سیاه و سفید
چشم زیبا
زیبایی قبل از آن که در بیرون جلوه گری کند در چشم آدم هاست و به دیگر عبارت، زیبایی قبل از آن که در جهان آدم ها باشد، در جان آدم ها وجود دارد. لذا آدم هایی که نگاهی زیبا و جانی زیباتر دارند، جهان را و آن چه را در آن است زیبا می بینند و نگاهشان شرح این بیت شعر است که:
... جهان چون خط و خال و چشم و ابروست
که هرچیزی به جای خویش نیکوست...
نگاه زیبا بین در جهان زشتی نمی بیند. بلکه آن را عارضه ای می داند که گاه چهره می کند اما باز می میرد چه در این جهان جایی برای زشتی ها نیست یعنی زشتی ها می آیند اما ماندگار نیستند، کف روی آب هستند حال آن که اصل آب زلال است و زلال نیز در جاری آب می ماند...
آدم هایی که نگاهی زیبا دارند، آدم ها را زیبا می بینند، دست یاری شان را می فشارند، اگر یاری بخواهند، برادروار پای به میدان کمک می گذارند و وقتی دست ها به یاریشان دراز می شود هم، زیبایی محبت را و لطف خداوندگار مهرآفرین را شاکرند. اینان از هر آن چه می بینند لذت می برند. لذت تماشای زیبایی ها، جانشان را پر از طراوت و تازگی و فرح می کند، لحظات فرحناک آنان هم به آرامش تبدیل می شود آرامشی دریاگونه که موج ها هم آن را زیباتر می کنند. آرامش که آمد، آسایش هم معنا پیدا می کند. وقتی هم که این آدم ها در جامعه فراوان می شوند باز آرامش و زیبابینی فراوان تر می شود. اصلا در اصلاح نگاه اجتماعی ، هر انسان زیبااندیش مثل «صفر» است که وقتی در کنار «عدد صحیح» قرار می گیرد قدرت آن را ده برابر می کند. به باور من هر آدم زیبااندیش در لطیف کردن فضای جامعه و توسعه نگاه اصلاح شده چنین نقشی دارد و مثل نور می ماند که روشنی از آن می تراود. برعکس نگاه زشت اندیش جز سیاهی و تباهی ثمری ندارد. به نظر من برای اصلاح هر جامعه اول باید نگاه آحاد آن را اصلاح کرد و آن «خودزیبای» هر آدمی را به او شناساند تا دیگر گرد زشتی نگردد. به راستی وقتی کسی با «کت وشلوار نو» روی خاک نمی نشیند، با «جامه سفید» نزدیک «سیاهی» نمی رود آیا با نگاه زیبا و ذهن زیبا و ... روی از زشتی ها برنخواهد گرداند؟ ما اگر می خواهیم افراد را به رعایت قانون ملزم کنیم اول نگاه زیبابین آنان را باید تقویت کنیم، باید زیبایی های قانون را فرا دیدشان بگذاریم، آن وقت حضور زیبا و اثرگذار قانون را در جامعه شاهد خواهیم بود.تازه زیبایی اخلاقی چنان زمین و زمان را بهار خواهد کرد که همیشه زیبایی وجه غالب پندار و گفتار و کردار مردمان باشد، یعنی جایی که قانون هم دسترسی ندارد و آن سوی مرز قانون هم جز زیبایی نباشد. این نتیجه بهار اخلاقی است. بهاری که پاییز را هیچ گاه به رسمیت نمی شناسد و همواره به شکوفاشدن گل می اندیشد...
پس پشت هر کردار زیبا، یک نگاه زیباست. اگر به توسعه زیبایی می اندیشیم باید به تکثیر و تعمیق نگاه زیبا توجه کنیم.