ارتباط مؤثر هوش فرزندان را افزایش می دهد برقراری ارتباط خوب و مؤثر بین والدین و کودکان بر رشد هوشی، عاطفی و ... کودکان تأثیر به سزایی دارد. کودکان از لحاظ عاطفی و فیزیکی نیازمند حمایت خانواده هستند و به گفته روان شناسان، افرادی که نیازهای عاطفی آن ها در محیط گرم خانواده به طور طبیعی، سالم و کامل تأمین شده است، توانایی برقراری ارتباط سالم با دیگر هم نوعان خود را دارند و از هوش بیشتری برخوردار هستند. برخی والدین به علت هزینه های بالا و شرایط سخت زندگی مجبورندساعت های زیادی از روز را بیرون از منزل کار کند و ارتباط چندانی با فرزندانم ندارند گاهی اضافه کاری و خستگی مفرط فرصت ارتباط مؤثر و مناسب با فرزندان و در کنار هم بودن را از انسانها گرفته است. درمواردی که ارتباط بین همسران با فرزندان مانند دوستان صمیمی است و سعی می کننددر همه موارد آن ها را درک کنیم تا همیشه احساس آرامش کنند. وی ادامه می دهد: خوشبختانه ارتباط خوب و عاطفی بین ما اثرات خوبی در پیشرفت تحصیلی، رشد عاطفی و اجتماعی آن ها داشته است. »مهتاب عظمی« هم می گوید: با وجود مشغله کاری زیاد سعی می کنم با ارتباط خوب و مؤثر با فرزندانم و فراهم کردن محیطی گرم و سرشار از آرامش در محیط خانواده، فرزندانم را به برقراری رابطه صمیمی و علاقه مندی به خانه و خانواده ترغیب کنم. وی اضافه می کند: ارتباط دوستانه و محبت آمیز من و همسرم نیز باعث شده فرزندانمان احساس شادابی و آرامش داشته باشند و تمام مسائل و مشکلاتشان را با ما در میان بگذارند. یک کارشناس ارشد علوم اجتماعی در این باره می گوید: کودکانی که مراحل رشد خود را در کنار خانواده و در محیطی بی دغدغه و آرام می گذرانند فرصت کافی و لازم برای پیشرفت های هوشی رشد همه جانبه به دست خواهند آورد. »اعظم اکرمی« می افزاید: وجود تنش در محیط خانواده باعث سلب آرامش کودک می شود و تمام قوای جسمی و فکری او را متمرکز یافتن محیط امن دیگری می کند. وی تصریح می کند: در روان شناسی جدید به ارتباط های دیداری و چشمی تأکید بسیاری شده است. نگاه محبت آمیز والدین به فرزندان، قلب کودکان را سرشار از آرامش، محبت و اطمینان می کند. وی با بیان این که کودکان به صحبت کردن نیازمندند عنوان می کند: کودکان دوست دارند صحبت کنند و از شادی ها، غم ها، آرزوها و نگرانی های خود بگویند و با این روش به آرامش دست پیدا کنند و دغدغه های بی مورد ناشی از بی تجربگی در آن ها به مرور زمان رفع شود. وی اظهار می دارد: تنبیه چشمی و دیداری نیز بیشتر و زودتر از تنبیهات بدنی و جسمی کودکان را متأثر می سازد. کودکانی که مورد تنبیه بدنی سخت قرار می گیرند؛ عصبی، ناآرام، بی اعتماد، گستاخ و ترسو بار می آیند و از نظر هوشی و عاطفی از حد معمول پایین تر هستند. وی یادآور می شود: در گذشته های نه چندان دور که خانواده گستردگی بیشتری نسبت به امروز داشت کودکان در کنار سایر اعضای خانواده به رشد عاطفی و هوشی طبیعی دست پیدا می کردند اما امروزه با کوچک شدن ابعاد خانواده با این که کودکان به والدین وابسته تر شده اند و به برقراری ارتباط با آن ها بیشتر نیاز دارند، ولی حضور گرم و موثر پدر و مادر را کمتر احساس می کنند. »اکرمی« می گوید: با رشد صنعت و فناوری و افزایش هزینه های زندگی، بیشتر والدین در محیط بیرون از خانه مشغول کار هستند و فرصت بسیار کمی را با فرزندان خود می گذرانند و کودکان نیز یا در منزل تنها هستند و یا وقت خود را در مهدهای کودک می گذرانند. وی می افزاید: کودکان، حضور کم رنگ والدین خود را در طول روز احساس می کنند و انتظار دارند با ورود آن ها به منزل، این خلاء جبران شود و والدین هم می خواهند در زمان حضور در کنار کودکان، به همه خواسته های آن ها پاسخ دهند و میزان محبتشان را به آن ها ثابت کنند. وی تصریح می کند: در محیط آرام و بدون تنش و دغدغه، کودکان شاد، با هوش و سالم بار می آیند ولی محیط ناآرام خانواده، کودکان را از پرداختن به بازی ها و فعالیت های سالم باز می دارد و آن ها را منزوی و مضطرب بار می آورد. وی عنوان می کند: اگر کودک نتواند ارتباط خوبی با والدین برقرار کند و صحبت هایش را با آن ها در میان بگذارد، سرخورده و ناراحت می شود و به دنبال هم صحبت و همدم در خارج از محیط خانه می گردد و این اولین و مهم ترین خطری است که کودکان را تهدید می کند و به سوی محیط های ناامن و ناسالم اجتماعی سوق می دهد. به گفته وی کودکی که از نظر عاطفی تأمین شده باشد محبت را بیرون از محیط خانواده جستجو نمی کند و خانواده را محرم راز خود می داند. وی اظهار می دارد: ایجاد فرصت مناسب برای صحبت کردن با کودکان، نوازش کردن، فراهم کردن شرایط بازی، قصه گویی، برقراری ارتباط چشمی، احساس هم دردی و ابراز محبت می تواند به برقراری ارتباط بهتر و مؤثر والدین و کودکان کمک کند. »اکرمی« می گوید: گفتن قصه به خصوص قبل از خواب باعث رشد قوه تخیل کودک می شود و به کودک آرامش می دهد. وی می افزاید: اگر کودک اجازه بیان خواسته ها، نیازها و عواطفش را نداشته باشد در بزرگسالی هم نمی تواند به راحتی با اطرافیانش ارتباط برقرار کند و روابط اجتماعی ضعیفی خواهد داشت. به گفته وی توجه و محبت به کودکان هم از اهمیت به سزایی برخوردار است زیرا اگر کودک احساس کند به او توجه نمی شود، احساس پوچی و بی ارزشی در او رشد می کند که این احساس آسیب های جدی و جبران ناپذیری به زندگی او وارد می کند. وی توصیه می کند: شرکت والدین در جلسات مشاوره ای و گفت و گوی خانواده برای کسب تجربه و آگاهی بیشتر و مشارکت فرزندان در تصمیم گیری های خانواده برای تقویت مهارت برقراری ارتباط مؤثر ضروری است و بسیاری از مشکلات خانواده ها را می توان با شناخت ویژگی های مراحل مختلف رشد کودک کنترل کرد.