را جز مؤمن دوست ندارد و جز منافق دشمنت ندارد.    *Eide ghadi mobarak*

 

 

19-  هرکس به علی،روی تولی نکنددرملک جنان،روزجزا جا نکندوالله به جز علی واولاد علیدردی زکسی،کسی دوایی نکندعیدبزرک ولایت مبارکباد

 

20-  علی در عرش اعلی بی نظیر است

            علی بر عالم و آدم امیر است

             به عشق نام مولایم نویسید

             چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟

                                     عید اکمال دین و اتمام  نعمت به بیروان ولایت مبارکباد٠

 

21-  Aid  bozorg  amamat va  velayat  (ghadir) bar  asheghan  mobarakbad .

 

 

22-   نازد به خودش خدا که حیدر دارد 

       دریای فضایلی مطهر دارد 

       همتای علی نخواهد آمد به جهان   

        صد بار اگر کعبه ترک بردارد.

                                   عیدغدیرخم مبارک

23-  من کنت مولی وهذا علی مولی ولایت باسعادت مولی الموحدین امیرالمومنین   برشما مبارک باد

 

24-  اللهم اجعلنامن المتمسکین بولایه علی ابن ابیطالب والائمه المعصومین(ع)عید غدیرعیداکمال دین واتمام نعمت برشماوهمه دوستداران ولایت مبارکباد

 

 

25-  من إتخذ علیا إماما لدینه فقداستمسک بالعروةالوثقی فی دینه ونفسه.فخررازی

 

26-  الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی ابن ابی طالب

خورشید چراغکی ز رخسار علیست

مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست

هر کس که فرستد به محمد صلوات

همسایه دیوار به دیوار علیست.     

 عیدسعید غدیرخم برشما و خانواده محترمتان گرامی باد

 

27-Chire bar zolmate shab , nor e jali migardad.Asheghe nor e nabi, mahve vali migardad.Ahle sonat ke sar az khat e ali mipichad,pas chera moseme haj dore ali migardad." eyd e velayat mobarak

 

 

28- جمیع فضایل علمای اسلام به علی بن ابی طالب منتهی می‎ ‎گردد ودرهمه معارف حقه الهیه سرچشمه, آن حضرت است.‎ ‎     ( ابن ابی الحدید)

 

29-   بی علی در جسم هستی روح نیست 

          کشتی شهر نبی را نوح نیست 

          بی علی قرآن کتاب بی بهاست  - 

          چون علی آیات حق را محتواست  -

          بی علی اصل عبادت باطل است  -

          بی علی هر کس بمیرد جاهل است  -

                          عیدولایت  عیدغدیر برهمه عاشقان وشیعیان مبارکباد

 

30-  من کنت مولاه فهذا علی مو لاه عید غدیر ؛ چشمه ای از اقیانوس ولایت مبارکnikoukar

 

31-   بزرگترین عیدروز غدیر روز نبی روز وصیروز تعین علی به فرمان الهی کنار چشمه پاکی را پیشاپیشتبریک عرض مینمایم

 

 

نظرات ()



پسر می‌خواهید یا دختر؟
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱۸

روش‌های انتخاب جنسیت جنین

«دختر و پسر ندارد. مهم این است که فرزند سالم باشد.» این جمله را بارها و بارها شنیده‌ایم. اما واقعیت آن است که اعماق دل افراد معمولا چیز دیگری می‌گوید. در واقع انسان موجودی انتخابگر است و آرزوی دیرینه‌اش این بوده که جنسیت فرزندش را خودش تعیین کند و به اصطلاح جنسش جور باشد.

این روزها بحث تعیین جنسیت جنین به موضوع داغی تبدیل شده که خیلی از همسران، حتی در جوامع پیشرفته به دنبال آن هستند. اما آیا واقعا می‌توانیم جنس فرزندمان را خودمان انتخاب کنیم؟

راستی اگر انتخاب جنسیت فرزند آسان بود، چند درصد افراد دختر یا پسر بودن کودکشان را انتخاب می‌کردند؟

جنسیت جنین چگونه شکل می‌گیرد؟

سال‌هاست که دانشمندان اعلام کرده‌اند هر یک از والدین نیمی از ساختار ژنتیکی کودکشان را تامین می‌کنند. درباره ی تعیین جنسیت نیز این مساله صادق است، به نحوی که دو کروموزم جنسی هر فرد، یکی از پدر و یکی از مادر تامین شده است. دو نوع کروموزوم جنسی در بدن وجود دارد : کروموزوم X و کروموزوم Y.

سلول جنسی زن (تخمک) دارای فرمول XX است و به فرزندش می تواند فقط یک کروموزم X بدهد. اما سلول‌های جنسی مرد (اسپرم) دارای دو نوع کروموزم جنسی Y وX  هستند. بنابراین بسته به اینکه کدام نوع اسپرم (حاویX  یا ‌Y) با تخمکی که حاوی کروموزوم X است ترکیب شود، جنسیت جنین مشخص می‌شود. اگر اسپرم حاوی کروموزم Y موفق به نفوذ در تخمک شود، جنین پسر خواهد بود و اگر اسپرم حاوی X به تخمک وارد شود، جنین، دختر خواهد بود.

در واقع تمام روش‌های توصیه شده برای انتخاب جنسیت فرزند، پیش از وقوع حاملگی موثرند. حتی چند ثانیه پس از لقاح، دیگر نمی‌توان جنسیت جنین را تغییر داد، زیرا بلافاصله پس از ورود اولین اسپرم به تخمک، غشایی محکم در اطراف آن ایجاد می‌شود که اجازه ورود اسپرم دیگری را نمی‌دهد.

اسپرم ها، ویژگی‌های متفاوت دارند

یکی از مسائل مهمی که سبب تعیین جنسیت جنین می‌شود، ویژگی‌های متفاوت اسپرم‌هاست. به عبارت دیگر، اسپرم‌های حاوی X (مولد دختر) از نظر سرعت حرکت، محیط مناسب زندگی، طول عمر و ... با اسپرم‌های حاویY  (مولد پسر) متفاوت هستند. این تفاوت‌ها در کنار تفاوت‌هایی که در غشای تخمک، شرایط محیطی رحم و بسیاری از عوامل شناخته‌شده و ناشناخته ی دیگر وجود دارد، جنسیت جنین را رقم می‌زند.

محققان دریافته‌اند اسپرم‌های حاویX ، از اسپرم‌های Y کمی بزرگ‌ترند. بنابراین اسپرم‌های X به سبب حجیم بودن، حرکت کندتری دارند. اما از سویی دیگر میزان PH محیط داخلی رحم که به طور طبیعی کمی حالت اسیدی دارد، نیز بر طول عمر اسپرم‌ها تاثیر می‌گذارد. اسپرم‌های Y در محیط رحم دوام کمتری دارند. در عوض اسپرم‌های مولد دختر در محیط اسیدی طول عمر بیشتری دارند.

 

 

اما آیا می‌توان از این ویژگی‌ها برای انتخاب جنسیت جنین بهره گرفت؟

روش‌های تجربی: بیم‌ها و امیدها

ویژگی‌های متفاوت اسپرم‌ها برای ادامه حیات سبب شده است برخی دانشمندان علوم پزشکی و فیزیولوژی با تکیه بر تجربیات علمی خود، توصیه‌هایی برای پسردار یا دختردار شدن ارائه دهند.

دکتر لاندروم شتلز، برای اولین بار با انتشار یک کتاب، روش‌های خاصی را برای انتخاب جنسیت جنین ارائه کرد و پس از آن، پزشکان زیادی از این روش‌ها برای زوج‌های علاقمند، بهره گرفتند.

به اعتقاد دکتر شتلز، زمان تخمک‌گذاری مادر و وقوع عمل لقاح، نقش مهمی را در تعیین جنسیت فرزند ایفا می‌کند. در واقع روش‌های دکتر شتلز بر پایه تخمین زمان تخمک‌گذاری مادر بنا شده است. او معتقد است اگر لقاح در فاصله کمتر از 12 ساعت از زمان تخمک‌گذاری به وقوع بپیوندد، احتمال پسردار شدن بیشتر است. اما به سبب دوام کمتر اسپرم‌های Y اگر لقاح بعد از یک روز از تخمک‌گذاری مادر صورت گیرد، احتمال دختردار شدن را بیشتر خواهد کرد. لذا آنچه اهمیت دارد، دانستن زمان تخمک‌گذاری است که کار ساده‌ای نیست.

از نظر بیولوژی، زمان تخمک‌گذاری هر زنی به ویژگی‌های ژنتیکی و اکتسابی وی بستگی دارد و اگر چه طبق یک اصل کلی فیزیولوژیک، تخمک‌گذاری در نیمه سیکل قاعدگی (تقریبا 13 تا 15 روز پس از اولین روز قاعدگی آخر) رخ می‌دهد، اما زمان دقیق آن مشخص نیست و تنها با کنترل دقیق توسط دستگاه اولترا سوند قابل تشخیص است.

با این حال پزشکان معتقدند هنگام تخمک‌گذاری، دمای بدن زن کمی بالا می‌رود و با استفاده از این موضوع، می‌توان زمان آن را تخمین زد. برای این کار زن باید هر روز دمای بدن خود را اندازه بگیرد و آن را یادداشت کند. روزی که دمای بدن وی، نیم تا یک درجه زیاد شود، روز تخمک‌گذاری وی خواهد بود. با این همه نمی‌توان خطاهای دید فرد و خطای ابزار سنجش دما را در این روش نادیده گرفت.

رژیم‌های غذایی خاص برای انتخاب جنسیت فرزند

یکی از روش‌های پُرطرفدار که امروزه به شکلی رایج برای انتخاب جنسیت فرزند تجویز می‌شود، رژیم‌های غذایی خاص است که باید توسط مادر رعایت شود. رعایت رژیم‌های غذایی خاص از سوی مادر باعث تغییر میزان اسیدیته (PH) محیط داخلی رحم می‌شود و این مساله می‌تواند در بقا و فعالیت اسپرم‌هایX  و Y تاثیرگذار باشد.

با این تفاصیل مصرف برخی غذاها که سبب اسیدی شدن محیط داخلی رحم می‌شود، می‌تواند باعث بقا و فعالیت بیشتر اسپرم‌های حاوی X شود و احتمال دخترشدن جنین افزایش یابد. غذاهای حاوی کلسیم و منیزیم مانند شیر و سایر لبنیات، ماهی، میگو، سبزیجات تازه مثل کرفس، پیاز و اسفناج، کاکائو و غذاهای شیرین، همراه با حذف نمک از غذا می‌توانند احتمال دختر شدن جنین را زیاد کنند.

 

 

از طرفی، قلیایی شدن محیط رحم باعث دوام و فعالیت بیشتر اسپرم‌های Y و در نتیجه پسردار شدن می‌شود و شاید با مصرف غذاهایی که حاوی میزان سدیم و پتاسیم بیشتری هستند مثل غذاهای نمکی، دانه‌های روغنی، کره و گوشت قرمز ، همراه با حذف شیر و لبنیات از رژیم غذایی، بتوان به این هدف رسید.

آنچه در این میان اهمیت دارد، آن است که این رژیم‌ها حداقل باید 2 ماه پیش از حاملگی رعایت شوند تا اثرات مورد نظر را بر محیط داخلی رحم بگذارند.

اگر بر خلاف تمایل زوجین، حاملگی در این مدت اتفاق نیفتد، ادامه رژیم غذایی در آینده، زن را با کمبودهای تغذیه‌ای روبرو خواهد کرد؛ مثلا نخوردن شیر و لبنیات به امید پسردار شدن، مادر را در آینده با خطراتی مانند پوکی استخوان درگیر می‌کند. زیاده‌روی در مصرف غذاهای شور برای پسردار شدن، خطر ایجاد فشار خون بالا و مسمومیت حاملگی و مصرف زیاد شیرینی‌جات ، خطر بروز دیابت را به دنبال دارد. این خطرات، تهدیدکننده جان مادر و کودک هستند و نمی‌توان اهمیت آنها را نادیده گرفت.

استفاده از رژیم‌های سخت غذایی، علاوه بر ایجاد کمبود‌های تغذیه‌ای می‌تواند اثرات روانی نامطلوبی در مادر بر جای بگذارد. استرس و اضطراب خود یکی از پیامدهای سختگیری در رژیم غذایی است که این مساله نیز در جنسیت جنین بی تاثیر نخواهد بود.

عوامل موثر دیگر

اگرچه بشر با تکیه بر دانش و تجربه توانسته است بسیاری از عواملی را که سبب می‌شود جنین حاصل از لقاح دختر شود یا پسر، بشناسد، اما مطمئنا در این زمینه سازوکارهایی دخالت دارند که بشر هنوز به آنها واقف نشده است. مکانیسم‌های هورمونی و نقش آنها در تعیین جنسیت جنین، امروزه مورد مطالعه دانشمندان قرار دارد.

بارهای الکتریکی خاصی که در سطح غشای تخمک و در سر اسپرم قرار دارند، خود یکی از عوامل مهم در تعیین جنسیت جنین هستند. در واقع سطوح یونی با بار الکتریکی خاص خود در سطح تخمک و همین‌طور اسپرم می‌توانند در جذب اسپرم‌های دخترزا یا پسرزا نقش داشته باشند. جالب است بدانید این سطوح یونی در دوره‌های مختلف زمانی تغییر می‌کنند.

امروزه دانشمندان بر این باورند که سیستم ایمنی هر فرد نیز در تعیین جنسیت کودکش دخالت دارد. شرایط اجتماعی اقتصادی زندگی، شغل و حتی شرایط اقلیمی و آب و هوایی در جنسیت فرزند دخیل هستند. این عوامل به خصوص در تعداد و کیفیت اسپرم‌ها در مردان اثرگذار خواهد بود. امروزه محققان دریافته‌اند استرس و اضطراب مادر می‌تواند به طور ناخودآگاه سبب دختر شدن جنین شود. از سویی دیگر دانشمندان سوئدی با مطالعه یافته‌های تاریخی تولد و مرگ دریافته‌اند، در زمان سختی‌ها مثل قحطی و خشکسالی تعداد دختران به دنیا آمده نسبت به زمان‌های دیگر بیشتر بوده است.

تعیین جنسیت جنین خوب است یا بد؟

پیشگیری از به دنیا آمدن نوزادان مبتلا به بیماری‌های ژنتیکی وابسته به جنس، مانند هموفیلی، یکی از مهم‌ترین اهداف انتخاب جنسیت جنین است که البته به روشی مطمئن نیاز دارد. واقعیت آن است که روش PGD (تعیین جنسیت پیش از لانه‌گزینی) به عنوان تکنیکی پیشرفته در دنیا، نه تنها می‌تواند امکان انتخاب جنسیت جنین را فراهم کند، بلکه می‌تواند گام بلندی به سوی تشخیص بیماری‌های ژنتیکی قبل از لانه‌گزینی جنین باشد.

گذشته از بیماری‌های ژنتیکی، انتخاب جنسیت جنین بر اساس تمایل پدر و مادر با موافقت‌ها و مخالفت‌هایی روبه‌روست. مخالفان بر این عقیده‌اند که انتخاب بیشتر یک جنس، ممکن است باعث به هم خوردن تعادل جنسیتی در جامعه شود.

در حالی که متخصصان معتقدند تنها روش‌های مطمئن تعیین جنسیت جنین می‌تواند شانس صددرصد برای انتخاب را به پدر و مادر‌ها بدهد و تنها تعداد معدودی از زوجین تن به این روش‌های هزینه‌بر و مشکل می‌دهند. به همین سبب با توجه به تعداد اندک آنها چنین خطری جامعه را تهدید نخواهد کرد.

موافقان انتخاب جنس جنین نیز معتقدند یکی از امکاناتی که انتخاب جنسیت فرزند در اختیار جوامع قرار می‌دهد، تنظیم خانواده و کنترل جمعیت است. در بسیاری موارد تمایل به داشتن مثلا یک فرزند دختر در یک خانواده سبب می‌شود بارداری دوم، سوم و... به امید دختر شدن فرزند بعدی روی دهد. در حالی‌که با انجام روش‌های مطمئن انتخاب جنسیت، شاید مشکل خانواده در بارداری اول حل شود و بارداری بعدی صورت نگیرد.

دختر میخواهید یا پسر ؟  چاپ

تاریخ : پنجشنبه 1 اسفند ماه سال 1387

 

به قلم : دکتر رویا پورقربان-متخصص زنان و زایمان ( با سپاس فراوان)

دختر میخواهید یا پسر ؟   

این اولین سوالی است که می‌توانم قبل از خواندن این مقاله از شما بکنم، اگر که برای شما پسر یا دختر دار شدن هیچ فرقی باهم ندارند، لازم نیست که این مقاله را بخوانید زیرا در این مقاله تنها قصد داریم که به این موضوع برسیم که چگونه بر اساس انتخاب آگاهانه‌مان پسر یا دختر دار بشویم !

پس بازهم این سوال را از شما می‌پرسم، پسر می‌خواهید یا دختر ؟   ....................

 

برای مطالعه بقیه مقاله لطفاً بر روی "ادامه مطلب" کلیک نماید.

 

 

   چگونه جنسیت فرزندمان را خودمان انتخاب کنیم ؟

در بیشتر خانواده هایی که تازه تشکیل زندگی داده‌اند بین زن و مرد بر سر جنس فرزند اختلاف نظر وجود دارد؛ عده ای طرفدار دختر و عده ای دوستدار پسر هستند شاید هم برای بعضی اشخاص چندان تفاوتی نداشته باشد چون هنوز صاحب هیچ کدام نیستند !

در قدیم چون به نیروی کار مرد بیشتر از زن نیاز بود اگر خانواده‌ای صاحب فرزند پسر نبود برای رسیدن به این نعمت شاید تعداد افراد خانواده به بالاتر از هشت تا هم می رسید تا سرانجام یکی از آنها پسر شود.

این می‌شد که آمار فرزندان یک خانواده بسیار بالا می‌رفت، همچنین خیلی از خانواده‌ها به خاطر این موضوع دچار فروپاشی می‌شدند و این به عنوان یک معضل خیلی از خانواده‌ها را رنج می‌داد.

اما امروزه با استفاده از دانش پزشکی، زیست شناسی (بیولوژی) و علم تغذیه، شما می‌توانید جنسیت فرزندتان را خودتان انتخاب کنید، این یک بلوف اغراق آمیز نیست، باوار کنید !

در این نوشتار سعی بر این داریم که انواع راه‌ها و روشهای انتخاب جنسیت قبل از لقاح را به شما آموزش بدهیم، پس مقاله را تا انتها بخوانید !

انواع راه‌های انتخاب جنسیت قبل از لقاح و تشکیل نطفه

امروزه شما می‌توانید با یک سنوگرافی بعد از هفته 14 بارداری، جنسیت نوزادتان را بفهمید، اما این عمل برای بعضی از خانواده‌ها مطلوب نیست چون شاید نتیجه سنوگرافی بر خلاف علاقه خیلی از والدین باشد.

مثلا والدینی که علاقمند به داشتن پسر هستند، ممکن است در موقع شنیدن جواب سنوگرافی که دختر بودن نوزاد را مشخص می‌کند، شکه بشوند و جا بخورند و آن وقت این رخ داد مایع بی‌میلی والدین نسبت به سرنوشت فرزند در راه و همچنین تکرار بارداری‌های مادر در سال‌های آینده شود.

اما، امروزه با استفاده از علم روز، می‌توانیم با درجه اطمینان بالایی به پسردار شدن یا دختر دار شدن خودتان، حتی قبل از عمل لقاح و آمیزش پی ببرید، برای این کار کافی است که یکی از راه‌های زیر را انتخاب کنید.

1 – روش تغدیه‌ای

2- روش زمان بندی مقاربت ( تعیین زمان تخمک گذاری)

3- روش شستشوی مهبلی ( واژن)

4- روش زمان بندی ماهیانه مقاربت

5 – روش تعیین میزان اسپرم

6- روش نشاندار کردن لیزری گامتها

7- روش PGD – IVF

مکانیسم دختر شدن یا پسر شدن نطفه چیست ؟


مردان کلا دو نوع گامت تولید می‌کنند، یکی گامت ایکس دار (x) و دیگری گامت ایگرگ دار (y)، تفاوت این دو گامت در کروموزوم شماره 23 آنها است، زنها نیز کلا یک نوع گامت تولید می‌کنند و آن نیز فقط کرومزوم شماره 23 x شکل را دارد، اگر که گامت ایکس دار مرد با تخمک ایکس دار زن لقاح کند، فرزند دختر خواهد شد و اگر که گامت ایگرگ دار مرد با تخمک ایکس دار زن لقاح انجام دهد، جنین حاصله پسر خواهد شد.

پس تا اینجا می‌بینیم که پسر یا دختر شدن فرزند بستگی به مرد دارد نه زن و این مرد است که با دو نوع گامت خودش مشخص می‌کند که جنین پسر باشد یا دختر، در شرایط ایده آل شانس پسر یا دختر شدن جنین برابر یعنی 50 – 50 است و بستگی به این دارد که در موقع لقاح کدام اسپرم خودش را زودتر به تخمک برساند تا آن را بارور سازد.

اما در زندگی طبیعی شرایط ایده‌آل کمتر اتفاق می‌افتد و عوامل محیطی بسیاری بر شانس لقاح هریک از اسپرم‌های X دار یا Yدار تاثیر خواهند گذاشت.

عوامل محیطی همچون تغذیه مادر، میزان سلامت روحی روانی او، زمان مقاربت، میزان ph مهبل مادر در هنگام مقاربت، عوامل اجتماعی و … همه و همه می‌توانند در پسر یا دختر دار شدن زن تاثیر بگذارند.

شایان ذکر است که بر طبق مطالعه‌ای که نتایج آن در نشریه آکادمی ملی علوم آمریکا چاپ شده است حاکی است، زنان باردار در دوره‌هایی که با اضطراب شدید مواجه هستند ممکن است به طور ناخواسته به نوعی درگیر انتخاب جنس فرزند شوند.


معمولا به ازای تولد هر یکصد دختر در حدود 104 پسر متولد می‌شوند، اما در دوره‌های بحرانی مانند زمان قحطی، این نسبت کاهش پیدا می‌کند و به نظر می‌رسد جنس مذکر بیشتر ضرر می‌بیند.

بر طبق گزارش بی بی سی نظریه های علمی می‌گوید که به لحاظ تکاملی مزیت داشتن دختر این است که در دوران‌های سخت دخترها ژن پدر و مادر را بهتر منتقل می‌کنند.

همچنین بنا به گزارش پایگاه اینترنتی لها آنلاین دکتر ساره جونز از دانشگاه کنت انگلیس که به تحقیقی پیرامون نقش عوامل محیطی در جنسیت فرزندان پرداخته است، اعلام داشته که زنان ناراضی و بسیار شکایت کننده اغلب دختر می زایند. همچنین دکتر مدحت الشامی، مشاور تغذیه و بهداشت عمومی نیز گفته است که : در طول تاریخ، در دوره هایی زاد و ولد دختر زیاد بوده است و در دوره هایی نیز زاد و ولد پسر و این به مسایل مختلف زیست محیطی برمی گردد.

وی افزوده است که: بدن انسان از تغییرات فیزیولوژیکی و مزاجی بیرون بسیار تاثیر می گیرد و به همین دلیل تولد پسران در دوره های پس از جنگ و در هنگام صلح، افزایش می یابد.

دکتر مهر اکتائی یک متخصص زنان و زایمان در ایران نیز معتقد است که که نژاد سیاه، بچه دار شدن در سن بالای 30 سالگی، تفاوت سنی زیاد بین زن و مرد، آب و هوای گرم، استرس و افسردگی زنان، آلوده کننده های محیطی و مصرف سیگار احتمال دختر دار شدن را زیاد ترمیکند.

بواقع همیشه شرایط نامساعد محیطی منجر به دختر شدن فرزند می‌شود و این شاید فلسفه والایی داشته باشد که به تکامل انسان مربوط می‌شود.

دانشمندان معتقدند که دختران به دلیل اینکه نیروی تولید مثل جامعه هستند، در مواقع بحرانی تعدادشان افزایش می‌یابد زیرا در این مواقع ممکن است 5 دختر متولد شده 5 فرد دیگر را بدنیا بیاورند و 25 فرد جدید تولید کنند، درصورتیکه شاید اگر 5 پسر جای آنها متولد می‌شد امکان افزایش تعداد فرزندان در نسل‌های آتی بسیار پایین تر می‌بود.

اما با این حال در شرایط عادی به ازای هر 100 دختر 104 پسر متولد می‌شود که این نشان دهنده تعادل در چرخه طبیعت است.

در ادامه به شرح دقیق روشهای تعیین جنسیت جنین قبل از لقاح خواهیم پرداخت اما لازم است که بدانید این روشها کلا به دو دسته تقسیم بندی می‌شوند، دسته اول روشهایی هستند که با تغییر شرایط محیطی بدن مادر، امکان پسر یا دختر دار شدن او را افزایش می‌دهند و دسته دوم روش‌های طبی‌اند که توسط متخصصین در آزمایشگاه‌ها و مراکز درمان ناباروری و ژنتیک انجام می‌گیرند، در روش‌های دسته اول نیاز شما به مراجعه به پزشک کمتر است و خودتان می‌توانید دستورالعمل‌ها را اجرا کنید اما در روش‌های دسته دوم باید حتما تحت مراقبت پزشکی قرار بگرید، اما با این حال مزیت روش‌های دسته دوم همچون روش‌های PGD، لقاح مصنوعی IVF و نشاندار کردن لیزری این است که درصد ضریب اطمینان این روش‌ها 100٪ است اما روش‌های دسته اول در بهترین حالت چیزی در حدود 80٪ ضریب اطمینان خواهند داشت. 

 

 

 

ما هر دو روش را برای شما توضیح خواهیم داد و انتخاب را به خودتان واگذار می‌کنیم !

1 – روش تغذیه‌ای

یروی از رژیم غذایی مخصوص برای به دست آوردن فرزند پسر یا دختر از زمان های قدیم معمول بود، ولی از آنجا که مکانیسم و نحوه اثر این روش ناشناخته بود، رژیم های غذایی، متفاوت و گاه متناقض به کار گرفته می شد.

در انسان اگر چه نحو عمل رژیم غذایی و استفاده از رژیم مناسب شناخته نشده ولی حدس زده می شود که ممکن است به علت تغییر متابولیسم تخمک و بخصوص یون‌های سطح خارجی آن در صورتی که تخمک یون مناسب را داشته باشد بتواند اسپرماتوزوئید حامل کروموزوم جنسی y یعنی پسر یا x یعنی دختر را به طرف خود جلب کند.

نتایجی که از به کار بردن این روش گزارش شده، یکنواخت نیست و بعضی از مراکز بین ۸۰ تا ۱۰۰ درصد موفقیت گزارش داده اند، اما این نتایج، زمانی می تواند قابل قبول و قابل اعتماد باشد که رژیم غذایی به تنهایی مورد استفاده واقع شود و سایر روش ها همزمان با این روش به کار گرفته نشود.


روش استفاده از رژیم غذایی استاندار خاصی ندارد و تا حدود زیادی با مواد غذایی معمول در هر کشور ارتباط دارد. ولی نتایج به دست آمده از این تحقیقات، یکنواخت بوده و هدف از آن تغییر تعادل موجود بین یون های منیزیم، سدیم، پتاسیم و کلسیم است.

در این روش آنچه اهمیت دارد نسبت این مواد به یکدیگر و نه مقدار مطلق آنهاست.

بنابراین، رژیم غذایی باید به نحوی انتخاب شود که نه تنها باعث بالا رفتن ماده معدنی مورد نظر نشود بلکه مقدار املاحی را که باعث جلب اسپرماتوزوئید جنسیت مخالف جنین مورد نظر می شود در خون کاهش دهد.

در این روش برای رسیدن به جنین پسر، بالا بودن نسبت سدیم و پتاسیم و کم بودن کلسیم و منیزیوم، متابولیسم تخمک و به خصوص لایه خارجی آ ن را به نحوی تغییر می دهد که اسپرماتوزوئیدهای حامل جنسیت پسر به طرف آن جذب می شوند و به عکس برای جذب اسپرماتوزوئید جنسیت دختر به وسیله تخمک، لازم است میزان کلسیم و منیزیوم خون بالا برود و میزان پتاسیم و سدیم خون پایین بیاید.

در یک مطالعه دقیق که روی ۴۷ نفر زنی که از این رژیم برای به دست آوردن جنسیت مورد نظر استفاده کردند ۴۰ نفر توانستند فرزند پسر به دنیا آورند رژیم فقط لازم است به مدت سه ماه و به خصوص در ماهی که لقاح صورت می گیرد مورد استفاده واقع شود.

این روش فقط لازم است توسط زن اجرا شود زیرا تغییرات یونیک اوول است که اسپرماتوزوئید موردنظر را انتخاب می کند.

استفاده از رژیم با به کاربردن یک دستور آشپزی صورت نمی گیرد بلکه یک نسخه پزشکی محاسبه شده می تواند موثر باشد.

استفاده درازمدت از این رژیم پزشکی اثر سوء بر سلامت مادر و بچه نیز به جای نمی گذارد.

به طور مثال سدیم علاوه بر نمک طعام، در غذاهای دریایی، گوشت، تخم مرغ، شیر، جگر گوساله، هویج، اسفناج وجود دارد و مقدار مصرف روزانه آن معادل ۵/۰ گرم است درصورتی که رژیم های غذایی معمولا تا ۴ برابر این مقدار را به بدن می رسانند.منابع غذایی حاوی پتاسیم در فرآورده هایی مثل گوشت، غلات، میوه ها و سبزی ها وجود دارد.

مقدار نیاز روزانه به پتاسیم یک میلی گرم است اما در رژیم های غذایی معمولا تا ۱۵ برابر این مقدار پتاسیم وجود دارد. کلسیم که مقدار احتیاج روزانه آن در بدن ۸۰۰ میلی گرم در روز است، در فرآورده هایی مثل شیرکاکائو، ماست، بستنی، شلغم، بادام و ساردین وجود دارد. منابع غذایی حاوی منیزیوم نیز شامل قهوه، کاکائو، غلات، سبزی ها، مخمر آبجو، سویا، چغندر، گردو، جوانه گندم است.

در بعضی تحقیقات با این روش تا ۸۵ درصد موفقیت گزارش شده که برای چنین روش ساده، ارزان و بدون ضروری نتیجه بسیار خوبی است. یکی از تغییرات دیگری که در میزان تخمک گذاری صورت می‌گیرد، اضافه شدن مقدار گلوکز در ترشحات مخاطی دهانه رحم در موقع تخمک گذاری است.

بالارفتن مقدار گلوکز در ترشحات دهانه رحم به جذب اسپرماتوزوئیدها کمک می کند و از آنجا که اسپرماتوزوئید پسر از قدرت تحرک بیشتری برخوردار است. مناسب بودن ترشحات دهانه رحم بیشتر به نفع اسپرماتوزوئید پسر است.

از روش تصحیح رژیم گاه در مراکز انتخاب جنسیت در کشورهای انگلستان، فرانسه، کانادا همراه با روش جدا کردن اسپرماتوزوئیدها استفاده می شود ولی در آمریکا کمتر از این روش استفاده می شود.

استفاده از میوه‌های شیرین محتوی گلوکز در روزهای تخمک گزاری، محیط را برای جلب اسپرماتوزوئید y مناسب تر می کند.

چرا که قند خون به سرعت بالا می رود. این غذاها شامل؛ گلوکز، ساکاروز، شربت ذرت، عسل، آب نبات، غلات صبحانه شیرین شده، هویج، بیسکوئیت، سیب زمینی پخته، کشمش، نان گندم سفید، نوشابه های دارای شکر و یا پلیمرهای گلوکز است.

به طور خلاصه غذاهایی که بیشتر برای لقاح پسر مناسب است عبارتند از کلیه و غذاهای شور، موز، خرما، هویج، سیب زمینی، جگر، گوشت و تخم مرغ و غذاهایی که برای دختر مناسب است عبارتند از؛ شیر و فرآورده های آن، ماهی ساردین، خاویار، بادام، کاکائو و جوانه گندم و کلم، کدو و فلفل سبز.


همچنین جالب است که بدانید به گزارش خبرگزاری فرانسه یک بررسی که در انگلیس انجام شده است، نشان می‌دهد رژیم غذایی کم‌انرژی که حداقل کالری، مواد معدنی و مواد مغذی را داشته باشد، با احتمال بیشتری به تولد نوزاد دختر منجر می‌شود.

فیونا ماتیوز از دانشگاه اکستر در انگلیس و همکارانش می‌‌خواستند که دریابند که آیا رژیم غذایی زن تاثیری در جنسیت فرزند او خواهد داشت یا نه.

این پژوهشگران از 740 زن که برای اولین بار باردار شده بودند و از جنسیت جنین خود آگاه نبودند، خواستند تا اطلاعات مشروحی در مورد عادات غذاخوردن خود پیش و از باردارشدن ارائه کنند.این زنان بر حسب میزان کالری دریافتی در حول و حوش زمان لقاح به سه گروه تقسیم شدند.

پنجاه وشش درصد زنان گروهی که بیشترین میزان دریافت کالری را داشتند، نوزاد پسر داشتند، در حالیکه در گروهی که کمترین میزان مصرف غذا را داشتند، این میزان 45 درصد بود.

گروهی که بیشتر نوزاد پسر به دنیا آورده بودند، علاوه بر میزان بیشتر کالری دریافتی، با احتمال بیشتری طیف وسیع‌تری از مواد مغذی از جمله پتاسیم، کلسیم و ویتامین‌های C، E و B12 دریافت کرده بودند.


نسبت نوزاد پسر همچنین برای زنانی که روزانه دست کم یک ظرف غلات صبحانه می‌خوردند، در مقایسه با افرادی که یک ظرف یا کمتر از آنها در هفته می‌خوردند، به شدت بالا می‌رفت.

به گفته این پژوهشگران این یافته‌های غیرمنتظر با تغییر تدریجی به نفع دختران در نسبت‌های جنسی نوزادان تطبیق دارد.

پژوهش‌های قبلی نشان داده است که علیرغم همه‌گیری فزاینده چاقی، میزان میانگین دریافت کالری در اقتصادهای پیشرفته کاهش پیدا کرده است. شمار بزرگسالانی که صبحانه نمی‌‌خورند نیز به میزان قابل‌توجهی افزایش یافته است.

به گفته این پژوهشگران یافته‌های آنها ممکن است توضیح‌دهنده این امر باشد که چرا در کشورهای پیشرفته که زنان جوانان به رژیم‌های کم کالری روی آورده‌اند، جمعیت پسران در حال کاهش است.

دکتر ماتیوز می گوید یافته‌های این بررسی به یک “مکانیسم طبیعی” برای انتخاب جنسیت اشاره می‌کند.

رابطه میان رژیم‌ غذایی غنی و کودکان مذکر ممکن است توضیحی تکاملی داشته باشد.

در اغلب گونه‌ها شما فرزندان مذکر می‌تواند بسیار بیشتر از فرزندان مونث باشد. اما تنها اگر شرایط مطلوب باشد- در شرایط نامطلوب اعضای نر گونه ممکن است اصلا نتوانند جفت‌‌گیری کنند، در حالیکه ماده‌ها به طور مداوم‌تری تولیدمثل می‌کند.

اگر مادر منابع فراوانی در اختیار داشته باشد، صرف منابع در تولید فرزندان مذکر معقول است، زیرا به نسبت به داشتن یک دختر، احتمال بیشتری وجود دارد که برای او نوه‌های بیشتری تولید کند. اما در زمان‌های کمبود منابع، سرمایه‌گذاری بی‌خطرتری است.

پژوهش‌ها در مورد “لقاح آزمایشگاهی”(IVF) نشان‌دهنده آن بوده است که میزان‌های بالاتر گلوکز یا قند، رشد و نموی رویان‌های مذکر را تحریک می‌کند، در حالیکه باعث مهار رشد رویان‌های مونث می‌شود.

اگر که قصد دارید از این روش برای تعیین جنسیت فرزندتان قبل از بارداری استفاده کنید حتما نکات زیرا به خاطر بسپارید :

1 – حتما با یک متخصص زنان زایمان یا حداقل پزشک عمومی تماس بگرید تا یک چکاب کامل بشوید و از نظر بیماری‌هایی مانند سرخچه، دیابت، بیمای‌های ارثی و ژنتیکی و … سلامتی‌تان محرض شود، زیرا در صورت داشتن این بیماری‌ها هم ممکن است رژیم غذایی تاثیر منفی بروی بدن شما بگذارد و هم ممکن است اگر نگذارد این بیماری‌ها بروی جنین و نوزاد آینده شما تاثیر منفی بگذارند، پس حتما با پزشکتان مشورت کنید و اورا از تصمیم خود برای بارداری آگاه سازید تا او نیز اگر داروهای مضری را مصرف می‌کنید قطع یا تعدیل کند.

2- از زمانی که تصمیم میگیرید صاخب فرزند شوید، عادت های خوب را تجربه کرده و عادت های بد را رها کنید. سلامت همسر شما نیز در این چند ماه قبل از حاملگی خیلی مهم است . چون حدود 70 روز طول میکشد تا اسپرم مرد به رشد کامل برسد.

3- در این دوران بیشتر مواظب سلامت خودتان باشید و از انجام رفتارهای پرخطر و تماس با محیط‌هایی که احتمال بیماری شما را افزایش می‌دهند خود داری کنید، بر فرض مثال چنانچه در منزل گربه دارید و میخواهید جای آن را تمیز کنید یا باغبانی کنید. از دستکش استفاده کنید تا احتمال بروز بیماری توکسوپلاسموزیس که گاهی در رشد جنین تاثیر میگذارد کاهش یابد.

4 – برای گرفتن یک رژیم غذایی مناسب و مطلوب حتما با یک متخصص تغذیه تماس بگرید و قصد خود را برای بارداری با ایشان در میان بگذارید و بر طبق جنسی که‌ می‌خواهید بدنیا آورید با او مشورت کنید.  

 

 2- روش زمان بندی مقاربت ( تعیین زمان تخمک گذاری)

برای استفاده از روش زمان بندی کافی است نگاهی به خصوصیات تخمک (X) و دو نوع اسپرم حاوی کروموزومهای X و Y در آقایان بیندازیم.

می دانیم که خانمها هر ماه در اواسط سیکل خود یک یا چند تخمک که از نظر جنسی فقط X هستند تولید می کنند و در مقابل آقایان دارای دو نوع اسپرم X و Y هستند در واقع این مرد است که جنسیت سلول تخم را تعیین می کند به شکلی که اگر تخمک X با اسپرمY لقاح یابد سلول تخم مونث شده و اگر تخمکX با اسپرم Y لقاح یابد سلول تخم مذکر می‌شود.تخمک یک سلول درشت است که حدود ۰.۱ میلی متر قطر دارد و با چشم غیر مسلح هم قابل مشاهده می باشد .حرکت آن بسیار کم و سنگین است و در حدود ۷۲ ساعت می تواند در شرایط رحم زنده بماند. آقایان دارای دو نوع اسپرم هستند اسپرمی که حاوی کروموزوم X است و اسپرمی که حاوی کروموزوم Y است.

اسپرمX دارای سر بیضی بوده درشت تر و سنگین تر و با حرکت کمتری نسبت به اسپرم Y است و طول عمر آن بیشتر است. اسپرمYکوچکتر، فرزتر و با سرعت بیشتری می باشد و دارای دم بلندتری است سر آن نیز گرد است ولی طول عمر آن کوتاه تر است و بسیار کم جان تر و ضعیفتر است. در واقع تفاوت این دو نوع اسپرم است که پایه و اساس انتخاب جنسیت را تشکیل می دهد و تمام روشهای انتخاب جنسیت در دنیا مبتنی بر این تفاوتها می باشد. یک نکته مهم این است که اگر چه اسپرمهای Y کم جانتر و دارای عمر کوتاه تری هستند ولی تعداد اسپرمهای این نوع بسیار بیشتر از اسپرمهایX است و این جبران کننده نقطه ضعف آنهاست . و موجب یکسان شدن تعداد موالید دختر و پسر می شود. اسپرمهایY نسبت به محیط اسیدی بسیار حساس هستند و سریعا در این محیطها از بین می روند و در مقابل اسپرمهایX در این محیطها مقاومت بیشتری دارند و به این علت در تعیین جنسیت از شستشوهای اسیدی یا قلیایی استفاده می شود.

طبق مطالب فوق یکی از مهمترین نکات در تعیین جنسیت، تعیین زمان تخمک گذاری می باشد و اگر مقاربت در حوالی زمان تخمک گذاری صورت گیرد، پسر بدنیا خواهد آمد چرا که در زمان تخمک گذاری ترشحات دهانه رحم از همیشه قلیایی تر و رقیق تر است و ارتجاع پذیر تر است و حرکت اسپرمهایY را بسیار سهل و آسان می کنداما اگر مقاربت ۳ تا ۴ روز بعد یا قبل از تخمک گذاری اتفاق بیافتد شانس پسر شدن بشدت کاهش می یابد و احتمال دختر زیاد می شود.  

یکی دیگر از مواردی که در انتخاب جنسیت می توان از آن بهره جست ارگاسم زن ( رسیدن زن به اوج نقطه لذت جنسی را گویند ) در هنگام مقاربت است. می دانیم که در هنگام ارگاسم زنانه ترشحات با PH قلیایی از دهانه واژن ترشح می شود که همزمان با انقباضات عضلات واژن باعث بالا راندن اسپرمهای پسر و کمک به حرکت ان اسپرمها به سمت رحم می شود و این مورد به زوجهای خواهان فرزند پسر پیشنهاد می شود. پس بهتر است که اگر پسر می‌خواهید روابط عاشقانه تری در هنگام رابطه جنسی با همسرتان داشته باشید !

در این روش خانمها باید حتما با مراجعه به یک سونوگرافیست و متخصص زنان و زایمان، ابتدا روش اندازه‌گیری حرارات رحم و تعیین زمان تخمک ‌گذاری را آموزش ببینند که با توجه به توضیحاتی که متخصصین به مراجعه کنندگانشان می‌دهند این کار بسیار راحت است، سپس پس از یادگیری روش فوق اولین روز پریود خود را یادداشت کنند و بعد باید هر روز دمای بدن خود را انداه گیری و یادداشت کند. تا روزی که دمای بدن او 5/0 تا یک درجه افزایش پیدا کند. آن روز روز تخمک گذاری است. در صورتی که لقاح تا 48 ساعت قبل از تخمک گذاری انجام شود، 80 درصد احتمال دارد که فرزند دختر شود و در صورتی که این اتفاق درست همزمان با تخمک گذاری انجام گیرد. 80 درصد احتمال پسر دار شدن بیشتر وجود دارد.

همچنین یاداوری این نکته برای خانم‌های جوانی که هنوز روش اندازه گیری حرارات رحمی را یاد ندارند ضروری است که 3-5 روز بعد از پاک شدن از عادت ماهیانه سونوگرافی واژینال انجام دهند ( در طول این مدت هیچ نزدیکی نداشته باشند تا رحم از هر گونه اسپرمی مبرا باشد ) تا اندازه فولیکولشان معلوم شود به این طریق سونوگرافیست زمان نسبی آزادسازی آن را از روی اندازه‌اش به ایشان میگوید زمانی را که دکتر به ایشان گفت یک روز بعدش را می‌توانند در نظر بگیرند ( برای اطمینان بیشتر یک روز بعد را بگیرند چون اگر تخمک از فولیکول ازاد شده باشد تا 48 ساعت زنده میماند ) و نزدیکی ( درحین نزدیکی ار زوش شستشوی مهبلی نیز استفاده کنند ) انجام دهند چون سرعت y بیشتر از x است جنین حاصله پسر میشود.

در صورتیکه اگر قبل از آزاد شدن تخمک اسپرمی در رحم بود چون عمر y ها کوتاه , عمر x ها طولانی تر است ؛ x ها تخمک را بارور و جنین دختر میشود.

3 – روش شستشوی مهبلی

همانطور که در قبل گفتیم میزان PH واژن نقش بسیار تعیین کننده‌ای در پسر یا دختر دار شدن مادر بازی می‌کند، بطوریکه اگر PH واژن قلیایی باشد به دلیل اینکه اسپرم Y دار خیلی سریعتر می‌تواند در این PH حرکت کند و همینطور این نوع اسپرم در این محیط امکان زنده ماندش بیشتر است، پس در این شرایط احتمال اینکه اسپرمY دار بتواند تخمک را بارور کند بسیار بالاست، همچنین در شرایطی کهPH واژن اسیدی باشد، امکان دختر دارشدن زیاد تر است چون اسپرم Y دار که عامل پسر دار شدن است در PH اسیدی خیلی سریع از بین می‌رود و می‌میرد و نمی‌تواند با سرعت خودش را به تخمک برساند، برای همین اینجا مزیبت با اسپرم X دار است که هم با شرایط اسیدی سازگار است و هم طول عمر بیشتری دارد.

معمولا در روز تخمک گذاری و حتی 48 ساعت پس از تخمک گذاری، PH واژن قلیایی است، برای همین است که توصیه می‌شود در این موقع برای پسر دار شدن آمیزش شود، اما بعد از سپری شدن این زمان PH واژن به مرور اسیدی‌تر می‌شود این پون مثبتی برای دختر دار شدن است، پس اگر می‌خواهید دختر دار شوید یا 48 ساعت قبل یا بعد از تخمک گذاری آمیزش داشته باشید تا از این مورد اطمینان حاصل کنید.

متخصصین زنان زایمان برای اینکه PH واژن را بطور مصنوعی قلیایی یا اسیدی کنند، توصیه میکنند که ضمن استفاده از روش تعیین زمان تخمک گذاری، اگر که فرد می‌خواهد پسر دار شود از محلول جوش شیرین رقیق شده برای شستشوی واژن پیش از نزدیکی استفاده کنند تا احتمال پسر دار شدن در زمان 48 ساعت پس از تخمک گذاری به بالای 80٪ برسد زیرا این محلول PH واژن را به شدت قلیایی می‌کند، همچنین برای دختر دار شدن باید از محلول رقیق شده سرکه سفید استفاده کرد تا PH واژن اسیدی‌تر شود.

توصیه ما به شما این است که قبل از تهیه این محلولها و برای آموزش شستشوی مهبل با آنها، حتما با یک ماما یا متخصص زنان و زایمان تماس حاصل بفرمایید.

4- روش زمان بندی ماهیانه مقاربت

از روشهای دیگر در تعیین جنسیت استفاده می شود با استفاده از جداولی، سن مادر را با حاملگی در نظر می گیرند و بر این اساس مشخص می شود که بارداری در هر ماه که اتفاق بیفتد احتمال کدام فرزند بیشتر است. مثلا مادری ۳۰ ساله است اگر در ماه اردیبهشت باردار شود جنین حاصله دختر خواهد بود.

در این روش بیشتر عوامل محیطی مانند آب و هوا، شرایط فیزیولوژیکی مادر در طول‌ ماه‌های مختلف سال و سن مادر را مورد ارزیابی قرار می‌دهند.

همینطور جالب است که بدانید بر طبق گزارش نشریه معتبر پزشکی “The British Medical Journal” زنانی که دیرتر حامله می‌شوند احتمال پسرزایی‌شان بیشتر است.

برای اطلاعات بیشتر از این روش نیز باید با یک متخصص زنان زایمان تماس بگیرید و از او مشاوره بخواهید.

5 – روش تعیین میزان اسپرم

در زوجهایی که ۲ یا بیش از ۲ فرزند دختر دارند و خواهان پسر می‌باشند مرد باید یک آزمایش شمارش اسپرمی بدهد چرا که اگر تعداد اسپرمهای مرد در یک سی سی کمتر از ۲۰ میلیون باشد احتمال دختر دار شدن ۸۰% و اگر زیر ۵ میلیون باشد این احتمال ۱۰۰% خواهد بود. کلا هر اتفاقی که باعث افزایش اسپرمها شود به نفع پسر شدن است و برعکس به نفع دختر شدن.

پس آقایانی که مشاهده می‌کنند تعداد فرزندان دخترشان بیش از فرزندان پسرشان است و یا شاید اصلا فرزند پسری ندارند، باید ابتدا با یک متخصص ارئولوژی تماس بگیریند و این تست را انجام بدهند، اگرکه تست فوق کاهش تعداد اسپرم در مایع منی را نشان داد می‌توانند از تجویزات پزشک معالجشان برای افزایش میزان اسپرم استفاده کنند، همچنین این افراد می‌توانند از روشهای نشاندارکردن لیزری و PGD – IVF برای رفع مشکلشان استفاده نمایند.

6- روش نشاندار کردن لیزری گامتها :

در این روش سلولهای جنسی مردانه (اسپرم) حاوی کروموزوم X توسط لیزر نشان‌دار شده سپس توسط دستگاهی این سلولها از سلولهای جنسی (اسپرم) حاوی Y بی‌نشان جدا می‌شوند. و سپس بنا به علاقه والدین اگر که دختر بخواهند اسپرم X دار و اگر پسر بخواهند اسپرم Y دار با تخمک لقاح داده می‌شود که معمولا یا از روش IVF برای لقاح استفاده می‌کنند و یا اسپرمها را به رحم مادر تزریق می‌کنند.

7- روش PGD – IVF :

‪ (Preimplantation Genetic Diagnosis) PGDیا تعیین جنسیت جنین قبل از تولد، روشی است که هم در مورد تعیین جنسیت جنین به واسطه علاقه والدین به یک جنس خاص و هم به علت انتقال بیماری‌های ژنتیکی وابسته به جنسیت خاصی همچون هموفیلی و … استفاده می‌شود.

تشخیص پیش از لانه‌گزینی امر جدیدی است که بیش از 10 سال قدمت ندارد اما با پیشرفت علوم زیستی و پزشکی به یکی از مطمئن‌ترین روشها در زمینه تشخیص اختلالات ژنتیکی قبل از تولد و همچنین تعیین جنسیت جنین تبدیل شده است.

در حال حاضر این روش در کشورهایی مانند آمریکا، انگلستان، آلمان، ایتالیا و … در مورد بیماری‌های خاص مورد استفاده قرار می‌گیرد و الان یکی دوسالی نیز است که این روش در ایران مورد استفاده قرار گرفته است و پژوهشگرانی همچون دکترملک منصور اقصی (عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و متخصص زنان و زایمان و عضو تیم IVF بیمارستان مهر تهران) و دکتر صادقی (عضو هیات علمی پژوهشکده ابن‌سینا) و بسیاری دیگر از متخصصین پیشروی زنان و زایمان و درمان ناباروری ایران، به کار گرفته می‌شود.

در حال حاضر ‪ PGDتنها روش ممکن برای زوجینی است که در معرض داشتن فرزند مبتلا به بیماری‌های ژنتیکی قرار دارند و در ضمن به دلایل قانونی، مذهبی و … نمی‌توانند سقط جنین را در صورت مبتلا بودن جنین به بیماری‌های ژنتیکی تجربه نمایند. این روش می‌تواند رویای افرادی که به دلیل اختلاف ژنتیکی و خطر بیماری‌های وابسطه به جنس و ارتباط‌های فامیلی نمی‌توانند با هم ازدواج کنند و بچه‌دار شوند را تا حدودی محقق می‌کند.

علاوه بر استفاده از این روش در مورد بیماری‌های ژنتیکی، در افرادی نیز که به جنسیت خاصی علاقه دارند نیز از این روش استفاده می‌شود به اینصورت که زوجی با داشتن مثلا چند پسر یا دختر خواهان داشتن فرزندی با جنسیتی غیر از آنچه که دارند هستند.

 

اما متاسفانه روش PGD یک روش بسیار سخت و گرانقیمت است و در این روش با توجه به اینکه برای انتخاب جنسیت مورد نظر باید تعدادی از سلول‌ها را حذف کرد برای زوجینی که دارای مشکلات ناباروی هستند به هیچ عنوان مورد استفاده قرار نمی‌گیرد زیرا انجام این روش مستلزم حذف نیمی از تخمک و اسپرمهای حاوی جنسیت غیر دلخواه است که شانس و احتمال باروری و بچه‌دار شدن آنها را کاهش می‌دهد.

هزینه این عمل بسیار بالاست و خیلی از افراد توانایی پرداخت هزینه این عمل را که حداقل حدود یک و نیم تا دو میلیون تومان است، ندارند.

در این روش ابتدا متخصصین با تزریق آمپول‌های تحریک کننده‌ای به بدن زن، اورا وادار می‌کنند که بر خلاف سیکل طبیعی بدنش که در طول هر دوره عادت ماهیانه فقط یک تخمک از بدن آزاد می‌کند، هر دفعه 14 تا 16 تخمک آزاد کند، سپس این تخمک‌ها بازیافت می‌شوند و با نمونه‌گیری از مرد و تزریق اسپرم به این تخمک‌ها عمل لقاح آزمایشگاهی انجام می‌گردد.

سپس متخصصین جنین را در شرایطی همانند شرایط رحم مادر، به مدت چند روز ( معمولا 72 ساعت ) نگاه می‌داند تا جنین به مرحله 8 سلولی برسد، در این هنگام متخصص یک سلول را از جنین 8 سلولی جدا می‌کند و مورد آزمایش قرار می‌دهد، اگر جنین از نظر ژنتیکی و بیماری‌های خاص مشکلی نداشت، این جنین را در لوله تخمدان یا رحم جایگزینی می‌کنند. قابل ذکر است که در این مرحله می‌توان جنسیت جنین را نیز تعیین کرد و به دلخواه زوجین، جنین پسر یا دختر را در رحم مادر جایگزینی نمود.

گرچه که مراحل گفته شده در بالا شاید ساده به نظر برسند، اما این روش بسیار هزینه‌بر و سخت است اما دقت بسیار بالایی دارد ( درحدود 100٪ )، معذالک این روش خطرات بسیاری نیز دارد ازجمله برای زنان زایا و سالم، چونکه بمباران هورمونی تخمدان برای تغییر سیلک طبیعی، خود ممکن است منجر به اختلالات تناسلی – عصبی در زن شود.

منتها با استفاده از این روش گران قیمت فرد می‌تواند هم به طور 100٪ جنسیت فرزندش را انتخاب کند و هم از سلامت ژنتیکی او اطمینان حاصل کند، همچنین بنا به تمایل زوجین می‌توان دو قلو یا چند قلو نیز بدنیا آورد چون اگر تعداد تخمک‌ها و جنین‌های سالم زیاد باشند، میتوان با جایگزینی چندین جنین در رحم مادر، منتظر بدنیا آمدن چند قلوها شد.

مخالفین و موافقین تعیین جنسیت قبل از لقاح

منتقدان استفاده از این روش‌ها برای انتخاب جنسیت قبل از لقاح ( و نه در موارد پزشکی ) معتقدند که این روش‌ها منجر به تبعیض جنسیتی و برهم زدن تعادل جنسیتی جامعه می‌شود (بخصوص به ضرر دختران) و برای همین این اعمالی همچون PGD و IVF به غیراز موارد پزشکی در کشورهایی همچون استرالیا، کانادا و چین ممنوع است، اما کشورهایی همچون آمریکا و ایران این اعمال را با در نظر گرفتن علاقه والدین انجام می‌دهند.

استدلال موافقین از جمله دکتر ارگاردال از مرکز پزشکی دانشگاه Giessn در آلمان در باره این عمل، این است که افراد بسیار کمی امکان استفاده از این عمل را ( که نیاز به مراکز تخصصی و هزینه فروان دارد ) دارا می‌باشند و این عده اندک هیچ تاثیری نمی‌تواند در کل جمعیت یک جامعه یا جمعیت 6 میلیاردی جهان بگذارد.

یکی از پزشکانی که در قبال 20 هزار‌دلار، جنسیت جنین را تعیین می‌کند، معتقد است که فقط به تعادل جنسیتی در خانواده‌ها و طبیعت کمک می‌کند. او می‌گوید : ‌” چینی‌ها پسر می‌خواهند و کانادایی‌ها دختر واین درهر کشور متفاوت است. اما در نهایت وقتی تعداد درخواست مراجعه‌کنندگان را با هم جمع می‌کنیم، نسبت دختر‌خواهی به پسر‌خواهی 50-50 است. ”

پزشکان امریکایی معتقدند که با این راه، می‌توان از بروز مشکل دخترکشی در هند و چین جلوگیری کرد.

همچنین متخصصین داخلی نیز معتقدند که این روش‌ها می‌توانند در مواقعی که خانواده‌ها دچار بحران‌های روحی- روانی ناشی از نداشتن فرزند از یک جنس خاص هستند، نیز می‌تواند هم مشکلات خانواده‌ها را بر طرف کند و هم از بارداری‌های مکرر جلوگیری کند.

استدلال متخصصین داخلی این است که ممکن است که یک خانواده پسر دوست فرزند اولشان پسر نشود، برای همین این خانواده اقدام به بارداری‌های بعدی می‌کند و این عمل ممکن است تا 8 یا 7 تولد انجام بگیرد و فرد بازهم به جنس مطلوبش نرسد، این روشها می‌تواند از انجام این بارداری‌های تکراری جلوگیری کند، همچنین در زمانه فعلی که ضرورت تنظیم خانواده بسیار مهم است، خیلی از خانواده‌ها تمایل دارند دو فرزند از هر دوجنس داشته باشند و روش‌های تعیین جنسیت قبل از لقاح می‌تواند به رویای این خانواده‌ها تحقق ببخشد و بر اساس علاقه‌ آنها جنس فرزند را مشخص کند.

نتیجه گیری:

در پایان جا دارد این توضیح را بدهم که همه چیز در حقیقت در دستان آن یگانه هستی موجود است و اگرکه او اراده کند هر چیزی تحقق می‌پزیرد و همه این روش‌ها تنها واسطه‌هایی هستند برای رسیدن شما به علایقتان که آنها هم اگر مشیت خداوند را نداشته باشند، بی حاصل اند.

چه آنکه خدواند حکمتی در پسر دار نشدن یا دختر دار نشدن خانواده‌ای داشته باشد که نمی‌خواهد آن خانواده پسر دار یا دختر دار شود، شاید اگر آن خانواده پسر دار یا دختر دار شود این پسر یا دختر مایه مفسده برای والدینش شود و یا هر احتمال دیگری که از قدرت ذهن ما دور است، بر همین اساس اگر که به مشیت الاهی اعتقاد دارید و جنسیت فرزند برایتان مهم نیست می‌توانید از هیچ کدام از این روشها استفاده نکنید و به دنبال تقدیرتان بروید، منتها اگر دوست دارید که خودتان رقم بزنید که فرزندتان از چه جنسی باشد، می‌توانید از روش‌های فوق برای انتخاب جنسیت فرزندان خود استفاده کنید.

اما همواره قدرت لایزال آن قادر حکیم را فراموش نکنید و با دعا و طلب خیر برای فرزندانتان از او بخواهید که فرزندانی نیکو صفت و پاک به شما دهد تا میراثی جاوادنه برایتان باشند، در متون مذهبی ما دعاهای بسبیاری وجود دارد که همه بر طلب خیر برای فرزندان دلالت دارند. پس چه نیک است که ما نیز به استعانت از بزرگان دینی مان برای فرزندانمان دست به دعا ببریم.

توصیه‌های پایانی :

توصیه پایانی من به شما اینست که همیشه بعد از توکل به خدا از علم روز و متخصصین امر استفاده کافی و لازم را برای حل مسائل زندگی‌تان ببرید، در این زمینه‌هم بر طبق روشی که انتخاب می‌کنید شما باید حتما با یک مشاور تغذیه‌ای (در صورت انتخاب روش تغذیه‌ای) و یک متخصص زنان و زایمان و یا ماما و سنوگرافیست ماهر( درصورت انتخاب روشهای شستشوی مهبلی و تعیین زمان تخمک گذاری) و یک متخصص ژنتیک و درمان ناباروری و زایمان ( در صورت انتخاب روشهای PGD-IVF و نشاندار کردن لیزری )، حتما تماس حاصل بفرمایید تا بتوانید با اطمینان بیشتری و بدون هراس از عوارض جانبی به این اعمال مبارت ورزید.

آموزش تعیین جنسیت فرزند قبل از لقاح

 

پسر می‌خواهید یا دختر؟

این اولین سوالی است که می‌توانم قبل از خواندن این مقاله از شما بکنم، اگر که برای شما پسر یا دختر دار شدن هیچ فرقی باهم ندارند، لازم نیست که این مقاله را بخوانید زیرا در این مقاله تنها قصد داریم که به این موضوع برسیم که چگونه بر اساس انتخاب آگاهانه‌مان پسر یا دختر دار بشویم !
پس بازهم این سوال را از شما می‌پرسم، پسر می‌خواهید یا دختر ؟

چگونه جنسیت فرزندمان را خودمان انتخاب کنیم ؟

در بیشتر خانواده هایی که تازه تشکیل زندگی داده‌اند بین زن و مرد بر سر جنس فرزند اختلاف نظر وجود دارد؛ عده ای طرفدار دختر و عده ای دوستدار پسر هستند شاید هم برای بعضی اشخاص چندان تفاوتی نداشته باشد چون هنوز صاحب هیچ کدام نیستند !
در قدیم چون به نیروی کار مرد بیشتر از زن نیاز بود اگر خانواده‌ای صاحب فرزند پسر نبود برای رسیدن به این نعمت شاید تعداد افراد خانواده به بالاتر از هشت تا هم می رسید تا سرانجام یکی از آنها پسر شود.
این می‌شد که آمار فرزندان یک خانواده بسیار بالا می‌رفت، همچنین خیلی از خانواده‌ها به خاطر این موضوع دچار فروپاشی می‌شدند و این به عنوان یک معضل خیلی از خانواده‌ها را رنج می‌داد.
اما امروزه با استفاده از دانش پزشکی، زیست شناسی (بیولوژی) و علم تغذیه، شما می‌توانید جنسیت فرزندتان را خودتان انتخاب کنید، این یک بلوف اغراق آمیز نیست، باوار کنید !
در این نوشتار سعی بر این داریم که انواع راه‌ها و روشهای انتخاب جنسیت قبل از لقاح را به شما آموزش بدهیم، پس مقاله را تا انتها بخوانید !

انواع راه‌های انتخاب جنسیت قبل از لقاح و تشکیل نطفه

امروزه شما می‌توانید با یک سنوگرافی بعد از هفته ۱۴ بارداری، جنسیت نوزادتان را بفهمید، اما این عمل برای بعضی از خانواده‌ها مطلوب نیست چون شاید نتیجه سنوگرافی بر خلاف علاقه خیلی از والدین باشد.
مثلا والدینی که علاقمند به داشتن پسر هستند، ممکن است در موقع شنیدن جواب سنوگرافی که دختر بودن نوزاد را مشخص می‌کند، شکه بشوند و جا بخورند و آن وقت این رخ داد مایع بی‌میلی والدین نسبت به سرنوشت فرزند در راه و همچنین تکرار بارداری‌های مادر در سال‌های آینده شود.
اما، امروزه با استفاده از علم روز، می‌توانیم با درجه اطمینان بالایی به پسردار شدن یا دختر دار شدن خودتان، حتی قبل از عمل لقاح و آمیزش پی ببرید، برای این کار کافی است که یکی از راه‌های زیر را انتخاب کنید.

۱ – روش تغدیه‌ای

۲- روش زمان بندی مقاربت ( تعیین زمان تخمک گذاری)

۳- روش شستشوی مهبلی ( واژن)

۴- روش زمان بندی ماهیانه مقاربت

۵ – روش تعیین میزان اسپرم

۶- روش نشاندار کردن لیزری گامتها

۷- روش PGD – IVF

مکانیسم دختر شدن یا پسر شدن نطفه چیست ؟

قبل از توضیح روش‌های نام برده شده، ابتدا جادارد که یک توضیح مختصر در مورد فرایند لقاح بدهیم تا بهتر بتوانیم مطلب را خلط کنیم.

بر طبق طبیعت انسانی مردان دارای اندام جنسی مردانه و زنان دارای اندام جنسی زنانه هستند، این اندام‌ها هرکدامشان کار بخصوص را انجام می‌دهند و در حقیقت مکمل یکدیگر محسوب می‌شوند.

اندام جنسی مردانه اسپرم تولید می‌کند و اندام جنسی زنانه تخمک، مرد اسپرم تولید شده در بیضه‌هایش را توسط مایع منی و آلت تناسلی‌اش به مهبل زن وارد می‌کند، این اسپرم‌های تولید شده بعد از انزال در مهبل زن باقی می‌مانند و عده‌ای از آنها موفق می‌شوند از مجرای دهانه رحم که در داخل مهبل زن قرار دارد، عبور کنند.

رحم که اندام تولید مثلی زن است، یک اندام گلابی شکل است که انتهای گلابی شکل آن رو به پایین است.

اسپرم بعد از وارد شدن به رحم زن در طول آن حرکت می‌کند و بالا می‌رود، اگر در این هنگام تخمکی در رحم زن موجود باشد، عمل لقاح از بهم پیوستن دو گامت تکمیل می‌شود و جنین تشکیل می‌گردد، این جنین اگر که در داخل رحم مادر لانه‌گزینی کند، سبب بارداری مادر و تولد نوزاد خواهد شد و اگر نتواند لانه‌گزینی کند از بدن دفع خواهد گشت.

مردان کالا دو نوع گامت تولید می‌کنند، یکی گامت ایکس دار (x) و دیگری گامت ایگرگ دار (y)، تفاوت این دو گامت در کروموزوم شماره ۲۳ آنها است، زنها نیز کلا یک نوع گامت تولید می‌کنند و آن نیز فقط کرومزوم شماره ۲۳ x شکل را دارد، اگر که گامت ایکس دار مرد با تخمک ایکس دار زن لقاح کند، فرزند دختر خواهد شد و اگر که گامت ایگرگ دار مرد با تخمک ایکس دار زن لقاح انجام دهد، جنین حاصله پسر خواهد شد.

پس تا اینجا می‌بینیم که پسر یا دختر شدن فرزند بستگی به مرد دارد نه زن و این مرد است که با دو نوع گامت خودش مشخص می‌کند که جنین پسر باشد یا دختر، در شرایط ایده آل شانس پسر یا دختر شدن جنین برابر یعنی ۵۰ – ۵۰ است و بستگی به این دارد که در موقع لقاح کدام اسپرم خودش را زودتر به تخمک برساند تا آن را بارور سازد.

اما در زندگی طبیعی شرایط ایده‌آل کمتر اتفاق می‌افتد و عوامل محیطی بسیاری بر شانس لقاح هریک از اسپرم‌های X دار یا Yدار تاثیر خواهند گذاشت.

عوامل محیطی همچون تغذیه مادر، میزان سلامت روحی روانی او، زمان مقاربت، میزان ph مهبل مادر در هنگام مقاربت، عوامل اجتماعی و … همه و همه می‌توانند در پسر یا دختر دار شدن زن تاثیر بگذارند.

شایان ذکر است که بر طبق مطالعه‌ای که نتایج آن در نشریه آکادمی ملی علوم آمریکا چاپ شده است حاکی است، زنان باردار در دوره‌هایی که با اضطراب شدید مواجه هستند ممکن است به طور ناخواسته به نوعی درگیر انتخاب جنس فرزند شوند.
معمولا به ازای تولد هر یکصد دختر در حدود ۱۰۴ پسر متولد می‌شوند، اما در دوره‌های بحرانی مانند زمان قحطی، این نسبت کاهش پیدا می‌کند و به نظر می‌رسد جنس مذکر بیشتر ضرر می‌بیند.

بر طبق گزارش بی بی سی نظریه های علمی می‌گوید که به لحاظ تکاملی مزیت داشتن دختر این است که در دوران‌های سخت دخترها ژن پدر و مادر را بهتر منتقل می‌کنند.

همچنین بنا به گزارش پایگاه اینترنتی لها آنلاین دکتر ساره جونز از دانشگاه کنت انگلیس که به تحقیقی پیرامون نقش عوامل محیطی در جنسیت فرزندان پرداخته است، اعلام داشته که زنان ناراضی و بسیار شکایت کننده اغلب دختر می زایند.

همچنین دکتر مدحت الشامی، مشاور تغذیه و بهداشت عمومی نیز گفته است که : در طول تاریخ، در دوره هایی زاد و ولد دختر زیاد بوده است و در دوره هایی نیز زاد و ولد پسر و این به مسایل مختلف زیست محیطی برمی گردد.

وی افزوده است که: بدن انسان از تغییرات فیزیولوژیکی و مزاجی بیرون بسیار تاثیر می گیرد و به همین دلیل تولد پسران در دوره های پس از جنگ و در هنگام صلح، افزایش می یابد.

دکتر مهر اکتائی یک متخصص زنان و زایمان در ایران نیز معتقد است که که نژاد سیاه، بچه دار شدن در سن بالای ۳۰ سالگی، تفاوت سنی زیاد بین زن و مرد، آب و هوای گرم، استرس و افسردگی زنان، آلوده کننده های محیطی و مصرف سیگار احتمال دختر دار شدن را زیاد ترمیکند.

بواقع همیشه شرایط نامساعد محیطی منجر به دختر شدن فرزند می‌شود و این شاید فلسفه والایی داشته باشد که به تکامل انسان مربوط می‌شود.

دانشمندان معتقدند که دختران به دلیل اینکه نیروی تولید مثل جامعه هستند، در مواقع بحرانی تعدادشان افزایش می‌یابد زیرا در این مواقع ممکن است ۵ دختر متولد شده ۵ فرد دیگر را بدنیا بیاورند و ۲۵ فرد جدید تولید کنند، درصورتیکه شاید اگر ۵ پسر جای آنها متولد می‌شد امکان افزایش تعداد فرزندان در نسل‌های آتی بسیار پایین تر می‌بود.

اما با این حال در شرایط عادی به ازای هر ۱۰۰ دختر ۱۰۴ پسر متولد می‌شود که این نشان دهنده تعادل در چرخه طبیعت است.

در ادامه به شرح دقیق روشهای تعیین جنسیت جنین قبل از لقاح خواهیم پرداخت اما لازم است که بدانید این روشها کلا به دو دسته تقسیم بندی می‌شوند، دسته اول روشهایی هستند که با تغییر شرایط محیطی بدن مادر، امکان پسر یا دختر دار شدن او را افزایش می‌دهند و دسته دوم روش‌های طبی‌اند که توسط متخصصین در آزمایشگاه‌ها و مراکز درمان ناباروری و ژنتیک انجام می‌گیرند، در روش‌های دسته اول نیاز شما به مراجعه به پزشک کمتر است و خودتان می‌توانید دستورالعمل‌ها را اجرا کنید اما در روش‌های دسته دوم باید حتما تحت مراقبت پزشکی قرار بگرید، اما با این حال مزیت روش‌های دسته دوم همچون روش‌های PGD، لقاح مصنوعی IVF و نشاندار کردن لیزری این است که درصد ضریب اطمینان این روش‌ها ۱۰۰٪ است اما روش‌های دسته اول در بهترین حالت چیزی در حدود ۸۰٪ ضریب اطمینان خواهند داشت.

ما هر دو روش را برای شما توضیح خواهیم داد و انتخاب را به خودتان واگذار می‌کنیم !

۱ – روش تغذیه‌ای

پیروی از رژیم غذایی مخصوص برای به دست آوردن فرزند پسر یا دختر از زمان های قدیم معمول بود، ولی از آنجا که مکانیسم و نحوه اثر این روش ناشناخته بود، رژیم های غذایی، متفاوت و گاه متناقض به کار گرفته می شد.

در انسان اگر چه نحو عمل رژیم غذایی و استفاده از رژیم مناسب شناخته نشده ولی حدس زده می شود که ممکن است به علت تغییر متابولیسم تخمک و بخصوص یون‌های سطح خارجی آن در صورتی که تخمک یون مناسب را داشته باشد بتواند اسپرماتوزوئید حامل کروموزوم جنسی y یعنی پسر یا x یعنی دختر را به طرف خود جلب کند.

نتایجی که از به کار بردن این روش گزارش شده، یکنواخت نیست و بعضی از مراکز بین ۸۰ تا ۱۰۰ درصد موفقیت گزارش داده اند، اما این نتایج، زمانی می تواند قابل قبول و قابل اعتماد باشد که رژیم غذایی به تنهایی مورد استفاده واقع شود و سایر روش ها همزمان با این روش به کار گرفته نشود.

روش استفاده از رژیم غذایی استاندار خاصی ندارد و تا حدود زیادی با مواد غذایی معمول در هر کشور ارتباط دارد. ولی نتایج به دست آمده از این تحقیقات، یکنواخت بوده و هدف از آن تغییر تعادل موجود بین یون های منیزیم، سدیم، پتاسیم و کلسیم است.
در این روش آنچه اهمیت دارد نسبت این مواد به یکدیگر و نه مقدار مطلق آنهاست.

بنابراین، رژیم غذایی باید به نحوی انتخاب شود که نه تنها باعث بالا رفتن ماده معدنی مورد نظر نشود بلکه مقدار املاحی را که باعث جلب اسپرماتوزوئید جنسیت مخالف جنین مورد نظر می شود در خون کاهش دهد.

در این روش برای رسیدن به جنین پسر، بالا بودن نسبت سدیم و پتاسیم و کم بودن کلسیم و منیزیوم، متابولیسم تخمک و به خصوص لایه خارجی آ ن را به نحوی تغییر می دهد که اسپرماتوزوئیدهای حامل جنسیت پسر به طرف آن جذب می شوند و به عکس برای جذب اسپرماتوزوئید جنسیت دختر به وسیله تخمک، لازم است میزان کلسیم و منیزیوم خون بالا برود و میزان پتاسیم و سدیم خون پایین بیاید.

در یک مطالعه دقیق که روی ۴۷ نفر زنی که از این رژیم برای به دست آوردن جنسیت مورد نظر استفاده کردند ۴۰ نفر توانستند فرزند پسر به دنیا آورند رژیم فقط لازم است به مدت سه ماه و به خصوص در ماهی که لقاح صورت می گیرد مورد استفاده واقع شود.

این روش فقط لازم است توسط زن اجرا شود زیرا تغییرات یونیک اوول است که اسپرماتوزوئید موردنظر را انتخاب می کند.
استفاده از رژیم با به کاربردن یک دستور آشپزی صورت نمی گیرد بلکه یک نسخه پزشکی محاسبه شده می تواند موثر باشد.

استفاده درازمدت از این رژیم پزشکی اثر سوء بر سلامت مادر و بچه نیز به جای نمی گذارد.

به طور مثال سدیم علاوه بر نمک طعام، در غذاهای دریایی، گوشت، تخم مرغ، شیر، جگر گوساله، هویج، اسفناج وجود دارد و مقدار مصرف روزانه آن معادل ۵/۰ گرم است درصورتی که رژیم های غذایی معمولا تا ۴ برابر این مقدار را به بدن می رسانند.منابع غذایی حاوی پتاسیم در فرآورده هایی مثل گوشت، غلات، میوه ها و سبزی ها وجود دارد.

 مقدار نیاز روزانه به پتاسیم یک میلی گرم است اما در رژیم های غذایی معمولا تا ۱۵ برابر این مقدار پتاسیم وجود دارد. کلسیم که مقدار احتیاج روزانه آن در بدن ۸۰۰ میلی گرم در روز است، در فرآورده هایی مثل شیرکاکائو، ماست، بستنی، شلغم، بادام و ساردین وجود دارد. منابع غذایی حاوی منیزیوم نیز شامل قهوه، کاکائو، غلات، سبزی ها، مخمر آبجو، سویا، چغندر، گردو، جوانه گندم است.

در بعضی تحقیقات با این روش تا ۸۵ درصد موفقیت گزارش شده که برای چنین روش ساده، ارزان و بدون ضروری نتیجه بسیار خوبی است. یکی از تغییرات دیگری که در میزان تخمک گذاری صورت می‌گیرد، اضافه شدن مقدار گلوکز در ترشحات مخاطی دهانه رحم در موقع تخمک گذاری است.

بالارفتن مقدار گلوکز در ترشحات دهانه رحم به جذب اسپرماتوزوئیدها کمک می کند و از آنجا که اسپرماتوزوئید پسر از قدرت تحرک بیشتری برخوردار است. مناسب بودن ترشحات دهانه رحم بیشتر به نفع اسپرماتوزوئید پسر است.

از روش تصحیح رژیم گاه در مراکز انتخاب جنسیت در کشورهای انگلستان، فرانسه، کانادا همراه با روش جدا کردن اسپرماتوزوئیدها استفاده می شود ولی در آمریکا کمتر از این روش استفاده می شود.

استفاده از میوه‌های شیرین محتوی گلوکز در روزهای تخمک گزاری، محیط را برای جلب اسپرماتوزوئید y مناسب تر می کند.
چرا که قند خون به سرعت بالا می رود. این غذاها شامل؛ گلوکز، ساکاروز، شربت ذرت، عسل، آب نبات، غلات صبحانه شیرین شده، هویج، بیسکوئیت، سیب زمینی پخته، کشمش، نان گندم سفید، نوشابه های دارای شکر و یا پلیمرهای گلوکز است.

به طور خلاصه غذاهایی که بیشتر برای لقاح پسر مناسب است عبارتند از کلیه و غذاهای شور، موز، خرما، هویج، سیب زمینی، جگر، گوشت و تخم مرغ و غذاهایی که برای دختر مناسب است عبارتند از؛ شیر و فرآورده های آن، ماهی ساردین، خاویار، بادام، کاکائو و جوانه گندم و کلم، کدو و فلفل سبز.

همچنین جالب است که بدانید به گزارش خبرگزاری فرانسه یک بررسی که در انگلیس انجام شده است، نشان می‌دهد رژیم غذایی کم‌انرژی که حداقل کالری، مواد معدنی و مواد مغذی را داشته باشد، با احتمال بیشتری به تولد نوزاد دختر منجر می‌شود.

فیونا ماتیوز از دانشگاه اکستر در انگلیس و همکارانش می‌‌خواستند که دریابند که آیا رژیم غذایی زن تاثیری در جنسیت فرزند او خواهد داشت یا نه.

این پژوهشگران از ۷۴۰ زن که برای اولین بار باردار شده بودند و از جنسیت جنین خود آگاه نبودند، خواستند تا اطلاعات مشروحی در مورد عادات غذاخوردن خود پیش و از باردارشدن ارائه کنند.این زنان بر حسب میزان کالری دریافتی در حول و حوش زمان لقاح به سه گروه تقسیم شدند.

پنجاه وشش درصد زنان گروهی که بیشترین میزان دریافت کالری را داشتند، نوزاد پسر داشتند، در حالیکه در گروهی که کمترین میزان مصرف غذا را داشتند، این میزان ۴۵ درصد بود.

گروهی که بیشتر نوزاد پسر به دنیا آورده بودند، علاوه بر میزان بیشتر کالری دریافتی، با احتمال بیشتری طیف وسیع‌تری از مواد مغذی از جمله پتاسیم، کلسیم و ویتامین‌های C، E و B12 دریافت کرده بودند.

نسبت نوزاد پسر همچنین برای زنانی که روزانه دست کم یک ظرف غلات صبحانه می‌خوردند، در مقایسه با افرادی که یک ظرف یا کمتر از آنها در هفته می‌خوردند، به شدت بالا می‌رفت.

به گفته این پژوهشگران این یافته‌های غیرمنتظر با تغییر تدریجی به نفع دختران در نسبت‌های جنسی نوزادان تطبیق دارد.
پژوهش‌های قبلی نشان داده است که علیرغم همه‌گیری فزاینده چاقی، میزان میانگین دریافت کالری در اقتصادهای پیشرفته کاهش پیدا کرده است. شمار بزرگسالانی که صبحانه نمی‌‌خورند نیز به میزان قابل‌توجهی افزایش یافته است.

به گفته این پژوهشگران یافته‌های آنها ممکن است توضیح‌دهنده این امر باشد که چرا در کشورهای پیشرفته که زنان جوانان به رژیم‌های کم کالری روی آورده‌اند، جمعیت پسران در حال کاهش است.

دکتر ماتیوز می گوید یافته‌های این بررسی به یک “مکانیسم طبیعی” برای انتخاب جنسیت اشاره می‌کند.

رابطه میان رژیم‌ غذایی غنی و کودکان مذکر ممکن است توضیحی تکاملی داشته باشد.

در اغلب گونه‌ها شما فرزندان مذکر می‌تواند بسیار بیشتر از فرزندان مونث باشد. اما تنها اگرشرایط مطلوب باشد- در شرایط نامطلوب اعضای نر گونه ممکن است اصلا نتوانند جفت‌‌گیری کنند، در حالیکه ماده‌ها به طور مداوم‌تری تولیدمثل می‌کند.
اگر مادر منابع فراوانی در اختیار داشته باشد، صرف منابع در تولید فرزندان مذکر معقول است، زیرا به نسبت به داشتن یک دختر، احتمال بیشتری وجود دارد که برای او نوه‌های بیشتری تولید کند. اما در زمان‌های کمبود منابع، سرمایه‌گذاری بی‌خطرتری است.

پژوهش‌ها در مورد “لقاح آزمایشگاهی”(IVF) نشان‌دهنده آن بوده است که میزان‌های بالاتر گلوکز یا قند، رشد و نموی رویان‌های مذکر را تحریک می‌کند، در حالیکه باعث مهار رشد رویان‌های مونث می‌شود.

اگر که قصد دارید از این روش برای تعیین جنسیت فرزندتان قبل از بارداری استفاده کنید حتما نکات زیرا به خاطر بسپارید :

۱ – حتما با یک متخصص زنان زایمان یا حداقل پزشک عمومی تماس بگرید تا یک چکاب کامل بشوید و از نظر بیماری‌هایی مانند سرخچه، دیابت، بیمای‌های ارثی و ژنتیکی و … سلامتی‌تان محرض شود، زیرا در صورت داشتن این بیماری‌ها هم ممکن است رژیم غذایی تاثیر منفی بروی بدن شما بگذارد و هم ممکن است اگر نگذارد این بیماری‌ها بروی جنین و نوزاد آینده شما تاثیر منفی بگذارند، پس حتما با پزشکتان مشورت کنید و اورا از تصمیم خود برای بارداری آگاه سازید تا او نیز اگر داروهای مضری را مصرف می‌کنید قطع یا تعدیل کند.

۲- از زمانی که تصمیم میگیرید صاخب فرزند شوید، عادت های خوب را تجربه کرده و عادت های بد را رها کنید. سلامت همسر شما نیز در این چند ماه قبل از حاملگی خیلی مهم است . چون حدود ۷۰ روز طول میکشد تا اسپرم مرد به رشد کامل برسد.

۳- در این دوران بیشتر مواظب سلامت خودتان باشید و از انجام رفتارهای پرخطر و تماس با محیط‌هایی که احتمال بیماری شما را افزایش می‌دهند خود داری کنید، بر فرض مثال چنانچه در منزل گربه دارید و میخواهید جای آن را تمیز کنید یا باغبانی کنید. از دستکش استفاده کنید تا احتمال بروز بیماری توکسوپلاسموزیس که گاهی در رشد جنین تاثیر میگذارد کاهش یابد.

۴ – برای گرفتن یک رژیم غذایی مناسب و مطلوب حتما با یک متخصص تغذیه تماس بگرید و قصد خود را برای بارداری با ایشان در میان بگذارید و بر طبق جنسی که‌ می‌خواهید بدنیا آورید با او مشورت کنید

 

نظرات ()



منطقه ویژه تولید گوشت در سیستان و بلوچستان ایجاد می‌شود
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٧

منطقه ویژه تولید گوشت در سیستان و بلوچستان ایجاد می‌شود

عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، از طرح نمایندگان سیستان و بلوچستان برای تبدیل این استان به منطقه ویژه تولید گوشت در کشور خبر داد و گفت: با اجرای این طرح، عواید فرآوری گوشت نصیب تولیدکنندگان داخلی می‌شود و دیگر به واردات گوشت یخ‌زده برزیلی نیاز نیست.

"عباسعلی نورا" از طرح مجمع نمایندگان استان سیستان و بلوچستان برای تبدیل این استان به منطقه ویژه تولید گوشت، خبر داد.

نماینده مردم زابل و زهک در مجلس شورای اسلامی، تصریح کرد: بر اساس این طرح آن بخش از نیاز کشور به گوشت که قابل تأمین در داخل کشور نیست، به‌صورت دام زنده از پاکستان و افغانستان وارد استان سیستان و بلوچستان می‌شود و پس از قرنطینه‌های لازم به واحدهای پرواربندی می‌رود.



واردات از پاکستان، پرواربندی در سیستان، مصرف در سراسر ایران

نایب رئیس سابق کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس با بیان این که سالانه میلیون‌ها دلار از ثروت ملی کشور صرف واردات گوشت فرآوری شده و یخ‌زده از کشورهای دوردستی همچون برزیل و استرالیا می‌شود، تأکید کرد: مردم استان سیستان و بلوچستان از دیرباز با شغل دامداری و پروش دام آشنا بودند و در گذشته‌ای نه چندان دور سالانه یک میلیون رأس دام در این استان پرورش می‌یافت.

وی همچنین افزود: امروز تمام ظرفیت‌های لازم برای جلوگیری از واردات گوشت فرآوری شده از سایر کشورها در استان سیستان وجود دارد و واحدهای دامپروری و صنایع تبدیلی این استان به‌خوبی می‌توانند کمبود گوشت مورد نیاز کشور را با واردات دام زنده از کشورهای شرق ایران و پرواربندی و کشتار آنها در داخل استان تأمین کنند.



نظارت بر واردات گوشت و بی‌نیازی از گوشت بی‌کیفیت

نورا یکی از فواید اجرایی شدن این طرح را یکپارچه شدن و متمرکز شدن سیستم نظارت بر واردات گوشت در منطقه سیستان و بلوچستان اعلام کرد و گفت: بر اساس این طرح دام زنده تنها و تنها از مبادی شرقی کشور و تنها به استان سیستان و بلوچستان وارد می‌شود و به این ترتیب امکان هر نوع واردات غیرقانونی و فراتر از نیاز از سایر مرزها و سایر استان‌های کشور سلب می‌شود.

وی همچنین افزود: پرواربندی دام در سیستان و بلوچستان برای تأمین بخشی از کمبودهای کشور در زمینه گوشت قرمز، تا حد زیادی کیفیت گوشت مصرفی در داخل کشور را نیز بالا می‌برد و ما را از واردات گوشت چند سال یخ‌زده برزیل بی‌نیاز می‌کند.



طرحی که شرق کشور را نجات می‌دهد

نماینده مردم زابل و زهک در مجلس ادامه داد: اگر طرح مورد نظر مجمع نمایندگان سیستان نهایی شود، دام زنده مورد نیاز کشور پس از واردات و عبور از قرنطینه به پرواربندی‌ها سپرده می‌شود تا مدتی حدود سه یا چهار ماه را در این پرواربندی‌ها بگذراند و پس از تبدیل شدن به دام سالم و پروار در اختیار کشتارگاه‌های داخلی قرار گیرد.

نورا با تأکید بر فواید اقتصادی این طرح تصریح کرد: با اجرای این طرح به جای واردات گوشت، دام زنده به کشور وارد می‌شود و در جریان پرواربندی و کشتار آن منافع اقتصادی چشمگیری نصیب مردم شرق کشور می‌شود که به عقیده ما این گردش مالی می‌تواند شرق کشور را از وضعیت کنونی نجات دهد.

وی افزود: این طرح مانع از آن می‌شود که ما هزینه اداره کشتارگاه‌های برزیلی و پاکستانی را بدهیم و در عوض این پول را در اختیار صنایع تبدیلی و کشتارگاه‌های داخلی خود قرار می‌دهیم و موجب افزایش حجم مالی در گردش کشور و منطقه می‌شویم.



نظر مثبت وزارت کشاورزی برای تبدیل سیستان و بلوچستان به منطقه ویژه تولید گوشت

نورا از رایزنی مجمع نمایندگان استان سیستان و بلوچستان با نهادهای مختلف دولتی و حاکمیتی برای تبدیل این استان به منطقه ویژه تولید گوشت خبر داد.

نماینده مردم زابل و زهک در مجلس با بیان این که تا امروز رایزنی‌هایی با وزارت جهادکشاورزی، وزارت صنعت، معدن و تجارت و وزارت اقتصاد برای تحقق این طرح انجام شده است، افزود: نظر وزارت کشاورزی برای تبدیل سیستان به منطقه ویژه تولید گوAشت مثبت است و امیدواریم این طرح که سالانه مانع از خروج میلیون‌ها دلار از منابع کشور می‌شود، در آینده نزدیک اجرایی شود.

 

   

 

نظرات ()



تولید عسل در سیستان و بلوچستان، یک درصد ظرفیت واقعی است
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٧


نویسنده: علی اکبر رهدار

 

علی اکبر رهدار-استان پهناور سیستان و بلوچستان با شرایط آب و هوایی متنوع از قابلیت ها و توانمندی های زیادی در بخش های مختلف برخوردار است که یکی از این ظرفیت ها صنعت زنبورداری در مناطق کوهستانی این استان است به طوری که کارشناس امور دام سازمان جهاد کشاورزی سیستان و بلوچستان از ظرفیت بالای پرورش زنبور عسل در این استان خبر داد و گفت: قله تفتان و اطراف شهرستان خاش، حدود یک صد برابر میزان موجود، ظرفیت پرورش زنبور عسل را دارد.به هر صورت وجود مراتع، مزارع و کوه های فراوان و گونه های منحصربه فرد گیاهی، باعث شده است که شرایط برای توسعه صنعت زنبورداری در این منطقه مهیا باشد و بدین ترتیب با اندکی سرمایه گذاری و توجه بیشتر، می توان تحولات چشمگیری را در این زمینه، که قطعا کمک شایانی نیز به رشد میزان اشتغال پایدار در استان خواهد کرد، مشاهده کرد. در همین راستا یکی از زنبورداران نیک شهر که حدود ۱۸۰ کندوی زنبور عسل دارد از نبود تعاونی زنبورداران در این شهرستان گلایه کرد و گفت: زنبورداران در این شهرستان برای تولید عسل با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند. وی با اشاره به این که برای تهیه وسایل موردنیاز تولید عسل با مشکلات زیادی مواجه است، افزود: ما زنبورداران برای تهیه کندو باید به اصفهان و دیگر استان های کشور برویم که این امر، کار را برای این قشر سخت کرده است.«بلوچی» افزود: در صورت وجود تعاونی زنبورداران، مشکل خرید عسل تولیدی تا حدودی حل می شود و دیگر اجباری نیست عسل را به قیمت کمتر در اختیار واسطه ها قرار داد تا بیشتر سود حاصل از آن، عاید دلالان شود.وی تصریح کرد: عسل تولیدی زنبورداران منطقه را برخی از افراد با قیمت کمی می خرند و به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس صادر می کنند.زنبوردار دیگری در ایرانشهر در حالی که از نبود بسته بندی گلایه می کرد گفت: عسل تولیدی، اگر بهترین کیفیت را هم داشته باشد به دلیل عرضه در شیشه های خالی رب و ترشی و گالن های پلاستیکی خود به خود از کیفیت آن کاسته می شود و خریداران نیز فکر می کنند که این عسل کیفیت خوبی ندارد.یکی دیگر از زنبورداران نیز از نبود فروشگاه ویژه یا محل عرضه وسایل موردنیاز در زمینه پرورش زنبورعسل در مرکز استان انتقاد و تصریح کرد: برای تهیه کندوی زنبور عسل در فصل بهار که زمان تکثیر است با مشکل مواجه هستیم. «محمدزاده» افزود: بنابر این بسیاری از زنبورداران به استفاده از کندوهای دست دوم روی آورده اند که استفاده از این کندوها گاه به دلیل وجود آفت ها و تخم و لارو انگل ها، مشکلاتی را برای این قشر به وجود می آورد. وی اضافه کرد: در برخی مواقع، تهیه همین کندوهای دست دوم نیز مشکل و غیرممکن است.وی نبود امکانات و تسهیلات موردنیاز زنبورداری در فصل کوچ را از دیگر مشکلات زنبورداران سیستان و بلوچستان اعلام کرد.بر اساس اعلام کارشناسان تولید و پرورش زنبور عسل هر صد کندوی زنبور عسل، می تواند به صورت مستقیم برای یک نفر شغل ایجاد و درآمد زیادی را عاید مردم منطقه کند ضمن این که فعالیت در زمینه این شغل می تواند با دامداری، کشاورزی و... توام باشد.با افزایش حداقل یک صد برابری تعداد کندو و زنبورعسل، سیستان و بلوچستان قادر خواهد بود، سالانه حداقل ۸۰۰ تن عسل برداشت و روانه بازارهای مصرف داخل استان و کشورهای همسایه از جمله کشورهای حاشیه خلیج فارس کند و درصد اشتغال به طور قابل ملاحظه ای افزایش و میزان بیکاری را در استان کاهش می دهد.یکی از کارشناسان امور دام و زنبورداری سازمان جهاد کشاورزی سیستان و بلوچستان هم از توجه و اهتمام آموزشگاه های فنی و حرفه ای برای آموزش علاقه مندان خبر داد و گفت: در بخش آموزش فنی و حرفه ای و طرح هجرت، مربیان فنی و حرفه ای در روستاها مستقر شده و آموزش روستاییان و عشایر را بر عهده گرفته اند. «خمر» افزود: امیدواریم با این حرکت ها شاهد توسعه صنعت زنبورداری در این منطقه باشیم.یکی دیگر از کارشناسان امور دام نیز با اشاره به وضعیت استان در رابطه با زنبورداری گفت: یکی از مشکلات زنبورداران بیشتر مناطق کشور، اجبار به کوچ از یک استان به استان های دیگر است. «حسین سالاری» افزود: با این حال، شرایط سیستان و بلوچستان با توجه به موقعیت آب و هوایی و پهناوری استان به گونه ای است که نیاز به کوچ زنبورداران این منطقه به دیگر مناطق کشور احساس نمی شود.وی تصریح کرد: وجود گونه های خاص گیاهی در مناطق کوهستانی این استان از جمله گیاه گلدرکه در حال حاضر متخصصان دانشگاه کازرون مشغول تهیه طرح جایگزین این گیاه با انسولین هستند، می تواند باعث تولید عسلی منحصر به فرد در سیستان و بلوچستان شود.وی تصریح کرد: قله ۴۰۵۰ متری تفتان با گونه های منحصر به فرد گیاهی این توانایی را دارد که به یکی از قطب های تولید عسل در کشور تبدیل شود.وی اضافه کرد: با توجه به ظرفیت های موجود با کمی حمایت و توجه می توان در آینده ای نزدیک شاهد توسعه روزافزون صنعت زنبورداری در سیستان و بلوچستان بود

نظرات ()



سیستان و بلوچستان تنها رویشگاه«چای ترش» در ایران
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٧

 

 رهدار:با وجود این که سیستان و بلوچستان تنها رویشگاه چای ترش یا چای مکی در ایران به شمار می آید اما این محصول گیاهی با ارزش برای فرآوری به دیگر استان های کشور صادر می شود و به دلیل این که از کشاورزان جنوب این استان که به کشت این محصول مشغول هستند حمایت های لازم صورت نمی گیرد، انگیزه کشت چای ترش یا قرمز در این منطقه کاهش یافته است در حالی که با حمایت از تولیدکنندگان و ایجاد صنایع فرآوری و تبدیلی، می توان ضمن ایجاد اشتغال پایدار، زمینه های صادرات و هم چنین رونق تولید این محصول گیاهی را در سیستان و بلوچستان به وجود آورد چرا که چای ترش تولیدی در جنوب این استان به دلیل شرایط آب و هوایی و موقعیت جغرافیایی از کیفیت بسیار بالایی برخوردار است و توانایی رقابت با انواع خارجی خود را دارد.

این چای گیاهی خواص دارویی فراوانی دارد و برای تقویت اعصاب و کنترل فشار خون مناسب است.

سیستان و بلوچستان دومین استان پهناور کشور با توانمندی های فراوانی در زمینه کشاورزی، دام پروری و تجاری است که کشت چای ترش به ویژه در شهرستان های جنوبی دلگان و نیکشهر به عنوان یکی از توانمندی های این استان مستعد محسوب می شود که در این راستا کشت این محصول در دو سه دهه اخیر در این استان رونق قابل ملاحظه ای یافته است، پیش از این چای ترش به عنوان سوغات از کشور عربستان به ایران وارد می شد.

از مشخصات این گیاه می توان به ارتفاع حدود ۶۴ تا ۴۲۹ سانتی متری آن، رنگ سبز تیره متمایل به قرمز، برگ های متناوب ، رگبرگ های پنجه ای و برگ ها دارای ۷ -۳ لوب و حاشیه برگ ها دندانه ای ، بدون کرک و دم برگ بلند یا کوتاه آن اشاره کرد . در همین راستا رئیس سازمان جهاد کشاورزی سیستان و بلوچستان اظهار داشت: سطح زیر کشت چای ترش در استان ۳۳۰ هکتار است که از این مقدار سالانه ۲۹۰ تن چای ترش به دست می آید . «محمد علی نیکبخت» افزود: کاشت این محصول در اردیبهشت و خرداد ماه آغاز می شود و برداشت آن نیز در ماه های آبان و آذر است. یک شهروند زاهدانی نیز گفت: برای این محصول ، بازار فروش خاصی در داخل استان وجود ندارد. «جلیلی» افزود: این محصول با وجود فراوانی آن برای خیلی از افراد ناشناخته مانده است. رئیس جهاد کشاورزی دلگان نیز سطح زیر کشت چای ترش در این شهرستان را ۱۸۰ هکتار عنوان کرد و اظهار داشت: از هر هکتار زمین زیر کشت چای ترش، ۸۰۰ کیلوگرم محصول برداشت می شود. «منصور عدل »افزود: در هنگام کاشت و برداشت این محصول حدود ۱۰۰ نفر مشغول به کار هستند. یک کشاورز دلگانی هم گفت: خریداران این محصول بیشتر از واحدهای صنعتی مشهد، تهران و یزد به این منطقه می آیند و به خاطر نبود کارگاه فرآوری مجبور هستیم محصول خود را به قیمت پایین تر به آن ها بفروشیم.«عبدالرحیم بامری» افزود: اگر کارگاه فعال چای ترش در منطقه وجود داشته باشد محصول پس از برداشت مستقیما به کارگاه انتقال می یابد و فرآوری می شود که می تواند به ایجاد اشتغال در استان کمک کند.مدیر جهاد کشاورزی نیکشهر اظهار داشت: سطح زیر کشت چای ترش در این شهرستان ۱۵۰ هکتار است و از هر هکتار ۶۰۰ کیلو محصول برداشت می شود .

«حبیب رئیسی» افزود: برداشت این محصول بیشتر توسط زنان صورت می گیرد و برای حدود ۲۰۰ نفر زن و مرد اشتغال ایجاد می شود که در صورت وجود کارگاه های فرآوری، هم کشت محصول و هم میزان اشتغال به صورت قابل ملاحظه ای افزایش می یابد. فروشنده یکی از عطاری های زاهدان گفت: با وجود این که این گونه گیاهی در استان به وفور کشت و یافت می شود متاسفانه چای ترش موجود در بازار از دیگر استان ها تامین می شود.

یک کارشناس اقتصادی نیز گفت: نبود کارگاه های فرآوری و نبود حمایت های لازم از تولیدکنندگان این محصول گیاهی باعث کم رونق شدن و پایین آمدن انگیزه کشاورزان برای کشت آن شده است. «جوادی» افزود: اگر کارگاه فرآوری چای ترش فعال شود کشاورزان می توانند در ایام فراغت در این کارگاه ها مشغول به کار باشند و به رشد چرخه اقتصادی کمک کنند.یکی از فرهنگیان نیکشهر گفت: این گونه گیاهی، علاوه بر خاصیت دارویی زیادی که دارد به تنظیم فشار خون کمک می کندو در صنایع غذایی و آرایشی هم مورد استفاده قرار می گیردبه گونه ای که بومیان از قسمت های مختلف آن در آشپزی استفاده می کنند. «بارکزایی» افزود: کاسبرگ تازه این گیاه برای تهیه سالاد ، پخت کیک، سوپ، سس و پودرهای خوراکی و اسانس چای ترش برای تولید نوشابه هایی مانند لیمونات مورد استفاده قرار می گیرد.

نظرات ()



زردچوبه از کبد سم زدایی می کند
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٧

زردچوبه بیش از ۲هزارو۵۰۰سال در هند، به عنوان رنگ مورد استفاده قرار می گرفت و با گذشت قرن ها، خاصیت دارویی این ادویه نیز آشکار شد.

این ادویه سال هاست به دلیل خاصیت ضدالتهابی که دارد شهرت پیدا کرده است، بررسی های اخیر نیز نشان می دهد که زردچوبه بیماری های مختلفی را نیز درمان می کند.

*به گزارش «ehealth»، خاصیت طبیعی ضدعفونی کننده و ضدباکتریایی آن برای درمان عفونت زخم و سوختگی مفید است. *مانع بروز سرطان پروستات می شود و رشد سلول های سرطانی را کند می کند. *خطر بروز لوسمی (نوعی سرطان خون) کودکان را کاهش می دهد. *به طور طبیعی کبد را سم زدایی می کند. *با از بین بردن تراکم آمیلوئید (Amyloyd) در مغز باعث کند شدن پیشرفت بیماری آلزایمر می شود. *مانع وقوع متاستاز در سرطان های مختلف می شود. *ماده ضدالتهابی قوی و بدون عارضه جانبی است. *مسکن طبیعی است. *به سوخت و ساز چربی و حفظ وزن کمک می کند. *در طب چینی برای درمان افسردگی به کار برده می شود. به طور طبیعی آرتریت روماتوئید را درمان می کند. *اثر داروی شیمی درمانی را افزایش می دهد و عوارض جانبی آن را کاهش می دهد. *التیام زخم را سرعت می بخشد و به بازسازی پوست آسیب دیده کمک می کند. *داءالصدف و ناراحتی التهابی پوستی را درمان می کند. *برای شادابی پوست مفید است. مخلوطی از آب لیمو یا آب خیار و کمی زردچوبه را به پوست صورت بمالید و بگذارید به مدت ۳۰دقیقه روی پوست بماند و سپس آن را بشویید. *تقویت کننده استخوان است و همانند شیر پوکی استخوان را به تاخیر می اندازد. مصرف شیر با مقدار کمی زردچوبه استخوان ها را تقویت می کند. *باعث مرطوب شدن پوست بدن می شود. به طور مرتب قبل از رفتن به حمام آن را به تمام بدن خود بمالید. *باعث انعطاف پذیری پوست در دوران حاملگی می شود. مخلوطی از سرشیر یا ماست و زردچوبه را قبل از حمام به مدت ۱۵تا۳۰دقیقه روی شکم زن حامله ماساژ دهید تا با انعطاف پذیری پوست احتمال ترک های پوستی پس از زایمان از بین برود.

نظرات ()



اگر قلب سالم می خواهید...
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٧

برخی گمان می کنند برای داشتن قلب سالم حتما باید ورزش های سنگین و طولانی مدت انجام داد، در صورتی که با چند تغییر در عادت های روزانه و انجام ورزش های مناسب می توان قلب سالمی داشت. برای این کار مصرف غذاهای مقوی و انجام ورزش های مفید و فعالیت های روزمره بدون استرس را پیش بگیرید. در این مطلب به نقل از «Readers Digest» به چند نکته در این خصوص اشاره شده است که می تواند مفید باشد. *برای زنده ماندن غذا بخورید، نه برای خوردن زندگی کنید. *مصرف مقدار کمی نمک مفید است اما زیاده روی در مصرف آن خطرناک است. *غذاهای چرب را از رژیم غذایی خود حذف کنید. *طبیعت یک نعمت است که باید از آن استفاده کرد. *سیر را به غذا اضافه کنید. *در زندگی پر مشغله کمی استراحت کنید. *با دوستان و اعضای خانواده رفت و آمد داشته باشید. *وزن خود را حفظ و خواب کافی داشته باشید. *عشق و محبت به خانواده باید بخشی از زندگی شما باشد. *مرتب فشار خون خود را کنترل کنید. *قند خون را کنترل کنید و معاینه منظم را فراموش نکنید. *برای داشتن یک قلب سالم، شاد باشید. *نفس های عمیق بکشید. *از مصرف قهوه، مشروبات الکلی و استعمال دخانیات بپرهیزید. *کار را بهانه ای برای ورزش قرار دهید. *میوه و سبزی تازه بخورید. *خندیدن در هر ساعت از روز، مفید است. *از نشستن طولانی مدت بپرهیزید و بین ساعت های کاری کمی راه بروید. *تنها وعده غذایی که نباید از آن صرف نظر کرد، صبحانه است. *با خانواده به گردش و تفریح بپردازید. *چای سبز برای قلب مفید است.

نظرات ()



هنر نمایش‌ در زندگی‌:
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٥

هنر نمایش‌ در زندگی‌:

تجربه‌ آموزگارانی‌ که‌ با چند نسل‌ از کودکان‌ و نوجوانان‌ علاقه‌مند به‌ هنر، به‌ کار آموزش‌ و آفرینش‌ هنر پرداخته‌اند، گویای‌ این‌ واقعیت‌ است‌ که‌ آن‌دسته‌ از افراد جامعه‌ که‌ در دوره‌ای‌ از دوران‌ کودکی‌ یا نوجوانی‌ِ خود، و یا در برهه‌ای‌ از زندگی‌ خود، نوعی‌ فعالیت‌ هنری‌ داشته‌اند، و به ‌عبارت‌ دیگر به‌ نحوی‌ در مسیر وزش‌ نسیمی‌ از هنر بوده‌اند، در دوران ‌دیگر زندگی‌، به‌ نسبت‌ افراد همسان‌ خود، کمتر دچار نامتعادلی‌ها، ناهنجاری‌ها و ارتکاب‌ تخلفات‌ اخلاقی‌، اجتماعی‌ و قانونی‌ شده‌اند.

به‌ عنوان‌ مثال‌: کارگر کارخانه‌ای‌ که‌ در دوران‌ کودکی‌ یا نوجوانی‌ فعالیت‌ هنری‌ داشته‌ است‌، اقدام‌ به‌ خراب‌ کردن‌ دستگاه‌ها و ماشین‌های‌ موجود در زنجیره‌ تولید کارخانه‌ -به‌ هر دلیل‌- نمی‌کند. چگونگی‌ و رَوند کار دستگاه‌های‌ زیر دست‌ خود را بهتر درک‌ می‌کند و در نگهداری‌ آنها دقت‌ عمل‌ بیشتری‌ به‌ خرج‌ می‌دهد. همچنین‌ مناسبات‌ حاکم‌ بر عوامل‌ انسانی‌ کارخانه‌ را بهتر تحلیل‌ می‌کند و لذا از فشارهای‌ عصبی‌ و رنج‌های‌ غیرمنطقی‌ مصون‌ می‌ماند. نگاه‌ زیبایی‌شناسانه‌ او (که‌ بر اثر فعالیت‌ هنری‌ پرورش‌ یافته‌) به‌ اندازه‌ مقدور، بر تولیدات‌ او و در نهایت ‌تولیدات‌ کارخانه‌ اثر مثبت‌ می‌گذارد. مسائل‌ بهداشتی‌ کار را بهتر و بیشتر رعایت‌ می‌کند، و آمادگی‌ و گرایش‌ به دوستی‌ و صمیمیت‌ با دیگران‌ را راحت‌تر و بهتر دارد.
یا آن‌ دسته‌ از رانندگان‌ تاکسی‌ که‌ در کودکی‌ و نوجوانی‌ فعالیت‌ هنری‌ داشته‌اند، احساس‌ عاطفی‌ بیشتری‌ نسبت‌ به‌ مسافران‌ کهنسال‌، کودک‌ان، بیماران و یا مجروحان‌ دارند و لذا تعهد بیشتری‌ در یاری‌ رسانی به‌ آنان‌ احساس ‌می‌کنند. و نیز اتومبیل‌ آنان‌ از پاکیزگی‌ بیشتر، و حتی‌ گاه‌ از آرایش‌ چشم‌نوازی‌ برخوردار است‌. همچنین‌ به‌ دلیل‌ درک‌ چگونگی‌ کارکرد موتور و همچنین‌ درک‌ زحمات‌ انسان‌های‌ گوناگون‌ در روند تولید یک ‌محصول‌، در نگاهداری‌ اتومبیل‌ خود کوشاتر هستند و در نتیجه‌ اتومبیل ‌آنان‌ از فرسودگی‌ کمتری‌ برخوردار می‌گردد.

همچنین‌ در افراد شاغل‌ در بخش‌های‌ گوناگون‌ِ دیگرِ تولید و خدمات ‌ِاجتماعی‌ نیز این‌ دو مثال‌ صادق‌ است‌. نمونه‌اش‌ زنان‌ خانه‌داری‌ که‌ علاوه‌ بر استفاده از ذوق‌ هنری خود‌، آموخته‌های‌ هنری‌ خود را در همه امور زندگی‌، از تهیه‌ و دوخت‌ پوشاک‌ برای‌ خود و فرزندان‌ تا تزئین‌ منزل‌- هر چند فقیرانه‌- به‌طور خودآگاه‌ و ناخودآگاه‌ به‌ کار می‌بندند.

تأثیر هنر نمایش‌ بر شخصیت‌:
فعالیت‌های‌ هنری‌ و به‌ویژه‌ نمایشی‌ باعث‌ رشد جنبه‌های‌ مثبت‌ شخصیت‌ فردی‌ و اجتماعی‌ کودک‌ و نوجوان‌ می‌گردد. از جمله‌:
- تقویت‌ روحیة‌ انتقادی‌ و انتقادپذیری‌.
- تقویت‌ حس‌ تعهد انجام‌ خدمت‌ به‌ عنوان‌ خدمت‌ متقابل‌ (به‌جامعه‌).
- کسب‌ تجربه‌ در انجام‌ کار گروهی‌ و لذا اعتقاد به‌ نتیجة‌ مفید و مثبت‌ آن‌.
- تقویت‌ حس‌ جمع‌گرایی‌ و تضعیف‌ روحیة‌ انزواطلبی‌ و خصلت‌ کم‌رویی‌.
- شناخت‌ روش‌ها و ابزارهای‌ ایجاد ارتباطات‌ صحیح‌ انسانی‌ وگسترش‌ آن‌.
- تقویت‌ فن‌ بیان‌ به‌ عنوان‌ یکی‌ از ابزارهای‌ مهم‌ ارتباط‌.
- بهره‌گیری‌ آگاهانه‌ از زبان‌ به‌ عنوان‌ یک‌ عامل‌ مهم‌ ارتباط‌ (به‌خاطر سخن‌گفتن‌ صحیح‌، رعایت‌ ایجاز و انتخاب‌ کلمات‌ مناسب‌تر در بیان ‌مطالب‌ و گفتگوها).

جالب‌ توجه‌ اینکه‌ این‌ فعالیت‌ها ثمره‌ای‌ دو سویه‌ دارد. یک‌ سوی‌ آن ‌خود کودکان‌ و نوجوانانی‌ هستند که‌ در روند آفرینش‌ و تولید و ارائه‌ اثر هنری‌، خودشان‌ به‌ آن‌ دست‌ می‌یابند؛ در سوی‌ دیگر مخاطبین‌ (تماشاگران‌) هستند که‌ بدون‌ شک‌ با پیامی‌ که‌ از اثر هنری‌ دریافت‌ می‌کنند، از این‌ ثمره‌ بهره‌مند می‌شوند. و چون‌ بارزترین‌ و مهم‌ترین‌خصلت‌ یک‌ اثر هنری‌ و از جمله‌ نمایش‌، «نقد» می‌باشد (اعم‌ از نقد افراد جامعه‌، خود جامعه‌، یا مناسبات‌ حاکم‌ بر جامعه‌)؛ لذا توسط‌ اثر هنری‌ در رفتارهای‌ فردی‌ و اجتماعی‌ انسان‌های‌ جامعه‌ نوعی اصلاح‌ صورت‌ می‌گیرد که‌ اگر چه‌ گاهی‌ نمود آنی‌ ندارد و تأثیر آن‌ در کوتاه‌مدت‌ آشکار نمی‌شود، اما قابل‌ انکار نیز نیست‌.

بنابراین‌ اصلاح‌ رفتارهای‌ فردی‌ و اجتماعی‌ ناشی‌ از هنر، به‌ دو نوع ‌سود فراوان‌ می‌انجامد؛ یکی‌ اینکه‌ از زیان‌های‌ مادی‌ و معنوی‌ افراد و جامعه‌ در زمان‌ حال‌ -در حد مقدور- جلوگیری‌ می‌شود، دیگر اینکه ‌سود مادی‌ و معنوی‌ حاصل‌ از فعایت‌های‌ هنری‌ و نمایشی‌، (توسط‌ آفرینندگان‌ و مخاطبین‌ امروز آثار هنری‌) از زیان‌های‌ آینده‌ می‌کاهد. مثلاً از تخریب‌ یا فرسودگی‌ زودهنگام‌ لوازم‌ مربوط‌ به‌ مراکز عمومی‌ و متعلق‌ به‌ عموم‌ کاسته‌ می‌شود، از میزان‌ اختلافات‌، دعواها و تنش‌های‌ اخلاقی ‌و فرهنگی‌ در میان‌ افراد جامعه‌ می‌کاهد، رعایت‌ مسائل‌ بهداشتی‌ و ایمنی‌ مربوط‌ به‌ خانواده‌ و محل‌ کار را افزایش‌ می‌دهد، رعایت‌ عدالت‌، وجدان‌ کاری‌ و انضباط‌ اجتماعی‌ را اشاعه‌ می‌دهد؛ که‌ همه‌ اینها موجب‌ سودهای‌ معنوی‌ و مادی‌ برای‌ خود افراد، و موجب‌ سودهای‌ اقتصادی ‌چشمگیر‌ برای‌ کشور خواهند بود.

زیرا از تعداد نیروهای‌ انسانی‌ و هزینه‌های‌ مراکز انتظامی‌ و درمانی‌ کاسته‌ می‌شود. از تعمیرات‌ زود به‌زود ماشین‌آلات‌، لوازم‌ و ابزارآلات‌ عمومی‌، جایگزینی‌ قطعات‌ یدکی‌ مربوط‌، و در نتیجه‌ از هدر رفتن‌ سرمایه‌ ملی‌ کاسته‌ می‌شود. به‌ دلیل‌رعایت‌ اصول‌ اخلاقی‌ و اشاعه‌ وجدان‌ کاری‌ و توجه‌ به‌ عدالت‌، به‌ تولید ملی‌ و لذا میزان‌ خودکفایی‌ و درآمد سرانه‌ و درآمد ارزی‌ افزوده‌ می‌شود. و از همه‌ مهمتر از بروز تنش‌هایی‌ که‌ از نظر روانی‌ و اخلاقی‌ به‌ فجایع‌ جبران‌ناپذیر می‌انجامد که گاه باعث‌ می‌شوند انسان‌های‌ بی‌شماری‌ به‌خاطر قرارگرفتن‌ در این‌ دایره‌های‌ فرساینده‌ روح‌ و روان‌، از دایره‌های‌ فعال‌ و بانشاط‌ زندگی‌ و امید خارج‌ بشوند، جلوگیری‌ می‌کند.

برای‌ توجه‌ به‌ اهمیت‌ فعالیت‌های‌ هنری‌ کودکان‌ و نوجوانان‌، همین‌ مثال‌ها کافی‌ است‌ تا بر لزوم‌ سرمایه‌گذاری‌ اقتصادی‌ و تأمین‌ نیروی‌ انسانی‌ متخصص‌ و آگاه‌ توسط‌ دولت برای‌ گسترش‌ اینگونه‌ فعالیت‌ها‌، و لزوم‌ توجه‌ جدی‌ بر هنر نمایش‌ توسط‌ خانواده‌ها و مدرسه‌ها تأکید شود؛ و نیز این‌ مَثَل‌ یادآوری‌ گردد که‌ یک‌ تومان‌ سرمایه‌گذاری‌ امروز برای‌ گسترش‌ فعالیت‌های‌ هنری‌ و نمایشی‌، مانع‌ صد تومان‌ زیان‌ در زندگی ‌ِفرد و جامعه‌ فردا خواهد بود.

هدف‌ اصلی‌:
اما با وجود سودمندی‌هایی‌ که‌ از هنر نمایش‌ برشمرده‌ شد، یادآوری ‌می‌شود که‌ هدف‌ از تأکید بر لزوم‌ فعالیت‌های‌ نمایشی‌ توسط‌ کودکان‌ و نوجوانان‌، خلاقیت‌، آفرینشگری‌ و تمرین‌ آن‌ است‌؛ نیرویی‌ که‌ به‌ دلایل‌گوناگون‌ در نهاد گروه‌هایی‌ از کودکان‌ و نوجوانان‌ دیروز ما‌ رشد نکرد و در اندیشه‌ بسیاری‌ از کودکان‌ و نوجوانان‌ امروزمان‌ نیز هنوز جوانه‌ نزده ‌است‌ و یا نمود ندارد‌؛ نیرویی‌ که‌ روییدن‌ و بودنش‌ می‌تواند آغازی‌ باشد برای‌ تولید و باروری‌ فرهنگ‌ تولید؛ یعنی‌ همان‌ پدیده‌ فرخنده‌ای‌ که‌ کشور ما به‌ آن‌ نیازمند است‌ تا از برکت‌ و رحمت‌ وجود آن‌، مردمان‌ بتوانند برای ‌سعادت‌ و نیکبختی‌ خود و کودکان‌ و نوجوانانشان‌؛ به‌ تن‌ و جانشان ‌سلامتی‌ بیشتر، به‌ روح‌ و روانشان‌ شادابی‌ و نشاط‌ بیشتر، به ‌دست‌هایشان‌ گشادگی‌ بیشتر، و به‌ خانه‌ و زندگی‌شان‌ آرامش‌ و رفاه‌ بیشتر ببخشایند.

تأثیر هنر نمایش‌ بر میل‌ به‌ آفرینش‌ و افزایش‌ توان‌ آفرینش‌:
باری‌؛ هدف‌ اصلی‌ از تشویق کودکان و نوجوانان به فعالیتهای هنری و نمایشی، این‌ نیست‌ که‌ به‌ آنان‌ بیاموزیم‌ که‌ چگونه‌ می‌توانند وقتی‌ بزرگ‌ شدند بازیگر نمایش‌ بشوند. حتی‌ این‌ هم‌ نیست‌ که‌ بیاموزند چگونه‌ نمایشنامه‌ای‌ را که‌ به‌ آنان‌ پیشنهاد یا تحمیل‌ شده‌، با تمرین‌های‌ خسته‌کننده‌ آماده‌ کنند و برای‌ نشان‌ دادن‌ به‌ دیگران‌ اجرا نمایند. نه‌. هدف‌ این‌ است‌ که‌ بیاموزند چگونه‌ می‌توانند از میان‌ وظایف‌ گوناگونی‌ که‌ برای‌ آفرینش‌ و آماده‌سازی‌ یک‌ نمایش‌ لازم‌ است‌، وظیفه‌ای‌ را در کنار دوستان‌ یا همکلاسی‌های‌ خود به‌ عهده‌ بگیرند و برای‌ آفرینش‌ یک‌ نمایش‌ که‌ کاری‌ است‌ گروهی‌، مشارکت‌ نمایند. زیرا آنچه‌ که‌ در نمایش‌ کودک‌ و نوجوان‌ از اهمیت‌ بیشتری‌ برخوردار است‌، آفرینش‌ و مشارکت‌ در روند آفرینش و آماده‌سازی‌ یک‌ نمایش‌ است‌، نه‌ اجرای ‌آن‌.

در چنین‌ صورت‌ نمایش‌هایی‌ که‌ آفریده‌ می‌شوند، از دو منظر ارزشمندتر و جذاب‌تر هستند؛ یکی‌ اینکه‌ همه‌ چیز نمایش‌ را -از آغاز تاسرانجام‌ آن‌، از انتخاب‌ موضوع‌ تا پرورش‌ طرح‌ و قصّه‌ و روش‌ آفرینش‌ و آماده‌سازی‌ نمایش‌ را خودشان‌ به‌ عهده‌ داشته‌اند؛ دوم‌ اینکه‌ همه‌ چیز آن ‌نمایش‌ متعلق‌ و مربوط‌ به‌ خودشان‌ و مسائل خودشان است‌. و هنگامی که کودکان و نوجوانان زندگی شخصی، تحصیلی، خانوادگی و یا اجتماعی خود را به نمایش می گذارند، بی شک آن را نقد نیز می کنند. یعنی‌ ابراز نظرها، احساس‌ها، آرزوها، آرمان‌ها و کشف‌های‌ خودشان‌ را نیز مطرح می کنند. بنابراین‌ وقتی‌ انتخاب‌ موضوع‌ توسط‌ خودشان باشد و از خودشان؛ دیگر در نمایش از دیگران‌ هم‌ تقلید نمی‌کنند. حتی‌ اگر نمایشی‌ را فراهم‌ و اجرا کنند که‌ شخصیت‌ها و موضوع‌ و ماجرای‌ آن‌،ظاهراً دور از مسائل‌ آنان‌ باشد؛ چون‌ خودشان‌ انتخاب‌ کرده‌اند؛ لذا آن ‌نمایش‌، نمایش‌ بچه‌ها و آفریده‌ آنان‌ محسوب‌ می‌گردد. در غیر اینصورت‌ حرف‌ بزرگ‌ترها را زده‌اند و موجبات‌ رضایت‌ و تأیید بزرگان‌ را فراهم ‌کرده‌اند. اما اگر حرف‌ و موضوع‌ از آنان‌ باشد، حتی‌ اگر مورد پسند ما نیز قرار نگیرد -که‌ معمولاً قرار می‌گیرد- باز هم‌ نمایش‌ کودکان‌ است‌ و ویژگی‌ها و اعتبار یک‌ نمایش‌ کودکان‌ را خواهد داشت‌.

در چنین‌ نمایش‌هایی‌ نقش‌ مربی‌ِ آنان‌ نیز اهمیت‌ واقعی‌ و آفرینشگرانه‌ خود را نشان‌ می‌دهد. چون‌ مربی‌ دیگر نقش‌ معلم‌ اخلاق‌ را ایفا نخواهد کرد. بلکه‌ روش‌هایی‌ برای‌ بیان‌ بهتر و اجرای‌ بهتر ‌نمایش‌ موردِ انتخاب‌ بچه‌ها را پیشنهاد خواهد کرد و ناظر به‌ انجام‌ بهترِ رَوَندِ آن‌ خواهد بود. و در همین‌ جاست‌ که‌ تخصص‌ مربی‌ نمایش‌ در یک‌ مدرسه‌ ارزش‌ خود را نشان‌ می‌دهد و تفاوت‌های‌ جدی‌ و تأثیرگذار او با مربی‌ غیر آگاه‌ و غیر متخصص‌ آشکار می‌شود.


 

 

نظرات ()



هنر نمایش‌ در زندگی‌:
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٥

هنر نمایش‌ در زندگی‌:

تجربه‌ آموزگارانی‌ که‌ با چند نسل‌ از کودکان‌ و نوجوانان‌ علاقه‌مند به‌ هنر، به‌ کار آموزش‌ و آفرینش‌ هنر پرداخته‌اند، گویای‌ این‌ واقعیت‌ است‌ که‌ آن‌دسته‌ از افراد جامعه‌ که‌ در دوره‌ای‌ از دوران‌ کودکی‌ یا نوجوانی‌ِ خود، و یا در برهه‌ای‌ از زندگی‌ خود، نوعی‌ فعالیت‌ هنری‌ داشته‌اند، و به ‌عبارت‌ دیگر به‌ نحوی‌ در مسیر وزش‌ نسیمی‌ از هنر بوده‌اند، در دوران ‌دیگر زندگی‌، به‌ نسبت‌ افراد همسان‌ خود، کمتر دچار نامتعادلی‌ها، ناهنجاری‌ها و ارتکاب‌ تخلفات‌ اخلاقی‌، اجتماعی‌ و قانونی‌ شده‌اند.

به‌ عنوان‌ مثال‌: کارگر کارخانه‌ای‌ که‌ در دوران‌ کودکی‌ یا نوجوانی‌ فعالیت‌ هنری‌ داشته‌ است‌، اقدام‌ به‌ خراب‌ کردن‌ دستگاه‌ها و ماشین‌های‌ موجود در زنجیره‌ تولید کارخانه‌ -به‌ هر دلیل‌- نمی‌کند. چگونگی‌ و رَوند کار دستگاه‌های‌ زیر دست‌ خود را بهتر درک‌ می‌کند و در نگهداری‌ آنها دقت‌ عمل‌ بیشتری‌ به‌ خرج‌ می‌دهد. همچنین‌ مناسبات‌ حاکم‌ بر عوامل‌ انسانی‌ کارخانه‌ را بهتر تحلیل‌ می‌کند و لذا از فشارهای‌ عصبی‌ و رنج‌های‌ غیرمنطقی‌ مصون‌ می‌ماند. نگاه‌ زیبایی‌شناسانه‌ او (که‌ بر اثر فعالیت‌ هنری‌ پرورش‌ یافته‌) به‌ اندازه‌ مقدور، بر تولیدات‌ او و در نهایت ‌تولیدات‌ کارخانه‌ اثر مثبت‌ می‌گذارد. مسائل‌ بهداشتی‌ کار را بهتر و بیشتر رعایت‌ می‌کند، و آمادگی‌ و گرایش‌ به دوستی‌ و صمیمیت‌ با دیگران‌ را راحت‌تر و بهتر دارد.
یا آن‌ دسته‌ از رانندگان‌ تاکسی‌ که‌ در کودکی‌ و نوجوانی‌ فعالیت‌ هنری‌ داشته‌اند، احساس‌ عاطفی‌ بیشتری‌ نسبت‌ به‌ مسافران‌ کهنسال‌، کودک‌ان، بیماران و یا مجروحان‌ دارند و لذا تعهد بیشتری‌ در یاری‌ رسانی به‌ آنان‌ احساس ‌می‌کنند. و نیز اتومبیل‌ آنان‌ از پاکیزگی‌ بیشتر، و حتی‌ گاه‌ از آرایش‌ چشم‌نوازی‌ برخوردار است‌. همچنین‌ به‌ دلیل‌ درک‌ چگونگی‌ کارکرد موتور و همچنین‌ درک‌ زحمات‌ انسان‌های‌ گوناگون‌ در روند تولید یک ‌محصول‌، در نگاهداری‌ اتومبیل‌ خود کوشاتر هستند و در نتیجه‌ اتومبیل ‌آنان‌ از فرسودگی‌ کمتری‌ برخوردار می‌گردد.

همچنین‌ در افراد شاغل‌ در بخش‌های‌ گوناگون‌ِ دیگرِ تولید و خدمات ‌ِاجتماعی‌ نیز این‌ دو مثال‌ صادق‌ است‌. نمونه‌اش‌ زنان‌ خانه‌داری‌ که‌ علاوه‌ بر استفاده از ذوق‌ هنری خود‌، آموخته‌های‌ هنری‌ خود را در همه امور زندگی‌، از تهیه‌ و دوخت‌ پوشاک‌ برای‌ خود و فرزندان‌ تا تزئین‌ منزل‌- هر چند فقیرانه‌- به‌طور خودآگاه‌ و ناخودآگاه‌ به‌ کار می‌بندند.

تأثیر هنر نمایش‌ بر شخصیت‌:
فعالیت‌های‌ هنری‌ و به‌ویژه‌ نمایشی‌ باعث‌ رشد جنبه‌های‌ مثبت‌ شخصیت‌ فردی‌ و اجتماعی‌ کودک‌ و نوجوان‌ می‌گردد. از جمله‌:
- تقویت‌ روحیة‌ انتقادی‌ و انتقادپذیری‌.
- تقویت‌ حس‌ تعهد انجام‌ خدمت‌ به‌ عنوان‌ خدمت‌ متقابل‌ (به‌جامعه‌).
- کسب‌ تجربه‌ در انجام‌ کار گروهی‌ و لذا اعتقاد به‌ نتیجة‌ مفید و مثبت‌ آن‌.
- تقویت‌ حس‌ جمع‌گرایی‌ و تضعیف‌ روحیة‌ انزواطلبی‌ و خصلت‌ کم‌رویی‌.
- شناخت‌ روش‌ها و ابزارهای‌ ایجاد ارتباطات‌ صحیح‌ انسانی‌ وگسترش‌ آن‌.
- تقویت‌ فن‌ بیان‌ به‌ عنوان‌ یکی‌ از ابزارهای‌ مهم‌ ارتباط‌.
- بهره‌گیری‌ آگاهانه‌ از زبان‌ به‌ عنوان‌ یک‌ عامل‌ مهم‌ ارتباط‌ (به‌خاطر سخن‌گفتن‌ صحیح‌، رعایت‌ ایجاز و انتخاب‌ کلمات‌ مناسب‌تر در بیان ‌مطالب‌ و گفتگوها).

جالب‌ توجه‌ اینکه‌ این‌ فعالیت‌ها ثمره‌ای‌ دو سویه‌ دارد. یک‌ سوی‌ آن ‌خود کودکان‌ و نوجوانانی‌ هستند که‌ در روند آفرینش‌ و تولید و ارائه‌ اثر هنری‌، خودشان‌ به‌ آن‌ دست‌ می‌یابند؛ در سوی‌ دیگر مخاطبین‌ (تماشاگران‌) هستند که‌ بدون‌ شک‌ با پیامی‌ که‌ از اثر هنری‌ دریافت‌ می‌کنند، از این‌ ثمره‌ بهره‌مند می‌شوند. و چون‌ بارزترین‌ و مهم‌ترین‌خصلت‌ یک‌ اثر هنری‌ و از جمله‌ نمایش‌، «نقد» می‌باشد (اعم‌ از نقد افراد جامعه‌، خود جامعه‌، یا مناسبات‌ حاکم‌ بر جامعه‌)؛ لذا توسط‌ اثر هنری‌ در رفتارهای‌ فردی‌ و اجتماعی‌ انسان‌های‌ جامعه‌ نوعی اصلاح‌ صورت‌ می‌گیرد که‌ اگر چه‌ گاهی‌ نمود آنی‌ ندارد و تأثیر آن‌ در کوتاه‌مدت‌ آشکار نمی‌شود، اما قابل‌ انکار نیز نیست‌.

بنابراین‌ اصلاح‌ رفتارهای‌ فردی‌ و اجتماعی‌ ناشی‌ از هنر، به‌ دو نوع ‌سود فراوان‌ می‌انجامد؛ یکی‌ اینکه‌ از زیان‌های‌ مادی‌ و معنوی‌ افراد و جامعه‌ در زمان‌ حال‌ -در حد مقدور- جلوگیری‌ می‌شود، دیگر اینکه ‌سود مادی‌ و معنوی‌ حاصل‌ از فعایت‌های‌ هنری‌ و نمایشی‌، (توسط‌ آفرینندگان‌ و مخاطبین‌ امروز آثار هنری‌) از زیان‌های‌ آینده‌ می‌کاهد. مثلاً از تخریب‌ یا فرسودگی‌ زودهنگام‌ لوازم‌ مربوط‌ به‌ مراکز عمومی‌ و متعلق‌ به‌ عموم‌ کاسته‌ می‌شود، از میزان‌ اختلافات‌، دعواها و تنش‌های‌ اخلاقی ‌و فرهنگی‌ در میان‌ افراد جامعه‌ می‌کاهد، رعایت‌ مسائل‌ بهداشتی‌ و ایمنی‌ مربوط‌ به‌ خانواده‌ و محل‌ کار را افزایش‌ می‌دهد، رعایت‌ عدالت‌، وجدان‌ کاری‌ و انضباط‌ اجتماعی‌ را اشاعه‌ می‌دهد؛ که‌ همه‌ اینها موجب‌ سودهای‌ معنوی‌ و مادی‌ برای‌ خود افراد، و موجب‌ سودهای‌ اقتصادی ‌چشمگیر‌ برای‌ کشور خواهند بود.

زیرا از تعداد نیروهای‌ انسانی‌ و هزینه‌های‌ مراکز انتظامی‌ و درمانی‌ کاسته‌ می‌شود. از تعمیرات‌ زود به‌زود ماشین‌آلات‌، لوازم‌ و ابزارآلات‌ عمومی‌، جایگزینی‌ قطعات‌ یدکی‌ مربوط‌، و در نتیجه‌ از هدر رفتن‌ سرمایه‌ ملی‌ کاسته‌ می‌شود. به‌ دلیل‌رعایت‌ اصول‌ اخلاقی‌ و اشاعه‌ وجدان‌ کاری‌ و توجه‌ به‌ عدالت‌، به‌ تولید ملی‌ و لذا میزان‌ خودکفایی‌ و درآمد سرانه‌ و درآمد ارزی‌ افزوده‌ می‌شود. و از همه‌ مهمتر از بروز تنش‌هایی‌ که‌ از نظر روانی‌ و اخلاقی‌ به‌ فجایع‌ جبران‌ناپذیر می‌انجامد که گاه باعث‌ می‌شوند انسان‌های‌ بی‌شماری‌ به‌خاطر قرارگرفتن‌ در این‌ دایره‌های‌ فرساینده‌ روح‌ و روان‌، از دایره‌های‌ فعال‌ و بانشاط‌ زندگی‌ و امید خارج‌ بشوند، جلوگیری‌ می‌کند.

برای‌ توجه‌ به‌ اهمیت‌ فعالیت‌های‌ هنری‌ کودکان‌ و نوجوانان‌، همین‌ مثال‌ها کافی‌ است‌ تا بر لزوم‌ سرمایه‌گذاری‌ اقتصادی‌ و تأمین‌ نیروی‌ انسانی‌ متخصص‌ و آگاه‌ توسط‌ دولت برای‌ گسترش‌ اینگونه‌ فعالیت‌ها‌، و لزوم‌ توجه‌ جدی‌ بر هنر نمایش‌ توسط‌ خانواده‌ها و مدرسه‌ها تأکید شود؛ و نیز این‌ مَثَل‌ یادآوری‌ گردد که‌ یک‌ تومان‌ سرمایه‌گذاری‌ امروز برای‌ گسترش‌ فعالیت‌های‌ هنری‌ و نمایشی‌، مانع‌ صد تومان‌ زیان‌ در زندگی ‌ِفرد و جامعه‌ فردا خواهد بود.

هدف‌ اصلی‌:
اما با وجود سودمندی‌هایی‌ که‌ از هنر نمایش‌ برشمرده‌ شد، یادآوری ‌می‌شود که‌ هدف‌ از تأکید بر لزوم‌ فعالیت‌های‌ نمایشی‌ توسط‌ کودکان‌ و نوجوانان‌، خلاقیت‌، آفرینشگری‌ و تمرین‌ آن‌ است‌؛ نیرویی‌ که‌ به‌ دلایل‌گوناگون‌ در نهاد گروه‌هایی‌ از کودکان‌ و نوجوانان‌ دیروز ما‌ رشد نکرد و در اندیشه‌ بسیاری‌ از کودکان‌ و نوجوانان‌ امروزمان‌ نیز هنوز جوانه‌ نزده ‌است‌ و یا نمود ندارد‌؛ نیرویی‌ که‌ روییدن‌ و بودنش‌ می‌تواند آغازی‌ باشد برای‌ تولید و باروری‌ فرهنگ‌ تولید؛ یعنی‌ همان‌ پدیده‌ فرخنده‌ای‌ که‌ کشور ما به‌ آن‌ نیازمند است‌ تا از برکت‌ و رحمت‌ وجود آن‌، مردمان‌ بتوانند برای ‌سعادت‌ و نیکبختی‌ خود و کودکان‌ و نوجوانانشان‌؛ به‌ تن‌ و جانشان ‌سلامتی‌ بیشتر، به‌ روح‌ و روانشان‌ شادابی‌ و نشاط‌ بیشتر، به ‌دست‌هایشان‌ گشادگی‌ بیشتر، و به‌ خانه‌ و زندگی‌شان‌ آرامش‌ و رفاه‌ بیشتر ببخشایند.

تأثیر هنر نمایش‌ بر میل‌ به‌ آفرینش‌ و افزایش‌ توان‌ آفرینش‌:
باری‌؛ هدف‌ اصلی‌ از تشویق کودکان و نوجوانان به فعالیتهای هنری و نمایشی، این‌ نیست‌ که‌ به‌ آنان‌ بیاموزیم‌ که‌ چگونه‌ می‌توانند وقتی‌ بزرگ‌ شدند بازیگر نمایش‌ بشوند. حتی‌ این‌ هم‌ نیست‌ که‌ بیاموزند چگونه‌ نمایشنامه‌ای‌ را که‌ به‌ آنان‌ پیشنهاد یا تحمیل‌ شده‌، با تمرین‌های‌ خسته‌کننده‌ آماده‌ کنند و برای‌ نشان‌ دادن‌ به‌ دیگران‌ اجرا نمایند. نه‌. هدف‌ این‌ است‌ که‌ بیاموزند چگونه‌ می‌توانند از میان‌ وظایف‌ گوناگونی‌ که‌ برای‌ آفرینش‌ و آماده‌سازی‌ یک‌ نمایش‌ لازم‌ است‌، وظیفه‌ای‌ را در کنار دوستان‌ یا همکلاسی‌های‌ خود به‌ عهده‌ بگیرند و برای‌ آفرینش‌ یک‌ نمایش‌ که‌ کاری‌ است‌ گروهی‌، مشارکت‌ نمایند. زیرا آنچه‌ که‌ در نمایش‌ کودک‌ و نوجوان‌ از اهمیت‌ بیشتری‌ برخوردار است‌، آفرینش‌ و مشارکت‌ در روند آفرینش و آماده‌سازی‌ یک‌ نمایش‌ است‌، نه‌ اجرای ‌آن‌.

در چنین‌ صورت‌ نمایش‌هایی‌ که‌ آفریده‌ می‌شوند، از دو منظر ارزشمندتر و جذاب‌تر هستند؛ یکی‌ اینکه‌ همه‌ چیز نمایش‌ را -از آغاز تاسرانجام‌ آن‌، از انتخاب‌ موضوع‌ تا پرورش‌ طرح‌ و قصّه‌ و روش‌ آفرینش‌ و آماده‌سازی‌ نمایش‌ را خودشان‌ به‌ عهده‌ داشته‌اند؛ دوم‌ اینکه‌ همه‌ چیز آن ‌نمایش‌ متعلق‌ و مربوط‌ به‌ خودشان‌ و مسائل خودشان است‌. و هنگامی که کودکان و نوجوانان زندگی شخصی، تحصیلی، خانوادگی و یا اجتماعی خود را به نمایش می گذارند، بی شک آن را نقد نیز می کنند. یعنی‌ ابراز نظرها، احساس‌ها، آرزوها، آرمان‌ها و کشف‌های‌ خودشان‌ را نیز مطرح می کنند. بنابراین‌ وقتی‌ انتخاب‌ موضوع‌ توسط‌ خودشان باشد و از خودشان؛ دیگر در نمایش از دیگران‌ هم‌ تقلید نمی‌کنند. حتی‌ اگر نمایشی‌ را فراهم‌ و اجرا کنند که‌ شخصیت‌ها و موضوع‌ و ماجرای‌ آن‌،ظاهراً دور از مسائل‌ آنان‌ باشد؛ چون‌ خودشان‌ انتخاب‌ کرده‌اند؛ لذا آن ‌نمایش‌، نمایش‌ بچه‌ها و آفریده‌ آنان‌ محسوب‌ می‌گردد. در غیر اینصورت‌ حرف‌ بزرگ‌ترها را زده‌اند و موجبات‌ رضایت‌ و تأیید بزرگان‌ را فراهم ‌کرده‌اند. اما اگر حرف‌ و موضوع‌ از آنان‌ باشد، حتی‌ اگر مورد پسند ما نیز قرار نگیرد -که‌ معمولاً قرار می‌گیرد- باز هم‌ نمایش‌ کودکان‌ است‌ و ویژگی‌ها و اعتبار یک‌ نمایش‌ کودکان‌ را خواهد داشت‌.

در چنین‌ نمایش‌هایی‌ نقش‌ مربی‌ِ آنان‌ نیز اهمیت‌ واقعی‌ و آفرینشگرانه‌ خود را نشان‌ می‌دهد. چون‌ مربی‌ دیگر نقش‌ معلم‌ اخلاق‌ را ایفا نخواهد کرد. بلکه‌ روش‌هایی‌ برای‌ بیان‌ بهتر و اجرای‌ بهتر ‌نمایش‌ موردِ انتخاب‌ بچه‌ها را پیشنهاد خواهد کرد و ناظر به‌ انجام‌ بهترِ رَوَندِ آن‌ خواهد بود. و در همین‌ جاست‌ که‌ تخصص‌ مربی‌ نمایش‌ در یک‌ مدرسه‌ ارزش‌ خود را نشان‌ می‌دهد و تفاوت‌های‌ جدی‌ و تأثیرگذار او با مربی‌ غیر آگاه‌ و غیر متخصص‌ آشکار می‌شود.


 

 

نظرات ()



فرسایش بادی چرخه حیات سیستان را تهدید می کند
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٥

فرسایش بادی چرخه حیات سیستان را تهدید می کند

خراسان - مورخ دوشنبه 1389/03/10 شماره انتشار 17563

 

بادهای شدید منطقه سیستان به ویژه بادهای ۱۲۰ روزه آن چرخه حیات را در این منطقه که زمانی به انبار غله ایران شهرت داشت به شدت تهدید می کند تا جایی که رفته رفته شاهد پیشرفت توده های شنی بر مناطق مختلف سیستان هستیم و فرسایش بادی حتی روستاهای اطراف چاه نیمه های زابل که از مناطق پرآب سیستان به شمار می آید را نیز دربرگرفته است.اگر سیستانی باشید که حتما دیده اید و اگر نیستید شنیده اید که تاریخ سیستان با باد و توفان ها عجین شده است، بادهای ۱۲۰ روزه با همراهی خاک رسوبی دانه ریز، درجه حرارت و تبخیر زیاد، پوشش گیاهی اندک، خشکسالی های دوره ای و عوامل متعدد انسانی باعث فرسایش شدید خاک و وقوع توفان هایی همراه با ذرات گرد و غبار می شوند که در زمان های خشکسالی ابعاد این فاجعه به قدری است که تمام فعالیت های اجتماعی، اقتصادی و کشاورزی منطقه را تحت تاثیر قرار می دهد و مانع از پایداری اکوسیستم منطقه می شود بدین شکل اگرهرچه زودتر برای ریشه کنی فرسایش بادی در این منطقه محروم اقدامی جدی انجام نگیرد در نهایت شاهد غلبه شن های روان بر محیط زیست و چرخه حیات سیستان و بلوچستان خواهیم بود.

این در حالی است که توفان های منطقه سیستان و ازجمله بادهای ۱۲۰ روزه را می توان از تهدید فعلی به یک فرصت تبدیل کرد و با وجود این که بادهای ۱۲۰ روزه سیستان یک ظرفیت بالقوه برای تولید انرژی در منطقه جنوب شرق کشور به شمار می آید اما در حال حاضر به دلیل بی توجهی به استفاده از این ظرفیت و نبود برنامه مناسب برای مهار و کنترل توفان ها این پدیده طبیعی هر سال باعث بروز مشکلات زیادی برای مردم استان می شود به طوری که به گفته مجری طرح نیروگاه های بادی و خورشیدی شرکت سهامی برق منطقه ای سیستان و بلوچستان ، توربین بادی قادر است برای ۳۰۰ خانوار برق تولید کند. در همین راستا یکی از روستانشینان سیستانی گفت: وجود بادهای شدید در استان به ویژه در منطقه سیستان و زمین های کشاورزی که چندین سال است بر اثر بی آبی خشک وخاک آن نرم و به مرور زمان به شوره زار تبدیل شده است موجب به وجودآمدن توفان های شدید شنی و ماسه ای درمنطقه می شود.«ملک رضا کندری» افزود: این توفان هایی که به همراه خود ریگ و ماسه های ریز را حمل می کند باعث از بین رفتن و مدفون شدن زمین های کشاورزی در حال استفاده و همچنین مدفون شدن خانه های روستانشینان شده است.

رئیس اداره بیابان زدایی اداره کل منابع طبیعی سیستان و بلوچستان گفت: این استان با محدودیت هایی چون بالابودن میزان درجه حرارت، بارندگی کم، کمبود ذخایر آب های زیرزمینی و پوشش گیاهی فقیر و خاک فرسایش پذیر رو به روست که این محدودیت ها همراه با فقر زیاد، درصد بالای بی سوادی، رشد زیاد جمعیت، مهاجرپذیری و بیکاری باعث شده است تا سطوح بسیار وسیعی از آن را بیابان و شنزار دربرگیرد.حسین سرگزی مساحت شنزار و بیابان های استان را ۶میلیون و ۳۰۰هزار هکتار اعلام و تصریح کرد: ۵میلیون و ۴۷۱هزار و ۱۱۳ هکتار را بیابان و ۸۲۸ هزار و ۸۸۷ هکتار را شنزار دربرگرفته است. وی ادامه داد: به طور کلی ۲۷کانون بحرانی فرسایش بادی در سیستان و بلوچستان شناسایی شده است که مجموع آن در استان ۱میلیون و ۱۰۷هزار و ۵/۳۵۱هکتار است که ۳۱۶هزار و ۵/۷۶هکتار آن دارای شدت زیاد، ۶۳۴هزار و ۳۱۹هکتار دارای شدت متوسط و ۱۵۶هزار و ۹۵۶هکتار دارای شدت خسارت کم است. این کارشناس ارشد مدیریت مناطق بیابانی استان افزود: مجموع خسارت های وارده ناشی از فرسایش بادی در کانون های بحرانی فرسایش بادی سیستان و بلوچستان در سال ۸۱ حدود ۲۳۱میلیون ریال در سال برآورد شد. وی اظهار داشت: در سیستان و بلوچستان، استفاده زیاد کشاورزان از زمین و چرای بیش از حد دام و کندن بوته ها و درختان از مراتع و همچنین خشکسالی های طولانی مدت سال های گذشته باعث تبدیل شدن اراضی قابل استفاده به بیابان و ماسه زار شده است. وی ادامه داد: این مسائل مهم و وجود بادهای شدید و زیاد در سیستان موجب به وجودآمدن توفان های شن و در کل فرسایش بادی و به وجودآمدن مشکلات بسیاری برای مردم به ویژه روستانشینان و کشاورزان این منطقه شده است.رئیس اداره بیابان زدایی اداره کل منابع طبیعی سیستان و بلوچستان گفت: از شروع عملیات تثبیت ماسه های روان در استان در سال ۴۸ تا پایان سال ۸۷ بیش از ۶۳هزار و ۵۷۶هکتار نهال کاری، ۲۱۱هزار و ۸۳۵هکتار بذرپاشی و بذرکاری، ۳۰هزار و ۶۰۸هکتار مالچ پاشی، ۴۶۵هزار و ۵۲۴هکتار حفاظت و قرق عرصه های دست کاشت و طبیعی، جنگلی و مرتعی، ۴۶هزار و ۲۷۹هکتار مراقبت و نگهداری و آبیاری عرصه ها، احداث ۲هزار و ۶۱۰کیلومتر بادشکن زنده و ۱هزار و ۴۰۷کیلومتر بادشکن غیرزنده، ۲میلیون و ۹۱۰هزار و ۸۶۹مترمکعب عملیات خاکی مدیریت هرز آب ها و ۱۵هزار و ۱۵۳هکتار احداث هلالی توسط این اداره انجام گرفته و همچنین برای تهیه طرح اجرایی بیابان زدایی ۶۷۱هزار و ۸۳۰هکتار از اراضی اقدام شده است، وی اضافه کرد: اعتبارات کل سیستان و بلوچستان در بخش بیابان زدایی در ۱۰سال اخیر، ۲۴۰هزار و ۲۶۸میلیون ریال بود که از این میزان ۱۲۷هزار و ۲میلیون ریال آن به منطقه سیستان اختصاص یافت. به گفته وی درصد اعتبار سیستان از کل استان ۵۳درصد بود و اعتبار سال گذشته سیستان در بخش بیابان نسبت به سال گذشته ۱۶۳درصد رشد داشته است.به گفته وی اعتبار سال گذشته بیش از جمع اعتبار ۳سال قبل از آن بود.سابقه طولانی مدت در زمینه های مختلف حفاظت خاک و تجارب ناشی از اجرای فعالیت های مقابله با فرسایش بادی و آبی، در مجموع باعث ارتقای توان تکنیکی و افزایش دانش در زمینه تدوین طرح ها و اجرای پروژه های مختلف مرتبط با حفاظت خاک شده است و اقدامات ادارات و موسسات مرتبط در زمینه بیابان زدایی روز به روز در حال افزایش است و امید آن می رود که روزی فرسایش خاک در سیستان و بلوچستان به کلی ریشه کن شود.

نظرات ()



چه کسانی حجامت کنند
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٥

چه کسانی حجامت کنند

 

حجامت فقط یکی از روش های درمانی در طب سنتی است

کمتر کسی را می توان پیدا کرد که از تاثیر طب سنتی در حفظ سلامت و پیشگیری و درمان بسیاری از بیماری ها بی خبر باشد.

هم اکنون که عوارض داروهای شیمیایی بیش از گذشته روشن شده است،مصرف داروهای گیاهی و استفاده از روش های درمانی طب سنتی طرفداران زیادی پیدا کرده و طبیعی است که در این گیرودار سودجویان بیکار ننشینند و تلاش کنند در این بازار مکاره گیاهانی را تحت عنوان دارو و روش های غیربهداشتی را تحت عنوان شیوه درمانی به مردم ارائه دهند.

از این رو اطلاع رسانی در این باره وظیفه رسانه هاست تا سلامت مردم در این مسیر خطیر به خطر نیفتد. حجامت هم یکی از روش های طب سنتی است که سابقه چند هزار ساله دارد اما اطلاعات مردم نسبت به آن ناکافی است. به همین علت پای صحبت های یکی از استادان این شیوه درمانی نشستیم.

دکتر سیدمحمد سیادتی، عضو انجمن تحقیقات حجامت کشور، در این باره به خراسان می گوید: حجامت یکی از رفتارهای طبی است که ریشه در ۵ هزار سال قبل دارد. طبق مدارکی که به دست آمده، حدود ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح از حجامت به عنوان یک رفتار درمانی استفاده می شده است. اسلام نیز حجامت را مورد تایید قرار داده است. در مکاتب طبی باستانی دنیا شاید مکتبی یافت نشود که به حجامت اشاره نکرده باشد. اشتباه رایج برخی از مردم این است که طب سنتی را مساوی با حجامت می دانند در حالی که حجامت یکی از رفتارهای طبی و یک روش درمانی در طب سنتی است که هم در حفظ سلامت و هم در درمان بیماری ها مورد استفاده قرار می گیرد.

انواع حجامت

حجامت پیشگیرانه که برای حفظ سلامت انجام می شود همان حجامتی است که توصیه می شود عموم مردم سالی ۲ بار آن را انجام دهند و بهترین زمان آن اوایل بهار و اول پاییز است که تغییر آب و هوا به صورت ناگهانی صورت می گیرد. اما حجامت درمانی منطبق بر اصول علمی است و توسط پزشک یک نوع حجامت خاص برای درمان بیماری انجام می شود. البته قبل از آن باید دانست که در طب سنتی در مرحله اول در مواجهه با بیماری باید به اصلاح شیوه زندگی پرداخت، در صورت برطرف نشدن بیماری باید به دارودرمانی از تجویز داروهای سبک تا ترکیبی پرداخت و سپس به اعمال دستی که یکی از آن ها حجامت است، اقدام کرد.

در طب اسلامی حجامت یکی از شاه کلیدهای درمان است. شاید به جرات بتوان گفت که در میان اعمال یدی بیشترین تاکید بر حجامت شده است. سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نیز همین را نشان می دهد. به طور کلی براساس تشخیص پزشک و نوع بیماری، می توان حجامت را انجام داد. بسته به نوع بیماری، حجامت در نقاط مختلف بدن انجام می شود. علاوه بر حجامت بین دو کتف، حجامت چاربند، ساق پاها، پشت گوش، زیرچانه و سر در طب سنتی انجام می شود و چنانچه گفته شد کاربرد آن بسته به نوع بیماری است. دکتر سیادتی درباره انجام حجامت به صورت بهداشتی تاکید می کند:  حجامت به عنوان یک شیوه درمانی باید در محیطی صد در صد بهداشتی انجام بگیرد و تمام وسایل حجامت باید یکبار مصرف باشد. از طرفی باید طبق قوانین، زباله های بیمارستانی دفع شود. در وهله اول خود مردم باید نسبت به بهداشت مرکز مربوطه دقت نظر داشته باشند و در مراکزی که بهداشت رعایت نمی شود، حجامت نکنند و در مرحله دوم متولیان سلامت و بهداشت جامعه باید بر مراکز بهداشتی و درمانی نظارت داشته باشند.

چه کسانی حجامت کنند

بنابر آنچه در طب سنتی و اسلامی بر آن تاکید شده است، حجامت برای افرادی که دموی مزاج هستند و غلظت خونشان زیاد است، بسیار مفید می باشد. تجربه نشان داده که بهترین روش برای پیشگیری از آلرژی فصلی حجامت است، سکته مغزی و قلبی در بسیاری از موارد با انجام حجامت به تاخیر می افتد. گرفتگی عضلانی ناشی از انجام بعضی مشاغل هم از طریق حجامت برطرف می شود. البته ناگفته نماند که حجامت دو نوع خشک و تر دارد. حجامت تر همان است که خونگیری صورت می گیرد اما حجامت خشک در واقع بادکش است که نیاز به خونگیری ندارد. در طب سنتی اعتقاد بر این است که یکی از مهم ترین دلایل بروز بیماری ها، افزایش یک سری مواد مزاحم در بدن است. وقتی یک ماده مزاحم در عضوی از بدن تجمع پیدا کند، عملکرد آن عضو دچار اختلال می شود.

یکی از شیوه های درمانی این است که ماده مضر را از آن عضو به عضو غیرحساس تر منتقل و یا از بدن خارج کنیم. بهترین روش برای این کار بادکش یا همان حجامت خشک است. این روش برای درمان گرفتگی عضلانی، یبوست، برای تسریع حرکات روده، دردهای عضلانی و مفصلی، سردی اندام ها بسیار مفید است.دکتر سیادتی با اشاره به کاربردهای حجامت تر، توصیه می کند: سالی یک بار کودکان را برای درمان آلرژی حجامت کنید زیرا این نوع حجامت در کاهش شدت بیماری و رفع آن، بسیار موثر است.حجامت پیشگیرانه نیز در تنظیم سیستم ایمنی ، سیستم اعصاب و غدد درون ریز و کلیه سیستم های درونی بدن نقش اساسی دارد. البته نباید فراموش کرد که در برخی موارد حجامت با پرهیز همراه است مثل افرادی که دچار کم خونی هستند، خانم ها در دوره عادت ماهیانه، افرادی که ضعف شدید دارند و خانم های باردار در ماه های خاص که از حجامت نهی شده اند. به طور کلی گفته می شود حجامت زیر ۲ سال و بالای ۶۰ سال ممنوع است اما در طب اسلامی برای حجامت از نظر سنی محدودیتی آورده نشده است.

شیوه صحیح حجامت

نکته این جاست که پزشک درمانگر باید با تشخیص صحیح و شرایط مناسب حجامت را انجام دهد؛ زیرا هیچ شیوه درمانی بدون تشخیص صحیح انجام نمی شود. حجامت به هر حال یک شیوه تهاجمی است و باید توسط پزشک حاذق و با شناسایی دقیق بیمار و تحت شرایط بهداشتی انجام شود تا عوارض کمی دربرداشته باشد. گاه نیاز است که قبل از حجامت، اقدامات لازم برای آماده سازی فرد انجام شود. در طب سنتی به این مواد «منزج» می گویند. این موارد ممکن است تغذیه ای یا دارویی باشد که سیستم بدن و خون را برای حجامت و یا عملیات دیگر یداوی آماده می کند، به عنوان مثال کسانی که دارای «امتلاح» هستند باید «منزج» مصرف کنند. بدن چنین افرادی پر از مواد زاید و سخت است و بهتر است قبل از حجامت، خونشان آماده شود. عوارض حجامت بسته به مهارت درمانگر متفاوت است. اگر تیغ ها عمیق زده شود ممکن است عارضه پوستی به وجود آورد و استفاده ازوسایل غیراستریل به عفونت منجر می شود. اگر خون زیاده از حد گرفته شود ممکن است فرد دچار ضعف یا بی حالی شود، به همین دلیل است که توصیه می کنیم افراد قبل از حجامت آیین نامه حجامت را بخوانند و حتما به مراکز بهداشتی مراجعه کنند.

 

نظرات ()



ایجاد پایگاه امداد هوایی در سیستان و بلوچستان وعده فراموش شده
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٥

ایجاد پایگاه امداد هوایی در سیستان و بلوچستان وعده فراموش شده

خراسان - مورخ دوشنبه 1389/04/21 شماره انتشار 17596

 

ایجاد پایگاه (سایت) امداد هوایی در سیستان و بلوچستان به دلیل ویژگی های خاص این استان یک ضرورت انکارناپذیر است ضرورتی که به گفته نماینده مردم زاهدان در مجلس شورای اسلامی به دلیل مشکلات مالی دولت، امسال امیدی به شکل گیری آن و خرید بالگرد امدادی برای این سایت نیست.سیستان و بلوچستان با بیش از ۱۸۷ هزار کیلومتر مربع وسعت حدود ۱۱ درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است و پهناورترین استان کشور محسوب می شود و این در حالی است که این استان مرزی در فصول مختلف آبستن حوادث طبیعی و غیرطبیعی بسیاری است.این منطقه با توجه به موقعیت جغرافیایی، از یک طرف تحت تاثیر جریان های جوی متعدد مانند جریان بادی شبه قاره هند و به تبع آن باران های موسمی اقیانوس هند است و از طرف دیگر تحت تاثیر فشار زیاد عرض های متوسط قرار دارد که گرمای شدید مهم ترین پدیده مشهود اقلیمی آن به شمار می آید. در بررسی وضعیت هواشناسی این منطقه گرم و خشک، بادهای شدید موسمی، توفان شن، رگبارهای سیل آسا و رطوبت زیاد قابل اشاره است. وسعت بالای سیستان و بلوچستان در مواقع اضطراری و بحرانی و هم چنین وجود ضعف های شدید در زیر ساخت های را ه های مواصلاتی سبب می شود تا ارتباط بین شهری در این استان به سختی صورت بگیرد و تنها از طریق امدادرسانی هوایی، می توان ضعف های زیرساختی را در این بحران های فصلی پوشش و امدادرسانی به حادثه دیدگان را انجام داد. مسئولان استانی در توفان های «گونو» و «فت» در عمل با مشکلات زیادی در امر امدادرسانی روبه رو هستند.

مدیرعامل جمعیت هلال احمر سیستان و بلوچستان که متولی امدادرسانی در حوادث طبیعی و غیرطبیعی است از وجود مشکلات زیرساختی در جهت ایجاد سایت امدادرسانی هوایی در استان حادثه خیز سیستان و بلوچستان پرده برداشت و همکاری نکردن بعضی از سازمان ها را در این زمینه، عامل کندی در روند ایجاد سایت امداد هوایی عنوان کرد. دکتر «حقیقی» که از نزدیک در حوادث مختلف حضور داشته و بحران های مختلفی را نیز در تجارب کاری خود دارد، سازمان مسکن و شهرسازی استان را یکی از سازمان هایی عنوان کرد که برخلاف هماهنگی های صورت گرفته تاکنون، ۴ قطعه زمین برای ایجاد سایت معرفی کرده اما در مراحل پایانی کار که کارشناسان جمعیت هلال احمر، پس از بررسی های تخصصی تایید های خود را اعلام داشته اند این زمین ها به دلایلی هم چون تغییر کاربری و ... از ما پس گرفته شد.

البته به دنبال پی گیری هایی که در این رابطه صورت گرفت رئیس سازمان مسکن و شهرسازی سیستان و بلوچستان واگذاری چندین قطعه زمین به سایت امداد هوایی را در اولویت کاری خود قرار داد و پس از چند روز، گره کور این مشکل چندین ماهه باز شد و با اعلام مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان، زمینی به مساحت ۵/۶ هکتار جهت ایجاد سایت امداد هوایی در کلان شهر زاهدان اختصاص یافت.مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان در همین رابطه گفت: به طور حتم با توجه به تخصیص اعتبارات لازم در جهت ساخت و تجهیز موارد فنی سایت در کم ترین زمان ممکن ساخته خواهد شد.دکتر «حقیقی» یادآور شد: وجود پدیده های موسمی فصلی، همانند پدیده  «هانسونی» که معمولا در فصل تابستان باعث بارندگی شدید در مناطق جنوبی استان می شود، پی گیر هستیم تا یک سایت امداد هوایی نیز علاوه بر زاهدان در شهرستان چابهار راه اندازی شود چرا که وجود ۶ هزار روستا به صورت پراکنده در استان با فواصل بسیار زیاد از یکدیگر، سبب می شود در حوادث طبیعی امدادرسانی با محدودیت های بسیاری مواجه شود. به گفته وی مسئولان این سازمان در سال ۸۸ برای خریداری یک فروند بالگرد برای استان قول مساعد دادند که البته این وعده هنوز محقق نشده است و انتظار داریم که امسال اولین بالگرد امدادی خریداری شده توسط دولت به این استان اختصاص یابد.وی معتقد است: وجود بالگرد امدادی یکی از ضروریات امدادرسانی در این استان پهناور است. وی تصریح کرد: با توجه به آسیب پذیری بسیار بالای راه های مواصلاتی که معمولا در بحران ها به جای این که یاری رسان امر امدادرسانی باشد، به عنوان یک تهدید و عامل بازدارنده محسوب می شود چرا که حجم بسیار بالایی از راه های مواصلاتی استان، از استانداردهای لازم دور است و این امر در بحران های اخیر به خوبی برای همه اثبات شده بنابراین باید هرچه زودتر نسبت به اختصاص بالگرد برای ایجاد سایت امداد هوایی در این استان اقدام شود.

«حقیقی» توفان «فت» که مناطق جنوبی سیستان و بلوچستان با مرکزیت شهرستان های چابهار و کنارک را در برگرفت یک خطر جدی آب و هوایی عنوان کرد و افزود: در این توفان بیش از ۳۶ ساعت بارندگی شدید در این مناطق سبب شد تا سیل مخربی ایجاد شود و طول موج های دریا نیز تا ۴ متر افزایش یابد که در پی این توفان خوشبختانه با اقدامات به موقع و پیش گیرانه، شاهد تلفات جانی در استان نبودیم.در همین راستا یکی از شهروندان «دامن» ایرانشهر گفت: در سیل سال ۸۸ رودخانه دامن ۵ دانش آموز که از مدرسه برمی گشتند در وسط رودخانه گرفتار شدند که مراتب به هلال احمر ایرانشهر اعلام و درخواست امداد شد که مسئولان استان به دلیل نبود بالگرد در استان اعلام کردند با توجه به تاریکی هوا امکان درخواست بالگرد از کرمان میسر نیست و زمان زیادی طول می کشد تا بالگرد به منطقه اعزام شود که در نهایت یکی از بومیان منطقه با استفاده از یک دستگاه بولدوزر به آب زد و توانست این ۵ دانش آموز را از خطر جدی غرق شدگی نجات دهد.

مدیرکل حوادث غیرمترقبه استان نیز ابعاد خسارات توفان فت را بسیار مخرب ارزیابی و تصریح کرد: در این توفان بیش از ۱۷۸ میلیارد ریال به ساختمان های دولتی، محورهای مواصلاتی، تاسیسات زیربنایی و واحدهای مسکونی خسارت وارد شد که با توجه به هشدارهای قبلی سازمان هواشناسی، اقدامات پیش گیرانه بسیار خوبی صورت گرفت تا میزان خسارات و تلفات انسانی کاهش یابد. «شایانفر» افزود: این توفان تلفات انسانی نداشت و این در حالی بود که در کشورهای مجاور که توفان فت بعد از جنوب استان وارد این کشورها شد، تلفات انسانی زیادی را برای آن ها به همراه داشت.به گفته وی در توفان گونو که در سال ۸۶ شهرهای ایرانشهر، سرباز، چابهار، کنارک و سراوان را در برگرفت، بیش از ۶ هزار و ۴۰۰ میلیارد ریال خسارات این توفان حاره ای برای استان بود که بعد از آن، مدیریت پیش گیرانه در استان احیا و به صورت فعال در صدد رفع ضعف های زیرساختی در مواقع بحرانی قرار گرفت. وی ضرورت اختصاص یک فروند بالگرد امداد هوایی را با توجه به این شرایط اقلیمی برای استان امری بسیار مهم و حیاتی دانست و اظهار داشت: نبود بالگرد در زمان های طلایی اولیه حوادث، که می توان از حجم تلفات کاست نقش بسیار مهمی دارد که تاکنون این ضرورت امدادی برای استان دیده نشده است.مدیرکل حوادث غیرمترقبه استان ایجاد پل های مستحکم ارتباطی بر روی جاده ها را یکی دیگر از مواردی عنوان کرد که در صورت ساخته شدن اصولی می تواند حجم زیادی از روان آب ها را از خود عبور و درصد تخریب راه ها را نیز به طور قابل ملاحظه ای کاهش دهد که در این زمینه اقدامات خوبی آغاز شده اما به دلیل محدودیت های مالی، روند پل سازی به کندی صورت می گیرد. نماینده مردم زاهدان در مجلس شورای اسلامی نیز ضرورت امدادرسانی هوایی را برای استان حادثه خیز و پهناور سیستان و بلوچستان بسیار مهم دانست و گفت: استانی با بیش از ۱۸۷ هزار کیلومتر وسعت و پراکندگی زیاد روستاها که حتی قرار بود دولت طرح تجمیع روستاها را طی چند سال گذشته اجرایی کند و البته این طرح مهم و راه گشا در این استان، از یاد دولتمردان رفت، در آن ایجاد سایت امداد هوایی ضروری به نظر می رسد. دکتر «شهریاری» ادامه داد: قابلیت حادثه خیزی بالای استان در فصول مختلف، ضعف های زیرساختی و کارشناسی نبودن برخی طرح ها و ... سبب شده است تا علاوه بر محرومیت بحران های مختلف طبیعی و غیرطبیعی هم به مشکلات استان اضافه شود.

به گفته رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، اگر بخواهیم در بحران های فصلی حجم خسارت ها را در سیستان و بلوچستان کاهش دهیم باید راه های مواصلاتی که در وضعیت بسیار نامناسبی قرار دارد با اصول استاندارد بازسازی شود و در غیر این صورت در حوادث حجم خسارت ها افزایش خواهد یافت.

شهریاری تصریح کرد: در روستاهای استان پراکندگی های وسیعی وجود دارد و تجمیع نبودن این روستاها نیز یکی دیگر از عوامل بحران خیزی این مناطق شده است به طوری که در مواردی امدادرسانی برای یک روستای دورافتاده حادثه  دیده، علاوه بر هزینه های بالا، روند امدادرسانی را هم با مشکل مواجه می کند که ضرورت استقرار بالگرد امداد هوایی در این خصوص بیش از پیش احساس می شود.به گفته وی امسال با توجه به مشکلات مالی دولت، امیدی برای خرید بالگرد امدادی نیست که این امر باید مورد توجه مسئولان قرار داشته باشد که در صورت وقوع احتمالی بحران های فصلی و حاره ای، به طور حتم امداد هوایی می تواند روند امدادرسانی را سرعت بخشد.

بررسی ها نشان می دهد سیستان و بلوچستان که بیش از ۱۱ درصد از مساحت کشور را تشکیل می دهد در فصول مختلف سال با بحران های حاره ای مواجه است و از یک سو پراکندگی های بالا، و ضعف های زیرساختی در راه های مواصلاتی سبب شده تا در توفان های «گونو» و «فت» فقط از طریق بالگرد امدادرسانی به مناطق دورافتاده با سرعت امکان پذیر باشد که این مهم در حال حاضر با توجه به نبود بالگرد در استان امکان پذیر نیست و پس از گذشت زمان های حیاتی در حوادث، بالگردهای مامور شده از دیگر استان ها وارد صحنه می شوند که این امر نمی تواند پاسخ گوی نیازهای استان باشد و در صورت استقرار حداقل یک بالگرد در استان، این مشکلات به طور حتم کم رنگ تر خواهد شد و از میزان خسارت های مالی و جانی نیز کاسته می شود.

 

نظرات ()



ضرورت توسعه کشاورزی گلخانه ای در سیستان و بلوچستان
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٥

ضرورت توسعه کشاورزی گلخانه ای در سیستان و بلوچستان

خراسان - مورخ یکشنبه 1389/09/07 شماره انتشار 17709
نویسنده: رهدار

 

استان سیستان و بلوچستان با ۱۸۷هزار و ۵۰۲کیلومترمربع وسعت، 11.5 درصد مساحت کشور را به خود اختصاص داده است. این استان پهناور ۴۰۹ هزار هکتار اراضی قابل کشاورزی دارد که حدود دو درصد مساحت استان می باشد اما شرایط آبی استان در سال های «ترسالی» و «خشکسالی» باعث شده که سالانه بین ۴۵ تا ۷۰درصد از این سطح زیرکشت محصولات زارعی و باغی رود.سرپرست جهاد کشاورزی استان تولید سالانه محصولات و حاصل زحمت کشاورزان و دام داران و صیادان استان را حدود ۳میلیون تن انواع محصولات زراعی، باغی و دامی و شیلاتی اعلام کرد. «دهباشی» افزود در بخش صید و صیادی و کشاورزی در استان حدود ۱۷۰هزار نفر بهره بردار و اشتغال زایی وجود دارد. وی منابع تامین آب مورد نیاز کشاورزی استان را از ۸هزار و ۵۷۶ حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق و هزار و ۹۲۵رشته قنات و ۷۹۹ رشته چشمه با میزان هزار و ۴۲۷ میلیون مترمکعب و رودخانه های هیرمند، سرباز، لادیر، بمپور، بامیزان آبدهی متوسط ۴هزار و در این استان پهناور که اقتصاد آن برپایه کشاورزی شامل محصولات جالیزی، پیاز، نباتات علوفه ای و غلات با برداشت سالانه دو میلیون و ۱۰۲هزار و ۶۹۱تن است اعلام کرد.

در شرایط عادی قسمت های وسیعی از استان به علت شرایط اقلیمی مساعد امکان کشاورزی در تمام طول سال فراهم است. رئیس جهاد کشاورزی شهرستان نیک شهر گفت: کشت برنج در این شهرستان سالانه دوبار انجام می شود که موقعیت ویژه و منحصر به فردی می باشد. به گفته «حبیب رئیسی» برداشت یونجه در این شهرستان با برداشت ۱۹-۱۸ چین در سال از دیگر توانمندی های این منطقه می باشد. کشت تلفیقی و خارج از فصل محصولات زراعی به خصوص هندوانه و سیب زمینی و پیاز از مزایای سرمایه گذاری در استان می باشد.

محصولات باغی استان با تولید سالانه حدود ۲۸۹ هزار و ۲۵۲تن از دیگر مزیت های استان می باشد که شامل پسته، انواع مرکبات (لیموترش، نارنگی، پرتقال، گریپ فروت، لیموشیرین، نارنج، انبه، پایایا، چیگو، گواوا، زردآلو، گردو، زیتون، کنار، بادام، آلوسیاه و انجیر) می شود. این استان از لحاظ سطح زیر کشت نخیلات رتبه اول کشور را به خود اختصاص داده و از لحاظ تولید خرما رتبه دوم کشور را کسب کرده است.متوسط بارندگی ۱۰۳میلی متر باران در استان در سال های «ترسالی» موجب شده تا این استان پهناور با وجود این ویژگی ها و توانمندی های منحصر به فرد در زمره استان های خشک قرار گیرد که این خود مسائلی را مثل بیکاری به دلیل نبودن صنایع دیگر و ناامنی در پی داشته است و در نتیجه توجه به توسعه کشاورزی گلخانه ای هم ضرورت و هم توجیه اقتصادی بالایی دارد.سرپرست سازمان جهاد کشاورزی استان سطح زیر کشت گلخانه های استان را حدود ۲۰۰هکتار اعلام می کند و می افزاید: ۳هزار و ۵۹۷واحد گلخانه استان سالانه حدود ۴۲هزار و ۱۱۲تن محصول تولید می کنند و ۴هزار و ۴۴۳ نفر اشتغال مستقیم دارند. مهم ترین محصولات گلخانه ای شامل انواع سبزی و صیفی (خیار، گوجه فرنگی، فلفل، توت فرنگی و بادمجان) می باشد. از نکات مهم تولید گلخانه ای استان تولید روزانه ۴هزار و ۵۰۰شاخه گل رز در ۴رنگ و صدور آن به سایر استان ها و خارج از کشور می باشد.

حال با توجه به شرایط آب و هوایی استان و کمی آب و خشکسالی های اخیر در شمال استان با توجه به شرایط سرچشمه آب رودخانه هیرمند در افغانستان و حضور نیروهای بیگانه و دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران توجه ویژه مسئولان استانی را در وهله نخست و مسئولان کشوری را در مراحل بعدی درخصوص توسعه و گسترش کشاورزی در بخش گلخانه ای می طلبد. کشت سالانه ۲۰۰هزار هکتار اراضی قابل کشت و مصرف بالای آب برداشت دومیلیون و ۵۳۶هزار و ۸۶۹تن محصول را در پی دارد درحالی که کشت سالانه ۲۰۰هکتار سطح گلخانه های استان برداشت ۴۲هزار و ۱۱۲ تن محصول را در پی دارد که در صورت توسعه گلخانه ها محصول به دو برابر یعنی به حدود ۴میلیون تن سالانه خواهد رسید.

شرایط آب و هوایی استان به خصوص در جنوب استان به گونه ای می باشد که منطقه را به یک گلخانه طبیعی تبدیل کرده که به هندوستان کوچک معروف می باشد. کشت محصول هندوانه و تامین هندوانه شب یلدای ایرانیان در منطقه چابهار انجام می شود که این امر بر ویژگی کشت حدود ۴۰۰هکتار چای ترش در دلگان و نیک شهر (نقاط منحصر به فرد کشت چای ترش (مکی) و سایر ویژگی های استان افزوده است و توجه به کشاورزی و توسعه گلخانه ها و توجه به گلخانه طبیعی استان امری ضروری می باشد.

 

نظرات ()



ضرورت راه اندازی خطوط مسافری از استان سیستان و بلوچستان به افغانستان و پاکستان
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٥

حمل ونقل

ضرورت راه اندازی خطوط مسافری از استان سیستان و بلوچستان به افغانستان و پاکستان

خراسان - مورخ چهارشنبه 1389/11/20 شماره انتشار 17768
نویسنده: زاهدان- رهدار

 

با توجه به هم جوار بودن سیستان و بلوچستان با دو کشور افغانستان و پاکستان و داشتن حدود هزار و ۲۰۰ کیلومتر مرز خاکی با این دو کشور و تردد مرزی قانونی پس از اقدامات امنیتی و کنترل مرزها ضرورت راه اندازی خطوط مسافری بین ایران- پاکستان و ایران- افغانستان بیش از پیش می باشد.افزایش تردد مرزی قانونی از افغانستان یکی از دلایل توجه مسئولان استان و کشور به این مقوله می باشد. مدیرکل حمل و نقل و پایانه های استان آمار تردد مسافر را در پایانه مرزی میرجاوه در ۹ ماه اول سال ۸۸، ۱۸۳ هزار و ۱۵۴ نفر اعلام می کند و می افزاید: این آمار در ۹ ماهه اول سال جاری به ۲۶ هزار و ۳۶۵ نفر افزایش یافته که رشد ۴۳ درصدی را نشان می دهد. «علیرضا مجرد» می افزاید: تردد مسافر در پایانه مرزی میلک هم در ۹ ماه اول سال ۸۸، ۳۰ هزار و ۴۵۰ نفر بوده که این آمار در ۹ ماه اول سال جاری به ۴۵ هزار و ۶۵۲ نفر افزایش یافته است و رشدی حدود ۷۸ درصد نشان می دهد.مدیرکل حمل و نقل و پایانه درخصوص راه اندازی خطوط مسافری می گوید: قرارداد جابجایی مسافر باید استفاده شود. «خسروی» می افزاید: ترانزیت مسافر از خاک جمهوری اسلامی ایران یک قابلیت است که می توان زائران پاکستانی و افغانستانی را از مسیر زمینی به عتبات عالیات، عراق و سوریه و حتی عربستان و مکه معظمه انتقال داد.یکی از ایرانیان مقیم پاکستان که در مسیر ایران- پاکستان و کراچی تردد می کند می گوید: مسافرت از زاهدان به میرجاوه و پایانه مرزی میرجاوه و... مشکلاتی دارد که گاه انگیزه و علاقه مندی را به این سفرها کم می کند. «شجاعی» می افزاید: در صورت راه اندازی خط مسافری در این مسیر ما هم برنامه ریزی می کنیم و تردد راحت می شود که علاوه بر درآمدزایی برای شرکت های مسافری، برای مسافران هم رفاه در پی دارد.مسافران پاکستانی با وسایل عمومی تا شهر تفتان پاکستان سفر می کنند و از آنجا تا مرز مشکلاتی دارند و هنگام ورود به خاک جمهوری اسلامی ایران نیز باید مدتی منتظر وسیله نقلیه باشند تا به زاهدان منتقل شوند. وی می افزاید: در صورت ایجاد یک خط مسافری نقل و انتقال مسافر از مبدا به مقصد معین با صورت وضعیت انجام می شود و مسافر اتوبوس در بین راه نمی تواند از اتوبوس یا گروه جدا شود. از این رو ورود و خروج مسافر منظم تر و هدفمندتر می شود.از ایران به افغانستان و پاکستان و به عکس بین دو شرکت مسافربری میهن تور آریا و ایران پیما امید با شرکت های مسافربری کابل کاروان و نعیمی افغانستان قرارداد حمل و نقل منظم مسافر بین شهرهای هرات- کابل -زرنج افغانستان و زاهدان منعقد شده و از سال ۸۷ فعال می باشد که در ۹ ماه اول سال جاری ۲۲ هزار و ۵۶۴ نفر را با ۶۴۵ دستگاه اتوبوس جابه جا کرد که این رقم نسبت به مدت مشابه سال گذشته که ۲۰ هزار و ۴۰۳ نفر با استفاده از ۶۳۶ دستگاه اتوبوس جابه جا شدند، رشد یک درصدی را نشان می دهد.مجرد آمار انتقال مسافر را از پایانه میلک در ۹ ماه اول سال ۸۸، ۲۷ هزار و ۶۶۹ نفر عنوان کرد که با هزار و ۸۱۷ دستگاه اتوبوس سفر کردند.وی افزود: این آمار در مدت مشابه سال جاری به ۷۵۲ نفر کاهش یافت که این افراد با ۲۲ دستگاه اتوبوس سفر کردند.یکی از مسئولان شرکت مسافربری ایران پیما امید زاهدان که طرف شرکت افغانستانی می باشد، از قطع حدود ۵ تا ۶ ماهه این خط مسافری صحبت می کند. «غلامی پور» می افزاید: مدتی اتوبوس های افغانی در این مسیر تردد می کردند که تعداد آن ها ۱۳ دستگاه بود، ولی فعلا آن ها هم فعالیتی ندارند. هرچند از این خطوط مسافری استقبال هم می شود.یک کارشناس امور حمل و نقل در این باره می گوید: استان با توجه به قرار داشتن در دو کریدور شمال- جنوب و غرب- شرق شرایط مناسبی برای جابه جایی مسافر دارد که از این توانمندی با توجه به این موارد و وجود مرز طولانی با دو کشور افغانستان و پاکستان، شرایط فرهنگی و اقتصادی و مناسبات فرهنگی و قومی و مسافرت مرزنشینان برای دیدار اقوام و آشنایان در آن سوی مرز انجام می شود.از طرفی مسافرت قانونمند از مرز، راه اندازی خطوط مسافری از شهرهای افغانستان و پاکستان به شهرهای هدف ایران که گاهی اهداف تجاری و گاهی اهداف زیارتی دارد امری ضروری می باشد که می تواند تا حدودی به برقراری هرچه بیشتر امنیت کمک کند علاوه بر این درآمدزایی هم برای شرکت های مسافری دارد و از طرفی موجب افزایش رفاه حال مسافران نیز می شود.

 

نظرات ()



تولید سنتی و نبود صنعت فرآوری،مشکل نخل داران سیستان و بلوچستان
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٥

تولید سنتی و نبود صنعت فرآوری،مشکل نخل داران سیستان و بلوچستان

خراسان - مورخ دوشنبه 1389/02/20 شماره انتشار 17546

 

سیستان و بلوچستان با وجود دارا بودن بیشترین سطح زیر کشت خرما در کشور، در زمینه برداشت و هم چنین صنعت فرآوری این محصول با مشکلات دامنه داری رو به روست به طوری که این موانع سیستان و بلوچستان را با چالش های جدی برای تولید و صادرات محصول با کیفیت خرما مواجه کرده است.کشت خرما در سیستان و بلوچستان به دلیل موقعیت جغرافیایی و شرایط آب و هوایی مناسب از سابقه بسیار طولانی برخوردار است، به گونه ای که ویژگی های منحصر به فرد خرما و ارزش غذایی بالای این ماده غذایی، سبب شده است تا مردم این استان، همواره نگاه ویژه ای به تولید این محصول داشته باشند.در همین راستا یکی از نخل داران این استان اظهار داشت: مراحل کاشت، برداشت و بستن سبد در این منطقه کاملا به روش سنتی است که این تجربه را از گذشتگان به ارث برده ایم.«رئیسی» افزود: این روش سنتی مساوی با کم رونق بودن محصول خرماست که خود عاملی برای کاهش تولید محسوب می شود، اما متاسفانه در این زمینه آموزش های لازم توسط مسئولان امر ارائه نشده یا مفید نبوده است.رئیس سازمان جهاد کشاورزی سیستان و بلوچستان سطح واقعی زیر کشت باغ های خرما در این استان را ۴۴ هزار هکتار عنوان کرد و اظهار داشت: از این میزان ۳۶ هزار هکتار در شهرستان های زاهدان، میرجاوه، ایرانشهر، سراوان و سرباز، بارور است که از این نخیلات سالانه ۱۷۰ هزار تن محصول به دست می آید. «نیکبخت» با اشاره به زمان گرده افشانی و برداشت محصول خرما گفت: گرده افشانی این درختان از نیمه اسفند ماه شروع می شود و تا پایان فروردین ماه به طول می انجامد و برداشت آن نیز از مرداد ماه آغاز می شود و تا پایان مهرماه ادامه دارد.وی اشتغال زایی فصلی در مراحل تولید و برداشت را خوب دانست و اظهار داشت: طی این مدت بیش از ۶۰ هزار نفر در مراحل مختلف کاشت تا برداشت این محصول مشغول به کار هستند، به اعتقاد کارشناسان ، یکی دیگر از عوامل کاهش تولید خرما، ترشیدگی میوه خرما در بین خوشه هاست بر این اساس ترشیدگی میوه خرما در بین خوشه ها قبل از هرس کردن، عاملی برای کاهش تولید محصول خرماست بنابراین خوشه ها باید به صورت دقیق هرس شود و فقط بین ۷ تا ۱۰ خوشه بر روی درخت باقی بماند که این مهم نیز در زمینه کیفیت و هم چنین تولید موثر است و در صورت رعایت این موضوع توسط کشاورزان تولید خرما به صورت قابل توجهی افزایش می یابد.بررسی ها نشان می دهد در سیستان و بلوچستان به عنوان قطب خرمای کشور، ۷۶ رقم خرما تولید می شود و کاشت و پرورش نخل ها از قدیم در همه نقاط این استان حاصلخیز و مستعد موسوم بوده است. در حال حاضر ۲ رقم خرمای مضافتی و ربی مهم ترین ارقام خرمای تولیدی استان به شمار می آید.یکی از نخل داران دلگان گفت: رقم ربی که منحصرا در منطقه جنوب شرقی کشور تولید می شود با ویژگی های مطلوبی نظیر قابلیت نگهداری و شست و شو و رنگ سیاه روشن با هسته کوچک، از بازار مناسبی در خارج از کشور برخوردار است.اربابی افزود: خرمای مضافتی با تولید ۸۵ هزار تن و خرمای ربی با تولید ۴۵ هزار تن در سال، مهم ترین ارقام خرمای استان را تشکیل می دهند.یک کشاورز با سابقه و فعال نیکشهری نیز یکی از دلایل پایین بودن تولید خرما در این منطقه را بحث گرده افشانی عنوان کرد و افزود: چون این روش سنتی است بعضی از نخل های خرما به صورت کامل بارور نمی شوند.«بامری» تصریح کرد: کامل بارور نشدن نخل ها منجر به این می شود که تولید خرما کاهش یابد.وی افزود: ما از کشاورزان درخواست داریم در راستای آموزش روش های جدید بارور کردن نخل ها به نخل داران برنامه ریزی کنند و در صورتی که به این موضوع توجهی نشود سالانه ضررهای مالی بسیار زیادی به کشاورزان تحمیل می شود در نتیجه وضعیت تولید خرما هم روز به روز بدتر خواهد شد.بررسی ها حاکی از این است که محصولات با کیفیت و مرغوب این استان فقط به دلیل نبود صنایع فرآوری مناسب با عنوان و نام دیگر استان های هم جوار، بسته بندی و در بازارهای داخلی و خارجی عرضه می شود. یکی از کارشناسان کشاورزی، ایجاد و تاثیر کارگاه های کوچک بسته بندی در شهرها و مناطق خرماخیز را از راهکارهای موثر رونق کشت و جلوگیری از صدور محصولات مرغوب سیستان و بلوچستان به نام استان های دیگر عنوان کرد.

«رحیمی» افزود: به دلیل مشکلات و کمبود تجهیزات و امکانات صنعتی بسیاری از باغ داران در ابتدای فصل برداشت با کارخانه داران خارج از استان برای جلوگیری از فاسد شدن محصول خود، قرارداد فروش می بندند.یک کشاورز سراوانی هم در خصوص دلایل پایین بودن تولید محصول خرما گفت: وقوع آتش سوزی های زیاد در نخلستان ها در هنگام گرما به دلایل سهل انگاری افراد، هر سال حجم قابل توجهی از نخیلات خرما را از چرخه تولید خارج می کند.«گوگیج» افزود: برای حل این مشکل تاکنون توسط مسئولان اقدام جدی صورت نگرفته است و معمولا هر سال شاهد آتش گرفتن بسیاری از حجم باغ های خرما در این استان هستیم.در مجموع با وجود دارا بودن توانمندی ها و مرغوبیت بالای محصولات تولیدی،به دلیل حمایت نشدن کامل از تولید کشاورزان و نبود برنامه های مدون و علمی میزان تولید محصول خرمای قطب خرمای کشور چندان مطلوب به نظر نمی ر

 

نظرات ()



توسعه بنادر جنوب شرق راهکار خروج سیستان و بلوچستان از بن بست توسعه
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٥

توسعه بنادر جنوب شرق راهکار خروج سیستان و بلوچستان از بن بست توسعه

خراسان - مورخ دوشنبه 1389/04/14 شماره انتشار 17591

 

سیستان و بلوچستان به عنوان یکی از بزرگ ترین استان های کشور با وجود دسترسی به آب های آزاد و هم مرز بودن با دو کشور همسایه، پاکستان و افغانستان به دلیل محروم بودن از زیرساخت ها، امکانات و سرمایه گذاری های مناسب در بن بست توسعه قرار دارد و این در حالی است که توسعه بندر شهید بهشتی در جنوب این استان می تواند باعث رونق اقتصادی و قرار گرفتن این استان در مسیر توسعه شود.بنادر شهید بهشتی و شهید کلانتری چابهار، ۲ بندر مهم جنوب شرق کشور محسوب می شود که زمینه احداث آن ها به قبل از انقلاب اسلامی باز می گردد و با توجه به دسترسی به آب های آزاد بین المللی و شیب مناسب این بنادر نسبت به دریا، می تواند به بنادر بزرگ کشور تبدیل شود.

یکی از کارشناسان اقتصاد و بنادر سیستان و بلوچستان در همین راستا اظهار داشت: با ایجاد زمینه های مناسب برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی و ایجاد اسکله های نوین و افزایش عمق پای اسکله ها برای پهلوگیری کشتی های بزرگ و غول پیکر با ظرفیت وتناژ بالا می توان زمینه ترانزیت و حمل و نقل را از طریق بنادر این استان با توجه به دسترسی به آب های آزاد فراهم کرد. «تمندرو» افزود: با توجه به آن که امروزه بیش از ۸۰ درصد جابه جایی و حمل و نقل کالاها از طریق دریا انجام می گیرد نیاز است که به زیرساخت های لازم این بنادر هم توجه داشت چرا که پس از گذشت سال ها، با ایجاد موج شکن های لازم در بندر شهید بهشتی و یا ایجاد انبارهای کانتینری و سکوهای تخلیه بار تازه قدم هایی نوین در جهت توسعه برداشته شده است. وی بندر شهید بهشتی را عامل توسعه مناسب در صورت ایجاد زیرساخت های واقعی و مناسب دانست و گفت: اگر بتوان بر مشکلاتی مانند سکوها و انبارهای تخلیه بار فائق آمد می توان اقتصاد سیستان و بلوچستان را دگرگون ساخت چرا که در کنار مباحث ترانزیت و حمل و نقل دریایی و رونق تجارت و بازرگانی در سیستان و بلوچستان بسیاری از مشاغل دائمی به صورت مستقیم و غیرمستقیم در این استان ایجاد خواهد شد. یکی از تجار و بازرگانان کشور که به کار ترانزیت و ورود و خروج کالا اشتغال دارد در سفر به این استان گفت: وجود مرزهای خاکی گسترده، می تواند زمینه مناسبی برای ترانزیت کالا در سیستان و بلوچستان باشد اما وجود پدیده ای به نام قاچاق کالا امنیت و مباحثی چون گارانتی و خدمات پس از فروش را دچار مشکل کرده است و بسیاری از تجار حاضر به ورود کالاهای خود از این استان نیستند.

«طیاری» اظهار داشت: اگر بنادر این استان راه اندازی می شد می توانست هر چه سریع تر رونق اقتصادی را برای منطقه به همراه داشته باشد و تجارت دریایی را زمینه ساز تجارت صحیح و درست ترانزیت و بازرگانی در سیستان و بلوچستان کند. وی افزود: بنادر چابهار به ویژه بندر شهید بهشتی قابلیت و ظرفیت بسیار بالایی برای ترانزیت کالا دارد اما فاقد زیرساخت های لازم است که مسئولان باید در کنار مسئله قطار و حمل و نقل ریلی، برای انتقال کالا به ایجاد هر چه سریع تر اسکله های مناسب این استان هم توجه کنند.

مدیرکل بنادر و کشتی رانی سیستان و بلوچستان با توجه به اهمیت این بنادر برای استان گفت: ظرفیت تخلیه و بارگیری کالا در حال حاضر در بنادر شهید بهشتی و شهید کلانتری چابهار ۵/۲ میلیون تن است که تا سال ۱۳۹۱ به بیش از ۶ میلیون تن افزایش خواهد داشت و بر اساس برنامه توسعه ای آن تا سال ۱۴۰۹ ظرفیت این بنادر به ۲۰ میلیون تن افزایش می یابد. «رضوانی» اظهار داشت: احداث بنادر شهید بهشتی و شهید کلانتری چابهار به قبل از انقلاب اسلامی باز می گردد که در زمان ۸ سال جنگ تحمیلی با احداث اسکله های سریع النصب، خدمات فراوانی به کشور انجام گرفت و پس از آن لزوم توجه بیشتر به این بنادر احساس شد. وی خاطرنشان ساخت: در سال های گذشته با انجام لای روبی های لازم و انتقال گونه های منحصر به فرد مرجانی و دریایی به نقاط دیگری که با هماهنگی سازمان حفاظت محیط زیست کشور انجام شده بود زمینه افزایش طول و همچنین عمق پای این اسکله ها به ۱۷ متر برای پهلوگیری کشتی هایی با ظرفیت ۱۰۰ هزار تن فراهم شده است. وی اضافه کرد: ایجاد موج شکن و حوضچه آرام برای پهلوگیری کشتی ها در آن سوی موج شکن در فصل مونسون که ارتفاع آن گاه به ۷ متر هم می رسد از جمله اقداماتی است که می تواند باعث رونق این اسکله شود.یکی از کارشناسان اقتصادی نیز درباره توسعه و اهمیت این بنادر برای سیستان و بلوچستان گفت: این بنادر از ظرفیت های توسعه ای منطقه و نقطه قابل اتکا برای کشور در کار صادرات و واردات برخوردار است. «منصور شکوری مقدم» افزود: با توجه به آن که از طریق کشتی های ترانزیتی می توان حجم زیادی کالا را با قیمت تمام شده بسیار مناسب در بازه زمانی مشخص انتقال داد و جابه جا کرد استفاده از حمل و نقل دریایی برای کشورها و تجار و بازرگانان آن ها صرفه اقتصادی بالایی دارد که تمایل تجار و بازرگانان نیز به همین سمت است. بنابراین باید از این ظرفیت موجود در استان به درستی استفاده شود. وی توسعه سیستان و بلوچستان را در ایجاد زیرساخت های حمل و نقل و ترانزیتی مناسب و ایجاد زمینه های سرمایه گذاری را لازم دانست و گفت: این استان می تواند یک قابلیت بالقوه در امر حمل و نقل کالا برای کشور باشد.

 

نظرات ()



تبعات حضور میهمانان ناخوانده در سیستان و بلوچستان
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٥

تبعات حضور میهمانان ناخوانده در سیستان و بلوچستان

خراسان - مورخ دوشنبه 1389/03/31 شماره انتشار 17580

 

اتباع بیگانه میهمانان ناخوانده ای هستند که در سال های اخیر با حضور پرشمار و غیرقانونی خود در سیستان و بلوچستان از ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تبعات منفی بسیاری را به شهروندان این استان وارد کرده اند.مردم خونگرم سیستان و بلوچستان اتباع بیگانه را میهمانان ناخوانده ای می دانند که طی سال های گذشته با ورود غیرقانونی به خاک جمهوری اسلامی نه تنها فرصت های متعدد اشتغال شهروندان ایرانی را گرفته اند بلکه حضورشان زمینه ساز مصرف بخش عمده ای از یارانه ها و خدمات دولتی و همچنین بروز پدیده های ناهنجار اجتماعی، بهداشتی و فرهنگی شده است.مشکلات موجود در ۲ کشور همسایه شرقی ایران، ناامنی و نبود حداقل شرایط معیشتی لازم هجوم اتباع بیگانه به خاک ایران را در سال های اخیر تشدید کرده است.تامین امنیت، زندگی و معیشت بهتر هدف اصلی مهاجران افغان و پاکستانی به خاک ایران است که ورود غیرمجاز و قانونی نبودن آن، افزون بر تحمیل هزینه های هنگفت بر دولت در بخش های مختلف، معضلات متعددی را به لحاظ آسیب های اجتماعی، قاچاق کالا، ارز و موادمخدر در کشور ایجاد می کند.از سوی دیگر، اتباع بیگانه که به صورت غیرقانونی در مرزهای کشور تردد می کنند و برای فرار از دست ماموران، عمده آنان در مکان های متروک و دور از دسترس یا بین جمعیت بومی به طور فلاکت باری زندگی می کنند به سبب رعایت نکردن مسائل بهداشتی، منشاء شیوع بسیاری از بیماری ها در جامعه هستند.به گزارش ایرنا در همین راستا مدیرکل دفتر امور اتباع و مهاجران خارجی استانداری سیستان و بلوچستان گفت: بنا بر آمار دفتر امور اتباع و مهاجران خارجی وزارت کشور، جمهوری اسلامی برای دریافت کمک از سازمان ها و نهادهای بین المللی روزانه معادل ۵ میلیون دلار برای اتباع خارجی هزینه می کند.«محمدامیر شهرکی» افزود: تا پایان بهمن ماه سال گذشته بیش از ۷۰ هزار تبعه خارجی مجوزدار و ۳۰۰ هزار تبعه غیرمجاز در این استان زندگی می کردند.وی اظهار داشت: خروج اتباع بیگانه مجوزدار از اواخر سال ۸۷ در استان عملیاتی شد و آخرین مهلت قانونی اتباع مجاز براساس مصوبه شورای امنیت کشور برای خروج از سیستان و بلوچستان تا پایان بهمن ماه سال گذشته اعلام شد که با پایان مهلت قانونی حضور اتباع بیگانه مجاز نیز در استان غیرمجاز محسوب و برابر قانون با آنان برخورد شده است.وی بیان کرد: از زمان اجرای طرح و برخورد با اتباع بیگانه تاکنون بیش از ۱۲۰ هزار تبعه غیرمجاز از استان طرد شده اند.وی تصریح کرد: ایجاد فرصت های شغلی بیشتر، کم شدن هزینه  ها در بخش خدمات شهری به ویژه در بحث تولید زباله، خلوت شدن شبکه بهداشت و درمان و کاهش هزینه ها و امنیت استان از مهم ترین پیامدهای خروج اتباع بیگانه از استان است.مدیرکل کار و امور اجتماعی سیستان و بلوچستان نیز تبعات حضور اتباع بیگانه بر بازار کار استان را مورد اشاره قرار داد و گفت: حضور این افراد به ویژه افاغنه در استان به عنوان نیروی کار ارزان، سبب افزایش بیکاری مردم و بالا رفتن نرخ آن شده و فرصت های شغلی زیادی را از هم وطنان ایرانی گرفته است.«محمدعرب کنگان» افزود: درآمدهای حاصل از اشتغال افاغنه به هیچ عنوان در کشور به مرحله سرمایه گذاری نمی رسد و به صورت ارز از کشور خارج می شود.وی ادامه داد: بالا رفتن میزان نرخ بیکاری و اشغال ظرفیت های شغلی به ویژه مشاغل کارگری توسط اتباع بیگانه، بالا بردن هزینه های یارانه ای دولت، تحمیل هزینه های هنگفت بر اقتصاد کشور و افزایش مشاغل کاذب را می توان ازجمله تبعات اقتصادی حضور اتباع بیگانه در استان و به تبع آن در کشور برشمرد.وی بیان کرد: ۱۰۰ هزار فرصت شغلی توسط اتباع غیرمجاز در سیستان و بلوچستان اشغال شده است که ۵۷ درصد اتباع خارجی غیرمجاز در بخش صنعت و معدن، ساختمان و صنایع وابسته مشغول به کار هستند.وی استفاده اتباع بیگانه غیرمجاز از یارانه های دولتی ازجمله نان، آرد، برق، آب و... را به عنوان یک تهدید اقتصادی عنوان و بیان کرد: پرداخت نکردن مالیات توسط آنان یکی از مشکلات و معضلات اقتصادی این استان است که ضربه های اقتصادی زیادی را به بدنه کشور وارد می کند.جانشین اداره اجتماعی مرزبانی سیستان و بلوچستان نیز معتقد است: بیش از ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار مهاجر افغان در ایران زندگی می کنند که یک میلیون و ۶۰۰ هزار فرصت شغلی را اشغال کرده و مشکلات عدیده ای را به وجود آورده اند.«منوچهر کریمی» افزود: این افراد از امکانات و خدمات شهروندان ایرانی در حالی استفاده می کنند که بیشتر شامل یارانه دولتی است.وی با بیان این که یکی از تبعات حضور اتباع بیگانه غیرمجاز صرف هزینه و نیروی انسانی و دیگر هزینه ها برای پلیس است، گفت: دستگیری اتباع خارجی غیرمجاز توسط پلیس سیستان و بلوچستان توان بالایی از نیروی انتظامی را به خود اختصاص داده و هزینه های زیادی چه نیروی انسانی و چه هزینه های مادی در این زمینه صرف شده است.وی گفت: درصد قابل توجهی از جرائم سیستان و بلوچستان ازجمله سرقت، قتل و ترور، نزاع مسلحانه، حمل و توزیع مواد مخدر، تجاوز، اخاذی، زورگیری، ورود و اقامت غیرمجاز، تشکیل خانه فساد، مشروبات الکلی، جعل گذرنامه و شناسنامه ایرانی، تشکیل باند قاچاق انسان، درگیری، رانندگی بدون گواهی نامه، تصادف منجر به جرح و فوت و فساد اخلاقی به اتباع بیگانه مربوط بوده است.معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی- درمانی زاهدان نیز گفت: عمده مشکلاتی که این دانشگاه در ارتباط با حضور اتباع بیگانه دارد، ترددهای غیرمجازی است که آنان در ۲ طرف مرز انجام می دهند و مشکلاتی را در ارتباط با برخی بیماری ها از جمله مالاریا، سل و التور برای این استان به وجود آورده اند.«محمدمهدی طباطبایی» افزود: افاغنه در استان موجب شیوع بیماری مالاریا در منطقه شده اند که این استان را به یکی از استان های دارای آمار بالای این بیماری در کشور تبدیل کرده است و نیز اتباع بیگانه بنگلادشی و پاکستانی در جنوب استان نیز در زمره مبتلایان به بیماری مالاریا به شمار می روند.معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی زاهدان نیز گفت: حضور اتباع بیگانه غیرمجاز و استفاده آنان از یارانه های دولتی در بخش درمان، سالانه هزینه های زیادی را تحمیل می کند که به هیچ وجه نمی توان این هزینه را کنترل کرد.«فرزاد آراسته» افزود: برای درمان اتباع بیگانه غیرمجاز هیچ هزینه ای از سازمان ملل یا سازمان های مردم نهاد به بیمارستان ها پرداخت نمی شود.وی اظهار داشت: از آن جا که هزینه درمان در بیمارستان های دولتی پایین است بنابراین ۹۰ درصد اتباع بیگانه غیرمجاز در استان به این بیمارستان ها مراجعه می کنند و در عمل نمی توان مانع از ورود آنان و استفاده از خدمات درمانی تقریبا رایگان در این مکان ها شد.پدیده ازدواج دختران ایرانی با مردان افغان را نیز باید به تبعات حضور این میهمانان ناخوانده افزود که در جای خود قابل تامل است.مسئول دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان دادگستری سیستان و بلوچستان گفت: وجود اشتراکات فرهنگی، مذهبی درمناطقی چون سیستان و بلوچستان و همچنین نگرش سنتی بعضی از خانواده ها نسبت به ازدواج، از دلایل ازدواج غیررسمی زنان ایرانی با مردان افغان است که مشکلات فراوانی را به همراه دارد.«ام الکلثوم موذن» افزود: برخی دختران در سنین پایین به سبب فقر یا گرایش پدر یا مادر به موادمخدر، در مواردی به اتباع افغان فروخته می شوند و ازدواج آنان نه تنها ثبت نمی شود بلکه فرزندان آنان نیز هویت ایرانی یا افغانی ندارند و فاقد شناسنامه و مدارک هویتی هستند.وی ادامه داد: از ۴۶ درصد ازدواج های ثبت نشده در استان حدود ۲۰ درصد مربوط به ازدواج زنان ایرانی با اتباع بیگانه است که تاکنون تعدادی از این ازدواج ها ساماندهی شده و به ثبت رسیده است.

 

نظرات ()



حرکت لاک پشتی چرخ های صنعت در سیستان و بلوچستان
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٥

حرکت لاک پشتی چرخ های صنعت در سیستان و بلوچستان

خراسان - مورخ دوشنبه 1389/05/18 شماره انتشار 17619

 

سیستان و بلوچستان با ۱۸۷ هزار کیلومتر مربع وسعت و اختصاص ۴ هزار و ۳۰۰ هکتار از وسعت آن به ۲۸ ناحیه و شهرک صنعتی ، از نبود سرمایه گذار برای ایجاد واحدهای صنعتی و تولیدی و یا تمایل نداشتن سرمایه گذاران برای ورود به این استان رنج می برد.

نبود واحدهای صنعتی تخصصی مادر که نیاز اولیه ایجاد واحدهای تولیدی و فرآوری جانبی است باعث حرکت لاک پشتی رشد صنایع استان شده است و از سوی دیگر دوری از مرکز و نبود نیروی متخصص صنعتی از جمله مشکلات حاکم بر صنایع کوچک می باشد. این در حالی است که سیستان و بلوچستان دارای نیروی کار جوان و مستعد و منابع و معادن دست نخورده و غنی می باشد.رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل شرکت شهرک های صنعتی سیستان و بلوچستان در این باره می گوید: یک هزار و ۷۰۰ قرارداد منعقد شده در این شرکت باعث ایجاد ۱۰ هزار فرصت شغلی شده که روند افزایش آن به ۲۱ هزار فرصت شغلی را پیش بینی می کنیم و این نقطه قوتی برای استان ماست زیرا ۵۰ درصد واحدهای صنعتی و ۵۰ درصد بخش اشتغال سیستان و بلوچستان در شهرک های صنعتی این استان ایجاد شده است . در حالی که میانگین کشوری بین ۲۰ تا ۲۸ درصد است. «محمد یعقوبی» اظهار می دارد: تمامی کارها از ایجاد واحدهای صنعتی تا آماده سازی و بازاریابی برای محصولات واحدهای تولیدی در اختیار سرمایه گذاران گذاشته می شود اما هنوز استقبال مناسبی انجام نگرفته است و ظرفیت های زیادی در شهرک ها و نواحی صنعتی سیستان و بلوچستان خالی مانده است. برگزاری دوره های آموزشی برای نیروهای مشغول کار در واحدهای صنعتی و تولیدی توسط اداره کل فنی و حرفه ای در محل شهرک های صنعتی ، برگزاری دوره ها و تورهای آموزشی در سراسر کشور، رفع نیازهای نرم افزاری شرکت ها و واحدهای تولیدی، هیچ کدام مشوقی برای مدیران واحدها نبود. وی می گوید: سرانه فضای تولیدی و صنعتی برای هر نفر در کشور ۱۱ متر مربع است در حالی که سرانه فضای ایجاد شده در سیستان و بلوچستان ۱۸ متر مربع می باشد و با داشتن ظرفیت صنعتی بالا و قابلیت های پنهان در کنار محرومیت آشکار مشکل نبود رغبت به سرمایه گذاری هم چنان مشهود است. وی ادامه می دهد: این استان و بالاخص زاهدان قابلیت تبدیل شدن به قطب صنعتی کشور را دارد. اما به نگاه کارشناسی شده نیازمند است و مسئولان و نمایندگان کشور باید با ایجاد قانون و طرح و لایحه به حمایت از آن بپردازند. زیرا که مصوبات دولت تاکنون هیچ نفعی برای صنعت سیستان و بلوچستان نداشته است. رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل شرکت شهرک های صنعتی می افزاید: اجرای طرح اصل ۴۴ قانون اساسی به نفع این استان نیست زیرا دولت با نداشتن اجازه مشارکت در سرمایه گذاری ها و واگذاری آن به بخش خصوصی باعث می شود تا محرومیت و مظلومیت مردم سیستان و بلوچستان بیش از پیش آشکار شود.تعداد واحدهای صنعتی مادر در این استان تنها ۴ واحد است که به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد و اگر دولت های قبلی به اندازه دولت نهم و دهم به جنوب شرق توجه می کردند شاید امروز شاهد قطب بالقوه اقتصادی در کشور می بودیم. «یعقوبی» اظهار می دارد: تنها راه زنده نگه داشتن صنعت در این نقطه از کشور معافیت های مالیاتی ویژه است تا سرمایه داران بزرگ را جذب کرده و موجب ایجاد واحدهای تخصصی مادر در استان باشیم. یکی از کارشناسان اقتصادی در این خصوص می گوید: دوری از مرکز در کنار هزینه های حمل و نقل، نبود نیروی متخصص صنعتی در تعمیر و نگه داری دستگاه های صنعتی، هزینه تولید را افزایش داده است. «منصور شکوری مقدم» می افزاید: این در حالی است که باید هزینه واردات برخی مواد خام مصرفی را هم در بخش تولید به آن اضافه کرد. وی می گوید: توسعه صنعت حمل و نقل و راه اندازی و ساماندهی وضعیت آن باید به عنوان اولین مبحث دیده شود زیرا اگر در کنار این مسائل آزادسازی یارانه ها هم انجام شود فقط ارزش افزوده ای که هزینه تمام شده حمل و نقل به قیمت کالا تحمیل می کند صنعت استان را فلج خواهد کرد.«محمد عبدی» دیگر کارشناس اقتصادی نیز در این باره می گوید: منابع مادر در تمامی دنیا باعث ایجاد ۹۶ درصد اشتغال زایی و صنایع کوچک باعث ایجاد ۹۰ درصد اشتغال می شود که می توان با ایجاد آن ها برای از بین بردن مشکلات بیکاری بهره گرفت. وی با اشاره به بسته شدن مرزها در دوره های زمانی متفاوت تصریح می کند: این در حالی است که بسیاری از افرادی که قبلا به قاچاق کالا و سایر موارد مشغول بوده اند اکنون به دلیل نداشتن سواد و ساماندهی مناسب و برنامه ریزی برای آن ها از مشکل فقر و بیسوادی رنج می برند که با راه اندازی واحدهای تولیدی و صنعتی می توان برای آن ها هم شغل ایجاد کرد. وی می افزاید: باید در تعرفه های آب و برق برای نواحی صنعتی و شهرک ها در کنار معافیت مالیاتی که امری ضروری برای کاهش قیمت تمام شده کالاها است در نگاه ویژه بسته تشویقی سرمایه گذاری در سیستان و بلوچستان ایجاد کرد. «عبدی»می گوید:شاید ظرفیت های اقتصادی و سرمایه گذاری زیادی در این استان موجود باشد اما آیا بسته تشویقی در سبد جنوب شرق وجود دارد که سرمایه گذار با مقایسه آن با سایر مناطق کشور تشویق به سرمایه گذاری در این نقطه از کشور شود؟ در پاسخ به این سوال نماینده مردم سیستان و بلوچستان در مجلس شورای اسلامی می گوید: نمایندگان استان به دنبال ایجاد بسته تشویقی هستند.

«محمد علی کیخا» می افزاید: طی نامه ای پیشنهاداتی ازجمله معافیت مالیاتی واحدهای تولید و یا تخفیف های ویژه ای به آن ها از سوی شرکت شهرک های صنعتی سیستان و بلوچستان ارائه شده است که به دلیل فصل تعطیلات مجلس نمی توان کاری کرد. نماینده مردم زابل در مجلس شورای اسلامی می گوید: اگر در جلسات کمیسیون تلفیق فرصت برای ارائه این مطلب تمام نشده باشد مطمئنا سعی بر به نتیجه رساندن آن در فرصت باقی مانده خواهیم داشت . وی اظهار می دارد: یکی از راه های افزایش مزیت نسبی همین است که هزینه های مالیاتی باید برای ضعف سیستان و بلوچستان کاهش یابد زیرا ارقام مالیاتی درشت است و صنعت گران استان شاید نتوانند از عهده آن برآیند. اما از طرفی هم در حال حاضر دیگر نمی توان در کمیسیون صنایع و معادن مصوبه ای را اضافه کرد و باید تنها منتظر کمیسیون تلفیق بود. یکی از صنعت گران استان هم در این خصوص می گوید: زمانی آرد به صورت یارانه ای برای تولید ماکارونی به ما تحویل می شد که با تولید و فروش آن در استان و حتی صادرات آن رونق خوبی در سیستان و بلوچستان داشتند. اما پس از حذف یارانه آرد بیشتر واحدهای تولید ماکارونی متضرر شدند و توان بازپرداخت اقساط و ادامه روند تولید خود را نداشتند. وی می افزاید: برخی دوستان که واحد تولیدی داشتند واحد خود را رها کرده اند. برخی دیگر واگذار کردند و برخی هم خط تولید خود را تغییر دادند. وی می گوید: با راهنمایی شرکت شهرک های صنعتی خط تولید برخی واحدها که توان تولید نداشتند به تولید و بسته بندی گوشت برای صادرات اختصاص یافت. وی اظهار می دارد: ما خواهان کار و ایجاد ظرفیت های اشتغالی در استانمان هستیم اما نیاز به حمایت کلان دولت برای بقا و رشد در کنار واحدهای صنعتی بزرگ کشور داریم زیرا که توان رقابت نداریم و اگر دولت هم از ما حمایت جدی نکند ورشکستگی صنعت در سیستان و بلوچستان را شاهد خواهیم بود.

 

نظرات ()



جوان ترین استان کشور درانتظار تحقق فرصت های شغلی
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٥

جوان ترین استان کشور درانتظار تحقق فرصت های شغلی

خراسان - مورخ سه‌شنبه 1389/03/04 شماره انتشار 17558

 

در حالی که بیکاری از مهم ترین مشکلات سیستان و بلوچستان به عنوان جوان ترین استان کشور محسوب می شود، بر اساس برنامه ریزی های انجام گرفته در سال جاری، ۳۶ هزار فرصت شغلی برای جوانان بیکار سیستان و بلوچستان در نظر گرفته شده است با این حال این سوال در اذهان عمومی مطرح است که آیا این فرصت ها می تواند در عمل اشتغال زایی کند یا فقط آمارنمایی و تبلیغات خواهد بود؟!این در حالی است که سیستان و بلوچستان با توجه به این که یکی از استان های مطرح دانشگاهی به حساب می آید بیشتر تحصیل کرده های آن به دلیل بی توجهی مسئولان به رفع معضل بیکاری نتوانسته اند در این استان مشغول به کار شوند.بر اساس آمار ارائه شده تا پاییز سال گذشته، میزان بیکاری در سیستان و بلوچستان ۸/۱۳ درصد بود اما شواهد موجود و آن چه به چشم می آید بیشتر از آمار ارائه شده است.

در این راستا یکی از جوانان تحصیل کرده استان، ایجاد طرح های اشتغال زایی را مفید دانست و اظهار داشت: باید به مقوله اشتغال در سیستان و بلوچستان توجه ویژه و خاصی شود زیرا که این استان با ۲ کشور پاکستان و افغانستان هم مرز است و جوانان گاه به دلیل نبود فرصت شغلی مجبور به روی آوردن به کارهایی همانند قاچاق کالا و سوخت می شوند که این موضوع مشکلات اساسی را برای جوانان در بر داشته و خواهد داشت.

«کیخا» از مسئولان خواست تا به آمار و ارقامی که در زمینه ایجاد اشتغال ارائه می شود به درستی عمل کنند و فقط حرف ها و آمار مربوط به جلسات نباشد چرا که به نظر می رسد در گذشته چنین بوده است.

یکی دیگر از دانش آموختگان رشته شیمی با اشاره به این که ۳۶ هزار فرصت شغلی به سیستان و بلوچستان اختصاص یافته است، از مسئولان خواست تا جلوی پارتی بازی های احتمالی را بگیرند و این تعداد فرصت شغلی را به حق و منصفانه بین متقاضیان کار تقسیم کنند، تا بسیاری از تهدیدات فعلی به فرصت های طلایی در راستای توسعه استان منجر شود.از سوی دیگر مسئول دبیرخانه اشتغال سیستان و بلوچستان گفت: با واگذاری ۳۶ هزار فرصت شغلی به استان بر اساس آیتم ها و محورهایی که وزارت کار و امور اجتماعی اعلام کرده بود، با دستگاه های مختلف تعامل شد که در این راستا هر دستگاه میزان فرصت شغلی را که می تواند در بخش های مختلف صنعت و معدن، کشاورزی و خدمات ایجاد کند، به اداره کل کار و امور اجتماعی استان اعلام کند.

«توران سرابندی» افزود: از سال ۸۵ تاکنون ۲۴ هزار و ۵۷۴ شغل با طرح گسترش بنگاه های زودبازده ایجاد شده است که حدود ۱۲ هزار شغل مربوط به شهرستان زاهدان است.وی ادامه داد: از ابتدای سال ۸۵ تا فروردین ماه امسال بانک های استان ۴۶۱ میلیارد تومان تسهیلات در زمینه اشتغال در بخش های کشاورزی، صنعت و معدن و خدمات پرداخت کرده اند که ۱۹۰ میلیارد تومان از این تسهیلات به زاهدان مربوط می شود که در اختیار بخش های اقتصادی قرار گرفته است.

«رضا. ش» یکی از جوانانی که از تسهیلات بنگاه های زودبازده استفاده کرده است، گفت: به دلیل نبود سرمایه و نداشتن تخصص کافی نتوانستم از این وام در راستای اشتغال زایی استفاده کنم و به این خاطر تعدادی از این تسهیلات را در بانک سرمایه گذاری و مبلغی را هم برای خرید خودرو برای مسافرکشی بین شهری استفاده کردم.

یکی دیگر از این جوانان که با وجود تخصص کافی نتوانسته است از این تسهیلات استفاده لازم را به منظور اشتغال زایی در حرفه و تخصص خود ببرد، گفت: این تسهیلات را دریافت کردم اما به لحاظ قانون های دست و پاگیر تاکنون نتوانستم از این تسهیلات در راستای تخصص و حرفه خود استفاده کنم.

«حسین. ع» ادامه داد: بنابراین تسهیلات دریافتی فقط خرج مایحتاج روزانه ام می شود.سرپرست فرمانداری زاهدان در کارگروه اشتغال شهرستان زاهدان با اشاره به این که از ۳۶ هزار فرصت شغلی تعیین شده در سیستان و بلوچستان ۱۰ هزار فرصت آن مربوط به این شهرستان است، اظهار داشت: تمامی ادارات و حوزه های شهرستان موظف هستند که برای ایجاد اشتغال پایدار در منطقه به آمار و ارقامی که مشخص شده است توجه خاصی داشته باشند.

«صادقی» با بیان این که بیشترین معضلات و مشکلات استان ناشی از بیکاری است از تمامی ادارات و دستگاه های اجرایی و بانک ها خواست تا برای رسیدن به این اهداف ارزشمند که دغدغه کشور است اهتمام جدی داشته باشند.

وی با بیان این که ۱۰ هزار فرصت شغلی به تفکیک در بخش ها تقسیم شده است تاکید کرد: بخشداری ها باید عملکرد خود را در زمینه اشتغال مصوب ماهانه به فرمانداری ارائه دهند.بر اساس بررسی های انجام گرفته سیستان و بلوچستان علاوه بر کمبود اشتغال زایی نیازمند مدیریت جامع در زمینه های ایجاد اشتغال زایی است.

 

نظرات ()



ز نیمی از جمعیت استان سیستان و بلوچستان در روستاهای این استان زندگی می کنند
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٥

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1389/10/16 شماره انتشار 17741
نویسنده: زاهدان - خبرنگار خراسان

 

بیشتر از نیمی از جمعیت استان سیستان و بلوچستان در روستاهای این استان زندگی می کنند و به دلیل کمبود آب شرب نیازمند ردیف ملی در بحث اعتبارات می باشند. در آخرین سرشماری نفوس و مسکن که در سال ۸۵ انجام شده است از جمعیت دو میلیون و ۴۰۵ هزار و ۷۴۲ نفر استان یک میلیون و ۲۰۶ هزار و ۵۴۷ نفر در روستاهای استان زندگی می کنند.اقلیم خشک استان و کمی بارندگی- میانگین بارندگی ۹۷ میلی متر - باعث خشک شدن سفره های زیرزمینی و هجوم آب شور به سمت آب شیرین می شود و روستاییان سیستان و بلوچستان را آزار می دهد. مدیر کل آب و فاضلاب روستایی استان سیستان و بلوچستان می گوید: براساس قانون، شرکت آب و فاضلاب روستایی مسئولیت آب رسانی به روستاهای بالای ۲۰ خانوار را بر عهده دارد و در این استان ۵ هزار و ۷۱۹ روستا وجود دارد که از این تعداد دو هزار و ۷۴۶ روستا بالای ۲۰ خانوار جمعیت دارند. «ملک محمد میر» می افزاید: اولین مجتمع آب رسانی شده روستایی کشور، مجتمع شهید خیابانیان شهرستان خاش در استان می باشد که با تحت پوشش قرار دادن ۸۰ روستا در سال ۶۴ به اتمام رسیده و مردم از نعمت آب شرب سالم برخوردارند.وی تعداد مجتمع های موجود استان را ۱۴۳ مجتمع عنوان کرد و افزود: ۹ مجتمع جدید در حال اجرا می باشد که درصد تحت پوشش شبکه آب رسانی و آب شرب روستاییان استان به حدود ۷۰ درصد می رسد.«مهندس میر» همراهی مسئولان را در تخصیص از اعتبارات استانی مطلوب ارزیابی کرد و افزود: افزایش تعداد روستاها یکی از عوامل پیشرفت نکردن طرح توسعه آب رسانی در استان می باشد. مدیر کل آب و فاضلاب روستایی استان رشد جمعیت در استان را حدود ۸ درصد اعلام کرد و افزود: با توجه به تحت پوشش قراردادن روستاهای بالای ۲۰ خانوار باز هم روستای زیر۲۰ خانوار با افزایش جمعیت به بالای ۲۰ خانوار ارتقا پیدا می کند. وی نبود ردیف ملی اعتبارات را مهم ترین عامل می داند و می گوید: شرایط استان خاص و منحصر به فرد می باشد که دوری روستاها از یکدیگر و آب رسانی به آن ها هزینه های بیشتری می طلبد در نتیجه نیازمند تخصیص اعتبارات ملی است. مدیر امور مشترکان آب و فاضلاب روستایی استان می گوید: سیستان و بلوچستان پهناورترین استان کشور است اما تراکم جمعیت در این استان حدود ۱۲ درصد است. «مهندس کخا» می افزاید: در طرح احداث مجتمع های آب رسانی اولین روستای طرح که از سد مخزنی مثل «زیردان» تغذیه می شود ۵۰ کیلومتر فاصله دارد و آخرین روستا حدود ۱۵۰ کیلومتر که این مسافت به خط انتقال نیاز دارد در حالی که در سایر استان ها این مسافت کم بوده و هزینه های کمتری را در پی دارد.در حال حاضر ۷۱۸ روستا با ۸۰ دستگاه تانکر آب رسانی سیار انجام می شود که دوری روستاها از یکدیگر آب رسانی سیار را هم مشکل کرده است. بخشدار بم پشت سراوان هم می گوید: شهر سیرکان که مرکز بخش می باشد حدود ۱۰۰ کیلومتر از مرکز شهرستان فاصله دارد و آب رسانی سیار انجام می شود.«علیرضا بهرامی» می افزاید: روستاهایی در این بخش وجود دارد که حدود ۱۰۰ کیلومتر از مرکز شهر (سیرکان) فاصله دارند و منبع تامین آب هم وجود ندارد.رئیس شورای «پسابندر» چابهار هم می گوید: با توجه به این که ما در آخرین نقطه جنوب شرقی ایران قرار داریم آب رسانی سیار با تانکرهای ۳۰ هزار لیتری انجام می شود و رضایت مندی مردم منطقه از این اقدام، مناسب است اما نیازمند انتقال آب از سد پیشین یا سایر سدهاهستیم. «آدم پیرا» می افزاید: قیمت این تانکر به صورت آزاد قبل از بحث یارانه و سوخت حدود ۸۰ هزار تومان بوده که تامین هزینه آن از عهده مردم منطقه خارج می باشد و برای رفع مشکل نمایندگان مجلس در این زمینه باید تلاش جدی تری کنند.یک کارشناس جغرافیا و برنامه ریزی روستایی هم می گوید: به علت خشکسالی و کمی آب سفره های زیرزمینی و هجوم آب شور نیاز به انتقال آب از حدود ۵۰ کیلومتری روستا می باشد . «رهدار» می افزاید: احداث مجتمع های آب رسانی امری ضروری به نظر می آید که اعتبارات خاصی را می طلبد. افزایش جمعیت روستایی هم در این استان نیازمند اصلاح و تغییر شبکه آب شرب می باشد. یکی از فرهنگیان زاهدان می گوید: در سال ۱۳۷۰ در یکی از روستاهای شهرستان نیک شهر معلم بودم حالا بعد از حدود ۲۰ سال که مدتی قبل به این روستا مراجعه کردم روستا بزرگ شده بود. «ناصر نیک پناه» می افزاید: این افزایش جمعیت در روستا نیازمند اصلاح و تغییر شبکه آب شرب می باشد اما با توجه به شرایط استان، افزایش جمعیت، اقلیم خشک و خشکسالی های پی در پی و تراکم جمعیت در این استان توجه به آب روستا و اختصاص ردیف ملی ضروری می باشد که باید در مجلس تصویب و به صورت قانون تدوین شود.

 

 

نظرات ()



وجود نیمی از بافت های فرسوده سیستان و بلوچستان در مرکز استان
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٥

وجود نیمی از بافت های فرسوده سیستان و بلوچستان در مرکز استان

خراسان - مورخ دوشنبه 1389/03/17 شماره انتشار 17568

 

احیای بافت های فرسوده در شهرها به ویژه مراکز استان ها و کلان شهرها از جمله مواردی است که به زیباسازی و تغییرچهره آن ها کمک می کند و در این میان کلان شهری چون زاهدان که به گفته مسئولان حدود ۵۰درصد بافت  های فرسوده و قدیمی سیستان و بلوچستان در شهر زاهدان واقع شده است نباید از این امتیاز بی بهره ماند.زاهدان از جمله شهرهای قدیمی کشور است که این نیاز در آن بیشتر محسوس است چرا که وجود محلات قدیمی و حتی تازه سازی که بدون رعایت اصول شهرسازی و نکات ایمنی بنا شده است بر ضرورت توجه به آن می افزاید.

یک شهروند زاهدانی در این باره گفت: بسیاری از بناهای موجود قدیمی و فرسوده و نیازمند بازسازی است. «میر» افزود: بسیاری از شهروندان به بازسازی و نوسازی واحدهای مسکونی خود علاقه مند هستند اما مسائل مالی و اقتصادی، اجازه چنین کاری به آن ها نمی دهد.

وی اظهار داشت: خوشبختانه دولت تسهیلاتی از جمله تخفیف در صدور پروانه ساختمان و همچنین بهره مندی از وام های بدون سپرده را در دستور کار قرار داده است که می تواند در این کار راهگشا باشد.وی بر تبلیغات و اطلاع رسانی بیشتر در این باره تاکید و اظهار امیدواری کرد، شهروندان با استفاده از موقعیت و شرایط موجود بتوانند در این راه گام بردارند.در سیستان و بلوچستان ۲هزار و ۵۰۲هکتار بافت فرسوده وجود دارد که ۵۰درصد آن سهم شهر زاهدان است. این کلان شهر با وسعتی در حدود ۸هزار هکتار، یک سوم جمعیت سیستان و بلوچستان را در خود جای داده است و عمده بافت مرکزی و اصلی شهر بافت قدیمی و فرسوده است، که نیاز به نوسازی و مقاوم سازی دارد و باعث شده است چهره این کلان شهر نیز در برخی نقاط مطلوب برای زندگی به نظر نرسد. مدیرعامل شرکت عمران و مسکن سازان سیستان و بلوچستان اظهار داشت: احیای بافت فرسوده شهر زاهدان به صورت یک الگو در حال اجراست و در مرحله اول آن که میدان فلسطین را با ۲۱هکتار وسعت دربرمی گیرد با احداث واحدهای جدید با استفاده از فناوری های نوین و سازه های جدید، تعریض معابر و ایجاد فضاهای آموزشی فرهنگی جدید بافت فرسوده این نقطه از شهر احیامی شود. «شهلی بر»افزود: ۲هزار و ۵۰۲ هکتار بافت فرسوده در استان وجود دارد که از این میزان بیش از ۵۰درصد آن سهم شهر زاهدان است که نوسازی و مقاوم سازی در بیشتر نقاط استان درحال اجراست و در اغلب شهرهای استان افراد برای احیای بافت فرسوده تحت تملک خود از تسهیلات ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی عوارض پروانه ساخت به صورت رایگان استفاده می کنند. وی گفت: سیاست و رویکرد دولت، تشویق مردم در مشارکت دهی ساخت و ساز است و حمایت های لازم نیز توسط دولت به طور جدی صورت می گیرد.

یکی از کارشناسان طرح های توسعه و عمران بافت های فرسوده نیز در این خصوص اظهار داشت: با توجه به آن که بناهای فرسوده در کوچک ترین حوادث غیرمترقبه خود حادثه ساز هستند استحکام بخشیدن به این بناها لازم و ضروری به نظر می رسد ضمن آن که وجود این بناها منظر و سیمای شهری را نیز مخدوش می کند.

«براهویی مقدم» افزود: اصلاح خطوط ارتباطی در داخل محدوده بافت فرسوده و برنامه ریزی صحیح برای اسکان جمعیت با توجه به سرانه های مصوب در محدوده های مشخص شده این بافت ها می تواند با توجه به آن که بیشتر این نقاط در محدوده های اصلی و مرکزی شهرها هستند درکنترل ترافیک جمعیت و اصلاح خطوط ارتباطی در داخل محدوده بافت های فرسوده نیز موثر باشد. شهردار زاهدان نیز با اشاره به این که املاک متعلق به شهرداری از مرکز تا اطراف شهر زاهدان توسط مردم بدون در نظر گرفتن و یا پرداخت حقوق شهرداری تصرف و ساخت و ساز شده است گفت: بودجه این شهرداری در سال گذشته ۳۰۰ میلیارد ریال بود که امسال به ۴۳۰ میلیارد ریال افزایش یافته است و در حدود ۷۰ درصد آن برای پروژه های عمرانی شهر و ۳۰ درصد باقی مانده صرف هزینه های جاری خواهد شد.«اسماعیل حسین زهی» اظهار داشت: شهرداری برای بهسازی شهری نیازمند توجه ویژه دولت به نقاط محروم و در نظر گرفتن برخی امکانات و تسهیلات ویژه است چرا که برای انجام هر چه سریع تر و بهتر پروژه های عمرانی درآمد شهرداری ها کافی نیست.رئیس کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی نیز با مطلوب خواندن روند اجرای پروژه احیای بافت های فرسوده زاهدان گفت: کار احیای بافت های فرسوده و توانمند سازی این نقاط به خوبی پیش می رود و کارها و اقدامات انجام شده در زمینه کارها و اقدامات عمرانی قابل قبول است.

«مقیمی» افزود: سیاست دولت در هر ساخت و ساز، تبعیت از قوانین نظارت و کیفیت اجرای هر طرح است و در نظر و نگاه کلی می توان گفت که از تمامی استانداردها در اجرای این پروژه تبعیت شده است.

 

نظرات ()



منطقه ویژه اقتصادی سیستان، مصوبه ای هم‌چنان بر روی کاغذ
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٥

منطقه ویژه اقتصادی سیستان، مصوبه ای هم‌چنان بر روی کاغذ

خراسان - مورخ دوشنبه 1389/06/15 شماره انتشار 17642

 

رهدار-ایجاد مناطق ویژه اقتصادی، از جمله فرصت هایی است که در اختیار مناطقی قرار می گیرد و می تواند در تحول یک منطقه و معیشت ساکنان آن نقش به سزایی داشته باشد اما فرآیند ایجاد چنین مناطقی پس از تصویب در دولت و مجلس گاه با موانع و مشکلاتی مواجه می شود که نمونه آن را می توان در منطقه ویژه اقتصادی سیستان یافت به طوری که به گفته یکی از نمایندگان سیستان در مجلس شورای اسلامی، اجرای این مصوبه همچنان درگیرو دار تعیین محدوده جغرافیایی و مکان یابی است.

این در حالی است که زمینه ایجاد چنین منطقه ای در سیستان و بلوچستان با برخورداری از مرزهای زمینی و دریایی و وجود بازارچه های مرزی، فراهم است و اجرای آن می تواند تحول اساسی در اقتصاد منطقه را به همراه داشته باشد.مناطق ویژه اقتصادی پس از خاتمه جنگ تحمیلی به استناد تبصره ۲۰ قانون برنامه اول توسعه با هدف افزایش سطح تولید، ایجاد اشتغال، جذب سرمایه داخلی و خارجی و تسریع در امر صادرات و واردات کالا در دستور کار دولت وقت قرار گرفت و منطقه ویژه اقتصادی «سیستان» هم براساس آن به طور رسمی از سال ۷۹ مطرح شد و پس از ارجاع به دبیر خانه شورای عالی مناطق آزاد توسط دبیرخانه مورد بررسی و موافقت کلی قرار گرفت. به دنبال آن برای صدور مجوز قطعی، ایجاد مطالعات امکان سنجی توسط مشاوران، تهیه و به دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد ارسال شد که در دور دوم سفر هیئت دولت به سیستان و بلوچستان موافقت هیئت دولت اخذ و در نهایت به همراه دیگر مناطق پیشنهادی به مجلس ارائه شد و مورد تصویب قرار گرفت.

اما پس از گذشت مدتی اجرایی شدن و فعالیت این منطقه ویژه اقتصادی به تعویق افتاد. کارشناس اقتصادی معاونت برنامه ریزی استانداری سیستان و بلوچستان گفت: نرخ بالای بیکاری در منطقه سیستان با توجه به اقتصاد مردم منطقه که بر پایه کشاورزی است تحت تاثیر خشکسالی قرار دارد. «دانشور» گفت: توان بالای فعلی صادرات و واردات پایانه مرزی میلک و استقرار گمرک میلک، بازارچه مرزی میلک و وجود مرز رسمی زمینی با کشور افغانستان از مزیت های منطقه سیستان برای اجرایی شدن مصوبه هیئت دولت در راه اندازی منطقه ویژه اقتصادی سیستان است. کارشناس اقتصادی دیگری با اشاره به وجود ظرفیت های مناسب مثل فرودگاه، وجود تاسیسات زیربنایی مانند آب و برق، راه آهن کرمان -زاهدان و ساخت راه ترانزیتی چابهار- زابل و بحث ترانزیت کالا از چابهار و در نهایت افغانستان و آسیای میانه افزود: این ویژگی های منحصر به فرد ضرورت راه اندازی منطقه ویژه اقتصادی را دو چندان می کند.«عبدالحسین محمدزاده نارویی» افزود: جهانی شدن اقتصاد از مهم ترین ابزارهای ایجاد مناطق ویژه تجاری است که این مهم به ویژه در مناطق مرزی کشور بیش از پیش مهم خواهد بود.یکی از استادان سیستان و بلوچستان با اشاره به حوزه نفوذ اقتصادی و تجاری منطقه آزاد چابهار در بخشی از افغانستان و جنوب آسیای میانه گفت: سهل ترین و اقتصادی ترین مسیر ترانزیت کالا به کشورهای آسیای میانه، چابهار و میلک است. «سعیدی مهر» افزود: تاسیس منطقه ویژه اقتصادی سیستان می تواند بندر چابهار را به عنوان یک بارانداز ثابت برای کالاهای مورد نیاز افغانستان تبدیل کند و مسیر تامین نیاز کالاهای این کشور محور ترانزیتی چابهار- میلک زابل باشد که در نهایت باعث تسریع روند توسعه استان خواهد شد.افزایش صادرات از پایانه مرزی میلک زابل در حد ۳۲ درصد نسبت به سال۸۷ توجیه را بیشتر می کند. کارشناس اقتصادی معاونت برنامه ریزی استانداری گفت: صادرات براساس تعداد کامیون ها در سال ۸۷، ۷هزار و ۷۲۹ دستگاه بود که در سال۸۸ به ۹هزار و ۵۵۴ دستگاه رسید. دانشور افزود: ترانزیت در سال۸۸ نسبت به سال۸۷ حدود ۱۰۵ درصد رشد داشته به گونه ای که در سال۸۷، ۹ هزار و ۶۳۱ دستگاه بوده و در سال ۸۸ به ۱۹هزار و ۷۵۸ دستگاه رسیده است. وی یادآور شد: صادرات براساس وزن ۲۹ درصد رشد داشته که توجیه منطقه ویژه اقتصادی سیستان را دوچندان می کند.رئیس شرکت عمران شهر جدید رامشار که شرکتش به عنوان سازمان مسئول منطقه ویژه اقتصادی سیستان معرفی شده است در این باره گفت: مذاکراتی با نمایندگان مجلس داشته ایم و مشاور طرح، ۳گزینه  را برای مکان منطقه ویژه اقتصادی مطرح کرده است.

«ناظری» افزود: اراضی شهر جدید رامشار با توجه به تملک دولت و احداث زیرساخت هایی مثل فرودگاه و غیره یکی از گزینه ها بوده و گزینه دوم اراضی میلک و گزینه سوم اراضی اطراف چاه نیمه هاست که برای هر کدام مزیت ها و معایبی مطرح است.وی یادآور شد: در شهر جدید رامشار، حدود هزار هکتار زمین برای این طرح در نظر گرفته شده است و قابلیت افزایش تا ۳هزار هکتار را دارد و مصوب شده است که این منطقه در دو نقطه سیستان باشد که بخش های اداری و یک سری زیرساخت در شهر جدید رامشار و بازارها و انبارها در میلک هیرمند احداث شود.

نماینده مردم زابل و زهک در مجلس شورای اسلامی، تنها مشکل منطقه ویژه اقتصادی سیستان را مشخص نبودن محدوده جغرافیایی دانست. «کیخا» افزود: قرار شده است دولت محدوده جغرافیایی منطقه ویژه اقتصادی را مشخص کند و به مجلس بفرستد و مشکلات از طریق مجلس رفع و پس از تایید، ابلاغ شود. وی گفت: نمایندگان مردم معتقد هستند که در ۲ منطقه، بخش اداری در رامشار و بخش معاملات تجاری در پایانه های مرزی میلک ایجاد شود.در عین حال با توجه به شرایط استان و منطقه و ترانزیت کالا از چابهار به میلک و در نهایت افغانستان و آسیای میانه و همچنین نیاز این کشورها و نیز بنا شدن اقتصاد مردم سیستان بر پایه کشاورزی با وجود خشکسالی های اخیر که در نبود آب دچار مشکلاتی شده است اجرایی شدن این مصوبه دولت امری ضروری و حیاتی محسوب می شود و می تواند منطقه را دگرگون کند.

 

نظرات ()



شصت گام جهت بالا بردن اعتماد به نفس
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٢

شصت گام جهت بالا بردن اعتماد به نفس 1- اولین گام در موفقیت «خودشناسی» است. ابتدا سعی کنید شناخت درستی از خود و ویژگی های اخلاقی و شخصیتی خود کسب کنید و با توجه به این که هیچ کس کامل نیست، اگر ایرادی یا مشکلی دارید که خود به تنهایی قادر به یافتن راه حل مناسبی برای مقابله با آن نیستید و شخص قابل صلاحیتی برای مشورت ندارید، از مشاوران و متخصصین کمک بخواهید. ۲- تاریک ترین زمان شب، نزدیک ترین زمان به سپیده صبح است. این جمله را به خاطر بسپارید و با کوچکترین ناملایمات از تلاش خود دست بر ندارید و به سادگی خود را بازنده تلقی نکنید. ۳- بدون توجه به نتیجه کار، تمامی نیروی خود را به کار گیرید تا مسئولیتی که به عهده شماست، به بهترین نحو انجام پذیرد. در واقع اولین هدف در انجام وظایفتان باید،داشتن وجدان کاری، دقت و تلاش باشد. با انتخاب این الگو، حتی اگر به موفقیت هم نائل نشوید، وجدانی آسوده خواهید داشت و لطمه ای به اعتماد به نفس شما وارد نخواهد شد. ۴- همیشه هدف مند باشید. اگر خواسته هایتان خیلی دور از دسترس به نظر می آید، برای تحقق آنها برنامه ای چند مرحله ای طراحی کنید. یعنی برای خود اهداف کوتاه مدت انتخاب کنید و مطمئن باشید حتی اگر یک گام کوچک، اما درست بردارید، این گام در دستیابی به اهداف نهایی شما بسیار مؤثر خواهد بود و در واقع، فاصله شما را به هدف دلخواهتان کوتاه تر خواهد کرد. ۵- در لحظات سختی که احساس تنهایی و ناامیدی می کنید، به خاطر بیاورید یگانه قادر متعال در کنار شماست. به خدا توکل کنید، محکم و راسخ گام بردارید و پس از موفقیت شکر گزار باشید. ۶- هیچ گاه اجازه ندهید افراد منفی باف با عقاید ناسالم خود، ذهن شما را مسموم کنند. اگر از درستی کاری که قصد انجام آن را دارید، اطمینان حاصل نموده اید، بدون فوت وقت آن را به انجام برسانید و نگذارید کسی به اراده شما خللی وارد کند. ۷- از شوخی های توهین آمیز که باعث خدشه دار ساختن شخصیت خودتان یا دیگران می شود، خودداری کنید. ۸- توانایی های خود را دست کم نگیرید، استعدادهای خود را باور داشته باشید و مطمئن باشید انسان در فرهنگ مذهبی ما بی جهت «اشرف مخلوقات» نامیده نشده و می تواند با اراده و پشتکار، به موفقیت های نامحدودی دست یابد. ۹- در لحظات سختی و پریشانی، دقایقی را با خود خلوت کنید و سعی کنید عوامل مولد نگرانی تان را پیدا کرده و درصدد رفع آن عوامل برآیید. اجازه ندهید افکار منفی به ذهنتان هجوم بیاورد. خود را دلداری بدهید و تصمیم بگیرید تلاش های خود را از سر بگیرید. ۱۰- نسبت به کودکان خود بیش از حد سخت گیر نباشید و با خشونت با آنان رفتار نکنید. سعی کنید بین خودتان و آنان رابطه دوستانه ای برقرار سازید و در صورتی که خطایی انجام می دهند، با تذکرات به جا و دوستانه آنان را متنبه کنید. ۱۱- قبل از انجام هر کاری به عواقب حاصله آن خوب فکر کنید، در صورت نیاز به راهنمایی با افراد مثبت اندیش، واقع گرا و آگاه مشورت کنید و از انجام کارهای غیرمنطقی و غیراصولی که می تواند به شکست یا سرزنش دیگران منتهی شود، بپرهیزید. ۱۲- اگر خواستار دیگران هستید، اول خودتان به خودتان احترام بگذارید. ۱۳- سعی نکنید با توسل جستن به کارهای ضد ارزشی و غیرانسانی، موفقیتی کسب کنید. به خود گوشزد کنید موفقیتی که در گرو لطمه زدن به سجایای انسانی باشد، فاقد ارزش و ناپایدار است. ۱۴- محیط کاری شما به مثابه یک دهکده کوچک است. قطعاً هر حرف یا اظهارنظری که در مورد همکارانتان انجام دهید، دیر یا زود به گوش آنان خواهد رسید. پس مراقب رفتار و سخنان خود باشید. شاید یک حرف نسنجیده و نادرست، رابطه شما را برای همیشه با دوستی خوب و همکاری شایسته و دلسوز قطع نماید و شما هرگز قادر به جبران این خسارات معنوی نباشید. ۱۵- با افراد حسود و بدبین مشورت نکنید. ۱۶- اگر عادت یا ویژگی در شما وجود دارد که باعث آزارتان می شود، با برنامه ریزی درست و اصولی آن را از خود دور کنید. مثلاً اگر اندام ناموزونی دارید، با انجام ورزش و رژیم های درست غذایی اندام خود را متناسب کنید. ۱۷- اگر می خواهید از پیشرفت خود اطلاع حاصل کنید، خود را نسبت به گذشته خودتان مقایسه کنید نه با دیگران. ۱۸- «همیشه نیمه پر لیوان را ببینید نه نیمه خالی آن را» . بسیاری از ما حداقل یک بار هم که شده این جمله زیبا را شنیده ایم. سعی کنیم از این جمله، به عنوان یک تکنیک مثبت اندیشی استفاده کنیم. ۱۹- همه روزه ما با انبوهی از ایده های مختلف که متعلق به افراد پیرامون ماست، روبه رو هستیم. به باورهای خود ایمان داشته باشید و هرگز اجازه ندهید ایده های یأس آور دیگران، شما را از رسیدن به اهدافتان باز دارد و یا ریتم حرکت شما را کند کند. ۲۰- اگر مشکلات حرفه ای خود را نمی توانید به تنهایی حل کنید، از افراد زبده و با تجربه کمک و مشورت بخواهید و دانش حرفه ای خود را گسترش دهید و از سؤال کردن هراسی نداشته باشید. ۲۱- هر جایی از مسیر زندگیتان که هستید، اگر متوجه شده اید جهت یابی درستی انجام نداده اید و نیاز به تغییر مسیر دارید، پس از حصول اطمینان از صحت مسیر جدید، بدون تأسف و درنگ از خود انعطاف نشان دهید و راه و روشی را برگزینید که سبب بهتر شدن نتیجه غایی شما و میانبری برای رسیدن به هدفتان باشد. ۲۲- اگر می خواهید حرکت نوینی را در زندگی آغاز کنید، پس از تحقیق و جمع آوری اطلاعات موثق، اولین گام را پرتوان بردارید و تردید را از خود دور کنید. ۲۳- فرزندان خود را از کودکی به مستقل بودن تشویق کنید و با دادن مسئولیت های متناسب با سن آنان، روحیه استقلال و خودباوری آنها را شکوفا سازید. ۲۴- در هر کاری تعادل را حفظ کنید و از افراط و تفریط بپرهیزید، چون هر کدام می توانند به اندازه دیگری عاملی جهت شکست شما به حساب آیند. ۲۵- همیشه خوش ژست و پرانرژی باشید. حتی در لحظات بحرانی بر خود مسلط باشید و قیافه انسان های شکست خورده را به خود نگیرید. ۲۶- اندیشه های امروز شما، فردای شما را خواهد ساخت، پس همیشه مثبت اندیش باشید و ضمن انجام فعالیت های لازم خود را برنده تلقی کنید. ۲۷- گاهی تنبلی در انجام وظایف روزمره باعث می شود در برنامه های زندگی مان خلل ایجاد شود و عقب بمانیم. برای جلوگیری از این معضل، برنامه روزانه ای برای خود تهیه کنید و بر حسب اولویت، موارد را در آن درج نمایید و سعی کنید در طی روز آنها را به انجام برسانید. ۲۸- هر شکستی را پلی به سوی موفقیت قلمداد کنید. از اشتباهات خود درس بگیرید و به جای سرزنش کردن خود یا دیگران، دنبال راه حل مناسبی جهت تغییر شرایط باشید و توجه داشته باشید از تکرار مجدد آن اشتباهات، خودداری کنید. ۲۹- «همه چیز را همگان دانند» ، اگر این جمله زیبای سقراط را به خاطر داشته باشید، توقع بیش از حد از خودتان یا دیگران نخواهید داشت. ۳۰- بر همگان مسلم است تواضع، صفت بسیار نیک و پسندیده ای است. اما تواضع را با خوار و حقیر شمردن خود اشتباه نگیرید و خود را بی ارزش جلوه ندهید. ۳۱- در به انجام رساندن کارهای مهم و کارهایی که جبران آن مشکل است، از تمرکز و دقت حواس بیشتری کمک بگیرید. با توجه به این ضرب المثل «پارچه را دوبار اندازه بگیرید و یک بار ببرید» در به انجام رساندن کارهایی که امکان تکرار یا جبران ندارند، بیش از مابقی کارها دقت داشته باشید. ۳۲- به دیگران و خودتان شانس جبران اشتباهات را بدهید. شاید یک شروع جدید، زندگی جدیدی برایتان به ارمغان بیاورد. ۳۳- کودکان خود را نزد دوستانشان و در جمع اقوام تنبیه نکنید و با شرح دادن اشتباهات آنان در جمع، خجالت زده و شرمنده نکنید. ۳۴- اگر هر چه سعی می کنید ولی به مقصدتان نمی رسید؟ قدری تأمل کنید و از زاویه جدیدی به خواسته هایتان بنگرید، شاید درهای جدیدی به سوی شما گشوده شود. ۳۵- برای کم کردن ضریب خطاهای خود در محیط کار، استانداردهای کاریتان را رعایت کنید. ۳۶- لیستی از مواردی که در زندگی تان وجود دارد و برایتان آزاردهنده است را تهیه کنید و با بررسی علل به وجود آمدن آنها به مقابله با آنان بپردازید. ۳۷- در برابر افراد پیر و مسن بیشتر احساس مسئولیت کنید، یادتان باشد آنان حساس و شکننده هستند و نباید با خشونت و بدخلقی از رفتارهایی که شاید در سن و سال آنها طبیعی است، ایراد بگیرید و اعتماد به نفس آنها را از بین ببرید. ۳۸- وقتی که مسئولیتی را به عهده کودکان خود می گذارید، از دور آنها را کنترل کنید و طوری کمک شان کنید که خود را ناتوان احساس نکنند. ۳۹- وقتی در جمع دوستان قرار دارید، سعی کنید به همه توجه نشان دهید و فقط یک یا چند نفر را مخاطب قرار ندهید. ۴۰- وقتی در یک مجموعه کار می کنید، تنها مهم نیست که خودتان خوب و بی نقص باشید. در نظر داشته باشید حتی اگر یک نفر هم در جمع درست کار نکند، باز نتیجه کاملاً مطلوب حاصل نمی شود. پس برای حصول به نتیجه دلخواه، در حرکت های گروهی به افراد ضعیف بیشتر توجه کنید و با همسو کردن آنان با گروه، موفقیت جمع را تضمین کنید. ۴۱- اگر در معاشرین شما کسی وجود دارد که با روحیه شما سازگار نیست و یا با هم تفاهم ندارید، با کم کردن تدریجی ارتباط خود با آن شخص، او را از دایره رفت و آمدهای خود حذف کنید. ۴۲- به ظاهر و سلیقه شخصی دیگران بی احترامی نکنید. ۴۳- به دیگران کمک کنید تا ویژگی های شایسته خود را آشکار کنند. ۴۴- اگر اطرافیان شما همه سعی خود را انجام داده اند، اما نتوانسته اند از عهده مسئولیتی که شما به آنها داده اید بربیایند، نگذارید تلاششان را بیهوده تلقی کنند و با تشکر از تلاش آنان روحیه شان را تقویت کنید. ۴۵- در گردهم آیی های دوستانه اگر کسی در مورد موضوعی اظهار نظر کرد یا بر خلاف سلیقه شما سخنی به میان آورد، با انتقادهای تند و گزنده او را خجالت زده نکنید، از یاد نبرید انتقاد سازنده با توهین متفاوت است. ۴۶- انتخاب های خود را بر مبنای واقعیت و نیازتان انجام دهید، نه از روی اشتیاق های تند وگذرا. ۴۷- تصور نکنید همیشه نرمش و مهربانی مشکل گشا است. بر عکس گاهی در برخوردهای اجتماعی لازم است با جدیت و قاطعیت روی خواسته خود پافشاری کنید تا به شما اجحاف نشود. ۴۸- یاد بگیرید در مواقع ضروری بدون خجالت «نه» بگویید. ۴۹- وقتی عصبانی هستید، در مورد هیچ کس و هیچ چیز تصمیم نگیرید. ۵۰- اگر برای حل معضلی که پیش رو دارید، همه تلاش خود را انجام دادید و کار دیگری از دستتان برنیامد، تا حصول نتیجه صبور باشید و برای بهتر کردن شرایط با اقدامات زائد و غیرضروری، آرامش موجود را به هم نزنید. ۵۱- مدافع حق خود و خانواده تان باشید. به واسطه خجالت یا ترس یا عدم آگاهی، از چیزی که حق شماست، به سادگی نگذرید. اگر با اشخاص حقوقی دچار مشکل هستید که راه حلی به ذهنتان نمی رسد، از وکلای خبره و زبده کمک بگیرید تا در انجام کارها به صورت اصولی و قانونی به شما کمک کنند. ۵۲- دوستان واقعی شما سرمایه های پرارزشی هستند، آنها را حفظ کنید و به دلیل کدورت های بی اهمیت و بی ارزش ارتباط خود را با آنها قطع نکنید. ۵۳- گستاخی را از قاطعیت تمیز دهید. ۵۴- برای دوستانی که بیش از دیگران به شما کمک می کنند، تا معایب و کاستی های خود را جبران کنید ارزش ویژه ای قائل باشید. ۵۵- رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود (سعدی) ۵۶- گاهی تحمل فشار روحی حاصله از کارهای نیمه تمام و معوقه از سختی انجامشان دشوارتر است. برای رهایی از عذاب وجدان، از همین لحظه تصمیم بگیرید، برنامه ریزی کنید و با اتمام رساندن این گونه کارها به خود آرامش هدیه کنید. ۵۷- اگر بخشی از کارهای شما باید توسط شخصی یا دوستی انجام شود که فقط او شخصاً قادر به انجامش است، اما بی خیال یا پرمشغله است، درخواست خود را در موارد مناسب با آرامش و متانت مکرراً به او یادآوری کنید و این یادآوری را آن قدر تکرار کنید تا به نتیجه ای که می خواهید برسید. ۵۸- از هر کس فراخور سن و دانش اش توقع داشته باشید. ۵۹- اگر در معاشرت های خود مرتباً شکست می خورید و دنبال روش کم خرج و قابل اجرا هستید، صداقت و روراستی، مهربانی و بخشش را سرلوحه خود قرار دهید. ۶۰- به قابلیت های خود ایمان داشته باشید و به خاطر بسپارید حتی یک «به دانه» با آن که کوچک است، خواص درمانی قابل توجهی دارد.

نظرات ()



علامتی که دروغگوها را لو می‌دهد
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٢

علامتی که دروغگوها را لو می‌دهد

به طور میانگین، همه مردم جهان، روزی 2 مرتبه دروغ می‌گویند. به گزارش ایسنا، برخی افراد، دروغگوهای خوبی نیستند و زود لو می‌روند اما برخی دیگر متاسفانه دروغگوهای حرفه ای هستند.دوست دارید بدانید طرف مقابلتان دروغ می‌گوید یا راست؟ به این 7 نشانه دقت کنید:

اضطراب و عرق کردن: شناخته‌ترین نشانه‌هایی که می‌تواند یک فرد دروغگو را لو دهد، عرق کردن و اضطراب اوست. زمانی که دروغ می‌گوییم همیشه می‌ترسیم لو برویم. به همین دلیل دچار اضطراب می‌شویم و اضطراب با افزایش ضربان قلب و عرق کردن همراه است. اما این موضوع درباره همه مردم صادق نیست. برخی افراد به دروغگویی عادت دارند و دچار اضطراب نمی‌شوند.

صدای خیلی زیر یا خیلی بم: روان‌شناسان معتقدند صدا، علامت خوبی برای شناسایی دروغگو است. چرا؟ در واقع این ما نیستیم که صدا را کنترل می‌کنیم. مغز بر اساس احساساتی که داریم آن را به شکل خودکار تنظیم می‌کند. وقتی دروغ می‌گوییم، می‌ترسیم رسوا شویم. به همین علت اغلب تن صدا تغییر می‌کند و خیلی زیر یا خیلی بم می‌شود.

سخنان ضد و نقیض: دروغگوها به دلیل ترس از رسوا و شرمگین شدن تعادل احساسی درستی ندارند و حتی حرف‌های آن ها کم و بیش ضد و نقیض است. برای آن‌که مطمئن شوید یک فرد دروغ می‌گوید از او بخواهید به طور دقیق حرفی را که در یک موقعیت خاص زده برای شما در مواقع مختلف تکرار کند، حتی سوال های متفاوت و مدام در مورد همان مسئله می‌تواند ثبات فکری دروغگو را بر هم بریزد.

میمیک‌های غیرمعمول: پلک زدن‌های مداوم، مالیدن پلک، نگاه‌های مبهم و... همگی نشانه میمیک صورت یک فرد حین دروغ گفتن است. صورت دقیقا احساساتی را که داریم نشان می‌دهد و کنترل عمقی آن ها کمی سخت است. اگر فردی میمیک غیرطبیعی و غیرمعمول دارد و حین صحبت با شما دچار تیک خاصی مثل مالیدن پلک می‌شود، می‌توانید به حرف‌های او شک کنید.

ژست‌های مخصوص: سرفه کردن درون مشت، بالا بردن دست روی سر و عقب بردن بالاتنه موقع حرف زدن از جمله ژست‌های آدم‌های دروغگو است. البته باید مراقب هم بود. برخی دروغگوها برای آن که احساساتشان نمایان نشود حین حرف زدن کاملا خنثی عمل می‌کنند.

حرف زدن وسواسی: دروغگوها اغلب در صحبت کردن وسواس به خرج نمی‌دهند و همه مسائل را رو نمی‌کنند. اگر شما حین صحبت‌ها از فردی بخواهید با دقت بیشتری مسائل را برای شما بیان کند و به عبارتی وسواسی‌تر از او سوال کنید، اغلب دروغگو چون حافظه خوبی ندارد و در دور بعد قادر به بیان همان جواب‌ها نیست. درنهایت می‌توانید از زبان او این جملات را بشنوید «به من اعتماد نداری؟» اگر فردی واقعا دروغگو نباشد، خیلی سریع از کوره درنمی‌رود و برای بار دوم هم به برخی سوالات شما پاسخ می‌دهد.

احساسات اغراق‌آمیز: وقتی فردی تنها با دهان می‌خندد یعنی یا می‌خواهد رعایت ادب کرده باشد یا دروغگوی ماهری است. یک لبخند صادقانه با عقب رفتن لب‌ها و چین خوردن پلک‌ها در سمت خارج همراه است. یک دروغگو اغلب تنها با دهان می‌خندد تا احساسات درونی خود را مخفی کند.

 

نظرات ()



بازی درمانی، شیوه ای موثر برای درمان اختلالات دوران کودکی
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۱٢

بازی درمانی، شیوه ای موثر برای درمان اختلالات دوران کودکی

 

بازی علاوه بر این که یکی از مولفه های تاثیرگذار در رشد و تکامل روانی - اجتماعی کودک است و کودک از این طریق یاد می گیرد که با محیط اطراف خود تعامل برقرار کند، شیوه ای موثر برای درمان برخی از اختلالات روانی کودک است. دکتر پیمان هاشمیان، فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوان و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با بیان این مقدمه به خراسان می گوید: بازی ها چند دسته است. بازی های «سازنده» مثل پازل یا لگو و بازی های «حرکتی» مثل دویدن و لی لی کردن هر یک در رشد بخشی از شخصیت کودک نقش دارد. در بازی های «وانمودی» کودک خود را جای فرد دیگری قرار می دهد و در خیالات خود بازی می کند. این نوع بازی ها در رشد تخیل کودک به ویژه در ۵ سال اول زندگی نقش مهمی دارد.

اصول بازی درمانی

استفاده از روش های بازی برای رفع مشکل کودک «بازی درمانی» نامیده می شود. در این روش در واقع از موقعیت بازی برای ایجاد ارتباط با کودک استفاده می شود تا کودک بتواند هیجان خود را تخلیه کند. اما این شیوه به عنوان یک روش درمانی تابع اصول خاصی است که بدون رعایت این اصول شرایط اولیه برای بازی درمانی ایجاد نخواهد شد.

اتاقی که برای بازی در نظر گرفته می شود باید به اندازه کافی بزرگ باشد و یادگیری قوانین باید در ابتدای بازی انجام شود. امنیت، نور و فضای مناسب ضروری است و دمای هوا باید متعادل باشد. درمانگر نیز باید ویژگی های خاصی داشته باشد و بتواند رابطه گرم و دوستانه ای با کودک برقرار کند. ارتباط کلامی و غیرکلامی صحیحی با کودک داشته باشد و از حرکات دست استفاده کند و در بازی تن صدای خود را تغییر دهد. در بازی شریک خوبی باشد و به موقع نوبت دهد. آمادگی تغییر در بازی را داشته باشد و قبل از ورود به اتاق بازی، مسائل مربوط به بازی را بداند. پدر یا مادر قبل از ورود به اتاق بازی قوانین بازی را به زبان ساده به کودک گوشزد کند. مدت زمان بازی بر اساس سن کودک تفاوت می کند و از ۱۵ دقیقه تا یک ساعت طول می کشد. بازی باید هدفمند باشد و به عنوان مثال هدف از بازی مهارت دوست پیدا کردن است و کودک تا پایان بازی باید بتواند این مهارت را در قالب بازی با عروسک ها یا حیوانات و آشنایی آن ها با یکدیگر فرا بگیرد. خاتمه بازی باید مشخص باشد و کودک باید بداند بازی کی تمام می شود.

درمان اختلالات روانی کودکان

دکتر هاشمیان با اشاره به این که انواع اختلالاتی را که ریشه در احساسات و هیجانات کودک و یا سازگاری با محیط دارد، می توان با این شیوه درمان کرد، ادامه می دهد: مشکلاتی مانند افسردگی کودکان، بیش فعالی، اختلالات اضطرابی، اختلالات اوتیسم و حتی کودکان عقب مانده ذهنی را با استفاده از شیوه بازی درمانی می توان بهبود بخشید. این روش برای کودکان تا ۱۰ سالگی قابل اجراست اما برای کودکانی که از نظر رشد روانی تاخیر دارند تا ۱۵ سالگی هم قابل اجراست. طبیعی است که پروتکل های درمانی برای بیماری ها و اختلالات روانی متعدد است و می توان آن را به صورت فردی یا گروهی انجام داد. در بازی های گروهی کودکانی که مشکل مشابه دارند در یک گروه ۴ یا ۵ نفره وارد اتاق بازی می شوند و برنامه درمانی مشابهی برای آن ها اجرا می شود.

گاهی لازم است از روش «مددجو مدار» استفاده شود؛ در این روش کودک آزاد گذاشته می شود تا خودش بازی کند و زمانی که لازم است درمانگر وارد بازی می شود و درمان را آغاز می کند.

در بیشتر موارد قوانین بازی مشخص و واضح است و کودک باید طبق قوانین اتاق بازی، بازی ها را گام به گام پیش ببرد و به ازای هر یک امتیاز بگیرد. گاهی می توان از حضور در اتاق بازی برای ارزیابی وضعیت روانی کودک استفاده کرد. به عنوان مثال می توان میزان اضطراب یا بیش فعالی کودک را پس از حضور در اتاق بازی دریافت. کودکانی که دچار اضطراب هستند در اتاق بازی طی مراحل هشت گانه درمان می شوند به نحوی که از رفتن پدر و مادر احساس ناراحتی نمی کنند. ترس از شنا، تاریکی یا تنهایی در قالب بازی درمان می شود. بازی موش و گربه در اتاق بازی برای این دسته از کودکان اجرا می شود. این بازی طوری انجام می شود که کودک که نقش موش را دارد برنده بازی می شود. در این شرایط او که قهرمان داستان است در واقع خود را درمان می کند. برای کودکان بیش فعال نیز از روش هایی استفاده می شود که بر مبنای اصول «ببین، گوش کن، فکر کن، بایست، عمل کن» است. این روش باعث می شود کودک در محیط اتاق بازی مهارت های ذهنی خود را به وجود آورد. برای کودکان بیش فعال انجام این اصول بسیار سخت است زیرا اصولا این دسته از کودکان نمی توانند یک جا بنشینند و یا صبر و تحمل بسیار کمی دارند. بنابراین تأکید بر این اصول به هنگام انجام بازی دلخواه می تواند به آن ها کمک کند.

این فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوان درباره نقش بازی درمانی برای درمان مبتلایان به طیف اختلالات اوتیسم تصریح می کند: بازی درمانی برای این کودکان یک درمان انتخابی است و در کنار کار درمانی و گفتار درمانی بسیار کمک کننده است. بازی درمانی برای این کودکان معمولا به صورت فردی انجام می شود و تأکید بر تعامل بیشتر کودک با محیط اطراف است. تلاش بر این است که احساسات پنج گانه کودک در تعامل با محیط افزایش پیدا کند و معمولا با یک وسیله خاص در اتاق بازی آن قدر با کودک بازی می کنیم تا کودک با آن خو بگیرد و احساسات پنج گانه خود را تقویت کند. درباره کودکان عقب مانده ذهنی هم باید گفت تلاش می شود این دسته از کودکان به کنترل هیجان دست پیدا کنند و یادگیری خود را که معمولا بیش از کودکان عادی وقت می برد، افزایش دهند. برای این دسته از کودکان هم بازی مثل موش و گربه طراحی می شود که نیازمند کمک است و کودک طی بازی تلاش می کند او را درمان کند و کودک در واقع خود را درمان می کند.

نتیجه گیری صحیح

وی با تأکید بر این که نقش درمانگر در به نتیجه رساندن روش بازی درمانی بسیار حیاتی است، می گوید: درمانگر باید بیماری را بشناسد، روش درمانی را بداند و بتواند ارتباط صحیحی با کودک برقرار کند. باید از نظر چهره و علائم برای کودک جذابیت داشته باشد و سعی کند مراحل درمان را پیگیری و تغییرات هر جلسه را ثبت کند و مدت درمان از یک ماه تا ۱۵ ماه را تعیین کند. معمولا برای کودکان یک تا ۶ ساله، یک تا ۴ ماه، برای کودکان ۶ تا ۸ سال، حدود یک تا ۶ ماه برای بچه های ۸ تا ۱۰ سال و حدود یک تا ۱۲ ماه و پس از آن تا ۱۵ ماه مدت زمان بازی درمانی در نظر گرفته می شود. کودکان طی این مدت تکالیف خود را پس از هر جلسه در منزل انجام می دهند و در جلسه بعد آن را اجرا می کنند. در پایان جلسات ارزیابی کلی انجام می شود و درمانگر درباره خاتمه دوره تصمیم گیری می کند. در مواردی پایان ناگهانی بازی درمانی باعث عود مشکل کودک می شود بنابراین ختم درمان بسیار مهم است. به عنوان مثال کودکی که پدر یا مادرش را از دست داده و دچار اضطراب سوگ شده است، طی مدت درمان به درمانگر وابسته می شود. لازم است در طور دوره درمان، تدابیری اندیشیده شود. مثلا در بازی گفته می شود که بابای یکی از شخصیت های داستان به سفر می رود و تا پایان بازی برنمی گردد. به این ترتیب کودک کم کم برای جدایی آمادگی پیدا می کند.

نکته اساسی این که لازم است در ابتدای شروع دوره، والدین نسبت به ویژگی های شخصیتی و مشکلات خود آگاه شوند و راهکارهای درمانگر را برای تغییر بپذیرند تا بازی درمانی موثر واقع شود. والدینی که اطلاعات کافی درباره بیماری و پروتکل درمانی ندارند نمی توانند در اتاق بازی عملکرد مناسبی داشته باشند از این رو این شیوه علمی برای کارکرد مفید به همکاری خانواده و درمانگر نیاز دارد. همچنین در منزل هم باید دستورالعمل های پزشک را اجرا کنند تا به طور موثری از درمان نتیجه بگیرند.

بدغذایی کودکان

در بسیاری از موارد شکایت تکرار شونده والدین درباره بدغذایی کودکان مشکل ثانویه است نه اولیه؛ یعنی کودک بر اثر اضطراب و افسردگی دچار بدغذایی می شود. مشکل این جاست که علایم اضطراب در کودکان اغلب پنهانی است و به صورت دل درد، سردرد، بدغذایی یا بدخوابی خود را نشان می دهد. شناخت سرشت کودک، توجه به سن، افزایش برخی مهارت ها در کودک و به کار بردن برخی دستورالعمل ها در منزل از سوی والدین مشکل بدغذایی کودک را برطرف می کند. فراموش نکنید که توجه به سبک دلبستگی، رشد هوشی، رشد هیجانی و اجتماعی به هنگام اجرای این روش در کودک بسیار اساسی است.

نشانه های هشداردهنده برای شناسایی اختلالات روانی در کودکان

متخصصان روان شناسی برای کمک به کودکانی که اختلالات روانی در آن ها تشخیص داده نمی‌شود نشانه هایی را بیان کنند. به گزارش ایسنا، از بین این نشانه‌ها می‌توان به احساس غمگینی، درون‌گرایی و کم حرف شدن به مدت دو هفته یا بیشتر اشاره کرد که علامت افسردگی است. از آمارهای ثبت شده چنین برمی‌آید که از هر 4 کودک مبتلا به اختلالات روانی سه کودک از جمله آن هایی که به اختلال نقص توجه ناشی از بیش‌فعالی (ADHD)، اختلال دو قطبی و اختلالات تغذیه‌ای مبتلا هستند، بیماریشان تشخیص داده نمی‌شود و مراقبت‌های پزشکی مورد نیازشان را دریافت نمی‌کنند. شناسایی یک اختلال روانی در سال های نخست زندگی امکان درمان زودتر را فراهم می کند. این نشانه های هشداردهنده عبارت است از:* احساس غمگینی خیلی زیاد و درون‌گرایی و کم‌حرفی به مدت دو هفته یا بیشتر . * تلاش جدی برای آسیب رساندن به خود یا برنامه‌ریزی برای این اقدام. * بروز ناگهانی ترس بدون دلیل که گاهی با تند شدن ضربان قلب یا سریع شدن تنفس همراه است. * شرکت در درگیری‌ها و زد و خوردهای متعدد با استفاده از اسلحه یا گرایش به واردکردن آسیب‌ جدی و خطرناک به دیگران . * رفتارهای شدید، تند و غیرقابل کنترل که به خود کودک یا دیگران آسیب برساند. * نخوردن غذا یا پرت کردن آن . * نگرانی‌ها و ترس‌های شدید که فعالیت‌های روزانه را مختل کند . * دشواری شدید در تمرکز یا بروز بی‌قراری که ممکن است کودک را به خطر بیندازد و یا روی بازده تحصیلی او تاثیر منفی بگذارد. * نوسانات خلقی شدید که موجب بروز مشکلات و روابط شود . * تغییرات در رفتار یا شخصیت کودک .

 

نظرات ()



«گاندو» جاذبه ای پنهان در صنعت گردشگری سیستان و بلوچستان
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۸

«گاندو» جاذبه ای پنهان در صنعت گردشگری سیستان و بلوچستان

خراسان – علی اکبر رهدار1389/02/06 شماره انتشار 17534

 

با وجود این که «گاندو» به عنوان تمساح منحصر به فرد ایران که در سیستان و بلوچستان ادامه حیات می دهد یکی از گونه های کمیاب و ارزشمند جانوری است که بسیاری از دوستداران طبیعت در داخل و خارج کشور، آرزوی دیدن آن را دارند به دلیل فراهم نبودن زیرساخت های لازم بسیاری از مردم ایران از وجود این جاذبه طبیعی بی خبر هستند.سیستان و بلوچستان از نظر تنوع زیستی یکی از غنی ترین استان های کشور است که دارا بودن این موهبت الهی در این خطه از کشور به همراه طبیعت بکر و زیبای این منطقه می تواند زمینه توسعه گردشگری در منطقه را فراهم آورد. گونه های مختلف پرندگان، خزندگان، پستانداران و انواع گیاهان ثروت طبیعی سیستان و بلوچستان است که در صورت فراهم شدن زیرساخت های گردشگری این استان به یکی از مهم ترین مناطق گردشگری کشور تبدیل می شود. سیستان و بلوچستان تنها زیستگاه تمساح پوزه کوتاه ایرانی از خانواده کروکودیل هاست.در همین راستا معاون طبیعی اداره کل محیط زیست سیستان و بلوچستان گفت: تمساح پوزه کوتاه که در اصطلاح محلی به آن «گاندو» گفته می شود در امتداد رودخانه های سرباز و باهوکلات زیست می کند.

«افسری» افزود: این جانور تخم گذار و تعداد تخم های آن بین ۲۰ تا ۳۵ عدد است که فصل تخم گذاری در ماه های فروردین و اردیبهشت است و نوزادان اواخر تیرماه از تخم خارج می شوند. وی اظهار داشت: گاندوها هنگام خارج شدن از تخم حدود ۲۵ سانتی متر طول و رنگ زیتونی روشن دارند و این تمساح معمولا بین ۴ تا ۱۰ سالگی بالغ می شود که پرندگان، شغال و روباه بزرگ ترین آفت دشمن بچه های تمساح محسوب می شوند. یکی از فرهنگیان شهرستان سرباز نیز گفت: براساس یک باور قدیمی در بین مردم بلوچ گاندو محترم شمرده می شود و در هر برکه ای که تمساح وجود داشته باشد، آب فراوانی نیز هست. «توسلی» افزود: این عقیده عامیانه در بقای این گونه نقش به سزایی داشته و باعث شده است نسل آن تاکنون حفظ شود و از بین نرود.

مدیرکل حفاظت محیط زیست سیستان و بلوچستان هم گفت: براساس آخرین سرشماری انجام شده جمعیت این گونه بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ قلاده برآورد می شود که این تعداد بسته به شرایط آب و هوایی و وضعیت زیستگاه ها در طول سال های مختلف متغیر است.«همتی» از رودخانه نهنگ و حوزه سراوان در استان به عنوان ۲ زیستگاه شناسایی شده جدید تمساح پوزه کوتاه نام برد و اظهار داشت: ازجمله اقدامات این اداره کل در راستای حفاظت از جمعیت این گونه، تهیه و تدوین طرح حفاظت از تمساح، اقدام برای احداث مرکز نگهداری و بازدیدکنندگان و همچنین انجام نظارت مستمر و انجام بررسی های اکولوژیک و بیولوژیک در قالب تحقیقات آزمایشگاهی در مورد زیستگاه گاندو است. یک کارشناس محیط زیست گفت: برای دیدن گونه های جانوری و گیاهی در این استان مسافت های زیادی باید طی شود و از سوی دیگر هیچ یک از جاده ها مناسب نیست و به راحتی نمی توان برای سفر به مناطق مختلف استان و مشاهده حیات وحش اقدام کرد. «محمدی» افزود: ایجاد زیرساخت های گردشگری در منطقه سیستان و بلوچستان از ضروریات است و قابلیت های بسیاری برای رونق گردشگری در این استان وجود دارد که استفاده از آن ها می تواند رونق اقتصادی قابل توجهی را برای استان در پی داشته باشد. از سوی دیگر یک کارشناس گردشگری گفت: برای جذب گردشگر، نیازمند احداث استراحتگاه و مکان های اسکان مسافران در مناطق زیست این گونه های جانوری هستیم. «جوادی» افزود: بنابراین باید دستگاه ها در این امر فعال شوند تا با این اقدامات بتوانند گردشگران را به این سمت و سو هدایت کنند.وی ادامه داد: آموزش مردم بومی منطقه نیز باید در صدر برنامه ها قرار گیرد تا هم از این گونه حفاظت شود و هم راهنمایان خوبی برای گردشگران باشد. این در حالی است که با توجه به تخم گذاری تمساح ها بین ماه های اسفند تا پایان اردیبهشت، لازم است که در این ۳ ماه با الگوپذیری از طبیعت برای امنیت نوزادان تمساح در این فصل که در معرض خطر هستند اقدام شود و پس از رسیدن به سن یک سالگی که خطر مرگ آن ها از بین می رود آن ها را به زیستگاه اصلی بازگردانند.

 

نظرات ()



سیستان از نقاط منحصر به فرد جهان برای احداث نیروگاه بادی بادها یی که بر باد می ر
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۸

سیستان از نقاط منحصر به فرد جهان برای احداث نیروگاه بادی

بادها یی که بر باد می روند

خراسان - مورخ دوشنبه 1389/10/06 شماره انتشار 17732
نویسنده: زاهدان- علی اکبر رهدار

 

استان سیستان و بلوچستان با توجه به موقعیت جغرافیایی خاص خود در راستای استفاده از انرژی باد و خورشید برای تامین نیازهای اساسی اهمیت بسیار دارد. سیستان و بلوچستان به خصوص منطقه فلات سیستان توانمندی بالایی برای استفاده از انرژی باد را داراست. شواهد تاریخی نشان دهنده بهره برداری از این انرژی بی پایان در مناطق روستایی و تاریخی منطقه می باشد و هنوز آثاری از تاسیسات آسبادها در منطقه وجود دارد.

اولین توربین آزمایشی ۶۶۰ کیلوواتی در کنار پست فشار قوی لوتک زابل در اوایل سال ۸۸ احداث و برق تولیدی ۶۶۰ کیلووات در ساعت آن وارد مدار شد که براساس اعلام کارشناسان هر لیتر گازوئیل حدود 2.5 کیلو وات برق تولید می کند بر این اساس این توربین بادی ساعتی حدود ۳۵۰ لیتر گازوئیل صرفه جویی کرده است.مسئول نیروگاه های بادی و خورشیدی شرکت برق منطقه ای سیستان و بلوچستان در این باره می گوید: برق مصرفی استان در ساعات اوج مصرف ۸۰۰ مگاوات در ساعت می باشد و برای تولید این میزان برق باید در ساعت ۴ میلیون لیتر گازوئیل با توربین های موجود استان مصرف شود.

«مهندس سرگلزایی» می افزاید: با محاسبه گازوئیل تحویلی در نیروگاه با قیمت ۶۰۰ تومان در ساعت در سیستان و بلوچستان ساعتی حدود دو میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان فقط برای تولید انرژی برق هزینه می شود.کارشناس ارشد فیزیک می گوید: توپولوژی خاص منطقه شمال استان (سیستان) که هم مرز دو کشور پاکستان و افغانستان می باشد، آن را به صورت یک تونل ارتباطی بین مناطق سرد شرقی و کویر و ریگزارهای جنوب غربی افغانستان در آورده و اختلاف دمای کویر در ساعت های مختلف باعث ایجاد گرادیان فشار در طرفین این تونل دورانی می شود. «رهدار» می افزاید: در نتیجه با گرم شدن هوای منطقه و ریگزارها، هوای گرم به بالا و به مناطق ارتفاعات کوه های بابا در رشته کوه هندوکش، حرکت می کند و در آن جا به دلیل کمی فشار، تولید باد می کند. این استاد دانشگاه و کارشناس ارشد سابق هواشناسی استان می گوید: این بادها به سمت غرب و جنوب افغانستان و منطقه خراسان جنوبی به حرکت در می آید و پس از عبور از کوه های منطقه نهبندان به فلات باز سیستان وارد می شود. در این جا به دلیل مسطح بودن منطقه و نبود موانع طبیعی باد شدیدی جریان می یابد که در بیش از ۶ ماه سال با سرعت بیشتر از ۱۰ متر بر ثانیه می وزد و به بادهای ۱۲۰ روزه معروف است. وی می افزاید: برای احداث یک مزرعه بادی وجود سه عامل ضروری است که عبارتند از: صاف و مسطح بودن زمین، جهت ثابت باد و قدرت و تداوم باد.

«مهندس سرگلزایی» در این باره می گوید: فلات سیستان هر ۳ مزیت را دارد و کمتر نقطه ای را در دنیا می توان یافت که هر ۳ عامل را به طور کامل داشته باشد. وی قدرت باد را بین 5.7 تا 7.2 متر بر ثانیه در طول سال می داند و می گوید: دشت صاف و سطح زبری ۱۰ درصد منطقه به شعاع ۳۰ کیلومتر قابلیت نصب هر نوع توربین را دارد و جهت باد در منطقه میل نادر سیستان شمال، شمال شمال می باشد. وی می افزاید: در منطقه میل نادر در ۳۶۵ روز سال باد وجود دارد با رنکینک باد ۹۸ درصد که بالاترین رنکینک باد جهانی در دنیا ۹۹ درصد می باشد. مسئول نیروگاه های بادی و خورشیدی شرکت برق منطقه ای استان بابیان این که رنکینک باد در منطقه لوتک که اولین توربین آزمایشی در آن نصب شدحدود یک سال و نیم برق تولید کرد می گوید: شرکت های متفاوتی درخواست صدور مجوز مطالعه توربین های بادی و نیروگاه بادی را در منطقه داشته اند و شرکت «صها» مجوز مطالعه نیروگاه هزار مگاواتی دریافت کرده و حدود هزار هکتار زمین هم تحویل شده است.«مهندس سرگلزایی» با اشاره به درخواست برق به میزان هزار مگاوات از سوی پاکستان افزود: مطالعات آن انجام و محل احداث نیروگاه هم تعیین شده است و در صورت احداث نیروگاه بادی می توان علاوه بر تامین حدود یک سوم برق مصرفی کشور، نیاز برق کشورهای همسایه را نیز تامین کرد که این امر حاکی از توجیه بالای اقتصادی این طرح است.

وی می گوید: گروه های متفاوت خارجی هم برای احداث نیروگاه های بادی در منطقه سیستان دیدارهای زیادی داشته اند گروه هایی از کشورهای فنلاند، انگلیس، اسپانیا، قبرس و استرالیا متقاضی احداث نیروگاه بادی در منطقه سیستان می باشند.ایرانیان مقیم استرالیا از دیگر گروه هایی هستند که برای احداث نیروگاه از استان دیدار کرده اند.

دکتر عظیمی یکی از ایرانیان مقیم استرالیاست که در کشور استرالیا با نیروگاه بادی ۸ هزار و ۵۰۰ مگاواتی برق تولید می کند.اشتغال زایی از دیگر مزیت های احداث نیروگاه های بادی می باشد. در کشورهای اروپایی برای یک مگاوات برق بادی ۱۵ تا ۱۹ نفر اشتغال ایجاد می شود.

«مهندس سرگلزایی» می افزاید: این رقم در کشورهای در حال توسعه به راحتی می تواند دو برابر شود و قطعا در منطقه سیستان و بلوچستان با احداث کارخانجات تولید و تجهیزات و لوازم جانبی توربین های برق بادی برای تعدادی از جوانان متخصص و نیمه متخصص اشتغال زایی خواهد شد.

هزینه توربین های تولید برق از باد در کمتر از حدود ۳ سال جبران می شود که خود توجیه اقتصادی بالای احداث این نیروگاه ها را نشان می دهد. از اول تیرماه ۸۸ تا آبان ماه ۸۹ اولین توربین بادی ۶۶۰ کیلوواتی آزمایشی سیستان یک میلیون و ۴۰۰ هزار کیلووات ساعت برق تولید کرده است که اگر سوخت مصرف می شد ۷۰۰ هزار لیتر گازوئیل باید مصرف می شد که حدود ۴۵۰ میلیون تومان صرفه جویی شده است. حال با توجه به شرایط منطقه و نیاز کشورهای همسایه و درخواست برق از ایران از طرف پاکستان- هزار مگاوات- و تمایل سرمایه گذاران احداث نیروگاه های آزمایشی توسط دولت ضروری می باشد.

 

نظرات ()



صنایع دستی :پرده کعبه درسیستان بافته می‌شده است
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۸

صنایع دستی

یک استاد هنر:پرده کعبه درسیستان بافته می‌شده است

خراسان - مورخ دوشنبه 1389/10/27 شماره انتشار 17750
نویسنده: زاهدان- علی اکبر رهدار

 

صنایع دستی بخشی از هنر و صنعت ملی ما می باشد که علاوه بر جنبه های تولیدی، اقتصادی، فرهنگی و ارز ش های ملی و نیز خلاقیت و بینش های فلسفی، ذوق هنری اقوام ساکن هر نقطه ای را از کشورمان منعکس می کند.استان پهناور سیستان و بلوچستان دارای صنایع دستی فراوانی می باشد که برخی از آ ن ها معرفی و به شهروندان شناسانده شده است.مدیر آموزشگاه معرق زاهدان در این باره می گوید: شانه معرق کاری شده ای در شهر سوخته سیستان کشف شده است که نشانگر زایش نخستین جوانه های فکری این هنر اصیل و دیرپای ایرانی در سرزمین نیمروز (سیستان) است. «کیخواه آریا» می افزاید: پس از پیدا شدن این اثر در شهر سوخته سیستان در تاریخ پیدایش اولین معرق کاری ها تردیدهایی مطرح شداما در راستای پیشرفت و اعتلای این فرهنگ و هنر بومی قدم های مثبت و قابل ذکری برداشته نشده است. این استاد هنر می افزاید: سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی در گذشته در استان تراش داده می شد و هنرمندانی در این عرصه فعال بودند که امروزه به فراموشی سپرده شده اند هر چند برخی از صنایع هم مورد توجه و گسترش می باشد.«خمک دوزی» یکی دیگر از صنایع دستی زیبای استان می باشد که درخشش زیبای الیاف ظریف ابریشم در تار و پود پارچه های زیبای سیستان را به همت دستان پرتوان و ذوق بی کران مردمانش یادآور است و در حال حاضر فقط نمونه هایی از آن در موزه سیستان دیده می شود و اگر تلاش هایی برای رونق آن هم شده، ناچیز بوده و محسوس نیست.پارچه بافی و پتوبافی از دیگر صنایع دستی استان است که بیشتر در شمال استان رونق داشته اما در حال حاضر کمتر می توان نمونه های آن را یافت یکی از استادان مراکز تربیت معلم استان در این خصوص می گوید: این پارچه ها اغلب به رنگ قهوه ای و کرم و از پشم و پنبه تهیه می شده اند. «محمدزاده» می افزاید: در مسیر هنر پارچه بافی آن چه از هزاره های قبل از میلاد تاکنون مشخص و مشهود است خودکفایی مردم سیستان در تولید مواد اولیه صنایع مختلف به خصوص پارچه بافی بوده آن چنان که تا سده اخیر تمام مراحل تهیه و تولید پارچه توسط مردم و خانواده ها با استفاده از ابزارهای سنتی صورت می گرفته است این استاد هنر می افزاید: براساس اسناد تاریخی در زمان «لیث صفاری» پارچه مخصوص پوشش خانه کعبه در سیستان بافته و فرستاده می شده است.«سوزن دوزی» از دیگر صنایع دستی استان می باشد که مثل سفال کلپورگان توسط بانوان منطقه اجرا می شود و آن هم بیشتر به دلیل نیاز افراد دوام یافته است و بیشتر کارهای دست دوزی است که با مدد دستان توانا و فکر خلاق هنرمندان بر عرصه پارچه جاودان می شود. «سکه دوزی» به دلیل مصارف تزئینی و زینتی اش پس از سوزن دوزی جایگاه ویژه ای در صنایع دستی بلوچستان دارد. در این هنر از مواد اولیه مانند آینه های ریز و درشت، پولک، منجوق و مروارید، خرمهره، دکمه صدفی، نوار یراق، پارچه، سکه و صدف استفاده می شود. محصولات آن بیشتر در جشن ها، مراسم شادی و ازدواج مورد استفاده قرار می گیرد. از جمله: در تزئین لحاف وتشک عروس کاربرد دارد. علاوه بر این از آثار این رشته هنری به صورت دیوارکوب نیز بهره می گیرند. حتی نمونه هایی از سکه دوزی را برگردن شتر هم می اندازند.در حال حاضر در استان سیستان و بلوچستان صنایع دستی مثل سوزن دوزی، سکه دوزی و حصیربافی هنرهایی است که از نیاکان به ارث رسیده و با توجه به این که مورد نیاز مردم منطقه می باشد در حال حاضر کاربرد دارد وگرنه تلاشی از سوی نهادهای ذی ربط در این خصوص برای حفظ یا گسترش آن صورت نگرفته است در این استان صنایع دستی زیادی وجود دارد که فراموش شده اند و گاه مسئولان مربوطه از آن ها حتی اطلاعی هم ندارند یکی از صنایع دستی فراموش شده استان، «صنعت شیشه گری» شهرستان نیک شهر می باشد که در اصطلاح محلی به نام «منگلنیک» معروف است که نوعی النگوی شیشه ای است و در گذشته کاربرد طبی و زینتی داشته است این النگوها از خاک های اطراف دهستان «چاهان» در روستای خچت این شهرستان تهیه می شده است به این منظور کوره هایی در خاک ساخته می شده که برای تهیه این النگوها مورد استفاده قرار می گرفته است. تنها هنرمند فعال این صنعت «غلام قادر رئیسی» بود که مدتی قبل درگذشت.

«گزبافی» از دیگر صنایع دستی استان می باشد که به دلیل وفور درختان گز و بوته های وحشی از نوع گز انواع محصولات سبدبافی تهیه می شده که آن هم متاسفانه از بین رفته برخی افراد آن را برای رفع مشکل خود تهیه می کنند این وسیله ابزاری است که برای پختن نان استفاده می شود، که در اصطلاح محلی «لبندک» گفته می شود.دریاچه هامون که همراه و یاور همیشگی مردم سیستان و تکیه گاه اصلی این مردم بوده است در خشکسالی ۱۰ ساله اخیر هنر و صنعت «خولک بافی» یا حصیربافی را از مردم دریغ کرده که کم کم این رشته هنری رو به فراموشی رفته و «توتن»های تهیه شده از نی ها و خولک های هامون را فقط باید در موزه ها دید.نبود بازارچه های عرضه صنایع دستی استان از دیگر علل فراموشی صنایع دستی می باشد.

هر چند در سطح استان فروشگاه هایی برای عرضه صنایع دستی وجود دارد، تعداد آن ها بسیار محدود است و در مکان هایی خاص مثل هتل ها دایرند و در این فروشگاه ها فقط ۱۰ درصد صنایع دستی استان به فروش می رسد و بیشتر صنایع دستی سایر استان ها برای فروش عرضه می شود و برخی محصولات صنایع دستی را هم نمی توان در این فروشگاه ها پیدا کرد.

از آمار شاغلان این بخش و نحوه ارائه خدمات و حمایت های مالی و معنوی و بیمه به دلیل همکاری نکردن مسئولان میراث فرهنگی استان سیستان و بلوچستان اطلاعی در دست نیست.در خور اشاره است برای تهیه گزارش با معاونت صنایع دستی میراث فرهنگی تماس هایی برقرار شد پس از بازگشت از ماموریت به خارج استان هماهنگی برای ساعت ۸ صبح روز یک شنبه 89.10.19 انجام شد که خبرنگار در ساعت مقرر مراجعه کرد اما با در بسته روبه رو شد و پس از تماس تلفنی با آقای اوکاتی، معاون وی عذرخواهی کرد و به رئیس سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان ارجاع داد که پس از تماس های متعدد و مکرر در روز دوم پی گیری خبرنگار اعلام کردند که رئیس سازمان به مصاحبه با مطبوعات تمایل ندارد.

 

نظرات ()



چاه نیمه های سیستان ،مستعد گردشگری اما ناشناخته
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۸

 

 چاه نیمه های سیستان ،مستعد گردشگری اما ناشناخته

صفحه 06 ایران ، شماره سریال 17230 ، تاریخ انتشار 880117

علی اکبر راهدار

 

رهدار- حکیمی:چاه نیمه های دشت سیستان که ویژگی های منحصر به فردی دارد، یکی از مناطق مستعد گردشگری شرق کشور به شمار می رود اما با این وصف، به دلیل نبود امکانات کافی در این منطقه محروم، از این ظرفیت به نحو مطلوبی استفاده نمی شود به طوری که فرماندار زهک با اشاره به استقبال گردشگران از چاه نیمه های دشت سیستان گفت: چاه نیمه های سیستان و بلوچستان که از لحاظ ماهیت در نوع خود یک استثنا در کشور محسوب می شود بزرگ ترین مجتمع تفریحی شرق کشور به شمار می آید که هر سال و به ویژه در ایام نوروز، گردشگران زیادی را به سوی خود جذب می کند.در دشت سیستان و در حوالی شهرستان های زابل و زهک، ٣ گودال طبیعی وجود دارد و با پر آب شدن این گودال ها ٣ دریاچه طبیعی بزرگ به وجود می آید که در بیشتر مواقع سال ظرفیت زیادی هم دارد و بدین ترتیب این دریاچه های طبیعی که به چاه نیمه ها شهرت دارد به عنوان ذخیره آب دشت سیستان باعث رونق کشاورزی در این منطقه مستعد شده است که البته در کنار این ٣ چاه نیمه طبیعی، یک چاه نیمه مصنوعی که به چاه نیمه چهارم مشهور است در سال گذشته به بهره برداری رسید. این چاه نیمه ها که یکی از مناطق زیبا، بکر و جذاب شرق کشور محسوب می شود، از منابع اصلی تامین آب شرب زاهدان و آب شرب و کشاورزی منطقه سیستان شامل شهرستان های زابل، زهک و هیرمند به حساب می آید.در هر حال آب های فیروزه ای این مخازن بزرگ با تپه ها و درختچه های اطراف آن، مناظر دیدنی و چشم نوازی را به وجود آورده است که با کمی توجه و سرمایه گذاری، می تواند به یک منطقه بزرگ گردشگری در شرق کشور تبدیل شود. با این وجود، نبود امکانات مناسب از یک سو و معرفی نکردن این منطقه بکر و زیبا به گردشگران و به ویژه علاقه مندان به طبیعت از سوی دیگر، باعث شده است تا این دریاچه های طبیعی از لحاظ گردشگری توسعه پیدا نکنند به طوری که در حال حاضر بسیاری از مردم کشور، اطلاعات قابل توجهی از وجود این مخازن طبیعی آب در دشت سیستان ندارند و اغلب وقتی صحبت از چاه نیمه های زهک به میان می آید، وجود چند حلقه چاه پر آب در اذهان متصور می شود!این در حالی است که در سال های اخیر تلاش هایی نیز از سوی برخی سازمان ها برای سرمایه گذاری و استفاده از ظرفیت های این منطقه صورت گرفته اما این تلاش ها تاکنون کافی نبوده است و همچنان این چاه نیمه ها یک منطقه ناشناخته برای بسیاری از گردشگران محسوب می شود.با این وجود فرماندار شهرستان زهک از گسترش مجتمع پژوهشی، آموزشی، فرهنگی و تفریحی منطقه از ۶ هزار به ٩ هزار متر در کنار چاه نیمه های دشت سیستان در آینده نزدیک خبر داد و گفت: با کامل شدن این مجتمع، تحول عظیمی در این منطقه به وجود می آید.

«ضیایی» افزود: بزرگ ترین سد خاکی کشور با طول ١٩ کیلومتر که به چاه نیمه چهارم معروف است در سفر هیئت دولت به استان به بهره برداری رسید.وی تصریح کرد: مجتمع چاه نیمه با داشتن امکانات رفاهی مناسب، موزه تاریخ طبیعی استان، میدان های ورزشی، رصدخانه و آسمان نما، خارخانه های سنتی، پارک جنگلی، مزارع و باغ ها، نهالستان با تنوع گل های زینتی و دیدنی، باغ گیاهان دارویی، طرح های پژوهشی، باغ های انگور، پسته، خرما و مزارع پرورش شتر و شترمرغ که بسیاری از آن ها در حال حاضر به بهره برداری رسیده است می تواند شرایط مناسبی را برای آموزش، پژوهش و تفریح برای تمام ساکنان و همین طور مسافران و گردشگران فراهم کند.در کنار این ها قرار گرفتن ۴ سد استراتژیک دشت سیستان در این منطقه و تقریبا هم جوار با این مجتمع از دیگر توانمندی های این مجتمع فرهنگی و آموزشی و تفریحی است و در این میان، جریکه، کوهک، زهک و سیستان، سدهایی است که نقش حیاتی در منطقه سیستان دارد. «اسماعیل آسوده» یکی از بازدیدکنندگان این مجتمع گفت: روزانه تعداد زیادی خودرو وارد این مجتمع می شود که به نوعی خسارت هایی هم به آن مجتمع وارد می کند که نیاز است برای تامین بخشی از اعتبارات این مجموعه و گسترش آن از مسافران ورودی، مبالغی دریافت شود.«پودینه» یکی دیگر از شهروندان سیستانی که برای تفریح به همراه خانواده خود به این مجتمع آمده است گفت: برخی از شهروندان هنگام ورود به این مجتمع برای طبخ غذا و تهیه کباب، از درختان این مجتمع استفاده می کنند و با ایجاد آتش، خسارت هایی را به آن وارد می کنند بنابراین نیاز است از این کار ممانعت و برای تامین نیازهای مردم، مکان های خاصی در نظر گرفته شود.

یک کارشناس گردشگری نیز در این رابطه گفت: به منظور گسترش و رونق صنعت گردشگری نیاز است در این مجتمع مکان های رفاهی بیشتری احداث شود که ایجاد سایه بان یا آلاچیق در کنار ساحل آب های فیروزه ای و احداث هتل ها و رستوران ها در این منطقه، ضروری به نظر می رسد. «عبدالحسین محمدزاده نارویی» افزود: ایجاد بازارچه های متنوع و متفاوت در این مجموعه که بتواند صنایع دستی منطقه را برای معرفی فرهنگ و هنر منطقه به معرض نمایش بگذارد از دیگر نیازهای این مجتمع است.

یکی از استادان دانشگاه زاهدان نیز معتقد است: حضور بخش خصوصی در اداره این مجتمع به منظور تامین امکانات رفاهی با توجه به سیاست های دولت، می تواند تا حدود زیادی راهگشا باشد. «سعیدی مهر» افزود: بخش خصوصی با حضور خود در فعالیت های گردشگری، می تواند برخی آثار فرهنگی همچون آسیاب های بادی و خارخانه های سنتی را در معرض دید مردم بگذارد تا بدین شکل شاهد رونق صنعت گردشگری در این منطقه باشیم.

از سوی دیگر رودخانه هیرمند که پس از طی حدود ٧٠٠ کیلومتر در خاک افغانستان، وارد ایران می شود پس از گذر از سد کوهک، از شمال این مجموعه از وسط شهر زهک می گذرد و پس از طی حدود ١٩ کیلومتر بعد از سد «زهک» به سد سیستان می ریزد که در این میان می توان یک منطقه گردشگری بزرگ و زیبای دیگر را به طور مستقل از مجتمع چاه نیمه ها احداث کرد.رئیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری زهک، آثار باستانی شناسایی شده این شهرستان را ١۶٠ اثر اعلام کرد و گفت: در ٣ سال اخیر، ۶۵ اثر در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. «گنجعلی» افزود: زهک از معدود روستا هایی است که در ٣٠ سال اخیر از روستا به بخش، شهر و مرکز شهرستان ارتقا پیدا کرده است که این موضوع نشانگر ظرفیت و توانمندی این منطقه بوده و در این راستا نیاز است که همه مسئولان و مردم برای معرفی این منطقه گردشگری و حفاظت از آن تلاش کنند تا این منطقه مثل دهانه غلامان که تنها شهر کشف شده خشتی و گلی دوره هخامنشیان با قدمتی ٢ هزار و ۵٠٠ ساله است و شهرت جهانی دارد به گردشگران داخلی و خارجی معرفی شود تا بدین ترتیب به اقتصاد مردم منطقه، استان و کشور مساعدت شود.

 

 الگوی نادرست خانواده در مصرف دارو

صفحه 08 خانواده و سلامت ، شماره سریال 17230 ، تاریخ انتشار 880117

 

پدیده مصرف گرایی یکی از آفات امروز جامعه ایرانی است. به نظر می رسد خانواده ایرانی به تدریج مواردی چون قناعت، ساده زیستی و مناعت طبع را نادیده می گیرد و با ورود پدیده های وارداتی غربی اعم از پدیده های تکنولوژیکی یا فرهنگی، کم کم سنن و رسوم خود را به دست فراموشی می سپارد. هم اکنون کمتر رسم و سنتی را می توان در زندگی ایرانیان یافت که از هجوم مدرنیته، تجمل گرایی و تحول بنیان کن به دور مانده باشد. از خوراک و پوشاک گرفته تا شیوه زندگی و مراسم ازدواج و آداب و رسومی مانند سفره هفت سین و حتی دید و بازدید نوروز همه و همه دستخوش تغییر و تحولی جدی شده است که گاه هم سو با عقاید مذهبی و ارزش های جامعه ایرانی نیست و علاوه بر ایجاد شکاف در فرهنگ عمومی جامعه از اصل خود فاصله گرفته و به عاملی برای به زحمت افتادن اعضای خانواده تبدیل شده است.

پدیده مصرف گرایی در استفاده بیش از اندازه از دارو، منابع طبیعی و غذایی و اتلاف منابع طبیعی در تمامی ابعاد در جامعه ایرانی هویداست.

با توجه به نام گذاری سال جدید با عنوان «اصلاح الگوی مصرف» در کشور قصد داریم ابعاد مختلف این موضوع را بررسی کنیم. متاسفانه یکی از پدیده های ناگوار مصرف گرایی در استفاده بیش از اندازه دارو در کشور است. مصرف خودسرانه داروهای مسکن که بیش از چندین برابر استاندارد جهانی است و تجویز بی حد و اندازه دارو توسط برخی از پزشکان عمومی و متخصص، هم اکنون یکی از تهدیدات جدی است که سلامت جامعه را به خطر انداخته است.طبق آمارهای موجود ۵ تا ١٠ درصد داروها در کشور به طور خودسرانه مصرف می شود، در حالی که در دیگر کشورهای جهان این رقم ٢ تا ٣ درصد است.

به نظر می رسد ناآگاهی افراد جامعه نسبت به مصرف دارو و عوارض ناشی از آن مهم ترین علت مصرف بی رویه دارو باشد. به گفته دکتر واقفیمتخصص در امر دارو و به نقل از سلامت نیوز ، دارو مرز میان سم و غذاست و همان گونه که مصرف به جای دارو نجات بخش است، استعمال نابه جای آن می تواند صدمات جبران ناپذیری به فرد وارد کند. به گفته کارشناسان مصرف خودسرانه، بی رویه و بدون تجویز پزشک در جامعه علاوه بر ایجاد عوارض در فرد، هزینه های سنگینی را به نظام سلامت کشور وارد می کند.پیشتر وزارت بهداشت نسبت به مصرف بی رویه و بدون تجویز پزشک داروهای سرماخوردگی کودکان هشدار داده و از والدین خواسته بود نسبت به عوارض ناخواسته این داروها هوشیار باشند. به گفته کارشناسان، فرآورده های دارویی باید پس از معاینه دقیق کودک و با توجه به شرایط جسمی وی توسط پزشک تجویز شود و برای تنظیم مقدار داروی خورانده شده به کودک، باید از قاشق های مخصوص اندازه گیری دارو استفاده کرد. استفاده از قاشق های خانگی به دلیل استاندارد نبودن آن سلامت کودک را به شدت به خطر می اندازد. بنابراین داروهای کودکان علاوه بر این که باید توسط پزشک تجویز شود باید در نهایت دقت و حساسیت مصرف شود تا بهترین تاثیر را بر سلامت کودک بگذارد. هم چنین طی سالیان اخیر گرایش مردم به مصرف داروهای گیاهی افزایش یافته است و در چنین وضعیتی بسیاری افراد ناآگاهانه و با حدس و گمان و یا اطلاعات به دست آمده از اطرافیان خود، اقدام به خوددرمانی با داروهای گیاهی می کنند و دچار عوارض ناخواسته این داروها می شوند. متخصصان تاکید می کنند گیاهان دارویی به صورت دم کرده، جوشانده و... فقط باید از مکان های معتبر و مجاز تهیه و تحت نظر پزشک و داروساز مصرف شود.در همین راستا وزارت بهداشت اعلام کرد این وزارت خانه برنامه های گسترده ای برای اصلاح الگوی مصرف غیرمنطقی و بی رویه دارو دارد. رسول دیناروند گفت: در تمامی حوزه هایی که امکان سوءمصرف، مصرف غیرمنطقی، نابه جا و بی رویه دارو وجود دارد، اصلاحاتی صورت می گیرد.

به گفته دیناروند میانگین مصرف آنتی بیوتیک در کشور در مقایسه با کشورهای اروپایی بیش از حد نیاز است و در بسیاری موارد ضرورتی به تجویز و مصرف آنتی بیوتیک وجود ندارد و بیمار می تواند با استراحت و دیگر مراقبت های دارویی بهبود یابد. دیناروند در گفتگو با ایسنا یکی از دلایل مهم مصرف بیش از حد دارو در کشور را تجویز بی رویه دارو عنوان کرد و گفت: استفاده از دارو باید آخرین مرحله درمان بیماری باشد اما متاسفانه برخی پزشکان از همان ابتدا به تجویز دارو می اندیشند. به گفته وی هم اکنون مصرف آنتی بیوتیک در کشور به ٣ هزار میلیارد ریال در سال می رسد و حدود ١٣ درصد کل بازار دارویی کشور را تشکیل می دهد. هم چنین مصرف داروهای اعصاب و روان از نظر عددی بیشترین گروه دارویی را به خود اختصاص داده و این موضوع از جمله مباحث مهم در کشورهای در حال توسعه است.

 

 سنت های خوب اما فراموش شده

صفحه N04 سلامت (شمالی) ، شماره سریال 17230 ، تاریخ انتشار 880117

 

اغلب سنت های مردم ما خوب و پسندیده است. سنت هایی که ریشه در شرایط اجتماعی، فرهنگی و نیز مذهبمان دارد و طی سال های متمادی تکوین و تکامل یافته است. البته برخی از این سنت ها نیز با توجه به شرایط جامعه در دوره های گوناگون به مرور رنگ باخته است اما گاهی این رنگ باختن ها به قدری سریع اتفاق می افتد و عادت های جدید جایگزین می شود که گویی سنتی وجود نداشته است. از جمله این سنت ها می توان به حضور همه اعضای خانواده هنگام شام و ناهار در کنار سفره اشاره داشت.در گذشته ای نه چندان دور که تنها مرد نان آور خانواده بود و گرانی هم به شکل امروز وجود نداشت، مردان به کار بیرون از خانه اشتغال داشتند و زنان هم سرگرم امور خانه و بچه داری بودند، در نتیجه غروب نشده مردان به خانه باز می گشتند و در کنار اعضای خانواده دور هم بودند، به اتفاق به میهمانی می رفتند، با هم دور سفره می نشستند و ...اما تحولات چند دهه اخیر خواسته یا ناخواسته سبب بروز دگرگونی های بسیاری شده است. مردها با وجود این که ساعات زیادی کار می کنند حریف هزینه های زندگی نمی شوند، از این رو برخی زنان هم به کار بیرون از خانه روی آورده اند. آن ها به محض آن که پا به خانه می گذارند راهی آشپزخانه می شوند تا شامی تدارک ببینند.شرایط بچه ها بسیار ویژه است آن ها هم صبحانه خورده یا نخورده بی آن که روی پدر را ببینند راهی مدرسه می شوند ظهرها هم زمانی به خانه می رسند که مادر در خانه حضور ندارد یعنی غذای گرم برایشان مهیا نیست و شب ها هم مجبورند برای آن که صبح راحت تر از خواب برخیزند قبل از دیدار پدر به بستر بروند. تا صبح روز بعد این دور تسلسل تکرار شود.گویا چاره ای نیست. این نوع زندگی را خیلی ها برگزیده اند. به این ترتیب دیگر مجالی برای گفت و گو و ابراز احساسات باقی نمی ماند. فرصتی هم اگر حاصل شود پیرامون سر رسید اقساط و بدهی ها و شارژ ساختمان و ... است.البته اگر کمی واقع بینانه تر به خود و شرایطمان دقت کنیم متوجه می شویم که تقصیر خودمان است. انگار به عمد می خواهیم از زندگی لذت نبریم، آن قدر که کمیت و ظاهر زندگی برایمان اهمیت دارد از کیفیت آن غافلیم. روابط و مسئولیت هایمان در برابر یکدیگر را فراموش کرده ایم. آن قدر خسته و رنجوریم که توان محبت کردن نداریم، در حالی که محفل خانواده با محبت و حضوری پر نشاط، گرم و دلنشین می ماند.به راستی هر چه قدر هم که گرفتار باشیم و با تنگناهای اقتصادی دست و پنجه نرم کنیم باز هم می توانیم با برنامه ریزی درست و اصولی، شرایطی را برای بودن در کنار هم فراهم آوریم و کاری کنیم که حداقل هفته ای چند بار مجال نشست و برخاست صمیمانه اعضای خانواده فراهم شود. فراموش نکنیم که ما در برابر همدیگر مسئولیم اگر امروز عشق و محبت نکاریم فردا چه می خواهیم دور کنیم؟! ...

 

نظرات ()



رنگ درمانی
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۸

رنگ درمانی

رنگ درمانی از هنر باستانی استفاده از رنگ و نور برای درمان بیماری سرچشمه می گیرد. کاربران این رشته معتقدند که با تغییر رنگ هایی که ما را احاطه کرده اند می توان به سلامت و بهبودی دست یافت

رنگ درمانی از هنر باستانی استفاده از رنگ و نور برای درمان بیماری سرچشمه می گیرد کاربران این رشته معتقدند که با تغییر رنگ هایی که ما را احاطه کرده اند می توان به سلامت و بهبودی دست یافت.

نخستین شکل این نوع درمان با استفاده از جواهرات رنگی و نور خورشید انجام می گرفت. اما امروزه بسیاری از کاربران استفاده از رنگ را با دیگر درمان های تکمیلی همچون عطر درمانی، ماساژ، واکنش درمانی و یوگا آمیخته و شیوه های جدیدی برای این نوع درمان ابداع کرده اند.

● اصول رنگ درمانی


بدن انسان نور حاصل از طیف های رنگی را جذب می کند. هر رنگ دارای یک فرکانس، طول موج و انرژی است که با آن ترکیب شده است. رنگ هایی که ما جذب می کنیم قادرند بر سیستم عصبی، غدد و خصوصاً بر ترشح هورمون ها و ارگانیسم بدن انسان تأثیر بگذارند. این موضوع می تواند بر سلامت روحی روانی و فیزیکی نیز تأثیر بسزایی داشته باشد. علامت بیماری نشانه ای از کمبود و یا استفاده ناکافی از رنگ و نور در سلول ها و ارگان های بدن انسان است. ممکن است این موضوع به دلیل عواملی چون شیوه زندگی، محیط پیرامون، فشار روحی و یا افراط و تفریط در استفاده از فرکانس خاصی از رنگ در سیستم انرژی بدن باشد. این عدم تعادل می تواند با انتخاب درست فرکانس رنگ ها اصلاح شود.


● مشاوره در رنگ درمانی


ملاقات اولیه تقریباً ۲ ساعت به طول می انجامد. در این مدت کاربر سعی می کند به اطلاعاتی درباره فرد، پرونده پزشکی و وضع سلامت فیزیکی و روحی و روانی فرد دست یابد.
با این کار او قادر است فرکانس رنگ مورد نیاز شما را شناسایی کند. رنگ درمانی ممکن است شامل استفاده از تمرین های تنفسی، نور، کریستال، روسری ابریشم، یا آب رنگی باشد. از نور رنگی نیز می توان برای برخی اعضا و یا کل بدن استفاده کرد. رنگ اصلی معمولاً به همراه رنگ مکمل (مثلاً آبی یا نارنجی) تجویز می شود. از نورها ممکن است به صورت یکنواخت و یا موزون استفاده شود.

علاوه بر این ممکن است توصیه شود از رنگ مناسب در رژیم غذایی، لباسی که می پوشید و محیط پیرامون خود در منزل و یا محیط کار استفاده کنید.

● جایگاه رنگ درمانی

از رنگ به عنوان یک داروی معمولی برای درمان زردی نوزاد و همچنین به عنوان درمان مکمل برای افزایش قدرت سیستم ایمنی بدن و نیز ترمیم زخم های داخلی استفاده می شود.
این نوع از درمان را می توان برای شمار بسیاری از بیماری هایی که در اثر فشار روحی ایجاد می شوند نظیر بیماری کم خوابی، اضطراب، تنگی نفس، ناهنجاری های اخلاقی و غیره و نیز بعد از اعمال جراحی استفاده کرد. از رنگ برای افزایش قدرت یادگیری و خلاقیت نیز استفاده می شود.

 

 

 

● رنگ در زندگی

شما می توانید برای استفاده از اثرات مفید رنگ بر ذهن، روح و جسمتان از روش ساده ای استفاده کنید

▪ از لامپ های رنگی استفاده کنید

▪ به جای استفاده از نور فلورسنت و نئون از نور ملایم استفاده کنید.

▪ در زمستان برای کاهش بیمارگونگی این فصل از نور با طیف کامل استفاده کنید.

▪ نقاشی کنید

 ▪ رنگ وسایل اطراف خود مثل لباس، مبلمان، اتومبیل و اتاق خواب را با دقت انتخاب کنید.

▪ رنگ ها را در ذهن خود مجسم کنید.

● تنفس رنگ

تنفس رنگ نوعی تعمق و تجسم است که در آن خود را در حال استنشاق رنگ ها تصور می کنید. شما می توانید این کار را در حال قدم زدن و یا قبل از خواب در رختخواب انجام دهید.
● لباس و دکوراسیون

اغلب اوقات لباس هایی که می پوشیم حالت درونی ما را نشان می دهد. رنگ لباسی که می پوشیم می تواند نوع احساس ما را تغییر دهد. پوشیدن لباس های رنگ روشن با افسردگی، کمبود اعتماد به نفس یا خودباوری مقابله می کند، لباس هایی با رنگ های آرامش بخش بپوشید تا اضطراب و فشار روحی از شما دور شود.

 

 

 

● رژیم غذایی

یک روش ساده برای استفاده از رنگ انتخابی شما جای دادن آن در رژیم غذایی است. برای مثال اگر به رنگ زرد نیاز دارید موز و یا میوه های زرد، ذرت، کره، برنج زعفرانی و غذاهایی از این قبیل بخورید

رنگ ها و تاثیر آن بر سلامت روح و جسم  

  رنگ چیست ؟

 رنگ همچون کلامی گویاست برای بازگو کردن خلق و خوی مردم

v     ۱- رنگها جایگاه ویژه ای در زندگی انسان دارند . هرروز مارا احاطه می کنند و چنان با محیط اطراف ما عجین شده اند که تنها زمانی پی به وجودشان        می بریم که یکباره خود را نشان دهند برای مثال موقع خرید پیراهن ، موقع انتخاب کاغذ دیواری ، پشت چراغهای راهنمایی ، موقع تماشای گلهای چمنزار در تابستان ، برگ درختان در پاییز
طبیعی است که ما هرکدام رنگی دلخواه داریم و همین طور رنگهایی که زیاد نمی پسندیم . معلوم است که  رنگ پیراهن و  زینت آلات ، خانه و اتومبیل را از رنگهای مورد علاقه مان انتخاب می کنیم . این موضوع نشان  می دهد که هر رنگ احساس خاصی را در ما به وجود می آورد . رنگ نیرویی را در اختیار ما می گذارد که طبیعی و شفابخش است . در ابتدا شاید این امر غیر عادی به نظر رسد ولی واقعیت دارد . رنگ می تواند روح و روان انسان را شفا دهد و نشاط آور باشد .

البته در صورتی که یاد بگیریم دیدی آگاهانه نسبت به رنگ داشته باشیم و تا ثیر آنها را درک کنیم .

گوناگونی رنگها به اندازه روزهایی است که از عمر زمین می گذرد . رنگ بیانگر و بازتاب احساسات ماست به همان اندازه هم سمبلی معتبر و ارتباط محسوسی بازندگی مادارد رنگ چون طول موج دارد در حیطه علم نیز بررسی میشود با این حال مانند روان انسان غیر ملموس است

v     ۲- نیوتن اولین کسی بود که درباره ی ویژگی ماهیت نور تحقیقاتی کرد و آزمایشهای گوناگونی را انجام داد . تا توانست نور سفید مثلاً نور خورشید را با عبور از یک منشور به رنگهای دیگر تجزیه کند . موفقیت دیگر نیوتن این بود که ثابت کرد هرکدام از رنگها  طول موج مخصوصی دارند و نور خود را در سطح انرژی متفاوتی ساطع می کنند برای درک بهتر این موضوع می توان امواج دریا را پیش خود تصور کنید موج های بلند تر نیروی فوق العاده زیادی دارند یعنی امواج بلندتر انرژی جنبشی بیشتری نسبت به موجهای کوچکتر دارند . طبق این الگو سطح انرژی هر رنگ با رنگ دیگر فرق می کند . این کشف نیوتن سرآغاز پژوهشهایی درباره ماهیت رنگها ، چگونگی انتشار انرژی جنبشی و علت درخشندگی خیره کننده آنها بود
شاید در کودکی ساعت ها غرق نقاشی کردن می شدیم . دنیای اطراف را فراموش می کردیم و از رنگ کردن لذت می بردیم . نقاشی کردن در کودکی اولین تلاش ناخود آگاه ما برای استفاده از نیروی درمانی رنگها بوده است

رنگها بیانگر ناراحتیهای روحی و ذهنی هستند ، حالت هایی که جرات بیان آن را به دیگران نداریم رنگها به ما تعادل روحی می دهند و این چیزی جز سلامت روانی نیست .
رنگهای اصلی و فرعی :

  1. زرد ، آبی و قرمز رنگهای اصلی هستند .          
  2. رنگهای فرعی : سبز ، بنفش ، نارنجی ، زرد      
  3. مایل به سبز ، سبز مایل به آبی ، آبی مایل به   
  4. بنفش، بنفش مایل به قرمز ، قرمز مایل به         
  5. نارنجی ونارجی مایل زرد هستند که از ترکیب
  6.         رنگهای اصلی به وجود می آیند
  7.       رنگهای گرم و سرد

 
در چرخه رنگ اگر از زرد به بنفش خطی بکشیم رنگهایی که در طرف دست چپ این خط قرار دارند سرد هستند و در ساختن آنها آبی بکار برده شده است . رنگهایی که در طرف راست این خط قرار دارند گرم هستند و در ساختن آنها قرمز بکار برده شده است رنگهای گرم محرک هستند و باعث میشوند که اجسام جلو آمده و بزرگتر بنظر برسند رنگهای سرد باعث میشوند که اجسام عقب بروند و کوچکتر بنظر بیایند . این حرکت رنگها بسیار مهم است . مثلاً  برای بزرگ نشان دادن حیاطی میتوانیم گلهایی را که رنگهای سرد دارند عقب و گلهایی را که رنگهای گرم دارند جلو بکاریم . رنگهای سرد عقب میروند و رنگهای گرم جلو می آیند و این حرکت حیاط را بزرگتر نشان میدهد
رنگهای سرد باعث میشوند که اجسام عقب بروند و کوچکتر بنظر بیایند . این حرکت رنگها بسیار مهم است . مثلاً  برای بزرگ نشان دادن حیاطی میتوانیم گلهایی را که رنگهای سرد دارند عقب و گلهایی را که رنگهای گرم دارند جلو بکاریم . رنگهای سرد عقب میروند و رنگهای گرم جلو می آیند و این حرکت حیاط را بزرگتر نشان میدهد
رنگهای متضاد (مکمل) رنگهایی هستند که در چرخ رنگ روبروی یکدیگر قرار دارند مانند زرد و بنفش ، یا قرمز سبز یا آبی و نارنجی دو رنگ  متضاد اگر پهلوی هم قرار بگیرند ایجاد درخشندگی میکنند و شدت رنگی همدیگر را زیادتر میکنند .

تمرکز بر دایره رنگ ها :

:  بهترین حالت انجام دادن این تمرین قرار گرفتن با چشم بسته مقابل یک منبع نور قوی ، مثل یک نقطه نورانی است . در هوای آزاد تا جایی که برای چشمها ضرر ندارد در کمال  آرامش مقابل منبع نوری قراربگیرید ، نور براحتی از بین پلکها وارد چشم میشود . بعد از مدتی جلوی چشم نور قرمز خیره کننده ای می بینید . سعی کنید با اراده ،  رنگ  قرمز جلوی چشم را به رنگهای زرد ، سبز یا آبی تغییر دهید . یا برعکس ، قرمز را به بنفش ، آبی ، سبز و زرد تغییر دهید .

وقتی بر روی رنگهای گرمی چون قرمز ، نارنجی و زرد تمرکز کرده باشید ، پلکها براحتی از هم باز میشوند . اما با رنگهای سردی چون فیروزه ای ، آبی و بنفش احساس می کنید پلکها سنگین شده اند . این تمرین را با رنگهای دلخواه خود انجام دهید . رنگهایی که بر آنها تمرکز      می کنید باید خالص و شفاف باشند    تا تاثیر شان بیشتر شود و از رنگهایی که سیاه و سفید در آنها باشد استفاده نکنید .
در موقع انجام دادن تمرین راحت و منظم نفس بکشید و خیلی طبیعی باشید اگر تمرین تمرکز روی دایره رنگ را تنها دوبار در هفته و هر بار بمدت ده تا پانزده دقیقه انجام دهید ، خیلی زود بر افکارتان مسلط خواهید شد . به علاوه این تمرین کمکی است تا شما به سلامت روحی ، روانی و جسمی پایدار برسید .        
چگونگی انتخاب رنگ لباس و تاثیر آن بر روند درمان :

تمرکز بررنگها ، به ویژه در هنگام ابتلا به بیماری ، یا وقتی که قصد دارید عضوی از بدن را تقویت کنید ، توصیه می شود ، به عنوان مثال :

برای درمان افسردگی  و احساس تنهایی ، تمرکز بر رنگهای گرم ، نشاط آور خواهد بود . نارنجی به عنوان نقطه عطف گرمای طیف نور ، احساس گرمای شدیدی را در انسان پدید می آورد وقتی تصمیم می گیرید رنگ درمانی را انتخاب کنید ، باید به این نکته توجه داشته باشید که تطابق رنگ انتخابی با رنگ لباستان بر روند درمان تاثیر می گذارد .

رنگ لباس بخصوص لباسهای زیر تاثیر بسیار زیادی بر درمان دارد ، چون بدن در مقابل امواج رنگها مقاومت می کند و مدتی طولانی طول می کشد تا با آنها ارتباط برقرار کنیم ، پس پوشیدن لباس همرنگ با رنگ مورد آزمایش در تسریع ایجاد ارتباط مؤثر است .
رنگ هایی که برای لباس رو انتخاب می کنید ، به طور مستقیم و غیر مستقیم بر رفتار شما تاثیر می گذارد . از یک طرف بر رفتار شما و از طرف دیگر بر رفتار افرادیکه با آنها برخورد می کنید .

آنها مطابق با رنگی که لباستان دارد ، واکنش نشان می دهند . مثلاً همه می دانیم رنگ سیاه ناخواسته انسان را از محیط اطراف جدا می کند ، چون درخشش رنگ سیاه حاکی از انزوای مطلق است .

سیاه نمایانگر مرز مطلقی است که در فراسوی آن زندگی متوقف می شود .
به کسانی که در برقرار کردن ارتباط با دیگران مشکل دارند ،
توصیه می کنیم تون های  رنگ زرد را در لباسهایشان انتخاب کنند (بی دلیل نیست که رنگ زرد نماد اداره پست ، بزرگترین وسیله ارتباطی جامعه می باشدکسی که با لباس زرد از خانه خارج می شود همین رنگ زرد لباس امکان مصاحبت با دیگران را به او می دهد رنگهایی که در محیط زندگی و کار ما هستند نه فقط از راه دیدن بلکه به واسطه امواجی که از خود ساطع می کنند برما اثر می گذارد . این که صبح ها و شب ها اولین و آخرین نگاهمان به چه رنگی می افتد ، بسیار مهم است مثلاً
اگر موقع خواب به رنگ آبی نگاه کنیم امواج رنگ آبی اثر آرام بخشی برما می گذارد
آبی – نماد روان

رنگ آبی احساس سرما را در ما بوجود می آورد . از  نظر پزشکی این رنگ به مفهوم انقباض است ، بنا براین برای  درمان تب مؤثر است و اغلب در درمان التهاب های پوستی به  کار  می رود . فشارخون را می توان به کمک رنگ آبی پایین  آورد . هنگام بیماری و خستگی نیاز به این رنگ بیشتر می شود .   اگر گردش خونتان منظم است و قلبتان هم ضعیف نیست  می توانید در موقع سرما خوردگی با ملحفه ای آبی رنگ خود را بپوشانید همین طور پوشیدن لباس خواب آبی رنگ در پایین آوردن تب مفید است .
با این حال اگر بیشتر رنگ به کار رفته در نقاشی آبی باشد توصیه می شود اتاق خواب کسانی که دچار اختلالات خواب هستند به رنگ آبی باشد ، نور آبی روشن انسان را به خوابیدن ترغیب می کند و سیستم عصب را عمیقاً آرام می نماید ، این رنگ آمادگی مبارزه با سموم بدن را در ما بر می انگیزد . با کمک رنگ لاجوردی می توانید گرفتگی های ناگهانی عضله و اضظراب را برطرف کنید .

 نور آبی برای درمان رماتیسم (خاصیت خشک کردن) و سردرد (آرامش بخش بودن) ناراحتی های دوران بلوغ ، التهابهای پوستی و گرفتگی عضله مؤثر است . آبی رنگی که احساس رضایت را در انسان به وجود می آورد . ونشانه آن است که نقاش در حسرت داشتن آرامش و زیر فشار عصبی است . اگر در نقاشی تعادلی از رنگهای زرد و آبی باشد نشان از تعادل روحی و روانی نقاش دارد . آبی رنگ محافظه کاری ، موفقیت ، فداکاری ، تفکر و درون نگری است ، بنابراین آبی مشخصه افرادی است که با تلاش و کوشش به موفقیت می رسند . با دیگران روابط مناسبی دارند و به ندرت کاری را براساس تمایلات آنی خود انجام می دهند اما با دقت و مهارت آن را کنترل می کنند ، این افراد می توانند مدیران و ورزشکاران توانایی باشند
علاقه مندان رنگ آبی افراد معقولی هستند و زندگی خود را نمونه می دانند ، هرچند ممکن است این فرض درست نباشد .  تیپ های ابی افراد محتاط و با ثبات و غالباً قابل تحسین هستند و همه آنها به این خصایص خود کاملاً آگاهند .
عدم علاقه به رنگ آبی نشانه شورش ، احساس گناه و شکست و ناراحتی از پیشرفت های کسانی است که احتمالاً به اندازه آنها تلاش نکرده اند . در حقیقت دوست نداشتن رنگ آبی باعث تاسف است ، چراکه ممکن است نتیجه روان رنجوری یا حداقل غمی بزرگ باشد در صورت به کار بردن رنگ آبی با مکلمش ، نارنجی ، نشاطی آرامش بخش در فرد ایجاد می شود .

 

 

 رنگ قرمز در روان شناسی :

در روان شناسی رنگ قرمز به مفهوم اعتماد بنفس است ، از این رو در درمان ترس از این رنگ بهره می گیرند .

در رنگ درمانی برای به جریان انداختن مجدد انرژی ذخیره شده بدن و افزایش گرمای آن از رنگ قرمز استفاده می کنند .

رنگ قرمز به ویژه زمانی که با زرد مخلوط میشود ، بدن را گرم می کند و انرژی آنرا بالا می برد توجه داشته باشید رنگ قرمز بیش از هر چیز باعث تحریک سرخرگها می شود که سلامت و نشاط فراوانی به دنبال دارد و در درمان سستی ، بی حالی و افسردگی بسیار مؤثر است . با اینکه رنگ قرمز نشاط اور است ، اما افراد با نشاط و سرزنده از رنگ قرمز بیزارند رنگ قرمز در درمان بیماری های خونی بسیار مؤثر است .
مثلاً در درمان مسمومیت های خونی ، لباس های زیر بیمار باید برای مدت طولانی – تقریباً ۲ تا ۳ ماه رنگ قرمز خالص باشد و روزانه پانزده تا بیست دقیقه غرق تماشای رنگ قرمز خالص شود ، یا فکرش را روی رنگ قرمز متمرکز کند . «رونالد هانت» در کتابش به نامه «هفت کلید رنگ درمانی» این پرتو را انرژی ساز و پدر سر زندگی و نشاط قلمداد می کند .

گلبولهای قرمز خون آهن را جذب    می کند  و نمک از راه کلیه و پوست دفع می شود ،‌ از این رو قرمز مناسب ترین رنگ برای درمان کم خونی .و کمبود آهن بدن است . در موقعی که احساس کردید بدنتان کمبود انرژی دارد و یا ضعف جسمی دارید ، رنگ قرمز را در ذهنتان تصور کنید . بنا براین عقیده وی رنگ قرمز کریستال های نمک فریک را به آهن و نمک تجزیه می کند

به علاوه اگر تحت درمان بیماری خونی هستید تا آنجا که امکان دارد از مواد غذایی قرمز رنگ مثل تربچه ، آلبالو ، کلم قرمز ، لبو ، توت فرنگی یا تمشک استفاده کنید .
رنگ قرمزبه جابجایی مواد و هضم آنها کمک می کند از این رو درمان یبوست مؤثر است .

در خونریزی های شدید ، یا جراحت های خارجی همراه با خونریزی و کم خونی در زنان ، درمان بارنگ قرمز آهن خون را زیاد می کند علاوه بر آن در عادات ماهانه شدید و یا به تاخیر افتادن اختلالات گردش خون درمان بارنگ قرمز توصیه می شود .
  رنگ زرد در روان شناسی :

رنگ زرد بیشتر با روح و روان سر و کار دارد ، هم افراد عاقل و با هوش آن را انتخاب می کنند ، هم افراد عقب مانده ذهنی . سر و کار داشتن بارنگ زرد به ما کمک می کند تا به مجهولات و اختلالات وجودمان پی بریم .

نیروی شفابخش رنگ زرد ، بیانگر حالات زنانه این رنگ است  . رنگ زرد می تواند حالات زنانه را در ما تقویت کند.

تیپ زرد به نوآوری ، خلاقیت و حکمت علاقه مند است . این تیپ معمولاً درون نگر ، باریک بین و در برابر دنیا و افراد با استعداد آن ، معتقد به اصول است .
زرد در درمان افسردگی های عصبی به خوبی کارساز است و به عنوان درمان ضد افسردگی شناخته شده است . در درمان افسردگی با رنگ زرد معمولاً بدن واکنش های دفاعی چون سوزش چشم از خود بروز می دهد ، اما درست با همین تحریک چشم ، سیستم عصبی نیز تحریک می شود و به این طریق تمام بدن نیرویش را برای مقابله با افسردگی فرا می خواند ، چون رنگ زرد سیستم عصبی را نیز تحریک می کند ، این رنگ را «خوراک اعصاب »  نامیده اند . افراد پر جنب و جوش و عصبی که غده تیروئیدی  پرکاری دارند و دچار حمله های عصبی می شوند ، نباید به مدت طولانی در معرض  رنگ زرد باشند . رنگ زرد در کارهایی که تفکر و خلاقیت در آنها نقش دارد ، سودمند است ، از این رو توصیه می شود به میز تحریرتان رنگ زرد بزنید . رنگ زرد فشار خون را بالا می برد و ضعف معده و کلیه را بهبود می بخشد . اگر معده ای کم کار دارید برای تحریک آن می توانید بین پنجمین و ششمین دنده های قفسه سینه نور زرد بتابانید یا در موضع ، سنگ زرد بگذارید . رنگ زرد در درمان بیماریهای پوستی و شفاف کردن پوست نیز مؤثر است .  مبانی روانشناسی و جمع بندی کلی از  خصوصیات بعضی رنگها :

 خاکستری : گوشه گیری ، عدم فعالیت و بی تفاوتی آبی :  نیاز به آرامش کامل  و خشنودی خاطر و علاقه مند زیاد به دوستان و نزدیکان .سبز : پشت کار و استقامت ، قدرت اراده ، غرور و بلند پروازی قرمز : داشتن آرزوهای بسیار – شور و شوق زندگی – تهور و قدرت اراده زرد : پیشرفت بلامانع ، امید به حل مشکلات زندگی
بنفش : روحیه شاعرانه و رومانتیک ، دوستار هنر و زیبایی ، متکی بودن بر دیگران
قهوه ای : نیاز شدید به آسایش جسمی و روحی ، فعال ، علاقه بسیار زیاد به خانواده سیاه : بی علاقگی به زندگی ، نفی هرچیز ، بدبینی و ناباروری و لجاجت
آبی تیره (سرمه ای) : اندیشیدن درباره ی این رنگ از یک تاثیر آرامبخش در سیستم اعصاب مرکزی برخوردار است ، آبی تیره از عمق و کمال چشمگیری برخوردار است ، به ویژه مطلوب افرادی است که اضافه وزن دارند و نشانگر خشنودی و کامیابی است
 دیدگاههای مربوط به ماهیت رنگها را دانستیم ولی مهمترین دیدگاه این است که رنگ با دیگر پدیده های طبیعی تفاوت دارد و این جمله نشانگر پیچیدگی مفهوم رنگ است که هرکس بارنگ سرو کار دارد باید برای فهمیدن آن پا به دنیای رنگها بگذارد . با عقل نمی توان آن را حس کرد . هر چقدر هم که سعی کنید ، پیدا کردن جوابی روشن برای این سؤال که (رنگ چیست) مشکل خواهد بود .

 

نظرات ()



تربیت هنری
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۸

تربیت هنری

دیباچه

     هنر ، از الفاظی است که در طول زمان با معانی گوناگون همراه بوده است. در لغت نامه ی دهخدا به معنای علم ، معرفت ، دانش ، فضل و فضیلت، فرزانگی ، کمال کیاست و بالاخره به معنای فراست و زیرکی نیز آمده است.

     هنر، در اندیشه ی دینی ، درک یک حقیقت آرمانی است که در هنرمند ، دغدغه ی شدن را ایجاد می کند. هنرمند فاصله بین بودن و شدن را درک می کند و برای طی این فاصله به تلاشی عمیق می پردازد، تا چگونه شدن را متجلی سازد.

* جایگاه و نقش هنر در برنامه ی درسی دوره ابتدایی

      هنر یک از مواد درسی دوره ی ابتدایی است که در جدول درسی پایه های اول و دوم ابتدایی ، هفته ای دو ساعت و در پایه های سوم ، چهارم و پنجم یک هفته یک ساعت و یک هفته دو ساعت به آن اختصاص داده شده است.

      پژوهشگران معتقدند که هر فرد برای زندگی در جامعه یا به اصطلاح شهروند خوب بودن، باید باهوش باشد؛ زیرا هوش با توانایی حل مسائل و کارآیی درمحیط طبیعی و واقعی ، ارتباط فراوان دارد.

     در کتاب «چیستی ، چرایی و چگونگی آموزش عمومی هنر» آمده است که هوش ، قابلیت حل مسئله یا تولید وخلق یک محصول یا ساخت چیزی است که در یک فرهنگ ، ارزشمند شناخته شود.(گاردنر، 1982)

      در کتاب «هوش های چندگانه در کلاس درس» به نقل از گاردنر گفته شده که هوش دارای انواعی است که مرکز هر یک از آن ها در قشر خاکستری مغز شناخته شده است. انواع هوش که تاکنون شناخته شده اند، عبارتند از :

1- هوش کلامی (زبانی): توانایی کاربرد درست واژه ها و عبارت ها به صورت گفتاری و نوشتاری است. این هوش در شاعران ، نویسندگان ، وکلا و روزنامه نگاران، برجسته تر است.

2- هوش منطقی – ریاضی: توانایی استفاده ی درست از اعداد و ارقام و بیان استدلال منطقی و درست در طبقه بندی ، استنباط ، تعمیم ، محاسبه ، آزمون و فرضیه است. این هوش در علمای منطق ، دانشمندان علوم تجربی و ریاضی دانان، برجسته تر است.

3- هوش فضایی- مکانی : توانایی تفکر در قالب شکل ها و الگوهاست و مستلزم شناسایی رنگ ، خط ، شکل فضا و رابطه ای است که میان این عوامل وجود دارد. به علاوه ، توانایی تجسم و بازنمایی این عوامل است. این هوش در نقاشان ، معماران، خلبانان ، دریانوردان و جراحان برجسته تر است.

4- هوش حرکتی – جسمانی: توانایی بهره گیری از کل یا بخش هایی از بدن برای بیان افکار و احساسات است و مهارت های فیزیکی خاص از قبیل تعادل ، هماهنگی ، چالاکی، قدرت، انعطاف پذیری ، سرعت و هم چنین قابلیت های لمسی را شامل می شود این هوش در ورزشکاران ، هنرپیشگان و جراحان برجسته تر است.

5- هوش موسیقایی: ظرفیت تفکر در حیطه ی موسیقی نظیر حساسیت نسبت به صداها و ضرب آهنگ های محیط زندگی ، درک الگوهای موسیقایی ، تشخیص اصوات و ساختن موسیقی است. این نوع هوش در موسیقی دانان و نوازندگان بیشتر دیده می شود.

6- هوش درون فردی: شناخت دقیق فرد از خویشتن ، علایق ، تمایلات ، ضعف ها و قوت ها ، حالات درونی ، قدرت خویشتن داری ، انضباط فردی و عزت نفس خود است.

7- هوش میان فردی (اجتماعی): توانایی درک احساسات و حالات روحی دیگران که مستلزم حالات چهره ، صداها ،‌ایما و اشارات است و به برقراری ارتباط با دیگران کمک می کند.  این نوع هوش در معلمان ، درمانگران ، فروشندگان و سیاستمداران برجسته تر است.

8- هوش طبیعت گرا: مهارت در شناخت و طبقه بندی گونه های مختلف – گیاهان و جانوران و محیط فردی یا سایر پدیده ها مثل تشکیل ابرها و کوه ها و توانایی تشخیص دادن موجودات زنده از غیر زنده است. این هوش در زیست شناسان برجسته تر است.

9- هوش وجودگرا: توجه انسان به مسائل زندگی غایی، کیستی انسان ،‌ معنای زندگی، معنای مرگ ، سرنوشت نهایی انسان و جهان مادی و معنوی است. این مباحث را بیشتر افراد مذهبی یا فلاسفه بررسی می کنند.

     بخشی از هوش ، جنبه ی زیستی و وراثتی دارد؛ بخشی از آن اکتسابی است و به تجربیات والدین و مربیان ، زمان و مکان تولد، پرورش فردی و اوضاع محیط وابسته است. همه ی افراد از همه ی مقوله های هوشی بهره مندند. اگر فرد از آموزش ، تشویق و استغنای محیطی کافی برخوردار باشد، قادر خواهد بود هر یک از مقوله های هوشی خود را تا سطح بالایی از عملکرد، توسعه دهد. مقوله های هوشی از طریق شرکت در فعالیت های فرهنگی ارزشمند، به تحرک واداشته می شوند و توسعه می یابند. انواع هوش به تنهایی یا در ترکیب با هوش های دیگر می توانند در حوزه های هنر ، به کار گرفته شوند و از آن ها برای تولید یا فهم آثار هنری استفاده شود.

     درس هنر دوره ی ابتدایی با «ارتباط با طبیعت » شروع می شود و سپس به رشته های نقاشی ، کاردستی ، تربیت شنوایی ، قصه و نماش می پردازد. دانش آموزان در کنار این رشته ها با میراث فرهنگی نیز آشنا می شوند.

          مطالعات مختلف نشان می دهد که فعالیت های هنری ، مهارت کلامی کودکان را وسعت می بخشند، قدرت بیان غیر کلامی آن ها را پرورش می دهند، بر صبر و تحمل و سعه ی صدر آن ها می افزایند و آنان را به نظم و انضباط و تمیزی پای بند می کنند.

     فعالیت های هنری ، قلب و ذهن را پرورش می دهند ، قدرت یادگیری ، شناخت و تجارب مفید خود را در کنار هم قرار دهند، سازمان دهی کنند و به فهم و درک کامل تری نائل آیند. فعالیت های هنری زمینه ی مناسبی برای تجربه ی موفق در فرایند کار هستند. از این رو ، فرد با آگاهی از توانایی های خود ، به اعتماد به نفس بیشتری دست می یابد و این نیز می تواند زمینه ی تلاش بیشتر و موفقیت در امور دیگر را فراهم آورد. این ها کارکردها و نقش های اولیه ی فعالیت های هنری هستند که در صورت بها دادن به درس هنر و اجرای برنامه در ساعت مختص به آن اتفاق می افتند.

      بنابراین ، می توان گفت که هنر ظرفیت های فراوانی را برای رشد مهارت های فرایندی دانش آموزان در اختیار معلم قرار می دهد. معلم با طراحی آموزشی مناسب برای ساعت درس هنر ، می تواند از قابلیت های مختلف این درس بهره گیرد.

      شاید بتوان گفت که هنر به عنوان یک فرا برنامه ی درسی ، توان آن را دارد که محور ساماندهی آموزش در دوره ی ابتدایی باشد ؛ زیرا همه ی معلمان این دوره برای درس های مختلف از هنرهایی مثل نقاشی ، کاردستی ، شعر و سرود ، قصه ، نمایش و ... استفاده می کنند. البته این ها کارکردها و نقش های ثانویه ی هنر است که در سایه ی بها دادن به برنامه ی درسی هنر و فعال کردن این برنامه در ساعت مربوط به آن ، اتفاق خواهد افتاد.

       در دوره ابتدایی ، فقط یک معلم آموزش همه ی درس ها را برعهده دارد. پس لازم است که او توانایی آموزش دادن همه ی درس ها را داشته باشد و آموزش مفاهیم و مهارت های درس های مختلف را در طول سال تحصیلی به گونه ای سامان دهد که دانش آموزان نگرش ها و تجربه های مورد نیاز برای زندگی را به دست آورند.

 

 

 

 

* آشنایی با برنامه ی درسی هنر دوره ی ابتدایی 

رویکرد برنامه ی درسی هنر

     رویکرد برنامه ی درسی هنر «تربیت هنری » است. انجام دادن فعالیت های هنری در فضایی که کودکان ، آزادانه تخیل و اندیشه کنند ، حواسشان تقویت شود ، ظرفیت های نهفته ی هوش و تفکرشان پرورش یابد، عواطف و احساساتشان توسعه یابد و استعداد و خلاقیت هایشان شکوفا شود، به «تربیت هنری» منجر می شود.

     جروم هاپس من، تربیت هنری را ناظر بر حواس مختلف ، رشد تجارب حسی و لمسی ، حساسیت و برخورد عمیق با جلوه های بصری هنری و نقادی هنرمندانه می داند. در واقع از نظر وی تربیت هنری شامل آموزش حواس ، رشد تجارب بصری، آفرینش و فهم اشکال نمادین بصری و نیز رشد آگاهانه ی تصورات بصری در نقاشی ، مجسمه سازی ، هنرهای تزیینی وآموزش در زمینه های کاربرد و اعمال قضاوت نقادانه ی تجارب بصری است.    

     «تربیت هنری» باید طوری برنامه ریزی و اجرا شود که با گذشت زمان ، دانش آموزان مستقل شوند و وابستگی آن ها به معلمان و نهادهای آموزشی کاهش یابد. دانش آموزان باید بتوانند خود ، فرایند فعالیت هنری را طی کرده و محصول هنری مورد نظر را تولید کنند. توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان و سطح رشد هر یک از آنان،یکی از ویژگی های تربیت هنری است که شیوه ی برخورد با دانش آموزان را تبیین می کند.

      آن چه در مباحث مربوط به تربیت هنری نیز مطرح می شود ،‌ایجاد شرایط لازم برای رشد خلاقیت و تخیل کودکان و آشنا کردن آن ها با شیوه های بیانی و ابراز هنرمندانه ، طراحی و اجرای هنری ، کسب آگاهی از هنر و تاریخ و قدردانی از هنرمندان و آثار هنری و ارزشمند شمردن آن هاست.

    دانش آموزان باید یاد بگیرند که چگونه ببینند ، بشنوند ، ارتباط برقرار سازند و به سوی تولید محصول هنری حرکت کنند. آن ها می آموزند که چگونه محیط می تواند به احساس و عمل آن ها شکل دهد و چگونه با فعالیتی منظم و هدفمند می توانند قابلیت های وجودی خود را برای بیان هنری رشد دهند.

    «تربیت هنری» را به پنج موضوع کلی می توان تفکیک کرد که عبارت اند از :

 1- زیبا شناسی 2- ارتباط با طبیعت 3- آشنایی با تاریخ هنر 4- تولید محصول هنری 5- نقد هنری

    این مباحث ، مهم ترین عناصر آموزش هنر از دوره ی ابتدایی تا دانشگاه هستند و بنابر سطح آموزش و متناسب با سنین آموزشی ، باید مطرح شوند.

1- زیباشناسی : از آن جا که هنر مبتنی بر شناخت زیبایی و آفرینش زیبایی است ، خلاقیت ،‌ ابداع و آفرینش یک اثر زیبای هنری ، جز با شناخت مفهوم جمال و زیباشناسی میسر نمی شود.به تعبیری ، مفهوم تربیت هنری که به هنر خلاق مربوط می شود می تواند به فرایند رشد تیزبینی سرعت ببخشد و حساسیت فرد را نسبت به زیبایی افزایش دهد. زیبایی ها ،‌ چه آن ها که در نمایشگاه طبیعت اند و چه آن ها که محصول فکر و ذوق انسان اند ، از دیدگاه اسلام محبوب و مطلوب اند و همه ، مستند به خدا هستند. پس ، از اولین قدم ،‌ آشنا کردن کودکان با زیبایی های محسوس موجود در طبیعت باعث تقویت حس زیباشناسی و زیبادوستی در آن ها می شود و آن ها را از زشتی ها دور می کند.

2- ارتباط با طبیعت: طبیعت با همه ی اجزاء و در همه ی نشانه هایش زیباست، طبیعت برای همه زیباست. کودک ، جوان و پیر ، روستایی و شهری ، عالم و هنرمند و ... همه و همه ، طبیعت را دوست دارند و آن را در نهایت کمال ، می شناسند.

     آمیختگی با طبیعت و تاثیر پذیری از آن ، در زندگی و آثار انسان هویداست. ساخته های بشری از آغاز تاکنون از طبیعت الهام گرفته اند. انسان با دقت در محیط پیرامون خود ، به نکات و ظرایفی دست یافته و توانسته است به اختراعات و ابداعات تازه ای دست یابد. پس ، توجه به طبیعت و دقت در مشاهده ی آن و دیدن آن چه در اطراف ماست، بر یادگیری و تجربه های ما تاثیر بسیار مهمی دارد.

      شناخت پدیده های طبیعی و پرورش حساسیت حواس ، زمینه ی مناسبی را برای فعالیت هنر ایجاد می کند و ایجاد حساسیت و شناخت در ذهن کودکان ، زمینه های رشد و خلاقیت را فراهم می آورد. و باعث لطافت بیشتر روحیه ی آنان می شود.

3- آشنایی با تاریخ هنر: در جریان تربیت هنری ، کودکان با فرهنگ و هنر ایرانی آشنا می شوند. آن ها آثار هنری و تاریخی و نیز آداب و رسوم و سنت های پسندیده ی کشور خود را در قالب آشنایی با میراث فرهنگی و هنری ایران می شناسند. میراث فرهنگی که گنجینه ای از دانش ها ، مهارت ها ،‌ فنون ، عواطف ، زیبایی ها و هنرهاست، می تواند ما را آموزش دهد، الهام بخش اندیشه و کار هنری ما و آیندگان مان باشد و نیز ، به ما در رسیدن به ایده ها و آثار جدید علمی و هنری کمک کند.

4- تولید محصول هنری : کودکان تخیلات (دنیای خیال) خود را با استفاده از ابزار و مواد گوناگون به صورت اثر هنری ارائه می کنند. آن ها در فرایند فعالیت هنری، راه های مناسب تری را کشف می کنند و علاوه بر عرضه محصولی تازه ، به بیان هنری نیز دست می یابند، بدین ترتیب، بین ابزار ، اشیا ، تفکرات ، احساسات و تخیلات خود ارتباطی تازه برقرار می سازند و به پدیده ها و اشیای پیرامون خود ، نگاهی متفاوت پیدا می کنند. این گونه است که کودک با انواع صورت ها خیالی دیداری ، شنیداری و ... خیال پردازی می کند و با ابتکار خود ، به ابداع و خلق آثار تازه ای دست می زند. بنابراین ، به منظور ایجاد فرصت برای بروز خلاقیت در کودکان ، باید آن ها را در یافتن راه مناسب بیان هنری آزاد گذاشت و از دادن الگوها ، نقش ها ، رنگ ها و حرکتهای از پیش تعیین شده ، اجتناب کرد.

5- نقد هنری: در پایان هر فعالیت هنری لازم است کودکان را تشویق کنیم که در باره ی فعالیت و اثر هنری خود توضیح دهند و دانش آموزان دیگر نیز آن چه را می بینند ، بیان کنند، به این ترتیب ، مقدمات آشنایی با نقد و تجزیه و تحلیل هنری فراهم می شود. توصیف موضوع و داستان کار عملی و نیز شیوه ی اجرای آن توسط دانش آموز، مهم ترین بخش از وارد شدن به حوزه ی نقد هنری است. البته مسئله ی مهم این است که بیش از هر چیز ، نکته های مثبت و پسندیده ی فعالیت ها و آثار هنری دانش آموزان مورد تشویق قرار گیرد.

اصول برنامه ی درسی هنر

1- برخورداری درس هنر از جایگاهی مستقل و تعریف شده

2- جامعیت محتوایی

3- انعطاف پذیری

4- کودک محوری

5- پرورش خلاقیت

6- تلفیق رشته های هنری

7- یادگیری مشارکتی

8- پویایی و استمرار

1- برخورداری درس هنر از جایگاهی مستقل و تعریف شده

      درس هنر ، در ردیف هفتم  جدول مواد درسی دوره ی ابتدایی قرار گرفته است. به این اعتبار، در پایه های اول و دوم ، هفته ای دو ساعت و در پایه های سوم ، چهارم و پنجم ، در یک هفته دو ساعت و در یک هفته ،‌یک ساعت به درس هنر اختصاص دارد. در این دو ساعت، برنامه ی درسی هنر در کلاس ها اجرا می شود. 

     معلم به تناسب شرایط کلاس و مدرسه ی خود ، برنامه این دو ساعت را تنظیم می کند اما از آن جا که فعالیت هنری باعص شادی ونشاط بچه ها می شود و آن ها را برای یادگیری درس های دیگر آماده می کند ، توصیه می شود که این درس ، در دو روز مجزا و در ساعت دوم قرار گیرد، به جز برای فعالیت هایی که طولانی است و به دو ساعت پشت سر هم نیاز دارد.

2- جامعیت محتوایی

          درس هنر از تنوع رشته های هنری برخوردار است . در این درس ، رشته های نقاشی ، کاردستی ، تربیت شنوایی ، قصه ونمایش درکنار هم قرار گرفته اند.این رشته ها علاوه بر داشتن عناصر مشترکی چون زیبایی ، هر یک مبانی ، زبان و کارکردهای ویژه ی خود را دارند.

3- انعطاف پذیری

       محتوای درس هنر ، در رشته های مختلف طراحی شده است. نگاهی به گذشته ی تاریخی ایران اسلامی ، وسعت جغرافیایی و تنوع قومی و فرهنگی  آن نشان می دهد که هنرهای بومی متعدد و متنوعی در مناطق مختلف وجود دارد. معلم ها ، دانش آموزان ، کلاس های درس و مدرسه ها نیز در همه جا یکسان نیستند.

      در درس هنر ، بخش هایی به عنوان فعالیت های یادگیری تنظیم شده است. اجرای مو به موی همه ی فعالیت ها در هیچ جا اجباری نیست. معلم ، امکانات ، وسایل ، ابزار و مواد در دسترس ، خواسته ها و توانایی های دانش آموزان و فضای کلاس و مدرسه را می شناسد. پس با نگاهی دقیق به تعدد و تنوع رشته ها ، فعالیت های یادگیری ، کارکردها و نقش اولیه ی فعالیت های هنری ،‌با در نظر داشتن رویکرد برنامه ، حفظ اصول و برای رسیدن به اهداف آن ، طراحی آموزشی هر جلسه ی درس خود را انجام می دهد. دانش آموزان در انتخاب موضوع فعالیت ،‌ وسایل ، ابزار و مواد ،‌چگونگی طی فرایند فعالیت هنری ، محل نشستن ، انتخاب شریک و ... نسبتاً آزاد هستند و در قبال این ازادی ،‌مسئول انجام دادن به موقع فعالیت هایش است.

4- کودک محوری

      دانش آموزان به طور فطری فعال و جست و جو گرند. برنامه درسی هنر بر «فعالیت دانش آموزان » تمرکز دارد. معلم شرایطی را فراهم می آورد تا دانش آموزان توانایی های حسی – حرکتی و قدرت تخیل و تفکر خود را طی فرایند فعالیت و ارائه ی یک محصول هنری بیان کنند و ارتقا بخشند. معلم با دقت در گفت و گوهای خود با دانش آموزان و مشاهده ی رفتار آنان در کلاس ،‌از علایق ، تمایلات و تجربه هایشان آگاه می شود و در می یابد که هر یک از آنان ، چگونه مفاهیم را یاد می گیرند و مهارت ها را کسب می کنند ، در نتیجه ،‌او خواهد توانست برای هر جلسه ی درس هنر برنامه ای روشن و واضح ،‌ متناسب با دانش آموزان خود طراحی و اجرا کند ؛ به طوری که آنان قادر به انجام دادن آن باشند و احساس آزادی و حق انتخاب خود را در آن تجربه کنند.

5- پرورش خلاقیت

        هر انسانی به طور نسبی قادر به انجام دادن کاری خلاق است. خلاقیت را «تولید یک ایده یا محصولی نو» تعریف  کرده اند.چیزی که تاکنون از نظر فرد پنهان بوده ، ولی با اشراف بر قوانین هستی ، آن را کشف کرده است. عناصر خلاقیت نیز دو گونه اند ؛ برخی از آن ها ژنتیکی و برخی اکتسابی یا محیطی و اجتماعی اند.  به طور کلی فضایی که کودکان در آن خلاقیت خود را بروز می دهند و میزان خلاقیتی که از خود نشان می دهند، به آموزش ، تجربه و سطح پرورش فکری و جسمی آن ها بستگی دارد. همه ی کودکان از انواع هوش برخوردارند. هوش همراه با آموزش مناسب و کسب تجربه ،‌مهارت های لازم برای خلاق بودن را در اختیار آنان قرار می دهد. «بزرگ ترین کمک معلم در پرورش خلاقیت دانش آموزان ، کمک به آن ها برای یافتن عوامل موثر بر خلاقیت و گسترش آن هاست. این عوامل عبارت اند از : «توانایی های فردی ف کسب مهارت های انجام دادن کار ، انگیزه درونی ، تفکر خلاق و فضای شاد.» (ترزا آمابلی ، 1377)

6- تلفیق رشته های هنری

       در برنامه درسی هنر ،‌ رشته های مختلفی مانند نقاشی ،‌کاردستی ،‌ تربیت شنوایی ،‌ قصه و نمایش ،‌آشنایی با میراث فرهنگی و ... طراحی شده است. وجود این رشته های متعدد برای برقراری ارتباط حسی و عاطفی با طبیعت و محیط ، درک زیبایی ها و الهام گرفتن از آن ها ، پرورش هوش های چند گانه وتوسعه ی تفکر ، ضرورتی اجتناب ناپذیر است.در طبیعت ، رنگ ها  ، شکل ها ، صداها ، حجم ها ،‌ اندازه ها و ... آن چنان با هماهنگی و نظمی زیبا در هم آمیخته اند که آن ها را جدا از هم نمی توان درک کرد. درکلاس هنر نیز مجموعه ای از فعالیت های هنری به گونه ای طراحی می شوند که یک دیگر را تکمیل کنند و در کنار هم زیباتر ، لذت بخش تر ، موثرتر و با معناتر جلوه کنند.برای مثال ، بچه ها پس از گوش دادن به یک قصه در باره ی عناصر آن ، اوج و پایان قصه گفت و گو می کنند. سپس خود را به جای قهرمانان قصه قرار می دهند و حرکات و صدهای آن ها را تقلید می کنند.در باره ی قسمتی از قصه که جذاب تر بوده و توجه آن ها را جلی کرده است. نقاشی می کشند و کاردستی درست می کنند. اگر کسی درمورد قسمتی از قصه ، شعری می داند ، آن را می خواند و بچه های دیگر با دست زدن او را همراهی می کنند. در پایان هر بخش هم ، بچه ها کارهای یک دیگر را می بینند و در باره ی کار خود برای دیگران توضیح می دهند و به توضیحات دیگران در مورد کار خود گوش می دهند.

7- یادگیری مشارکتی

      دانش آموزان از طریق مشارکت فعال در تجربه های هنری ، با حوزه های مفهومی و مهارتی بسیاری مواجه و آشنا می شوند و آن ها را یاد می گیرند. برای جلب مشارکت دانش آموزان ، باید علاقه ،‌ استعداد و نیازهای آنان را در نظر گرفت و به آن ها مسئولیت داد تا در برنامه ریزی ساعت درس هنر سهیم باشند و اجرای برنامه ها و حتی طرح مقررات و اجرای نظم کلاسی را برعهده گیرند.

      در مورد فعالیت های گروهی لازم است آزادی و حق انتخاب شریک ، برای دانش آموزان محترم شمرده شود. تشکیل گروه و تعیین موضوع فعالیت برعهده ی گروه است و معلم بر مشارکت فعال همه ی اعضای گروه نظارت کلی می کند. لازم است گروه یک نماینده داشته باشد که اثر تولید شده را ارائه کند و چگونگی تهیه ی آن را گزارش دهد. پس از تولید اثر هنری نیز بچه ها در گروه های بزرگ یا کوچک به مشاهده ، بررسی وتوصیف آثار بپردازند وهر کس ، علاوه بر اینکه کار خود را برای دیگران توضیح می دهد ، در باره ی کاری که دوستش انجام داده است ، اظهار نظر کند.

8- پویایی و استمرار

     اصل انعطاف پذیری به عنوان عامل درونی بر پویایی و استمرار برنامه درسی موثر است. تحولات ، نوآوری های هنری و فناوری های نوین در روش های تولید هنری ، نیز در گذر زمان به عنوان عوامل بیرونی بر این برنامه تاثیر می گذارند. مجموعه ی این عوامل بازنگری در برنامه توسط برنامه ریزان و روز آمد شدن آن را به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل می کند.

اهداف برنامه ی درسی هنر    

     اهداف این برنامه درسی ، هم سطح با اهداف بخش فرهنگی و هنری ، در سه حوزه ی دانش ، مهارت و نگرش تدوین شده اند اما از آن جا که هیچ مهارتی بدون دانش و آگاهی ایجاد نمی شود و هیچ فعالیتی بدون انگیزه و خواست انجام نمی پذیرد، تفکیک کامل این سه حوزه نیز امکان پذیر نیست. تفکیک صوری این حوزه ها از یک دیگر فقط برای سهولت طراحی قسمت های دیگر برنامه انجام شده است.

 

 

اهداف حوزه ی دانش

1- آشنایی با طبیعت به عنوان منبع الهام آفرینش های هنری

2- آشنایی با رشته های هنری (نقاشی ، کاردستی ، تربیت شنوایی ، قصه گویی و نمایش)

3- آشنایی مقدماتی با ابزار و مواد هر یک از رشته های هنری

4- آشنایی با میراث فرهنگی و هنری

اهداف حوزه ی مهارت

1- توسعه ی مهارت های حسی

2- توسعه ی مهارت های گفتاری

3-توسعه ی مهارت های حرکتی برای کاربرد مواد ، ابزار و فنون ساده ی هنری

4- توسعه ی قابلیت ها ی تفکر

5- توانایی بیان افکار و احساسات در قالب های هنری

6- توسعه ی مهارت های اجتماعی

اهداف حوزه ی نگرشی

1- توجه به زیبایی ها و پرورش حس زیباشناسی

2- تمایل به ابراز افکار و احساسات

3- توجه به توانایی های خود و کسب اعتماد به نفس

4- علاقه به کاوشگری و کسب تجربه در رشته های مختلف هنری

5- توجه به حفظ آثار هنری و میراث فرهنگی

6- تمایل به برقراری ارتباط و مشارکت در فعالیت های گروهی

توصیه هایی به معلمان برای اجرای هرچه بهتر برنامه در کلاس

1- باید همیشه آماده باشید که در کلاس هنر با هر کار جدید ، عجیب و غیر قابل تصوری روبرو شوید؛ خلاقیت کودکان محدوده ای ندارد. در اغلب موارد ، اجازه ی فعالیت آزاد هنری را به دانش آموزان بدهید و در عین حال ، به رویکرد و اهداف برنامه توجه داشته باشید.

2- درک هنری، از تجربه های هنری ناشی می شود. بررسی اثار کودکان ، گفت و گو در باره ی آن ها ، نمایش دادن آثار هنری مختلف درکلاس و اجرای فعالیت های هنری با هدایت و رهبری شما به عنوان معلمی هوشیار ، به شکل گیری دانش ونگرش لازم برای درک آثار هنری در کودکان کمک می کند. در تربیت هنری ، معلم به دانش آموزان کمک می کند تا شیوه های حل مسئله را بیابند اما هرگز جواب را ارائه نمی دهد.

3- اگر بعضی از دانش آموزان به برنامه ی خاصی علاقه نشان نمی دهند، نباید اصرار داشته باشید که حتماً آن فعالیت را انجام دهند بلکه زمینه ی انجام دادن فعالیت های دیگری را فراهم آورید تا دانش آموزان احساس موفقیت کند و شاد و با نشاط باشد و اشتیاق به انجام دادن فعالیت های بعدی، در او ایجاد شود.

4- تنظیم وقت برای اجرای فعالیت های هنری مسئله مهمی است . هیچ گاه دانش آموزان نباید احساس کنند ک به شتاب وا داشته شده اند. برای صرفه جویی در وقت ، توزیع، جمع آوری و نگه داری وسایل ، جمع آوری و نمایش کارها ، نظم و نظافت کلاس را بر عهده ی دانش آموزان بگذارید تا بتوانید زمان مورد نیاز برای کارها را تنظیم کنید و بدانید که در هر حال، مدیریت کلاس و کنترل فضای کلاس بر عهده ی معلم است. برای اجرای بعضی از فعالیتها که طولانی است، دو ساعت هنر را پشت سر هم در یک روز قرار دهید.

5- در شروع کلاس، فضای مناسبی را برای گفت و گو ایجاد کنید تا دانش آموزان ایده های خود را مطرح کنند و در باره ی آن چه از برنامه فهمیده اند ، به گفت و گو بپردازند. اگر همه ی مباحث را شرح دهید و مثال یا پیشنهاد را جایگزین توصیف مسئله کنید، خلاقیت دانش آموزان را از بین می برید.

6- با استفاده از منابع مختلف ، مانند گردش در طبیعت مشاهده ی نمونه های طبیعی در کلاس ، بازدید از موزه ها و نمایشگاه ها و کارگاه های هنری ، نمایش عکس و اسلاید و فیلم، شناخت دانش آموزان را از هر موضوع کامل کنید ودید آن ها را نسبت به برنامه وسعت دهید. در هر فرصت ارزش فعالیت های منحصر به فرد هنری را به دانش آموزان گوشزد کنید تا آن ها با استفاده از تخیل و ذهن خود، از وابستگی به طرح های لیشه ای و قراردادی و تکراری و یکنواخت رها شوند و با تکیه بر استعداد و خلاقیت خود ، اعتماد به نفس پیدا کنند.

7- در کار گروهی دو نفری یا چند نفری، ایجاد ارتباط دوستانه در دست یابی به نتیجه ی بهتر تاثیر چشم گیری دارد. گروه بندی دانش آموزان را با نظر خودشان انجام دهید. کارهای گروهی را پس از گذشت مدتی از آغاز سال تحصیلی ، شروع کنید. بچه ها درکار گروهی به نقش دیگران پی می برند و همکاری و هماهنگی

 

نظرات ()



قرآن وهنر
نویسنده: علی اکبر رهدار - ۱۳٩٠/۸/۸

فصل اول

دانستنیهاى قرآن

مقدمه

اولین  گردآورنده قرآن

گردآوری قرآن درزمان پیامبر(ص)

جمع آوری قرآن بعدازرحلت پیامبر(ص )

حافظان قرآن

قرآن رابه چه خطی می نوشتند ؟

علامت گذاری حروف قرآن

نقطه  گذاری قرآن

سوره های مکی ومدنی

سوره های مکی دارای چه نشانه هایی هستند؟

خصوصیات سوره های مدنی

قراء سبعه (قاریان هفتگانه )

کتاب های آسمانی درقرآن

پیامبرانی که نامشان درقرآن ذکرشده است

بعضی از زنان باایمانی که در قران به نام آنها اشاره شده است

بعضی اززنان بی ایمانی که درقرآن به آنهااشاره شده است

نام بعضی از مردان ستمگر وطاغوت هاکه درقرآن ازآنها نام برده شده است

رنگها درقرآن

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

قرآن و هنر

پیدایش خط عربى

نگارش قرآن در مراحل تکاملى خود

خواندن قرآن با آواز خوش

آهنگ سوره‏هاى قرآن

نظم آهنگ واژگانى قرآن

سبک زیباى خاص قرآن‏

 

 

 

 

 

مقدمه

قرآن کریم برای هدایت انسانهابه صراط مستقیم نازل شده است .واگربه دستورات آن عمل شود ،تمام نیازمندی های مادی ومعنوی ،دنیوی وآخروی انسان برآورده خواهدشد .کمال انسانی درگروعمل به احکام نورانی قرآن است وشناخت قرآن میسر نمی شود مگرآنکه انسان معارف بلندومتعالی آنراازسرچشمه های حقیقی «عترت »یعنی اهل بیت (ع ) کسب نماید.زیرا امامان معصوم (ع) بعد از رسول خدا (ص) کسانی هستند که پیامبر به فرمان خداوند به آنان مقام «وصایت » وجانشینی داده است .چنان که در حدیث «ثقلین » رسول گرامی اسلام (ص) فرمودند :

« انی تارک فیکم الثقلین  کتاب الله وعترتی لن یفترقا حتی یرداعلی الحوض  »

ترجمه :من دوچیز گرانبها وگرانقدر درمیان شما باقی می گذارم ،کتاب خدا (قرآن ) وعترتم (امامان علیهم السلام ) آن دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا (درقیامت ) نزد حوض  (کوثر)  برمن واردشوند.

دراین برهه اززمان که دشمنان اسلام وقرآن بااستفاده ازابزارها ووسایل گوناگون  ودرقالب ابزارهای مختلف هنری تهاجم وسیعی رادربعدفرهنگی پی ریزی نموده اند ضرورت پناه بردن به دژمحکم اسلام یعنی قرآن وعترت وبهره مندی ازچشمه های زلال معارف الهی که از قله های بلند آن سرازیراست آشکارتر می گردد.اولین گامهای آشنایی با این ودیعه الهی شناخت اجمالی باآن است .

 

 

 

 

اولین  گردآورنده قرآن

اولین گردآورنده قرآن  علی (ع) بود.ایشان  به شفارش پیامبر(ص) به جمع آوری وتدوین ونوشتن قرآن کریم پرداخت نقل شده است که علی (ع)هنگامی که پیامبرازدنیا رحلت کردند،فرمودند:«سوگندیادکرده ام که رداءبرنگیرم جزبرای نمازجمعه تاآنگاه که قرآن راجمع آوری نمایم ودرنتیجه موفق به جمع آوری قرآن شدم.»

گردآوری قرآن درزمان پیامبر(ص)

قرآن  مجیددرطول مدت 23سال برپیامبرفرستاده شد.اولین آیاتی که برپیامبرنازل شد ،ازآیه 1تا5سوره علق بود.بدنبال آن به تدریج وکم کم آیات وسوره های قرآن به       وسیله ی جبرئیل برپیامبرخوانده می شدوپیامبر(ص) آیاتی راکه جبرئیل می آوردبرای مردم مسلمان می خواند،وآنها آیات قرآن راحفظ می کردندوعده ای هم ازطرف پیامبرماموربودندتاآیات نازل شده رابنویسند.کسانی که آیات قرآن رابه دستورپیامبر می نوشتند کم نبودند.آنهابیش از45نفربودند،که حضرت علی (ع) سرپرست آنان بود.به این عده   «کاتبان وحی »می گفتند،یعنی نویسندگان وحی .معرفترین نویسندگان وحی عبارتنداز:

1-علی بن ابی طالب (ع)

2-معاذابن جبل

3-زیدابن ثابت

4-ابی ابن کعب

5-ابوزیدثابت بن نعمان

 

جمع آوری قرآن بعدازرحلت پیامبر(ص )                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                               

کاتبان وحی که بیش از چهل نفربودند آیاتی راکه  برپیامبر نازل می شد می نوشتندوبه  دستورایشان درجایی که می فرمود قرارمی دادند.یکی ازکتاب وحی « زیدابن ثابت»  نام داشت که ازطرف ابوبکرمامورشدکه قرآن رابه طورکامل جمع آوری کند.درزمان عثمان نیز قرآن به صورت امروزی جمع آوری شد .دراین زمان چون عده ی زیادی ازمردم کشورهای غیرعرب مسلمان شده بودندوبعضی ازآنهادرخواندن وتلفظ کلمات بامشکل روبرو می شدند،عثمان دستوردادشورایی مرکب ازدوازده نفرازقریش وانصاربا نظارت « زیدابن ثابت » به جمع آوری قرآن بپردازند،ومجددا قرآن راباکمال دقت بنویسند.قرآن هایی که امروز ما مسلمانان دردسترس داریم وازآن استفاده می کنیم  ازروی نسخه قرآن  عثمان گرفته شده است .یک نسخه قدیمی ازآن قرآن درکتابخانه ملی پاریس درکشور فرانسه وجوددارد.قرآن درسه دوره گردآوری شده است :

1-زمان پیامبر (ص)                                                                                                                                                2- دوره ی ابوبکر                                                                                                                                            3- دوره ی عثمان

حافظان قرآن

پیامبر اسلام (ص) به حفظ قرآن بسیاراهمیت می دادندومسلمانان رابه این کارتشویق می نمودند.حفظ قرآن چه ازنظرحفظ وچه ازنظرعمل به آیات  همواره موردتوجه رسول گرامی اسلام بوده ومومنین رابه آن ترغیب می فرمودند.به همین دلیل حافظان قرآن ،یعنی کسانی که همه  قرآن راازحفظ داشتند درزمان پیامبر (ص) بسیارزیادبود.اسامی  تعدادی ازحافظان  قرآن درزمان  پیامبر (ص) عبارت است از :

الف) حافظان مهاجر :

علی (ع) ،ابوبکر ،عمر ،عثمان ، طلحه  بن عبید الله  ،سعد بن ابی وقاص  ،عبدالله بن  عباس  ،عبدالله بن عمر  ، عمر بن عاص  ، ابوموسی  اشعری

 

ب) حافظان  انصار :

ابی  بن کعب ، معاذ بن جبل  ، زید بن ثابت  ،سعد بن  عبید ، انس بن مالک  ، عبادة بن  صامت  ، ابو ایوب ،  ابو الدرداء

حافظان مشهور عصر نبوی

علی  ابن ابی طالب (ع)  -  ابی  ابن کعب  - ابوالدرداء – زیدابن ثابت  - عبدالله ابن مسعود –    عثمان  وابوموسی اشعری درشمار حافظان مشهور روزگار رسول خدا (ص) قرارداشتند .

      قرآن رابه چه خطی می نوشتند ؟        

     درصدراسلام قرآن رابه خط کوفی می نوشتند .این خط نقطه وعلامت گذاری نداشت .تااین که درسال 310هجری قمری شخصی به نام « ابوعلی محمدابن علی ابن  حسین مقله » خط نسخ رابه وجود آورد.وچون نوشتن آن ساده تروبهتر بود،بجای خط کوفی مورداستفاده قرارگرفت.

علامت گذاری حروف قرآن                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                              قرآن هایی که برای اولین بارنوشته شد،دارای نقطه وعلامت  گذاری  نبود.اولین کسی که تمام آیات قرآن راحرکت گذاری کرد «ابواسود  دوئلی  »  شاگردامام علی (ع)  بودوامام علی (ع) علم صرف ونحورابه او آموخت . گفته شده که علی (ع) شنید که قاری قرآن ،آیات رابه صورت غیر صحیح قرائت می کند.این موضوع امام (ع) راناراحت کرد.«ابو اسود   دوئلی  » رافراخواندوبه او پیشنهاد فرمود که قاعده ونمونه ومقیاسی  برای درست خواندن  قرآن وضع کند .وفرمولها ونکات اصلی ر  ا دراین  باره ، امام (ع) به او آموزش داد.

نقطه  گذاری قرآن

می دانیم که بعضی ازحروف دارای نقطه هستند مثل حرف های  : ب ،ت ،ث ،ج ،ق   و...گفته شده است  نقطه گذاری  بوسیله ابواسود دوئلی  درزمان

«عبدالملک مروان  » درنیمه اول هجری انجام گرفت .وبعضی گفته اند بوسیله  ی  « نصر ابن عاصم لیثی بصری » و« یحیی ابن یعمرعدوانی  بصری » قاضی خراسان که از شاگردان ابواسود دوئلی بودند ، انجام یافت وسپس ابوحاتم سجستانی نحوی وقاری ایرانی علامت  (                            )  راوضع کرد.

سوره های مکی ومدنی

آیات قرآن درطول مدت 23سال یعنی 13سال درمکه و10سال درمدینه به تدریج به وسیله جبرئیل برپیامبر نازل شده است .به سوره هایی که درمکه نازل شده اند سوره های مکی وبه سوره هایی که درمدینه نازل شده اند سوره های مدنی می گویند.

تعداد سوره های مکی 86وسوره های مدنی 28تامی باشدکه درمجموع 114سوره ی قرآن راتشکیل می دهند.

سوره های مکی دارای چه نشانه هایی هستند؟

سوره های مکی ازبعضی جهات باسوره های مدنی تفاوت دارند.خصوصیات سوره های مکی عبارتنداز:

1-هرسوره ای که درآن آیه سجده وجود داردمکی است .

2-هرسوره ای که درآن لفظ «کلا »بکاررفته است مکی است .

3-هرسوره ای که درآن «یاایهاالناس »آمده و«یا ایها الذین  آمنوا» دیده نمی شودمکی است به جز سوره حج که درآخرآن آمده است .

4-هرسوره ای که درآن داستان  زندگی پیامبر آمده ،مکی است  جز سوره ی بقره .

5-هرسوره ای که باحروف مقطعه ازقبیل «الم » و«الر»وامثال آن آغاز می شودمکی است جز دوسوره ی بقره وآل عمران.

 

خصوصیات سوره های مدنی

1-سوره هایی که درآن احکام وحدودوفرائض وواجبات ،حقوق وقوانین مدنی واجتماعی آمده  ، مدنی  است.

2-هرسوره ای که درآن ازمنافقین یادشده مدنی است .به جزسوره عنکبوت که مکی است ولی 11آیه آغازآن مدنی است .

3-هرسوره ای که درآن فرمان جهادواحکام دیده می شود مدنی است .

قراء سبعه (قاریان هفتگانه )

بعدازرسول گرامی اسلام (ص) صحابه وسپس تابعین معلم قرآن بودند.آنها قرائت خودرامستقیما ازرسول خدا(ص) ویا ائمه ی معصومین (ع) آموخته بودند. «قراءسبعه » بین سالهای 50تا190هجری درمیان مسلمانان تعلیم  قرائت قرآن رابرعهده داشتند.    قراءسبعه عبارتند از:

1-نافع                    2  - ابن کثیر                   3- ابوعمرو                              4- عاصم                  5  - حمزه                    6  - کسائی                          7  - ابن عامر

اسامی قرآن: کتاب،مبین،قرآن،کریم،نور،فرقان،شفاء،مبارک،هادی،بشیر،زبور،ذکر،علم،حبل،بلاغ،بشری

تعدادسوره ها: 114سوره                                                                                                                 تعدادسوره های مکی : 86 سوره                                                                             تعدادسوره های مد نی :28سوره                                                                                                                                                                                                                                                     تعدادآیه :   6236آیه                                                                                                                    تعدادجزء: 30جزء                                                                                                                                   تعدادحزب: 120حزب

بزرگ ترین سوره ی قرآن: سوره ی بقره                                                                                                                                                                                                    کوچکترین سوره قرآن: سوره ی کوثر

قلب قرآن : سوره ی یاسین                                                                                                                                                                                                                                             عروس  قرآن :سوره ی الرحمن

اولین سوره ی قرآن: سوره ی حمد                                                                                                                                                                                                                                 آخرین سوره ی قرآن: سوره ی ناس

اولین کلمه ی قرآن که برپیامبرنازل شد: ( اقرء)                                                                                                                                                                          کلمه وسط قرآن: (ولیتلطف)

اولین وآخرین  سوره ی قرآن که برپیامبر نازل شد:اولین سوره علق                                                                                           آخرین سوره نصر

اولین آیه  که برپیامبرنازل شد : آیه اول سوره علق (  اقرء باسم ربک الذی خلق)

آخرین آیه که برپیامبرنارل شد: آیه 281سوره بقره (واتقوایوماترجعون فیه الی الله ثم توفی کل نفس ماکسبت وهم لایظلمون )

سوره ای ازقرآن که دوبسم الله الرحمن الرحیم دارد:                                                 سوره ی نمل

سوره ازقرآن که بسم الله الرحمن الرحیم ندارد:                                                                             سوره ی توبه

بیشترین سوره ها درکدام جزء قرآن قراردارد؟                                                                                        درجزء سی ام قرآن

کتاب های آسمانی درقرآن:

1- صحف  ابراهیم (ع)         سوره اعلی آیه 19                                                                                                                                                                                                                                                        2- صحف  موسی (ع)          سوره نجم آیه 36

3- تورات  موسی (ع)          سوره آل عمران آیه     3                                                                                                                                                                                                                           4     - زبور  داوود(ع)              سوره آل عمران آیه 184

5- انجیل  عیسی (ع)            سوره آل عمران آیه 3

پیامبرانی که نامشان درقرآن ذکرشده است:                      1-آدم 2 – ادریس  3- نوح  4- هود  5- صالح  6- ابراهیم  7- اسماعیل  8- اسحاق  9- لوط  10- یعقوب              11- یوسف 12 - ایوب 13 - شعیب 14 – موسی            15  - هارون   16- اسماعیل صادق الوعد  17- الیاس 18- ذوالکفل 19- داوود 20- سلیمان 21- عزیز                              22        - یونس 23- زکریا  24- یحیی 25- عیسی 26- یسع              27   - حضرت محمد (ص) 

بعضی از زنان باایمانی که در قران به نام آنها اشاره شده است.

1-حضرت فاطمه (س) – کوثر                                                                       2-آسیه همسر فرعون ،که به خداایمان داشت.                                                                        3  -همسر عمران- مادرحضرت مریم (س)

4-همسر حضرت ابراهیم (ع)                                                                   5-مادر حضرت موسی(ع)

بعضی اززنان بی ایمانی که درقرآن به آنهااشاره شده است:

همسر حضرت نوح (ع)                                                                                                 همسر حضرت لوط(ع)                                                                                                                                                   همسر ابی لهب

نام بعضی از مردان ستمگر وطاغوت هاکه درقرآن ازآنها نام برده شده است.

فرعون :   ظالم وستمگروگردنکش درزمان حضرت موسی (ع)

قارون:     ثروتمند خودخواه ومتکبرکه به اراده ی خداخودوثروتش درزمین فرورفت.

جالوت:    ستمگروظالمی که بالشکرطالوت درگیرشدوبه دست حضرت داوودکشته شد.

هامان:     وزیروپیشکارفرعون که گرفتارعذاب الهی شد.

ابولهب:   عموی پیامبر(ص)که ازدشمنان اسلام بود.

رنگها درقرآن

1-ابیض :سفید                                                                              2- احوی : سیاه متمایل به سبز                                                                              3 -اخضر  :سبز                                                                                                            4- اسود:سیاه                             

    5- حمر  :سرخ                                                                          6- صفراء :زرد                                                                                                                       7- فاقع  : زردسیر                                                                                                      8- مد هامتان  : سبز سیه فام

فصل دوم

قرآن و هنر

پیدایش خط عربى

نگارش قرآن در مراحل تکاملى خود

خواندن قرآن با آواز خوش

آهنگ سوره‏هاى قرآن

نظم آهنگ واژگانى قرآن

سبک زیباى خاص قرآن‏

 

 

 

 

 

یدایش خط عربى

اثرى به دست نیامده است که بر آشنایى عرب حجاز به کتابت و خط در گذشته‏دور دلالت داشته باشد. آنان اندکى پیش از ظهور اسلام با خط و کتابت آشنا شدند.

علت آن که کتابت و خط در میان عرب حجاز رایج نبوده، زندگى بدوى آنان‏بوده است. آنان همواره در حال کوچ کردن و رفت و آمد و یا جنگ و غارت به سر مى‏برده‏اند. این قبیل اشتغالات، آنان را از تفکر درباره صنایع و از جمله کتابت که ازصنایع مدنیت و شهر نشینى است، باز مى‏داشت. جز برخى از آنان که به منظور تجارت به شام و عراق سفر مى‏کردند، رفته رفته تحت تاثیر مردم متمدن آن مناطق‏قرار گرفتند و متخلق به اخلاق آنان شدند، و خط و کتابت را به عاریت از آنان‏گرفتند. از این‏رو با خط نبطى و یا سریانى آشنا شدند، و این دو نوع خط تا پس ازفتوحات اسلامى در عرب باقى و معروف بود.

از خط نبطى خط نسخ به وجود آمد که امروز نیز شناخته شده و باقى است و ازخط سریانى خط کوفى پیدا شد که خط حیرى نامیده مى‏شد. یعنى به «حیره» که‏شهرى قدیمى و عربى در مجاورت کوفه است، منسوب بود، زیرا تغییر و تحول درخط سریانى در حیره رخ داد و پس از بناى کوفه و انتقال تمدن عرب به این شهر، اسم آن به خط کوفى تغییر کرد. این خط، زمانى طولانى میان عرب معروف ومتداول بود.

خط نبطى را که به خط نسخ تبدیل شد، عرب‏ها در اثناى سفر تجارت خود به‏شام، از «حوران» آموختند. اما خط حیرى و یا کوفى را از عراق گرفتند. عرب‏ها هردو خط را نخست در نامه‏ها و نوشته‏هاى عادى و سپس در نوشته‏هاى مهم، مانندقرآن و حدیث‏به کار گرفتند.

یک دلیل بر آن که خط کوفى تحول یافته خط سریانى است، آن که عرب به جاى «کتاب» مى‏نوشتند «کتب» بدون الف، و نیز به جاى «رحمان» مى‏نوشتند «رحمن».این از ویژگى‏هاى خط سریانى است که الف ممدود را در اثناى کلمات، نمى‏آورند.

موقع ظهور اسلام خط و کتابت میان عرب حجاز رایج نبود. تنها معدودى کمتراز بیست نفر با خط و نوشتن آشنا بودند. پیامبر صلى الله علیه و آله آنان را براى کتابت وحى‏استخدام کرد و مسلمانان را به آموختن خط و کتابت تشویق نمود. و روز به روز، تعداد کسانى که کتابت را مى‏آموختند، رو به فزونى نهاد.

دو خط نسخ و کوفى میان مسلمانان باقى مانده و رواج یافت. مسلمانان نسبت‏به دگرگونى و تحسین و تزیین آن دو خط کوشیدند، تا آن که ابن مقله، در آغاز قرن‏چهارم هجرى، در زیبایى خط نسخ کوشید و خط نسخ را به حد اعلاى کمال خود به گونه‏اى که هم اکنون متداول است، رسانید.

با گذشت زمان خط کوفى  بر خلاف خط نسخ سیر قهقرایى داشت.این خط حدود دوقرن رواج داشت. سپس از میان رفت و از آن پس مصحف‏ها با خط زیباى‏نسخ نوشته مى‏شد.

نگارش قرآن در مراحل تکاملى خود                  

   قرآن از صدر اسلام، به خصوص از ناحیه کتابت و زیبایى خط، با گذشت زمان سیرتکاملى داشته است. خطاطان بزرگ، در زیبایى قرآن و تکمیل خط آن، سهم‏به سزایى داشته‏اند. نخستین کسى که در راه تکمیل کتابت مصحف و زیبایى خط آن‏قدم برداشت، خالد بن ابى الهیاج از اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بود که در حدودسال صدم هجرى در گذشته است. او به خوشنویسى و داشتن خط زیبا معروف بود.

گفته‏اند که سعد، مولا و حاجب ولید، وى را براى کتابت مصحف و شعر و اخبار دردربار ولید بن عبد الملک (96 - 86) استخدام کرد. او کسى است که پس از تجدید بناو توسعه مسجد نبوى در مدینه، به دست عمر بن عبد العزیز، سوره شمس را باطلا برمحراب آن مسجد نوشت. این تجدید بنا به سال 90 هجرى پایان یافت.

عمر بن عبد العزیز از خالد خواست که مصحفى با همین خط براى او بنویسد واو مصحفى را با زیبایى تمام نوشت. عمر بن عبد العزیز آن را پذیرفت و بر او آفرین‏گفت. اما خالد مبلغ زیادى را براى انجام این کار مى‏خواست، که عمر از پرداخت آن‏خود دارى کرده و مصحف را به او پس داد.         محمد بن اسحاق (ابن الندیم) مى‏گوید: «مصحفى را به خط خالد بن ابى الهیاج ازاصحاب على علیه السلام دیدم. این مصحف در مجموعه خطوط تاریخى محمد بن الحسین‏معروف به ابن ابى بعره بود که پس از او به عبد الله بن حانى رسید».   خطاطان تا اواخر قرن سوم هجرى مصحف‏ها را با خط کوفى مى‏نوشتند. از این‏پس، در اوایل قرن چهارم، خط زیباى نسخ جاى خط کوفى را گرفت. اولین مصحف به خط نسخ، به دست‏خطاط معروف محمد بن على بن الحسین بن‏مقله (328 - 272) نوشته شد. گفته شده است: وى اولین کسى است که به خط ثلث‏و نسخ نوشت. او که در علم هندسه تخصص داشت، با رسم حروف هندسى و بنانهادن قواعد و اصول آن، خط عربى اسلامى را تغییر داد و بدان زیبایى بخشید.

این کار منحصر به اوست و تا کنون در میان امت اسلامى خطاطى با این مهارت‏یافت نشده است. تعدادى از مخطوطات تاریخى، مانند مصحف موجود در موزه‏هرات در افغانستان منسوب به اوست و گفته‏اند که او دو بار قرآن را نوشت.

خط نسخ عربى در قرن هفتم هجرى، به دست‏یاقوت بن عبد الله‏موصلى (متوفاى 689) به حد اعلاى کمال خود رسید. او با خط زیباى خود هفت‏مصحف نوشت. این مصحف‏ها با انواع خطوط نوشته شده بود و پیشواى دیگر نویسندگان قرار گرفت. کلیه مصحف‏ها تا قرن یازدهم هجرى بر شیوه خط یاقوت‏نوشته مى‏شد. در اول قرن دوازدهم ترک‏هاى عثمانى، به خصوص پس از فتح مصربه دست‏سلطان سلیم، خط عربى اسلامى را مورد توجه قرار دادند و به دست‏خطاطان فارسى که در امپراتورى عثمانى خدمت مى‏کردند در پیش برد و تکمیل‏این خط کوشیدند. سلطان سلیم تمام خطاطان، نقاشان و هنرمندان را در پایتخت‏خود گرد آورد. اینان انواع جدیدى از خطوط عربى، مانند خط رقعى، خط دیوانى، خط طغرایى و خط اسلامبولى را پدید آوردند، که هم چنان در نوشته‏ها متداول‏است.

برخى از خطاطان عثمانى که شهرت بسیار یافتند عبارتند از: حافظ‏عثمان (متوفاى 1110) و سید   عبد الله افندى (متوفاى 1144) و استادراسم (متوفاى 1169) و ابوبکر ممتاز بک مصطفى افندى، که خط رقعى را اختراع‏کرد. این خط از سهل‏ترین و ساده‏ترین خطوط عربى است. او قواعد این خط راوضع نمود و اولین بار با این خط کتابت کرد. ابوبکر ممتاز بک در زمان سلطان‏عبد المجید خان و به سال 1280 هجرى این خط را عرضه کرد.

چاپ مصحف‏ها نیز مانند کتابت آن، در دوره‏هاى مختلف رو به کمال داشته‏است. نخستین بار در حدود سال 950 هجرى مطابق 1543 میلادى، قرآن دربندقیه به چاپ رسید. ولى پس از چاپ، مقامات کلیسا به معدوم کردن آن دستور دادند. پس از آن در سال 104 هجرى مطابق با 1692 میلادى هنکلمان در شهر هامبورگ به چاپ قرآن همت گماشت. پس از وى در سال 108 هجرى مطابق با1696 میلادى ماراکى در «پادو» به چاپ قرآن دست زد.

در سال120 هجرى مطابق با 1785 میلادى، مولا عثمان در «پطرزبورگ»روسیه، قرآن را چاپ کرد و این اولین چاپ اسلامى قرآن بود.نظیر آن در «قازان» نیزبه چاپ رسید.

فلوگل نیز در سال 125 هجرى مطابق با 1836 میلادى در شهر «لیپزیک» به‏چاپى مخصوص از قرآن دست زد. این چاپ از قرآن به علت املاى ساده آن بااستقبال بى‏نظیر اروپاییان رو به رو شد. اما مانند دیگر چاپ‏هاى اورپایى در جهان‏اسلام توفیقى به دست نیاورد.

اولین دولت اسلامى که به چاپ قرآن اقدام کرد و اقدام آن با موفقیت رو به روشد، «ایران» بود. این دولت اسلامى دو چاپ سنگى زیبا و منقح از قرآن تهیه کرد.

این چاپ‏ها که در حجمى بزرگ ارائه شده و داراى ترجمه در ذیل هر سطر بود وبرخوردار از فهرست‏هاى متعدد بود. اولین نسخه در سال 243 هجرى مطابق با1827 میلادى در تهران و دومین نسخه در سال 248 هجرى مطابق با 1832میلادى در تبریز به چاپ رسید. در این زمان در هند نیز قرآن چاپ و منتشر شد.

به دنبال آن، از سال 294 هجرى مطابق با 1877 میلادى، ترکیه عثمانى‏به چاپ‏هاى مختلفى از قرآن دست زد که در نهایت زیبایى و استوارى قرار داشت.

در سال 323هجرى مطابق با 1905 میلادى، روسیه تزارى به چاپ قرآنى به‏خط کوفى و به حجمى بزرگ همت گماشت، که تصور مى‏رفت‏یکى از مصحف‏هاى اولیه عثمانى است. این قرآن خالى از نقطه و علایم فتحه و کسره بود. چند ورق ازاول آن افتاده و آخر آن نیز ناقص بود. این قرآن از آیه هشتم سوره بقره: و من الناس‏من یقول امنا بالله و بالیوم الاخر و ما هم بمؤمنین آغاز و به آیه چهارم از سوره زخرف: و انه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم پایان مى‏یافت. این قرآن در سمرقند پیداشده بود و در اختیار کتابخانه سلطنتى در پطرزبورگ بود و انستیتوى آثار در «تاشکند» آن را با همان حجم اصلى و خصوصیات دیگر در پنجاه نسخه فتوگرافى‏کرده، به مهم‏ترین دانشگاههاى کشورهاى اسلامى هدیه نمود. نسخه‏اى از این قرآن‏در کتابخانه دانشگاه تهران (با شماره 14403 ثثا) موجود است.

در سال 342 هجرى مطابق با 1923 میلادى، کشور مصر به چاپ قرآن اقدام‏نمود. چاپ این قرآن به وسیله کمیته‏اى با تعیین وزارت اوقاف آن کشور و به‏سرپرستى مشایخ الازهر انجام شد. این نسخه از قرآن با پذیرش جهان اسلام‏رو به رو شد و چاپ‏هاى بسیارى بر اساس آن انجام گرفت.                                                                                                                                                در سال 370 هجرى مطابق با 1950، عراق نیز به چاپ نفیسى از قرآن دست‏زد. هم چنین سراسر جهان اسلام به چاپ و نشر قرآن به بهترین صور و زیباترین انواع‏چاپ همت گماشتند. این روش هم چنان در جهان اسلام ادامه دارد.

هم چنین قرآن دیگرى از خطاطى سورى به نام «عثمان طه» رواج یافت. این قرآن‏در کشورهاى سوریه، عربستان، ایران، لبنان و دیگر کشورهاى اسلامى چاپ شد.

ویژگى این چاپ تنظیم آیات در صفحه و تقسیم منظم حزب‏ها و جزءهاى سى‏گانه‏قرآن است.

خواندن قرآن با آواز خوش

و رتل القرآن ترتیلا.

در دستور تلاوت قرآن، صداى خوش سفارش شده است و از قارى خواسته‏اند که نکات‏ظریف تلاوت - اعم از کشیدن صدا و یا زیر و بم آن و ترجیع قرائت و غیره - رارعایت کند.

رسول الله صلى الله علیه و آله فرمود: «هر چیزى زیورى دارد و زیور قرآن آواز خوش است».

«زیباترین زیبایى‏ها، یکى موى زیباست و دیگرى آواز و صداى دل کش».

«قرآن را با آواز و نواى [متین] عرب بخوانید و از آواز [مبتذل] اهل فساد وگنه کاران کبیره پرهیز کنید».

«آواز خوش زیورى براى قرآن است».

«قرآن را با صداى خود خوش کنید، زیرا صداى خوش زیبایى قرآن را افزون‏مى‏کند».

«قرآن را با آوازتان زینت‏بخشید».

امام صادق علیه السلام نیز در تفسیر آیه: و رتل القرآن ترتیلا  فرموده است: «به این‏معناست که آن را با تانى بخوانید و صدایتان را خوش دارید».

امام باقر علیه السلام فرموده است: «قرآن را با آواز بخوانید، زیرا خداوند - عز و جل‏دوست مى‏دارد که با صداى خوش قرآن خوانده شود».

رسول الله صلى الله علیه و آله فرمود: «قرآن با آهنگى حزین نازل شده، پس آن را با گریه [برخاسته از وجد] بخوانید و اگر گریه نکردید، لحن گریه به خود بگیرید و آن را باآواز خوش بخوانید، که هر کس آن را با آواز خوش نخواند، از ما نیست».

«از ما نیست هر کس قرآن را با آواز خوش نخواند».

امام صادق علیه السلام فرمود: «قرآن با حزن نازل شده، پس آن را با لحنى حزین‏بخوانید».

البته سخنانى که معتمدان از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل کرده‏اند فراوان و دلیل اثباتى براى این گفته‏هاست.

 زمخشرى نیز گفته است: «عرب عادت داشت که در همه احوال - چه هنگام‏سوارکارى و چه در حال لمیدن و یا نشستن در حیاط خانه‏ها و غیره - به آواز و زمزمه‏رکبانى تغنى کند. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله وقتى مبعوث شد، بر این حال بر آمد تا آواز و زمزمه‏آنان با قرآن باشد. پس بدان فرمان داد، یعنى فرمود: «هر کس قرآن را جاى گزین‏رکبانى نکند و آن را زمزمه زیر لب و تغنى با آواز خوش قرار ندهد، از ما نیست» .

فیروز آبادى گفته است: «غناه الشعر و غنى به تغنیة: تغنى به». یعنى شعر را به‏آواز خواند و آن را تغنى کرد.

«ازهرى» گفته است: «عبد الملک البغوى» به نقل از ربیع و او به نقل از شافعى به‏من اطلاع داد که معناى تغنى «خواندن قرآن با صداى محزون و رقیق است». اوحدیث دیگرى را نیز به شهادت مى‏گیرد که مى‏گوید: «زینوا القرآن باصواتکم».

بر همین اساس، امامان اهل بیت علیهم السلام کوشش داشتند که قرآن با ترتیل و صداى‏بلند و تجوید و با آواز خوش خوانده شود.

محمد بن على بن محبوب اشعرى در کتاب خود به نقل از معاویة بن‏عمار روایت مى‏کند که به ابى عبد الله علیه السلام گفتم: آیا هر کس، دعا یا قرآن مى‏خواند، اگرصدایش را بلند نکند، گویى چیزى نخوانده است؟ فرمود: «همین طور است، على بن الحسین علیه السلام در تلاوت قرآن، خوش صداترین مردم بود و هنگام تلاوت‏صدایش را چنان بالا مى‏برد که تمام اهل خانه بشنوند». امام صادق علیه السلام در خواندن‏قرآن خوش صداترین مردم بود. هرگاه شب براى تلاوت بیدار مى‏شد، صدایش رابالا مى‏برد و وقتى سقاها و دیگر عابران از آن مسیر مى‏گذشتند، مى‏ایستادند و به‏تلاوت او گوش مى‏دادند.

هم چنین روایت است که موسى بن جعفر علیه السلام نیز صدایى خوش داشت و قرآن‏نیکو تلاوت مى‏کرد. او روزى فرموده بود: «على بن الحسین علیه السلام با صداى بلند قرآن‏مى‏خواند تا شاید رهگذرى از آن جا بگذرد و به خود آید. وقتى امام چنان کرد، دیگرمردم آن را تاب نمى‏آوردند». از او پرسیده شد: آیا رسول الله صلى الله علیه و آله در نماز جماعت‏صدایش را به هنگام تلاوت قرآن بلند نمى‏کرد؟ فرمود: «رسول الله صلى الله علیه و آله فقط آن گونه‏که در توان مردم بود تلاوت مى‏فرمود».

هم چنین از امام على بن موسى الرضا و او از پدرش و نیاکانش از رسول الله صلى الله علیه و آله نقل‏است که فرمود: «قرآن را با آواز خوش بخوانید، زیرا آواز خوش زیبایى قرآن را افزون‏مى‏کند»، سپس این آیه را تلاوت کرد: یزید فی الخلق ما یشاء .

آهنگ سوره‏هاى قرآن

بعضى از سوره‏هاى قرآن از نظر آهنگ مختلف است. به کوتاهى و بلندى سوره هم چندان مربوط نیست و حتى به کوتاهى آیه هم خیلى ارتباط ندارد. آهنگهاى آیات شریفه قرآن مختلف است و این اختلاف آهنگها بستگى دارد به محتوا و مضمون. مثلا آهنگ سوره حمد که حالتش فقط حالت عبادت و مناجات با خداست ،آهنگ مخصوصى است، خیلى نرم و ملایم، خیلى خاضعانه و عابدانه: الحمد لله رب العالمین الرحمن الرحیم مالک یوم الدین ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم... حتى سوره توحید هم که سوره بسیار کوتاهى است و آیاتش گاهى دو یا سه کلمه است‏باز چون فقط ثناى خداوند است آهنگ آن همان آهنگ نرم و ملایم است: قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد.

ولى گاهى یک آیه مثلا مى‏خواهد یک حکم شرعى کلى یا فقهى را بیان کند، خیلى ساده‏تر [است] و اغلب آیات خیلى طولانى آیاتى است که بیان یک سلسله احکام مى‏کند یعنى یک ماده قانونى را بیان مى‏کند،  آیات احکام در قرآن، اینها آهنگ دیگرى دارد. [همچنین] آیات تهدیدآمیز آهنگ دیگرى دارد، خیلى خشونت‏بار و تند است و اغلب این گونه آیات، هم کوتاه است و هم رعایت‏سجع در آنها بیشتر شده. این نکته که آیات قرآن داراى آهنگهاى مختلف است و هر آهنگى با محتواى آن آیات تناسب دارد و در این جهت نهایت دقت و مراقبت‏شده، از مطالب تازه‏اى است که در عصر اخیر به آن توجه کرده‏اند.

نظم آهنگ واژگانى قرآن

یکى از مهم‏ترین جنبه‏هاى اعجاز بیانى قرآن  که اخیرا بیش‏تر مورد توجه‏دانشمندان قرار گرفته نظم آهنگ واژگانى آن است. این جنبه، چنان زیبا وشکوه‏مند است که عرب را ناچار ساخت، از همان روز نخست اقرار کنند که کلام‏قرآن از توانایى بشر خارج است و تنها مى‏تواند سخن خداوند باشد.

نظم آهنگ واژگان قرآن، نغمه‏اى دل کش و نوایى دل پذیر پدید مى‏آورد، نوایى که‏احساسات آدمى را بر مى‏انگیزد و دل‏ها را شیفته خود مى‏کند. نواى زیباى قرآن‏براى هر شنونده‏اى، هر چند غیر عرب  ، محسوس است، چه رسد به این که شنونده‏عرب باشد. هنگام گوش جان سپردن به آواى قرآن، نخستین حالتى که اذهان راجلب مى‏کند، نظام بدیع و شیواى صوتى آن است. در این نظام، حرکات و سکنات‏  وواژ  گان به شکلى آرایش شده است که به هنگام شنیدن، آوایى دل نشین به گوش‏مى‏رسد، آوایى که شورى در دل‏ها مى‏اندازد و نشاطى در جان‏ها مى‏دمد. از جهتى، حروف «مد» و «غنه» در کلمات آن به شکلى حساب شده نشسته‏اند، به طورى که‏مى‏توانند به پژواک صدا آهنگى ببخشند و به نفس کشیدن قارى کمک کنند تا به‏سر حد فاصله و آن جایى که استادان ترتیل به طور قرار دادى وضع کرده‏اند برسد ونفسى تازه کند. هرگاه کسى براى چند بار به یک شعر گوش مى‏سپارد، لحن و آهنگ آن براى اوتکرارى و ملال آور مى‏شود، اما به هنگام نیوشیدن آواى گونه گون و هر دم تجدیدشونده قرآن که اسباب و اوتاد و فواصل  آن پى در پى جاى خود را عوض مى‏کنند وهر کدام گوشه‏اى از قلب را به نوازش وا مى‏دارند، نه تنها خسته و آزرده نمى‏شود، بلکه عطش او براى شنیدن، همواره فزونى مى‏گیرد.

عرب، پیش از نزول قرآن، گاهى در شعر خود از این تنوع صوت بهره مى‏برد، امااغلب به دلیل اسراف و تکرار، تنوع آنان به ملال مى‏انجامید. در نثر - چه مرسل وچه مسجع - نیز، چنین سلاست و روانى و حلاوتى که در قرآن مشهود است.سابقه‏نداشت و در بهترین نثرهاى عرب عیب‏هایى یافت مى‏شد که از سلاست و روانى‏ترکیب آن مى‏کاست و امکان نداشت مثل قرآن قابل ترتیل باشد. اگرهم براى ترتیل‏آن پافشارى مى‏شد،بوى تکلف ازآن به مشام مى‏رسید و ازشان کلام نیز مى‏کاست.

بر این اساس، هیچ جاى شگفتى نیست که عرب، در گمان خود کم‏ترین لقبى که‏به قرآن داده بود این بود که این سخن شعر است و اگر شعر نباشد سحر است وافسون! و این گفتار خود حیرت زدگى عرب در قبال سخن شکوهمند و بدیع قرآن رانشان مى‏دهد، سخنى که از جلال و شکوه نثر چیزى فراتر دارد و از جمال و حلاوت‏شعر مایه‏اى افزون‏تر.

استاد «دراز» گفته است: «وقتى آدمى مى‏بیند که از این مخرج‏هاى سخت جوش، چنین گوهرهاى تابناکى با این ترتیب حروف و چنان آذین بندى بیرون آمده، التذاذى بى‏حساب مى‏برد و وجدى بى‏انتها به او دست مى‏دهد. در این حروف‏گویى یکى مى‏نوازد، دیگرى طنین انداز، سومین نجواگر است و چهارمین بانگ‏بر آورنده، پنجمین نفس را مى‏لغزاند و ششمین راه نفس را مى‏بندد و شما زیبایى‏آهنگ را در دسترس خود مى‏یابید، مجموعه‏اى گوناگون و هم‏ساز، نه تکرار مکرر و نه یاوه دار، نه سستى و نه غلظت، نه تنافرى در حروف و آواها. بدین سان کلام‏قرآن نه به دشوارى سخن بدویان و نه به نرمى کلام شهریان است، بلکه آمیزه‏اى‏است از هر دو، صلابت اولى را دارد و لطافت دومى را، گویى شیره جان دو زبان‏است و نتیجه آمیختگى دو گویش.

آرى قرآن چنین جامه تازه و زیبایى به تن دارد و این پیوسته نیز در حکم صدفى‏است که در جان خود گوهرهاى گران بها نهفته است و مرواریدهاى ارزشمند را درآغوش مى‏گیرد. پس اگر زیبایى پوسته تو را از گنجینه پنهان درونش باز ندارد و تازگى‏و شادابى، پرده راز نهفته در ماوراى خود را بر تو حایل نشود و تو پوسته را از مغزکنار بزنى و صدف را از مروارید جدا بنهى و از نظم و آرایش الفاظ به شکوه معانى‏برسى،مایه‏اى شگفت‏تروشکوه‏مندتربرتومتجلى مى‏شود و معنایى بدیع‏ترمى‏یابى. آن جا، روح و کنه قرآن است، شعله‏اى است که موسى را به درخت آتش‏در بقعه مبارکه در کرانه وادى ایمن کشانید و آن جاست که نسیم روح قدسى‏مى‏فرماید: انی انا الله رب العالمین.

سید قطب درباره نظم آهنگ قرآن مى‏گوید: «چنین نوایى در نتیجه نظام مندى‏ویژه و هماهنگى حروف در یک کلمه و نیز هم سازى الفاظ در یک فاصله پدید آمده‏و از این جهت قرآن، هم ویژگى نثر و هم خصوصیات شعر را تواما دارد، با این‏برترى که معانى و بیان در قرآن، آن را از قید و بندهاى قافیه و افاعیل بى‏نیاز ساخته وآزادى کامل بیان را میسر ساخته است. در همین حال از خصوصیات شعر، موسیقى‏درونى آن را گرفته و فاصله‏هایى که نوعى وزن را پدید مى‏آورند. این خصوصیات، قرآن را از افاعیل و قوافى بى‏نیاز ساخته و در عین حال شؤون نظم و نثر، هر دو راداراست.

در هنگام تلاوت قرآن، آهنگ درونى آن کاملا حس مى‏شود. این آهنگ درسوره‏هاى کوتاه، با فاصله‏هاى نزدیکش و به طور کلى در تصویرها و ترسیم‏ها بیش‏ترنمایان است و در سوره‏هاى بلند کمتر اما همواره نظام آهنگ آن ملحوظ است. براى‏مثال در سوره نجم مى‏خوانیم:

و النجم اذا هوى ما ضل صاحبکم و ما غوى. و ما ینطق عن الهوى. ان هو الا وحی‏یوحى. علمه شدید القوى. ذو مرة فاستوى. و هو بالافق الاعلى. ثم دنا فتدلى فکان قاب‏قوسین او ادنى. فاوحى الى عبده ما اوحى. ما کذب الفؤاد ما راى. افتمارونه على ما یرى. ولقد رآه نزلة اخرى. عند سدرة المنتهى. عندها جنة الماوى. اذ یغشى السدرة ما یغشى. ما زاغ‏البصر و ما طغى. لقد راى من آیات ربه الکبرى. افرایتم اللات و العزى، و مناة الثالثة‏الاخرى. الکم الذکر و له الانثى. تلک اذن قسمة ضیزى. این فاصله‏ها تقریبا وزنى مساوى دارند - اما نه بر اساس نظام عروض عرب - وقافیه نیز در آن رعایت‏شده است و این هر دو به علاوه ویژگى دیگرى است که مانندوزن و قافیه ظاهر نیست و از هم سازى حروف واژگان و هماهنگى کلمات در درون‏جمله‏ها یک ریتم موسیقیایى پدید آورده است. ویژگى اخیر به دلیل حس داخلى وادراک موسیقیایى باعث مى‏شود که میان یک ریتم و ریتم دیگرى - هر چند که‏فاصله‏ها و وزن یکى باشد - تفاوت باشد.

یک نوع موسیقى درونى در کلام قرآن وجود دارد که‏احساس شدنى است، اما تن به تشریح نمى‏دهد. این موسیقى در تار و پود الفاظ ودر ترکیب درون جمله‏ها نهفته است و فقط با احساس ناپیدا و با قدرت متعال ادراک‏مى‏شود.

بدین ترتیب، موسیقى درونى، بیان قرآن را همراهى مى‏کند و از آن کلماتى‏موزون و با حساسیتى والا مى‏سازد که با کوچک‏ترین حرکات دچار اختلال‏مى‏شود، هر چند که این کلمات شعر نیستند و قید و بندهاى بسیار شعر را هم‏ندارند، قید و بندهایى که هم آزادى بیان را محدود مى‏کنند و هم از مقصود دورمى‏سازند».

رافعى نیز گفته است: «عرب در نوشتن نثر و سرودن شعر، با هم رقابت مى‏کردندو بر یک دیگر فخر مى‏فروختند،اما سبک کلام آنان همیشه بر یک منوال بود.آنان درمنطق وبیان آزاد بودندوفن سخنورى مى‏دانستند. البته فصاحت عرب از یک‏طرف فطرى و از طرفى الهام گرفته از طبیعت‏بود. اما وقتى قرآن نازل شد، آنان‏دیدند که طرح دیگرى در انداخته است. الفاظ همان بود که مى‏شناختند، پى در پى، بدون تکلف و روان آمده و ترکیب و هماهنگى و هم سازى در اوج است، از شکوه وفخامت آن در شگفت‏شدند و ضعف نهاد و ناچیزى ملکه ذهن خود را دریافتند.

بلیغان عرب نیز نوعى از سخن دیدند که تا آن زمان نمى‏شناختند. آنان، در حروف وکلمات و جمله‏هاى این سخن تازه، آهنگى با شکوه مى‏دیدند. تمام این سخنان چنان متناسب در کنار هم نشسته بود که به نظر مى‏رسید قطعه‏اى واحد است. عرب‏به خوبى مى‏دید که نظم آهنگى در جان این سخنان جریان دارد و این خود ضعف وناتوانى آنان را به اثبات مى‏رساند.

تمام کسانى که راز موسیقى و فلسفه روانى قرآن را درک مى‏کنند، معتقدند که هیچ هنرى نمى‏تواند با تناسب طبیعى الفاظ قرآن و آواى حروف آن برابرى یارقابت کند و هیچ کس نمى‏تواند حتى بر یک حرف آن ایراد بگیرد. دیگر این که قرآن‏از موسیقى بسیار برتر است و این خصوصیت را داراست که اصولا موسیقى نیست.

در نغمه‏هاى موسیقى، گوناگونى صدا، مد و طنین و نرمى وشدت وحرکت‏هاى‏مختلفى که همراهش مى‏شود، به اضافه زیر و بم و لرزش که در زبان موسیقى، بلاغت صدا مى‏نامند، باعث‏خلجانات روحى مى‏شود. چنان چه این جنبه از قرآن‏را در تلاوت مد نظر بگیریم، در مى‏یابیم که هیچ زبانى از زبان قرآن بلیغ‏تر نیست وهمین جنبه برانگیزاننده احساسات آدمى - چه عرب و یا غیر عرب - است. با توجه‏به این دست آورد، تشویق به تلاوت قرآن با صداى بلند، نیز روشن مى‏شود.

این فاصله‏ها که آیات قرآن بدان ختم مى‏شوند، تصویرهایى کامل از ابعادى‏است که جمله‏هاى موسیقیایى بدان ختم مى‏یابند. این فاصله در درون خود باصداها تناسب بسیار دارد و با نوع صوت و شیوه‏اى که صوت ادا مى‏شود یگانگى‏بى‏مانندى دارد و از جهتى، اغلب این فاصله‏ها با دو حرف نون و میم که هر دو درموسیقى معمول هستند یا باحرف مدپایان مى‏گیرندکه آن هم درقرآن طبیعى‏است».

برخى از اهل فن گفته‏اند: در قرآن کریم بسیارى از فاصله‏ها با حروف «مد» و «لین» و افزودن حرف نون ختم مى‏شوند و حکمت آوردن چنین حروفى، ایجادنوعى آهنگ است. سیبویه نیز گفته است: «آنان - یعنى عرب - چنان چه مى‏خواستندبه سخن خود آهنگ بدهند، حروف الف و یاء و نون را اضافه مى‏کردند و با این کارصدا را کشیده مى‏خواندند. اما اگر مقصودشان ایجاد آهنگ نبود، از آوردن این‏حروف خوددارى مى‏کردند. در قرآن نیز این شیوه بسیار غنى‏تر و شایسته‏تر به کار گرفته شده است. اما چنان چه با یکى از این حروف خاتمه نیابد و مثلا با یک حرف‏ساکن پایان پذیرد، یقینا این حرف به پیروى از آواى جمله و تقطیع واژگانى آن آمده‏و متناسب با لحن گفتار، به شایسته‏ترین نحو در موضع خود نشسته است. البته، چنین حروفى اغلب در جملات کوتاه آمده و از «حروف قلقله» یا بانگ‏دار و یا طنین‏انداز و یا حروف دیگرى است که در نظام موسیقى، لحنى براى آن قایل شده‏اند.

تاثیرشیوه برانگیختن باصدا درزبان بردل همه آدمیان طبیعى است.در قرآن کریم‏نظم آهنگ اعجاز گون صوت‏ها همگان را مخاطب قرار مى‏دهد، چه آنان که زبان رامى‏فهمند و چه آنان که نمى‏فهمند.

بنابر این، کلمات قرآن کریم از حروفى تشکیل شده که اگر یکى از آن بیفتد یاعوض شود یا حرف دیگرى به آن افزوده شود، اختلالى پدید مى‏آید و در روند وزن‏و طنین و آهنگ ضعفى آشکار مى‏شود و حس گوش و زبان را با اشکال روبه روخواهد کرد و سرانجام، انسجام عبارت‏ها و زبدگى مخرج‏ها و مسندهاى حروف وپیوستگى آن را به یک دیگر با اشکال روبه‏رو خواهد کرد و به هنگام شنیدن، ناهنجارى به هم راه خواهد داشت».

گفته‏اند: این جنبه از اعجاز قرآن در درجه نخست‏به احساسات مبهمى‏بر مى‏گردد که در قلب خواننده یا شنونده بر مى‏انگیزد. به عبارتى دیگر، حروف به‏شکل بى‏نظیرى در کنار هم قرار مى‏گیرند که به هنگام شنیدن، بدون وجود دستگاه‏هاى موسیقى و بدون وجود قافیه یا وزن و بحر، چنین آهنگ با شکوهى ازآن به سمع مى‏رسد.

در جایى از قرآن، زکریا خطاب به خداوند مى‏گوید: رب انی وهن العظم منی واشتعل الراس شیبا، و لم اکن بدعائک رب شقیا. یا هنگامى که به کلام حضرت مسیح‏در گهواره گوش فرا مى‏دهیم: انی عبد الله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا، و جعلنی مبارکا اینما کنت، و اوصانی بالصلاة و الزکاة ما دمت‏حیا. یا آن جمله آهنگین که درباره‏فرمان بردارى پیامبران سخن مى‏گوید: اذا تتلى علیهم آیات الرحمان خروا سجدا و بکیا . یا آن لحن و آهنگ وحشت‏ناک که دیدار با خداوند