میزانسن درنمایش مهمترین وظایف مربی تنظیم میزانسن های زیبا وگویاست میزانسن, تعیین جزءبه جزءالگوههای حرکت در نمایش است. درتنظیم حرکات , مربی بایستی عواملی چون انگیزه, معنا ومفهوم یااثرعاطفی واحساسی نمایش وهمچنین ملاحظات زیبایی شناسی رادرنظربگیرد..مادام که اوشخصیتهای نمایش رادر صحنه به حرکت درمی آورد ,ویاتصاویرصحنه رابه وسیله جابجایی عروسک تععین وتنظیم تنظیم می کند, باید بداند که حرکات عروسکها چه مفهومی و چه احساسی رابه تماشگر ابلاغ می کند . از نظر دراماتیک,حرکات بایستی بر طبق مناسبات و انگیزه های اشخاص درکل نمایش و یا درهر صحنه ونیز هر دیالوگی که ضمن, قبل ویا پس از حرکت گفته می شود ویا به عنوان یک واکنش نسبت به آنچه که می شنوند یا مشاهده می کنند صورت می گیرند . هیچ حرکتی بدون دلیل متکی براحساس یامنظوری خاصازطرف شخص بازی انجام نمیشود . دلایل منطقی حرکات بایستی طی تجزیه وتحلیل متن ازلحاظ موضوع شخصیت پردازی وتک تک دیالوگها به وسیله مربی وبازیگران به دست آید ..مربی درابداع یاانتخاب هرحرکت باید به زیبایی آن نیزتوجه داشته باشدزیرا حرکت یکی ازعوامل تصویری کردن نمایش است واوزمانی که به ترکیب این تصاویر میپردازد باید هم به مسئله زیبا شناسی توجه نمایدوهم به مفهوم ومضمونی که درورای آن نهفته است اندیشه کند,باعنایت به این مهم می توان به چند مورد که در کارگردانی ارتباطی مستقیم بازیبا شناسی داردوبه صحنه مربوط می شوداشاره نمود,مواردی که درکلیه مراحل آماده سازی باید مد نظرش قرار دهدوهمواره درمراعاتش بکوشد ,چه درغیراینصورت از زیبایی که لازمه هراثرهنری است بی بهره خواهد شد. 1 - توازن کارگردان درگنجانیدن افراد یااشیاءدرصحنه باید به مسئله توازن توجه داشته باشد. بی دقتی دراین زمینه نقص آشکاری به دنبال خواهدداشت. اوبایدصحنه تئاترراهمانندترازویی فرض کند که بایددرهمه حال دوکفه اش دارای توازن باشد.اگریک کفه بیشتر سنگینی نمایدهم از لحاظ زیبایی وهم از نظرابداع مفهوم بااشکال مواجه خواهد شد. این بدان معناست که کارگردان بایدبه نسبت برابرومساوی بازیگران رادرصحنه توزیع نمایدواگراین تقسیم به درستی انجام نگیرد ,تصویری که تماشاگر میبیندنا موزون ونامتوازن خواهد بود .این مورد صرفا" به بازیگران نمایش بستگی ندارد بلکه شامل اشیاءووسایل روی صحنه هم میگردد.البته ممکن است این سئوال درذهن خطورنماید که برابر اصل توازن آیاالزامی وجوددارد که اشخاص بازی در صحنه نمایش دقیقا به نسبت مساوی تقسیم گردند . یعنی اگر دو نفر در سمت راست ایستاده اند دونفردیگرهم در سمت چپ باید بایستند ؟ پاسخ منفی است, ایجاد تعادل وتوازن نسبت به اشخاص باید با توجه به اهمیت و سنگینی اشخاص به لحاظ روانی صورت گیرد .مثلا اگر یکی از شخصیت های نمایش از نظر روانی دارای اهمیت وقوتی بیشتر نسبت به سایر افراد باشد حضور او به تنهایی در یک سمت و در مقابل چندین نفر می تواند به لحاظ روانی موجب تعادل وتوازن درصحنه گردد .رعایت توازن صحنه در ایجاد زیبایی و جلب توجه و نظر تماشاگربسیار حایز اهمیت است و نا متوازن بودن برای بیننده آزار دهنده خواهدبود بطوریکه او همواره صحنه را ناقص و نا متعادل نظاره خواهد نمود 2.تاکید در هر نمایش صحنه هایی وجود دارد که در آنها کارگردان قصد می کند نگاه و توجه تماشاگر رابه سمت فرد یا شیء ویژه ای جلب نمایدبه عبارت دیگر روی یک شخص بازی تاکید بگذارد . این امر در سینما کاری دشوارنیست درآ نجاکارگردان بااستفاده ازدوربین نگاه بینندگان رابه سوی موضوع مشخصی سوق می دهدودر صورت لزوم تصویررابزرگترودرشت ترجلوه گرمی سازدامادرتیاتراین مهم باید به طریق دیگری انجام گیرد . کار گردان یک نمایش با تاکید گذاردن بر یک شخص بازی با یک وسیله وشیء وبر جسته نمودن آن منظور ومقصود خاصی در نظر دارد . در انجام این امر ابتدا باید تعیین گردد که در هر صحنه روی چه افرادی باید تاکید گذارده شود واز اجرای این کار چه قصد و منظوری مد نظر است, آنگاه شکل ونوع تاکید گذاری باید مورد گزینش قرار گیرد مثلا" تاکید برروی یک شخص بازی به طرق زیر قابل اجراست . وقتی در صحنه جند بازیگر به یک بازیگر نگاه میکنند توجه تماشاگرنیز به همان بازیگر سوق داده میشود. - اگر همه بازیگران در مکانها ی مختلف صحنه پراکنده باشند آن بازیگر که در مرکز می ایستد دید تماشاگررا به سوی خودجلب مینماید . - هنگامی که یک بازیگر درشرایط نا همگونی نسبت به سایرین قرار بگیرد, مثلا اگر همه نشسته باشند او بایستد وبالعکس, نگاه تماشاگربه وی معطوف خواهد شد. - هنگامی که تمامی بازیگران پشت به تماشاگربایستند, آن بازیگری که روبروی تماشاگر قرارمی گیرد در نقطه تاکید جای خواهد داشت .=عکس این عمل نیز صادق است . - هریک از بازیگران که جلوی صحنه کشانده شوند در نقطه تاکید جای خواهد داشت. - موقعی که چند بازیگر بدور هم گرد آیند ویک بازیگر به تنهایی ایستاده یا نشسته باشد او موزدتوجه تماشاگر خواهد شد - اگر همه در یک سطح ایستاده باشند ویک بازیگر کمی بالاتریا پایین تر قرار بگیرد تماشاگر به او چشم خواهد داشت. انجام تاکید علاوه بر ایجاد زمینه های زیبایی شناسی باید برای بیان منظور والقای مفهومی نیز صورت بگیرد و لذا اگر چنانچه این قصد و نظر وجود نداشته باشد اجرای هر یکاز موارد یادشده ویا هر شکل دیگری جنبه قراردادی پیدا می کند ویک کارگردان با تجربه هیچ وقت به انجام چنین اموری بدون انگیزه و علت و منطبق مبادرت نمی ورزد .او هچیگاه بازیگری را بی هیچ علتی به جلو صحنه نمی کشاند مگر آنکه هد فی را در پیش روی داشته باشد و زیبایی انجام هر تاکیدی درآن است که منطقی جلوه نماید تامورد پذیرش قرار گیرد. 3.تنوع تنوع یکی دیگر از عوامل زیباشناسی صحنه به حساب می آید . هر تصویری که در صحنه ساخته می شود و در هر حرکتی که ایجاد میگردد باید متنوع باشد رعایت تنوع در صحنه از ایجاد خستگی و کسالت در روحیه تماشاگر جلوگیری می کند .اگر در حرکات واعمال اشخاص بازی تنوع وجودنداشته باشد تماشاگر به آنچه که می بیند عادت می کند ولذا نسبت به آن بی اعتنا می گردد این مسئله در زندگی هم وجوددارد .آدمی در مقابل مسائل و وقایع تکراری ونامتنوع هیچ واکنشی ازخود بروز نمی دهد واساسا بدانها توجه نمی کند . در حقیقت تنوع یکی از جنبه های ایجاد حرکت برای جلوگیری از عادی شدن یک موضوع در بیننده است.آن بازیگر که در یک مکان از صحنه می ایستد وکارگردان هیچگونه منطقی برای حرکتش نمی تواند بیابدولذا بدون کمترین پویایی صرفا به بیان گفتگوهای متن می پردازد فقط لحظات کوتاهی می تواند تماشاگر را به تحمل وتامل وادارد وبه محض اینکه حالت مزبور وگفتگوها تازگی خود رااز دست بدهد وتکرار همچنان ادامه داشته باشد فکر تماشاگر مشغول خواهد شد ودیگر نمی اورا جلب نمود اما کارگردان آگاه هیچ وقت تن به چنین وضعیتی نمی دهد وهمواره راه درست را درپیش می گیرد 4-تصویر کار گردان با قراردادن بازیگران در اشکال مختلف وجاگذاری وسایل وابزارموردنیازصحنه تصویرمی سازدیعنی بدون آنکه ازکلام بهره بگیردمعنی ومفهوم وتفسیرحرکت رابیان می کند اوبایدبداندهرصحنه نمایش دارای معناومفهوم خاصی است وهیچ جزئی ازنمایش نبایدبیهوده ساخته شود بنابراین سعی می نمایدازطریق یجادتصاویر معانی ویژه ای راالقانماید تصویردرحقیقت تفسیرحرکات یک نمایشنامه محسوب میشود یعنی اینکه اشخاص واشیاءصحنه طوری درکنارهم چیده شوندکه بدون بیان هیچ جمله ای صرفاازطریق تماشامقصودومنظوری رادربرگیرند البته کارگردان نبایدبه بهانه خلق تصاویرمتعدد محتوای اثررافدای این اقدام نمایدبلکه درهرآن بایدبه منطق واصول حاکم برنمایش توجه داشته باشد.تصویراگرسنجیده وبا سلیقه وهوشیاری شکل بگیردمانندیک تابلویاعکس گویا,قدرت انتقال حسی ومعنا ومعناومفهوم رابه طورمستقل دارد.کارگردان برای بهترنشاندادن تصویرمیتواندازملاحظات زیباشناسی درتئاترنظیرتاکید,توازن ,تنوع ووحدت وحرکت بهره گیرد. 5-حرکت یکی ازعوامل تصویر ,حرکت است وآن چیزی است که تماشاگران می بیند وازآن معنی ومفهوم خاصی را ادراک می کند.کارگردان باتوجه به خصوصیات شخص بازی ونوع نمایشنامه وفضای حاکم براثر حرکت را ابداع و انتخاب می نماید.حرکت در صحنه باید دارای منطق خاص خود باشد در غیر این صورت موجب دورشدن توجه تماشاگران از مسئله اصلی می گردد.یکی از نکات مهم در ایجاد وخلق حرکت تشخیص جهت آن است .همان طوری که اگر به جهت حرکت آدمها درزندگی توجه شود این نتیجه بدست می آیدکه معمولا آدمها از چیزهایی که بدان علاقه و گرایش ندارند دوری می جویند وبالعکس به سمت چیزهایی که نظرشا ن را جلب می کند ودوست دارد نزدیک می شوند . حرکت در صحنه از این مسئله جدا نیست .اگربازیگری در صحنه به سوی اشیاءویا اشخاص دیگر به حرکت درمیآید باید به مسئله حرکت وی توجه گردد .درغیراین صورت جزارائه حرکات زاید چیزخاصی دربرنخواهدداشت . علاوه بر رعایت جهت باید به مسئله"اقتضای" حرکت نیز توجه نمودتاحرکت منطق خود رابیابد.بنابراین دواصل جهت واقتضای حرکت در کنار هم تصویری را می سازند که پذیرفتنی خواهدبود. حرکت در نمایش تصویر صحنه ای است که درجنبش است.حرکتی از بازیگر که به مرکز صحنه نزدیک می شود حرکتی قوی است. حرکت مورب قویتر از حرکت مستقیم است .حرکتی که مستقیم باشد وبا حرکتهای دیگرفرق داشته باشد (در کنتراست باشد) وهمزمان با حرکت دیگر رخ دهد نیز حرکتی قوی است. 6-ریتم ریتم نبض زندگانی تئاتر محسوب می شود .اگر به زندگی آدمها چه زمانی که درتنهایی به سر می برند وچه در جمع نظر افکنیم ریتم را در سراسروجودشان می بینیم.راه رفتن دویدن سخن گفتن حرکت دست وپا و.. طرح ریتم یک شخصیت را سن جنس زمینه نژادی وضعش در زندگی در فرهنگ بازیگر تعیین می کند.شخصیت های جوان ریتم سبکتر وآزادتری نسبت به شخصیت های پیر دارند .شخصیت های حیوانت نیز ریتم خاص خود را دارند برای مثال یک لا ک پشت ریتم خود را دارد هم چنان که یک خرگوش ریتم خاص خود را دارد. ریتم را نباید با ضرب آهنگ اشتباه کرد .ریتم می تواند برای خلق فضا و محلی که نمایش در آن اتفاق می افتد به کار رود .گاهی ریتم از اجرایی به اجرای دیگر تفاوت دارد که بستگی به شرایط روحی بازیگران دارد نظیر خستگی افسردگی یا خوشحالی آنان.حالات آنها به ریتم خودشان منعکس خواهد شد که شاید منطبق با ریتم نمایش نباشد . عوامل مختلفی که در تعیین ریتم نمایش موثر است به شرح زیرمی باشد. 1 - نوع نمایش (جدی یا کمدی ) 2- چگونگی شخصیت هرفردمحل زندگی موقعییت اجتماعی ملیت ونژاد 3- کیفیت جسمانی 4- شرائط خاص روانی 2