هنر نمایش‌ در زندگی‌:

تجربه‌ آموزگارانی‌ که‌ با چند نسل‌ از کودکان‌ و نوجوانان‌ علاقه‌مند به‌ هنر، به‌ کار آموزش‌ و آفرینش‌ هنر پرداخته‌اند، گویای‌ این‌ واقعیت‌ است‌ که‌ آن‌دسته‌ از افراد جامعه‌ که‌ در دوره‌ای‌ از دوران‌ کودکی‌ یا نوجوانی‌ِ خود، و یا در برهه‌ای‌ از زندگی‌ خود، نوعی‌ فعالیت‌ هنری‌ داشته‌اند، و به ‌عبارت‌ دیگر به‌ نحوی‌ در مسیر وزش‌ نسیمی‌ از هنر بوده‌اند، در دوران ‌دیگر زندگی‌، به‌ نسبت‌ افراد همسان‌ خود، کمتر دچار نامتعادلی‌ها، ناهنجاری‌ها و ارتکاب‌ تخلفات‌ اخلاقی‌، اجتماعی‌ و قانونی‌ شده‌اند.

به‌ عنوان‌ مثال‌: کارگر کارخانه‌ای‌ که‌ در دوران‌ کودکی‌ یا نوجوانی‌ فعالیت‌ هنری‌ داشته‌ است‌، اقدام‌ به‌ خراب‌ کردن‌ دستگاه‌ها و ماشین‌های‌ موجود در زنجیره‌ تولید کارخانه‌ -به‌ هر دلیل‌- نمی‌کند. چگونگی‌ و رَوند کار دستگاه‌های‌ زیر دست‌ خود را بهتر درک‌ می‌کند و در نگهداری‌ آنها دقت‌ عمل‌ بیشتری‌ به‌ خرج‌ می‌دهد. همچنین‌ مناسبات‌ حاکم‌ بر عوامل‌ انسانی‌ کارخانه‌ را بهتر تحلیل‌ می‌کند و لذا از فشارهای‌ عصبی‌ و رنج‌های‌ غیرمنطقی‌ مصون‌ می‌ماند. نگاه‌ زیبایی‌شناسانه‌ او (که‌ بر اثر فعالیت‌ هنری‌ پرورش‌ یافته‌) به‌ اندازه‌ مقدور، بر تولیدات‌ او و در نهایت ‌تولیدات‌ کارخانه‌ اثر مثبت‌ می‌گذارد. مسائل‌ بهداشتی‌ کار را بهتر و بیشتر رعایت‌ می‌کند، و آمادگی‌ و گرایش‌ به دوستی‌ و صمیمیت‌ با دیگران‌ را راحت‌تر و بهتر دارد.
یا آن‌ دسته‌ از رانندگان‌ تاکسی‌ که‌ در کودکی‌ و نوجوانی‌ فعالیت‌ هنری‌ داشته‌اند، احساس‌ عاطفی‌ بیشتری‌ نسبت‌ به‌ مسافران‌ کهنسال‌، کودک‌ان، بیماران و یا مجروحان‌ دارند و لذا تعهد بیشتری‌ در یاری‌ رسانی به‌ آنان‌ احساس ‌می‌کنند. و نیز اتومبیل‌ آنان‌ از پاکیزگی‌ بیشتر، و حتی‌ گاه‌ از آرایش‌ چشم‌نوازی‌ برخوردار است‌. همچنین‌ به‌ دلیل‌ درک‌ چگونگی‌ کارکرد موتور و همچنین‌ درک‌ زحمات‌ انسان‌های‌ گوناگون‌ در روند تولید یک ‌محصول‌، در نگاهداری‌ اتومبیل‌ خود کوشاتر هستند و در نتیجه‌ اتومبیل ‌آنان‌ از فرسودگی‌ کمتری‌ برخوردار می‌گردد.

همچنین‌ در افراد شاغل‌ در بخش‌های‌ گوناگون‌ِ دیگرِ تولید و خدمات ‌ِاجتماعی‌ نیز این‌ دو مثال‌ صادق‌ است‌. نمونه‌اش‌ زنان‌ خانه‌داری‌ که‌ علاوه‌ بر استفاده از ذوق‌ هنری خود‌، آموخته‌های‌ هنری‌ خود را در همه امور زندگی‌، از تهیه‌ و دوخت‌ پوشاک‌ برای‌ خود و فرزندان‌ تا تزئین‌ منزل‌- هر چند فقیرانه‌- به‌طور خودآگاه‌ و ناخودآگاه‌ به‌ کار می‌بندند.

تأثیر هنر نمایش‌ بر شخصیت‌:
فعالیت‌های‌ هنری‌ و به‌ویژه‌ نمایشی‌ باعث‌ رشد جنبه‌های‌ مثبت‌ شخصیت‌ فردی‌ و اجتماعی‌ کودک‌ و نوجوان‌ می‌گردد. از جمله‌:
- تقویت‌ روحیة‌ انتقادی‌ و انتقادپذیری‌.
- تقویت‌ حس‌ تعهد انجام‌ خدمت‌ به‌ عنوان‌ خدمت‌ متقابل‌ (به‌جامعه‌).
- کسب‌ تجربه‌ در انجام‌ کار گروهی‌ و لذا اعتقاد به‌ نتیجة‌ مفید و مثبت‌ آن‌.
- تقویت‌ حس‌ جمع‌گرایی‌ و تضعیف‌ روحیة‌ انزواطلبی‌ و خصلت‌ کم‌رویی‌.
- شناخت‌ روش‌ها و ابزارهای‌ ایجاد ارتباطات‌ صحیح‌ انسانی‌ وگسترش‌ آن‌.
- تقویت‌ فن‌ بیان‌ به‌ عنوان‌ یکی‌ از ابزارهای‌ مهم‌ ارتباط‌.
- بهره‌گیری‌ آگاهانه‌ از زبان‌ به‌ عنوان‌ یک‌ عامل‌ مهم‌ ارتباط‌ (به‌خاطر سخن‌گفتن‌ صحیح‌، رعایت‌ ایجاز و انتخاب‌ کلمات‌ مناسب‌تر در بیان ‌مطالب‌ و گفتگوها).

جالب‌ توجه‌ اینکه‌ این‌ فعالیت‌ها ثمره‌ای‌ دو سویه‌ دارد. یک‌ سوی‌ آن ‌خود کودکان‌ و نوجوانانی‌ هستند که‌ در روند آفرینش‌ و تولید و ارائه‌ اثر هنری‌، خودشان‌ به‌ آن‌ دست‌ می‌یابند؛ در سوی‌ دیگر مخاطبین‌ (تماشاگران‌) هستند که‌ بدون‌ شک‌ با پیامی‌ که‌ از اثر هنری‌ دریافت‌ می‌کنند، از این‌ ثمره‌ بهره‌مند می‌شوند. و چون‌ بارزترین‌ و مهم‌ترین‌خصلت‌ یک‌ اثر هنری‌ و از جمله‌ نمایش‌، «نقد» می‌باشد (اعم‌ از نقد افراد جامعه‌، خود جامعه‌، یا مناسبات‌ حاکم‌ بر جامعه‌)؛ لذا توسط‌ اثر هنری‌ در رفتارهای‌ فردی‌ و اجتماعی‌ انسان‌های‌ جامعه‌ نوعی اصلاح‌ صورت‌ می‌گیرد که‌ اگر چه‌ گاهی‌ نمود آنی‌ ندارد و تأثیر آن‌ در کوتاه‌مدت‌ آشکار نمی‌شود، اما قابل‌ انکار نیز نیست‌.

بنابراین‌ اصلاح‌ رفتارهای‌ فردی‌ و اجتماعی‌ ناشی‌ از هنر، به‌ دو نوع ‌سود فراوان‌ می‌انجامد؛ یکی‌ اینکه‌ از زیان‌های‌ مادی‌ و معنوی‌ افراد و جامعه‌ در زمان‌ حال‌ -در حد مقدور- جلوگیری‌ می‌شود، دیگر اینکه ‌سود مادی‌ و معنوی‌ حاصل‌ از فعایت‌های‌ هنری‌ و نمایشی‌، (توسط‌ آفرینندگان‌ و مخاطبین‌ امروز آثار هنری‌) از زیان‌های‌ آینده‌ می‌کاهد. مثلاً از تخریب‌ یا فرسودگی‌ زودهنگام‌ لوازم‌ مربوط‌ به‌ مراکز عمومی‌ و متعلق‌ به‌ عموم‌ کاسته‌ می‌شود، از میزان‌ اختلافات‌، دعواها و تنش‌های‌ اخلاقی ‌و فرهنگی‌ در میان‌ افراد جامعه‌ می‌کاهد، رعایت‌ مسائل‌ بهداشتی‌ و ایمنی‌ مربوط‌ به‌ خانواده‌ و محل‌ کار را افزایش‌ می‌دهد، رعایت‌ عدالت‌، وجدان‌ کاری‌ و انضباط‌ اجتماعی‌ را اشاعه‌ می‌دهد؛ که‌ همه‌ اینها موجب‌ سودهای‌ معنوی‌ و مادی‌ برای‌ خود افراد، و موجب‌ سودهای‌ اقتصادی ‌چشمگیر‌ برای‌ کشور خواهند بود.

زیرا از تعداد نیروهای‌ انسانی‌ و هزینه‌های‌ مراکز انتظامی‌ و درمانی‌ کاسته‌ می‌شود. از تعمیرات‌ زود به‌زود ماشین‌آلات‌، لوازم‌ و ابزارآلات‌ عمومی‌، جایگزینی‌ قطعات‌ یدکی‌ مربوط‌، و در نتیجه‌ از هدر رفتن‌ سرمایه‌ ملی‌ کاسته‌ می‌شود. به‌ دلیل‌رعایت‌ اصول‌ اخلاقی‌ و اشاعه‌ وجدان‌ کاری‌ و توجه‌ به‌ عدالت‌، به‌ تولید ملی‌ و لذا میزان‌ خودکفایی‌ و درآمد سرانه‌ و درآمد ارزی‌ افزوده‌ می‌شود. و از همه‌ مهمتر از بروز تنش‌هایی‌ که‌ از نظر روانی‌ و اخلاقی‌ به‌ فجایع‌ جبران‌ناپذیر می‌انجامد که گاه باعث‌ می‌شوند انسان‌های‌ بی‌شماری‌ به‌خاطر قرارگرفتن‌ در این‌ دایره‌های‌ فرساینده‌ روح‌ و روان‌، از دایره‌های‌ فعال‌ و بانشاط‌ زندگی‌ و امید خارج‌ بشوند، جلوگیری‌ می‌کند.

برای‌ توجه‌ به‌ اهمیت‌ فعالیت‌های‌ هنری‌ کودکان‌ و نوجوانان‌، همین‌ مثال‌ها کافی‌ است‌ تا بر لزوم‌ سرمایه‌گذاری‌ اقتصادی‌ و تأمین‌ نیروی‌ انسانی‌ متخصص‌ و آگاه‌ توسط‌ دولت برای‌ گسترش‌ اینگونه‌ فعالیت‌ها‌، و لزوم‌ توجه‌ جدی‌ بر هنر نمایش‌ توسط‌ خانواده‌ها و مدرسه‌ها تأکید شود؛ و نیز این‌ مَثَل‌ یادآوری‌ گردد که‌ یک‌ تومان‌ سرمایه‌گذاری‌ امروز برای‌ گسترش‌ فعالیت‌های‌ هنری‌ و نمایشی‌، مانع‌ صد تومان‌ زیان‌ در زندگی ‌ِفرد و جامعه‌ فردا خواهد بود.

هدف‌ اصلی‌:
اما با وجود سودمندی‌هایی‌ که‌ از هنر نمایش‌ برشمرده‌ شد، یادآوری ‌می‌شود که‌ هدف‌ از تأکید بر لزوم‌ فعالیت‌های‌ نمایشی‌ توسط‌ کودکان‌ و نوجوانان‌، خلاقیت‌، آفرینشگری‌ و تمرین‌ آن‌ است‌؛ نیرویی‌ که‌ به‌ دلایل‌گوناگون‌ در نهاد گروه‌هایی‌ از کودکان‌ و نوجوانان‌ دیروز ما‌ رشد نکرد و در اندیشه‌ بسیاری‌ از کودکان‌ و نوجوانان‌ امروزمان‌ نیز هنوز جوانه‌ نزده ‌است‌ و یا نمود ندارد‌؛ نیرویی‌ که‌ روییدن‌ و بودنش‌ می‌تواند آغازی‌ باشد برای‌ تولید و باروری‌ فرهنگ‌ تولید؛ یعنی‌ همان‌ پدیده‌ فرخنده‌ای‌ که‌ کشور ما به‌ آن‌ نیازمند است‌ تا از برکت‌ و رحمت‌ وجود آن‌، مردمان‌ بتوانند برای ‌سعادت‌ و نیکبختی‌ خود و کودکان‌ و نوجوانانشان‌؛ به‌ تن‌ و جانشان ‌سلامتی‌ بیشتر، به‌ روح‌ و روانشان‌ شادابی‌ و نشاط‌ بیشتر، به ‌دست‌هایشان‌ گشادگی‌ بیشتر، و به‌ خانه‌ و زندگی‌شان‌ آرامش‌ و رفاه‌ بیشتر ببخشایند.

تأثیر هنر نمایش‌ بر میل‌ به‌ آفرینش‌ و افزایش‌ توان‌ آفرینش‌:
باری‌؛ هدف‌ اصلی‌ از تشویق کودکان و نوجوانان به فعالیتهای هنری و نمایشی، این‌ نیست‌ که‌ به‌ آنان‌ بیاموزیم‌ که‌ چگونه‌ می‌توانند وقتی‌ بزرگ‌ شدند بازیگر نمایش‌ بشوند. حتی‌ این‌ هم‌ نیست‌ که‌ بیاموزند چگونه‌ نمایشنامه‌ای‌ را که‌ به‌ آنان‌ پیشنهاد یا تحمیل‌ شده‌، با تمرین‌های‌ خسته‌کننده‌ آماده‌ کنند و برای‌ نشان‌ دادن‌ به‌ دیگران‌ اجرا نمایند. نه‌. هدف‌ این‌ است‌ که‌ بیاموزند چگونه‌ می‌توانند از میان‌ وظایف‌ گوناگونی‌ که‌ برای‌ آفرینش‌ و آماده‌سازی‌ یک‌ نمایش‌ لازم‌ است‌، وظیفه‌ای‌ را در کنار دوستان‌ یا همکلاسی‌های‌ خود به‌ عهده‌ بگیرند و برای‌ آفرینش‌ یک‌ نمایش‌ که‌ کاری‌ است‌ گروهی‌، مشارکت‌ نمایند. زیرا آنچه‌ که‌ در نمایش‌ کودک‌ و نوجوان‌ از اهمیت‌ بیشتری‌ برخوردار است‌، آفرینش‌ و مشارکت‌ در روند آفرینش و آماده‌سازی‌ یک‌ نمایش‌ است‌، نه‌ اجرای ‌آن‌.

در چنین‌ صورت‌ نمایش‌هایی‌ که‌ آفریده‌ می‌شوند، از دو منظر ارزشمندتر و جذاب‌تر هستند؛ یکی‌ اینکه‌ همه‌ چیز نمایش‌ را -از آغاز تاسرانجام‌ آن‌، از انتخاب‌ موضوع‌ تا پرورش‌ طرح‌ و قصّه‌ و روش‌ آفرینش‌ و آماده‌سازی‌ نمایش‌ را خودشان‌ به‌ عهده‌ داشته‌اند؛ دوم‌ اینکه‌ همه‌ چیز آن ‌نمایش‌ متعلق‌ و مربوط‌ به‌ خودشان‌ و مسائل خودشان است‌. و هنگامی که کودکان و نوجوانان زندگی شخصی، تحصیلی، خانوادگی و یا اجتماعی خود را به نمایش می گذارند، بی شک آن را نقد نیز می کنند. یعنی‌ ابراز نظرها، احساس‌ها، آرزوها، آرمان‌ها و کشف‌های‌ خودشان‌ را نیز مطرح می کنند. بنابراین‌ وقتی‌ انتخاب‌ موضوع‌ توسط‌ خودشان باشد و از خودشان؛ دیگر در نمایش از دیگران‌ هم‌ تقلید نمی‌کنند. حتی‌ اگر نمایشی‌ را فراهم‌ و اجرا کنند که‌ شخصیت‌ها و موضوع‌ و ماجرای‌ آن‌،ظاهراً دور از مسائل‌ آنان‌ باشد؛ چون‌ خودشان‌ انتخاب‌ کرده‌اند؛ لذا آن ‌نمایش‌، نمایش‌ بچه‌ها و آفریده‌ آنان‌ محسوب‌ می‌گردد. در غیر اینصورت‌ حرف‌ بزرگ‌ترها را زده‌اند و موجبات‌ رضایت‌ و تأیید بزرگان‌ را فراهم ‌کرده‌اند. اما اگر حرف‌ و موضوع‌ از آنان‌ باشد، حتی‌ اگر مورد پسند ما نیز قرار نگیرد -که‌ معمولاً قرار می‌گیرد- باز هم‌ نمایش‌ کودکان‌ است‌ و ویژگی‌ها و اعتبار یک‌ نمایش‌ کودکان‌ را خواهد داشت‌.

در چنین‌ نمایش‌هایی‌ نقش‌ مربی‌ِ آنان‌ نیز اهمیت‌ واقعی‌ و آفرینشگرانه‌ خود را نشان‌ می‌دهد. چون‌ مربی‌ دیگر نقش‌ معلم‌ اخلاق‌ را ایفا نخواهد کرد. بلکه‌ روش‌هایی‌ برای‌ بیان‌ بهتر و اجرای‌ بهتر ‌نمایش‌ موردِ انتخاب‌ بچه‌ها را پیشنهاد خواهد کرد و ناظر به‌ انجام‌ بهترِ رَوَندِ آن‌ خواهد بود. و در همین‌ جاست‌ که‌ تخصص‌ مربی‌ نمایش‌ در یک‌ مدرسه‌ ارزش‌ خود را نشان‌ می‌دهد و تفاوت‌های‌ جدی‌ و تأثیرگذار او با مربی‌ غیر آگاه‌ و غیر متخصص‌ آشکار می‌شود.