زندگی بشر از بدو خلقت تحت تاثیر دو عامل مهم شب و روز بوده است. مشاهده علامت شب (تاریکی) به سر پناه خود روی می‌آورد و با آشکار شدن صبح و روشنایی به سوی تلاش و فعالیت می‌شتابد.

خدای متعال از دو عامل فوق به عنوان نعمتی بزرگ یاد می‌کند و در کنار سایر نعمتهایش می‌فرماید:"و جعلنا اللیل لباسا و جعلنا النهار معاشا" (یعنی شب را برای شما پوششی قرار دادیم و روز را برای معاش شما قرار دادیم.) این عملکرد فطری در انسان بیانگر این است که انسان ناخودآگاه تحت تاثیر رنگها قرار می‌گیرد و با کشیده شدن پرده آبی تیره بر آسمان احساس نیاز به استراحت و آرامش در او به وجود می‌آید؛ و با طلوع صبح و آشکار شدن نور و روشنایی زرد رنگ به انسان نیروی تکاپو و فعالیت دست می‌دهد. بنابراین پیشینه شناخت رنگها و احساس نیاز به آنها به صورت تکوینی در خلقت وجود داشته است.

از این رو خداوند رنگها را صفت مشترک بین موجودات اعم از زنده و غیر زنده قرار داده و می‌فرماید: "آیا ندیدی که خدا باران را از آسمان فرود آورد و با آن انواع میوه‌های گوناگون و رنگارنگ پدید آورد و در زمین کوهها و طرق زیاد و اصناف و رنگهای مختلف سفید، سرخ، سیاه خلق فرمود و از اصناف انسان (مرد و زن) و اجناس حیوانات نیز به همین گونه مختلف آفرید".

خداوند متعادل در آیه مذکور به وسیله رنگها و تنواع موجودات جاندار و بی‌جان توجه انسان را به مساله توحید جلب می‌کند تا نشانگر این باشد که چگونه از آب بی‌رنگ صدها هزاران رنگ پدید آورده و از عناصر محدود و معین موجودات کاملا متنوع و زیبا را آفریده است. جهت تبیین شگفتی رنگها، به خواص آنها از منظر آیات و روایات اشاره می‌کنیم.

خواص رنگ سبز

در قرآن کریم، از میان همه رنگها به رنگ سبز به عنوان رنگ لباس بهشتیان معرفی شده است: "ویلبسون شباباًَ خضراً من سندس و استبرق" لباسهای سبز حریر و دیبا بپوشند.

  • مسرّت بخشی و شادآورد بودن

اگر آب مایه حیات است، رنگ سبز نشانگر طراوت و زندگی می‌باشد چرا که طبیعت با این رنگ لباس حیات به تن می‌کند. خداوند متعال این شگفتی را به صورت زیبا ترسیم کرده و می‌فرماید:
"و جعلنا من الماء کل شیء حی"یعنی به وسیله آب هر چیزی را زنده قرار دادیم.
"فاخرجنا به نبات کل شیء فاخرجنا منه حقیراء" ‌به وسیله آب هر گونه گیاه برآوردیم و از آن گیاه جوانه سبزی خارج ساختیم.

رنگ سبز، رنگ گیاهان وطبیعت است و خداوند آنها را مظهر مسرت و شادی معرفی می‌کند: "فأنبتنا به حدائق ذات بهجة" پس به وسیله آب باغهای بهجت انگیز رویانیدیم. در تعریف بهجت آورده که البهجة حسن اللون و ظهور السرور فیه" بهجت بهترین رنگ است و شادی و نشاط در آن ظهور دارد.
امام صادق علیه السلام در بیان خاصیت رنگ سبز می‌فرماید:"سه چیز غم و غصه را از بین می برد 1- آب 2- رنگ سبز 3- خوشرویی.
* تقویت تحمل پذیری و صبر
امروزه علم با گذشت قرنهای متمادی خاصیت تقویت تحمل پذیری این رنگ را اثبات کرده است. دانشمندان جهت اثبات این امر آزمایشی را به شرح زیر بر روی کارگران انجام دادند.

کارگران را به دو گروه تقسیم کردند، به گروه اول صندوقهای سبز و به گروه دوم صندوقهای سیاه رنگ جهت حمل دادند. کسانی که صندوقهای سبز را حمل می‌کردند بدون هیچ گونه شکایتی با صبر و حوصله کار خود را به اتمام رسانند، ولی حمل کنندگان صندوقهای سیاه هموزن با صندوقهای سبز از خستگی زیاد، کمردرد، ناراحتی کلیه و ... شکایت می‌کردند. علاوه بر اینکه این رنگ بر سلامتی روح انسان تاثیر دارد، بر رشد و سلامتی جسم نیز موثر است.

یافته‌های دانشمندان

با توجه به یافته‌های دانشمندان می‌توان به موارد زیر به عنوان فواید دیگر سبز اشاره کرد.
تسکین درد میگرن، از بین بردن بی‌خوابی، پایین آوردن فشار خون، درمان یا تسکین بعضی از بیماریهای عصبی، بالابردن ادراک.
خواص مثبت این رنگ تا زمانی است که از 200 لوکس تجاوز نکند، بنابراین رنگ سبز گیاهان بهترین و معتدل ترین نوع این رنگ است، و تمام خواص فوق را دارد.

 


زندگی بشر از بدو خلقت تحت تاثیر دو عامل مهم شب و روز بوده است. انسان با مشاهده علامت شب (تاریکی) به سر پناه خود روی می‌آورد و با آشکار شدن صبح و روشنایی به سوی تلاش و فعالیت می‌شتابد.

خدای متعال از دو عامل فوق به عنوان نعمتی بزرگ یاد می‌کند و در کنار سایر نعمتهایش می‌فرماید:"و جعلنا اللیل لباسا و جعلنا النهار معاشا" (یعنی شب را برای شما پوششی قرار دادیم و روز را برای معاش شما قرار دادیم.) این عملکرد فطری در انسان بیانگر این است که انسان ناخودآگاه تحت تاثیر رنگها قرار می‌گیرد و با کشیده شدن پرده آبی تیره بر آسمان احساس نیاز به استراحت و آرامش در او به وجود می‌آید؛ و با طلوع صبح و آشکار شدن نور و روشنایی زرد رنگ به انسان نیروی تکاپو و فعالیت دست می‌دهد. بنابراین پیشینه شناخت رنگها و احساس نیاز به آنها به صورت تکوینی در خلقت وجود داشته است.

از این رو خداوند رنگها را صفت مشترک بین موجودات اعم از زنده و غیر زنده قرار داده و می‌فرماید: "آیا ندیدی که خدا باران را از آسمان فرود آورد و با آن انواع میوه‌های گوناگون و رنگارنگ پدید آورد و در زمین کوهها و طرق زیاد و اصناف و رنگهای مختلف سفید، سرخ، سیاه خلق فرمود و از اصناف انسان (مرد و زن) و اجناس حیوانات نیز به همین گونه مختلف آفرید".

خداوند متعادل در آیه مذکور به وسیله رنگها و تنواع موجودات جاندار و بی‌جان توجه انسان را به مساله توحید جلب می‌کند تا نشانگر این باشد که چگونه از آب بی‌رنگ صدها هزاران رنگ پدید آورده و از عناصر محدود و معین موجودات کاملا متنوع و زیبا را آفریده است. جهت تبیین شگفتی رنگها، به خواص آنها از منظر آیات و روایات اشاره می‌کنیم.

خواص رنگ سبز

در قرآن کریم، از میان همه رنگها به رنگ سبز به عنوان رنگ لباس بهشتیان معرفی شده است: "ویلبسون شباباًَ خضراً من سندس و استبرق" لباسهای سبز حریر و دیبا بپوشند.

  • مسرّت بخشی و شادآورد بودن

اگر آب مایه حیات است، رنگ سبز نشانگر طراوت و زندگی می‌باشد چرا که طبیعت با این رنگ لباس حیات به تن می‌کند. خداوند متعال این شگفتی را به صورت زیبا ترسیم کرده و می‌فرماید:
"و جعلنا من الماء کل شیء حی"یعنی به وسیله آب هر چیزی را زنده قرار دادیم.
"فاخرجنا به نبات کل شیء فاخرجنا منه حقیراء" ‌به وسیله آب هر گونه گیاه برآوردیم و از آن گیاه جوانه سبزی خارج ساختیم.

رنگ سبز، رنگ گیاهان وطبیعت است و خداوند آنها را مظهر مسرت و شادی معرفی می‌کند: "فأنبتنا به حدائق ذات بهجة" پس به وسیله آب باغهای بهجت انگیز رویانیدیم. در تعریف بهجت آورده که البهجة حسن اللون و ظهور السرور فیه" بهجت بهترین رنگ است و شادی و نشاط در آن ظهور دارد.
امام صادق علیه السلام در بیان خاصیت رنگ سبز می‌فرماید:"سه چیز غم و غصه را از بین می برد 1- آب 2- رنگ سبز 3- خوشرویی.
* تقویت تحمل پذیری و صبر
امروزه علم با گذشت قرنهای متمادی خاصیت تقویت تحمل پذیری این رنگ را اثبات کرده است. دانشمندان جهت اثبات این امر آزمایشی را به شرح زیر بر روی کارگران انجام دادند.

کارگران را به دو گروه تقسیم کردند، به گروه اول صندوقهای سبز و به گروه دوم صندوقهای سیاه رنگ جهت حمل دادند. کسانی که صندوقهای سبز را حمل می‌کردند بدون هیچ گونه شکایتی با صبر و حوصله کار خود را به اتمام رسانند، ولی حمل کنندگان صندوقهای سیاه هموزن با صندوقهای سبز از خستگی زیاد، کمردرد، ناراحتی کلیه و ... شکایت می‌کردند. علاوه بر اینکه این رنگ بر سلامتی روح انسان تاثیر دارد، بر رشد و سلامتی جسم نیز موثر است.

یافته‌های دانشمندان

با توجه به یافته‌های دانشمندان می‌توان به موارد زیر به عنوان فواید دیگر سبز اشاره کرد.
تسکین درد میگرن، از بین بردن بی‌خوابی، پایین آوردن فشار خون، درمان یا تسکین بعضی از بیماریهای عصبی، بالابردن ادراک.
خواص مثبت این رنگ تا زمانی است که از 200 لوکس تجاوز نکند، بنابراین رنگ سبز گیاهان بهترین و معتدل ترین نوع این رنگ است، و تمام خواص فوق را دارد.


خوانندگان جوان که با قرآن کریم مأنوس هستند، اطلاع دارند سوره بقره (گاو ماده) در بردارنده داستانی است که یکی از ارکان آن پیدا کردن گاوی با ویژگیهای خاص و رنگ مخصوص است. سپس کشتن آن گاو و زدن بخشی از آن را به بدن کسی که به ناحق کشته شده بود تا زنده شود و قاتل را معرفی کند.

همچنین می‌دانند که اصطلاحی به نام بهانه های بنی‌اسراییلی داریم. این اصطلاح به همین داستان ربط دارد که علاوه بر قرآن کریم در کتاب مقدس هم در دو سه جا آمده است. نگارنده این سطور در یکی از «نکات قرآنی» که در نشریه «بینات» نوشته است، اشارات مفصل‌تری به آن دارد. داستان گاو در میان قوم بنی اسراییل یعنی یهودیان قدیم در حدود عصر حضرت موسی (ع) رخ داده است. خداوند به پیامبر بنی اسراییل که وحی صریح و قاطع می فرستد که باید گاوی ذبح کنند. بنی اسراییل، شاید تحت تأثیر فشارهای پنهانی قاتل و همدستانش زیر بار ذبح گاو، که می‌توانست هر گاوی باشد، نمی‌رفتند و می‌پرسیدند: این گاو باید پیر باشد یا جوان؟ کاری باشد یا از کار افتاده؟ چه رنگی باشد؟ و غیره.

پیامبر هم از طریق دریافت وحی به آنان جواب می داد تا اینکه سرانجام وصف کاملی از آن به دست داد و به این بهانه‌های بنی‌اسراییلی خاتمه داد.

آنچه به بحث حاضر ارتباط دارد آیه 69 سوره‌بقره است که در میانه‌گیرو دار پاسخ دهی به بهانه‌های بنی‌اسراییلی است:‌« قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ یبَینْ لَنا ما لَوْنُها قالَ اِنَّهُ یقُولُ اِنَّها بَقَرَة صَفْراءُ فاقِع لَوْنُها تَسُرُّ النّاظِرِینَ؛ گفتند از پروردگارت بخواه برای ما روشن کند که رنگ آن چیست؛ گفت: او می‌فرماید آن گاوی زرد است که رنگش زرد روشن است [و] بینندگان را شاد می‌کند.»

بحث ما در عبارت «صَفْراءُ فاقِع لَوْنُها تَسُرُّ النّاظِرِینَ؛ گاوی است زرد، که رنگش زرد روشن است[و] بینندگان را شاد می‌کند.» است.

همه ما به حس و عیان، بعضی گاوها یا آهوها یا اشیاء زرد خوشرنگ را دیده‌ایم که دیدن آنه حال و حالت خوشی در انسان ایجاد می کند. اینکه رنگها هر کدام معنای خاص و اثر خاص دارند از مسلّمات فرهنگی و یافته‌های علمی است. در قدیم و از قدیم فی المثل رنگ سفید را نشانه‌صلح و صفا و تسلیم می‌شمردند و سیاه را نشانه عزا یا وقار چنانکه رنگ سیاه شعار عباسیان بود. یا سبز را نشانه‌معصومیت می‌انگاشتند (چنانکه شعار بنی هاشم یا سادات بود)، یا سرخ که نشانه انقلابی‌گری و خونخواهی بود.

این مسأله در ذیل دو مقوله بررسی می‌شود یکی سمبولیسم رنگها (نماد پردازی و معنای کنایی رنگها) و دیگری روانشناسی رنگ. بحث ما مربوط به روانشناسی رنگ است. از زمانی که قرآن مجید رنگ زرد روشن را شاد کننده بینندگان شمرد تا زمانی که روانشناسی رنگها در روانشناسی (و حتی نقاشی) مورد بحث و فحص علمی قرار گرفت، بیش از 12 ـ 13 قرن گذشته است.

امروزه روانشناسان به ارزش روانی گوناگون رنگها توجه و در آنها تحقیق دارند. مثلاً رنگ اتاق و اثاثیه آسایشگاههای روانی را زرد روشن می‌گیرند؛ زیرا این رنگ را شاد و شادکننده یافته‌اند که اثر آرامش دهنده و تسکین دهنده بر اعصاب و روان بیماران حسّاس و نازک طبع و زود رنج دارد. البته تأثیر این رنگ فقط بر بیماران روانی نیست، بلکه بر همه انسانهاست.

چیزی که مسلّم است این بینش و برداشت راجع به رنگها و این رنگ خاص در فرهنگ زمانه‌وحی و نزول قرآن نمی گنجد و فقط وحی الهی می‌توانسته است بیش از یک هزار سال بر پژوهش علمی رنگها سبقت بگیرد.

 

 

تأثیر رنگ‌ها در طراحی، از دیدگاه قرآن

رنگ‌ها آنچنان در روح و روان آدمی اثر می‌گذارند که موجب تغییر رفتار وی می‌شوند و این نوع تغییر به تحول در خصوصیات و شخصیت افراد منجر می‌گردد.

انسان و رنگ زیر مجموعه‌ای از نظام کل و جهان می‌باشند، لذا انسان و رنگ و طبیعت دائما در تعامل با هم بوده و در نهایت انسان محصور در چهاردیواری طبیعت را تحت تأثیر کلی و محسوس قرار می‌دهند.

با عدم جایگزینی صحیح رنگ در مکان خاص خود و به‌کارگیری نادرست آن در محیط‌های انسانی، صدمات روحی شدیدی بر انسان وارد خواهد آمد.

یک رنگ بخش میانی مغز را تحریک می‌کند و در نتیجه بر اعصاب و روان انسان اثر می‌گذارد.

دین مبین اسلام به طور ظریفی اثرات حداقل و ضعیف را در نظر دارد و اینکه این اثرات ضعیف چه مثبت و چه منفی، در صورت تکرار، می‌توانند منجر به تأثیر کلی و محسوس گردند. لذا در همین رابطه دستورات خاصی در مورد انتخاب رنگ داده است، که در ادامه خواهد آمد.

 

تأثیر رنگ زرد:

حالت تحریک کننده ذهنی و هوشی دارد و شدیدا موجب تقویت فکر انسان می‌شود، موجب آرامش و خوشحالی در روحیه انسان می‌شود به طوریکه در قرآن به آن اشاره شده است:

«صفراء فاقع لونها تسر الناظرین»  اثر تحریک کنندگی آن بر فشار خون و تنفس کمتر از  قرمز است، این رنگ بیشتر اثر تلقینی دارد.

این رنگ، رنگ روحانی، ایده‌آل و فیلسوفی و تحریک کننده فکر و آرام کننده برخی حالات عصبی می‌باشد.

در آیات قرآن 5 مورد از رنگ زرد استفاده شده که یک مورد آن اشاره به تأثیر شادی‌بخش رنگ زرد دارد: «انها بقره صفراء لونها تسر الناظرین» (سوره بقره آیه 69)

تأثیر رنگ قرمز:

نبض را سریع می‌کند، فشار خون را بالا می‌برد، تنفس را افزایش می‌دهد، خاصیت اشتها آوری دارد، نیروبخش، محرک، تسکین دهنده برخی بیماری‌های پوستی، در کوتاه مدت روان شخص را تحریک می‌کند؛ رنگ قرمز می‌تواند زمینه‌ساز و یا محرک شهوت و آشفتگی در انسان باشد.

توجه به این نکته در استفاده از رنگ قرمز در طراحی‌ها ضروریست که: رنگ قرمز برای مدت کوتاهی برای انسان خوشایند است ولی پس از مدتی آزاردهنده شده و باعث اذیت روانی و ایجاد خستگی می‌شود.

تأثیر رنگ آبی:

این رنگ موجب افزایش فعالیت‌های حیاتی سلول‌ها می‌گردد، انسان در مواجهه با این رنگ احساس آرامش مطبوعی می‌کند، تأکید به نگاه کردن به آب و آسمان در اسلام، مؤید این امر است. تماس مداوم با این رنگ حتی در سطح وسیع ایجاد خستگی یا اثر سوء ندارد، لذا می‌تواند در محیط کار و زندگی مورد استفاده قرار گیرد، حرارت اضافی بدن را کاهش می‌دهد، آرام کننده و طراوت بخش سیستم اعصاب است، این رنگ درهای رحم و شفقت و فهم را باز می کند.

تأثیر رنگ سبز:

برای محیط کار و زندگی بسیار مناسب است. و اثر مفرح و ملایمی دارد که تماس مداوم با آن اشکالی ایجاد نمی‌کند.

در آیات قرآن زیباترین رنگی که معرفی شده، رنگ سبز است که بساط بهشتیان و جامه‌های حریر و ابریشم آن‌ها به رنگ سبز می‌باشد.

«و یلبسون ثیاباً خضراً من سندسٍ و استبرق» ( و جامه‌هایی سبز از پرنیان نازک و حریر ستبر می‌پوشند.) (کهف، آیه 31)

«متکئین علی رَفرَفٍ خضر و عبقری حسان» (بر بالش سبز و فرش نیکو تکیه زده‌اند) (الرحمن، آیه 76)

«عالیهم ثیابُ سندسٍ خضر و استبرق» (بهشتیان را جامه‌های ابریشمی سبز و دیبای ستبر در بر است) (انسان، آیه 21)

علاوه بر این‌که بساط بهشتیان در قرآن به رنگ سبز توصیف شده، آیات دیگر که اشاره به روییدن گیاهان در سطح زمین دارد، دلالت بر تأثیر مفرح و ملایم رنگ سبز می‌نماید.

تأثیر رنگ سفید:

رنگی ملیح و براق، گریزاننده میکروب‌ها و علامت پاکی است. لباس سفید باعث می‌شود انسان آنگونه که هست جلوه‌گر شود و از طرفی نوعی اثر دلگشا و روحانی دارد.

در اسلام استفاده از رنگ سفید در لباس فراوان توصیه شده است.

پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند:

«البسوا البیاضَ فانّه الطّیب و اَطهر و اَکفِنوا فیه موتاکُم»

«جامه سفید بپوشید که آن نیکوترین و پاکیزه‌ترین رنگ هاست و مردگان خود را در آن کفن کنید»

در قرآن کریم آنجا که سخن از بهشتیان و بندگان جاوید، رحمت الهی، باده‌های لذیذ بهشتی و از معجزه موسی است، از رنگ سفید استفاده شده است.

«یوم تبیّض وجوه تسوّد وُجوه» (روزی که چهره‌هایی سپید و چهره‌هایی سیاه گردد) (آل عمران، آیه 10)

«بیضاء لذّه للشّاربین» (باده‌ای سخت سپید که نوشندگان را لذتی خاص می‌دهد) (صافات، آیه 46)

«وَاضمُم یَدَکَ الی جَناحِک تخرج بیضاء من غَیر سُوء» (دست خود را به پهلویت ببر، دستت سپید بی‌گزند بر می‌آید) (طه، آیه 22)

گاهی اوقات استفاده از رنگ سفید در پیش‌زمینه طرح و استفاده  از یک رنگ دیگر در وسط طرح، تأثیر بسیار زیادی در بیننده می‌گذارد.

تأثیر رنگ سیاه:

برخلاف رنگ‌سفید، سیاه، رنگی بی‌تحرک و ساکت و ساکن و غیر متحرک است و ضمن عدم ایجاد هر گونه تحریک روانی و جسمانی باعث کاهش سایر فعالیت‌ها می‌گردد و سستی و کندی را حاصل می‌شود، تسخیرکننده و متأثر کننده است، لذا توصیه شده که از پوشیدن لباس سیاه مگر در مواقع لزوم خودداری شود.

حضرت علی (ع) می‌فرمایند:

«لا یَلبِسُوا السّواد فانّه لِباسُ فِرعون» (لباس سیاه نپوشید که آن، لباس فرعون است)

در قرآن نیز چهره‌های زشت و کریه و جهنمی به رنگ سیاه توصیف شده است:

«یوم القیامه تری الذینَ کذّبوا علی الله وجوههم مسوّده» (روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ بسته‌اند، سیاه می‌بینی) (زمر، آیه 60)

تأثیر رنگ خاکستری:

خاکستری، رنگی‌ست آزاد از هرگونه محرک یا گرایش درونی، نه اضطراب آفرین است و نه آرام بخش.

این رنگ موجب می‌گردد که چشم و اعصاب دچار خستگی و ملامت نگردد، زیرا اعصاب چشم نه اجباری دارند که مانند موجهه با سفیدی، با شدت آن مقابله کنند و نه مجبورند که مانند مواجهه با سیاهی فشاری را متحمل شوند.

اولدهرینگ، فیزیولوژیست مشهور چنین گفته است:

«چشم و اعصاب همیشه تمایل بیشتری به رنگ خاکستری دارند و موقعی که این رنگ وجود نداشته باشد، فقدانش ناراحتی ایجاد می‌کند، زیرا آرامشی که در اثر رنگ خاکستری به وجود می‌آید از بین می‌رود. اثر آرام‌بخشی را که در اثر رنگ‌های هارمونی روی اعصاب انسان می‌گذارد همان اثر را رنگ خاکستری نیز دارد. اثرات روانی رنگ خاکستری باعث شده است که از دید روانشناس رنگ‌های اصلی شامل زرد، آبی، قرمز، سبز به اضافه دو رنگ خنثی یعنی سفید و سیاه باشند. در حالی که رنگ های اصلی از نظر نقاش زرد، قرمز، آبی و از نظر فیزیکدان قرمز، آبی و سبز است.»

رنگ‌های آبی، سبز و خاکستری تعدیل کننده نیازهای روحی و روانی انسان بوده در نهایت تأمین‌کننده سلامت چشم و تعادل جسم و روح انسان است، لذا پروردگار یکتا در خلقت طبیعت، حکمتی داشته است که بیشترین رنگ در طبیعت را سه رنگ سبز و آبی و خاکستری قرار داده است و دعوت به سیر در روی زمین علاوه بر جنبه تنبّه و توجه به آیات الهی تأثیر آرام‌بخش و حفظ تعادل روحی و عصبی در انسان است در نتیجه تماس با طبیعت که در آن انسان یا با رنگ مفرّح و نشاط آور سبز و یا با رنگ آرام‌بخش آبی و یا رنگ متعادل و بی‌تفاوت خاکستری سروکار دارد به طور طبیعی تحریک می‌شود و کسل و ملول و خسته نمی‌گردد.

امیدوارم توانسته باشم تأثیر رنگ‌ها بر روی بیننده طرح شما را از دیدگاه قرآن و اسلام، به خوبی شرح داده باشم. و شما در کارهایتان، با استفاده از این نکات الهی، طرح‌های موفقی داشته باشید.

 

منابع: قرآن و مجله قرآنی بشارت شماره 45

                                                  اعجاز "رنگ" ها در قرآن

 

 گروه دین و اندیشه: رنگ از مهمترین و زیباترین پدیده‌های طبیعی است که نقش خاصی در بازتاب هنری قرآن دارد، بی‌تردید تصاویر هنری قرآنی بر قدرت الهی و ربانی خداوند دلالت می‌کنند و در قرآن نیز به کار رفته‌اند.

 

 

رنگ از مهمترین و زیباترین پدیده های طبیعی و از مهمترین عناصری است که در هنر، دین، روح و روان انسان تأثیر به سزایی دارد. رنگها نقش خاصی در بازتاب هنری قرآن دارند، زیرا رنگ زیباییها، نشانه ها و تصاویر هنری قرآنی را بیان و برقدرت الهی و ربانی و زیبایی الهی دلالت می کنند. در واقع رنگها انعکاس طبیعت هستند که زندگی، مرگ، آرزو، کفر، ایمان، هدایت، ضلالت، نشاط و اندوه را نشان می دهند.

 

دلالت رنگ: هر انسانی برخی از رنگها را بر برخی دیگر ترجیح می دهد و برخی از رنگها را دوست ندارد. این مسئله به ابعاد مختلف و متنوع روانی، اجتماعی، دینی و فیزیولوژیکی فرد باز می گردد . هر رنگی معنی خاص روانی دارد که تأثیر فیزیولوژیکی بر انسان دارد. گفته می شود که برخی از رنگها به سرعت از زیر اشعه ها عبور می کنند و برخی دیگر به کندی. این حرکت در ایجاد آرامش در انسان تأثیر به سزایی دارد. در آن صورت انسان احساس آرامش، نگرانی، تخیل، شادی، هیجان، اندوه و یا تشویش می کند. این مسئله با توجه به عوامل اجتماعی چون ادبیات، آداب و سنتها تغییر می یابد. به طوریکه همیشه سفید رنگ شادی و سرور و سیاه، رنگ حزن و اندوه نیست.

بنابراین می توان گفت که محیط جغرافیایی و منطقه ای در انتخاب رنگها تأثیرگذار هستند، زیرا هر ملتی ممکن است رنگی را دوست داشته باشد که در محیط آنها بیشتر است. به طور مثال در دوران پیش از اسلام مردم عاشق رنگ سبز بودند زیرا سبز رنگ مراتع، کشتزارها، درختان بود و رنگ قرمز را که رنگ خشکسالی، گرما، آتش و حرارت بود دوست نداشتند. از این رو نقش تمدنها در این میان بسیار مهم است.

 

رنگها در قرآن کریم: شکی نیست که بلاغت قرآن به قدری است که از بلاغت همه بلیغان نیز برتر و والاتر است. قرآن دارای موسیقی، مفردات، تصاویر هنری زیبایی دقیقی است که در آن رنگها به عنوان پدیده های طبیعی به شمار می روند. آنها در تصاویر هنری قرآن که بسیار نیز آمده نقش مهمی دارند. کلمه "رنگ" در قرآن 9 بار آمده که هدف از آن مشخص کردن ماهیت رنگ است.

 

با کلماتی که به معنای رنگ در قرآن آمده کلمات دیگری نیز همراه شده است. به طور مثال آیه 22 سوره روم به نشانه های او در آفرینش آسمانها و زمین، تفاوت زبانها و رنگها اشاره می کند و آن را نشانه ای برای عالمان می داند. آیه 21 سوره زمر قدرت مطلق الهی را نشان دهد تا انسان را به تفکر در حقایق عالم هستی واردارد. 

 

سبز، زرد، سفید، سیاه، قرمز و آبی رنگهای شش گانه ای هستند که در آیات قران کریم آمده اند و همانگونه که مطرح شد بر شب و روز، نور و ظلمت دلالت دارند.  

 

رنگ سبز: رنگ زندگی، حرکت و شادی است. زیرا به انسان آرامش می دهد و تعبیری از زندگی، شادابی، صلح، امنیت و آرزو است. همچنین رنگ بهار، طبیعت زنده، درختان، گیاهان، شاخ و برگها است. سبز در اندیشه دینی نشانه خیر و ایمان است که در قبه های مساجد، بناهای اسلامی، عمامه علمای اسلام و پوشش کعبه نیز وجود دارد. لفظ سبز 8 بار در قرآن آمده که برای بیان ماهیت و زیبایی لباسهای اهل بهشت به کار برده شده است. سوره کهف آیه 31 و سوره انسان آیه 21، به لباس فاخر سبزرنگ بهشتیان اشاره می کند. در دیگر آیات از رنگ سبز و مشتقاتش برای زیباییهای هستی و بیان قدرت و رحمت مطلق الهی استفاده شده است.

 

قدرتی که خداوند در درختان سبز قرار داده تا آن را آتش زده و برای زندگی از آن بهره مند شود، در سوره یس آیه 80 به آن اشاره شده است. قدرتی که از خاک، گیاهی سبز را خارج می کند؛ نزول آب از آسمان و و رویش گیاهان مختلف و ساقه ها و شاخه های سرسبز در سوره انعام آیه 99 اشاره شده است، زمین را با بارانهای زیاد سبز کرد در سوره حج آیه 63 آمده است. داستان حضرت یوسف دوبار از کلمه سبز استفاده کرده که یکی از آنها خواب هفت خوشه سبز در آیه 43 که نشانه زندگی و طراوت است، بوده و دیگری در آیه 46 با همین تعبیر استفاده شده است. 

 

رنگ زرد: از رنگهایی است که بسیار منشأ شادی و نهایت سرور است. این رنگ رنگ طلوع، نور و روشنایی است. زیرا رنگ خورشید و منبع حرارت، زندگی و نشاط است که مصریان باستان آن را سمبل الهه خورشید و پیشگیری از بیماریها می دانستند. از سوی دیگر رنگ زرد بر حزن و اندوه، کسالت، فنا و مرگ نیز دلالت می کند که با پاییز و مرگ طبیعت و صحرای خشک و زردی چهره انسان همراه است.

آشنایی با مفاهیم رنگ در قرآن کریم نگاهی به مفاهیم رنگ در قرآن مجید در قرآن اشاره به رنگ «ابیض» نشانه‌ی رستگاری است. (آل‌عمران 104) «آنانکه سفید شد رویشان، پس باشند در رحمت خدا ایشان در آن جاودانند.» سفید علامت پاکی است، در آیه‌های دیگری هم به کلمه ابیض اشاره شده است. (شعراء آیه 32- طه آیه 12)، (قصص آیه 32) در این آیات ابیض به معنای نورانی است

گروه فعالیت‌های قرآنی: انسان از زمانی که گام در عرصه وجود می‌نهد، با تشعشی از رنگ‌ها مواجه است. برای بیان مقصود و حالات درونی خویش در مراسم مختلف اعم از جشن و شادی، غم وجنگ و صلح از رنگ بهره گرفته است. در این مقاله با نگاهی اجمالی، به معرفی برخی از رنگ‌های ذکر شده در قرآن کریم می‌پردازیم‌.

 

به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) شعبه کرمان، در فرهنگ عامه کنونی ما لباس مشکی سمبل عزا و لباس‌هایی با رنگ گرم، سمبل شادی و بیان حرارت درونی ما هستند.

زندگی، سرشار از رنگ و جلوه‌های رنگ است، رنگ مفاهیم متفاوت و متنوعی را در ذهن ما زنده می‌کند و در همه ابعاد زندگی جاری است. بنابراین مفهوم آن به همان گستردگی مفهوم زندگی است. یا به قول ایتن «رنگ، خود زندگی است.»

جهان بدون رنگ در نظر ما مرده و بدون روح است. شاید رنگ‌ها اثر یکسانی بر تمام افراد ندارند. رنگی که برای یک شخص دلپذیر است، شاید بر دیگری اثر چندان مطلوبی نداشته باشد. رنگها، نیروها و انرژی‌های درخشنده‌ای هستند که بر ما اثرات منفی و مثبت خواهند داشت.

رنگ، مواهب خود را به همه تقدیم می‌کند، ولی رموز نهان خود را فقط برای شیفتگان واقعی آشکار می‌سازد.

روان‌شناس بزرگ (گرانت آلن) می‌گوید: در طبیعت ما، عاملی قوی‌تر و متنوع‌تر از رنگ‌ها وجود ندارد. قرآن کریم، چهارده قرن قبل به این نکته توجه داشته و اختلاف رنگ‌های تمامی موجودات زمینی را به طور عموم از نشانه‌های تدبیر و از آیات خداوند محسوب کرده است، از جمله درباره آفرینش می‌فرماید: آفرینش آسمان‌ها و زمین و اختلاف رنگ‌های شما و تمام موجودات از آیات و نشانه های اوست، مسلماً دانشمندان این حقایق را درک می‌کنند. بشر پس از قرن‌ها مطالعه و بررسی به این واقعیت پی‌برده است.

در اینجا در خصوص هر رنگ، نخست به ویژگی روانی رنگ‌ها و سپس به آیات قرآنی اشاره می‌شود. باید توجه داشت که آیات قرآن پیرامون رنگ‌ها به 2 دسته تقسیم می‌شوند: یک دسته به صورت کلی به رنگ‌ها، بدون نم بردن از رنگ خاص به عنوان نشانه‌های الهی اشاره دارد. دسته دوم آیاتی که به رنگ و یا رنگ‌های خاصی اشاره دارد.

در آیات دسته اول به رنگ خدایی (در سوره نمل)، رنگ‌های مختلف موجودات زمینی (در سوره فاطر)، رنگ‌های مختلف آدمیان، جانوران و چهارپایان (سوره فاطر)، رنگ‌های مختلف کشت وزرع (در سوره زمر) و رنگ‌های مختلف عسل (در سوره نحل

رنگ چهره گناهکاران در آیات متعددی از قرآن به سیاهی وصف شده است، مانند اینکه می‌فرماید: «در روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ بستند می‌بینی که صورت‌هایشان سیاه شده است) اشاره شده است.

 

در قرآن علاوه بر واژه «لون» در آیاتی از قرآن به رنگ‌های زرد، سبز، سفید ، سیاه، قرمز، کبود و آبی اشاره شده است. در اینجا مختصراً به خصوصیات هر رنگ در روانشناسی اشاره می‌شود و سپس به اشاره آن رنگ در قرآن می‌پردازیم.

رنگ سفید مجموعه تمام رنگ‌هاست و در برگیرنده آرامش و سکوت است. این رنگ حاوی امکانات بی‌نهایت و نهفته و رنگی است که نماد جوانی (نوزادی)، سمبل صلح، درستکاری،کمال و بی‌گناهی است.

در قرآن اشاره به رنگ «ابیض» نشانه‌ی رستگاری است. (آل‌عمران 104) «آنانکه سفید شد رویشان، پس باشند در رحمت خدا ایشان در آن جاودانند.» سفید علامت پاکی است، در آیه‌های دیگری هم به کلمه ابیض اشاره شده است. (شعراء آیه 32- طه آیه 12)، (قصص آیه 32) در این آیات ابیض به معنای نورانی است.

سیاه یا اسود، حالت حزن و افسردگی ایجاد می‌کند و در عزاداری از این رنگ استفاده می‌شود. هر رنگیکه بر روی سفید قرار گیرد، ضعیف و درهم و هر رنگی که بر روی سیاه قرار گیرد، برجسته و مشخص‌تر می‌شود.

رنگ چهره گناهکاران در آیات متعددی از قرآن به سیاهی وصف شده است، مانند اینکه می‌فرماید: «در روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ بستند می‌بینی که صورت‌هایشان سیاه شده است.

در سوره آل عمران آیه 103، رنگ سیاه چهره، نشانه نابودی و هلاکت است. «آنانکه رویشان سیاه شد آیا کافر شدند؟ پس بچشند عذاب را به سبب آنچه بودید.»

قرمز سمبل آتش و خون است. علاقه به رنگ سرخ معرف انسان‌های با‌اراده، متحرک، با نفوذ و هیجان‌آور است. انسان‌های پرقدرت به این رنگ علاقه دارند. زیرا این رنگ،رنگ زندگی، حیات، استحکام، عشق و غلبه بر مشکلاتی مانند فقر و گرسنگی است.

در قرآن احمر در کنار رنگ سفید و سیاه در مورد کوه‌ها به کار رفته است. (سوره فاطر آیه 27 ) «از کوه‌ها نیز به لطف پروردگار جاده‌هایی به رنگ سفید و سرخ با الوان مختلف و گاه به رنگ کامل آفریده شده است.»

قرآن کریم، چهارده قرن قبل به این نکته توجه داشته و اختلاف رنگ‌های تمامی موجودات زمینی را به طور عموم از نشانه‌های تدبیر و از آیات خداوند محسوب کرده است، از جمله درباره آفرینش می‌فرماید: آفرینش آسمان‌ها و زمین و اختلاف رنگ‌های شما و تمام موجودات از آیات و نشانه‌های اوست، مسلماً دانشمندان این حقایق را درک می‌کنند. بشر پس از قرن‌ها مطالعه و بررسی به این واقعیت پی‌برده است

آبی سمبل آب و آسمان است و ابزار صمیمیت، وفاداری، عفت، اعتماد، حساسیت، تفکر و رضایت خاطر است، این رنگ معرف عشق به خانوداه، معرفت، دلبستگی عمومی و اتحاد است. افرادی که این رنگ را دوست دارند، محافظه‌کار هستند. این افراد، انسان‌های موفقی هستند و ارتباطات صمیمی برقرار کرده و به ندرت کارهای احساسی می‌کنند. سیاست‌مدارند. افرادی دوست‌داشتنی هستند، این رنگ همچنین نشانه تحصیلات عالی و تمدد اعصاب است.

در قرآن رنگ «ارزق» شادی‌آور است و بدان اشاره شده است. امام صادق(ع) می‌فرمایند: «ای مفضل در رنگ آسمان بیندیش که خدا آن‌را این چنین آبی آفرید که موافق‌ترین رنگ‌ها برای چشم است.»

چکیده: این نوشتار به اهمیت رنگ از نگاه قرآن می پردازد. نویسنده پس از مقدمه ای راجع به اهمیت رنگ در زندگی، چگونگی نگاه قرآن به انواع رنگ را بررسی کرده و در این راستا نخست از یاد کرد کلی رنگ در تعبیرهای «لون» و «صبغه» سخن می گوند و به راز و رمز مفهومی این دو اشاره می کند، آنگاه به انواع رنگها پرداخته از رنگ سیاه، سفید، زرد، سرخ، سبز به تفصیل بحث می کند.

کلید واژه‏ها: قرآن، رنگ، سیاه، سفید، سرخ، زرد، سبز.

رنگ و زندگى

از مقوله‏هاى با اهمیّت جوامع بشرى که تأثیر آن بر بسیارى پوشیده مانده، مقوله رنگ است. شاید بسیارى از افراد با شنیدن چنین جمله‏اى آن را مورد تمسخر یا بى اعتنایى قرار دهند، اما وقتى ظرافت‏هاى درباره رنگ، آشکار مى‏گردد، بینش مخاطب نیز تغییر خواهد یافت. بى تردید رنگ‏ها در زندگى انسان و همچنین جامعه، نقش پیش برنده اهداف و متوقف کننده برخى فعالیت‏ها را دارند. این مسئله به دوران کنونى محدود نمى‏شود، زیرا تا آنجا که تاریخ از بشر سخن مى‏گوید، رنگ، همواره جزو معیارهاى او بوده است؛ البته براى بشر اولیه دو رنگ آشناى کارساز، آبى متمایل به تیره آسمان در هنگام شب، و زرد روشن و متمایل به سفید نور آفتاب بود. او تاریکى و روشنى را ملاک فعالیت‏هاى خود مى‏دانست؛ از این رو رنگ خورشید و نور آن حکایت از تلاش داشت و رنگ شب، رنگ استراحت و توقف کار بود.1
اما امروزه شرایط کار و زندگى و در نتیجه دیدگاه انسان نسبت به رنگ تغییر کرده است. براى درک تأثیر رنگ در محیطهاى اشتغال فعلى، کافى است دو کارخانه یا اداره، با رنگ‏هاى مختلف، مورد مقایسه قرار گیرند. آزمایش‏هاى روان‏شناسى و حتّى تجربیات شخصى، نشان مى‏دهند که کارکرد افراد در شرایط مختلف رنگى در این مکان‏ها، متفاوت است. اصولاً دنیایى که در آن زندگى مى‏کنیم به گونه‏اى رنگ بندى شده است که حضور در آن را براى ما تحمل‏پذیر مى‏کند. اگر لحظه‏اى چشمانمان را ببندیم و با خود فکر کنیم که تمام آسمان قرمز است، به راستى تحمل چنین آسمانى براى مدتى طولانى تا چه اندازه امکان خواهد داشت؟
یا بر عکس اگر تصور کنیم که تمام خاکهاى روى زمین و کوه‏ها آبى هستند، چه احساسى به ما دست خواهد داد؟ گرچه عادت انسان در تحمل پذیرى او نقش دارد، اما خصلت‏هاى وجودى از یک سو، و ویژگى‏هاى مختلف رنگ‏ها، از سوى دیگر، یک تعادل رنگى و در نتیجه یک تعادل روانى را مى‏طلبد. امروزه، نه تنها طبیعت رنگى در اطراف ما خود نمایى مى‏نماید، بلکه مصنوعات بشرى، شاید حتّى در بعضى از موارد، بیش از رنگ‏هاى طبیعت، در قالب اجناس پر نقش و نگار، رنگ را به ما عرضه مى‏کنند.
در طول زندگى، وسایل نقلیه‏اى که هر روز با آنها مسافتى را طى مى‏کنیم، دیوارخانه‏اى که در آن زندگى مى‏نماییم، لباس‏هایى که مى‏پوشیم، غذایى که مى‏خوریم، ابزارى که با آنها کار مى‏کنیم، همه، داراى رنگ‏هایى ویژه هستند؛ بعضى از این رنگ‏ها با خصوصیات روانى ما سازگار، و بعضى در تضادند، گاهى نیز تأثیرات، به سمت خنثى بودن گرایش دارند.
به هر حال، رنگ، براى انسان مقوله‏اى کاملاً مأنوس و آشناست. البته بسیارى از افراد به آن فکر نمى‏کنند ولى مى‏توان ادعا کرد که در بیشتر مواقع زندگى، به رنگ و تأثیرات آن وابسته‏اند. بشر، از اولین ماه‏هاى زندگى خود، رنگ را مى‏شناسد و نسبت به آن واکنش نشان مى‏دهد، هر چند نمى‏تواند به طور دقیق، آنها را تشخیص دهد و به همین دلیل، ممکن است رنگ‏ها را به جاى هم نام ببرد. انسان، در سنین پایین، حتى گاهى رنگ را بر شکل مقدم مى‏دارد. این گونه احساسات، تا زمان بزرگسالى ادامه مى‏یابند، و از آن به بعد، پیروى از خانواده و جامعه آغاز مى‏شود.
بدین ترتیب مى‏توان ادعا کرد که با توجه به حضور همه جانبه رنگ در زندگى، دانش‏هاى بیشمارى متصدى پرداختن به این مقوله شده‏اند که در بین آنها شیمى، فیزیک، طب، هنر و... به چشم مى‏خورند. اهمیت رنگ در بین انسان‏ها نه تنها در احساسات فردى بلکه در مناسبات اجتماعى و ابراز هویت حقوقى نیز وجود دارد. در این مورد مى‏توان به فلسفه رنگ بندیهاى گوناگون پرچم‏ها در کشورهاى مختلف از جمله کشور جمهورى اسلامى ایران اشاره نمود.2
اکنون این سؤال مطرح مى‏شود که با توجه به حضور گسترده رنگ در زندگى آیا ممکن است چنین مسئله مهمى مورد عنایت قرآن کریم واقع نشده باشد؟ کتاب جامعى که سر لوحه‏اى بى نظیر است و معارف غنى آن در سرتاسر زندگى انسان جریان دارد؟! مرورى بر فهرست آیات شریفه مرتبط با رنگ به سؤال مذکور پاسخ خواهد داد.

رنگ در قرآن

قرآن کریم در بسیارى از آیات خود با عنوان کلى رنگ، و یا به تفکیک، رنگ‏هاى مختلف را ذکر مى‏نماید. بى تردید تمامى موارد استفاده از این واژه‏ها با دلیل و حکمت خاصى است که برخى از آنها در تفاسیر بیان شده‏اند و بعضى دیگر پوشیده مانده‏اند. در این بخش ما تنها فهرستى از آیات بکار برنده رنگ را ارائه مى‏نمائیم و آن‏گاه در بخش‏هاى بعد به بررسى جزئى مقوله رنگ خواهیم پرداخت. آیات مذکور در بر گیرنده رنگ را مى‏توان دو دسته کلى دانست: یک دسته آنهایى که از واژه «لون» یا «صبغة» استفاده کرده‏اند. یعنى بحث کلى رنگ. و دسته دیگر آنها که رنگ‏هاى مختلف را در خود جاى داده‏اند. در این جا فهرستى که از آیات مورد بحث ارائه مى‏شود به ترتیب قرارگیرى رنگ‏ها در سوره‏هاى مبارکه است. البته در ابتدا آیات مربوط به لون و صبغة بیان مى‏شوند و سپس به رنگ‏هاى بیان شده در قرآن مى‏پردازیم.

لون و صبغه در آیات

واژه «لون»، و جمع آن «الوان»، 9 بار تکرار در هفت آیه از قرآن مجید آمده است. از این تعداد، 7 مورد به صورت جمع، یعنى «الوان»، و دو مورد مربوط به »لون» است؛ و اما کلمه «صبغة» دو مرتبه و تنها در یک آیه وجود دارد. آیات مربوط به «لون» و «صبغة» به ترتیب قرارگیرى در سوره هاى قرآن کریم چنین مى‏باشند:
1 - سوره مبارکه بقره آیه 69
«قالوا ادع لنا ربّک یبیّن لنا مالونها قال إنّه یقولُ إنّها بقرة صفراءُ فاقعٌ لونها تسرُّ النّاظرینَ»
2 - سوره مبارکه بقره آیه 138
«صبغة اللَّه و من أحسن من اللَّه صبغة و نحن له عابدون»
3 - سوره مبارکه روم آیه 22
«و من آیاته خلق السّموات و الأرض و اختلاف ألسنتکم و ألوانکم إنّ فى ذلک لآیات للعالِمین»
4 - سوره مبارکه نحل آیه 13
«و ما ذرألکم فى الأرض مختلفاً الوانه إنّ فى ذلک لآیة لقومٍ یذّکّرون»
5 - سوره مبارکه نحل آیه 69
«ثمَّ کلى من کلّ الثّمرات فاسلکى سُبُل ربّک ذللاًیخرج من بطونها شرابٌ مختلفٌ ألوانه فیه شفاء للنّاس إنّ فى ذلک لآیة لقوم یتفکّرون»
6 - سوره مبارکه فاطر آیه 27
«ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السّماء ماء فأخرجنا به ثمرات مختلفاً الوانهاو من الجبال جددٌ بیضٌ و حمرٌ مختلفٌ الوانهاو غرابیبُ سودٌ»
7 - سوره مبارکه فاطر آیه 28
«و من الناس و الدّوابٌ و الانعام مختلف ألوانه کذلک إنّما یخشى اللَّه من عباده العلماء إنّ اللَّه عزیز غفورٌ»
8 - سوره مبارکه زمر آیه 21
«ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السماء ماءً فسلکه ینابیع فى الأرض ثمّ یخرج به زرعاً مختلفاً ألوانه ثمّ یهیجُ فتریه مصفرّاً ثمّ یجعله حطاماً إنّ فى ذلک لذکرى لاولى الألباب»

رنگ زرد در آیات

رنگ زرد با واژه‏هاى صفر، صفراء و مصفرّاً، 5 بار در آیات قرآن کریم معرفى شده است. این آیات عبارتند از:
1 - سوره مبارکه بقره آیه 69
«قالوا ادع لنا ربّک یبیّن لنا ما لونها قال إنّه یقول إنّها بقرة صفراء فاقع لونها تسرّ الناظرین»
2 - سوره مبارکه روم آیه 51
«و لئن أرسلنا ریحاً فرأوه مصفرّاً لظلّوا من بعده یکفرون»
3 - سوره مبارکه زمر آیه 21
«ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السّماء ماءً فسلکه ینابیع فى الأرض ثمَّ یخرج به زرعاً مختلفاً ألوانه ثمّ یهیجُ فتریه مصفرّاً ثمّ یجعله حطاماً إنّ فى ذلک لذکرى لأولى الألباب»
4 - سوره مبارکه حدید آیه 20
«إعلموا انّما الحیوة الدنیا لعب و لهو و زینة و تفاخر بینکم و تکاثر فى الأموال و الأولاد کمثل غیث أعجب الکفّار نباته ثمّ یهیج فتریه مصفرّاً ثمّ یکون حطاماً و فى الآخرة عذاب شدید و مغفرة من اللَّه و رضوان و ما الحیوة الدنیا الا متاع الغرور»
5 - سوره مبارکه مرسلات آیه 33
«کانّه جمالت صفرٌ»

رنگ‏هاى سفید و سیاه در آیات

رنگ سفید در 12 آیه قرآن کریم آمده است. کلمات قرآنى مربوط به این رنگ، ابیضّت، تبیضّ، ابیض، بیضاء و بیض مى‏باشند. اولین کلمه مربوط به این رنگ، ابیض است که در سوره مبارکه بقره قرار دارد. اما رنگ سیاه 7 بار و در 6 آیه قرآن کریم وجود دارد. در این بین 3 مرتبه به صورت مشترک با رنگ سفید و 3 مرتبه به طور مستقل، مورد استفاده قرار گرفته است. واژه سیاه در قرآن، شامل کلمات اسود، اسودّت، مسودّاً، مسودّة و سود مى‏باشد. در این بخش، ما سفید و سیاه را تفکیک نمى‏کنیم بلکه برخى آیات را به ترتیب سوره‏هاى مبارکه، به طور متوالى، ذکر مى‏نماییم. با این حساب، آیات به کار برنده رنگ‏هاى سفید و سیاه عبارتند از:
1 - سوره مبارکه بقره آیه 187
«أحلّ لکم لیلة الصیام الرّفث إلى نسائکم هنّ لباس لکم و أنتم لباس لهنّ علم اللَّه أنّکم کنتم تختانون أنفسکم فتاب علیکم و عفا عنکم فالآن باشروهنّ و ابتغوا ما کتب اللَّه لکم و کلوا و اشربوا حتّى یتبیّن لکم الخیط الأبیض من الخیط الأسود من الفجر ثمّ أتمّوا الصیام إلى اللیل و لا تباشروهنّ و أنتم عاکفون فى المساجد تلک حدود اللَّه فلا تقربوها کذلک یبیّن اللَّه آیاته للنّاس لعلّهم یتّقون».
2 - سوره مبارکه آل عمران آیه106
«یوم تبیّضُ وجوهٌ و تسودّ وجوهٌ فأمّا الذین اسودّت وجوههم أکفرتم بعد ایمانکم فذوقوا العذاب بما کنتم تکفرون».
3 - سوره مبارکه آل عمران آیه 107
«و امّا الذین ابیضّت وجوههم ففى رحمة اللَّه هم فیها خالدون».
4 - سوره مبارکه اعراف آیه 108
«و نزع یده فإذا هى بیضاء للناظرین».
5 - سوره مبارکه یوسف آیه 84
«و تولّى عنهم و قال یا أسفى على یوسف و ابیضّت عیناه من الحزن فهو کظیم».
6 - سوره مبارکه نحل آیه 58
«و إذا بشّر أحدهم بالانثى ظلّ وجهه مسودّاً و هو کظیم».
7 - سوره مبارکه طه آیه 22
«و اضمم یدک إلى جناحک تخرج بیضاء من غیر سوء آیة أخرى».
8 - سوره بمارکه شعراء آیه 33
«و نزع یده فإذا هى بیضاء للنّاظرین».
9 - سوره مبارکه نمل آیه 12
«و أدخل یدک فى جیبک تخرج بیضاء من غیر سوء فى تسع آیات إلى فرعون و قومه إنّهم کانوا قوماً فاسقین».
10 - سوره مبارکه قصص آیه 32
«اسلک یدک فى جیبک تخرج بیضاء من غیر سوء و اضمم الیک جناحک من الرّهب فذانک برهانان من ربّک الى فرعون و ملإه إنّهم کانوا قوماً فاسقین».
11 - سوره مبارکه فاطر آیه 27
«ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السّماء ماء فأخرجنا به ثمرات مختلفاً ألوانها و من الجبال جددٌ بیضٌ و حمرٌ مختلفٌ ألوانها و غرابیبُ سودٌ».
12 - سوره مبارکه صافات آیه 46
«بیضاء لذة للشّاربین».
13 - سوره مبارکه صافات آیه 49
«کأنّهنّ بیضٌ مکنون».
14 - سوره مبارکه زمر آیه 60
«و یوم القیامة ترى الذین کذبوا على اللَّه وجوههم مسودّة ألیس فى جهنّم مثوى للمتکبّرین».
15 - سوره مبارکه زخرف آیه 17
و إذا بشّر أحدهم بما ضرب للرّحمن مثلاً ظلّ وجهه مسودّاً و هو کظیم.

رنگ سبز در آیات

در قرآن کریم کلمات خضر خضراً أخضر و مخضرّة به معنى سبز آمده‏اند. البته دو کلمه دیگر نیز وجود دارد که از آنها نیز به سبزى تعبیر مى‏شود. یکى کلمه مدهامّتان در سوره مبارکه الرّحمن، و دیگرى کلمه أحوى در سوره أعلى. به این ترتیب، مجموعه دفعات کاربرد رنگ سبز در قرآن کریم، 10 مورد است. آیات شامل رنگ سبز، به ترتیب چنین مى‏باشند:
1 - سوره مبارکه انعام آیه 99
«و هو الّذى أنزل من السّماء ماءً فأخرجنا به نبات کلّ شى‏ء فأخرجنا منه خضراً نخرج منه حبّاً متراکباً و من النّخل من طلعها قنوانٌ دانیة و جنّات من أعناب و الزّیتون و الرّمّان مشتبهاً و غیر متشابه انظروا إلى ثمره إذا أثمر و ینعه إنّ فى ذلکم لآیات لقوم یؤمنون».
2 - سوره مبارکه یوسف آیه 43
«و قال الملک انّى أرى سبع بقراتٍ سمانٍ یأکلهنّ سبع عجافٌ و سبع سنبلاتٍ خضر و أخر یابساتٍ یا أیّها الملأ أفتونى فى رؤیاى إن کنتم للرّؤیا تعبرون».
3 - سوره مبارکه یوسف آیه 46
«یوسف أیّها الصّدّیق أفتنا فى سبع بقرات سمان یأکلهنّ سبع عجافٌ و سبع سنبلات خضر و أخر یابسات لعلّى أرجع إلى النّاس لعلّهم یعلمون».
4 - سوره مبارکه یس آیه 80
«الّذى جعل لکم من الشّجر الاخضر ناراً فإذا أنتم منه توقدون».
5 - سوره مبارکه کهف آیه 31
«اولئک لهم جنّات عدنٍ من تحتهم الانهار یحلّون فیها من أساور من ذهب و یلبسون ثیاباً خضراً من سندسٍ و إستبرق متّکئین فیها على الأرائک نعم الثواب و حسنت مرتفقاً».
6 - سوره مبارکه حج آیه 63
«ألم تر أن اللَّه أنزل من السّماء ماءً فتصبح الأرض مخضرّة إنّ اللَّه لطیف خبیرٌ».
7 - سوره مبارکه الرحمن آیه 76
«متّکئین على رفرفٍ خضرٍ و عبقرىٍّ حسان».
8 - سوره مبارکه انسان آیه 21
«عالیهم ثیاب سندس خضر و استبرق و حلّوا أساور من فضّة و سقاهم ربّهم شراباً طهوراً».

رنگ قرمز در آیات

قرمز با واژه «حمر» در قرآن کریم، تنها یکبار و آن هم در آیه 27 سوره مبارکه فاطر با همراهى رنگ‏هاى دیگر آمده است. این آیه در فهرست مربوط به لون و رنگ‏هاى سفید و سیاه ذکر شد.

شرح لون در آیات

چنان که در کتاب لغت آمده، لون کلمه‏اى معروف است و بر سفید و سیاه و آنچه از این دو ترکیب مى‏شود اطلاق مى‏گردد.3 لسان العرب، لون را هیئتى مانند سیاهى و قرمزى و نیز آنچه عامل تمایز و جدایى دو چیز است، بیان مى‏کند،4 البته از نظر علمى این تعریف‏ها واقعاً کامل نیست و دلیل این مدعا در بررسى‏هاى انجام شده علمى آشکار است. براساس علوم بشرى، رنگ وابسته به نور است و بر اساس ظرفیت بینایى انسان دیده مى‏شود. از آنجا که نور به صورت امواج مى‏باشد، نوع رنگ نیز با میزان طول موج نور تغییر خواهد کرد و بدین ترتیب در محدوده مشخصى از امواج وسیع نورانى، رنگ‏ها بسته به میزان طول موج در مقابل دیدگان انسان ظاهر خواهند شد. متوسط این میزان در کتب فیزیکى بین 400 تا 700 نانومتر است (هر نانومتر یک میلیونیم میلیمتر است) بدیهى است که در این محدوده رنگ‏هایى مختلف به صورت مستقل یا ترکیبى دیده مى‏شوند.5 البته جزئیات این بحث مفصل است و ما قصد پرداختن به آنها را نداریم و این میزان نیز براى روشن نمودن پیچیدگى‏هاى ماهیت رنگ بیان شد. به هر حال آیاتى را که در این رابطه مورد بررسى قرار مى‏دهیم، عبارتند از:
1 - سوره مبارکه نحل آیه 13
«و ما ذرألکم فى الارض مختلفاً ألوانه إنّ فى ذلک لایة لقوم یذّکّرون».
«(علاوه بر این) مخلوقاتى را که در زمین آفریده نیز مسخّر (فرمان شما) ساخت، مخلوقاتى با رنگ‏هاى مختلف؛ در این، نشانه روشنى است براى گروهى که متذکر مى‏شوند.»
در آیات قبل این سوره مبارکه، نعمت‏هایى مختلف به عنوان نشانه براى متفکران و عاقلان ذکر مى‏شود ولى درباره ألوان، قوم متذّکر، مطرح‏ند. در تفسیر نمونه آمده است که دلیل ذکر گروه‏هاى مختلف درباره هر کدام از نعمت‏ها مرتبط با آن نعمت خاص است، مثلاً درباره زراعت و زیتون و نخل و انگور و به طور کلى میوه‏ها باید بیشتر اندیشه کرد ولى درباره رنگ‏هاى نعمت‏هاى موجود آنقدر مسئله روشن است که تنها تذکر و یادآورى کافى است.6 هر چند این بیان تفسیرى در یک نگاه عام، بسیار معقول است اما با توجه به مسایل بیان شده به نظر مى‏رسد توجه به الوان در آیه شریفه به تأمل و موشکافى نیاز دارد.
و اما تفسیر المیزان، مورد دیگرى را درباره این آیه مطرح مى‏کند که بیانش خالى از لطف نیست. در این تفسیر آمده است:
«اختلاف الوان آنچه که در زمین خلق کرده از گیاهان و درختها و میوه‏ها، امرى است که با آن مى‏توان بر وحدانیت و یکتایى خدا، در ربوبیت استدلال کرد، چون امر واحدى است لذا فرمود: لآیة و نفرمود: لآیات».7
مسئله قابل ذکر دیگر اینکه ممکن است منظور از الوان، انواع نعمتها باشد.8 در لسان العرب نیز یکى از معانى لون، نوع ذکر شده است.9
2 - سوره مبارکه نحل آیه 69
«ثمّ کلى من کلّ الثّمرات فاسلکى سبل ربّک ذللاً یخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فیه شفاء للنّاس إنّ فى ذلک لآیة لقوم یتفکّرون».
سپس از تمام ثمرات تناول کن، و راه‏هایى را که پروردگارت براى تو تعیین کرده به راحتى بپیما؛ از درون شکم آنها نوشیدنى خاص، به رنگ‏هاى مختلف که در آن شفاى مردم است بیرون مى‏آید. در این، نشانه روشنى است براى جمعیتى که اهل فکرند.
در این آیه سخن از وحى به زنبور عسل است که چه مسیرى را طى مى‏کند و سپس ماده‏اى رنگارنگ تولید مى‏نماید که براى مردم شفاء است. «رنگ‏هاى مختلف عسل از رنگ‏هاى مختلف گلها ناشى مى‏شود. رنگ گلها را چند ماده قندى درست مى‏کند و چون این دو مسئله یعنى رنگ عسل با رنگ گلها بستگى مستقیم دارد پس هر عسل با رنگ مخصوص خود، ماده قندى خاصى دارد و نتیجه فعل و انفعالات آنهاست. فاصله‏اى که بین شراب و خاصیت شفاء دهندگى آن است یعنى «مختلف الوانه» از نکات زیباى قرآن است که کتابهاى گیاه‏شناسى نیز خواص درمانى گیاهان را مربوط به عناصر قندى موجود در آنها مى‏داند».10
از طرفى تنوع رنگ‏ها براى سلیقه‏هاى مختلف نیز رضایت بخش است. «امروزه ثابت شده است که رنگ غذا در تحریک اشتهاى انسان بسیار مؤثر است. قدیمى‏ها نیز گویا این مسئله روانى را شناخته بودند که غذاهاى خود را با زعفران و زردچوبه و رنگ‏هاى دیگر رنگین مى‏ساختند تا از طریق بصرى نیز میهمانان‏شان را به خوردن غذا تشویق نمایند.»11
3 - سور مبارکه روم آیه 22
«و من آیاته خلق السّموات و الأرض و اختلاف ألسنتکم و الوانکم إنّ فى ذلک لآیات للعالمین».
و از آیات او آفرینش آسمانها و زمین و تفاوت زبان‏ها و رنگ‏هاى شماست. در این، نشانه‏هایى است براى عالمان رنگ‏شناسى یکى از راه‏هاى خداشناسى است. وقتى انسان به اختلاف رنگ‏ها نگاه مى‏کند، قدرت خداوند را بیشتر مى‏فهمد. انسان‏ها به اندازه‏اى زیادند که اگر عامل تمایزى وجود نداشت، براى ارتباط با یکدیگر مشکلى جدى به وجود مى‏آمد، ولى حکمت خداوندى بر این تعلق گرفته است که تفاوت زبان و رنگ، شناخت را آسان کند و البته در این شناخت، راهى براى معرفت کردگار نیز وجود دارد. چنین حکمتى از الطاف خداوندى است که شامل حال بندگان شده است و گرنه تعداد زیاد انسان‏ها که جاى خود دارد، ممکن بود براى دو انسان کاملاً شبیه به یکدیگر و یا افراد مرتبط با آنها مشکلاتى بروز کند، چنان که درباره افراد دو قلوى یکسان چنین مواردى اتفاق مى‏افتد. «فخر رازى ذیل آیه مورد بحث مى‏نویسد:
«شناسایى انسان نسبت به انسان یا باید از طریق چشم حاصل شود یا به وسیله گوش، خداوند براى تشخیص چشم، رنگ‏ها و صورت‏ها و شکل‏ها را مختلف آفریده و براى تشخیص گوش، اختلاف آوازها و آهنگ‏هاى صدا را ایجاد کرده است، به طورى که در تمام جهان نمى‏توان دو انسان را پیدا کرد که از نظر چهره و آهنگ صدا از تمام جهات، یکسان باشند»12
بعضى از مفسّران معتقدند که منظور از اختلاف رنگ‏ها، اختلاف نژادهاست و هر نژادى رنگى دارد. آگاهى بر اسرار این تنوع و گوناگونى، از عهده عالمان و اندیشمندان بر مى‏آید.13
4 - سوره مبارکه فاطر آیات 27 و 28
«ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السّماء ماءً فأخرجنا به ثمرات مختلفاً الوانها و من الجبال جدد بیض و حمر مختلف الوانها و غرابیب سود. و من الناس و الدّوابّ و الأنعام مختلف الوانه کذلک إنّما یخشى اللَّهَ من عباده العلماء إنّ اللَّه عزیز غفور».
آیا ندیدى خداوند از آسمان آبى فرو فرستاد که به وسیله آن میوه‏هایى رنگارنگ (از زمین) بیرون آوردیم و از کوه‏ها نیز (به لطف پروردگار) جاده‏هایى آفریده شده سفید و سرخ و به رنگ‏هاى مختلف و گاه به رنگ کاملاً سیاه. و از انسان‏ها و جنبندگان و چهارپایان انواعى با رنگ‏هاى مختلف؛ (آرى) حقیقت چنین است. از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او مى‏ترسند؛ خداوند توانا و آمرزنده است.
در این آیه شریفه، هم از موضوع رنگ صحبت شده و هم رنگ‏هایى گوناگون بیان گردیده است. اینجا نیز سخن از اختلاف الوان است که سرانجام سبب معرفت، مخصوصاً براى دانشمندان خداترس مى‏شود. البته درباره اختلاف رنگ‏ها تفسیرهاى گوناگون وجود دارد، از جمله اینکه مقصود، نعمت‏هاى مختلف با رنگ‏هاى گوناگون ظاهرى است؛ و شاید هم منظور، اختلاف در نوع رنگ‏ها، اعم از طعم و ساختمان و خواص گوناگون آنها باشد.
رنگ‏هاى مختلف کوه‏ها نیز خود مسئله‏اى شگفت است که بر قدرت خداوند گواهى مى‏دهد. رنگ‏هاى گوناگون کوه‏ها علاوه بر زیبایى، براى پیدا کردن راه‏ها در پیچ و خمهاى کوهستان است. این رنگ‏ها که در آیه شریفه بیان شده، «بیض» و «حمر» و «غرابیب سود» مى‏باشند. در این بین، «بیض» جمع «ابیض» به معنى سفید، «حمر»، جمع «احمر» به معنى قرمز، «غرابیب» جمع «غربیب» به معنى سیاه پر رنگ، و «سود» جمع «اسود» به معنى سیاه است. پشت سر هم قرار گرفتن غرابیب و سود، تأکیدى بر سیاهى شدید بعضى از جاده‏هاى کوهستانى است. البته احتمال دیگرى نیز در بحث مربوط به اختلاف رنگ‏هاى کوه‏ها وجود دارد. شاید مقصود، خود کوه‏ها باشد که مانند خطوط و جاده‏هایى بر روى زمین قرار گرفته‏اند.14
به جز این مسایل، خواص ویژه سنگ و خاک کوه‏هاى مختلف که رنگشان نیز متفاوت است در زمین‏شناسى جایگاهى خاص دارد. در آیه مورد بحث، سه بار کلمه الوان تکرار مى‏شود و در این سه مرتبه، سه گروه از موجودات نیز مطرح مى‏گردند. در آغاز سخن از ثمرات و میوه‏هاست، سپس کوه‏ها، و بالاخره انسان‏ها، جنبندگان و حیوانات بیان مى‏شوند. درباره انسان‏ها و اختلاف رنگ‏شان توجه به یک نکته جالب است و آن، اینکه «گذشته از چهره ظاهرى، رنگ‏هاى باطنى، و خلق و خوى آنها و صفات و ویژگى‏هاى آنان و استعداد و ذوق‏هاى‏شان، کاملاً متنوع و مختلف است، تا مجموعاً یک واحد منسجم با تمام نیازمندى‏ها را به وجود آورد.»15
درباره اختلاف تفسیر پیرامون اختلاف الوان، «المیزان»، به دلیل وجود رنگ‏هاى بیض و حمر، در بحث کوه‏ها، اختلاف رنگ‏هاى ظاهرى را تأیید مى‏کند نه تفاوت طعم و خاصیت و نوع آنها؛ در آنجا آمده است: «در کوه‏ها، اختلاف انواع نیست، تنها اختلاف الوان است».16 البته به نظر مى‏رسد این بیان تفسیرى در برگیرنده تمام وجوه حکمت‏هاى آفرینش کوه‏ها نیست زیرا آنها نیز همگام با تفاوت رنگ‏هایشان خواصى مختلف از خود بروز مى‏دهند.
«الدّر المنثور» نیز با بیان روایات به اختلافات پیرامون تفسیر کوه‏هاى رنگارنگ مى‏پردازد. در آنجا علاوه بر بحث‏هاى مطرح شده، اختلاف و گوناگونى مردم در ترس از خدا نیز بیان مى‏گردد و پس از تفسیرهاى گوناگون درباره رنگ‏ها چنین آمده است: «یختلف النّاس فى خشیة اللَّه کذلک»17 یعنى بحث خشیت از خداوند به نوعى با معانى رنگ و اختلاف آن گره مى‏خورد.

شرح و تفسیر «صبغة» در آیات:

آیه 138 سوره مبارکه بقره به صبغة مى‏پردازد.
«صبغة اللَّه و من أحسن من اللَّه صبغة و نحن له عابدون»
«رنگ خدایى (بپذیرید: رنگ ایمان و توحید و اسلام) و چه رنگى از رنگ خدایى بهتر است؟ و ما تنها او را عبادت مى‏کنیم.»
به راستى چرا خداوند رنگ را به خود نسبت مى‏دهد؟ چنان که در آیه 35 سوره مبارکه نور نیز نور به خدا نسبت داده مى‏شود. آیا ممکن است در این آیات نیز بتوان به ارتباط بین نور و رنگ پرداخت؟
پاسخ به این سؤال دقت و اظهار نظر مفسّران را مى‏طلبد.
در معناى «صبغة» از نظر عقلى و غیر حسى اختلاف نظر است، گرچه دیدگاه‏هاى گوناگون، قابل جمع‏اند؛ چنان که در ترجمه، ایمان، توحید و اسلام که هر کدام جداگانه مى‏توانند مصداقى مستقل براى صبغة باشند، همراه هم و پیوسته به یکدیگر آمده‏اند.
براى فهمیدن معناى دقیق‏تر صبغة سراغ کتاب لغت مى‏رویم. در مفردات آمده است: «الصّبغ: المصبوغ»18 صبغ به عنوان اسم مفعول، یعنى رنگ شده، است؛ آن‏گاه، راغب، صبغة را عاملى متمایز کننده بین انسان و حیوان مى‏شمارد و آن را فطرتى الهى مى‏داند.19 لسان العرب نیز مانند این معنى و همچنین مواردى دیگر را بیان مى‏کند، از جمله مى‏گوید صبغة اللَّه به معنى دین خدا و فطرت خدایى است و نیز الصبغ یعنى فرو رفتن در چیزى سیال مانند آب؛ از طرفى در کلام عرب به تغییر نیز صبغ گفته مى‏شود مثلاً صبغ الثوب به معنى تغییر حالت لباس به دلیل تغییر رنگ آن مى‏باشد.20
درباره «صبغة» ماجرایى در بعضى تفاسیر نقل شده است از جمله «فرّاء مى‏گوید:
«این تعبیر به این جهت است که بعضى از نصارى، نوزادان خود را در آب مخصوص که معمودیه نامیده مى‏شد، فرو مى‏بردند و این عمل را تطهیر آن نوزاد مى‏دانستند. در این آیه نظر به این نکته است که رنگ‏آمیزى خدا که همان فطرت پاک است، تطهیر شماست نه آن تطهیرى که آنها گمان مى‏کنند.»21
امام صادق‏علیه السلام نیز مى‏فرمایند: «اتبعوا صبغة اللَّه یعنى از اسلام که مقتضاى فطرت الهى است پیروى کنید.»22 براى تفسیر صبغة در این آیه شریفه مواردى از قبیل رنگ، وحدت، عظمت، پاکى، پرهیزکارى، عدالت و مساوات، برادرى و برابرى، توحید، اخلاص و بالاخره رنگ بى رنگى و حذف همه رنگ‏ها به عنوان رنگ نهایى نیز بیان شده است.23
در روایات اهل سنّت نمونه‏هایى وجود دارد که تعبیر صبغة تا اندازه‏اى، مادى و فیزیکى مى‏شود. مثلاً از ابن عباس نقل شده است که «رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم فرمود: بنى اسرائیل به موسى‏علیه السلام گفتند آیا خدا تو را رنگ مى‏کند؟ گفت: پروا کنید از خداوند، پس پروردگارش به او نداد داد؛ اى موسى! از تو مى‏پرسند که آیا پروردگارت تو را رنگ مى‏کند؟ بگو: آرى، من با رنگ‏هاى قرمز، سفید و سیاه رنگ مى‏شوم و همه رنگ‏ها در رنگ من است. و خداوند بر پیامبرش نازل کرد: صبغة اللَّه و من أحسن من اللَّه صبغة»24
و یا ابن ابى نجّار در تاریخ بغداد از ابن عباس نقل مى‏کند که منظور از صبغة اللَّه رنگ سفید است.25 این روایت مى‏تواند با قوانین علمى بیان شده درباره نور و رنگ تطبیق یابد هر چند اطمینان یافتن درباره صحت روایت بحث دیگرى است.
در کافى معناى دیگرى براى صبغة بیان شده است. بنا به روایتى، رنگ خدایى، رنگ ولایت است که به مؤمنین داده مى‏شود. علامه طباطبائى‏رحمه الله این معنى را به دست آمده از باطن آیه مى‏داند.26
همان‏طور که از مجموع بحث‏ها برمى‏آید موضوع بحث در قرآن هم جنبه‏هاى حسى دارد و هم مفاهیم معنوى را القاء مى‏نماید که البته در این صورت نیز دست‏کم در مقام تشبیه، علم به خواص ظاهرى و محسوس رنگ‏ها، درک معانى باطنى را هموارتر مى‏نماید. تاکنون رنگ در شکل کلى خود با واژه‏هاى لون و صبغة مورد بررسى قرار گرفت. به یارى خداوند در مجالى دیگر رنگ‏ها را به صورت تفکیکى مورد دقت قرار مى‏دهیم.

پی نوشت ها

چکیده: این نوشتار به اهمیت رنگ از نگاه قرآن می پردازد. نویسنده پس از مقدمه ای راجع به اهمیت رنگ در زندگی، چگونگی نگاه قرآن به انواع رنگ را بررسی کرده و در این راستا نخست از یاد کرد کلی رنگ در تعبیرهای «لون» و «صبغه» سخن می گوند و به راز و رمز مفهومی این دو اشاره می کند، آنگاه به انواع رنگها پرداخته از رنگ سیاه، سفید، زرد، سرخ، سبز به تفصیل بحث می کند. کلید واژه‏ها: قرآن، رنگ، سیاه، سفید، سرخ، زرد، سبز.

 

رنگ و زندگى

از مقوله‏هاى با اهمیّت جوامع بشرى که تأثیر آن بر بسیارى پوشیده مانده، مقوله رنگ است. شاید بسیارى از افراد با شنیدن چنین جمله‏اى آن را مورد تمسخر یا بى اعتنایى قرار دهند، اما وقتى ظرافت‏هاى درباره رنگ، آشکار مى‏گردد، بینش مخاطب نیز تغییر خواهد یافت. بى تردید رنگ‏ها در زندگى انسان و همچنین جامعه، نقش پیش برنده اهداف و متوقف کننده برخى فعالیت‏ها را دارند. این مسئله به دوران کنونى محدود نمى‏شود، زیرا تا آنجا که تاریخ از بشر سخن مى‏گوید، رنگ، همواره جزو معیارهاى او بوده است؛ البته براى بشر اولیه دو رنگ آشناى کارساز، آبى متمایل به تیره آسمان در هنگام شب، و زرد روشن و متمایل به سفید نور آفتاب بود. او تاریکى و روشنى را ملاک فعالیت‏هاى خود مى‏دانست؛ از این رو رنگ خورشید و نور آن حکایت از تلاش داشت و رنگ شب، رنگ استراحت و توقف کار بود.۱ اما امروزه شرایط کار و زندگى و در نتیجه دیدگاه انسان نسبت به رنگ تغییر کرده است. براى درک تأثیر رنگ در محیطهاى اشتغال فعلى، کافى است دو کارخانه یا اداره، با رنگ‏هاى مختلف، مورد مقایسه قرار گیرند. آزمایش‏هاى روان‏شناسى و حتّى تجربیات شخصى، نشان مى‏دهند که کارکرد افراد در شرایط مختلف رنگى در این مکان‏ها، متفاوت است. اصولاً دنیایى که در آن زندگى مى‏کنیم به گونه‏اى رنگ بندى شده است که حضور در آن را براى ما تحمل‏پذیر مى‏کند. اگر لحظه‏اى چشمانمان را ببندیم و با خود فکر کنیم که تمام آسمان قرمز است، به راستى تحمل چنین آسمانى براى مدتى طولانى تا چه اندازه امکان خواهد داشت؟ یا بر عکس اگر تصور کنیم که تمام خاکهاى روى زمین و کوه‏ها آبى هستند، چه احساسى به ما دست خواهد داد؟ گرچه عادت انسان در تحمل پذیرى او نقش دارد، اما خصلت‏هاى وجودى از یک سو، و ویژگى‏هاى مختلف رنگ‏ها، از سوى دیگر، یک تعادل رنگى و در نتیجه یک تعادل روانى را مى‏طلبد. امروزه، نه تنها طبیعت رنگى در اطراف ما خود نمایى مى‏نماید، بلکه مصنوعات بشرى، شاید حتّى در بعضى از موارد، بیش از رنگ‏هاى طبیعت، در قالب اجناس پر نقش و نگار، رنگ را به ما عرضه مى‏کنند. در طول زندگى، وسایل نقلیه‏اى که هر روز با آنها مسافتى را طى مى‏کنیم، دیوارخانه‏اى که در آن زندگى مى‏نماییم، لباس‏هایى که مى‏پوشیم، غذایى که مى‏خوریم، ابزارى که با آنها کار مى‏کنیم، همه، داراى رنگ‏هایى ویژه هستند؛ بعضى از این رنگ‏ها با خصوصیات روانى ما سازگار، و بعضى در تضادند، گاهى نیز تأثیرات، به سمت خنثى بودن گرایش دارند. به هر حال، رنگ، براى انسان مقوله‏اى کاملاً مأنوس و آشناست. البته بسیارى از افراد به آن فکر نمى‏کنند ولى مى‏توان ادعا کرد که در بیشتر مواقع زندگى، به رنگ و تأثیرات آن وابسته‏اند. بشر، از اولین ماه‏هاى زندگى خود، رنگ را مى‏شناسد و نسبت به آن واکنش نشان مى‏دهد، هر چند نمى‏تواند به طور دقیق، آنها را تشخیص دهد و به همین دلیل، ممکن است رنگ‏ها را به جاى هم نام ببرد. انسان، در سنین پایین، حتى گاهى رنگ را بر شکل مقدم مى‏دارد. این گونه احساسات، تا زمان بزرگسالى ادامه مى‏یابند، و از آن به بعد، پیروى از خانواده و جامعه آغاز مى‏شود. بدین ترتیب مى‏توان ادعا کرد که با توجه به حضور همه جانبه رنگ در زندگى، دانش‏هاى بیشمارى متصدى پرداختن به این مقوله شده‏اند که در بین آنها شیمى، فیزیک، طب، هنر و... به چشم مى‏خورند. اهمیت رنگ در بین انسان‏ها نه تنها در احساسات فردى بلکه در مناسبات اجتماعى و ابراز هویت حقوقى نیز وجود دارد. در این مورد مى‏توان به فلسفه رنگ بندیهاى گوناگون پرچم‏ها در کشورهاى مختلف از جمله کشور جمهورى اسلامى ایران اشاره نمود.۲ اکنون این سؤال مطرح مى‏شود که با توجه به حضور گسترده رنگ در زندگى آیا ممکن است چنین مسئله مهمى مورد عنایت قرآن کریم واقع نشده باشد؟ کتاب جامعى که سر لوحه‏اى بى نظیر است و معارف غنى آن در سرتاسر زندگى انسان جریان دارد؟! مرورى بر فهرست آیات شریفه مرتبط با رنگ به سؤال مذکور پاسخ خواهد داد.

رنگ در قرآن

قرآن کریم در بسیارى از آیات خود با عنوان کلى رنگ، و یا به تفکیک، رنگ‏هاى مختلف را ذکر مى‏نماید. بى تردید تمامى موارد استفاده از این واژه‏ها با دلیل و حکمت خاصى است که برخى از آنها در تفاسیر بیان شده‏اند و بعضى دیگر پوشیده مانده‏اند. در این بخش ما تنها فهرستى از آیات بکار برنده رنگ را ارائه مى‏نمائیم و آن‏گاه در بخش‏هاى بعد به بررسى جزئى مقوله رنگ خواهیم پرداخت. آیات مذکور در بر گیرنده رنگ را مى‏توان دو دسته کلى دانست: یک دسته آنهایى که از واژه «لون» یا «صبغه» استفاده کرده‏اند. یعنى بحث کلى رنگ. و دسته دیگر آنها که رنگ‏هاى مختلف را در خود جاى داده‏اند. در این جا فهرستى که از آیات مورد بحث ارائه مى‏شود به ترتیب قرارگیرى رنگ‏ها در سوره‏هاى مبارکه است. البته در ابتدا آیات مربوط به لون و صبغه بیان مى‏شوند و سپس به رنگ‏هاى بیان شده در قرآن مى‏پردازیم.

لون و صبغه در آیات

واژه «لون»، و جمع آن «الوان»، ۹ بار تکرار در هفت آیه از قرآن مجید آمده است. از این تعداد، ۷ مورد به صورت جمع، یعنى «الوان»، و دو مورد مربوط به »لون» است؛ و اما کلمه «صبغه» دو مرتبه و تنها در یک آیه وجود دارد. آیات مربوط به «لون» و «صبغه» به ترتیب قرارگیرى در سوره هاى قرآن کریم چنین مى‏باشند: ۱ - سوره مبارکه بقره آیه ۶۹ «قالوا ادع لنا ربّک یبیّن لنا مالونها قال إنّه یقولُ إنّها بقره صفراءُ فاقعٌ لونها تسرُّ النّاظرینَ» ۲ - سوره مبارکه بقره آیه ۱۳۸ «صبغه اللَّه و من أحسن من اللَّه صبغه و نحن له عابدون» ۳ - سوره مبارکه روم آیه ۲۲ «و من آیاته خلق السّموات و الأرض و اختلاف ألسنتکم و ألوانکم إنّ فى ذلک لآیات للعالِمین» ۴ - سوره مبارکه نحل آیه ۱۳ «و ما ذرألکم فى الأرض مختلفاً الوانه إنّ فى ذلک لآیه لقومٍ یذّکّرون» ۵ - سوره مبارکه نحل آیه ۶۹ «ثمَّ کلى من کلّ الثّمرات فاسلکى سُبُل ربّک ذللاًیخرج من بطونها شرابٌ مختلفٌ ألوانه فیه شفاء للنّاس إنّ فى ذلک لآیه لقوم یتفکّرون» ۶ - سوره مبارکه فاطر آیه ۲۷ «ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السّماء ماء فأخرجنا به ثمرات مختلفاً الوانهاو من الجبال جددٌ بیضٌ و حمرٌ مختلفٌ الوانهاو غرابیبُ سودٌ» ۷ - سوره مبارکه فاطر آیه ۲۸ «و من الناس و الدّوابٌ و الانعام مختلف ألوانه کذلک إنّما یخشى اللَّه من عباده العلماء إنّ اللَّه عزیز غفورٌ» ۸ - سوره مبارکه زمر آیه ۲۱ «ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السماء ماءً فسلکه ینابیع فى الأرض ثمّ یخرج به زرعاً مختلفاً ألوانه ثمّ یهیجُ فتریه مصفرّاً ثمّ یجعله حطاماً إنّ فى ذلک لذکرى لاولى الألباب»

رنگ زرد در آیات

رنگ زرد با واژه‏هاى صفر، صفراء و مصفرّاً، ۵ بار در آیات قرآن کریم معرفى شده است. این آیات عبارتند از: ۱ - سوره مبارکه بقره آیه ۶۹ «قالوا ادع لنا ربّک یبیّن لنا ما لونها قال إنّه یقول إنّها بقره صفراء فاقع لونها تسرّ الناظرین» ۲ - سوره مبارکه روم آیه ۵۱ «و لئن أرسلنا ریحاً فرأوه مصفرّاً لظلّوا من بعده یکفرون» ۳ - سوره مبارکه زمر آیه ۲۱ «ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السّماء ماءً فسلکه ینابیع فى الأرض ثمَّ یخرج به زرعاً مختلفاً ألوانه ثمّ یهیجُ فتریه مصفرّاً ثمّ یجعله حطاماً إنّ فى ذلک لذکرى لأولى الألباب» ۴ - سوره مبارکه حدید آیه ۲۰ «إعلموا انّما الحیوه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم و تکاثر فى الأموال و الأولاد کمثل غیث أعجب الکفّار نباته ثمّ یهیج فتریه مصفرّاً ثمّ یکون حطاماً و فى الآخره عذاب شدید و مغفره من اللَّه و رضوان و ما الحیوه الدنیا الا متاع الغرور» ۵ - سوره مبارکه مرسلات آیه ۳۳ «کانّه جمالت صفرٌ»

رنگ‏هاى سفید و سیاه در آیات

رنگ سفید در ۱۲ آیه قرآن کریم آمده است. کلمات قرآنى مربوط به این رنگ، ابیضّت، تبیضّ، ابیض، بیضاء و بیض مى‏باشند. اولین کلمه مربوط به این رنگ، ابیض است که در سوره مبارکه بقره قرار دارد. اما رنگ سیاه ۷ بار و در ۶ آیه قرآن کریم وجود دارد. در این بین ۳ مرتبه به صورت مشترک با رنگ سفید و ۳ مرتبه به طور مستقل، مورد استفاده قرار گرفته است. واژه سیاه در قرآن، شامل کلمات اسود، اسودّت، مسودّاً، مسودّه و سود مى‏باشد. در این بخش، ما سفید و سیاه را تفکیک نمى‏کنیم بلکه برخى آیات را به ترتیب سوره‏هاى مبارکه، به طور متوالى، ذکر مى‏نماییم. با این حساب، آیات به کار برنده رنگ‏هاى سفید و سیاه عبارتند از: ۱ - سوره مبارکه بقره آیه ۱۸۷ «أحلّ لکم لیله الصیام الرّفث إلى نسائکم هنّ لباس لکم و أنتم لباس لهنّ علم اللَّه أنّکم کنتم تختانون أنفسکم فتاب علیکم و عفا عنکم فالآن باشروهنّ و ابتغوا ما کتب اللَّه لکم و کلوا و اشربوا حتّى یتبیّن لکم الخیط الأبیض من الخیط الأسود من الفجر ثمّ أتمّوا الصیام إلى اللیل و لا تباشروهنّ و أنتم عاکفون فى المساجد تلک حدود اللَّه فلا تقربوها کذلک یبیّن اللَّه آیاته للنّاس لعلّهم یتّقون». ۲ - سوره مبارکه آل عمران آیه۱۰۶ «یوم تبیّضُ وجوهٌ و تسودّ وجوهٌ فأمّا الذین اسودّت وجوههم أکفرتم بعد ایمانکم فذوقوا العذاب بما کنتم تکفرون». ۳ - سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۰۷ «و امّا الذین ابیضّت وجوههم ففى رحمه اللَّه هم فیها خالدون». ۴ - سوره مبارکه اعراف آیه ۱۰۸ «و نزع یده فإذا هى بیضاء للناظرین». ۵ - سوره مبارکه یوسف آیه ۸۴ «و تولّى عنهم و قال یا أسفى على یوسف و ابیضّت عیناه من الحزن فهو کظیم». ۶ - سوره مبارکه نحل آیه ۵۸ «و إذا بشّر أحدهم بالانثى ظلّ وجهه مسودّاً و هو کظیم». ۷ - سوره مبارکه طه آیه ۲۲ «و اضمم یدک إلى جناحک تخرج بیضاء من غیر سوء آیه أخرى». ۸ - سوره بمارکه شعراء آیه ۳۳ «و نزع یده فإذا هى بیضاء للنّاظرین». ۹ - سوره مبارکه نمل آیه ۱۲ «و أدخل یدک فى جیبک تخرج بیضاء من غیر سوء فى تسع آیات إلى فرعون و قومه إنّهم کانوا قوماً فاسقین». ۱۰ - سوره مبارکه قصص آیه ۳۲ «اسلک یدک فى جیبک تخرج بیضاء من غیر سوء و اضمم الیک جناحک من الرّهب فذانک برهانان من ربّک الى فرعون و ملإه إنّهم کانوا قوماً فاسقین». ۱۱ - سوره مبارکه فاطر آیه ۲۷ «ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السّماء ماء فأخرجنا به ثمرات مختلفاً ألوانها و من الجبال جددٌ بیضٌ و حمرٌ مختلفٌ ألوانها و غرابیبُ سودٌ». ۱۲ - سوره مبارکه صافات آیه ۴۶ «بیضاء لذه للشّاربین». ۱۳ - سوره مبارکه صافات آیه ۴۹ «کأنّهنّ بیضٌ مکنون». ۱۴ - سوره مبارکه زمر آیه ۶۰ «و یوم القیامه ترى الذین کذبوا على اللَّه وجوههم مسودّه ألیس فى جهنّم مثوى للمتکبّرین». ۱۵ - سوره مبارکه زخرف آیه ۱۷ و إذا بشّر أحدهم بما ضرب للرّحمن مثلاً ظلّ وجهه مسودّاً و هو کظیم.

رنگ سبز در آیات

در قرآن کریم کلمات خضر خضراً أخضر و مخضرّه به معنى سبز آمده‏اند. البته دو کلمه دیگر نیز وجود دارد که از آنها نیز به سبزى تعبیر مى‏شود. یکى کلمه مدهامّتان در سوره مبارکه الرّحمن، و دیگرى کلمه أحوى در سوره أعلى. به این ترتیب، مجموعه دفعات کاربرد رنگ سبز در قرآن کریم، ۱۰ مورد است. آیات شامل رنگ سبز، به ترتیب چنین مى‏باشند: ۱ - سوره مبارکه انعام آیه ۹۹ «و هو الّذى أنزل من السّماء ماءً فأخرجنا به نبات کلّ شى‏ء فأخرجنا منه خضراً نخرج منه حبّاً متراکباً و من النّخل من طلعها قنوانٌ دانیه و جنّات من أعناب و الزّیتون و الرّمّان مشتبهاً و غیر متشابه انظروا إلى ثمره إذا أثمر و ینعه إنّ فى ذلکم لآیات لقوم یؤمنون». ۲ - سوره مبارکه یوسف آیه ۴۳ «و قال الملک انّى أرى سبع بقراتٍ سمانٍ یأکلهنّ سبع عجافٌ و سبع سنبلاتٍ خضر و أخر یابساتٍ یا أیّها الملأ أفتونى فى رؤیاى إن کنتم للرّؤیا تعبرون». ۳ - سوره مبارکه یوسف آیه ۴۶ «یوسف أیّها الصّدّیق أفتنا فى سبع بقرات سمان یأکلهنّ سبع عجافٌ و سبع سنبلات خضر و أخر یابسات لعلّى أرجع إلى النّاس لعلّهم یعلمون». ۴ - سوره مبارکه یس آیه ۸۰ «الّذى جعل لکم من الشّجر الاخضر ناراً فإذا أنتم منه توقدون». ۵ - سوره مبارکه کهف آیه ۳۱ «اولئک لهم جنّات عدنٍ من تحتهم الانهار یحلّون فیها من أساور من ذهب و یلبسون ثیاباً خضراً من سندسٍ و إستبرق متّکئین فیها على الأرائک نعم الثواب و حسنت مرتفقاً». ۶ - سوره مبارکه حج آیه ۶۳ «ألم تر أن اللَّه أنزل من السّماء ماءً فتصبح الأرض مخضرّه إنّ اللَّه لطیف خبیرٌ». ۷ - سوره مبارکه الرحمن آیه ۷۶ «متّکئین على رفرفٍ خضرٍ و عبقرىٍّ حسان». ۸ - سوره مبارکه انسان آیه ۲۱ «عالیهم ثیاب سندس خضر و استبرق و حلّوا أساور من فضّه و سقاهم ربّهم شراباً طهوراً».

رنگ قرمز در آیات

قرمز با واژه «حمر» در قرآن کریم، تنها یکبار و آن هم در آیه ۲۷ سوره مبارکه فاطر با همراهى رنگ‏هاى دیگر آمده است. این آیه در فهرست مربوط به لون و رنگ‏هاى سفید و سیاه ذکر شد.

شرح لون در آیات

چنان که در کتاب لغت آمده، لون کلمه‏اى معروف است و بر سفید و سیاه و آنچه از این دو ترکیب مى‏شود اطلاق مى‏گردد.۳ لسان العرب، لون را هیئتى مانند سیاهى و قرمزى و نیز آنچه عامل تمایز و جدایى دو چیز است، بیان مى‏کند،۴ البته از نظر علمى این تعریف‏ها واقعاً کامل نیست و دلیل این مدعا در بررسى‏هاى انجام شده علمى آشکار است. براساس علوم بشرى، رنگ وابسته به نور است و بر اساس ظرفیت بینایى انسان دیده مى‏شود. از آنجا که نور به صورت امواج مى‏باشد، نوع رنگ نیز با میزان طول موج نور تغییر خواهد کرد و بدین ترتیب در محدوده مشخصى از امواج وسیع نورانى، رنگ‏ها بسته به میزان طول موج در مقابل دیدگان انسان ظاهر خواهند شد. متوسط این میزان در کتب فیزیکى بین ۴۰۰ تا ۷۰۰ نانومتر است (هر نانومتر یک میلیونیم میلیمتر است) بدیهى است که در این محدوده رنگ‏هایى مختلف به صورت مستقل یا ترکیبى دیده مى‏شوند.۵ البته جزئیات این بحث مفصل است و ما قصد پرداختن به آنها را نداریم و این میزان نیز براى روشن نمودن پیچیدگى‏هاى ماهیت رنگ بیان شد. به هر حال آیاتى را که در این رابطه مورد بررسى قرار مى‏دهیم، عبارتند از: ۱ - سوره مبارکه نحل آیه ۱۳ «و ما ذرألکم فى الارض مختلفاً ألوانه إنّ فى ذلک لایه لقوم یذّکّرون». «(علاوه بر این) مخلوقاتى را که در زمین آفریده نیز مسخّر (فرمان شما) ساخت، مخلوقاتى با رنگ‏هاى مختلف؛ در این، نشانه روشنى است براى گروهى که متذکر مى‏شوند.» در آیات قبل این سوره مبارکه، نعمت‏هایى مختلف به عنوان نشانه براى متفکران و عاقلان ذکر مى‏شود ولى درباره ألوان، قوم متذّکر، مطرح‏ند. در تفسیر نمونه آمده است که دلیل ذکر گروه‏هاى مختلف درباره هر کدام از نعمت‏ها مرتبط با آن نعمت خاص است، مثلاً درباره زراعت و زیتون و نخل و انگور و به طور کلى میوه‏ها باید بیشتر اندیشه کرد ولى درباره رنگ‏هاى نعمت‏هاى موجود آنقدر مسئله روشن است که تنها تذکر و یادآورى کافى است.۶ هر چند این بیان تفسیرى در یک نگاه عام، بسیار معقول است اما با توجه به مسایل بیان شده به نظر مى‏رسد توجه به الوان در آیه شریفه به تأمل و موشکافى نیاز دارد. و اما تفسیر المیزان، مورد دیگرى را درباره این آیه مطرح مى‏کند که بیانش خالى از لطف نیست. در این تفسیر آمده است: «اختلاف الوان آنچه که در زمین خلق کرده از گیاهان و درختها و میوه‏ها، امرى است که با آن مى‏توان بر وحدانیت و یکتایى خدا، در ربوبیت استدلال کرد، چون امر واحدى است لذا فرمود: لآیه و نفرمود: لآیات».۷ مسئله قابل ذکر دیگر اینکه ممکن است منظور از الوان، انواع نعمتها باشد.۸ در لسان العرب نیز یکى از معانى لون، نوع ذکر شده است.۹ ۲ - سوره مبارکه نحل آیه ۶۹ «ثمّ کلى من کلّ الثّمرات فاسلکى سبل ربّک ذللاً یخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فیه شفاء للنّاس إنّ فى ذلک لآیه لقوم یتفکّرون». سپس از تمام ثمرات تناول کن، و راه‏هایى را که پروردگارت براى تو تعیین کرده به راحتى بپیما؛ از درون شکم آنها نوشیدنى خاص، به رنگ‏هاى مختلف که در آن شفاى مردم است بیرون مى‏آید. در این، نشانه روشنى است براى جمعیتى که اهل فکرند. در این آیه سخن از وحى به زنبور عسل است که چه مسیرى را طى مى‏کند و سپس ماده‏اى رنگارنگ تولید مى‏نماید که براى مردم شفاء است. «رنگ‏هاى مختلف عسل از رنگ‏هاى مختلف گلها ناشى مى‏شود. رنگ گلها را چند ماده قندى درست مى‏کند و چون این دو مسئله یعنى رنگ عسل با رنگ گلها بستگى مستقیم دارد پس هر عسل با رنگ مخصوص خود، ماده قندى خاصى دارد و نتیجه فعل و انفعالات آنهاست. فاصله‏اى که بین شراب و خاصیت شفاء دهندگى آن است یعنى «مختلف الوانه» از نکات زیباى قرآن است که کتابهاى گیاه‏شناسى نیز خواص درمانى گیاهان را مربوط به عناصر قندى موجود در آنها مى‏داند».۱۰ از طرفى تنوع رنگ‏ها براى سلیقه‏هاى مختلف نیز رضایت بخش است. «امروزه ثابت شده است که رنگ غذا در تحریک اشتهاى انسان بسیار مؤثر است. قدیمى‏ها نیز گویا این مسئله روانى را شناخته بودند که غذاهاى خود را با زعفران و زردچوبه و رنگ‏هاى دیگر رنگین مى‏ساختند تا از طریق بصرى نیز میهمانان‏شان را به خوردن غذا تشویق نمایند.»۱۱ ۳ - سور مبارکه روم آیه ۲۲ «و من آیاته خلق السّموات و الأرض و اختلاف ألسنتکم و الوانکم إنّ فى ذلک لآیات للعالمین». و از آیات او آفرینش آسمانها و زمین و تفاوت زبان‏ها و رنگ‏هاى شماست. در این، نشانه‏هایى است براى عالمان رنگ‏شناسى یکى از راه‏هاى خداشناسى است. وقتى انسان به اختلاف رنگ‏ها نگاه مى‏کند، قدرت خداوند را بیشتر مى‏فهمد. انسان‏ها به اندازه‏اى زیادند که اگر عامل تمایزى وجود نداشت، براى ارتباط با یکدیگر مشکلى جدى به وجود مى‏آمد، ولى حکمت خداوندى بر این تعلق گرفته است که تفاوت زبان و رنگ، شناخت را آسان کند و البته در این شناخت، راهى براى معرفت کردگار نیز وجود دارد. چنین حکمتى از الطاف خداوندى است که شامل حال بندگان شده است و گرنه تعداد زیاد انسان‏ها که جاى خود دارد، ممکن بود براى دو انسان کاملاً شبیه به یکدیگر و یا افراد مرتبط با آنها مشکلاتى بروز کند، چنان که درباره افراد دو قلوى یکسان چنین مواردى اتفاق مى‏افتد. «فخر رازى ذیل آیه مورد بحث مى‏نویسد: «شناسایى انسان نسبت به انسان یا باید از طریق چشم حاصل شود یا به وسیله گوش، خداوند براى تشخیص چشم، رنگ‏ها و صورت‏ها و شکل‏ها را مختلف آفریده و براى تشخیص گوش، اختلاف آوازها و آهنگ‏هاى صدا را ایجاد کرده است، به طورى که در تمام جهان نمى‏توان دو انسان را پیدا کرد که از نظر چهره و آهنگ صدا از تمام جهات، یکسان باشند»۱۲ بعضى از مفسّران معتقدند که منظور از اختلاف رنگ‏ها، اختلاف نژادهاست و هر نژادى رنگى دارد. آگاهى بر اسرار این تنوع و گوناگونى، از عهده عالمان و اندیشمندان بر مى‏آید.۱۳ ۴ - سوره مبارکه فاطر آیات ۲۷ و ۲۸ «ألم تر أنّ اللَّه أنزل من السّماء ماءً فأخرجنا به ثمرات مختلفاً الوانها و من الجبال جدد بیض و حمر مختلف الوانها و غرابیب سود. و من الناس و الدّوابّ و الأنعام مختلف الوانه کذلک إنّما یخشى اللَّهَ من عباده العلماء إنّ اللَّه عزیز غفور». آیا ندیدى خداوند از آسمان آبى فرو فرستاد که به وسیله آن میوه‏هایى رنگارنگ (از زمین) بیرون آوردیم و از کوه‏ها نیز (به لطف پروردگار) جاده‏هایى آفریده شده سفید و سرخ و به رنگ‏هاى مختلف و گاه به رنگ کاملاً سیاه. و از انسان‏ها و جنبندگان و چهارپایان انواعى با رنگ‏هاى مختلف؛ (آرى) حقیقت چنین است. از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او مى‏ترسند؛ خداوند توانا و آمرزنده است. در این آیه شریفه، هم از موضوع رنگ صحبت شده و هم رنگ‏هایى گوناگون بیان گردیده است. اینجا نیز سخن از اختلاف الوان است که سرانجام سبب معرفت، مخصوصاً براى دانشمندان خداترس مى‏شود. البته درباره اختلاف رنگ‏ها تفسیرهاى گوناگون وجود دارد، از جمله اینکه مقصود، نعمت‏هاى مختلف با رنگ‏هاى گوناگون ظاهرى است؛ و شاید هم منظور، اختلاف در نوع رنگ‏ها، اعم از طعم و ساختمان و خواص گوناگون آنها باشد. رنگ‏هاى مختلف کوه‏ها نیز خود مسئله‏اى شگفت است که بر قدرت خداوند گواهى مى‏دهد. رنگ‏هاى گوناگون کوه‏ها علاوه بر زیبایى، براى پیدا کردن راه‏ها در پیچ و خمهاى کوهستان است. این رنگ‏ها که در آیه شریفه بیان شده، «بیض» و «حمر» و «غرابیب سود» مى‏باشند. در این بین، «بیض» جمع «ابیض» به معنى سفید، «حمر»، جمع «احمر» به معنى قرمز، «غرابیب» جمع «غربیب» به معنى سیاه پر رنگ، و «سود» جمع «اسود» به معنى سیاه است. پشت سر هم قرار گرفتن غرابیب و سود، تأکیدى بر سیاهى شدید بعضى از جاده‏هاى کوهستانى است. البته احتمال دیگرى نیز در بحث مربوط به اختلاف رنگ‏هاى کوه‏ها وجود دارد. شاید مقصود، خود کوه‏ها باشد که مانند خطوط و جاده‏هایى بر روى زمین قرار گرفته‏اند.۱۴ به جز این مسایل، خواص ویژه سنگ و خاک کوه‏هاى مختلف که رنگشان نیز متفاوت است در زمین‏شناسى جایگاهى خاص دارد. در آیه مورد بحث، سه بار کلمه الوان تکرار مى‏شود و در این سه مرتبه، سه گروه از موجودات نیز مطرح مى‏گردند. در آغاز سخن از ثمرات و میوه‏هاست، سپس کوه‏ها، و بالاخره انسان‏ها، جنبندگان و حیوانات بیان مى‏شوند. درباره انسان‏ها و اختلاف رنگ‏شان توجه به یک نکته جالب است و آن، اینکه «گذشته از چهره ظاهرى، رنگ‏هاى باطنى، و خلق و خوى آنها و صفات و ویژگى‏هاى آنان و استعداد و ذوق‏هاى‏شان، کاملاً متنوع و مختلف است، تا مجموعاً یک واحد منسجم با تمام نیازمندى‏ها را به وجود آورد.»۱۵ درباره اختلاف تفسیر پیرامون اختلاف الوان، «المیزان»، به دلیل وجود رنگ‏هاى بیض و حمر، در بحث کوه‏ها، اختلاف رنگ‏هاى ظاهرى را تأیید مى‏کند نه تفاوت طعم و خاصیت و نوع آنها؛ در آنجا آمده است: «در کوه‏ها، اختلاف انواع نیست، تنها اختلاف الوان است».۱۶ البته به نظر مى‏رسد این بیان تفسیرى در برگیرنده تمام وجوه حکمت‏هاى آفرینش کوه‏ها نیست زیرا آنها نیز همگام با تفاوت رنگ‏هایشان خواصى مختلف از خود بروز مى‏دهند. «الدّر المنثور» نیز با بیان روایات به اختلافات پیرامون تفسیر کوه‏هاى رنگارنگ مى‏پردازد. در آنجا علاوه بر بحث‏هاى مطرح شده، اختلاف و گوناگونى مردم در ترس از خدا نیز بیان مى‏گردد و پس از تفسیرهاى گوناگون درباره رنگ‏ها چنین آمده است: «یختلف النّاس فى خشیه اللَّه کذلک»۱۷ یعنى بحث خشیت از خداوند به نوعى با معانى رنگ و اختلاف آن گره مى‏خورد.

شرح و تفسیر «صبغه» در آیات:

آیه ۱۳۸ سوره مبارکه بقره به صبغه مى‏پردازد. «صبغه اللَّه و من أحسن من اللَّه صبغه و نحن له عابدون» «رنگ خدایى (بپذیرید: رنگ ایمان و توحید و اسلام) و چه رنگى از رنگ خدایى بهتر است؟ و ما تنها او را عبادت مى‏کنیم.» به راستى چرا خداوند رنگ را به خود نسبت مى‏دهد؟ چنان که در آیه ۳۵ سوره مبارکه نور نیز نور به خدا نسبت داده مى‏شود. آیا ممکن است در این آیات نیز بتوان به ارتباط بین نور و رنگ پرداخت؟ پاسخ به این سؤال دقت و اظهار نظر مفسّران را مى‏طلبد. در معناى «صبغه» از نظر عقلى و غیر حسى اختلاف نظر است، گرچه دیدگاه‏هاى گوناگون، قابل جمع‏اند؛ چنان که در ترجمه، ایمان، توحید و اسلام که هر کدام جداگانه مى‏توانند مصداقى مستقل براى صبغه باشند، همراه هم و پیوسته به یکدیگر آمده‏اند. براى فهمیدن معناى دقیق‏تر صبغه سراغ کتاب لغت مى‏رویم. در مفردات آمده است: «الصّبغ: المصبوغ»۱۸ صبغ به عنوان اسم مفعول، یعنى رنگ شده، است؛ آن‏گاه، راغب، صبغه را عاملى متمایز کننده بین انسان و حیوان مى‏شمارد و آن را فطرتى الهى مى‏داند.۱۹ لسان العرب نیز مانند این معنى و همچنین مواردى دیگر را بیان مى‏کند، از جمله مى‏گوید صبغه اللَّه به معنى دین خدا و فطرت خدایى است و نیز الصبغ یعنى فرو رفتن در چیزى سیال مانند آب؛ از طرفى در کلام عرب به تغییر نیز صبغ گفته مى‏شود مثلاً صبغ الثوب به معنى تغییر حالت لباس به دلیل تغییر رنگ آن مى‏باشد.۲۰ درباره «صبغه» ماجرایى در بعضى تفاسیر نقل شده است از جمله «فرّاء مى‏گوید: «این تعبیر به این جهت است که بعضى از نصارى، نوزادان خود را در آب مخصوص که معمودیه نامیده مى‏شد، فرو مى‏بردند و این عمل را تطهیر آن نوزاد مى‏دانستند. در این آیه نظر به این نکته است که رنگ‏آمیزى خدا که همان فطرت پاک است، تطهیر شماست نه آن تطهیرى که آنها گمان مى‏کنند.»۲۱ امام صادق‏علیه السلام نیز مى‏فرمایند: «اتبعوا صبغه اللَّه یعنى از اسلام که مقتضاى فطرت الهى است پیروى کنید.»۲۲ براى تفسیر صبغه در این آیه شریفه مواردى از قبیل رنگ، وحدت، عظمت، پاکى، پرهیزکارى، عدالت و مساوات، برادرى و برابرى، توحید، اخلاص و بالاخره رنگ بى رنگى و حذف همه رنگ‏ها به عنوان رنگ نهایى نیز بیان شده است.۲۳ در روایات اهل سنّت نمونه‏هایى وجود دارد که تعبیر صبغه تا اندازه‏اى، مادى و فیزیکى مى‏شود. مثلاً از ابن عباس نقل شده است که «رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم فرمود: بنى اسرائیل به موسى‏علیه السلام گفتند آیا خدا تو را رنگ مى‏کند؟ گفت: پروا کنید از خداوند، پس پروردگارش به او نداد داد؛ اى موسى! از تو مى‏پرسند که آیا پروردگارت تو را رنگ مى‏کند؟ بگو: آرى، من با رنگ‏هاى قرمز، سفید و سیاه رنگ مى‏شوم و همه رنگ‏ها در رنگ من است. و خداوند بر پیامبرش نازل کرد: صبغه اللَّه و من أحسن من اللَّه صبغه»۲۴ و یا ابن ابى نجّار در تاریخ بغداد از ابن عباس نقل مى‏کند که منظور از صبغه اللَّه رنگ سفید است.۲۵ این روایت مى‏تواند با قوانین علمى بیان شده درباره نور و رنگ تطبیق یابد هر چند اطمینان یافتن درباره صحت روایت بحث دیگرى است. در کافى معناى دیگرى براى صبغه بیان شده است. بنا به روایتى، رنگ خدایى، رنگ ولایت است که به مؤمنین داده مى‏شود. علامه طباطبائى‏رحمه الله این معنى را به دست آمده از باطن آیه مى‏داند.۲۶ همان‏طور که از مجموع بحث‏ها برمى‏آید موضوع بحث در قرآن هم جنبه‏هاى حسى دارد و هم مفاهیم معنوى را القاء مى‏نماید که البته در این صورت نیز دست‏کم در مقام تشبیه، علم به خواص ظاهرى و محسوس رنگ‏ها، درک معانى باطنى را هموارتر مى‏نماید. تاکنون رنگ در شکل کلى خود با واژه‏هاى لون و صبغه مورد بررسى قرار گرفت. به یارى خداوند در مجالى دیگر رنگ‏ها را به صورت تفکیکى مورد دقت قرار مى‏دهیم.

دانستنی های قرآنی - رنگ ها در قرآن

 

 

 

رنگ در قرآن کریم‌

   

 چکیده‌
قرآن کریم‌، کتابی هنری است و در آن جلوه‌های هنری بسیاری وجود دارد. یکی از جلوه‌های هنری قرآن کریم که به عنوان یکی از آیات الهی معرفی می‌شود، رنگهاست‌. آیتی که تنها خردمندان و اهل تفکّر و تدبّر در آن می‌اندیشند. قرآن کریم در آیات مختلفی به اختلاف رنگ‌ها و رنگ‌هایی همچون سفید، سیاه‌، زرد، سبز، قرمز و… می‌پردازد.
رنگ‌ها در زندگی ما نقش مهمی را ایفا می‌کنند.از جمله آثار رنگ‌ها اثر روانی آنها بر روح انسانی است.قرآن کریم با توجه به جنبهٔ روانشناختی رنگ‌ها از آنها استفاده می‌کند و تابلوهای نقاشی زیبایی ارائه می‌دهد.
توجه قرآن به نور و تاریکی‌، اختلاف رنگ‌ها،همنشینی رنگ‌ها و اختلاف شب و روز قابل تأمّل و دقت است.این نوشتار با مطالعهٔ پدیدهٔ رنگ و اثرات روانی آن بر انسان به بررسی آیاتی از قرآن کریم می‌پردازد که در رابطه با رنگ‌ها است.
هـر کـو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
                                                              نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
کلید واژه‌ها:آیه،صبغه،لون،‌بیضأ،خضرأ،حمرأ،سودأ،صفرأ ،نور،ظلمات، ‌لیل‌ و نهار.
 
هنر در قرآن
یکی از ابعاد فطری انسانی بعد زیبایی‌شناسی و زیبایی دوستی اوست‌. انسان ذاتاً زیبایی را دوست دارد؛زیرا هنر و زیبایی از درون فطرت او نشات می‌گیرد. خداوند متعال در قرآن کریم به این نیاز انسانی توجه داشته است.هنر ابزاری نیرومند، مؤثر،نافذ و ماندگار است،به گزاف نیست اگر بگوییم قرآن کریم در شاکله و ساختار و در محتوا و معنا کتابی تماماً هنری است و اگر غیر از این می‌بود،چنین تأثیری بر جامعهٔ بشری نمی‌گذاشت و این چنین ماندگار نمی‌ماند.سید قطب،اندیشمند معاصر مصری راز جاذبهٔ قرآن را هنری بودن آن می‌داند.1 او از دل قرآن کریم تابلوهای هنری مختلفی بیرون می‌کشد.به عنوان مثال در مورد آیهٔ بیست و هفتم سورهٔ مبارکه یونس که چهرهٔ گنهکاران را همانند شب تاریک می‌داند، می‌نویسد:
قرآن به اشیاء حجم می‌دهد.آنها را زنده می‌کند وبه آنها رنگ می‌بخشد،گویی چهره‌هایشان را پاره‌ای از شب تار فرو پوشانید.2
قرآن کریم علاوه بر جنبهٔ فصاحت و بلاغت،در فونتیک و آواشناسی در خط و نقش‌، دیرینه‌شناسی و زیباشناسی‌، داستان نویسی و رنگ‌ها و… کتابی کاملاً هنری است‌.
نکتهٔ بسیار مهمی که ذکر آن از باب مقدمه لازم است،روش برداشت از قرآن کریم در امور علمی و هنری است.مسئله قرآن و علوم تجربی و انسانی و تفسیر علمی قرآن کریم در طول تاریخ فراز و نشیب‌های بسیاری داشته است.متأسفانه در طول تاریخ تفسیر علمی‌، برخی از مفسران خواسته‌اند تا با تحمیل نظریات خود به قرآن کریم،به تفسیر علمی بپردازند که حاصل آن چیزی جز تفسیر به رأی نبوده است.گروهی دیگر تلاشی کرده‌اند تا علوم مختلف را از آیات استخراج کنند و بدون توجه به معیارهای تفسیری،آیات را تفسیر به رأی کرده‌اند.3
مفسران و دانشمندان علوم قرآنی شرایط خاصی را برای تفسیر و مفسر بیان کرده‌اند که باید در تفسیر قرآن لحاظ شود.4
یکی از روش‌هایی که می‌توان در تفسیر علمی قرآن از آن بهره برد،استخدام علوم برای فهم قرآن است.مفسر در این روش سعی دارد با استفاده از مطالب قطعی علوم به تفسیر بپردازد و دریچهٔ تازه‌ای برای فهم آیات بگشاید و البته این نه بدین معناست که قرآن نیازمند به علوم دیگر است بلکه بدین معناست که مفسر برای فهم بهتر آیات به علوم دیگر مراجعه می‌کند، همانند مفسری که به علم لغت مراجعه می‌کند.
در این نوشتار در پی آنیم تا با استفاده از مطالب علمی و هنری،به تبیین یکی از ابعاد هنری قرآن کریم که بحث رنگ‌ها است بپردازیم و با تفکر و تدبر زوایای جدیدی را از این آیات الهی روشن سازیم.و من الله التوفیق 
 
جایگاه رنگ در علم وهنر
شناخت جایگاه رنگ در علوم،ما را در فهم بهتر آن یاری می‌کند.رنگ‌ها نیروها و انرژی‌های تابناکی هستند که چه بخواهیم و چه نخواهیم به صورت مثبت یا منفی بر ما اثر گذاشته و در ابعاد مختلف زندگی ما نمود دارند لذا بشر از ابتدا خواسته یا ناخواسته به این مقوله توجه داشته است‌.
اگر بخواهیم بگوییم مسئله رنگ‌ها به کدام یک از علوم مربوط می‌شود باید بگوییم حوزه علمی رنگ‌ها بسیار گسترده است.در علوم مختلفی همانند فیزیک،شیمی، زیست‌شناسی، پزشکی، روانشناسی، عرفان و… و فراتر از علوم،در صنعت و هنر به رنگ‌ها از زاویهٔ خاص خود نگاه می‌شود.
فیزیک به منشأ رنگ‌ها که نور است می‌پردازد. خصلت ذرات موجود در پدیدهٔ نور، فوتونها، امواج‌، فرکانس‌ها، طول موج‌ها و طیف‌های رنگی نور و نیز اندازه و طبقه‌بندی و تمایز میان رنگ‌ها،در حوزه علم فیزیک است.5
در شیمی به ساختمان مولکولی رنگدانه‌ها پرداخته می‌شود و با مطالعهٔ علمی رنگ اشیأ،مسائل مربوط به ثبات رنگ‌ها و ساخت آنها برای مصارف مختلف مورد توجه قرار می‌گیرد.6
در زیست‌شناسی آثار متفاوت نور و رنگ بر روی اعضا و جوارح موجودات زنده و وظایفشان مطالعه می‌شود.مثلاً رنگ پوست حیوانات و انسان‌ها بستگی به سازش آنها با نور آفتاب و آب و هوای محیط خود دارد.میزان تیره یا روشن بودن پوست نیاز حیوان یا انسان را به اشعهٔ ماوراء بنفش نشان می‌دهد. تابش نور آفتاب سبب تحریک رنگ دانة ملانین در پوست شده و سبب تولید ویتامین D می‌شود.در واقع پوست با تغییر رنگ میزان ویتامین D بدن را متعادل می‌کند. لذا موجودات زنده در منطقه قطب به سبب کمبود نور خورشید و نیاز بیشتر به نور،به رنگ سفید،و موجودات مناطق استوایی که تحت نور شدید آفتاب قرار دارند، به رنگ تیره‌اند.7
تحقیق دربارهٔ سازگاری موجودات و مخصوصاً چشم با روشنایی و تاریکی اگر چه مربوط به زیست‌شناسی است اما با علم پزشکی نیز در ارتباط است‌.
از گذشته رنگ درمانی در کشورهای مثل هند و چین متداول بوده است.امروزه در کشورهای پیشرفته بیمارستان‌های مخصوصی برای این امر وجود دارد.علاوه بر اثرات روانی رنگ‌ها،در درمان بیماری‌های عصبی،اشعهٔ لیزر در درمان بیماری‌ها و اشعهٔ ماوراء بنفش در عفونت زدایی و به طور کلی پرتو درمانی کاربرد فراوان در علم پزشکی دارد.8
علاوه بر روان پزشکان‌، روانشناسان نیز به صورت گسترده‌ای به مسئله رنگ‌ها و تأثیرات روانی آنها بر انسانها می‌پردازند.هر رنگی بر روان انسان تأثیر خاصی دارد و بازخورد آن توسط انسان متفاوت است،لذا امروزه روانشناسان از رنگ انتخابی افراد به عقاید، روحیّات و بیماری‌های آنها پی می‌برند.9
رنگ علاوه بر علوم در تمامی ابعاد زندگی بشر کاربرد دارد. هنرمندان در ساختارهای مختلف هنری همانند خط، نقاشی‌، مینیاتور، گرافیک‌، معرق‌، کاشی و… به نمودهای رنگی از لحاظ زیباشناسی علاقمندند و تلاش می‌کنند هماهنگ‌ترین رنگ‌ها را در آثار خود ارائه دهند تا مفهوم ذهنی خود را با استفاده از رنگ‌ها به بهترین شیوه بیان کنند.
با توجه به دستاوردهای علوم و هنر دربارهٔ رنگ‌ها، در صنعت توجه ویژه‌ای به رنگ‌ها می‌شود.در امریکا انجمنی با نام اختصاری Caus وجود دارد که در آن متخصصان با مطالعهٔ رنگ‌ها و فرهنگ خریداران،به طراحی رنگ لباس‌ها، اشیاء،مکان‌ها و مصنوعات بشری بر اساس مدرنیته می‌پردازند.10
بر این اساس اشیاء و مکان‌ها به رنگی،رنگ‌آمیزی می‌شوند که بالاترین میزان کارایی و بهره‌وری را برای انسان داشته باشند.استفاده از رنگ‌هایی همچون سفید آبی و سبز در بیمارستان‌ها به آرامش بیماران و کارکنان کمک می‌کند. در کارخانه‌ها و کارگاه‌ها با استفاده از رنگ‌های محرکی مثل قرمز و دیگر رنگ‌های گرم میزان بازدهی کارگران را بالا می‌برند.
در نماد و پرچم کشورها، در علائم رانندگی، در ورزش، در بسته‌بندی مواد غذایی و به طور کلی در تمام ابعاد زندگی رنگ نقش مهمی را ایفا می‌کند.چیستی رنگ برخی از مفاهیم اگرچه پیچیده‌اند، اما برای ما معنای روشنی دارند.رنگ‌ها نیز از این مقوله‌اند. همة ما تصویر روشنی از رنگ‌ها در ذهنمان داریم؛با این وجود برای درک بهتر رنگ باید ماهیت آن را مورد بررسی قرار داد.
امروزه از لحاظ علمی ثابت شده است که عامل ایجاد رنگ نوری است که از اشیاء به چشم ما بازتاب می‌شود.11ادراک ما از رنگ‌ها به سه عامل مهم بستگی دارد.نور،قابلیت اشیأ و دستگاه بینایی.البته نقش اساسی را در این مسئله نور بازی می‌کند.فیزیک دانان نور خورشید را نور سفید می‌نامند.12 اشعهٔ سفید و نورانی خورشید از طول موج‌های مختلفی تشکیل شده است.در سال 1376 اسحاق نیوتن،با استفاده از یک منشور بلورین مثلث القاعده نور سفید خورشید را به طیفی از رنگ تجزیه کرد. نوار پیوسته‌ای از قرمز، نارنجی‌، زرد، سبز، آبی نیلی و بنفش که در رنگین کمان نیز مشهود است،حاصل انکسار نور سفید است.13
بالاترین طول موجی که توسط انسان رؤیت می‌شود مربوط به رنگ قرمز است که از 650 تا 800 میلی میکرون (هر میلی میکرون معادل با یک ملیونم متر) متغیر است و پایین‌ترین طیف مرئی مربوط به رنگ بنفش است که 390 تا 430 میلی میکرن‌ است.14
هنگامی که نور سفید به شئی‌ای می‌تابد،آن جسم براساس خصوصیات فیزیکی و شیمیایی مقادیری از امواج را جذب کرده و طیف خاصی را منعکس می‌سازد.به عبارت دیگر نور در برخورد با اشیاء تجزیه شده،هر شئی‌ طول موج‌هایی را جذب و طول موجی(یک رنگ خاص‌) را منعکس می‌کند و چشم ما به علت رؤیت آن طیف خاص،رنگ آن را درک می‌کند.15
از طرفی خداوند متعال در دستگاه بینایی ما که شامل چشم‌ها، اعصاب و مغز است‌، این استعداد را نهاده تا سلول‌های خاصی در شبکیه با ارسال پیام‌هایی به مغز میان رنگ‌ها و درک آنها تمایز بگذارند.16
چشم حیوانات مختلف در این مسئله متفاوت است‌. مثلاً چشم انسان از دیدن اشیایی که در طیف ما ورأ بنفش یعنی کمتر از 390 میلی میکرون و یا مادون قرمز یعنی فراتر از 800 میلی میکرون عاجز است و البته انسان می‌تواند با دوربین‌های مخصوصی به توانایی چشم خود بیفزاید و در شب تاریک اشیاء را ببیند.این درحالی است که برخی از حیوانات طول موج‌های ماورأ بنفش را درک می‌کنند لذا در شب تاریک چشمانی تیزبین دارند. برخی از حیوانات نیز در درک رنگ‌ها از انسان با هوش ترند و برخی از درک رنگ‌ها عاجزند و تمامی اجسام را به رنگ سفید و یا سیاه می‌بینند. نظیر این مسئله در شنوایی نیز صادق است که با درک امواج سر وکار دارد.17با بیان این مطالب روشن شد که ما طی چه فرایندی رنگ‌ها را می‌بینیم اگرچه جزئیات ادراک رنگ‌ها توسط آدمی ناشناخته است‌.18
 
فهم تأثیرات رنگ‌ها
تنوع رنگ‌ها در گیتی به اندازه‌ای است که نمی‌توان برای آن حدودی تعیین کرد.با ترکیب سه رنگ اصلی قرمز، زرد و آبی که در دائرهٔ علم شیمی است رنگ‌ها نامحدودی می‌توان ساخت که هرکدام از آنها اثر متفاوتی بر انسان می‌گذارند.برخی از رنگ‌ها مانند قرمز، زرد،نارنجی و صورتی رنگ‌های گرم هستند و تأثیر گرمی همچون آتش دارند.این رنگ‌ها مهاجم و توجه برانگیزند و موجب تحریک اعصاب سمپاتیک و حرکت سریعتر خون در بدن و فعالیت بیشتر اعضا و جوارح می‌شوند.19
در مقابل این دسته رنگ‌های سرد قرار دارند.طیف سبز تا بنفش که شامل آبی و سایه‌های خاکستری است،رنگ‌های سردند.اثر این رنگ‌ها،نقطهٔ مقابل رنگ‌های گرم است.رنگ‌های سرد فعالیت و متابولیسم بدن را کند می‌کنند.20
آنچه در مسئله رنگ‌ها از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار است تأثیراتی است که رنگ‌ها در کنار هم ایجاد می‌کنند که از آنها به کنتراست یا همنشینی رنگ‌ها تعبیر می‌شود.21 به عنوان مثال زمانی که قرمز با زرد همنشین می‌شود اثر متفاوتی با همنشینی قرمز با سبز دارد،به این مسئله در طبیعت بسیار توجه شده است‌.در گل‌ها خداوند متعال با کنار هم قرار دادن رنگ‌های متناسب و رنگ‌های مکملی همچون سبز و قرمز و یا زرد و بنفش زیبایی را به اوج خود می‌رساند و یک هماهنگی روحی برای بیننده ایجاد می‌کند.آسمان آبی هنگامی که در کنار رنگ سبز گیاهان و خاکستری خاک قرار می‌گیرد کنتراستی را در منظر آدمی به وجود می‌آورد که از دیدن آن خسته نمی‌شود و آرامش می‌یابد.
برای زیباشناسی رنگ‌ها باید به نمودهای کنتراستی و دسته‌بندی آنها توجه کرد. با شناخت این مسئله فهم آیاتی که دربارهٔ اختلاف رنگ‌ها است برای ما آسان‌تر می‌شود. به عنوان مثال قرآن کریم در آیاتی رنگ زرد را نماد شادی می‌داند و در آیاتی نماد افسردگی و پژمردگی‌؟ پاسخ این به ظاهر پارادوکس را می‌توان با شناخت مراتب رنگ و همنشینی آنها داد.
در نقاشی ترکیب‌های مختلف رنگی وجود دارد. رنگ‌های زنده‌، رنگ‌های مرده‌، رنگ‌های آرام‌، رنگ‌های مهاجم‌، کنتراست‌های تیره و روشن‌، سرد و گرم‌،مکمل و… که اساس خلق آثار هنری را تشکیل می‌دهند و همه بر گرفته از طبیعتی است که نقاش آن خداوند متعال است.22

جایگاه اختلاف رنگ‌ها در قرآن کریم
پیش‌تر گفتیم که رنگها یک ارگانیسم فیزیکی شیمیایی است که بر جان انسان تأثیر می‌گذارد.نقاش آفرینش تمامی هستی را مطابق با فطرت و جان آدمی رنگ‌آمیزی کرده است.وجود چنین تناسبی در عالم طبیعت تصادف نیست بلکه حکایت از تدبیر حکیمانه الهی دارد،لذا خداوند متعال در قرآن کریم اختلاف رنگ‌ها را نشانه‌ای برای اهل تفکر و تدبر و خرد می‌داند.23
اگرچه نگاه اول ما به رنگ فیزیکی و نگاه دوم روحی و رونی است اما سومین نگاه ما ژرف‌تر، خردمندانه و هنری است.در افرادی که روحیهٔ حساس‌تری دارند دسترسی به روح ساده‌تر است.لذا رنگ‌ها برای افراد حساسی همانند هنرمندان از عمق بیشتری برخوردار است.24
یوهانس ایتن نظریه پرداز عرصهٔ رنگ معتقد است:
تنها کسانی که عاشق رنگند زیبایی و حضور دائمی آن را می‌پذیرند.رنگ در اختیار همه هست ولی رموز عمیق‌تر آن فقط برای عاشقانش گشوده می‌شود.25
این مطالب به خوبی روشن می‌کند که چرا خداوند متعال در قرآن کریم اختلاف رنگ‌ها را تنها برای اهل تفکر، تدبّر و خرد آیه و نشانه می‌داند.و من آیاته خلق السموات و الارض و إختلاف ألسنتکم و ألوانکم إن فی ذلک لأیات للعالمین؛(روم،30/22) و از جمله آیات او آفرینش آسمانها و زمین است و اختلاف زبان‌ها و رنگ‌های شما، همانا در این امر برای دانشمندان نشانه‌هایی است.
در این آیه شریفه اختلاف رنگ انسان‌ها در کنار اختلاف زبان‌های آنها به عنوان نشانه معرفی شده است.انسان‌ها با این که در خلقت واحدند اما دارای زبان‌های مختلفی هستند. اختلاف رنگ انسان‌ها همان گونه که قبلاً بیان شد مربوط به میزان ملانین در پوست انسان است.26
سفید پوستان‌، سرخ پوستان‌، سیاه پوستان و زرد پوستان و انسان‌های دو رگه‌ای که به صورت مشترک از این انسان‌ها متولد می‌شوند،همه مصداق‌های اختلاف رنگ‌ها در این آیه شریفه است.از طرف دیگر رنگ هر انسانی با انسان دیگر از آن نوع متفاوت است‌. یعنی حتی سفید پوستان نیز در میان خود رنگ‌های متفاوتی دارند تا بدانجا که حتی دوقلوهایی که در شکم یک مادر هستند از لحاظ رنگ پوست از یکدیگر متمایزند.27البته به طور کلی می‌توان گفت اختلاف رنگ‌ها به اختلاف سفید و سیاه و قرمز نیست،بلکه اختلاف در خود رنگ سفید و سیاه و قرمز نیز مطرح است.28این مسئله درخصوص زبان‌ها نیز به همین منوال جاری است یعنی علاوه بر اختلاف نوع زبان‌ها، لهجه‌ها و گویش‌های مردم‌، صداهایشان نیز کاملاً متفاوت است‌.اختلاف رنگ در عسل نیز یکی از مواردی است که قرآن کریم به آن اشاره می‌کند:
ثم کلی من کلّ الثمرات فاسلکی سبل ربک ذللاً یخرج من بطونها شراب مختلف ألوانه فیه شفاء للناس إن فی ذلک لآیة لقوم یتفکرون؛(نحل،16‌/ 69) سپس از تمام ثمرات بخور و راههایی که پروردگارت برای تو تعیین کرده است را به راحتی بپیما.از درون شکم آنها نوشیدنی با رنگ‌های مختلف خارج می‌شود که در آن شفا برای مردم است به یقین در این امر نشانه روشنی است برای گروهی که می‌اندیشند.
عسل در طبیعت به رنگ‌های زرد، سفید، قرمز سیر و قرمز مایل به سیاه موجود است که هرکدام جنبهٔ شفابخشی خاصی دارد.29
به عنوان مثال حکما عسل سفید را در درمان دستگاه هاضمه و عسل سیاه را برای درمان فشار خون استفاده می‌کنند.30
این رنگ‌های متنوع در عسل به ویژگی‌های ثمراتی بستگی دارد که زنبورها از شهد آنها می‌مکند شاید بتوان در آیه شریفه از رابطه کل الثمرات و شراب مختلف الوانه نتیجه گرفت که رنگ‌های مختلف در نتیجه بهره‌برداری از گل‌ها و ثمرات مختلف است.
اختلاف رنگ میوه‌ها، رگه‌های کوه‌ها و مردم و جنبندگان و چهارپایان از دیگر مواردی است که قرآن کریم به آنها اشاره می‌کند.
ألم‌تر أن اللّه أنزل من السماء ماءً فاخرجنا به ثمرات مختلفاً ألوآنها و من الجبال جدد بیض و حمر مختلف ألوانهاو غرابیب سود.و من‌النّاس و الدّواب والأنعام مختلف ألوانه کذلک إنما یخشی اللّه من عباده العلماء إن اللّه عزیز غفور؛(فاطر،35/ 28 ـ 27) آیا ندیدی که خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد که به وسیله آن میوه‌های رنگارنگ خارج ساختیم و از کوه‌ها نیز به لطف پروردگار، جاده‌هایی آفریده شده سفید و سرخ و به رنگ‌های مختلف و گاه به رنگ کاملاً سیاه‌.و از انسان‌ها و جنبندگان و چهارپایان انواعی با رنگ‌های مختلف،آری حقیقت چنین است از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او می‌ترسند. خداوند توانا و آمرزنده است.
با اینکه همهٔ انواع میوه‌ها از یک آب و خاک عنصری تولید می‌شوند اما رنگ‌ها و طعم‌های مختلفی دارند.رنگ میوه‌ها نقش بیولوژیکی در انسان وحیوانات دارد.تنوع رنگ‌های مطبوع انسان و حیوانات در انتخاب خوراک و میزان اشتها و لذت بردن از آنها بسیار مؤثر است‌.
تنوع رنگی جمادات مانند رگه‌های کوه‌ها که در معماری استفاده می‌شود و تنوع رنگی چهارپایان که به بیان قرآن کریم زینت هستند.31 و اختلاف رنگ اشیای پیرامون ما،خستگی را از انسان می‌زداید و بستری مناسب را برای زندگی فراهم می‌کند.در سوره مبارکه فاطر در پایان آیاتی که خداوند به آیات طبیعت اشاره می‌کند می‌فرماید:از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او می‌ترسند. روشن است کسانی به آیات الهی توجه می‌کنند که اهل علم و تفکر باشند لذا از سیاق این آیات می‌توان فهمید که گسترهٔ علم و علما بسیار وسیع است و تمامی علومی که به وحدانیت الهی ختم می‌شود می‌تواند انسان را به خشوع برساند.
قرآن کریم اگرچه در آیاتی که بیان شد مصادیقی از اختلاف رنگها را بیان می‌کند، اما آنها را محدود به عسل و میوه‌ها و جنبندگان نمی‌داند:
وما ذرأ لکم فی الأرض مختلفاً ألوانه ان فی ذلک لأیة لقوم‌یذّکرون؛(نحل،16/13) و در زمین آنچه برای شما آفرید را به انواع گوناگون و اشکال رنگارنگ در آورد.در این کار نشانه‌ای برای مردمی است که متذکر شوند!
تکرار مسئله اختلاف رنگ در قرآن کریم نشان از تأکید موضوع مهمی دارد که آیت بودن آن روشن می‌سازد و آن سرّی است که در این اختلاف نهفته است و تنها با تفکر، تدبر و خردمندی می‌توان بدان دست یافت‌. در فهم این آیات باید توجه داشت نقاش چیره دست هستی،پدیده‌ها را متناسب با روح و روان آدمی نقاشی کرده است،لذا تنوع رنگ‌ها انسانها را از کسالت خارج و فضایی دلپذیر را برای زندگی فراهم می‌سازد.
دانستن تأثیرات روانشناختی رنگ‌ها بر انسان و موجودات زندهٔ دیگر و علم به تطابق طبیعت با فطرت و غریزه انسانها و حیوانات‌، این دسته از آیات قرآن کریم را برای ما روشن‌تر می‌سازد. لذا اختلاف رنگ‌ها راه روشنی برای دست‌یابی دانشمندان و اهل تفکر به صفات جمال الهی و تدبیر، حکمت‌، علم‌، لطف و قدرت اوست.
 
رنگ سفید و سیاه در قرآن کریم
همان طور که بیان شد دائره رنگ‌ها بسیار گسترده است،ما در این نوشتار تنها به رنگ‌هایی می‌پردازیم که با قرآن کریم در رابطه‌اند.
سفید،رنگ اولیه نور و بازتاب تمامی نور توسط اشیاست.سفید،روشنایی و بی رنگی است در مقابل سیاه که تاریکی و عدم رنگ است.به عبارت دیگر سفید،نقطه آغاز و سیاه،نقطهٔ فرجام رنگ‌هاست.لذا هنرمندان سفید و سیاه را از رنگ‌های اصلی نمی‌دانند.32
سفید سمبل شادی و پاکی است.رنگی همراه با امید،آرامش‌،مهربانی‌، دوستی‌، ایمان‌، خوش‌بینی،اطمینان و علاقه به زندگی است.هرآنچه در طبیعت با رنگ سفید جلوه می‌کند مانند سپیده دم‌،برف، شیر، ابر، نمک و برخی از گلها و جانوران حکایت از پاکی و پاکیزگی و زیبایی و دوستی و حیات بخشی دارد.33
در تابلوهای نقاشی فرشتگان را که مظهر نزول رحمت و عطوفت الهی هستند، با رنگ سفید نقاشی می‌کنند. مردم مردگان خود را در لباس سفید می‌پیچند تا از لحاظ جسمی نیز پاک و بی آلایش از این دنیا سفر کنند.در اغلب نقاط دنیا لباس عروس را از رنگ سفید انتخاب می‌کنند تا خوشبختی و دوستی و مهربانی و پاکی در آغاز زندگی مشترک نموده پیدا کند. در عرف مردم‌، رنگ سفید تا اندازه‌ای نماد خوش بختی است که مردم واژه سفید بخت را به جای خوش بخت به کار می‌برند.سیاه در نقطه مقابل سفید قرار داد.هرآنچه نقطهٔ مثبتش در سفید است نقطهٔ منفی‌اش در سیاه است.بدبینی، خشونت‌، لجاجت‌، ظلمت‌، گناه‌، شیطان،مرگ،عزا، نادانی و بدبختی در رنگ سیاه کاملاً مشهود است.34
در فرهنگ مردم رنگ سیاه‌، نماد شومی و بدبختی و عزا و اندوه است.کلاغ با رنگ سیاهش نزد مردم نماد شومی و مرگ است و در مقابل کبوتر سفید،نماد زندگی و خوشبختی است.35
از ویژگی‌های دیگر رنگ سیاه،وقار، هیبت و عظمت آن است.36 اگر خانهٔ کعبه را با لباس سیاه می‌پوشانند و یا ردا و عبای سیاه مورد استفادهٔ بزرگان دینی قرار می‌گیرد، به سبب وجود هیبت و عظمت این رنگ است.
قرآن کریم صراحتاً به رنگ سفید(مادهٔ بیض‌) دوازده مرتبه و به رنگ سیاه (ماده سود) ده مرتبه اشاره کرده است.کاربرد این دو رنگ متقابل در قرآن کریم با توجه به جنبهٔ روانشناسی آنها است.سیاهی و سفیدی چهرهٔ انسان‌ها در قیامت یکی از این کابردهاست‌.
یوم تبیض وجوه و تسود وجوه…؛(آل عمران،3/ 106 ـ 107) این عذاب روزی خواهد بود که چهره‌هایی سفید و چهره‌هایی سیاه می‌گردد.اما به آنهایی که صورت‌هایشان سیاه شده گفته می‌شود آیا بعد از ایمان کافر شده‌اید.پس بچشید عذاب را با خاطر آنچه کفر ورزیده‌اید و اما آنان که چهره‌هایشان سفید شده در رحمت خداوند خواهند بود و جاودانه می‌مانند.
سفید، نماد ایمان و سعادت،و سیاه نماد جهل و شقاوت است.قرآن کریم برای بیان سعادت مؤمنان چهره آنان را با سفید رنگ‌آمیزی می‌کند و شقاوت و بدبختی کافران را با رنگ سیاه به نمایش می‌گذارد.مرحوم علامه طباطبایی ذیل این آیه شریفه می‌نویسند:
سفیدی کنایه از خشنودی اهل ایمان و سیاهی کنایه از انفعال و خجالت و سرافکندگی کافران دارد.37
حوریان و شراب بهشتی نیز در قرآن کریم به رنگ سفید نقاشی شده‌اند.یطاف علیهم بکأس من معین. بیضاء لذة لشّاربین(صافات،37/ 45 ـ 46) فطرت انسان متمایل به پاکی است و سفیدی نماد آن است.نوشیدنی زلال لذت بسیاری برای آشامندهٔ آن دارد.شیره سفید کافور که گیاهی زیبا و معطر است و با رنگ سفید شناخته می‌شود معنای خنکی را به ذهن متبادر می‌کند که شاید این تلقی با رنگ سفید بی‌ارتباط نباشد.
إن الأبرار یشربون من کأس کان مزاجها کافورا؛(دهر،76/ 5) همانا نیکان از جامی می‌نوشند که با عطر کافور آمیخته است‌.
حوریان بهشتی در قرآن کریم به تخم مرغ و لؤلؤ تشبیه شده‌اند که رنگ سفید آنها نیاز به توصیف ندارد. اصل واژهٔ حور به معنای بیضا و سفیدی است.38
و عندهم قاصرات الطرف عین.کأنهن بیض مکنون؛(صافات‌/ 48 ـ 49) و نزد آنان همسرانی زیبا چشم است که جز به شوهران خود عشق نمی‌ورزند،گویی از لطافت و سفیدی همچون تخم‌مرغ‌هایی پنهان هستند.
و حور عین کأمثال الؤلؤ المکنون؛(واقعه،56/22 ـ23) و همسرانی از حور العین دارند همچون مروارید در صدف پنهان‌.
سفید،نماد نظافت و پاکی است و زنان بهشتی را از این جهت حور می‌گویند که پاک و دست نخورده‌اند39 در این آیات شکوه هنری قرآن نمایان می‌شود که حوریان بهشتی را در پاکی و دست نخوردگی به تخم مرغ‌هایی تشبیه می‌کند که در زیر بال و پر مرغ مادر پنهان هستند و یا همچون مرواریدهای سفید و درخشانی هستند که در صدف پنهانند و دست کسی به آنها نمی‌رسد.40
در پنج آیه از قرآن کریم به سفید و درخشان شدن دست حضرت موسی‌(ع‌) به عنوان معجزه‌ای الهی اشاره شده است‌:
واضمم یدک إلی جناحک تخرج بیضاء من غیر سوء آیة أخری؛(سوره طه،20 / 22) دستت را در گریبان فرو بر تا سفید و بدون عیب بیرون آید این نشانهٔ دیگری از سوی خداوند است.
در برخی از روایات آمده است که دست حضرت موسی‌(ع‌) چون خورشید می‌درخشیده است‌.
اما آیه شریفه و آیات مشابه تنها از سفیدی سخن می‌گویند که به نحو خارق العاده‌ای بوده است.41 به هر صورت درخشندگی برای انسان جذابیت دارد و درخشان شدن دست حضرت موسی‌(ع‌)، برای مردم غیر متعارف و جذاب بوده و در عین حال چون بر خلاف تناسب انسانی بوده،عیبی محسوب نمی‌شده است.
تصور کنید چرا خداوند متعال به جای واژهٔ بیضا واژهٔ سودا یعنی سیاهی را به کار نبرده است.زیرا نقاش هستی علیم و حکیم به جایگاه رنگ سیاه است.مثلاً قرآن کریم رنگ سیاه را برای چهرهٔ غضبناک افرادی می‌آورد که بر خلاف میلشان دختر دار شده‌اند.
و اذا بشر احدهم بالانثی ظل وجهه مسوداً و هو کظیم‌؛(نحل،16/58) درحالی که به یکی از آنها بشارت دهند که دختر نصیبش شده است.صورتش سیاه و به شدت خشمگین می‌گردد.
همان‌گونه که بیان شد سیاهی نماد جهالت،گمراهی و خشونت است.قرآن کریم صورت چنین افرادی را با رنگ سیاه رنگ‌آمیزی می‌کند.با وجودی که می‌توانست برای بیان این مطلب از واژگانی دیگری استفاده کند.
علاوه بر مواردی که واژه سیاه و سفید در قرآن کریم به صراحت استفاده شده است می‌توان از معانی واژگان و آیات قرآن که در این زمینه است به این دو رنگ پی برد.مثلاً ماه که نماد سفیدی و زیبایی است در قرآن با لفظ قمر آمده است که در اصل واژه به معنای سفید می‌باشد.42
در آیه 26 و27 سورهٔ مبارکه یونس خداوند متعال درباره نیکوکاران بیان می‌کند که تاریکی و ذلت چهره‌هایشان را نمی‌پوشاند و از واژه قتر بر وزن فَرَس استفاده می‌کند به دودی می‌گویند که از سوزاندن چوب و امثال آن بلند می‌شود و کنایه از سیاهی دارد.43
در آیه بیست و هفتم سوره یونس چهرهٔ گنهکاران به پاره‌های شب تاریک تشبیه شده است‌:کأنما أغشیت وجوههم قطعاً من اللیل مظلما؛چهره‌هایشان آن چنان تاریک است که گویا با پاره‌هایی از شب تاریک پوشیده شده است.
نماد بدبختی یعنی رنگ سیاه بار دیگر در این آیه جلوه می‌کند و چهرهٔ گنهکاران را در مقابل دیگران سیاه نقاشی می‌کنند. 
 
اختلاف شب و روز در قرآن کریم
بود و نبود نور بر هر دقیقه زندگی ما اثر می‌گذارد.نحوه رشد، تکامل،تندرستی‌، خوابیدن غذا خوردن‌، خلق و خو، عادات و بالاخره طول عمر ما زیر نفوذ مقدار نوری است که دریافت می‌کنیم.44
موضوع نور و تاریکی از ابتدا مورد توجه بشر بوده است و قرآن کریم به این مسئله حیاتی نگاه ژرفی دارد. سفیدی روز و سیاهی شب و اختلاف شب و روز در آیات مختلف قرآن به چشم می‌خورد و خداوند آن را آیتی برای اهل تقوی‌، تفکر و تعقل می‌داند.45
در آیه 187سوره بقره خداوند رشتهٔ سفید را استعاره از سفیدی افق در فجر صادق می‌آورد.گویی در افق خطی سفید آمدن صبح را مژده می‌دهد و خط سیاه شب را کنار می‌زند.
وکلوا واشربوا حتی یتبین لکم الخیط الأبیض من الخیط الأسود من الفجر… وبخورید و بیاشامید تا رشتهٔ صبح سفید از رشتهٔ سیاه شب برای شما آشکار شود.
سید قطب این مسئله را ذیل آیه:والصبح اذا تنفّس(تکویر،81/ 18) یکی از جلوه‌های هنری قرآن معرفی می‌کند و می‌نویسد.
اینک صبح دم می‌زند با انفاس خوش.گویی زندگی به آرامی بر سطح زمین تپیدن آغاز می‌کند گویی دندان‌های صبح با نخستین تبسم او آشکار می‌شود.46
با برآمدن خورشید و طلوع اشعهٔ نورانی آن که قرآن کریم از آن به رشتهٔ سفید تعبیر می‌کند،روز آغاز می‌شود تأثیر اشعه طلایی خورشید که مربوط به تأثیر رنگ سفید و زرد است موجودات خفته را بیدار می‌کند و به کار و فعالیت وا می‌دارد.لذا قرآن کریم روز را نشور، مبصر و ظرف فعالیت و کار می‌داند.نور، نه تنها انسان‌ها را به تلاش و فعالیت وا می‌دارد که موجب رشد و نمو گیاهان و فعالیت حیوانات و دیگر موجودات زنده می‌شود.47 و هو الذی جعل لکم اللیل لباسا والنوم سباتاً و جعل النهار نشورا؛(فرقان،25‌/ 47)و اوست که شب را برای شما پوشش و خواب را آرامش و روز را وسیلهٔ فعالیت قرار داد.
و جعلنا اللیل لباسا.و جعلنا النهار معاشا؛ (نبأ،78/ 10ـ11) و شب را لباس و روز را معاش قرار دادیم.
هو الذی جعل لکم اللیل لتسکنوا فیه و النهار مبصرا إن فی ذلک لآیات لقوم یسمعون؛ (یونس،10/ 67) او کسی است که شب را برای شما آفریده است تا در آرامش باشید و روز نیاز نیاز را روشنی بخش قرار داده تا به تلاش بپردازید.در این نشانه‌هایی است که برای کسانی که گوش شنوا دارند.
قرآن کریم در موارد مختلفی شب را به عنوان لباس و پوشش برای آرامش معرفی می‌کند فخر رازی معتقد است همان گونه که انسان با لباس زیبایی پیدا می‌کند و خود را می‌پوشاند و گرما و سرما را از خود دفع می‌کند،لباس شب نیز به خاطر ویژگی‌هایش بر زیبایی انسان می‌افزاید،اعضایش را می‌پوشاند و تاریکی شب او را پنهان می‌سازد.48
در هنگام شب به علت عدم وجود نور خورشید بر گسترهٔ زمین و درخشش زیبای ستارگان و ماه آسمان رنگی کبود (آبی تیره متمایل به سیاه‌) به خود می‌گیرد.وجود این رنگ سرد و آرام بخش موجودات را به خواب فرو می‌برد و باعث همان آرامشی می‌شود،که قرآن کریم از آن در آیات مختلفی یاد می‌کند.تأثیر این رنگ به حدی است که موجودات را از کار و فعالیت باز داشته و بستر مناسبی را برای استراحت آنان آماده می‌کند.تاریکی شب با اینکه بوی مرگ و فنا می‌دهد،از نظر تعدیل نور آفتاب و تأثیر عمیق آن در آرامش جسم و جان موجودات امری حیاتی است.همچنین شب از خطرات ناشی از تابش یکنواخت نور خورشید جلوگیری می‌کند.این امر از آیات شگفت الهی است که نشان از تدبیر و احاطهٔ علم و قدرت الهی دارد.بیان مسائل مربوط به علم هیئت و زیست‌شناسی آن از عهده این نوشتار خارج است‌.
حضرت امام جعفر صادق‌(ع‌) به مفضل می‌فرماید:
تأمل کن در منافع غروب آفتاب که اگر نبود مردم را قرار و آرامش نبود، علی رغم شدت احتیاجی که به خواب و استراحت دارند تا آن که در اثر استراحت شب بدن‌هایشان از خستگی برآید و حواسشان قوت یابد و قوهٔ هاضمه برانگیخته شود. برای هضم غذا و رسانیدن آن به اعضا اگر همیشه روز می‌بود حرص و طمع مردم باعث می‌شد که آنها همیشه کار کنند و بدن‌های خود را رنجور سازند.
اگر شب نمی‌آمد زمین از حرارت آفتاب چنان تفیده می‌شد که حیوانات و نباتات نابود می‌شدند،پس قادر خبیر،به حکمت و تقدیر خود چنین مقدر کرده که آفتاب گاهی غروب کند….
پس خداوند نور و ظلمت که ضد یکدیگر هستند را برای نظام عالم و انتظام احوال انسان آفریده است.49
 
رنگ زرد در قرآن کریم
زرد از گروه رنگ‌های گرم است.لذا رنگ فعالیت و حرارت و تحرک است،البته نه مثل قرمز. زرد رنگ روشنایی آفتاب و رنگ تحقق واقعیت است و دومین رنگ محرک آتش است که در کنار قرمز قرار می‌گیرد.
زرد بر خلاف آبی که رنگی درون گراست‌، برون گرا و هشدار دهنده است و انسان را به خردورزی و دانایی بر می‌انگیزد. اکثر رنگ شناسان معتقدند که رنگ زرد، رنگ شاد و فرح بخش است.50
زرد در عین حال که نور بخش و رنگ فعالیت و از سرگیری زندگی است احساس دلتنگی را از انسان می‌زداید و نشاط و شادی را برای او به ارمغان می‌آورد.51
پرتو افکنی شدید رنگ زرد همچنان که بیننده را از تماشای مستمر خود دفع می‌کند، سبب شده تا به عنوان رنگ اخطار مورد توجه قرار گیرد.
کاندینسکی در این باره می‌نویسد:
اگر به سبک و شکل هندسی‌، رنگ زرد (مثلث‌) خیره شوید ویژگی گستاخ و مهاجمش آشکار می‌شود و در ما تأثیری شگرف می‌گذارد.52
قرآن کریم با توجه به اثر روانی رنگ زرد در آیاتی به این رنگ می‌پردازد.در آیه 69 سوره مبارکه بقره خداوند متعال دربارهٔ گاو بنی اسرائیل مستقیماً به اثر مسرت بخش رنگ زرد اشاره می‌کند.
قال ادع لنا ربک یبین لنا ما لونها قال إنّه یقول إنّها بقرة صفراء فاقع لونها تسرّ الناظرین؛ گفتند از پروردگار خود بخواه تا برای ما روشن کند که رنگ آن گاو چگونه باشد.گفت خداوند گوید گاوی زرد پر رنگ که بینندگان را شاد و مسرور سازد.
قرآن کریم چهارده قرن پیش در این آیهٔ شریفه به اثر شادی بخش رنگ زرد اشاره می‌کند و جلوه‌ای از ابعاد هنری خود را به نمایش می‌گذارد.این نکته‌ای است که دانشمندان در قرون اخیر به آن اشاره کرده‌اند در حالی که در قرون متمادی تاریخ اسلام مورد توجه جمهور مفسرین بوده است.53 در فهم این آیه باید توجه داشت که کلمه صفراء به معنای زرد همراه با کلمه فاقع آمده است.بدون شک این کلمه در چگونگی فهم رنگ زرد (صفراء) تأثیر دارد.کلمه فاقع به معنای شدت رنگ است و بیشتر دربارهٔ رنگ زرد و قرمز به کار می‌رود و البته گفته می‌شود که تمامی رنگ‌ها فاقع و در مقابل ناصح دارند، و لذا حضرت علی‌(ع‌) اشتیاق داشت که کفش زرد بپوشد و می‌فرمود:کسی که کفش زرد بپوشد ناراحتی‌اش کم می‌شود و این سری است که رنگ زرد برای دفع افسردگی دارد.54
با وجودی که گاو بنی اسرائیل گاوی منحصر به فرد بوده‌، اما بسیار دور از ذهن است که گاوی به رنگ زرد مطلق باشد.کلمه فاقع نشان از پر رنگ بودن رنگ زرد دارد.شاید رنگی شبیه طلایی یا رنگی دیگر را بتوان در نظر گرفت.رنگ طلایی از طیف زرد،رنگی جذاب و مسرت بخش است و سنبل آخرت و ایمان است.گنبدهای طلایی اماکن مقدس روحیه ایمان و تفکر به معاد را برای انسان یادآور می‌شود.55
یکی دیگر از استعمالات قرآنی رنگ زرد دربارهٔ آتش جهنم است که به شتران زرد مو تشبیه شده است‌:
إنها ترمی بشرر کالقصر. کأنه جمالت صفر؛(مرسلات‌،77/ 32 ـ 33) شراره‌هایی از خود پرتاب می‌کند همانند قصر گویی همچون شتران زرد رنگی هستند.
در این آیات بار دیگر قرآن کریم تابلویی ارائه می‌کند.خداوند متعال شراره‌های آتش جهنم را به شتران زرد مو تشبیه می‌کند.وجه شبه در تشبیه شراره‌های آتش به شتران زرد مو چیزهای مختلفی می‌تواند باشد مانند سرعت و کثرت که در ترجمه‌های قرآن آمده است.
اما باید در ترجمه قرآن به بار معنایی الفاظ توجه داشت.رنگ زرد رنگ حرارت و گرمی است همراه با درخشش نور خیره کننده آن.این تشبیه در واقع حکایت از گرما و درخشندگی شراره‌های آتش نیز دارد همانند شتران زرد مویی که عرب آن روز در زندگی روزانه‌اش با آنها محشور بود و رنگ روشن و زیبایی آن را می‌دید و از پشم آن برای لباس و نیازهای دیگر بهره می‌برد.
قرآن کریم به رنگ زرد در خصوص پژمردگی و زردی گیاهان نیز اشاره می‌کند:
ألم‌تر أن الله أنزل من السماء ماءً فسلکه ینابیع فی الارض ثم یخرج به زرعاً مختلفاً الوانه ثم یهیج فتراه مصفراً ثم یجعله حطاماً إن فی ذلک لذکری لأولی الألباب؛(زمر ،39/ 21) آیا ندیدی که خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد و آن را به صورت چشمه‌هایی در زمین وارد نمود سپس با آن زراعتی را خارج می‌سازد که رنگ‌های مختلف دارد پس از آن گیاه خشک می‌شود به گونه‌ای که آن را زرد و بی روح می‌بینی سپس آن را در هم می‌شکند و خرد می‌کند.در این مثال تذکری است برای خردمندان.
سؤالی که با مطالعهٔ این آیه به ذهن می‌رسد این است که اگر قرآن کریم رنگ زرد را مسرت بخش معرفی می‌کند،چرا آن را برای پژمردگی و مرگ استعمال می‌کند که در نقطه مقابل مسرت بخشی است؟آیا این تناقضی از جانب قرآن نیست‌؟پاسخ این شبهه تفسیری را می‌توان با فهم مقوله رنگ دریافت.باید توجه داشت که گیاهان سبز در پائیز به زردی و پژمردگی می‌گرایند و این آیتی است که انسان را به یاد قیامت می‌اندازد.رنگ سبز نماد حیات است و در این آیه رنگ زرد نماد زوال.
در بحث همنشینی و کنتراست‌های رنگی هنگامی که رنگ سبز و زرد در کنار هم قرار می‌گیرند،حرکت از سمت سبز به زرد حرکت از زندگی به سمت افول و زوال است.
رنگ‌های متنوع گیاهان که آیهٔ شریفه به آن اشاره می‌کند نیز نشان از طراوت و تازگی و زندگی گیاهان دارد که با از دست دادن حیات خود به پژمردگی و زردی می‌گرایند.از طرفی رنگ زرد دارای مراتب مختلفی است،به عنوان مثال هنگامی که زرد به قهوه‌ای می‌گراید حالت مسرت بخشی خود را از دست می‌دهد.
تنوع رنگ‌ها در گیاهان نشان از کنتراست زنده دارد لذا خداوند در این آیه ابتدا به اختلاف رنگ گیاهان اشاره می‌کند و سپس رنگ زرد را ذکر می‌کند که نماد پژمردگی و مرگ است‌. 
 
رنگ سبز در قرآن کریم
اگر رنگ زرد و آبی را به هم بیامیزیم رنگ سبز به دست می‌آید. رنگ سبز درمیان طیف‌های رنگی‌، رنگ وسط و متعادل است نه مانند زرد اثر محرک و هیجان‌آور دارد و نه مانند آبی،مسکن و غیر فعال است.رنگ سبز از ثبات عقیده و خودشناسی حکایت می‌کند.56
سبز رنگ آرامش و روستا و رنگ درختان و چمنزار است و سبز روشن بهار و باروری را تداعی می‌کند57 سبز رنگ آرامش همراه با تفکر است بر خلاف رنگ آبی که رنگ آرامش صرف است.رفتن به پهنه طبیعت قرار گرفتن،تحت تأثیر این رنگ شگرف است.58
اگر رنگ زرد را نماد خرد و دانش و رنگ آبی را نماد معنویت و ایمان بدانیم،سبز مظهر عقل و ایمان و رنگ تعالی و کمال است.59
سبز نماد ایمان و کمال و رنگ بهشتی است و از آنجا که در سبز ایمان و اطمینان مشهود است،نزد مسلمانان رنگ مقدس محسوب شده و مردم میان این رنگ و پیامبر اکرم‌(ص‌) و اهل بیت طاهرین و اولادشان ارتباط برقرار می‌کنند.60
مهم‌ترین جلوه رنگ سبز که به خاطر آن نزد ادیان جایگاه خاصی دارد این است که سبز، نماد حیات و فناناپذیری و جاودانگی است.61
قرآن کریم به این رنگ متعادل عنایت ویژه‌ای دارد در آیاتی به سبزی گیاهان و روئیدنی‌های سطح زمین اشاره شده و این مسئله آیتی برای اهل ایمان دانسته شده است.62
ألم‌تر أن اللّه أنزل من السماء ماء فتصبح الأرض مخضرة إنّ اللّه لطیف خبیر؛(حج،22‌/ 63) آیا ندیدی خداوند از آسمان آبی فرستاد و زمین بر اثر آن سر سبز و خرم گردید همانا خداوند لطیف و آگاه است.
گیاهان منافع و خواص بسیاری برای زندگی انسان و حیوانات دارند،اما اغلب از تأثیر رنگ آنها بر زندگی‌مان غافل هستیم.قسمت مهمی از سطح کره خاکی ما را جنگل‌ها، مراتع،کشتزارها، مزارع‌، چمنزارها و باغ‌ها تشکیل می‌دهند که همگی به رنگ سبز هستند. این رنگ اثر شگفتی در آرامش روان انسان و حیوانات دارد.تصور کنید اگر خداوند به جای رنگ سبز گیاهان را به رنگ دیگری همانند قرمز می‌آفرید چه اثری بر روان انسان می‌گذاشت.با توجه به این تدبیر الهی پیامبر اکرم‌(ص‌) می‌فرماید:
سه چیز غم و اندوه را می‌زداید، نگریستن به آب،سبزه و روی نیکو.63
رنگ سبز در فرهنگ قرآن کریم، رنگ بهشتی است.سبزی لباس‌ها و فرش‌های بهشتی از دیگر مواردی است که قرآن کریم ذکر می‌کند.
…ویلبسون ثیابا خضرا من سندس و استبرق…؛(کهف،18‌/ 31)… ولباس‌های فاخر به رنگ سبز از حریر نازک و ضخیم در بر می‌کنند.
متکین علی رفرف خضر و عبقری حسان؛(رحمن،55/76) این در حالی است که بهشتیان بر تخت‌هایی تکیه زده‌اند که با بهترین و زیباترین پارچه‌های سبز پوشیده شده است.
رنگ سبز نماد حیات و جاودانگی ایمان و کمال است و این مسئله در بهشت به اوج خود می‌رسد.در سوره مبارکه رحمن کوچکترین آیه قرآن(آیه 64) «مدهامتان» به معنای دو برگ سبز است که از ویژگی‌های بهشت عنوان شده است.علامه طباطبایی(ره‌) درباره این آیه می‌فرماید:
الادهیام من الدهمه به معنای شدت رنگ سبز است به صورتی که به سیاهی می‌زند و آن اوج طراوت و شادمانی است.64
 شاید بتوان رنگ یشمی را مطابق آن دانست.
در آیه هشتاد سورهٔ مبارکه یس یک اثر هنری در زمینهٔ رنگ می‌بینیم:الذی جعل لکم من الشجر الأخضر نارا فإذا أنتم منه توقدون‌؛(یس،36/80) همان کسی که از درخت سبز برای شما آتش آفرید و شما به وسیلهٔ آن آتش می‌افروزید.
آنچه این آیه شریفه در ذهن می‌آفریند رنگ قرمزِ آتش و سبزی درخت است که در کنار یکدیگر قرار می‌گیرد.رنگ قرمز و سبز دو رنگ مکمل هستند و کنتراست مکمل را ایجاد می‌کنند.اگر این تابلوی نقاشی به تصویر در آید اثری هنری را مقابل چشم بینندگان قرار می‌دهد.65
رنگ سبز در داستان سنبله‌های سبز حضرت یوسف(ع‌) و خواب ملک آمده است که نماد برکت و فراوانی است66 در کتاب‌های تعبیر خواب رنگ‌ها جایگاه خاصی دارند و هرکدام نمادی برای یک تأویل خارجی هستند.
 
رنگ آبی در قرآن کریم
آبی نقطه مقابل قرمز و مادر رنگ‌های سرد است.آبی،رنگی درون گرا و رنگی غیر فعال است که خاصیت آرام بخشی دارد.67
آبی همان قدر به آب وابسته است که سبز به سبزه.این رنگ آرامش نهفته در آسمان را به زمین منتقل می‌کند.پرتو زرد خورشید در طول روز، آبی را از حالت تسکینی حادّش خارج می‌سازد و این حالت در شب که آبی رو به تیرگی می‌گذارد به اوج خود می‌رسد.68 رنگ آبی آسمان اثر تسکینی شگرفی بر وجود انسان می‌گذارد لذا خداوند رنگ آسمان و رنگ اکثر کره زمین که اقیانوس‌ها و دریاهاست را به رنگ آبی مزین ساخته است.به این ترتیب خداوند حکیم چشم انداز انسان و بستر زندگی او را براساس فطرت و نیاز روحی او رنگ‌آمیزی کرده است.انسان وقتی به آسمان می‌نگرد رنگ آبی را می‌بیند که رنگی آرام بخش است و وقتی به زمین می‌نگرد،رنگ سبز گیاهان و خاکستری خاک حالت متعادلی را به روح و روان او می‌بخشد.
استفاده از ترکیبات رنگ آبی همانند آبی کبود و فیروزه‌ای در اماکن زیارتی و در محراب‌ها و کاشی کاری‌های مساجد و زیارتگاه‌ها فضای آرام بخش و معنوی را برای انسان به وجود می‌آورد و در انسان احساس بی نهایت را ایجاد می‌کند.69 لذا هنرمندان کاشی کار و مهندسان مساجد این رنگ را مناسب‌ترین رنگ برای فضاهای معنوی همچون مساجد می‌دانند.70
رنگ آبی،به صورت مستقیم در قرآن کریم نیامده است اما در آیات مختلفی شب بستر آرامش اهل زمین خوانده شده است.پهنه زیبای لاجوردی شب را تصور کنید که ستارگان همچون نقاط روشنی در آن می‌درخشند نقاش چیره دست هستی تابلوی زیبای آرامش در شب را به انسانها هدیه می‌دهد:
إنا زینا السماء الدنیا بزینة الکواکب؛(صافات،37‌/6) ما آسمان دنیا را به زینت ستارگان آراستیم.
حضرت امام جعفر صادق‌(ع‌) به مفضل می‌فرمایند:
پس تفکر کن که چگونه رنگ آسمان را کبود مایل به سیاه گردانیده که مکرر نظر کردن به آسمان به دیده ضرر نرساند،چون در خلقت حکیم علیم نظر می‌کنی.پس آنکه حکما و دانایان بعد از تجارب بسیاری به آن دست پیدا کرده‌اند را موافق حکمت بالغهٔ الهی می‌یابی که در همه چیز ظاهر است.باید که عبرت گیرندگان از آن عبرت گیرند.
همان گونه که امام صادق‌(ع‌) می‌فرمایند بسیارند حقایقی که دین مبین اسلام چهارده قرن پیش آنها را بیان کرده است.درحالی که دانشمندان در قرون اخیر به برخی از آنها دست پیدا کرده‌اند.
یوهانس ایتن نظریه پرداز رنگ می‌گوید:
آبی نیرویی نظیر نیروی طبیعت در زمستان دارد.زمستان زمانی است که رویش و رشد در تاریکی و سکوت پنهان می‌شود.جو زمین آبی‌های مختلفی دارد.از روز گرفته تا آبی سیاه شب.آبی روح‌ها را به کمک اهتزار ایمان به لایتناهی فرا می‌خواهند.71
 
رنگ قرمز در قرآن کریم
در مقابل رنگ آبی،رنگ قرمز مادر رنگ‌های گرم شناخته می‌شود.قرمز از نظر روانی، اثری محرک و هیجان‌آور دارد و با تحریک اعصاب سمپاتیک میزان حرکت نبض را بالا برده و موجب افزایش فشار خون می‌شود و حتی می‌تواند انسان را عصبی کند.72 قرمز رنگ حرکت و تلاش برای پیروزی است و از لحاظ نمادین شبیه خونی است که در هنگام پیروزی ریخته می‌شود. رنگ شورش‌، انقلاب‌، هیجان جنگ و جریان زندگی است‌، قرمز رنگ قلب و رنگ زبانه‌های آتش است و نگاه‌ها را به سوی خود می‌کشاند و به گردش خون سرعت می‌بخشد.73 به واژه حمر به معنای قرمز یک مرتبه در قرآن کریم اشاره شده است‌:
ألم‌تر أن الله أنزل من السماء ماءً فأخرجنا به ثمرات مختلفاً ألوانها و من الجبال جدد بیض و حمر مختلف ألوانهاو غرابیب سود و من‌الناس و الدواب و الأنعام مختلف ألوانه کذلک إنما یخشی اللّه من عباده العلماء إن الله عزیز غفور؛(فاطر،35/ 27 ـ 28)آیا ندیدی که خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد که به وسیله آن میوه‌های رنگارنگ خارج ساختیم و از کوه‌ها نیز به لطف پروردگار، جاده‌هایی آفریده شده سفید و سرخ و به رنگ‌های مختلف و گاه به رنگ کاملاً سیاه‌.
در این آیه شریفه خداوند در کنار تنوع رنگ‌ها در میوه‌جات و ثمرات به اختلاف رنگ جاده‌ها در کوه‌ها اشاره می‌کند.اما منظور از جدد در آیه چیست‌؟ در میان لغت شناسان در این مسئله اختلاف نظر است.برخی آن را جمع «جدید» می‌دانند که به معنای راه‌ها و خطوط است و برخی آن را جمع «جده»،به معنای طریق ظاهر گفته‌اند.اما در هر صورت تدبر در آیه نشان می‌دهد که جدد به معنی تکه‌ها و قسمت‌ها است.74
مرحوم علامه طباطبایی در این باره دو احتمال را بیان می‌کنند.
مراد یا راههایی است که در کوه‌ها قرار دارد و دارای الوان مختلفی است و یا مراد خود کوهها است که به صورت خطوطی کشیده شده در روی کره زمین قرار دارد.بعضی از این سلسله جبال سفیدند برخی سرخ و بعضی سیاه و بعضی به چند رنگ.75 آنچه ما اکنون در طبیعت کوه‌ها می‌بینیم رگه‌های رنگی است که از جنس خود کوه‌ها است و به صورت سنگ‌های زینتی سفید و سیاه و سرخ و سبز برای معماری مورد استفاده قرار می‌گیرد.لذا جدد در آیه شریفه نمی‌تواند تنها به معنای راه‌ها و یا رشته کوه‌ها باشد و مراد رگه‌های رنگی کوه‌ها نیز هست که در طبیعت نمایان است‌.
با تفسیر این آیه شریفه می‌توان بهتر به مفهوم آیه پنجم سوره قارعه پی برد:و تکون الجبال کالعهن المنفوش؛و کوه‌ها مانند پشم رنگین حلاجی شده‌اند.
در آستانه قیامت که اوضاع جهان ماده دگرگون می‌شود، کوه‌ها مانند پشم حلاجی شده متلاشی می‌شوند.کلمه عهن به معنای پشم رنگین است76 تشبیه به پشم رنگین حلاجی شده ارتباط کامل با رگه‌های رنگارنگ کوه‌ها دارد که در آیه 27 سوره فاطر آمده است‌.
از دیگر آیاتی که تابلوی زیبای رنگینی در آن خلق شده است آیه 37 سورهٔ الرحمن است‌:
فإذا إنشقت السماء فکانت وردة کالدّهان‌؛(الرحمن،55/37) در آن هنگام که آسمان شکافته شود و همچون روغن مذاب گلگون گردد.
قرمز نماد خطر و قرار گرفتن در آستانهٔ حادثه و آتش است.قرمز شدن آسمان و شکافته شدن آن در آستانهٔ قیامت حکایت از اوج گرما و هیجان و ترسی دارد که انسانها را فرا می‌گیرد. در این آیه شریفه مراد از ورده گل سرخ و مراد از دهان ته ماندهٔ روغن جوشان است که ارتباط تنگاتنگی با سرخی دارد.77
آسمان در آستانه قیامت در اثر شکافته شدن و تخلیه نیروها همانند گل سرخ و ته ماندة روغن جوشان گلگون می‌گردد. این مسئله ارتباط مستقیم با رنگ قرمز دارد که خداوند آن را به گل قرمز تشبیه می‌کند. حتی اگر به سبب بادهای سرخ و یا عاملی دیگر آسمان بیش از حد قرمز شود و ترس را برای انسان به دنبال داشته باشد نماز آیات بر انسان واجب می‌شود.
نکته دیگری که در این آیه شریفه وجود دارد،توجه به رنگ سیاه است.سؤال در اینجا است که چرا غرابیب سود،«سیاه کامل‌» در آیه از بیض و حمر و رنگ‌های دیگر جدا ذکر شده است.فخر رازی معتقد است که خداوند سیاه را به این سبب جدا ساخته که در رنگ سیاه اختلاف نیست،لذا آن را از بحث مختلفاً ألوانهاجدا ساخته است.78
اما باید توجه داشت که در رنگ سیاه نیز اختلاف وجود دارد.غرابیب جمع غربیب به معنای سیاه است.کلاغ را نیز به خاطر رنگ سیاهش غراب می‌گویند.79 اما هنگامی که واژه سود پس از غرابیب آمده است و بر سیاهی تأکید می‌کند در واقع سیاه مطلق را بیان می‌کند. در این صورت در رنگ سیاه مطلق اختلافی وجود ندارد لذا خداوند متعال آن را مختلفاً الوانهاجدا ساخته است.به نظر یوهانس ایتن:
تنها یک سیاه مطلق و یک سفید مطلق وجود دارد ولی تعداد نامحدودی از خاکستری‌های تیره و روشن بین سفید و سیاه قرار می‌گیرند که طیفی پیوسته را تشکیل می‌دهند.80

 خاتمه
با آنچه در این نوشتار مختصر بیان شد،روشن گردید،که چرا رنگ‌ها و تنوع و اختلافشان از آیات الهی محسوب می‌شوند.اسرار بسیاری در دنیای رنگها نهفته است که اگر در آنها تأمل و تفکر شود،انسان را با علم و حکمت و قدرت الهی آشنا می‌سازد.
به علاوه از رنگ‌ها و دیگر آیات ال هی می‌توان به حرکت توحیدی رسید و به آن حرکت سرعت بخشید.خداوند نور آسمان‌ها و زمین است.و نور الهی منشأ رنگ الهی است.
صبغة اللّه و من احسن من اللّه الصبغة ونحن له عابدون‌؛(بقره،2/ 138) رنگ خدایی (بپذیرید) وچه رنگی از رنگ خدایی بهتر است و ما تنها او را عبادت می‌کنیم.
رنگ خدا، رنگ ایمان و توحید و اسلام است‌. این تعبیر زیبا و لطیف و هنری قرآن کریم است که ایمان و توحید و اسلام را به رنگ خدایی معرفی می‌کند. خداوند متعال در این آیه می‌فرماید: به جای رنگ‌های ظاهری و خرافی که ادیان دیگر برای تطهیر به آنها متوسل می‌شدند با رنگ خدا که همان ایمان حقیقی است خود را تطهیر کنید.81
نگاه عرفانی به رنگ،فراتر از رنگ ظاهری اجسام است که قرآن کریم در آیه مذکور بدان توجه دارد.
در درون خــود بـــیـــفـــزا درد را             تـا بـبـیـنـی ســرخ و ســبـز و زرد را
کـی بـبینـی سـبـز و سـرخ و فـور را              تـا نـبـیـنـی پـیـش ایـن سـه نـور را
لیـک چـون در رنگ کم شد هوش تو             شــد زنـور آن رنـگ‌ها روپـوش تـو
چونکه شب‌ها آن رنگ‌ها مستور بود              پـس بـدیـدی دیـد رنـگ از نور بود
نـیـست دیـد رنـگ بـی نـور بـرون‌                هـمـچـنـیـن رنـگ خـیـال انـدرون
ایـن بـرون از آفـتـاب و از سهاست‌              وان درون از عـکـس انـوار علاست
نـور نـور چـشـم خـود نور دل است             ‌نور چشم از نور دل‌ها حاصل است
بــاز نـورِ نـورِ دل‌، نـور خـداسـت                 ‌کوز نور عقل و حس پاک و جداست82
 مسئله رنگ‌ها در حوزه دین جایگاه بسیار وسیعی دارد.در روایات پیامبر اکرم‌(ص) و ائمه معصومین(ع) رنگها و تأثیرات آنها بسیار به چشم می‌خورد،که ما در این نوشتار به علت محدود بودن بحث به قرآن کریم‌،به آن نپرداختیم،اما این مسئله موضوعی است که برای محققان و دانش پژوهان می‌تواند چشم انداز گسترده‌ای داشته باشد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

نام پنج رنگ در قرآن

نام پنج نوع رنگ در قرآن آمده است:
رنگ زرد در 5 سوره بقره، روم، زمرومرسلات آمده است.
رنگ سبز در6 آیه از سوره های یوسف، یس، رحمان و انسان.
رنگ سفید در آیه 187 سوره بقره و27 سوره فاطر .
رنگ قرمز در آیه 27 سوره فاطر آمده است.
همچنین از یک رنگ معنوی در آیه 138 سوره بقره یاد شده است،که آن رنگ(صبغة الله) الهی یا اخلاص می باشد.
و بهترین رنگ، رنگ خداست رنگ ایمان به خدا و توحید .
رنگ آمیزی خدا است که به ما مسلمانان رنگ فطرت،ایمان و سیرت توحید بخشیده،هیچ رنگی خوشتر از ایمان به خدای یکتا نیست.
وما او را بی هیچ شائبه شرک پرستش می کنیم