مهارت گفت و شنود آموختنی است

 

 

شما نیز درباره چگونگی رفع مشکلات خانوادگی و تعارضات همسران در زندگی مشترک مطالبی خوانده یا شنیده اید- اگر بپذیریم که اختلاف نظر و دیدگاه در زندگی مشترک امری طبیعی است، بی گمان بهتر خواهیم توانست آن را ریشه یابی کنیم و درصدد رفع آن برآییم. همچنان که پیشتر اشاره کرده ایم زوجین در صورتی می توانند زندگی شادی داشته باشند که بتوانند به نیازهای یکدیگر احترام بگذارند و خود و دیگری را مجبور به کاری که دوست ندارند، نکنند. در واقع تعارضات زناشویی زمانی به وجود می آید که هر یک از زوجین برای خواسته خود به طرف مقابل فشار می آورد و تصور می کند با این شیوه می تواند نیازش را رفع کند و رضایت همسرش را هم داشته باشد. در صورتی که بیشتر تعارضات از همین جا شروع می شود و اختلافات رفع نشده در زندگی مشترک گاه بار روانی شدیدی بر زوجین تحمیل می کند و آن ها را تا مرز جدایی می برد. از آن جا که بحث سلامت روان برای گروه خانواده و سلامت بسیار بااهمیت است و اغلب خانواده های ایرانی از چنین تعارضاتی رنج می برند، در ادامه سلسله مباحث مربوط به بهداشت روان و خانواده سالم، این بار می خواهیم درباره روش گفت وگو برای رفع تعارضات بین همسران سخن بگوییم. ممکن است بحث ابتدا بسیار بدیهی به نظر برسد زیرا همه ما برای برطرف کردن مشکلاتمان اول گفت وگو می کنیم. اما بسیاری از زوجین که سرانجام پیوندشان به جدایی می انجامد، ادعا می کنند که نتوانسته اند با گفت وگو با هم کنار بیایند و مشکلاتشان را رفع کنند. به راستی چگونه است که گاهی یک مشکل به ظاهر جدی و بزرگ با یک یا ۲ جمله کوتاه قابل رفع شدن است اما یک مشکل کوچک و جزئی با ساعت ها گفت وگو برطرف نمی شود؟ برای شنیدن پاسخ این سوالات از دکتر علی پژوهنده مشاور و روان شناس کمک گرفتیم.وی می گوید: گفت وگو اگر به معنای درست آن انجام شود، مطمئنا به نتیجه خواهد رسید.این نتیجه می تواند به حل مسئله منجر نشود اما حداقل نتیجه آن تخفیف آزردگی و برون ریزی هیجانات می شود و کمک می کند تا با فراغ بال بیشتر و فشار روانی کمتری برای حل آن تلاش کنیم.گفت وگو در واقع باید به گفت و شنود تغییر کند. گفت و شنود یک رابطه ۲ سویه است. یک نفر می گوید دیگری می شنود. فرآیند حل مسئله در گفت و شنود ۲ سویه، میسر است نه این که یک نفر بگوید و خودش هم تصمیم گیری کند. در گفت و شنود هر دو طرف حرف می زنند و شنونده حرف طرف مقابل اند.به این ترتیب گفت و شنود یعنی مسئله را به مشورت دیگران بگذاریم تا آن را حل کنیم. توصیه ما به زوجین این است که نسبت به گفت و شنود دقت به خرج دهند تا بتوانند از آن برای رفع اختلافات خود استفاده کنند. یکی از مهم ترین مهارت های گفت و شنود، هنر گوش کردن است. دقت کنید که گوش کردن با شنیدن تفاوت دارد. ما ممکن است صداهای زیادی را بشنویم در حالی که از آن ها چیزی نمی فهمیم. پس در اولین قدم زوجین باید یاد بگیرند که به حرف همدیگر گوش کنند. رفتارهای غیرکلامی مثل نحوه نشستن، حالات چهره و داشتن تماس چشمی با طرف مقابل در گفت و شنود بسیار موثر است. حالت چهره بسیار مهم است زیرا ناخودآگاه باعث بروز واکنش در طرف مقابل می شود. هنگام گفت و شنود زوجین باید دقت کنند که با هم تماس چشمی داشته باشند نه این که یکی تلویزیون تماشا کند و دیگری در آشپزخانه مشغول کار باشد.به گفته دکتر پژوهنده زمان گفت و شنود باید مطابق با توافق طرفین تنظیم شود. به عبارتی زمانی یک گفت و شنود سالم آغاز می شود و نتیجه می دهد که هر ۲ طرف زمان آن را مناسب ببینند. دومین قدم این است که دو طرف نباید از ۷ عادت مخرب در گفت و شنود استفاده کنند.گفت و شنودی که با انتقاد، سرزنش، تهدید، شکایت، تنبیه، غرزدن و باج دادن همراه باشد، نتیجه ای دربرندارد، در صورتی که اغلب مردم جر و بحث و شکایت کردن را به گفت و شنود تعبیر و تصور می کنند با گفت وگو، مشکل شان رفع نمی شود. در صورتی که آ ن ها نمی دانند از اصول گفت و شنود غافل اند. برای مثال کسی که گفت و شنود را با شکایت آغاز می کند نمی داند که شکایت کردن شامل رفتارهای کلامی و غیرکلامی است. وقتی کسی شکایت می کند لحنش همراه با ناراحتی و آزردگی عمیق است و تلاش می کند با این رفتار همدلی طرف مقابل را برانگیزد در صورتی که فرد مقابل را در حالت دفاعی قرار می دهد. این علایم در گفت و شنود، باعث می شود در واقع جر و بحث شروع شود، نه گفت و شنودی که قرار است به حل مسئله منجر شود یا آزردگی ها را برطرف کند. گفت و شنودی که آکنده از ۷ عادت مخرب باشد، نه تنها مشکلی را رفع نمی کند بلکه به مشکلات می افزاید. نکته مهم این است که شروع خوب گفت و شنود نشان دهنده پایان آن است اگر گفت و شنودی درست آغاز شود و براساس اصول پیش رود بی گمان به حل مسئله کمک می کند. گفت و شنود نباید با «تو» شروع شود و زوجین طی آن رفتارهای نادرست را به طرف مقابل نسبت دهند، بلکه باید بدون پیش فرض نسبت به موضوعی که منجر به بروز مشکل شده است، فقط از احساس خود حرف بزنند.مثلا خانمی را در نظر بگیرید که برخلاف میلش در مقابل یک کار انجام شده قرار گرفته و به همراه خانواده همسرش به مسافرت رفته است. او باید به جای غرزدن و شکایت کردن از احساس خودش حرف بزند. مثلا به همسرش بگوید من از رفتار شما این طور احساس می کنم که نسبت به نظر من بی توجهی کردی. آیا واقعا این طور است؟ خانم نباید از قصد و نیت کاری که موجب دلخوری او شده، از جانب همسرش سخن بگوید. مثلا نباید بگوید تو می خواستی من را تحقیر کنی و غیره. بلکه فقط از احساسش پس از آزردگی سخن بگوید. بیشتر افراد با ذهنیت و پیش فرضی که نسبت به همسر خود دارند گفت و شنود را شروع می کنند و طبیعی است که وقتی حکم صادر می کنند، طرف مقابل حالت تدافعی به خود می گیرد.وی ادامه می دهد: تاکید می کنیم که اگر کسی در شروع گفت و شنود از عادت های مخرب استفاده کند، جملاتش را با «تو» شروع کند و طرف مقابل را تخریب کند، نمی تواند انتظار داشته باشد از این گفت و شنود نتیجه ای حاصل شود. اما اگر شروع گفت و شنود با ابراز احساس فردی، همدلی و احساس نزدیکی با طرف مقابل باشد، نتیجه خواهد داشت، به این ترتیب نقش گوینده در شروع گفت و شنود بسیار مهم است. اگر از رفتار همسرمان ناراحتیم باید احساسمان را درباره رفتار او بگوییم، نه این که نیت وی را برملا کنیم مثلا بگوییم من احساس کردم که رفتار تو تحقیرآمیز است. به این ترتیب جایی برای دفاع طرف مقابل گذاشته ایم اما وقتی می گوییم تو من را تحقیر کردی جایی برای ادامه بحث نگذاشته ایم و حکم ما صادر شده و گفت و شنود نتیجه ای نخواهد داشت.از طرفی در این فرآیند باید شنونده به صورت فعال ۳ مرحله را طی کند. این ۳ مرحله عبارتند از انعکاس، همدلی شناختی- فکری و همدلی عاطفی، منظور از انعکاس همان بازگرداندن است. وقتی نوری به آینه ای می خورد، برگشت می کند اما اگر به سنگ سیاه بخورد، برگشتی ندارد.کسانی که گوش‌کردن را یاد دارند مثل  آینه اند و آن هایی که بلد نیستند مثل سنگ سیاه رفتار می کنند، ما در گفت و شنود به زوجین توصیه می کنیم مثل آینه رفتار کنند. یعنی بازگرداندن قسمتی از جمله گوینده به خودش یا بازگرداندن خلاصه و محتوای حرف طرف مقابل به او. به عنوان مثال می گوییم «اگر منظورت را درست فهمیده باشم...» یا «منظورت این است که...» تنها در این صورت است که طرف مقابل متوجه می شود که حرفش شنیده شده است و ترغیب می شود که ادامه دهد.البته انعکاس باید به موقع و به جا باشد، یعنی باید به طرف مقابل اجازه داد حرفش تمام شود بعد واکنش نشان داد اگر گوینده واکنش ما را تایید کرد باید بگوییم «می خواهی چیز دیگری هم اضافه کنی» و اگر تایید نکرد باید پرسید «می توانی منظورت را واضح تر بگویی». به این ترتیب طرف مقابل مجاب می شود که حرفش را ادامه دهد و ترغیب می شود هیجانات خود را ابراز کند، مرحله بعد، همدلی فکری و شناختی است. به عنوان مثال خانمی را در نظر بگیرید که از رفتار خانواده همسرش به شدت ناراحت است در چنین شرایطی طرف مقابل بهتر است پس از گوش کردن بگوید اگر درست فهمیده باشم کاری که خانواده من کرده اند از نظر شما درست نبوده و باعث ناراحتی شما شده است. ما به این می گوییم ابراز همدلی فکری- شناختی، یعنی با ذهنیت و فکر طرف مقابل همدلی کرده ایم ضمن این که او را تایید یا رد نکرده ایم. جبهه گیری در چنین شرایطی اصلا صحیح نیست در همدلی شناختی- فکری با فکری که به ذهن طرف مقابل رسیده، همدلی می کنیم اما آن را رد یا تایید نمی کنیم و سپس با احساس او همدلی می کنیم یعنی به احساس او که ناراحتی یا آزردگی یا هر چیز دیگری است احترام می گذاریم.او تاکید می کند: در فرآیند گوش دادن، به احساس، باید به ایده و فکری که در ذهن همسرمان وجود دارد دقت کنیم، نه به جوابی که قرار است به او بدهیم. در بسیاری از اوقات، ما موقع گوش دادن فکر می کنیم که چه جوابی به همسرمان بدهیم. وقتی همسرمان حرف می زند فکر می کنیم که چطور با جواب او را گیر بیندازیم و وقتی حرف می زنیم، تلاش می کنیم فکر او را بخوانیم و پیش از آن که جواب را بشنویم، ذهنیت او را به زبان آوریم. دقت کنید که فرآیند گفت و شنود نیازمند تمرین است و با یک بار انجام آن ممکن است نتیجه دلخواه به دست نیاید. نتیجه گیری پس از گفت و شنود هم بسیار مهم است، گاهی اوقات زوجین باید نتیجه گفت و شنود را در مقاطع مختلف به هم یادآوری کنند تا اگر یکی از طرفین آن را فراموش کرده است، به خاطر بیاورد، زوجین نباید تلاش کنند در گفت و شنود از یکدیگر نقطه ضعف بگیرند بلکه باید برای حل مسئله بکوشند.وی درباره آشنایی یکی از زوجین با اصول اولیه گفت و شنود و غفلت دیگری و نداشتن مهارت کافی توضیح می دهد: استفاده از عادت های مثبت توسط یکی از زوجین در گفت و شنود بی نتیجه نیست اما چه بهتر است هر دو با هم این عادت ها را داشته باشند زوجین باید بتوانند از خلاقیت خود در گفت و شنود استفاده کنند و با تصمیم های جدید، شیوه های نوین مذاکره و روش های مختلف و جمله های جدید سعی کنند در گفت و شنود به نتیجه برسند.