حل مشکل با گفتن یک طنز شکی نیست که طنز در فرهنگ ایرانی بسیار ریشه دار و دیرینه است. ایرانیان همواره حس شوخ طبعی و بذله گویی داشته اند و تلاش کرده اند تا به هر نحو ممکن خود را به وسیله طنزگویی از زیر بار مشکلات و فشارها برهانند. در تاریخ ادبیات ایران شخصیت های پرآوازه ای قلم طنز به دست گرفتند و به تناسب هر دوره ای، گونه ای جدید از ادبیات طنز پردازانه رواج یافت. بدین ترتیب پرواضح است که طنز از فرهنگ، زندگی و بافت اجتماعی ایران هرگز به دور نبوده و در عمق جان ایرانیان ریشه دار است.نگاهی به تاریخ ایران نشان می دهد که گرایش به طنز در ایران به جغرافیای سیاسی و فرهنگی این مرز و بوم برمی گردد. ابوالفضل زرویی نصرآباد، طنزنویس پرآوازه کشورمان، در این باره گفت: به عنوان مقدمه باید گفت کشور ما سال های متمادی درگیر هجمه ها و شورش های مختلف بوده و از سوی اقوام مختلف مورد تهاجم قرار گرفته و به عبارتی چهارراه حوادث بوده و به شیوه های مختلف استبداد را تجربه کرده است. ایرانیان طعم ستم و جور قوم مغول و افغان و غیره را در طول تاریخ چشیده اند و دقیقا در همان بزنگاه های تاریخی به طنز روی آوردند زیرا احساس می کردند که با این شیوه بهتر می توانند طرح مشکل کنند. به این ترتیب گرایش به طنز در میان ایرانیان از دیرباز وجود داشته است. البته این موضوع فقط مختص به کشور ما نیست. بلکه در بسیاری از کشورها مردم به گفتن شوخی و طنز گرایش دارند تا ضمن این که روحیه شان شاد شود، بتوانند بخشی از ذهن خود را آزاد کنند. در واقع لطیفه ها، طنزها و پیامک های خنده دار نقش روغن کاری چرخ دنده های ذهن را دارد.مردم به صورت لطیفه می توانند بدون دردسر و مشکل به طرح نظر و عقیده خود بپردازند، در خانواده هم همین طور است. در زندگی زناشویی هم برخی مشکلات را می توان با شوخی لطیف حل کرد. ابزار شوخی در چنین مواردی از دعوا و اختلاف نظر جدی جلوگیری می کند زیرا ضمن شوخی، طرف مقابل متوجه موقعیتی که بابت آن مورد انتقاد قرار گرفته است، می شود و چه بسا تغییر رفتار می دهد. بنابراین طرح مشکل به صورت شوخی و طنز یک هنر است. در محیط کار هم همین طور است و کسانی که شوخ طبع ترند، بهتر می توانند انتقاد خود را طرح کنند و این باعث می شود محیط کار از خشکی و عبوسی دربیاید و همه بتوانند با وجود یک همکار شوخ طبع از جدل و درگیری بپرهیزند.زرویی ادامه داد: یکی از بخش هایی که سیر تکاملی انسان را می توان در آن نشان داد، شیوه انتقاد است. انسان اولیه که اهل منطق نبود با کوچک ترین تنشی، طرف مقابل را می کشت. این شیوه برخورد با دیگران، امروزه به نام ترور رواج دارد. انسان کمی متمدن تر از کشتن مخالف خود صرف نظر کرد و به ضرب و شتم رو آورد. شیوه ای که هنوز هم وجود دارد. سپس از ترور فیزیکی و جسمی صرف نظرکرد و به ترور شخصیتی متوسل شد. یعنی با بی آبرو کردن و فحاشی، توهین و افترا، به مخالف خود تاخت. انسان متمدن تر سپس به فحش و دشنام روی آورد و بعد به انتقاد پرداخت. انسان در این مرحله منطقی تر شد و به نقد مخالف پرداخت اما بهترین شیوه انتقاد به دیگران طنز است.طنز، یک ابزار هنرمندانه است که طی آن هم فرد متوجه اشتباهش می شود و هم کسی که مورد انتقاد قرار گرفته است لبانش به خنده باز می شود؛ مهم تر از همه این که طنز به قصد اصلاح بیان می شود. طنز برای کسانی گفته می شود که انتقادپذیرند و این کار به قصد اصلاح ایراداتی که دارند، بیان می شود. شیوه هجو هم زمانی رخ می دهد که نگاه خیرخواهانه و اصلاحی در طنز وجود ندارد. به کار بستن طنز و گرایش به ادبیات شوخ طبعانه در روزگار ما که همه دچار استرس های روزمره و گرفتاری های کوچک و بزرگ هستند، به نظر امری لازم است. این طنزپرداز برجسته درباره آستانه تحمل طنز در جامعه امروز ما گفت: متاسفانه به نظر می رسد آستانه تحمل مردم ما در برخی موارد به شدت پایین آمده است. شاید به این دلیل که مردم تحت تاثیر جریان های رایج جامعه قرار می گیرند. ظرفیت طنازی و پذیرش لطیفه درباره قومیت های مختلف در کشور ما بسیار زیاد است اما با برخورد نادرست و واکنش بغض آلود برخی افراد ناآگاه، یک کاریکاتور یا لطیفه تبدیل به یک موج می شود و علیه طنز و طنزپردازان به راه می افتد. از سوی دیگر هنربخش کارشناس بهزیستی، شوخی و بذله گویی را نوعی تکنیک دانست که باید سعی کرد آن را برای تزریق شادابی و طراوت پرورش داد. زندگی شادمانه با شوخ طبعی همراه است و در کنار آن معنا می یابد. شوخ طبعی از عامل های اساسی در یک زندگی شادمانه است.به همین دلیل شوخ طبعی در بافت زندگی شادمانه معنا می دهد. به نظر می رسد طنز و حس شوخ طبعی ٢مقوله جداگانه است و حس شوخ طبعی در تاروپود زندگی افراد شادمان تنیده شده است اما طنز همواره در زندگی جاری است. چه آن را بشنویم و چه نشنویم، چه به آن بخندیم و چه نخندیم. هنربخش با بیان این که بضاعت مالی و نه داشتن ثروت، خانواده و روابط صمیمانه خانوادگی و ارتباط گرم با دوستان خوب ٣عامل اصلی است که در زندگی شادمانه نقش دارد افزود: تصور عموم این است که ثروت، شهرت و زیبایی، شادی آفرین است اما اگر نگاهی به آمار جراحی های پلاستیک و ساعت های شبانه روزی کار بی وقفه بسیاری بیندازیم درمی یابیم کسانی که از دوستان و خانواده خود برای به دست آوردن ثروت و شهرت هزینه کرده اند، بهره ای از شادمانی نبرده اند و نمی توانند حس شوخ طبعی داشته باشند. چیزی که می تواند شادی را از زندگی فردی و اجتماعی ما حذف کند، انتظارات نامعقول ما از زندگی است. وقتی انتظارات نامعقول داشته باشیم بضاعت مالی جای خود را به ثروت می دهد به عبارتی هرچه بیشتر به دنبال انتظارات غیرواقع بینانه برویم، برای رسیدن به آن مجبور به انجام بایدها و نبایدها هستیم. در دوران فقر محبت و عاطفه، ثروت نمی تواند عامل شادمانی باشد و حس شوخ طبعی و بذله گویی نمی تواند در محیطی غیرشادمانه رشد کند. شوخ طبعی نوعی تکنیک است که در کنترل خشم، استرس و هیجانات منفی به کار می رود. برای افزایش این حس باید سعی کرد از گذشته و آینده رها شویم و در زمان حال زندگی کنیم. شوخ طبعی، رابطه مستقیمی با خلاقیت دارد و تعلق خاطر به گذشته و آینده، ما را از آن دور می کند. کودکان خلاق هستند زیرا در زمان حال زندگی می کنند. زندگی کردن در زمان حال می تواند به حس شوخ طبعی ما کمک فراوانی بکند. به عبارتی باید کودک درونمان را زنده نگه داریم. کودک درون منبع احساس و انرژی ماست و آشتی با کودک درون و عواطف و احساسات به پرورش حس شوخ طبعی ما کمک می کند.